نمایش ایرانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از تئاتر ایرانی)
پرش به: ناوبری، جستجو


نمایش در ایران، پیشینه‌ای دراز دارد.

نمایش کهن[ویرایش]

دوران باستان[ویرایش]

پس زمینه تئاتر در ایران به دوران باستان (۶۴۱–۱۰۰۰ پیش از میلاد) برمیگردد. شروع اولین تئاتر و پدیده‌های بازیگری مردم این سرزمین را می‌توان در مراسم و تشریفاتی جستجو کرد که در آن‌ها به ستودن قهرمان‌های افسانه‌ای و ملی و تحقیر دشمن می‌پرداختند؛ که از این دست آثار می‌شود به سوگ سیاوش و روایات نمایشی از تاریخ، داستان‌های اساطیری و عشقی که توسط هرودوت و گزفون گزارش شده اشاره کرد.

تعزیه[ویرایش]

تئاترهای اولیه ایرانی پیوند عمیقی با واقعه کربلا و سایر وقایع و زندگی پیامبران دارد که عموماً تعزیه نامیده می‌شود.

دوران قاجار[ویرایش]

گروه تئاتر کریم شیره‌ای در دوره سلطنت ناصرالدین‌شاه قاجار.

تا پیش از سفرهای سه‌گانهٔ ناصرالدین شاه به اروپا تئاتر غیر تعزیه‌ای ایران تنها به یک سری نمایش‌های سبک کوچه بازاری خلاصه می‌شد. روحوضی و تقلیدکاری نمونه‌ای از آن بود.

اشخاصی چون شیخ شیپور، شیخ کرنا یا کریم شیره‌ای تئاترهایی بداهه اجرا می‌کردند و خاطر شاه منبسط می‌گردید؛ ولی سفر شاه به اروپا و دیدن عظمت و شکوه اپراها و سالن‌های نمایشی آنجا دل شاه را ربود.

از میانهٔ دورهٔ قاجار به بعد: ارتباط با فرهنگ مغرب‌زمین[ویرایش]

پیدایش نمایش جدید در ایران سیصد سال پس از رنسانس[ویرایش]

از زمان ناصرالدّین شاه قاجار تحت تأثیر نمایش اروپایی نمایشنامه‌نویسانی در ایران پیدا شدند که برای صحنه نمایشنامه نوشتند. همزمان نمایش‌های قدیم رو به افول گذاشت و کم‌کم تا پایان روزگار پهلوی محو شد. میرزا جعفر قراچه‌داغی نمایشنامه‌های میرزا فتحعلی آخوندزاده و میرزا حبیب اصفهانی کار مولیر را به فارسی درآوردند. میرزا آقا تبریزی خود به زبان فارسی نمایشنامه نوشت: حکومتِ زمان‌خان از نخستین نمایش‌های مکتوب مربوط به دوره قاجار است.[۱] پس از او میرزا احمدخان کمال‌الوزاره محمودی و مؤیدالممالک فکری ارشاد دست به تصنیف نمایشنامه زدند.

ناصرالدین شاه که شیفته ظاهرسازی بود و قبل از آن تکیه دولت را برای اجرای تعزیه تأسیس کرده بود، برای اجرای تئاتر مدرن فرمان به تأسیس سالنی در تهران داد. از سوی دیگر، به گفته «الول ساتن» نیز، اولین کسی که به نضج و پیدایش نهضت تئاتر ایران کمک کرد، ناصرالدین شاه قاجار بود که در سال ۱۲۹۰ هجری که وی سفری به فرنگستان کرد. او تئاتر اروپایی را اندکی دیده بود و چون به ایران بازگشت، مسبب تحولی در اجرای تعزیه‌های درباری شد. در این دوره بود که تکیه دولت ساخته شد و بدعت دیگر، وجود تعزیه‌گردان بود که معادل ناظم نمایش یا رژیسور است. مقارن این احوال بود که نخستین رشته از نمایش‌های غیر مذهبی به زبان فارسی نوشته و بازی شد. همچنین به دستور شخص ناصرالدین شاه قاجار بود که در محل دارالفنون زیر نظر میرزا علی اکبر مزین الدوله نقاش، تئاتری دایر گردید.

با طلوع مشروطیت در ایران به سال ۱۳۲۴ هجری قمری، جوش و خروش عجیبی در زمینه ادبیات و فرهنگ به وجود آمد و تئاتر مانند هر شعبه دیگری از شعب ادبی و ذوقی، از این تحول عظیم بهره‌مند گردید. جماعات هنرپیشگان و تئاترهای متعددی در این دوره پدید آمد. اولین این‌ها، تئاتر فرهنگ بود که در عمارت مسعودیه نمایش می‌داد. یعنی بنایی بود که به اسم مسعود میرزا ظل السلطان معروف بود و بعدها شد وزارت فرهنگ. بعضی از اعضای تئاتر فرهنگ در رشته‌های دیگری شهرت پیدا کردند که از آن جمله بودند: محمد علی فروغی، عبداله مستوفی، علی اکبر داورفر، فهیم الملک و سید علی نصر. تئاتر دومی، تئاتر ملی نام داشت که از قضا سید علی نصر نیز عضو آن بود. این تئاتر را سید عبدالکریم محقق الدوله در سال ۱۳۲۹ هجری قمری بنا کرد. مرکز فعالیت این گروه، در محل هتل فاروس در لاله‌زار بود و شاید بتوان گفت که لاله‌زار، مرکز فعالیت‌های تئاتر تهران شد. در سال ۱۳۳۴ هجری قمری، سید علی نصر ضمن بازگشت از سفر اروپا، کمدی ایران را تأسیس نمود که ده سال باقی بود و این مؤسسه، اولین مؤسسه منظم تهران به‌شمار می‌رفت و وزارت تئاتر ایران، این تئاتر را به رسمیت شناخت. بسیاری از هنر پیشگان نامی آن دوران در این تئاتر، فن هنرپیشگی را فرا گرفتند که از آن جمله‌اند: بهرامی، رفیع حالتی، فضل‌الله بایگان، غلامرضا فکری، علی اصغر گرمسیری. کمدی ایران، در تاریخ تئاتر ایران نیز اهمیت به سزایی دارد، زیرا بسیاری از نمایشات خود را در عمارت جدید التاسیس «گراند هتل» در خیابان لاله‌زار، عرضه داشت و همین عمارت بود که بعدها مبدل به تماشاخانه تهران شد. (علی حاتمی در سریال «هزار دستان» از این عمارت در ساخت سریال، استفاده کرد).

روزگار پهلوی[ویرایش]

در روزگار پهلوی جنبش نمایشنامه‌نویسی و نمایش به شیوه فرنگی قوّت یافت و با تأیید حکومت رشد کرد. ولی از دههٔ ۱۳۳۰ گرایش‌هایی به بازگشت به شیوه‌های نمایش ایرانی پیدا شد که در دههٔ ۱۳۴۰ با ظهور علی نصیریان و بهرام بیضایی و اکبر رادی و غلامحسین ساعدی و چندی دیگر روزگار زرّین نمایش را در ایران به بار آورد. در این دوره تماشاخانه‌هایی چون تالار ۲۵ شهریور و تئاتر شهر و تالار رودکی در تهران تأسیس شد.

تئاترهایی در طول پانزده یا بیست سال بعد از این، پا به عرصه وجود نهادند که می‌توان به اجمال به این نمایش‌ها اشاره کرد:

تئاتر نکیسا، که به دست ارباب افلاطون شاهرخ ایجاد گردید و خود ارباب افلاطون، نمایش‌های تاریخی چندی را نوشت.

جامعه باربد را ابراهیم مهرتاش به وجود آورد که به تکامل و پیشرفت صنعت تئاتر ایران، کمک شایانی کرد و پاره‌ای از مظاهر ذوقی باستانی ایران و فولکلور را زنده نمود. هر دو تئاتر، یعنی نکیسا و باربد، به منزله مدرسه‌ای بود که در آن هنر پیشگان فراوانی تربیت یافتند. دو نفر دیگر به نام‌های میرسیف الدین کرمانشاهی و علی دریا بیگی نیز مسئول پیدایش مدارس هنرپیشگی در ایران بودند.

تأسیس انجمنها و شرکتها یکی دیگر از عوامل پیشبرد تئاتر بوده‌اند. انجمن اخوت که در سال ۱۳۱۷قمری تأسیس شد و از اولین گروه‌هایی بود که دست به فعالیتهایی نظیر کنسرت و نمایش زده است. پس از انجمن اخوت تأسیس (شرکت فرهنگ) را می‌توان نام برد. در سال ۱۳۲۹قمری نخستین مکان مستقل نمایش در ایران به نام «تئاتر ملی» دایر شد. تا پیش از تأسیس «تئاتر ملی» انجمن‌ها و مراکز مختلف تحت عناوین گوناگون از تئاتر برای پیشبرد هدفهای سیاسی و تبلیغاتی خود استفاده می‌کردند، اما «تئاتر ملی» که ریاست آن را عبدالکریم خان محقق الدوله به عهده داشت، امکانات و بودجه خود را از محل خیریه آموزش و پرورش تأمین می‌کرد و مستقلاً در اختیار نمایش و اجرای تئاتر قرار داد. فعالیت‌های چند ساله «تئاتر ملی» موجب شد که تئاتر همچون هنری مستقل که حتی قادر است از نظر مالی خود را تأمین کند از طرف مقامات رسمی و مردم شناخته شود و شوق و شوری در میان مردم نسبت به تئاتر برانگیخته شود.

حتی عده‌ای از دانشجویان که برای تحصیل به خارج رفته بودند، در رشته تئاتر تحصیل کردند و با دستهای پر علمی و هنری به ایران بازگشتند و بنای تئاتر نوین ایران را طرح‌ریزی کردند.

در ایران حزبهای مختلف، هر چند به شیوه سنتی وجود داشت، اما تئاتر وجود نداشت؛ لذا به گمان عده‌ای از روشنفکران، تأسیس تئاتر، گذشته از ارزش‌هایی که بر قفس نمایش مرتبت بود، نمادی از ترقی و رشد فکری تلقی می‌شد.

شرایط تئاتر ایران در سالها فاصله سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۲ را شماری پژوهندگان به سبب گستردگی اجرای صحنه و رشد تئاتر (دوران صحنه) نامیده‌اند. این دوران به دلیل استقبال جامعه تماشاگران و مخاطبان از تئاتر صحنه به یاد ماندنی است. در آن سالها تولیدات سینمای ایران به لحاظ کیفی و کمی در حدی نبود که بتواند پاسخگوی مخاطبان باشد. تلویزیون هنوز به ایران نیامده بود. رادیو به میزانی که باید در دسترس مردم قرار نداشت. به دلیل در صد بالای بی‌سوادی در کشور از مطبوعات استقبال چندانی نمی‌شد و به همین دلیل از فعالیت‌های نمایشی استقبال بالینه مناسبی به عمل می‌آمد.

انگیزه‌های تماشاگران متفاوت بود و گروهی به قصد صرفاً سر گرمی و شماری به دلیل گرایش‌های سیاسی خود نمایشهای مورد نظرشان را برای تماشا انتخاب می‌کردند. شکل‌های پذیرش جامعه از تئاتر و جو سیاسی حاکم بر کشور، زمینه‌ای برای انتخاب و اجرای آثار نمایشی بود. تئاتر در این دوره ظرفیتی بالقوه برای تبلیغ سیاسی رایج و جزب افراد به سوی احزاب نو پا داشت.

به همین دلیل بود که بخش مهمی از فعالیت‌های نمایشی ـ ترجمه و نگارش و اجرا ـ ملهم از خطوط سیاسی رایج آن روزگار شد وبالاخره یکی از مهمترین اتفاقهای این دوره شکل‌گیری «گروه هنر ملی» با هدف دستیابی به نمایش‌های با هویت ایرانی بود. سرپرست این گروه، شاهین سرکسیان بود. کسانی چون عباس جوانمرد و علی نصیریان در پایه‌گذاری این گروه به او پیوستند و بازیگرانی پر سابقه چون رقیه چهرآزاد و عصمت صفوی با این گروه همکاری کردند. تشکیل این گروه با استقبال محافل روشنفکری و ادبی روبرو می‌شود. با مقایسه فهرست‌های موجود از نمایش‌های چاپ شده ایرانی و ترجمه آثار خارجی و اجرای نمایشنامه‌های خارجی و ایرانی مشاهده می‌شود که کفه آثار اجرایی به ویژه نوشته‌های فارسی بسیار سنگینی چاپ شده است. دلیل عمده این امر رشد تقاضای آثار ایرانی و میزان تماشاگران است که برای برآورده شدن خواسته‌های آنان، مدیران تماشاخانه‌ها ناگزیر از عرضه تعداد بالنسبه زیاد و سفارش و نگارش و ترجمه به (شکل بازی و تطبیق داده شده و آداپته) بودند که به سرعت آماده شود و در حد و اندازه پسند مخاطبان عام باشد.

دوران جمهوری[ویرایش]

با انقلاب ۱۳۵۷ بر خلاف انتظار همگان وقفهٔ بزرگی در نمایش پیش نیامد، و در واقع یکی از شاهکارهای نمایش ایران در نخستین سال انقلاب بر صحنه رفت - مرگ یزدگرد. ولی رفته‌رفته نمایش شکل دیگری یافت، نمایشنامه‌نویسان بزرگ منزوی شدند، و با وجود رشد کمّی بسیار شتابان، نمایش‌های ارزشمند کمتری بر صحنه‌ها دیده شد.

تئاتر امروز فارسی[ویرایش]

ایران[ویرایش]

جنبش تئاتر حرفه‌ای ایران به صورت ویژه در پایتخت این کشور یعنی تهران فعال است.

تاجیکستان[ویرایش]

فرخ قاسم (۱۹۴۸–۲۰۱۰) کسی است که نوآوری را در تئاتر تاجیکستان به ارمغان آورد. او اجراهایی را بر اساس آثار مولانا، زرتشتی، متون قرآنی و عارفان صوفی به روی صحنه برده است.

افغانستان[ویرایش]

تئاتر افغانستان پس از چند سال سکوت در حال رشد است.

مورّخان[ویرایش]

از مهم‌ترین مورّخان نمایش ایرانی می‌توان بهرام بیضایی را نام برد که کتاب نمایش در ایران را نوشته. یعقوب آژند و جمشید ملک‌پور نیز از نویسندگان مهمّ تاریخ نمایش ایرانی به‌شمار می‌روند.

ویلم فلور نویسنده کتاب «تاریخ تاتر در ایران» تلاش ارزنده‌ای در این زمینه انجام داده‌است. کتاب او در سال ۲۰۰۵ برای نخستین بار توسط انتشارات میج منتشر شده‌است و در هفتمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران عرضه شده‌است.[۲]

سبک[ویرایش]

قبل از ظهور سینما هنرهای نمایشی محبوبی وجود داشته است که بعضی از آن‌ها عبارت‌اند از:

پوستر[ویرایش]

طراحی پوستر تئاتر، سابقه‌ای طولانی در تاریخ نمایش ایران دارد. اولین پوسترهای تئاتر و سینما در ایران، همزمان با پیشرفت هنرهای نمایشی در تئاتر تبریز و لاله‌زار تهران بود.[۳]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]