اجاره‌نشین‌ها

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
اجاره‌نشین‌ها
The-Tenants-(1986-film)-Poster.jpg
پوستر فیلم اجاره‌نشین‌ها
کارگردانداریوش مهرجویی
تهیه‌کنندههارون یشایائی و محمدعلی سلطان‌زاده
نویسندهداریوش مهرجویی
بازیگرانعزت الله انتظامی
اکبر عبدی
حسین سرشار
حمیده خیرآبادی
رضا رویگری
ایرج راد
سیاوش تهمورث
فریماه فرجامی
منوچهر حامدی
فردوس کاویانی
منیژه سلیمی
موسیقیناصر چشم‌آذر
فیلم‌بردارحسن قلی‌زاده
تدوین‌گرحسن حسن‌دوست
توزیع‌کنندهشرکت سهامی پخشیران
تاریخ‌های انتشار
۱۳۶۶
مدت زمان
۱۲۰ دقیقه
کشورایران
زبانفارسی

اجاره‌نشین‌ها فیلم سینمایی کمدی-درام به کارگردانی و نویسندگی داریوش مهرجویی محصول سال ۱۳۶۵ است ،که در سال ۱۳۶۶ به نمایش عمومی در آمد و به پرفروش‌ترین فیلم آن سال تبدیل شد، بر اساس نظرسنجی ماهنامه فیلم از بین منتقدان سینمایی در بین فیلم‌های برتر تاریخ سینمای ایران قرار گرفته‌است.

اجاره‌نشین‌ها در زمانی ساخته شد که فیلم‌های کلیشه‌ای و شعارزده صحنه سینمای ایران را به تسخیر خود درآورده بودند و از این جهت فیلمی بسیار متفاوت با ارجاعات سیاسی و اجتماعی فراوان است.

داستان[ویرایش]

یک آپارتمان در حاشیه شهر تهران که مالکش درگذشته بدون وارث مانده و اداره امور آپارتمان و مستاجرها را مباشر مالک درگذشته که خود نیز ساکن همین ساختمان است به عهده گرفته و قصد دارد با همکاری یک مشاور املاک محلی ملک را تصاحب کند. آپارتمان فرسوده و نیازمند تعمیرات اساسی است ولی عباس آقا (مباشر مالک درگذشته با بازی عزت الله انتظامی) نه خود وظیفه تعمیرات را به عهده می‌گیرد و نه به دیگر ساکنان اجازه انجام این کار را می‌دهد. در این ساختمان هر یک از ساکنان به دنبال به کرسی نشاندن حرف و نظر خود هستند و این امکان تفاهم بر سر چگونگی تأمین هزینه‌های تعمیرات را از بین می‌برد، تا این که عباس آقا به توصیه مادرش (با بازی حمیده خیر آبادی) مجلس شامی تدارک می‌بیند و می‌پذیرد که با مشارکت همه ساکنان هزینه تعمیرات تأمین شود، اما فردای آن روز این توافق با توصیه‌های غلام ترکه‌ای به عباس آقا بر هم می‌خورد و کار تعمیرات ساختمان همچنان بر زمین می‌ماند تا این که در شبی بارانی منبع آب بزرگ ساختمان سقوط می‌کند و کل ساختمان فرو می‌ریزد، روز بعد ماموران شهرداری به اجاره‌نشین‌ها اعلام می‌کنند که این ملک به شکل قسطی به آن‌ها واگذار می‌شود.[۱][۲][۳]

حواشی ساخت فیلم[ویرایش]

  • پاییز ۱۳۶۴. داریوش مهرجویی پس از فراز و نشیب فراوان، چند ماهی است که به ایران بازگشته و یکی از فیلمنامه‌هایش که طرحش را در پاریس نوشته، اجازه ساخت گرفته است، در حالی که ساخته قبلی‌اش هنوز در محاق توقیف است.
  • شرایط به گونه‌ای پیش می‌رفت که همگان مهرجویی را از بازگشت حذر می‌دادند. او در پاریس ماندگار و شد یکی از چهره‌های شناخته شده جمع روشنفکران تبعیدی ایرانی مقیم پاریس.
  • به تدریج گروهی از صمیمی‌ترین دوستان مهرجویی پس از دوره‌ای زندگی مخفی با خروج از ایران به او پیوستند. شاخص‌ترینشان غلامحسین ساعدی، نویسنده شناخته شده بود که تعدادی از بهترین فیلم‌های مهرجویی با آثار و یا همراهی او ساخته شده‌اند.
  • روزهای اول تبعید به نوشته مهرجویی بهترین روزها بود: «حالا که فکرش را می کنم، می‌بینم آن روزها از خوش ترین ایامِ دوره تبعید ناخواسته‌ام به فرانسه بود. روزهایی که همه چیز به التهاب و انقلاب آغشته بود و زندگی ما در گرداب تحولات می چرخید آنجا برای گذران وقت گاهی با دوستان قدیمی در غربت دور هم جمع می‌شدیم و مهمانی می‌گرفتیم. مهمان‌ها همه مثل هم بودند. علاف و مهاجر و شاعر و فیلسوف و زبان شناس و نقاش و فیلم ساز که از بد حادثه آنجا به پناه آمده بودند.» (کتاب سفرنامه پاریس، عوج کلاب)

آمدن ساعدی به پاریس، کار فیلمسازی را جدی می‌کند. ساعدی و مهرجویی هرکدام طرح‌های مختلفی دارند و وقتی همدیگر را می‌بینند به شوق زنده کردن خاطره همکاری‌های موفق قبلی شروع به کار می‌کنند: «همان روز اولی که مرا دید گفت داریوش برایت یک داستان عالی دارم گفت اسمش را گذاشته خانه باید تمیز باشد. گویا اصلا به این عشق آمده بود که با هم کار بکنیم» (مهرجویی، کارنامه چهل ساله) این طرح نهایت «مولوس کورپوس» نام گرفت و حتی کمک هزینه ساخت از مرکز ملی سینمای فرانسه CNC هم گرفت اما ساخته نشد.

  • طرح‌های دیگر از جمله یکی به نام «مسافران» با مضمون پررنگ سیاسی چون سرمایه گذار اصرار به نام بردن از یک حزب سیاسی دارد به نتیجه نمی‌رسد. در این میان مهرجویی مستندی به نام «سفر به سرزمین آرتور رمبو» را می‌سازد اما همچنان وسوسه ساخت فیلم بلند، او و ساعدی را رها نمی‌کند.

مشکل پیدا کردن سرمایه گذار است. حال و احوال تبعیدی‌ها هم خوش نیست: «یک روز از پنجره خانه‌مان حیاط مهرکودک دخترم مریم که آن موقع سه چهار سالش بود را نگاه می‌کردم. در آن زمین بزرگ همه بچه‌ها سرگرم بازی بودند. من دنبال مریم گشتم و دیدم رفته یک گوشه‌ای تنهای تنها نشسته و هیچ کاری نمی‌کند.یک دفعه دلم خیلی گرفت. ناگهان آگاهی جدید نسبت به وضعیت انسانی خودمان پیدا کردم. با خودم گفتم این مملکت به درد ما نمی‌خورد.» (مهرجویی، کارنامه چهل ساله) در همین حال وقایع مهمی هم در تهران می‌گذرند. مشکلاتی برای خانه مهرجویی شبیه اتفاقاتی که بعدها در فیلم «بانو» به تصویر کشیده شد، می‌افتد اما اتفاقات مهم دیگری هم در یکی از معروف ترین اماکن تهران در حال وقوع بود.

  • در بازگشت داریوش مهرجویی به ایران اطمینان‌هایی که محمدمهدی دادگو از چهره‌های مورد اعتماد مدیریت وقت فرهنگی کشور و عزت‌الله انتظامی به او می‌دهند به اضافه پشتوانه مهم اظهارنظر رهبر وقت حکومت در ستایش از فیلم «گاو» نقش مهمی در بازگشت بدون مشکل او ایفا می‌کند: «محمدمهدی دادگو و عزت‌الله انتظامی مرتب پیغام می‌دادند و دعوت می‌کردند برگردم. ما هم با هوال و ولا برگشتیم و دیدیم اوضاع برعکس تبلیغات غلطی که آنجا بر صد ایران در جریان بود، چندان هم نامساعد نیست.
  • بازگشت مهرجویی اما دوست قدیمی (ساعدی) را برای همیشه دلگیر او باقی می‌گذارد: «وقتی این موضوع را به حامدی گفتم، گریه اش گرفت. مرا بغل کرد و گفت خوش به حالت، ولی کاش من را تنها نمی‌گذاشتی. من به امید تو اینجا آمدم. اشکم درآمد، گفتم من فعلاً موقتاً می‌روم تهران تا ترتیب فیلمم را بدهم، گفت: «می‌دونم که دیگه برنمی‌گردی…من بی تو اینجا دق می‌کنم»…گریه می‌کرد و من را بغل کرده بود و نمی‌گذاشت که بروم»

غلامحسین ساعدی شش ماه بعد از برگشت مهرجویی در همان روزهای شروع فیلمبرداری اجاره‌نشین‌ها چشم از دنیا بست. عوامل شناخته شده و دوستان و همکاران قدیمی مهرجویی آماده همکاری با او می‌شوند. از میان همکاران قدیمی علی نصیریان بازی در نقشی را که بعدا ایرج راد آن را بازی کرد، نپذیرفت.

  • فیلمبرداری اجاره‌نشین‌ها به دلیلی ویژگی‌های خاص اجرایی فیلمنامه برای تخریب یک خانه با امکانات آن زمان سینمای ایران با مشکلات زیادی همراه بود. با این همه مهرجویی یکی از اعضای خانواده‌اش را پس از مدتها کنارش داشت.

خواهرش ژیلا مهرجویی را که مدتی در زندان بود، حالا منشی صحنه فیلمش بود. همسر ژیلا، محمود بزرگمهر از اعضای حزب رنجبران ایران بود که تیرماه سال ۱۳۶۳ در زندان اوین اعدام شد.حزب رنجبران پس از وقایع سال ۶۰ مورد غضب حکومت جمهوری اسلامی قرار گرفته بود. رنجبران همان حزبی است که مسعود فراستی پور سختگوی آن بود.

  • فیلمبرداری اجاره‌نشین ها چند ماه به طول می‌انجامد. در یکی از روزها گوگوش که او هم آن روزها شرایط خاصی داشت سرصحنه رفت: «بعد از

انقلاب خودم را سر فيلمبرداری اجاره نشين‌ها به كارگردانی داريوش مهرجويی رساندم. كلی با نادره حرف زدم، خاطرات مان را زنده كرديم، اين آخرين باری بود كه او را ديدم»

  • ساخت موسیقی متن اجاره‌نشین‌ها هم به ناصر چشم آذر سپرده شد که او هم تازه از لس آنجلس به ایران بازگشته بود و تازه برای «تاراج» موسیقی نوشته مهرجویی پس از بازگشت از اظهارنظر رسانه‌ای خودداری کرد جز آنکه گفت قرار است اجاره نشین‌ها ابتدا نمایش داده شود و بعد مشکل حیاط پشتی مدرسه عدل آفاق حل شود بود.

لوکشین[ویرایش]

ایرج راد، یکی از بازیگران فیلم در گفتگو با خبرگزاری مهر گفته‌است: در آن سال‌ها فیلمبرداری اجاره نشین‌ها نسبت به ساخت دیگر فیلم‌ها بیشتر طول کشید. برای این فیلم سینمایی بیش از ۳ ماه مشغول به کار بودیم. تمام لحظات فیلمبرداری این فیلم سینمایی برای عوامل فیلم خاطره بود. از ساختمانی که در آن کار می‌کردیم تا سکانس‌هایی که مجبور بودیم خودمان به جای بدلکار بازی کنیم.

برای فیلمبرداری اجاره نشین ها از دو ساختمان استفاده می‌کردیم، بخش درونی ساختمان در خیابان پیامبر بود که در آن زمان تنها یک بیابان بود، به گونه ای که عزت الله انتظامی می‌گفت اگر یک شب فیلمبرداری طول بکشد، ممکن است گرگ‌ها ما را تکه پاره کنند. ساختمان بیرونی و نمای ظاهری ساختمان اجاره‌نشین‌ها نیز روبروی نیروگاه برق آلستوم بود که تمام اطراف این نیروگاه نیز بیابان بود.

یکی از نکات مثبت و خاطره‌انگیز در فیلم این بود که یک سری از مسائل و مشکلاتی که کاراکترهای اجاره نشین ها با آن درگیر بودند، شکل واقعی داشت. به عنوان مثال در سکانسی که قرار بود کتابخانه روی سر من خراب شود، این اتفاق به‌طور واقعی و با کتابخانه‌ای از جنس نئوپان سنگین رخ داد. به طوری که در اولین برداشت خراب شدن کتابخانه روی سر من، یک چوب سنگین روی سرم افتاد و من برای چند دقیقه سر صحنه فیلمبرداری بیهوش بودم، عوامل فیلم برای گرفتن این سکانس، مجبور شدند تا چوب‌ها را نگه دارند تا دیگر صدمه ای به من وارد نشود.

سکانس دیگری که بدون استفاده از بدلکار بازیگران در آن حضور داشتند، جاری شدن آب در راه پله‌های ساختمان بود. برای گرفتن این سکانس منبع آب بزرگی در نظر گرفته شده بود و ما جلوی مسیر جریان آب قرار می‌گرفتیم و در منبع آب را باز می‌کردند و آب با فشار بالا ما را با خود می‌برد.

هرچند این فیلم سینمایی پر از حادثه بود اما هیچ گونه اسپشیال افکتی برای گرفتن این سکانس‌ها وجود نداشت. حتی زمانی که تلفن در دستان اکبر عبدی منفجر می‌شود، از بدلکار استفاده نشد و خودش این سکانس را بازی کرد. تمامی سکانس‌هایی که در این فیلم گرفته شده واقعاً اتفاق افتاد و بارها و بارها بازیگران در این فیلم صدمه دیدند.

نقش‌ها[ویرایش]

بازیگران[ویرایش]

بازیگر نقش
عزت‌الله انتظامی عباس‌آقا سوپر گوشت
اکبر عبدی آقای قندی
حسین سرشار آقای سعدی
ایرج راد آقای توسلی
رضا رویگری مهندس
حمیده خیرآبادی مادر عباس
فردوس کاویانی مش مهدی
منیژه سلیمی خانم توسلی
فریماه فرجامی مهندس افجه‌ای
نسرین قاسم‌زاده خانم کوچیک
سیاوش تهمورث با نام حسن تهمورث نیا در تیتراژ غلام
منوچهر حامدی با نام رضا حامدی در تیتراژ باقری
شاپور شهیدی اصغر دلال
رضا بنفشه‌خواه مأمور شهرداری
محمد علینقی کنی مهندس شهرداری
علی علینقی کنی اکبر
یارتا یاران سالک

جوایز[ویرایش]

پنجمین دوره جشنواره فیلم فجر[ویرایش]

قسمت نامزد نتیجه
بهترین صدابرداری استاد جهانگیر میرشکاری و اصغر شاهوردی و بهروز معاونیان برنده
بهترین فیلمبرداری حسن قلی‌زاده نامزدشده
بهترین تدوین استاد داریوش مهرجویی و استاد حسن حسن‌دوست نامزدشده
بهترین بازیگر نقش اول مرد زنده یاد استاد عزت الله انتظامی نامزدشده
بهترین فیلمنامه استاد داریوش مهرجویی نامزدشده
بهترین کارگردانی استاد داریوش مهرجویی نامزدشده
بهترین فیلم محمدعلی سلطان‌زاده و هارون یشایائی نامزدشده

منابع[ویرایش]

  1. توماس، کوین (۱۸ مهر ۱۳۹۴). «نقد لس آنجلس تایمز بر اجاره نشین‌های مهرجویی». وبسایت سینما سینما. دریافت‌شده در ۷ آبان ۱۳۹۷.
  2. عظیمی، شاهپور (۲۲ دی ۱۳۹۴). «دعوای مالکان». ماهنامه سینمایی فیلم. دریافت‌شده در ۷ آبان ۱۳۹۷.
  3. «اجاره نشين‌ها( ۱۳۶۵)». دریافت‌شده در ۷ آبان ۱۳۹۷.

پیوند به بیرون[ویرایش]