رقص ایرانی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

رقص آذری

پیشینه[ویرایش]

رقص سماع در متون فارسی

تاریخ رقص ایرانی تا هزاران سال پیش از میلاد مسیح امتداد می‌یابد. یافته‌های باستان‌شناسی در مناطق مختلف ایران گویای وجود و اشاعه رقص به عنوان یک آیین اجتماعی در سرتاسر امپراتوری ایران باستان است. آیین میترا یا مهرپرستی که در بستر جغرافیایی ایران بوجود آمد شامل عادات و آیین‌های بود که همراه با رقص اجرا می‌شده‌اند. گزنفون تاریخنگار یونانی به اهمیت رقص در دربار هخامنشی اشاره کرده است. تا زمان فروپاشی شاهنشاهی ساسانی و استیلای اعراب بر ایران، رقص یک پدیدهٔ پذیرفته شدهٔ اجتماعی و بخشی جدائی‌ناپذیر از فرهنگ ایران محسوب می‌شد.

رقص آئینی[ویرایش]

از قدیمیترین انواع رقص‌های ایرانی رقص آیینی است که دربرگیرنده مجموعه حرکات موزونی است که در چهارچوب ادای یک سنت و یا آیین و عموماً بصورت گروهی اجراء می‌شود. رقص آئینی انعکاس حالات درونی و یا عرفانیست. شواهد تاریخی بسیاری از جمله نقاشی‌های روی صخره‌ها، دیواره‌های غارها و سفال‌های باستانی حفاری شده نمایانگر وجود رقص آئینی در سرتاسر فلات ایران و از دیر باز است.

رقص عارفانه از متاخرترین رقص‌های آیینی ایرانیست که قدمتی بیش از هزار سال دارد. از زمان پیدایش اندیشه‌های صوفیانه و عارفانه در ایران، از رقص به عنوان آئینی برای به خلسه رفتن، در خود فرو شدن و یا آنچنان که پیروان این راه ذکر می‌کنند، برای نزدیکتر شدن به عوالم بالا و آفریدگار استفاده شده است. سابقه هزار ساله آیین صوفیگری در ایران همیشه همراه با ذکر ممتد یک واژه و یا تکرار یک حرکت بصورت رقص و همراه با موسیقی بوده است. شناخته‌شده‌ترین عارف ایرانی جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا است که رقص سماع او و رهروانش همچنان بعد از هشت قرن زنده و در اقصی نقاط دنیا بعنوان نمونه‌ای از رقص آئینی شناخته شده‌است.

رقص سنتی ایرانی[ویرایش]

رقص درباری قاجار

گونه دیگری از رقص‌های ایرانی نیز در این دوران با توجه و تکیه بیشتری بروی فناوری رقص آغاز شد که «رقص سنتی ایرانی» نام گرفت و تلفیقی بود از رقص‌های فولکلر ایرانی و رقص‌های درباری دوران قاجار که همراه با موسیقی سنتی ایرانی اجرا می‌شدند. اصطلاحات «رقص سنتی ایرانی» و یا «رقص ملی ایران» به اینگونه از رقص در میان کارشناسان و محققان رقص ایرانی هنوز پذیرفته نیست؛[۱] چرا که در دوران پیش از انقلاب ۵۷ هیچگاه هیچ برنامه مدون دولتی برای ایجاد یک رقص سنتی ملی (نظیر آنچه که در آذربایجان، ارمنستان، تاجیکستان و غیره وجود داشته) وجود نداشت و بعد از انقلاب نیز رقصیدن بطور کلی کنار گذاشته شد و هیچگونه پشتیبانی دولتی برای تئریزه کردن این گونه از رقص‌های ایرانی، نوآوری و تدوین تکنیک و ابتذال‌زدائی صورت نگرفت.[۲] در سال ۱۳۳۷ و تحت حمایت وزارت فرهنگ و هنر گروه رقصی بنام گروه ملی موسیقی، آواز و رقص فولکلر ایران با مدیریت نژاد احمدزاده راه‌اندازی شد که تا دهه ۱۹۶۰ میلادی فعال بود و در شوروی، ژاپن، کانادا، کشورهای بلوک شرق و خاور نزدیک برنامه اجرا کرد.[۳]

رقص‌های محلی ایران[ویرایش]

رقص شمشیر، سیستان

رقص‌های محلی ایرانی ریشه در آیین‌ها، سنن، فرهنگ و فولکلر اقوام مختلف ایرانی دارد که هر کدام گویا و منعکس کننده روح جمعی و میراث ماندگار فرهنگی هر یک از این اقوام است. رقص‌های محلی ایرانی هرکدام به نام منطقه جغرافیایی که از آن بر خواسته‌اند شناخته می‌شود مانند رقص آذربایجانی، رقص کردی، رقص لری، رقص مازندرانی، رقص خراسانی، رقص سیستانی، رقص قاسم‌آبادی و غیره. معمولاً رقص هر منطقه با شرایط محیطی و معیشتی آن منطقه ارتباط نزدیکی دارد. برای مثال رقص مناطق شمالی ایران دارای قسمت‌هایی است که بصورت نمادین کاشت برنج و پاشیدن بذر را نشان می‌دهد یا رقص چوبانی آذری/آذربایجانی به شکلی است که مثلاً چوپانی از گوسفندان خود در مقابل گرگ محافظت می‌کند. کوشش‌های فراوانی در دوران قبل از انقلاب برای ثبت، بازسازی و اشاعه رقصهای محلی ایران صورت گرفت. وزارت فرهنگ و هنر ایران در سال ۱۳۴۹ رابرت دو وارن را برای راه‌اندازی سازمان ملی فولکلر ایران و کمپانی رقص تابعه آن «گروه رقصندگان محلی ایران» مأمور کرد.

رقص فی‌البداهه شهری[ویرایش]

در طول دهه‌های ۱۹۳۰، ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ میلادی نوعی از رقص ایرانی شامل حرکات برگرفته شده از رقص عربی، فولکلر و رقص‌های دوران قاجار بوجود آمد که بیشتر در محفل‌های خصوصی و بصورت تکنفره و فی البداهه اجراء می‌شد. با گسترش سینمای تجاری ایران و محبوب شدن آن، این رقص شناخته شده و همه گیر شد و زمینه بوجود آمدن ژانرهای مختلف رقص ایرانی را – مانند روحوضی، مطربی، باباکرم، تهرونی و شاطری – فراهم آورد.[۴] در آغاز، این رقص‌ها از دیدگاه تکنیکی بسیار فقیر و از دیدگاه حرفه‌ای یک سرگرمی مبتذل و عامیانه به شمار می‌آمدند، اما بعدها تعدادی از کارشناسان و رقصپردازان ایرانی و غیر ایرانی مانند آنتونی شی و جمال[۵] به نوآوری و صحنه‌ای کردن آن‌ها پرداختند.

رقص کولی‌های ایرانی در عصر قاجار

رقص باله و کاراکتر ایرانی[ویرایش]

باله زن، اثر نیما کیان. ۲۰۰۳

رقص باله ایرانی به نوعی از رقص گفته می‌شود که بر پایه و اساس تکنیک باله که در غرب بوجود آمده و توسعه یافته، استوار است. باله‌های ایرانی آنچنان که از این نام و صفت استنباط می‌شود می‌بایست هم متکی به تکنیک و سنت رقص باله در غرب باشد و همچنین از منظر موسیقی، موضوع، فضاسازی و یا داستان ارتباطی با فرهنگ، تاریخ و تمدن ایرانی داشته باشد. تولیدات سازمان باله ایران و رقصپردازی‌های نیما کیان معرفی کننده این ژانر از رقص ایرانیست.

رقص کاراکتر ایرانی نیز شاخه‌ای از رقص باله ایرانیست.

رقص ترکیبی[ویرایش]

از بعد از آغاز هزاره جدید میلادی گونه‌ای از رقص آزاد (و بدون محدودیت چهارچوب اسلوبی) بوسیله تعدادی از رقصنده گان و رقصپردازان ایرانی اجراء می‌شود که از آن با عنوان رقص ترکیبی نام برده می‌شود. دراین نوع از رقص، گونه‌ها و سبکهای متفاوت رقصهای غیر ایرانی مثل جاز، معاصر، محلی، فولکلر، صوفیانه، سنتی، ملی و آئینی با و یا به جای عناصر حرکتی انواع رقص‌های ایرانی با یکدیگر ترکیب می‌شوند. وجه مشترک این اجراءها استفاده از موسیقی ایرانی است هر چند که حرکت‌ها یادآور رقص ایرانی نباشند. شاهرخ مشکین قلم و بنفشه صیاد از جمله این رقصندگان هستند.

رقص معاصر ایرانی[ویرایش]

بر گرفته از انواع رقص‌های مدرن و معاصر بین‌المللی، بدون هیچگونه محدودیت تکنیکی و عموماً با تم و موضوعات مرتبط به تاریخ، سیاست و اوضاع اجتماعی ایران، این گونه از رقص از اوائل نخستین سال‌های هزاره جدید میلادی در میان کوشندگان رقص ایرانی درونمرزی و برونمرزی متداول شده است. رقص معاصر ایرانی معمولاً به صورت چندرسانه‌ای و در ترکیب با تاتر و یا گونه‌های دیگر هنرهای نمایشی اجراء می‌شود. افشین غفاریان نمونه‌ای از این کوشندگان است.

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. لازمه ایجاد یک رقص سنتی و یا ملی حاصل توافق جمعی تعدادی از کارشناسان و پژوهشگران رشته رقص یک کشور در یک حوزه دانشگاهی شبیه به فرهنگستان است که با حمایت و نظارت دولتی ایجاد می‌شود. رقص سنتی هر کشور حاصل نوآوری‌ها و بدعت گذاری‌های جسته گریخته و نا منسجم رقص‌پردازان یک کشور و یا فرهنگ بصورت انفرادی نیست، بلکه نتیجه توافق جمعی کارشناسان و پژوهشگران برای تدوین و ایجاد اصول تکنیکی، فرم و ترمینولوژی رقص سنتی هر کشور است. (نیما کیان، تاریخ باله در ایران. ۲۰۱۴)
  2. Kiann, Nima. «Persian Dance and Its Forgotten History». Eastern Dance Forum، 2000. 
  3. مصاحبه نیما کیان با نژاد احمدزاده، ۲۸ اوت ۲۰۰۱.
  4. Kiann, Nima. «Persian Dance and Its Forgotten History». Eastern Dance Forum، 2000. 
  5. هنرمند رقص پرداز، نقاش و معمار ایرانی خسرو جمالی مشهور به جمال مقیم کالیفرنیا.

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]