خیارج

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

خیارج (به تاتی: خیاره) از توابع بخش رامند شهرستان بویین زهرا استان قزوین می‌باشد. این روستا در ۴۹ درجه و ۴۳ دقیقه طول جغرافیایی و ۳۵ درجه و ۴۸ دقیقه عرض جغرافیایی قرار دارد. خیارج از جنوب به دانسفهان، از شمال به لوشکان، از شمال شرقی به شهرک مدرس و از غرب به روستای یار آباد (منطقه ییلاقی منسوب به پرویز یار افشار سناتور انتخابی شاه) و جعفر آباد منتهی می‌شود.

مردم روستای خیارج مسلمان و پیرو مذهب شیعه جعفری هستند و به زبان تاتی صحبت می‌کنند.[۱]

پیشینه[ویرایش]

وجود دریای خزر در شمال استان و دشت‌های منحصربه‌فرد قزوین را معبر لشکرکشی‌ها و مهاجرت‌های کرده‌است. بر اساس حفاری‌های انجام گرفته در تپه‌های تاریخی قره تپه، تپه زاغه و تپه قبرستان در روستای سگزآباد قدمت سکونت و شهر نشینی در این منطقه به شش هزار سال پیش از میلاد می‌رسد. به دلیل سابقه مدنیت در این منطقه، بازمانده‌های تمدن نیز قابل توجه‌اند که از جمله آن‌ها می‌توان به وجود قوم تات و رایج بودن زبان تاتی در اقصی نقاط این استان اشاره نمود. از آن جا که زبان تاتی پیوندی عمیق با زبان پهلوی، اوستایی، آذری(نه ترکی) و... دارد، به جرئت می‌توان گفت قزوین و مردم آن از جمله قدیمی‌ترین نسل‌های مردمان ایرانی از نژاد آریایی دانست. از میان نژادهای موجود در قزوین از جمله کرد، لر، شاهسون، مراغی و تات، گروه اخیر از جمله اولین گروه‌های مهاجر آریایی در این منطقه هستند. در استان قزوین با وجود مشکلات عدیده در طول تاریخ هنوز هم چندین شهر و روستا به زبان تاتی تکلم می‌کنند که نشان پیوند عمیق آنان با این زبان می‌باشد. در این جا به معرفی یکی از این روستاها می‌پردازیم:

شاردن، جهانگرد معروف، در سیاحت نامه خود (ص ۴۹) در توصیف خیارج می‌نوسید: «کیاره قصبه بزرگی می‌باشد و در وسط دشت زیبا و مصفّایی واقع شده‌است. در آن کاروان سرایی وجود ندارد، ولی در این قصبه ۱۵ تا ۲۰ خانه و باغچهٔ بزرگ وجود دارد که صاحبانش در آنها را به روی عابرین و واردین باز گذاشته‌اند و برای سکونت و استراحت مسافرین تخصیص داده‌اند و بسیار نظیف و تمیزتر از کاروان سراها می‌باشد. وسایل استراحت مسافرین در این منازل کاملاً آماده و مهیا می‌باشد و خیلی خوب و عالی است، ولی توقف در آن‌ها برای عابرین بسیار گران تمام می‌شود.»

جغرافیا[ویرایش]

ارتفاع متوسط روستا از سطح دریا ۱۲۸۰ متر است. از ارتفاعات روستا می‌توان به ارتفاعات رامند در ۱۵ کیلومتری روستا اشاره کرد. رودخانه فصلی خررود در ۱۰ کیلومتری روستا قرار دارد. این رودخانه از کوه‌های آق داغ(در آوج) و قیدار سرچشمه می‌گیرد. آب و هوای روستا آب و هوایی بین آب و هوای صحرایی و مدیترانه‌ای است و در کل معتدل به شمار می‌آید. جمعیت روستا به خاطر مهاجرت‌های گاه گاه اهالی هر چند سال یکبار دست خوش تغییر می‌شود و اکثر جوانان روستا برای کار در کارخانجات یا کارگری به شهرهایی مثل قزوین، کرج و تهران می‌روند. شغل اکثر مردم کشاورزی است و محصول عمدهٔ آنان گندم، جو، صیفی جات، علوفه، انگور و... می‌باشد. انگور مهم‌ترین محصول روستا است و باغستان‌های وسیع روستا قدمتی چند ده ساله دارند. دام‌پروری نیز در روستا مرسوم است و مردم گاو، گوسفند، بز و ماکیان نگهداری می‌کنند. امروزه چند واحد مرغ داری کوچک در روستا به فعالیت می‌پردازند.

از غذاهای محلی روستا می‌توان به بلغورَ آش(آش بلغور)، دویینه آش (آش دوغ)، پُرشیکَه(آش اُماج)، انجیمک، مارجیمک اشاره کرد. زنان روستا نیز برای شب‌های طولانی زمستان و شب نشینی‌ها خوراکی‌هایی از قبیل، باسلق، شیرمال محلی، گندم بو داده و... آماده می‌کنند. روستا از طریق جاده‌های بویین زهرا - زنجان و تهران – همدان قابل دسترسی است که راه‌های مزبور از طریق دو راه آسفالته در محله‌های لب استخر و سرمزاران(در زبان محلی سَمزارون) به روستا متّصل می‌شوند.

نام[ویرایش]

روستا به زبان محلی خیاره خوانده می‌شود. در مورد وجه تسمیه روستا چند نظر وجود دارد:

۱. لغت نامه دهخدا واژه خیاره را به عنوان دارای اختیار و مستقل بیان کرده‌است.
۲. خیار به مجموعه‌ای از افراد نیک گفته می‌شود. با توجه به اینکه کلمه خُوار در زبان تاتی به معنی نیک می‌باشد و شاید به مرور به خیار تبدیل شده‌است.
۳. خیارج به معنای برگزیده شده می‌باشد، که البته اول به نام خیارح بوده و بومیان منطقه نیز به همین نام خطابش می‌کنند و در زمان ناصرالدین شاه و ثبت روستاها به خیارج تبدیل شده‌است. !

دیرینگی[ویرایش]

در مورد قدمت تاریخی روستا سند مکتوبی در دست نیست. اما با توجه به سفال‌های بدست آمده از تپه قدیمی روستا که دارای نقوش، شکل‌ها و خطوط موازی و افقی و مویی شکل و لعاب‌های آبی رنگ می‌باشد احتمال این که تپه مربوط به زمان اشکانیان باشد را تقویت می‌نماید. روی تپه روستا مسجدی وجود داردکه به قول عامه مردم قبلهٔ آن رو به بیت المقدس بوده و در چند دهه پیش تغییر یافته‌است که این نشان از قدمت روستاست. تکلم مردم روستا به زبان تاتی که از زبان‌های کهن ایران می‌باشد نیز نشانه دیگری بر قدمت روستاست. در آمار گیری نفوس و مسکن سال 1390 هـ . ش جمعیت روستا 1070 نفر اعلام شده‌است. ترکیب جمعیت از نظر طایفه‌ای نیز بدین صورت است: ۱. آقا علی اولادها که امروزه آقا علیخانی، علیخانی و آقا علی نامیده می‌شوند و در محله سرمزاران ساکنند. ۲. امیر اولادها که امروزه امیری نامیده می‌شوند و در محله سرمزاران ساکنند. ۳. سلیمان اولادها که امروزه سلیمانی و سلیمان خانی نامیده می‌شوند و در محله قره باغ ساکنند. ۴. هاشم اولادها که امروزه هاشم خانی نامیده می‌شوند و در محله هاشم اولادان ساکنند. ۵. میرزا حسین اولادها که امروزه میرزا حسینی نامیده می‌شوند و در محله لب استخر ساکنند. ۶. تقی اولادها که امروزه تقی خانی نامیده می‌شوند و در محله لب استخر ساکنند. ۷. علیقلی و سایر فامیل‌های محدودتر که در چهار محله روستا پراکنده‌اند.

در ۱۰ شهریور سال ۱۳۴۱ (اول سپتامبر ۱۹۶۲) در شهرستان بویین زهرا زلزله مهیبی رخ داد. در این زلزله ۹۱ روستا به کلی ویران شد. ۱۲۲۰۰ نفر کشته شدند و بیش از ۳۰۰ روستا آسیب کلی و جزیی دیدند. روستای خیارج نیز در آن زلزله آسیب دید و تعداد ۲۸ کشته و تعدادی مجروح به خود داشت و بسیاری از خانه‌ها ویران گشتند.

بزرگان خیارج[ویرایش]

میرَه کورو

میرَه کوروکه در کتاب تات نشین های بلوک زهرا اثر جلال ال احمدبه نام او اشاره شده اشعاری به تاتی داشته است و انچنان که از اقوال و افواه بزرگان بر می اید اصلاً خیارجی بوده است و از طایفه ی امیری ها .متأسفانه از این شاعر و نیز از سایر بزرگان و سخن سرایان خیارج اثار مکتوبی در دسترس نیست .

در افسانه ای در منقبت و مقام عرفانی میره کورو میگویند :

روزی میره کورو به ابیاری رفته بود و نان مخصوصی که از ارزن و شیره می پختند و بسیار سفت بود در سفره ای به کمر بسته بود.

سواری به او رسید و گفت : میره کورو از ان شیرمال چربت بده من هم بخورم .

میره کورو میگوید شیرمال نیست .سوار اصرار میکند که دستمال را باز کن.

وقتی این کار را میکند میبیند واقعاً شیرمال است و چرب و بسیار خوشمزه .

بعد ها گویند که ان سوار از امامان بوده است.

دیگر بزرگان

1- ابوالمحاسن اسکندر خیارجی(عالم)

2- امیر کاکا خیارجی(شاعر)

3- ابراهیم خیارجی(محدث و فقیه)

4- ابوالنجم مسافر خیارجی(فاضل و شاعر)

5- شیخ ذوالنون خیارجی(شاعر و طبیب)

6- مولانا ادهم خیارجی(عارف و شاعر)

7- مولانا نصر خیارجی(راوی)

8- ابراهیم خیارجی(مدون و مولف)

9- قاسم ابن محمد خیارجی(فقیه و راوی)

10- محمود خیارجی(عارف شاعر فقیه و فاضل و محدث)

11- احمد ابن نصر خیارجی شیبانی(محدث و فقیه)

12- محمود ابن قاسم خیارجی(فقیه و محدث)

13- شیخ رشیدالدین خیاری(فقیه فاضل عالم و شاعر)

14- محمد ابن حسن خیارجی(محدث و راوی)

15-محمد بن عباس خیارجی(فقیه و راوی شیعی)

16- محمد بن علی خیارجی(فاضل)

17- ابوبکر خیارجی(محدث)

18- ابراهیم بن حمیر خیارجی(محدث)

19- ملا علی خوشنویس(خوشنویس و ابداء کننده بسم الله به شکل مرغ)

منبع اطلاعات بزرگان خیارج کتاب جستاری در زبان و ادبیات تاتی از علی محمد آقاعلیخانی میباشد

اماکن متبرکه[ویرایش]

از لحاظ مکانی دارای دو امامزاده و ازلحاظ نفری سه امامزاده میباشند. اولین امامزاده در ورودی روستا به نام امامزاده قریب میباشد که جدیداً کار گسترش ان به پایان رسیده و آماده برای زیارت میباشد {تصویر گوگل مپ امامزاده قریب}.تصویر گوگل مپ امامزاده قریب کلیک کنید دومین امامزاده کمی جلوتر و به نام های هادی و مهدی میباشد که نمای بیرونی مرمت و بازسازی شده است و نمای داخلی نیمه کاره رهاشده است {تصویر گوگل مپ امامزادگان هادی و مهدی}. تصویر گوگل مپ امامزادگان هادی و مهدی کلیک کنید

منابع[ویرایش]

  1. رزم آرا، فرهنگ جغرافیایی ایران، استان مرکزی، جلد ١، ص ١١٨: <سکنه شیعی مذهب دارد. زبانشان تاتی، فارسی و ترکی است.>
  • ۱. آقا علیخانی، علی محمد، جستاری در زبان و ادبیات تاتی، تهران، رامند، ۱۳۸۳
  • ۲. میرزا حسینی، ناصر، پایان نامه تحصیلی با عنوان مونوگرافی روستای خیارج
  • ۳. سیمای میراث فرهنگی قزوین، میراث فرهنگی قزوین، ۱۳۸۲
  • ۴. چ پ ملویل، تاریخ زمین لرزه‌های ایران، ابوالحسن رده(مترجم)، تاریخ زمین لرزه‌های ایران
  • ۵. آل احمد، جلال، تات نشین‌های بلوک زهرا
  • ۶. آقا علیخانی، حسن، دفتر شعر (چاپ نشده)
  • ۷. آقاعلی خانی، محمدرضا،ویراستار