مولوخ

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
بت مولاک قرن ۱۸ توسط Johann Lund

مولوخ (از ریشه عبری:מלך ملک به معنای پادشاه) که مولچ، مولخ، مُلُخ، مولوک، مولک، مولاک نیز نامیده می‌شود نام یکی از خدایان قدیم عمّون است. مولوخ در کنعان، فنیقیه، شمال آفریقا و شام پرستش می‌شد. به عنوان خدای فنیقی‌ها و کنعانیها، پرستش مولوخ همراه با نوع خاصی از قربانی کردن کودکان توسط والدین آنها بود. داستان مولوخ در کتاب تثنیه و کتاب لاویان به عنوان نوعی از بت‌پرستی ذکر شده‌است («هیچ‌یک از فرزندان خود را در آتش به مولِک تقدیم مکن و با این کار نام خدای خویش را بی‌حرمت مساز: من یهوه هستم.»[۱] ‮‮. در عهد عتیق جهنا (که واژه جهنم نیز از آن گرفته شده‌است[نیازمند منبع]) منطقه‌ای در خارج اورشلیم بود که کودکان برای بعل و سایر خدایان کنعانی نظیر مولوخ توسط آتش قربانی می‌شدند. از این رو خدا در عهد عتیق این منطقه را به عنوان سمبلی از پلیدی و آتش جهنم مثال می‌زند.

در عهد عتیق[ویرایش]

حروف عبری מלך (ملک) به معنی پادشاه هستند. در ده فرمانی که به موسی داده شد، بنی اسرائیل را از بت پرستی منع کرده «آنگاه خدا همۀ این سخنان را فرمود: «مَنَم یهوه خدای تو، که تو را از سرزمین مصر، از خانۀ بندگی، بیرون آوردم. «هیچ تمثالِ تراشیده‌ای برای خود مساز، خواه به شکل هرآنچه بالا در آسمان باشد و یا پایین بر زمین و یا در آبهای زیر زمین. در برابر آنها سَجده مکن و آنها را عبادت منما؛ زیرا من، یهوه خدای تو، خدایی غیورم که جزای تقصیرات پدران را به فرزندان و پشت سوّم و چهارمِ آنان که مرا نفرت کنند می‌رسانم. اما کسانی را که مرا دوست بدارند و فرمانهایم را حفظ کنند، تا هزار پشت محبت می‌کنم.» خروج ‮‬‬ ۲۰:۱-۷ https://www.bible.com/118/exo.20.1-2,4-6.nmv}} .

در لاویان ۱۸:۲۱:

هیچ‌یک از فرزندان خود را برای قربانی به مولوخ ندهید، زیرا شما نباید نام خدا را آلوده کنید. من خدای واحد هستم.

در لاویان ۲۰:۲:

دوباره به فرزندان اسرائیل بگو، چه آنان ار فرزندان اسرائیل یا غریبه‌ها باشند، هرکسی که فرزند خود را به مولوخ دهد باید کشته شود و مردم باید او را سنگسار کنند و من با آن مرد خشم خواهم گرفت و او را از بقیه مردم جدا خواهم کرد برای اینکه او فرزند خود را به مولوخ داده‌است و قداست مرا لطمه دار کرده‌است و نام مقدس مرا آلوده نموده‌است؛ و اگر مردم سرزمین از کشتن آن مرد چشم پوشی کنند هنگامی که او فرزند خود را به مولوخ داده‌است و او را نکشند، من بر آن مرد خشم خواهم گرفت، و بر خانواده او، و او را جدا خواهم کرد و هر آنکس که پس از او گمراه شود و به هرزگی مولوخ در بیاید.

دوم پادشاهان ۲۳:۱۰:

او، قربانگاه توفت را، که در دره هنوم بود نابود کرد تا دیگر هیچ‌کس پسر یا دختر خود را مجبور نکند برای مولوخ از درون آتش عبور کنند.

ارمیا ۳۲:۳۵:

و آنان کاخی برای بعل ساختند، در دره هنوم، تا پسران و دختران خود را مجبور کنند از درون آتش مولوخ عبور کنند، در حالی که من به آنان چنین دستوری نداده بودم، و تصور نمی‌کردم که آنان این کار پلید را انجام داده و جودا را به گناه بکشانند.

نظر خاخام‌ها[ویرایش]

در قرن ۱۲، رشی در مورد ارمیا ۷:۳۱ گفته‌است: توفت همان مولوخ است، که از فلز برنج ساخته شده بود، و آنها آن را از زیر گرم می‌کردند، و دستهای او باز شده بود و داغ می‌شد؛ و آنان فرزند خود را بین دستهای او می‌گذاشتند تا بسوزد و در زمان گریه او، کاهنین طبل می‌زدند تا پدر آن کودک صدای گریه او را نشنود و قلبش تکان نخورد.

چهارشنبه سوری[ویرایش]

داستان مولوخ و عبور کردن کودکان از درون آتش، شباهتهایی نیز با جشن چهارشنبه سوری دارد. حال آنکه این جشن سنتی تاریخی در ریشه ایرانیان دارد و بر گرفته از داستان ضحاک و کاوه آهنگر است. چهارشنبه سوری نمادی از مبارزه با ظلم و ستم و ایستادگی در برابر طاغوت است.[نیازمند منبع]

مولوخ در سینما[ویرایش]

در فیلم متروپلیس به کارگردانی فریتز لانگ محصول سال 1927 تصویری از مولوخ به نمایش گذاشته شده است. فردر (گوستاو فرولیش) وقتی به شهر کارگران در اعماق زمین می‌رود، شاهد خرابی ماشین و مصدوم شدن چندین کارگر است؛ سپس تصویر ماشین کارگران در پیش چشمانش به مولوخ تبدیل می‌شود که جمعیتی از کارگران همانند برده‌های زمام مصری به درون آن بلعیده می‌شوند.

جستارهای وابسته[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • ویکی‌پدیای انگلیسی: Moloch، بارگرفته شده در ۲۰ آوریل ۲۰۱۲
  • کتاب مقدس عهد عتیق و عهد جدید، ترجمه فاضل خان همدانی، ویلیام گلن، هنری مرتن، تهران: اساطیر، ۱۳۷۹، شابک ‎۹۶۴-۳۳۱-۰۶۸-X
  • دائرةالمعارف یهودی: Moloch