تحدی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از مبارزه طلبی)
پرش به: ناوبری، جستجو

تَحَدّی به معنای به مبارزه طلبیدن و تعجیز کردن مردم در امری است به این عنوان که مانند آنرا نمی‌توان آورد و هرکس می‌تواند بیاورد.

بارزترین نمونه و مصداق تحدی در زمینه قرآن، کتاب مقدس مسلمانان است که مسلمانان را عقیده بر اینست که قرآن خود، مخالفان اسلام در صدر اسلام و دوره‌های بعد را برانگیخت که مِثلش را بسازند و با تمام کوششی که داشته‌اند، نتوانسته‌اند. این امر نزد همه مسلمانان مسلم و قطعی است.[۱]

قرآن، کتاب و معجزه محمد پیامبر اسلام، خودش را این گونه معرفی کرده که سخنی بی مانند است و برای بشر به هیچ وجه مقدور نیست مانند او را بیاورد

۱- تحدی به تمام قرآن

«قل لئن اجتمعت الانس والجن علی ان یأتوا بمثل هذا القرآن لایأتون بمثله ولو کان بعضهم لبعض ظهیرا»، ترجمه؛ «بگو اگر همه انس و جن فراهم آیند که نظیر این قرآن را بیاورند نمی‌توانند مانند آن را بیاورند، هر چند آنها پشتیبان یکدیگر باشند.».[۲]

۲-تحدی به ده سوره

«فاتوأ بعشر سورة مثله مفتریات»، ترجمه؛ «شما هم ده تا سوره مثل این قرآن بیاورید.».[۳]

۳-تحدی به یک سوره

«فأتوا بسورة من مثله»، ترجمه؛ «یک سوره هم شما بیاورید.»[۴] و[۵] می‌توان گفت این دیگر اقلّ آن چیزی است که به آن تحدی می‌شده است.

۴-تحدی بگفتاری (داستانی)

فلیاتوا بحدیث مثله ان کانوا صادقین[۶]

دیدگاه‌ها[ویرایش]

زکریای رازی دانشمند ایرانی در این باره می‌گوید:

تو ادعا می‌کنی که معجزه‌ای که [نبوت محمد را اثبات می‌کند] حاضر و در دسترس است، یعنی قرآن. تو می‌گویی که هر کس انکارش می‌کند یکی مشابه اش را بیاورد. در واقع ما می‌توانیم هزاران مشابه اش را بیاوریم از آثار لفاظان، فصیح گویان و شاعران که بسیار بهتر از قرآن جمله‌بندی شدند و مفاهیم را موجزتر می‌رسانند. آنها معانی را بهتر می‌رسانند و وزن شعری بهتری دارند. به خدا که آنچه تو می‌گویی ما را شگفت زده می‌کند. تو دربارهٔ کتابی سخن می‌گویی که [مشتی] افسانهٔ باستانی را بازگویی می‌کند و در عین حال سراسر تناقض است و هیچ اطلاعات یا توضیح مفید و بدردبخوری ندارد و آنگاه تو می‌گویی چیزی شبیه آن بیاور؟[۷][۸]

درباره شعر موسی و شبان[۹][۱۰][۱۱] اثر مولوی، محسن قرائتی برخی از اشعار را مخالف قرآن می‌داند و به عنوان نمونه‌ به شعر مثنوی موسی و شبان اشاره می‌کند.[۱۲]

دید موسی یک شبانی را براهکو همی‌گفت ای گزیننده اله
تو کجایی تا شوم من چاکرتچارقت دوزم کنم شانه سرت
......
این نمط بیهوده می‌گفت آن شبانگفت موسی با کی است این ای فلان
گفت با آنکس که ما را آفریداین زمین و چرخ ازو آمد پدید
گفت موسی های بس مدبر شدیخود مسلمان ناشده کافر شدی
......
گفت ای موسی دهانم دوختیوز پشیمانی تو جانم سوختی
جامه را بدرید و آهی کرد تفتسر نهاد اندر بیابانی و رفت
وحی آمد سوی موسی از خدابنده‌ی ما را ز ما کردی جدا
تو برای وصل کردن آمدییا برای فصل کردن آمدی
......

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

  • تحدی دائرةالمعارف بزرگ اسلامی