نرسه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
نرسه
شاهنشاه ساسانی
Narseh.gif
سکه‌ای از نرسه
دوران ۲۹۳ - ۳۰۲ (میلادی)
درگذشت ۳۰۲ (میلادی)
پیش از هرمز دوم
پس از بهرام سوم
پدر شاپور یکم
مادر گوردزاد
فرزندان هرمز دوم
هرمزدختک
دین زرتشتی

نرسی (نَ) یا نرسه رومیها او را نارسس نامیده‌اند، از ۲۹۳ تا سال ۳۰۲، هفتمین پادشاه ساسانی بود. پدر او شاپور یکم بود. وی بجای بهرام سوم برتخت نشست.[۱]

سالشمار[ویرایش]

پیشینه[ویرایش]

قدرت و نفوذ کرتیر موبد متعصب زرتشتی، در دوران سلطنت بهرام دوم افزوده شد و به جایی رسید که شاه وی را، عنوان نجات دهندهٔ روحانی بهرام (بخت روان ورهران) لقب داد و دستش را به کلی، در قلع و قمع مخالفان آتشگاه و حتی در تعقیب پیروان ادیان دیگر گشاده کرد. به علاوه وی نه تنها نگهبان معبد آناهیتا در استخر گشت بلکه در زمرهٔ بزرگان کشور هم درآمد و رئیس دادگاه عالی مملکت گردید.

نرسی عموی پدر بهرام دوم که فرمانروای ارمنستان بود و از زمان بهرام یکم، داعیهٔ پادشاهی داشت، تدریجاً کسانی از نجبا را که از دار و دستهٔ کرتیر و از سیاست بهرام دوم، ناراضی بودند، گرد خود جمع آورد. بهرام دوم در پایان سلطنت خود، با شورش نرسی مواجه گشت و وقتی نرسی به اتکاء عده‌ای از بزرگان که تحمل سختگیری‌های مذهبی، بهرام و کرتیر برایشان مشکل بود، به نام خود سکه زد و ادعای شاهنشاهی خود را علنی نمود، بهرام دوم، زندگی را بدرود گفته بود. کرتیر موبد، پسر بهرام دوم، یعنی بهرام سوم (سکانشاه) را به جای او بر تخت سلطنت نشاند اما این بهرام نتوانست سلطنت را برای خود نگهدارد و حتی فرصت نیافت، سکه‌هایی را که به مناسبت تاجگذاری خویش ضرب کرده بود، رواج بدهد چون سلطنت او، مخالفانی را که از حکومت پدرش، ناراضی بودند را قانع نکرد و نظرها، متوجه مدعی دیگر نرسی پادشاه بزرگ ارمنستان، شد که سلطنت را از مدتها پیش حق خود می‌دانست. بدینگونه بهرام سوم از سلطنت برکنار شد اما او جان سالم بدر برده، در شرق ایران فرمانروای محلی شد.[۳]

کتیبه‌های مربوط به تاجگذاری نرسی[ویرایش]

نقش برجستهٔ یادگار تاجگذاری نرسه در نقش رستم.

نرسی کیفیت تاجگذاری و سلطنت خداداد خود را، بر تخته سنگ نقش رستم حجاری کرده‌است و این همان نقش معروف است یعنی پادشاه، حلقه نواردار را، که علامت پادشاهی است، از دست خداوند می‌گیرد. خداوند در اینجا، زنی است و تصور می‌رود که آناهیتا باشد.[۴]

تاجگذاری باشکوه نرسی به فرمان او در سنگ‌نوشته‌ای در پایکولی در شمال قصر شیرین و در محلی که اکنون در نزدیک سلیمانیه خاک عراق است، بر کتیبه‌ای معروف نقش کردند.[۵]

کشورداری در زمان نرسی[ویرایش]

قیام نرسی در واقع به قدرت کرتیر موبد متعصب و پر نفوذ دربار پایان داد. نرسی با پایان دادن به نفوذ ناخجستهٔ موبدان متعصب، در واقع دوران پدرش شاپور یکم را که در آن هم نسبت به آیین مزدیسنان اظهار علاقه می‌شد و هم آیین مانی حق اظهار وجود داشت، زنده کرد و شاید با این دلجویی از مانویان، می‌خواست تا در پشت جبههٔ جنگ با روم، کسانی را که احیاناً در آن حدود به آیین تازه، گرویده بودند، نسبت به دولت خویش علاقه‌مند و وفادار سازد. نرسی در دنبال از بین بردن نفوذ موبدان، قدرت بلامنازع خاندانهای بزرگ را نیز متزلزل کرد و با احیاء سلطنت مقتدر، هم روحانیان را بر سر جای خود نشاند و هم قدرت تهدید کنندهٔ دودمان‌های بزرگ و نجبا را محدود نمود.[۳]

جنگ با روم[ویرایش]

شکست سپاه نرسی از روم در آرک گالریوس.

نرسه پس از تحکیم بنیان فرمانروایی، به روم پرداخت و درصدد تهدید روم برآمد و مسئله ارمنستان را هم برای کشمکش بهانه ساخت. نرسی در آغاز کار، تیرداد سوم، پادشاه اشکانی ارمنستان را که برنشاندهٔ روم بود و در زمان بهرام دوم بر بخشی از ارمنستان تحمیل شده بود، از آنجا بیرون کرد. روم برای حمایت تیرداد افواجی گسیل کرد که در بین‌النهرین شمالی از سپاه نرسه، شکست خوردند. یک سال بعد نرسه با موکب و حرمسرای شاهانه، عازم ارمنستان گشت، به علت دورویی یا تزلزل نجبای ارمنی که با دشمن تبانی کرده بودند، در محلی نزدیک به ارزروم کنونی، نرسه، از سپاه رومی شکست خورد چون تعدادی از خویشان و کسان وی، از جمله زنش، ارسانه نام، با خزاین سلطنتی، به دست دشمن افتاد، نرسی ناچار شد، برای نجات آنها شرایط سنگینی را که روم برای صلح پیشنهاد می‌کرد، بپذیرد؛ از جمله آنکه پنج ولایت از ارمنستان صغیر به روم واگذار شد. سرانجام رومیان به استرداد اسیران رضایت دادند.

نرسی جهت استرداد اسرا و درخواست صلح فرستادگانی نزد سردار فاتح رومی گالریوس فرستاد. سفیر نرسی برای خوش‌آمد رومی‌ها ایران و روم را تشبیه به دو چشم انسان کرده، گفت «چنان‌که دو چشم انسان باهمند و قدر یکدیگر را می‌دانند، این دو دولت هم، باید همین‌طور باشند.»[۶] سردار رومی گالریوس چون رفتار توهین آمیز شاپور یکم پدر نرسی، با والرین، امپراتوری که به اسارت شاپور یکم درآمد، را در نظر داشت پرخاش کرده و سفیر را براند. فرستادگان مجبور شدند، رفتار پرخاش آمیز و انتقام جویانهٔ سردار رومی را تحمل کنند.[۷] صلحی بین ایران و روم واقع شد و این صلح قریب چهل سال دوام یافت.[۸]

عهدنامهٔ نصیبین[ویرایش]

شکست سپاه نرسی از روم.

به موجب این عهدنامه که در در سال ۲۹۸ میلادی بسته شد و چون منافع روم را در شرق، به قدر کافی تأمین می‌کرد تا چهل سال دیگر از جانب رومیان همچنان معتبر ماند.

  • واگذاری پنج ولایتی که در ساحل رود دجله واقع بود.
  • دجله سرحد دولتین شد.
  • عدم دخالت ایران در امور ارمنستان و واگذاری قلعه زنتا، واقع در آذربایجان به روم.
  • تسلیم بر اینکه مملکت ایبری (گرجستان) تحت‌الحمایه روم است.
  • نصیبین یگانه محلی برای مبادلهٔ مال التجاره مابین ایران و روم خواهد بود. (این شرط را می‌نویسند که به خواهش نرسه حذف شده‌است)[۹]

این شرایط آذربایجان و حتی تیسفون را بلاواسطه در مجاورت متصرفات روم قرار می‌داد و از این حیث نیز برای ایران یک تهدید مستمر به‌شمار می‌آمد. تیرداد سوم نیز مجدداً بر ارمنستان تسلط یافت. عهدنامه نصیبین که در واقع پیروزی سیاسی دیوکلتیان، امپراتور روم به‌شمار می‌آمد برای نرسی که هنگام به تخت نشستن، رؤیای تجدید دوران شاپور یکم پدرش را داشت، چنان مایهٔ ننگ و خفت شد که وی بعد از امضاء آن، دیگر نتوانست سلطنت کند، چندی بعد استعفا کرد و ظاهراً از شدت ناراحتی و اندوه در سال ۳۰۲ میلادی درگذشت.[۷]

پانویس[ویرایش]

  1. {سن کریستن، ایران در زمان ساسانیان، ص ۲۵۷}
  2. ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ CHRONOLOGY OF IRANIAN HISTORY PART 1 iranicaonline.org
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ {زرین کوب، تاریخ مردم ایران قبل از اسلام ص ۴۴۵}
  4. {سن کریستن، ایران در زمان ساسانیان ص ۲۵۷}
  5. {زرین کوب، تاریخ مردم ایران قبل از اسلام ص۴۴۵}
  6. {پیرنیا، تاریخ باستانی ایران ص ۲۹۳}
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ {زرین کوب، تاریخ مردم ایران قبل از اسلام ص ۴۴۷}
  8. {سن کریستن، ایران در زمان ساسانیان ص ۲۵۸}
  9. {پیرنیا، تاریخ باستانی ایران ص ۲۹۴}

منابع[ویرایش]

  • عبدالحسین، زرین کوب. تاریخ مردم ایران. تهران: انتشارات امیر کبیر، ۱۳۶۴. 
  • مشیرالدوله پیرنیا، حسن. تاریخ باستانی ایران. تهران: انتشارات دنیای کتاب، ۱۳۶۲. 
  • کریستین سن، آرتور. ایران در زمان ساسانیان. ترجمهٔ رشید یاسمی. تهران: انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۷ (چاپ پنجم). 
پادشاه پیشین:
بهرام سوم
نرسی
شاهنشاه ایران

۲۹۳–۳۰۲ میلادی

جانشین:
هرمز دوم