پادشاهی اشکانیان (شاهنامه)

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

پادشاهی اشکانیان یکی از بخش شاهنامه است. باوجود اینکه شاهنشاهی اشکانی نزدیک به نیم هزاره بر فلات ایران فرمان راند، بخش مربوط به آنان در نامه شاهان بسیار کوتاه است. فردوسی دلیل کوتاه بودن آن را چنین اعلام می‌کند:

کزیشان جز از نام نشنیده‌امنه در نامه‌ی خسروان دیده‌ام

منظور از نامه‌ی خسروان، احتمالاً خودای‌نامگ است. کتابی که توسط ساسانیان نوشته و با توجه به تلاش ساسانیان برای پاک کردن ردپای اشکانیان از تاریخ ایران، در آن تنها به نام بردن از اشکانیان بسنده شده است.

اشکانیان در شاهنامه[ویرایش]

کنون‌ای سراینده فرتوت مردسوی گاه اشکانیان بازگرد
چه گفت اندر آن نامه‌ی راستانکه گوینده یاد آرد از باستان
پس از روزگار سکندر جهانچه گوید کرا بود تخت مهان
چنین گفت داننده دهقان چاچکزان پس کسی را نبد تخت عاج
بزرگان که از تخم آرش بدنددلیر و سبکسار و سرکش بدند
به گیتی به هر گوشه‌یی بر یکیگرفته ز هر کشوری اندکی
چو بر تختشان شاد بنشاندندملوک طوایف همی خواندند
برین گونه بگذشت سالی دویستتو گفتی که اندر زمین شاه نیست
نکردند یاد این ازان آن ازینبرآسود یک چند روی زمین
سکندر سگالید زینگونه رایکه تا روم آباد ماند به جای
نخست اشک بود از نژاد قباددگر گرد شاپور خسرو نژاد
ز یک دست گودرز اشکانیانچو بیژن که بود از نژاد کیان
چو نرسی و چون اورمزد بزرگچو آرش که بد نامدار سترگ
چو بنشست بهرام ز اشکانیانخردمند و با رای و روشنروان
چو زو بگذری نامدار اردوانببخشید گنجی با رزانیان
ورا خواندند اردوان بزرگکه از میش بگسست چنگال گرگ
ورا بود شیراز تا اصفهانکه داننده خواندش مرز مهان
به اصطخر بد بابک از دست اویکه تنین خروشان بد از شست اوی
چو کوتاه شد شاخ و هم بیخشاننگوید جهاندار تاریخشان
سکندر چو نومید گشت از جهانبیفگند رایی میان مهان
بدان تا نگیرد کس از روم یادبماند مران کشور آباد و شاد
چو دانا بود بر زمین شهریارچنین آورد دانش شاه بار
چو دارا به رزم اندرون کشته شدهمه دوده را روز برگشته شد [۱]

پس از این بخش، فردوسی به شرح شوریدن ساسانیان بر اشکانیان و شورش اردشیر بابکان می‌پردازد.

منابع[ویرایش]

  1. شاهنامه - برگ 1229 و 1230 - بخش پادشاهی اشکانیان.