جنگ بزرگ کیخسرو

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
جنگ بزرگ کیخسرو
Baysonghori Shahnameh battle-scene.jpg
صحنه‌ای از نبرد بزرگ کیخسرو
اطلاعات کلی
نام جنگ جنگ کیخسرو
مکان حدود مرزی
علت‌نبرد کین سیاوش
نتیجه انقراض دولت توران
آرایش سپاه ایران
سپهسالار کیخسرو
میمنه رستم
میسره گودرز
آرایش سپاه توران
سپهسالار افراسیاب

جنگ بزرگ کیخسرو یکی از جنگ‌های بزرگ شاهنامه است که میان کیکاووس، پادشاه ایران و افراسیاب، پادشاه توران حادث گشت. این جنگ از جمله مهم‌ترین و طولانی‌ترین جنگ‌های میان ایران و توران است که در پایان به کشته‌شدن افراسیاب انجامید و کین سیاوش از تورانیان ستانده شد.

عبور سپاه کیخسرو از مسیر دریا[ویرایش]

جهاندار کیخسرو به نیروی یزدان‌ بعد از فتح مکران آنجا را به اشکش سپرد و لشکر را متوجه مقرّ اصلی افراسیاب یعنی گنگ‌دژ نمود که فتح آنجا بمنزله پایان موجودیت کشور توران بود. حمله به گنگ‌دژ در آغاز سال نو که همه دشت و کوهسار پر از لاله و سبزه بود صورت گرفت و ایرانیان راه بیابان را پیش گرفتند و در میانه راه مورد استقبال سکنه شهر و روستا با خورش‌ها به سبب زیادی باران و وفور نعمت قرار گرفتند. میسر نخست به آب زره منتهی گشت که دریا یا رودی بزرگ بود. برای عبور سپاه چاره نبود جز اینکه کشتی سازند. چون کار ساختن کشتی‌ پایان یافت به فرمان کیخسرو توشه یکساله برداشته شد ظاهرا برای رسیدن به پایتخت توران راه دریایی طولانی در پیش بود.

چنان شد که شش‌ماه قوای ایرانی بر کشتی روی آب سرگردان بودند گاهی نیز با امواج و تلاطم دریا دست‌پنجه می‌انداختند در ماه هفتم یعنی نیمه دوم سال باد شمال وزیدن گرفت و کشتی را به سرزمینی هدایت نمود که ملاحان آنرا فهم‌الاسد می‌نامیدند. احتمالا پیش از رسیدن به گنگ‌دژ باد کشتی حامل کیخسرو و جنگجویان را به ساحل افریقا سوق داده است چون افراد لشکر چیزهایی در فهم‌الاسد مشاهده کردند برایشان خارق‌العاده بود:

شگفت اندر آن آب مانده سپاه نمودی به انگشت هر یک به شاه
به آب اندرون شیر دیدند و گاو همی داشتی گاو با شیر تاو
همان مروم موی‌ها چون کمند همه تن پر از پشم چون گوسفند
گروهی سران چون سر گاومیش دو دست از پس مر دم پای پیش
یکی سر چو ماهی و تن چون نهنگ یکی پای چون گور و تن چون پلنگ
نمودی همی این بدان، آن بدین به دادار بر خواندند آفرین[۱]

باد موافق کشتی کیخسرو را به ساحل بیابانی برهود هدایت نمود که نه از کوه خبری بود و نه از آب، آنچه در افق دیده می‌شد دشت‌ریگ بود. تجسس برای محل گنگ‌دژ شروع شد اعزام پیک‌ها به اطراف و اکناف و نزد شاهکان خرد گسیل گشت و همه از ورود کیخسرو به آن دیار استقبال نموده آیین او را پذیرفتند همچنین اظهار نمودند تا گنگ‌دژ بیش از صدفرسنگ نیست.

بزودی برج و باروی گنگ‌دژ که سیاوش بنا کرده و همانجا کشته شده بود، نمایان شد. کیخسرو با ملاحظه‌ٔ آن گریست و با لشکر به پیش رفت. افراسیاب از نزدیک شدن کیخسرو آگاه شد و بدون اینکه بزرگان و سران کشور را آگاه نماید شبانه تنها از شهر گریخت، روز بعد کیخسرو بدون مقاومت داخل شهر شد آنجا را بسیار خرّم و مصفّا یافت. جستجو برای یافتن شاه توران آغاز شد کسان و نزدیکان او گرفتار و هلاک شدند اما کسی از شاه خبر نداشت.

یکسال سپری شد و کیخسرو میل دل کندن از گنگ‌دژ را نداشت تا وقتی که سران و بزرگان به او یادآور شدند اگر پیر افراسیاب آهنگ ایران کند مرزبانی نیست تا دفاع نماید همچنین او اگر تاج و تخت ایران را تصاحب کند همهٔ کوشش ما بیهوده خواهد بود[۲].

مقدمات نبرد بزرگ[ویرایش]

آخرین جنگ میان ایران و توران در شاهنامه که در واقع جنگ دو پیر کهنسال با یکدیگر بود نبرد دو کشور و ملت هم محسوب می‌شد. خاتمه جنگ به استقرار دولت ایران و انقراض دولت توران منجر شد. جنگ ایران و توران در ابتدا به تحریک پشنگ شاه توران آغاز شد. در آن زمان که منوچهر حیات را بدرود گفت پسرش نوذر بر تخت سلطنت جلوس کرد نوذر هفت سال بیشتر پادشاهی نکرد و در این مدت سبب نارضایتی بزرگان و سران کشور شد که به تبع آن موجب نارضایتی‌ عموم گشت. آنگاه پشنگ از جوّ متشنّج ایران آگاه شد فرصت را غنیمت شمرد جنگ پشنگ را براه انداخت و کاملا بر ایران سیطره یافت نوذر را گرفته گردن زد.

پس از جنگ پشنگ جنگ‌های متعدد میان دو کشور وقوع یافت. ولی بعد از جنگ پشنگ ناپایداری حکومت شاهان ایران ملموس است آن انسجام واقعی تا زمان کیخسرو هرگز میسر نشد. امّا پایداری پادشاهان توران پشنگ و پسرش افراسیاب ادامه یافت. افراسیاب تا سنین کهولت همچنان پادشاه توران و دشمن شماره یک کیکاووس بشمار می‌رفت. کیخسرو که نوه هر دو پادشاه ایران و توران بود نقش مهمی در آغاز و خاتمه آن داشت و وجودش در معادلات سیاسی و نظامی به نفع ایرانیان مؤثر افتاد. پیش از جنگ بزرگ کیخسرو، جنگ دوازده‌رخ رخ داد در این جنگ سپهسالار توران پیران بود که بنوعی وزیر افراسیاب هم محسوب می‌شد. در جنگ دوازده‌رخ همهٔ اعضای خاندان پیران هلاک شدند و حالا کیخسرو با سپاهی گران به پایان صحنه نبرد دوازده‌رخ پا نهاده فرمان ادامه تعقیب جنگ تا پیروزی نهایی را صادر نمود.

ایران‌سپاه مرزهای توران را مورد تاخت و تاز قرار داد. افراسیاب با سپهسالاری دیگر در آنسوی سرزمین ناشناختهٔ چاچ بر تخت عاج تکیه زده به عیش و نوش مشغول است و منتظر نتیجه پیکار پیران با گودرز است. افرادی که از معرکه دوازده‌رخ گریخته بودند یکی پس از دیگری خبر شکست پیران و هلاکت وی و تمام خانواده‌اش را به سمع افراسیاب رساندند.

تفرّج‌گاه افراسیاب[ویرایش]

از اقامتگاه ییلاقی افراسیاب و کشورهای تابعه، شاهنامه یاد می‌کند. از اسامی کشورهای جدید چنین به نظر می‌رسد که ایشان همان افراسیاب پسر پشنگ نباشد و ممکن است اصولا اصطلاح افراسیاب نام نبوده بلکه مقام یا لقب است. به هر حال شهرها و کشورهای تازه با عباراتی چون چاچ، خلّخ و کروشان که مأمن افراسیاب محسوب می‌شود در متن مذکور افتاده است. متعاقب آن از دیگر تمدن‌ها همچون بیکند، چین و ماچین سخن می‌رود که جملگی تحت اوامر افراسیاب هستند [۳]. همهٔ شهرها و کشورها به مرکزیت کروشان است احتمالا مقرّ و پایتخت هم همینجا بود. از متون شاهنامه ممکن است چنین استنباط نمود کل اراضی مدّ نظر را کشور کروشان نامید به هر حال کروشان با اهمیت‌تر از سایر شهرها و کشورها نشان داده می‌شود.

عنوان شدن کروشان در مقطعی کوتاه به جای توران بحث برانگیز است ولی انحراف از اصل موضوع را سبب خواهد شد. چون خبر انهدام کامل سپاه ترکان به فرماندهی پیران به افراسیاب رسید غیره خودی‌ها را از چادر بیرون کرد [۴] و فقط معتمدین و نزدیکان افراسیاب در مجلس شور حضور یافتند تا تصمیمات لازم اتخاذ گردد. از وفاداری پیران و برادرانش سخن‌ها رفت سپس به تشخیص ردان و موبدان بنا بر آن گذاشته شد که سپاه توران از رود مرزی گذشته به مقابله کیخسرو در آنسوی رود برود. طبق متون، لشکر توران هفت شبانه روز با کشتی و ذورق از عرض رود گذشت و در طرف دیگر رود از کران تا بکران مملو از چادر و خیمه شد.

پانویس[ویرایش]

  1. شیر دریایی، کرگدن، زرافه، گورخر، بابون و بعضی دیگر حیوانات که تا آنزمان ایرانیان مشاهده نکرده بودند.
  2. گر او سوی ایران شود پر ز کین که باشد نگهبان ایران‌زمین
    اگر او باز با تخت و افسر شود همـه رنج مـا پـاک بی‌بـر شود
  3. بیکند بزبان پهلوی کندز نامیده می‌شد
  4. اظهار چنین مطالبی حاکی از اقوام و قبایل صحراگرد چون اسکیت‌ها و کیمریان است

منابع[ویرایش]

  • شاهنامه فردوسی. از نسخه مسکو. نشر محمد. ( صفحات: ۱۵۲، ۳۰۲ ). ISBN 964-5566-35-5

پیوند به بیرون[ویرایش]

  1. تغییر_مسیر الگو:تمدن شاهنامه
  • این یک تغییرمسیر است از صفحه‌ای که انتقال یافته است (تغییر نام). این تغییرمسیر برای جلوگیری از قطع شدن ارتباط پیوندها به مقالهٔ مقصد نگهداری می‌شود.