نریمان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
نریمان
صفحه‌ای از شاهنامه بایسنقری (۸۰۹ خورشیدی)
اطلاعات کلی
نام نریمان
نام دیگر نیرم
منصب پیشوای زابلیان
موطن زابل
سایر اطلاعات
جنگ‌ها محاصره دژ سپید
نتیجه عدم موفقیت
متحدان فریدون
تلفات هلاکت نریمان

نریمان نیای بزرگ رستم قهرمان اسطوره‌ای شاهنامه از نسل گرشاسپ است. از نریمان به‌ عنوان پهلوان سرشناس خاندان سام در شاهنامه سخن رفته و این پهلوان در دژ سپند کشته شد و رستم سال‌ها بعد انتقام او را بگرفت.

نریمان در اوستا[ویرایش]

نیرم، در اوستا صفت جهان‌پهلوان است و این اسطوره همان نریمان پدر سام و جد رستم است. نام نریمان از صفت «نئیرمنو»،[۱] یعنی نیرومند و نرینه پیدا شده که بعدها او را به صورت پهلوانی درآورده‌اند. صفت نئیرمنو را در اوستا به گرشاسپ دادند و همین نام است که در شاهنامه گاهی به صورت نیرم و یا نریمان مشاهده می‌شود[۲].

نریمان در شاهنامه[ویرایش]

قوم نریمان در سرزمین زابل سکونت داشت و نریمان یکی از پهلوانان متقدم زابل است. منوچهر هنگام مرگ نصایحی به فرزندش نوذر نمود که در مواقع تهدید و خطر اجانب، فقط از سام فرزند نریمان کمک بجوید. شاهنامه سوای کشور زابل از نیران هم در جوار ایران یاد می‌کند و از این یادآوری معلوم می‌شود که دو کشور ایران و نیران مجاور هم بودند. به هر حال «سام‌نریمان» بسیار مورد اعتماد منوچهر بود:

که تا شاه مژگان به هم برنهاد ز سام‌نریمان بسی کرد یاد
چو نامه بر سام‌نیرم رسید یکی باد سرد از جگر بر کشید

نریمان در زمان فریدون در صحنهٔ سیاسی نظامی ایران پدیدار شد، زال حادثه مرگ نریمان را هنگامی که رستم برای اوّلین بار به جنگ دشمنان می‌رفت، به او باز گفت. در جنگی بزرگ نریمان و فریدون همراه سپاهیان به محاصرهٔ قلعه‌ای سرگرم بودند که ناگهان سنگی از بالای دیوار قلعه بر سر نریمان فرود آمد و او را بکشت[۳].

نصیحت زال به رستم[ویرایش]

زال با این نصایح می‌خواهد رستم را ترغیب کند تا انتقام مرگ نریمان را از سکنهٔ کشوریکه قلعه غیر قابل نفوذ داشت، بگیرد.

به خون نریمان میان را به بند برو تازیان تا به کوه سپند
یکی کوه بینی سر اندر سحاب که بر وی نپرّید پرّان عقاب
چهارست فرسنگ بالای کوه پُر از سبزه و آب و دور از گروه
... ...
نریمان که گوی از دلیران ببرد به فرمان شاه آفریدون گرد
بسوی حصار اندر آورد پای در آن راه ازو گشت پردخته جای
شب و روز بودی به رزم اندرون همیدون گهی چاره گاهی فسون
سرانجام سنگی بینداختند جهان را ز پهلو بپرداختند

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. Nairemanu
  2. احتمالا گرشاسپ لقب نریمان بوده یا بالعکس ممکن نریمان لقب گرشاسپ باشد در هر حال در شاهنامه اصطلاح گرشاسپ فقط در آغاز وقایع یکی دو بار مشاهده می‌شود دیگر از او یاد نمی‌گردد
  3. نکتهٔ قابل تأمل در این داستان تقارن ورود آریایی‌ها در تاریخ و حضور قوم نریمان در شاهنامه به ایران است.

منابع[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]


شخصیت شاهنامه
{{{نام}}}
شاهنامه سروده فردوسی

اساطیر - ایرانیان - تورانیان - زنان - شاهان - مکان‌ها