سووشون

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
سووشون
نویسنده سیمین دانشور
موضوع رمان
زبان فارسی

سَووشون[۱] دربارهٔ این پرونده تلفظ عنوان رمانِ تحسین‌شدهٔ سیمین دانشور (۸ اردیبهشت ۱۳۰۰–۱۸ اسفند ۱۳۹۰ خورشیدی) نویسندهٔ ایرانی و نخستین رمان فارسی است که به قلم یک نویسندهٔ زن ایرانی نوشته شده‌است. داستان سووشون در شهر شیراز و در سالهای پایانی جنگ جهانی دوم رخ می‌دهد[۲] و فضای اجتماعی سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۵ را ترسیم می‌کند.[۳] نویسنده در این رمان زندگی فئودالی در زمان اشغال ایران از سوی انگلیسی‌ها را به نگارش درآورده‌است. یکی از ویژگی‌های سووشون ساختار ساده و بیان روان آن است و در متن آن از برخی واژه‌های عامیانه شیرازی استفاده شده‌است.

این کتاب نخستین باردرسال ۱۳۴۸ منتشر و بعد از آن بارها تجدید چاپ شد.[۴]

پیشینه[ویرایش]

پیش‌زمینه و نگارش[ویرایش]

ایران در جریان جنگ جهانی دوم اعلام بی‌طرفی کرد. اما به بهانۀ حضور کارشناسان آلمانی در ایران، نیروهای متفقین بی‌طرفی ایران را نقض کردند و در شهریور ١٣٢٠ با ورود به خاک ایران از شمال و جنوب، آن را اشغال کردند. رضا شاه پهلوی در جریان این واقعه مجبور شد از سمت خود کناره‌گیری کند و سلطنت را به فرزندش محمدرضا بسپارد. خریداری مواد غذایی توسط قشون متفقین باعث بروز قحطی، تورم و شیوع بیماری‌های واگیردار در کشور شد و تعداد زیادی از مردم جان خود را از دست دادند. شیراز از جمله شهرهایی بود که به اشغال نیروهای انگلیسی درآمده بود.[۵] کمبود غله و مواد غذایی در این شهر شدیدتر از شهرهای دیگر بود؛ به‌طوری‌که مردم تا چند روز بدون نان می‌ماندند. کشت محصول نسبت به سال‌های قبل از آن ٤٠ درصد کاهش پیدا کرد و انگلیسی‌ها محموله‌های غله را با زور و فشار بر مردم توقیف می‌کردند.[۶]

سیمین دانشور، در هنگام جنگ جهانی دوم در دانشگاه تهران مشغول به تحصیل بود و به واسطهٔ شغلش با خبرنگاران جنگی که به ایران آمده‌بودند، آشنا شد و در جریان اخبار جنگ قرار گرفت. او در سال ۱۳۲۱ به زادگاه خود شیراز سفر کرد؛ در شرایطی که این شهر در اشغال نظامیان انگلیسی بود و در سراسر شهر سربازان هندی و ایرلندی و اسکاتلندی به‌چشم می‌خوردند. طرح اولیه سووشون در همان سال به ذهن او خطور کرد؛ هرچند که تا مدت‌ها فرصتی برای نگارش آن پیدا نکرد.[۷] او در سال ١٣٢٩ با جلال آل احمد، نویسنده و روشنفکر ایرانی ازدواج کرد.[۸]

عنوان کتاب از سووشون یا سیاووشان برگرفته شده که عنوان مراسمی است که از پیش از اسلام در سوگ سیاوش، قهرمان اسطوره‌ای ایران باستان برگزار می‌شده‌است. سیاوش به صورتی غریبانه کشته شد و کسی برای او عزاداری نکرد. تشابهی که سرنوشت یکی از شخصیت‌های داستان با سرنوشت سیاوش پیدا می‌کند، علت نام‌گذاری این کتاب است.[۳]

ترجمه[ویرایش]

این کتاب به زبان‌های مختلفی ترجمه شده است که از جمله می‌توان به ترجمۀ آلمانی در سال ۱۹۹۷ با عنوان Drama der Trauer-Savushun و ترجمۀ اسپانیایی در سال ۲۰۰۵ با عنوان Suvashun با ترجمۀ جواکیم رودریگز اشاره کرد. این رمان همچنین به زبان‌های فرانسوی، ژاپنی، روسی، چینی و ترکی نیز ترجمه شده‌است.[۲]

اهمیت[ویرایش]

سووشون به عنوان اولین اثر کامل در نوع رمان فارسی،[۳] از حیث فن داستان‌نویسی، شخصیت‌پردازی و پرورش درون‌مایه آنقدر قوی است که می‌توان آن را نقطهٔ عطفی در ادبیات داستانی معاصر ایران قلمداد کرد.[۶] این رمان بعد از بوف کور با استقبال گسترده‌ای مواجه شد و به نظر حسین پاینده، منتقد ادبی، یکی از سه اثر ماندگار در بین رمان‌های ایرانی است. وی معتقد است که سیمین دانشور سهم بسزایی در پرورش رمان‌نویسی در ایران دارد و یکی از علت‌های پرطرفدار بودن این ژانر در ایران، انتشار موفقیت‌آمیز کتاب سووشون است.[۹] سووشون نخستین رمان ایرانی است که نویسنده، شخصیت اول و راوی آن یک زن است.[۱۰]

رمان سووشون حس مبارزه‌جویی و ظلم‌ستیزی را در مخاطب خود بر می‌انگیزد. این کتاب در دوره‌های مختلف تاریخ معاصر، به‌خصوص در دوران انقلاب اسلامی، باعث ایجاد شور و حرکت در خوانندگان خود می‌شد.[۶]

رمان سووشون به لحاظ جذب مخاطب، کتاب بسیار موفقی محسوب می‌شود.[۲] حسن میرعابدینی و محمدحقوقی این رمان را پرفروش‌ترین رمان ایرانی قلمداد می‌کنند.[۸] هوشنگ گلشیری در سال ١٣٧۶ شمارگان منتشرشدۀ این کتاب را ۴۰۰ هزار نسخه گزارش کرده است که تا آن زمان پرتیراژترین رمان فارسی محسوب می‌شد. با احتساب تجدید چاپ‌های بعد از آن، فروش این کتاب به بیش از ۵۰۰ هزار نسخه تا سال ۱۳۹۵ رسیده‌است.[۱۱]

عناصر داستان[ویرایش]

طرح و زاویهٔ دید[ویرایش]

داستان سووشون در شهر شیراز و در سال‌های پایانی جنگ جهانی دوم رخ می‌دهد؛ در شرایطی که نیروهای متفقین وارد ایران شده‌اند و جنوب ایران -ازجمله شیراز- توسط ارتش انگلیس اشغال شده‌است. این کتاب در ۲۳ فصل، داستان یک خانواده ملّاک از طبقه متوسط را در این دوره روایت می‌کند، در حالی که زندگی روزمره به‌واسطه حضور اشغال‌گران، روزبه‌روز پیچیده‌تر می‌شود. داستان در مقابل دیدگان زری اتفاق می‌افتد که یک زن متأهل و خوشبخت است و سعی در محافظت از خانواده‌اش دارد. او در برخی مواقع بر خلاف آنچه از یک زن سنتی ایرانی در آن دوران انتظار می‌رفت عمل می‌کند.[۲] داستان سووشون با زاویهٔ دید بیرونی به شیوهٔ دانای کل محدود به ذهن زری روایت می‌شود.[۱۲]

پیرنگ[ویرایش]

داستان با مراسم عقدکنان دختر حاکم شیراز شروع می‌شود که زری و یوسف در آن شرکت می‌کنند. در این مراسم علاوه بر اعیان و اشراف شهر، سران قشون انگلیس که شهر را اشغال کرده‌اند نیز حضور دارند. یکی از مقامات انگلیسی به نام سرجنت زینگر سعی می‌کند یوسف را راضی کند تا محصول زمین‌هایش را به قوای انگلیس بفروشد. اما یوسف تصمیم دارد مازاد محصول خود را به مردم قحطی‌زدهٔ شیراز بدهد. خان کاکا، برادر یوسف که در تلاش برای به دست آوردن مقام و منصب است، سعی می‌کند او را متقاعد کند که با حاکم شیراز و سران قشون انگلیس کنار بیاید. ایستادگی و سرسختی یوسف، زری را سخت نگرانِ از دست رفتن امنیت و آرامش خانه و خانواده‌اش می‌کند. یک بار که یوسف برای سرکشی به املاک خود به روستا می‌رود، زری نگران می‌شود، شبها کابوس می‌بیند و هرچه می‌گذرد، خواب‌هایش آشفته‌تر می‌شود. یوسف با شلیک یک ناشناس کشته می‌شود و جسد او را به خانه می‌آورند. زری پریشان و ناخوش می‌شود. در اینجا داستان بُعد اساطیری می‌گیرد و زری در خواب و بیداری یوسف را همچون سیاوش تصور می‌کند. این پریشانی به حدی است که در مقطعی، اطرافیان تصور می‌کنند که او دیوانه شده‌است. اما عاقبت ترس و وحشت را از خود دور می‌کند و از سایهٔ تردید خارج می‌شود.[۶]

سرانجام داستان، ماجرای تشییع جنازهٔ یوسف است که به نظر دوستان و هواداران او، باید به تظاهرات سیاسی و مذهبی تبدیل شود. اما مأموران حکومت مانع می‌شوند و مراسم به خشونت کشیده می‌شود. به‌ناچار، جنازه را شبانه در صندوق عقب ماشین خان کاکا به گورستان می‌برند و بدون طواف یا نماز میت، در گوری بی‌نام و نشان دفن می‌کنند. کتاب با یادآوری پیام تسلیتی که مک ماهون، دوست ایرلندی یوسف به زری نوشته‌است پایان می‌یابد: «گریه نکن خواهرم، در خانه‌ات درختی خواهد رویید و درخت‌هایی در شهرت و بسیار درختان در سرزمینت. و باد پیغام هردرختی را به درخت دیگر خواهد رسانید و درخت‌ها از باد خواهند پرسید: در راه که می‌آمدی سحر را ندیدی؟»[۳]

شخصیت‌پردازی[ویرایش]

زری یا خانم زهرا، شخصیت اصلی داستان، زن جوان تحصیلکرده‌ای از طبقه متوسط است که دغدغهٔ اصلی‌اش دور ماندن خانواده از گزند ناملایمات پیش رو است. او که در طول داستان رفتاری متفاوت از زنان اطراف خویش نشان می‌دهد، در اثر وقایعی که اتفاق می‌افتد، خودآگاهی بیشتری پیدا می‌کند و از سایهٔ ترس و تردید بیرون می‌آید.[۱۰] او شخصیتی پویا دارد[۳] که بین ترس و شجاعت در نوسان است. ترسی که در وجود اوست از عشقش به همسر و فرزندانش ناشی می‌شود، اما از این بابت مورد شماتت همسر قرار می‌گیرد. کشته شدن شوهرش، او را از این دوگانگی خارج می‌کند و به او شجاعت و جسارت می‌بخشد.[۱۲] داستان از زاویهٔ دید زری روایت می‌شود و مخاطب با احساس، ترس‌ها و آرزوهای او کاملاً آشنا می‌شود.[۹]

یوسف، شوهر زری، مالکی صریح‌اللهجه و خوش‌قلب است که حاضر نیست محصولش را به قشون بیگانه بفروشد. صراحت کلام او، نزدیک‌ترین کسانش، از جمله زری را هراسان می‌کند[۱۰] و از او شخصیتی تک‌افتاده و محکوم به انزوا می‌سازد.[۹] یوسف در طول داستان شخصیتی ایستا دارد و دچار تغییر نمی‌شود. او با حقایق دنیای معاصر آشناست و دیدگاه و معیارهایی متفاوت از افراد هم‌طبقهٔ خود دارد؛ به‌طوری‌که این دیدگاه در زندگی، انتخاب همسر و برخورد او با رعیت تأثیرگذار است.[۳] در گفتار و رفتار یوسف، نوعی گفتمان آگاهی تاریخی مشهود و برجسته است و از این رو حتی از ایل‌ها و طایفه‌هایی که به‌خاطر در جنگ بودن با دولت مرکزی، با انگلیسی‌ها همکاری می‌کنند، حمایت نمی‌کند.[۹]

علاوه بر زری و شوهرش یوسف، پسر (خسرو) و دخترهای دوقلویشان (مینا و مرجان) و عمه خانم هم اعضای دیگر این خانواده هستند.[۲] عمه خانم یا خانم فاطمه خواهر بزرگتر یوسف است که همسر و پسر خود را از دست داده و به تریاک روی آورده‌است. دغدغه‌ها و وابستگی‌های زری را ندارد و با برادر دیگرش، ابوالقاسم خان که با انگلیسی‌ها همکاری می‌کند، علناً مخالفت می‌کند. او برای فرار از وضعیت موجود تصمیم دارد به کربلا برود و مجاور شود. عزت‌الدوله، زن ثروتمندی است که ارتباط نزدیکی با خانوادهٔ حاکم دارد. او به‌علت این که زری به خواستگاری پسرش جواب منفی داده بود، نسبت به او دشمنی می‌ورزد. اما از سوی دیگر خودِ عزت‌الدوله هم از سوی شوهرش مورد ظلم است؛ شوهرش به او خیانت می‌کند و در مقابل دیدگان او با زنان دیگر ارتباط دارد و او مجبور است در خانهٔ خودش از آنها پذیرایی کند. فردوس، کلفت خانهٔ عزت‌الدوله است که توسط شوهر یا پسر او مورد تجاوز قرار گرفته و به ازدواج اجباری با کل عباس، نوکر آن خانه تن داده‌است. مادرش ننه‌فردوس هم در همان خانه خدمت می‌کند و در کار قاچاق با عزت‌الدوله همکاری دارد. سودابه، زنی رقاص و معشوقهٔ پدر یوسف و عمه‌خانم است که باعث آوارگی مادر و آبروریزی پدر آنها می‌شود، اما هرگز با او ازدواج نمی‌کند.[۱۲] سرجنت زینگر نمایندهٔ فروش چرخ خیاطی است که اکنون به لباس نظامی ارتش انگلیس درآمده و تلاش می‌کند آذوقهٔ مورد نیاز قشون انگلیس را تهیه کند.[۶]

بسیاری از شخصیت‌های اصلی و فرعی سووشون از شخصیت‌های واقعی الهام گرفته شده و با در هم آمیزی تخیل به شخصیتی متفاوت تبدیل شده‌اند.[۳] شخصیت زری به سیمین دانشور و شخصیت یوسف به جلال آل احمد شبیه است. یکی از نقل قول‌های مشهور در این زمینه مربوط به بزرگ علوی است که می‌پرسد: «هرکس سووشون را می‌خواند، از خود می‌پرسد آیا زری خود سیمین و یوسف همان جلال آل‌احمد نیست؟»[۱۰] خلق و خوی یوسف آیینه‌ای از خلق‌وخوی جلال است. جلال به گفتهٔ سیمین دانشور، صریح، خشمگین و حادثه‌آفرین بود. حساب‌گر و سازش‌کار نبود و تحمل دست‌های آلوده را نداشت. زری هم مانند سیمین در مدرسه‌ای با مدیریت انگلیسی‌ها درس خوانده‌است. دکتر عبدالله‌خان مانند دکتر محمدعلی دانشور، پدر سیمین، از پزشکان برجستهٔ شیراز و عاشق حافظ است. شخصیت خانم مسیحادم از خواهر سیمین الگوبرداری شده‌است. مک ماهون، بی‌بی همدم و ملک‌سهراب هم از شخصیت‌های واقعی الهام گرفته شده‌اند.[۷]

ویژگی‌های سبکی[ویرایش]

سووشون رمانی نمادگرایانه است و نویسنده در آن به صورت غیرصریح، موضوعی را تحت پوشش موضوعی دیگر بیان می‌کند. در این داستان، خانهٔ یوسف نمادی از جامعهٔ ایران در آن روزگار است. زری نمادی از زن ایرانی است که تلاش می‌کند جنگ به خانه‌اش راه نیابد و آرامش خانواده‌اش را برهم نزند. یوسف نماد قشر روشنفکر و ضداستعماری جامعه و مستر زینگر نماد اشغال‌گران انگلیسی است.[۳] انتخاب نام یوسف که برگرفته از نام پیامبر نجات‌دهندۀ مردم از قحطی است، برای شخصیت استعمارستیز داستان در دوران قحطی نیز یکی از جنبه‌های نمادگرایانۀ سووشون است. رویکرد ظلم‌ستیزانه و کشته‌شدن غریبانۀ یوسف، سرگذشت سیاوش را تداعی می‌کند و در جای‌جای این داستان ارتباط معنایی نزدیکی با شخصیت امام حسین برقرار می‌نماید.[۶] یوسف مانند سیاوش پسری به نام خسرو دارد که در جایی خطاب به او می‌گوید: «اگر من نتوانستم، تو خواهی توانست». خسرو یا کیخسرو، پسر سیاوش، به خونخواهی پدر برمی‌خیزد و موفق می‌شود. به نظر می‌رسد که سیمین دانشور به‌صورتی رمزگونه در پی انتقال این مفهوم است که نسل یا نسل‌های آینده (وجه نمادین خسرو) موفق به ادامۀ راه ظلم‌ستیزان و روشنفکران ایرانی (وجه نمادین یوسف) خواهند شد.[۶]

حسین سناپور، این اثر را یک رمان رئالیستی می‌داند که با بهره‌گیری از همه نیروهای مختلف و درگیر اجتماع و قشرهای مختلف مردم و تقابل آن‌ها با یکدیگر، داستان کاملی برای مخاطب روایت می‌کند.[۹] از سوی دیگر، رخدادهای تاریخی که در داستان به آنها اشاره می‌شود، واقعی است.[۱۳]

یکی دیگر از ویژگی های رمان، استفاده از واژگان و اصطلاحات عامیانۀ شیرازی است.[۶]

تأثیرپذیری‌ها[ویرایش]

هوشنگ گلشیری سووشون را بیانی خلاقانه و ادیبانه از کتاب‌های غربزدگی و در خدمت و خیانت روشنفکران، از برجسته‌ترین آثار جلال آل احمد می‌داند.[۲]

نقدها و دیدگاه‌ها[ویرایش]

نقد اجتماعی[ویرایش]

سووشون در نشان دادن اوضاع اجتماعی شیراز در دوران جنگ جهانی دوم موفق است. نمونه‌هایی از این اوضاع نابسامان، قحطی، شیوع تیفوس، بی‌توجهی حاکمان به اوضاع آشفتهٔ اجتماع، اسراف و فساد دستگاه حکومتی و تلاش اشغال‌گران انگلیسی برای ترویج آداب ملی و مذهبی خود است که در جای جای رمان بیان شده‌است. نویسنده که از چشم زری به اوضاع می‌نگرد، دیدگاهی انتقادآمیز و خودنگر اتخاذ می‌کند و این دیدگاه پیوسته از زبان یوسف بیان می‌شود که مدام حاکم و وابستگانش، انگلیسی‌ها و حتی روشنفکران را به باد انتقاد می‌گیرد و زری نیز با او اتفاق نظر دارد. نویسنده تلاش می‌کند به مخاطب بنمایاند که آنچه را توصیف می‌کند عینیت واقعی دارد و او صرفاً به گزارش آن پرداخته‌است.[۳]

در این رمان، همهٔ اتفاقاتی که در اجتماع می‌افتد، در خانوادهٔ زری بازتاب پیدا می‌کند و مخاطب در می‌یابد که خانه و اجتماع چقدر به هم شباهت دارند. به نظر حسین سناپور، نویسنده و منتقد، این رمان چشم‌اندازی از آیندهٔ زنان و نقشی که آنها در تحولات اجتماعی ایفا می‌کنند، ترسیم می‌کند.[۹] حسینعلی قبادی، منتقد و استاد دانشگاه، انتخاب زری به‌عنوان شخصیت محوری داستان را بیانگر جهان‌بینی سیمین دانشور می‌داند که به شیوه‌های گوناگون در پی بیان حقوق ازدست‌رفتهٔ زنان و احترام به آزادی‌های بنیادین آنهاست.[۶]

به عقیدهٔ سناپور، دانشور در تمام داستان بر نقش فرهنگ و اختلاف فرهنگی انگلیسی‌ها و ایرانی‌ها اشاره می‌کند و به‌صورت غیرمستقیم می‌گوید که هر کس سرانجام به اصل و ریشهٔ خود بازمی‌گردد.[۹]

به نظرِ کامران تلطف، استاد دانشگاه، دانشور با تصویری که از زری به عنوان یک شخصیت مطیع و منفعل ارائه کرده‌است، انگاشتی پدرسالارانه را نسبت جنبش‌های انقلابی القا می‌کند.[۲]

نقد سیاسی و تاریخی[ویرایش]

برایان اسپونر معتقد است که این رمان چکیده‌ای است از تجربیات نسلی از ایرانیان در دوران که با فشارهای سیاسی و تاریخی مبارزه می‌کردند.[۲] در این رمان، کشته‌شدن یوسف در ٢٩ مرداد اتفاق می‌افتد که به طور غیرمستقیم به کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢ اشاره دارد.[۶] برخی از منتقدان از جمله هوشنگ گلشیری و محمدرضا قانون‌پرور به نشانه‌های غیرمستقیمی در صفحه‌های پایانی کتاب اشاره می‌کنند که وقایع منجر به سقوط دولت محمد مصدق را تداعی می‌کند.[۲]

شخصیت آقای فتوحی که از فعالان مارکسیست داستان سووشون است، نه تنها قادر به تشخیص منافع ملی کشور نیست، بلکه حتی از نگهداری کردن از خواهر خود، خانم فتوحی که در تیمارستان بستری است، عاجز می‌ماند. جواد اسحاقیان معتقد است که سیمین دانشور با استفاده از آقای فتوحی به عنوان یک نماد، جریان مارکسیسم را در ایران به نقد می کشد.[۲]

تفکرات و احساسات ضد استعماری و غرب‌ستیزانه‌ای که در این رمان به‌تصویر کشیده شده‌است، نهایتاً منجر به بروز انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ می‌شود.[۲]

نقد ادبی[ویرایش]

متن کتاب سووشون متنی ساده و محکم است و از صور خیال از نوع تشبیه، استعاره، تشخیص و کنایه در آن استفاده شده‌است. تشبیهات به کار گرفته شده در کتاب ساده‌اند. متن کتاب، از توصیف غنی است و این توصیف فقط وصف برون نیست بلکه درون شخصیت‌ها و اندیشه‌های آنان نیز به خوبی توصیف شده‌است.[۳] نویسنده از آرایهٔ ادبی براعت استهلال استفاده می‌کند که یکی از تکنیک‌های شعر و نثر فارسی کلاسیک است و تسلط نویسنده بر ادبیات کهن فارسی را نشان می‌دهد. به‌همین‌دلیل، مخاطب در صفحات اولیهٔ کتاب، به درونمایهٔ اصلی رمان پی می‌برد و برای آنچه قرار است در ادامه با آن مواجه شود، پیش‌آگاهی پیدا می‌کند. دانشور در همان صفحه اول سعی می‌کند مخاطب را جذب کند و او را وامی‌دارد که با زری همراه شود؛ همین صفحه نخست محملی برای معرفی دو شخصیت اصلی داستان است. دانشور اتفاقات پیرامون آن‌ها را در موقعیت خاصی که قرار گرفته‌اند (مراسم عروسی دختر حاکم)، شرح می‌دهد و به این ترتیب با کمک گرفتن از شیوهٔ براعت استهلال شخصیت‌های داستان را معرفی می‌کند و از طریق قرار دادن آن‌ها در موقعیتی برملاکننده، داستان را پیش می‌برد. همه اتفاقاتی که بعدها در داستان رخ می‌دهد، نشانه‌هایی در همان صفحه نخستین دارند. نویسنده همچنین از سبک مینیاتور که در هنر نقاشی متداول است، در این رمان استفاده کرده‌است. او با استفاده از این تکنیک، اجزای داستان را در ابعادی کوچک‌تر فشرده کرده و از نوعی ایجاز بهره برده‌است که عنصر کشمش را پیش می‌برد.[۹]

دانشور در سووشون، مانند برخی دیگر از نویسندگان ایرانی از جمله بزرگ علوی و احمد محمود، در داستان خود از مسیر اصلی خارج می‌شود تا بتواند اطلاعات خواننده در مورد موضوع اصلی داستان را تکمیل کند. به‌طور مثال، گوشه‌هایی از زندگی عمه‌خانم، مادر زری و عزت‌الدوله روایت می‌شود تا ظلم‌ها و کاستی‌های جامعه و فضای مردسالارانهٔ آن روزگار بر خواننده معلوم شود. این رویکرد باعث می‌شود که اطلاعات به‌صورت گسسته به خواننده ارائه شود و نویسنده در بازگرداندنِ مخاطب به خط سیر اصلی داستان با مشکل مواجه شود.[۱۳] به‌خصوص در مورد این داستان‌های فرعی، اطناب و خسته‌کننده شدن متن مورد انتقاد برخی از منتقدان از جمله تقی مدرسی قرار گرفته است.[۲]

نقد تطبیقی[ویرایش]

رباب فضائلی، کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی، در یک مطالعهٔ تطبیقی، رمان‌های سووشون و رگتایم اثر ادگار لورنس دکتروف را از حیث درون‌مایه، سبک، شخصیت‌پردازی و شیوهٔ روایت داستان مقایسه کرده‌است. رگتایم، اثری پست مدرن است که شروع انقلاب صنعتی را در آمریکا مورد نقد قرار می‌دهد. به نظر فضائلی، دیدگاه این دو نویسنده نسبت به انسان و تاریخ بسیار متفاوت است؛ دیدگاه دانشور ریشه در تعالیم اسلامی دارد و در مقابل، رگه‌هایی از اندیشه‌های مارکسیستی در دیدگاه دکتروف مشاهده می‌شود و این اختلاف دیدگاه باعث تفاوت در شخصیت‌پردازی در دو اثر شده‌است. به عقیدهٔ وی، شخصیت‌های در رگتایم هویت مشخصی ندارند و زندگی آنها بی‌نتیجه به پایان می‌رسد اما مرگ در سووشون به بیداری و کنش اجتماعی ختم می‌شود. دانشور انسان را غالب بر جامعه می‌داند و دکتروف، مغلوب.[۱۳]

محمدکاظم کهدویی، استاد دانشگاه، یک مقایسه تطبیقی بین شخصیت‌های زن در دو رمان سووشون و شوهر آهوخانم نوشتهٔ محمدعلی افغانی انجام داد و دریافت که اگرچه هر دو نویسنده سعی در ترسیم تصویری از زن ایرانی و ظلمی که بر او می‌رود دارند، اما دانشور با توجه به تجربهٔ زنانهٔ خود، در آفرینش شخصیت‌های زن موفقتر از افغانی بوده‌است. کهدویی همچنین به غنا و تنوع شخصیت‌های زنانه در رمان سووشون اشاره می‌کند، اما معتقد است که زنان هر دو داستان یا از طبقهٔ مرفه‌اند یا از طبقهٔ فرودست و خدمتکار؛ هیچ‌کدام از این دو داستان به زنان طبقهٔ متوسط نپرداخته‌است.[۱۲]

منبع شناسی[ویرایش]

از آثار و نقدهای معتبری که دربارهٔ سووشون منتشر شده، می‌توان به کتاب جدال نقش با نقاش در آثار سیمین دانشور نوشتهٔ هوشنگ گلشیری اشاره کرد. گلشیری در فصل سوم این کتاب، در مقدمه‌ای کوتاه در تلاش برای یافتن نام درست رمان کارش را شروع کرده‌است. او سپس به زمینهٔ نگارش کتاب، جایگاه آن در بین آثار دانشور و زمینه‌های تاریخی خلق اثر با استفاده از مستندات تاریخی پرداخته‌است. رمان سووشون در این کتاب از نظر تقابل بین زن و مرد، درون و برون و واقعیت و آرزو کاویده شده‌است. نویسنده در این کتاب، تحلیلی از نقش زری که در ابتدا شخصیتی منفعل داشته و در پایان به کلی دگرگون شده‌است، ارائه می‌کند. بخش دیگری از این کتاب به رمز گشایی از اشارات نمادین داستان پرداخته‌است.[۶]

اقتباس[ویرایش]

سیمین دانشور در مورد به تصویر درآمدن رمان خود حساسیت داشت و عموماً با اقتباس از این رمان موافقت نمی‌کرد.[۱۴]

تئاتر[ویرایش]

سیمین دانشور فقط یک بار با اجرای سووشون را به عنوان تئاتر موافقت کرد. منیژه محامدی تنها کسی است که اجازهٔ کار روی این رمان را از وی گرفت و نمایشی با همین عنوان روی صحنه برد که در آن افسانه بایگان (در نقش زری)، محمد اسکندری (در نقش یوسف)، مهدی میامی، محسن زهتاب، حبیب دهقان نسب ایفای نقش کردند. این نمایش از اسفند ۱۳۷۹ تا اردیبهشت ۱۳۸۰ در سالن اصلی تئاتر شهر اجرا شد.[۱۴]

سینما و تلویزیون[ویرایش]

با گذشت سال‌ها از خرید امتیاز رمان سووشون از سوی محمد متوسلانی، هنوز تهیه‌کننده‌ای حاضر به سرمایه‌گذاری برای ساخت فیلم سینمایی نشده‌است. محمد متوسلانی دربارهٔ دلایل این امر گفته‌است: «ساخت این فیلم بودجه زیاد و امکانات خاصی می‌خواست و متأسفانه من هر چه کوشش کردم، نتوانستم تهیه‌کننده‌ای که حاضر باشد برای آن سرمایه‌گذاری کند، پیدا کنم. در مقاطع مختلف کارگردانان مختلفی همچون بهروز افخمی، مسعود جعفری جوزانی، رخشان بنی اعتماد و حتی یک کارگردان ایتالیایی برای ساخت این فیلم انتخاب شدند که مذاکره با هیچ‌کدام به نتیجه نرسید.»[۱۵]

پانویس[ویرایش]

  1. Emami, “A New Persian Novel”, 82.
  2. ۲٫۰۰ ۲٫۰۱ ۲٫۰۲ ۲٫۰۳ ۲٫۰۴ ۲٫۰۵ ۲٫۰۶ ۲٫۰۷ ۲٫۰۸ ۲٫۰۹ ۲٫۱۰ ۲٫۱۱ “SUVASHUN”. Encyclopaedia Iranica. April 12, 2012. Retrieved 2017-11-05. 
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ ۳٫۳ ۳٫۴ ۳٫۵ ۳٫۶ ۳٫۷ ۳٫۸ ۳٫۹ غلامی، فتانه. «تحلیل رمان سووشون». رشد آموزش زبان و ادب فارسی (پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی) ۲۳، ش. ۳ (بهار ۱۳۸۹). 
  4. «امام حسین (ع) و شهادت، عنصر هویت بخش در رمان سووشون سیمین دانشور». پایگاه اینترنتی راسخون. بازبینی‌شده در ۱۴ آبان ۱۳۹۶. 
  5. «قحطی و بیماری میراث اشغال ایران به دست متفقین». خبرگزاری تحلیلی خبر آنلاین. ۳ شهریور ۱۳۹۵. بازبینی‌شده در ۲۰۱۷-۱۱-۱۱. 
  6. ۶٫۰۰ ۶٫۰۱ ۶٫۰۲ ۶٫۰۳ ۶٫۰۴ ۶٫۰۵ ۶٫۰۶ ۶٫۰۷ ۶٫۰۸ ۶٫۰۹ ۶٫۱۰ قبادی، حسینعلی و فردوس آقاگل زاده. سیدعلی دسپ. «تحلیل گفتمان قالب در رمان سووشون سیمین دانشور». فصلنامه نقد ادبی. سیدعلی دسپ، ش. ۶ (تابستان ۱۳۸۸). 
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ جمالی، لیلی و راضیه جوانمرد. «مقایسهٔ نمودهای جنگ در رمان سووشون سیمین دانشور و رمان اسیر خشکیها اثر دوریس لسینگ در پرتو نقد زنانهٔ شوالتر». ادبیات تطبیقی (پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی)، ش. ۱۱ (پاییز ۱۳۸۸). 
  8. ۸٫۰ ۸٫۱ قبادی، حسینعلی. «تحلیل درونمایه های سووشون از نظر مکتبهای ادبی و گفتمان های اجتماعی». پژوهش زبان و ادبیات فارسی (پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی) جدید، ش. ۳ (پاییز و زمستان ۱۳۸۳). 
  9. ۹٫۰ ۹٫۱ ۹٫۲ ۹٫۳ ۹٫۴ ۹٫۵ ۹٫۶ ۹٫۷ «پاینده و سناپور «سووشون» دانشور را نقد کردند». خبرگزاری ایسنا. ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۱. بازبینی‌شده در ۱۶ آبان ۱۳۹۶. 
  10. ۱۰٫۰ ۱۰٫۱ ۱۰٫۲ ۱۰٫۳ ساناز قربانی. «نگاهی به رمان «سووشون» به مناسبت پنجمین سالگرد درگذشت سیمین دانشور». روزنامه ایران. بازبینی‌شده در ۱۴ آبان ۱۳۹۶. 
  11. یزدان منصوریان. «آنچه از سووشون آموخته ام». پایگاه خبری لیزنا. ۴ مرداد ۱۳۹۵. 
  12. ۱۲٫۰ ۱۲٫۱ ۱۲٫۲ ۱۲٫۳ کهدویی، محمدکاظم و مرضیه شیروانی. «شخصیت پردازی قهرمان زن در رمانهای شوهر آهوخانم و سووشون». نامهٔ پارسی (پایگاه مجلات تخصصی نور)، ش. ۴۸ و ۴۹ (بهار و تابستان ۱۳۸۸). 
  13. ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ ۱۳٫۲ رباب فضائلی. «نقد تطبیقی رمان‌های سووشون و رگتایم (بخش اول)». روزنامه اطلاعات. ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۲. بازبینی‌شده در ۲۰۱۷-۱۱-۰۷. 
  14. ۱۴٫۰ ۱۴٫۱ خبرآنلاین - خاطرات یک کارگردان از سیمین دانشور / گفتگوی خبرآنلاین با تنها کسی که اجازه یافت رمان «سووشون» را کار کند
  15. MehrNews.com - Iran, world, political, sport, economic news and headlines

منابع[ویرایش]

  • دانشور، سیمین. سووشون. چاپ پانزدهم. تهران: خوارزمی، ۱۳۸۰. 
  • Emami, Karim. “A New Persian Novel: Mahmud Dowlatabadi's "Kelidar"”. Iranian Studies 22, no. 4 (1989): 82–92. doi:10.1080/00210868908701741. 

پیوند به بیرون[ویرایش]