پادشاهی طهمورت

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

«پادشاهی طهمورت» سوّمین داستانِ پادشاهان در شاهنامهٔ فردوسی است که دورانِ سی‌سالهٔ پادشاهیِ طهمورت را داستان می‌کند.

در شاهنامه از طهمورت با لقب دیوبند (/دیٓوْبَنْد/) یاد می‌شود و پسر هوشنگ است. لقب دیوبند یادآور چیرگی او بر دیوان و جادوان است که در متون کهن‌تر هم به آن اشاره شده‌است. طهمورث در ابتدای پادشاهی هدفش را شستن جهان از بدیها، کوته کردن دست دیوان از هر جا و آشکار کردن چیزهای سودمند در جهان اعلام داشت. چیدن پشمِ بُز و رشتن آن از آموزه‌های طهمورث برای مردمان بود وی همچنین مردم را به ستایش جهان‌آفرین تشویق کرد. با راهنمایی‌های شَهْرَسْپ، دستور خردمند طهمورث، شاه از بدیها پالوده گشت و از او فرهٔ ایزدی تابید.

نام وزیر طهمورث در شاهنامه شهراسپ آمده و از او به عنوان کسی که رایش از کردار بد دور بود یاد گردیده است. به چیرگی طهمورث بر اهریمن در شاهنامه هم اشاره شده‌است. پس از تابیدن فرهٔ ایزدی از طهمورث، او رفت و اهریمن را به افسون ببست و بر وی زین نهاد و زمان‌تازمان سوار بر وی گرد گیتی می‌تاخت. دیوان چون چنین دیدند به جنگ شاه برخاستند. طهمورث دو بهره از ایشان را به افسون ببست و باقی را با گرز گران تارومار کرد. چون ایشان را به بند کشید، دیوان به وی گفتند که اگر ما را رهایی بخشی تو را هنری یاد خواهیم داد که تا این زمان نشناخته باشی و آن هنر نبشتن بود:

کی نامور دادشان زینهاربدان تا نهانی کنند آشکار
چو آزاد گشتند از بند اوبجستند به ناچار پیوند او
نبشتن به خسرو بیاموختنددلش را به دانش برافروختند
نبشتن یکی نه که نزدیکِ سیچه رومی چه تازی و چه پارسی
چه هندی چه چینی و چه پهلوینگاریدن آن کجا بشنوی

طهمورث سی سال پس از این واقعه بزیست. این یادآور سی سال چیرگی طهمورث بر اهریمن (در متون کهن‌تر) است. در شاهنامه به چگونگی مرگ طهمورث اشاره‌ای نشده‌است. پس از وی جمشید، پسرش، به پادشاهی رسید. برخی منابع و مورخین از جمله حمد اله مستوفی بنای شهرهای الیپی (کرمانشاه) و ساری را به طهمورث شاه دیوبند پیشدادی نسبت می‌دهند.

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]