سپینود

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو
سپینود
اطلاعات کلی
نامسپینود
منصبشهبانو
زادگاههندوستان
خانواده
نام پدرشنگل شاه هند[۱]
همسرشاهنشاهبهرام گور
فرزندانیزدگرد دوم

سپینود از شهبانوان ایران باستان است و به روایت شاهنامه فردوسی، سپینود دختر شنگل پادشاه هند بود که بهرام گور شاهنشاه ساسانی در سفر به هند دلبسته او شد و با وی ازدواج نمود.

چو خرم بهاری سپینود نامهمه شرم و ناز و همه رای و کام
بدو داد شنگل سپینود راچو سرو سهی شمع بی دود را

[۱]

معنای سپینود، ترکیبی از «سپید» به معنای پاک و روشن یا سپیده صبح و «نود» که پسوند فارسی به معنای فرزند و بن و نهاد است. معنای ترکیب: پاک نهاد معنی دوم:ایرانیان باستان اعتقاد داشتند که در بهشت برف میبارد، به دانه های برف بهشتی سپینود میگفتند.

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ شاهنامه فردوسی، پادشاهی بهرام گور.