جنگ دوازده‌رخ

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
جنگ دوازده‌رخ
Kai Khusrau Shahnameh Met 34.24.5.jpg
برگی از شاهنامه متعلق به سده ۱۴ میلادی (دوره ایلخانی)
کیخسرو، افراسیاب را به کین پدرش سیاوش می‌کشد. محل نگهداری: موزه متروپولیتن نیویورک
اطلاعات کلی
نام جنگ دوازده‌رخ
محل وقوع دره میان کوه زیبد و کوه کنابد
علت‌نبرد ادامه جنگ ایرانیان و تورانیان
نتیجه شکست کامل پیران وزیر شاه توران
تلفات انهدام کامل دشمن
سایر اطلاعات
عامل‌جنگ کین سیاوش
عامل‌دوم حرص و آز افراسیاب
عامل‌سوم هجوم دوباره به مرزهای ایران
آرایش سپاه ایران
سپهسالار گودرز
آرایش سپاه توران
سپهسالار پیران
Zibad

جنگ دوازده رخ[۱] نام سومین جنگ ایران و توران است. در شاهنامهٔ فردوسی بطور مفصل به این جنگ حماسی که یکی از مهمترین پیروزی‌های دوره پادشاهی کیخسرو بر توران است پرداخته. جنگ دوازده‌رخ در واقع ادامه جنگ میان ایرانیان و تورانیان تا نابودی یکی از طرفین بود. در این جنگ، پیران وزیر افراسیاب و در جنگ بعدی یعنی جنگ بزرگ کیخسرو خود افراسیاب کشته شد و بدین ترتیب طومار سلطنت توران برای همیشه درهم پیچید.

ماجرای جنگ[ویرایش]

به روایت فردوسی یکی از مهمترین جنگ‌های ایرانیان علیه تورانیان است که در زمان پادشاهی کیخسرو به پیروزی ایرانیان منجر شد. فردوسی این رویداد را در ۲۵۱۸ بیت شعر وصف کرده‌است. بعضی کتابهای تاریخی دیگر با اندکی تغییر به این جنگ پرداخته‌اند اما اساس داستان شبیه هم می‌باشد. بقول شاهنامه، کیخسرو آگاه شد که افراسیاب، شاه توران، سپاهی بزرگ را برای حمله به ایران گرد آورده‌است. کیخسرو مجمعی تشکیل داد و سرداران خود را فرا می‌خواند و به هر کدام مأموریت مناسب داد. گودرز فرمانده لشکر چهارم ایران مأموریت داشت با گفتگو و عدم توسل به زور مسئله حل نماید. او از پایتخت با لشکری گران بسوی مرز آمد و موقعیتی مناسب در کوه زیبد توقف کرد؛ و با پیام صلح گیو همان‌طور که کیخسرو خواسته بود نزد پیران فرستاد و از پیران خواست که دست از جنگ افروزی بردارد.[۲]

بی آزار لشکر بفرمان شاههمی رفت منزل بمنزل سپاه
چو گودرز نزدیک زیبد رسیدسران را ز لشکر همی برگزید.[۳]

استقرار سپاه در کوه زیبد[ویرایش]

نمای قلعه زیبد از بالای قلعه شاه‌نشین

گودرز فرماندهان سپاه را فراخواند و به هر یک دستور داد که عملیات خود را آغاز کنند: نخست فرزند خود گیو را گفت که سپاهی برگیرد و به توران نزد پیران برود و پیام کیخسرو را ابلاغ کند و بگوید از همهٔ بدی‌ها و خیانت‌های شما می‌گذریم و جنگ را پدیده‌ای زشت و زیانبار می‌دانیم؛ و بگوید: «ای پیران! می‌دانی که ایرانیان از تو خیانت‌ها دیده‌اند و من به فرمان کیخسرو، به نزد تو آمده‌ام تا با تو بگویم که پادشاه همهٔ جرائم تو را خواهد بخشید و به خاطر مهربانی‌هایی که با سیاوش و کیخسرو و فرنگیس در توران کردی، بدیهای تو را فراموش کرده‌است و نمی‌خواهد که تو در این جنگ، به دست ایرانیان، جانت را از دست بدهی. .[۴]

گیو پس از مذاکرات طولانی با پیران در کنار رود جیحون ظاهراً در شهر ویسه گرد از اراضی بلخ نا امیدانه به اردوگاه لشکر در کوه زیبد برگشت.[۵] و به پدرش گودرز گفت که تورانیان فقط جنگ را انتخاب کرده شرط را نمی‌پذیرند و با لشکری بس گران در حال حرکت به بطرف کوه کنابد هستند. افراسیاب به پیران فرمان داده‌است که همه پهلوانان ایرانی را نابود کند و سوگند خورده‌است:

نه گودرز باید که ماند نه گیونه فرهاد و گرگین نه رهام نیو

گودرز دانا که انتظار چنین پاسخی را از پیران، چشم داشت. لشکر ایران را در دامنه کوه زیبد آماده رویارویی کرد و با رسیدن لشکر پیران جنگ سختی درگرفت.[۳]

چو پیران سپاه از کنابد براندبروز اندرون روشنایی نماند
چو دانست گودرز کآمد سپاهبزد کوس و آمد ز زیبد براه
ز کوه اندر آمد بهامون گذشتکشیدند لشکر بران پهن دشت
ز زیبد همی تاکنابد سپاهدر و دشت ازیشان کبود و سیاه
ز گَرد سپه روز روشن نماندز نیزه هوا جز بجوشن نماند
وز آواز اسبان و گرد سپاهبشد روشنایی ز خورشید و ماه

پنج روز آرایش جنگی دو لشکر در مقابل هم ایرانیان در کوه زیبد و تورانیان در کوه کنابد هر دو طرف را خسته کرد در نهایت تصمیم می‌گیرند نبرد تن به تن که یازده تن از دلیران هر طرف انتخاب شود و دوئل کنند تا نتیجه نبرد معلوم شود. به این ترتیب، یازده سردار ایرانی و یازده سردار تورانی داوطلب جنگ می‌شوند و سرداران ایرانی بدون تلفات حریفان خود را از پای درمی‌آورند و پیروز می‌شوند. بعداز کشته شدن یا به اسارت درآمدن تورانیان در نهایت دو نفر موفق به فرار گشته نزد افراسیاب می‌روند. کیخسرو نیز پس از شنیدن خبر پیروزی لشکر ایران بسوی کوه زیبد حرکت می‌کند و در جشن پیروزی حضور می‌یابد و دستور می‌دهد پیران را در دامنه کوه دفن کنند. .[۳]

مراحل پایانی جنگ[ویرایش]

در این جنگ رهام، پهلوان ایرانی بارمان پهلوان تورانی را از پای درآورد. پیران وزیر افراسیاب نیز در همین جنگ کشته‌شد. سرانجام جنگ با پیروزی سپاه ایران به رهبری عالی کیخسرو و فرماندهی میدانی گودرز و با کشته شدن پیران پایان می‌یابد؛ لذا جشن عظیمی در ایران برپا می‌شود. این مهمترین جنگ ایران و توران است که ایران با هزینه کم سپاه مهاجم تورانی را تار و مار می‌کند. بیژن، نوهٔ گودرز هم در زیبد به او می‌پیوندد و در نبردی سخت هومان، برادر پیران، را می‌کشد. این جنگ به نوعی به خون‌خواهی سیاوش مرتبط بود.

پس از پیروزی هر یازده رخ (پهلوان) ایرانی، در نبرد تن به تن با پهلوانان تورانی، دوازدهمین نبرد نیز میان گستهم با لهاک و فرشیدورد تورانی وقوع یافت که این بار نیز پهلوان ایرانی پیروز گشت.[۳]

مسیر حرکت سپاه ایران و توران[ویرایش]

12دوازده رخ مسیر تقریبی حرکت سپاه

بنابر نوشته دکتر محمد عجم در خصوص مسیر رزم سپاه ایران دو نظر وجود دارد یکی نظر تاریخی دوم نظر باستان‌شناسی از نوشته فردوسی بر می‌آید که سپاه ایران از مرکز فعلی ایران حرکت کرده‌است همچنین بنا بر نوشته منهاج سراج در کتاب "طبقات ناصری " ۶۵۸ ق جلد اول در بخش دوره پادشاهان کیانیان صفحه ۱۴۳ سپاه از اصفهان حرکت کرده‌است. باور علمی تر این است که حرکت گودرز از منطقه فارس بوده نقش رستم و پاسارگاد منطقه ای است که کیانیان در آنجا بوده‌اند دوم اینکه اگر بپذیریم کیخسرو همان کوروش کبیر است در این صورت نیز کوروش و تمرکز ارتش اصلی ایران بیشتر دوران اقامت خود را در جلگه مرو دشت بخصوص دشت پاسارگاد گذرانده‌است. .[۴]

۱۲ رخ یا پهلوان ایرانی و حریف‌های تورانی آنها[ویرایش]

نبرد سپاه ایران به رهبری کیخسرو با سپاه توران به رهبری افراسیاب

در ابتدا بیژن گیو از سپاه ایران، هومان، برادر پیران، از سپاه توران را در نبردی تن به تن می‌کشد. سپس، یازده نبرد تن به تن رخ می‌دهد که در همه آنها سرداران ایرانی به پیروزی می‌رسند.[۱]

  1. فریبرز کاوس در مقابل کلباد ویسه
  2. گیو گودرز و گروی زره
  3. گرازه و سیامک تورانی
  4. فروهل و زنگله شاهنامه
  5. رهام گودرز و بارمان
  6. بیژن گیو و رویین پسر پیران
  7. هجیر دلاور و سپَهرَم
  8. زنگه شاوَران و اَخواشت تورانی
  9. گرگین میلاد و اندریمان
  10. بَرته دلاور ایرانی و کُهرَم تورانی
  11. گودرز و پیران ویسه
  12. گستهم با لهاک و فرشیدورد[۳]

درسها و پندهای جنگ[ویرایش]

داستان دوازده رخ به لحاظ پی‌رنگ، توصیفات دراماتیک و توجه به خوی و سرشت انسان، یکی از عالی‌ترین داستان‌های شاهنامه است. فردوسی در شرح علت و علل این جنگ و بدی‌ها و خسارات جنگ از قول کیخسرو پندها و اندرزهایی را بیان می‌کند که خواندنی است.

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ «DAVĀZDAH ROḴ». ENCYCLOPÆDIA IRANICA. بازبینی‌شده در ۵ مارس ۲۰۱۶. 
  2. پیغام گودرز تحقیر آمیز بود و پیران آنرا قبول نکرد
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ ۳٫۳ ۳٫۴ «جنگ دوازده رخ زیبد». بازبینی‌شده در ۵ مارس ۲۰۱۶. 
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ «دوازده رخ زیبد». مجله. بازبینی‌شده در ۵ مارس ۲۰۱۶. 
  5. درخواست گودرز این بود که دو برادر و یک فرزند پیران گروگان گودرز باشد ولی پیران آن را نپذیرفت

منابع[ویرایش]

  • حسین، الهی قمشه‌ای. شاهنامه فردوسی. ترجمهٔ ناهید فرشادمهر. تهران: نشر محمد، ۱۳۸۶. شابک ‎۹۶۴-۵۵۶۶-۳۵-۵. 
  • شاهنامه آنلاین. جنگ دوازده رخ [۱]
  • زمانی، عباس. سه اثر تاریخی زیبد. مجله بررسی‌های تاریخی، شماره ۴۱، مهر و آبان ۱۳۵۱ (۲۴ صفحه - از ۴۳ تا ۶۶)[۲]
  • قلعه زیبد محل سکونت یزدگرد و گودرز [۳]
  • اولین فستیوال ۱۲ رخ در مجموعه قلعه زیبَد برگزار شد.[۴]
  • اولین مراسم بزرگداشت فردوسی در محل واقعه جنگ دوازده رخ در زیبَد گناباد برگزار شد.[۵]
  • تصاویر مراسم بزرگداشت فردوسی در محل واقعه جنگ دوازده رخ [۶]
  • اشعار ۱۲ رخ شاهنامه با صدای دکتر کزازی [۷]
  • مصاحبه روزنامه خراسان روزنامه صبح ایران شماره ۱۹۱۹۶–۲۹/۱۱/۱۳۹۴ با دکتر محمد عجم
  • کتاب نبرد دوازده رخ چاپ اول ۱۳۹۳ نوشته نویدی مهر، مشهد، انتشارات آستان قدس. شابک ۹۷۸-۹۶۴-۰۲-۰۹۸۵-۱
  • خالقی مطلق، جلال. «کیخسرو و کوروش». مجله ایران‌شناسی (تهران)، ش. ۱ (بهار ۱۳۷۴). بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در ۰۶ دسامبر ۲۰۱۲. 

پیوند به بیرون[ویرایش]