پرش به محتوا

مکاشفه یوحنا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد


مکاشفه ۱۳:۱۶–۱۴:۴ بر روی پاپیروس ۴۷ (recto؛ ح.250 AD)[۱]

کتاب مکاشفه، همچنین با نام کتاب آپوکالیپس یا آپوکالیپس یوحنا شناخته می‌شود،[۲] و به لحاظ قانونی آخرین کتاب عهد جدید است. این کتاب به زبان یونانی نوشته شده و عنوانش از اولین واژه متن، یعنی آپوکالیپس (یونانی کوینه: ἀποκάλυψις، ت.«apokálypsis»)، به معنای «مکاشفه» یا «آشکارسازی» گرفته شده است.[۳][۴][۵] کتاب مکاشفه تنها نمونه ادبیات مکاشفه‌ای در توسعه قانون عهد جدید است[الف] و جایگاه مرکزی در فرجام‌شناسی مسیحی دارد.[۳][۴][۵]

این کتاب سه گونه‌ی ادبی را در بر می‌گیرد: نامه، ادبیات مکاشفه‌ای و نبوت.[۴][۶][۷] کتاب با یوحنا آغاز می‌شود که در جزیره‌ی پاتموس در دریای اژه نامه‌هایی به «هفت کلیسای آسیا» می‌نویسد و رهنمودهایی از سوی مسیح را در آن‌ها می‌آورد.[۳][۴][۵] او سپس رشته‌ای از رؤیاهای نبوی و نمادین را توصیف می‌کند که به ظهور دوم عیسی ختم می‌شوند.[۳][۴][۵] این دیدها شخصیت‌هایی چون زن ملبس به خورشید با ماه زیر پایش و تاجی از دوازده ستاره، مارها، اژدهای هفت‌سر و هیولا (مکاشفه یوحنا) را در بر می‌گیرند.[۴]

نویسنده در متن خود را صرفاً «یوحنا» می‌نامد،[۳][۴][۵] اما هویت دقیق او موضوع بحث علمی است.[ب] تصویرپردازی گاه مبهم و مبالغه‌آمیز مکاشفه، که سرشار از اشارات و نمادشناسی عددی برگرفته از عهد عتیق است، تفسیرهای گوناگونی در طول تاریخ مسیحیت فراهم آورده است.[۳][۴][۶]

پژوهش کتاب مقدسی مدرن، مکاشفه را پیامی آخرزمانی متعلق به سده اول می‌داند که جوامع مسیحی اولیه را از همجوشی با فرهنگ امپراتوری روم برحذر می‌دارد و نمادشناسی پرجنب‌وجوش آن را از طریق دریچه‌های تاریخی، ادبی، و فرهنگی تفسیر می‌کند.[۱۳][۱۴][۱۵]

ترکیب و زمینه

[ویرایش]

عنوان، نویسندگی، و تاریخ

[ویرایش]
مکاشفه ۱:۴–۷ بر روی پاپیروس ۱۸ (ح.300 AD)[۱]

رایج‌ترین نام انگلیسی این کتاب «[کتاب] مکاشفه» است. همچنین «[کتاب] آپوکالیپس» (برای نمونه در کلیسای کاتولیک[۱۶] «مکاشفه به یوحنا»،[۱۷] یا «آپوکالیپس قدیس یوحنا»[۱۸] نیز نامیده می‌شود. اختصارات این نام‌ها «Rev.» (سنتی)، «Rv» (کوتاه‌تر)، یا «Apoc.» هستند.[۱۹][۲۰] این نام‌ها از نخستین واژه متن (Revelation 1:1) گرفته شده‌اند:[۴]

Ἀποκάλυψις Ἰησοῦ Χριστοῦ, ἣν ἔδωκεν αὐτῷ ὁ Θεός, δεῖξαι τοῖς δούλοις αὐτοῦ ἃ δεῖ γενέσθαι ἐν τάχει, καὶ ἐσήμανεν ἀποστείλας διὰ τοῦ ἀγγέλου αὐτοῦ, τῷ δούλῳ αὐτοῦ Ἰωάνῃ.

مکاشفه عیسی مسیح که خدا به او داد تا به بندگانش نشان دهد چه چیزهایی باید به زودی واقع شود؛ و آن را با فرستادن فرشته‌اش به بنده‌اش یوحنا اعلام کرد.

«مکاشفه» و «آپوکالیپس» به ترتیب ترجمه و برگردان انگلیسی واژه زبان یونانی کوئینه ἀποκάλυψις هستند که می‌تواند «آشکارسازی» نیز معنا دهد.[۴] در اصل یونانی، این واژه مفرد است، از این رو شکل جمع «Revelations» که گاهی در انگلیسی دیده می‌شود اغلب نادرست دانسته می‌شود.[۱۴]

نویسنده در متن خود را صرفاً «یوحنا» می‌نامد[۳][۴][۵] و در Revelation 1:9 اشاره می‌کند که در جزیره پاتموس است، از این رو به طور متعارف «یوحنای پاتموس» نامیده می‌شود.[۶] او یک پیامبر مسیحی یهودی‌تبار بود، احتمالاً عضو گروهی از این‌گونه پیامبران، و مورد پذیرش جماعت‌هایی بود که نامه‌اش را به آنها نوشت.[۱۲][۲۱] توسعه قانون عهد جدید چهار اثر دیگر «یوحنایی» دارد که به نویسندگانی به نام یوحنا نسبت داده شده‌اند، و سنتی که از ایرنئوس (حدود ۱۳۰–۲۰۲ میلادی) آغاز می‌شود یوحنا را نویسنده هر پنج اثر می‌داند. مفهوم جامعه یوحنایی به‌طور فزاینده‌ای به چالش کشیده شده و در میان پژوهشگران امروز اجماعی وجود ندارد.[۲۲] یوحنای پاتموس کتاب مکاشفه را به طور مستقل نوشت.[پ][۲۳][۲۴]

کتاب مکاشفه معمولاً به حدود ۹۵ میلادی تاریخ‌گذاری می‌شود، چنان‌که نشانه‌هایی در رؤیاها به دوران حکومت امپراتور روم دومیتیان (۸۱–۹۶) اشاره دارند.[۶][۲۵] هیولا (مکاشفه یوحنا) و عدد وحش به نظر می‌رسد مستقیماً به نرون (سلطنت ۵۴–۶۸) اشاره دارند، اما این بدان معنا نیست که کتاب در دهه ۶۰ نوشته شده،[۴] چرا که در دهه‌های بعد باور گسترده‌ای به نرون دوباره زنده شده وجود داشت.[۲۶][۱۲]

ژانر

[ویرایش]
سرتیتر کتاب مکاشفه، کتاب مقدس سان پائولو فوئوری له موورا، سده نهم
رؤیای یوحنا در پاتموس، چاپ چوبی اثر یولیوس اشنور فون کارولسفلد (۱۸۶۰)

کتاب مکاشفه یک ادبیات مکاشفه‌ای است با مقدمه‌ای نامه‌وار خطاب به «هفت کلیسای آسیا» در آسیا (استان رومی).[۳][۴][۵] هفت شهری که این کلیساها در آنها قرار داشتند به هم نزدیک هستند و جزیره پاتموس در نزدیکی ساحل غربی آناتولی واقع است.[۴][۵][۱۱] نخستین واژه متن ، آپوکالیپس (یونانی کوینه: ἀποκάλυψις، لاتین‌نویسی: apokálypsis)، به معنای «مکاشفه» یا «آشکارسازی»،[۳][۴][۵] به آشکار شدن اسرار الهی اشاره دارد.[۲۷] یوحنا باید آنچه را که آشکار می‌شود (آنچه در رؤیایش می‌بیند) بنویسد و به هفت کلیسا بفرستد.[۱۱] کل کتاب یک نبوت را تشکیل می‌دهد — نامه‌های هفت کلیسا مقدمه‌ای برای بقیه کتاب هستند که به همه هفت کلیسا خطاب شده است.[۱۱] درحالی‌که ژانر غالب آخرالزمانی است، نویسنده خود را یک پیامبر مسیحی می‌داند: مکاشفه این واژه را در اشکال مختلف ۲۱ بار به کار می‌برد، بیش از هر کتاب دیگری در عهد جدید.[۲۸]

منابع

[ویرایش]
قدیس یوحنا مکاشفه‌اش را دریافت می‌کند، سنت-سور بئاتوس، سده یازدهم
قدیس یوحنای انجیلی در پاتموس، نقاشی اثر هیرونیموس بوش، ح.1489

دیدگاه غالب این است که مکاشفه به عهد عتیق اشاره دارد، هرچند توافق علمی بر سر تعداد دقیق این اشارات یا خود اشارات دشوار است.[۲۹] مکاشفه به ندرت مستقیماً از عهد عتیق نقل قول می‌کند، با این حال ترکیبش به ایده‌های موجود در نوشته‌های کتاب مقدس عبری اشاره دارد یا آنها را بازتاب می‌دهد.[۳][۵] بیش از نیمی از ارجاعات از کتاب دانیال، سفر حزقیال، مزامیر، کتاب اشعیا، و کتاب زکریا سرچشمه می‌گیرند، با دانیال که بیشترین تعداد را نسبت به حجمش دارد و حزقیال که به عنوان تأثیرگذارترین برجسته می‌شود.[۳][۴][۵] از آنجا که این ارجاعات به صورت اشاره هستند نه نقل قول، دشوار است بدانیم که نویسنده از نسخه عبری یا یونانی کتاب مقدس عبری استفاده کرده، هرچند اغلب تحت تأثیر نسخه یونانی بوده است.[۳۰]

زمینه

[ویرایش]

درک مدرن این بوده که کتاب مکاشفه برای دلداری مسیحیان مظلوم در زمان آزار و اذیت مسیحیان در امپراتوری روم نوشته شده است.[۴] این تنها تفسیر نیست؛ دومیتیان شاید مستبد بی‌رحمی نبوده که فرقه امپراتوری روم را بر رعایایش تحمیل کند، و شاید هیچ آزار و اذیت سیستماتیک سراسری از مسیحیان در دوران او وجود نداشته.[۳۱] مکاشفه شاید در زمینه یک تعارض وجودی درون مسیحیت اولیه آسیا (استان رومی) درباره اینکه آیا باید با دنیای غیرمسیحی بزرگ‌تر درگیر شد یا از آن کناره گرفت، نوشته شده باشد. مارک ب. استفنز استدلال می‌کند که کتاب مکاشفه مسیحیت به عنوان دین دولتی روم را با امپراتوری روم سرزنش کرد.[۳۲] این بدان معنا نیست که مسیحیان آسیای صغیر به دلیل کناره‌گیری از فرهنگ روم باستان و مخالفت با آن رنج نمی‌بردند، چه این کار عواقب واقعی داشت؛ مکاشفه با ارائه امید آخرالزمانی پیروزی بر این واقعیت را عرضه می‌داشت. به گفته استاد آدلا یاربرو کالینز، «آنچه باید می‌بود به عنوان واقعیت حال تجربه می‌شد.»[۳۳][نیازمند شفاف‌سازی]

تاریخ قانونی

[ویرایش]

مکاشفه از آخرین کتاب‌هایی بود که در قانون کتاب مقدس پذیرفته شد و تا به امروز برخی کلیساهای برخاسته از کلیسای مشرق آن را رد می‌کنند.[۳۴][۳۵][۳۶] مسیحیت شرقی نسبت به این کتاب تردید پیدا کرد چرا که تردیدها درباره نویسندگی و سبک غیرمعمول آن[۳۵][۳۷] با بیزاری از پذیرش آن توسط مونتانیسم و بدعت در مسیحیت تقویت شد.[۳۸] این بی‌اعتمادی به کتاب مکاشفه در شرق مسیحی برای مدت طولانی ادامه یافت،[۳۵] تا سده پانزدهم.[۳۹]

دیونوسیوس اسکندریه (حدود ۲۴۸)، اسقف اسکندریه و شاگرد اوریگن اسکندریه، نوشت که کتاب مکاشفه ممکن است توسط سرینتوس نوشته شده باشد، هرچند خود او این دیدگاه را نپذیرفت. او آپوکالیپس را اثر یک مسیحی الهام‌یافته می‌دانست، اما نه اثر یوحنا.[۴۰] به همین ترتیب، یوسبیوس قیصریه در تاریخ کلیسای خود (حدود ۳۳۰) استدلال می‌کند که کتاب مکاشفه در همان زمان توسط برخی پدران کلیسا کتابی قانونی پذیرفته شد و توسط برخی دیگر به عنوان جعلی رد شد.[۳۵][۴۱]

کتاب مکاشفه هم پذیرفته‌شده و هم مورد اختلاف شمرده شده که برخی سردرگمی‌ها درباره منظور یوسبیوس ایجاد کرده است.[۳۵] اختلاف شاید به اوریگن اسکندریه نسبت داده شود،[۴۲] که به نظر می‌رسد آن را در نوشته‌هایش پذیرفته است.[۴۳] سیریل اورشلیم (حدود ۳۴۸) آن را در میان کتاب‌های قانونی ذکر نمی‌کند (Catechesis IV.33–36).[۴۴] آتاناسیوس اسکندریه (حدود ۳۶۷) در نامه ۳۹ خود،[۴۵] آگوستین (حدود ۳۹۷) در کتابش درباره آموزه مسیحی (کتاب دوم، فصل هشتم)،[۴۶] تیرانیوس روفینوس (حدود ۴۰۰) در شرح عقیده رسولان،[۴۷] اینوسنت یکم (حدود ۴۰۵) در نامه‌ای به اسقف تولوز,[۴۸] و یوحنای دمشق (حدود ۷۳۰) در اثرش شرح ایمان ارتودوکس (کتاب چهارم:۷)[۴۹] «مکاشفه یوحنای انجیلی» را کتابی قانونی برشمردند.

شوراها

[ویرایش]

شورای لائودیسه (۳۶۳) آن را به عنوان کتاب قانونی حذف کرد.[۵۰]

متن لاتین دکرتوم گلاسیانوم، که توسط یک پژوهشگر ناشناس بین ۵۱۹ تا ۵۵۳ نوشته شده، فهرستی از کتاب‌های کتاب مقدس دارد که به عنوان قانونی توسط شورای رم (۳۸۲) تصویب شده‌اند. این فهرست آن را بخشی از قانون عهد جدید می‌داند.[۵۱]

شورای هیپو (۳۹۳)،[۵۲] به دنبال آن شوراهای کارتاژ (۳۹۷)، شوراهای کارتاژ (۴۱۹)، شورای فلورانس (۱۴۴۲)،[۵۳] و شورای ترنت (۱۵۴۶)،[۵۴] آن را کتابی قانونی طبقه‌بندی کردند.[۵۵]

قانون‌های رسولی، که توسط کلیسای ارتدکس شرقی در شورای کوینیسکت (۶۹۲) تصویب شد اما توسط پاپ سرجیوس اول رد شد، آن را حذف می‌کند.[۵۶]

اصلاحات پروتستانی

[ویرایش]

نقد کتاب مقدسی و تردیدها درباره قانون کتاب مقدس در میان انسان‌گرایی رنسانس و الهیات مسیحی در طول اصلاحات پروتستانی سده شانزدهم دوباره مطرح شدند. مارتین لوتر، اصلاح‌گر آلمانی و عضو سابق انجمن قدیس آگوستین، در مقدمه ۱۵۲۲ ترجمه‌اش از عهد جدید مکاشفه را «نه رسولانه و نه نبوی» نامید (او موضعش را در ۱۵۳۰ با ارزیابی مثبت‌تری تجدید نظر کرد)؛[۵۷] اصلاح‌گر سوئیسی اولریش تسوینگلی آن را «کتابی از کتاب مقدس نیست» نامید،[۵۸] و تنها کتاب عهد جدیدی بود که ژان کالون بر آن شرح ننوشت.[۵۹] تا تاریخ ۲۰۱۵ مکاشفه تنها کتاب عهد جدید است که در لیترژی الهی کلیسای ارتدکس شرقی خوانده نمی‌شود،[۶۰] هرچند آیین کاتولیک و آیین پروتستانی آن را در بر می‌گیرند.

متون و دست‌نوشته‌ها

[ویرایش]

دست‌نوشته‌های کتاب مکاشفه از هر متن دیگری در عهد جدید کمتر است.[۶۱] تا سال ۲۰۲۰، در مجموع ۳۱۰ دست‌نوشته از مکاشفه وجود دارد. این تعداد شامل ۷ پاپیروس، ۱۲ کتاب با حروف بزرگ، و ۲۹۱ کتاب با حروف کوچک است. اما در واقع همه آنها برای پژوهش در دسترس نیستند. برخی سوخته‌اند، ناپدید شده‌اند، یا اشتباه دسته‌بندی شده‌اند.[۶۲][۶۳] درحالی‌که در دفترنامه واتیکانوس (سده چهارم) موجود نیست، در سایر کدکس‌های مهم حروف بزرگ موجود است: سینائیه (سده چهارم)، دفترنامه اسکندریه (سده پنجم)، و Codex Ephraemi Rescriptus (سده پنجم). علاوه بر این، پاپیروس‌های فراوانی وجود دارند، به ویژه الگو:Papyrus link و الگو:Papyrus link (هر دو سده سوم)؛ کتاب‌های با حروف کوچک (سده هشتم تا دهم)؛ و نقل قول‌های پراکنده در میان پدران کلیسا از سده‌های دوم تا پنجم و شرح یونانی سده ششم بر مکاشفه اثر آندرئاس.[۶۴]

ساختار و محتوا

[ویرایش]

ساختار ادبی

[ویرایش]

به نظر می‌رسد بخش‌بندی در کتاب با تکرار عبارات کلیدی، چیدمان موضوعات در بلوک‌ها، و ارتباط با بخش‌های مسیح‌شناسی آن مشخص می‌شود،[۶۵] مانند فراخوانی‌های عدد هفت. با این حال، «فقدان کامل اجماع» در میان پژوهشگران درباره ساختار مکاشفه وجود دارد.[۶۶] از این رو، آنچه در پی می‌آید طرح کلی محتوای کتاب است نه ساختار آن.

نمادشناسی

[ویرایش]

استفاده گسترده‌ای از اعداد مهم می‌شود، به ویژه عدد هفت، که در اعداد باستانی نماد کمال بود.[۶۷]

یکی از ویژگی‌های مهم نوشته‌های آخرالزمانی استفاده از رنگ‌ها، فلزات، جامه‌ها، و اعداد نمادین است (چهار نماینده جهان، شش ناقص، هفت کلیت یا کمال، دوازده اسباط اسرائیل یا رسولان، هزار عظمت). [...] تجسم یک برّه با هفت شاخ و هفت چشم دشوار و ناخوشایند خواهد بود؛ با این حال عیسی مسیح دقیقاً با این واژگان توصیف می‌شود (مکاشفه ۵:۶). نویسنده از این تصاویر برای اشاره به قدرت (شاخ‌ها) و دانش (چشم‌ها) همه‌جانبه (هفت) مسیح استفاده کرد.

مکاشفه، کنفرانس اسقفان کاتولیک آمریکا[۶۸]

طرح کلی

[ویرایش]

طرح کلی کتاب مکاشفه:

تصویری از آپوکالیپس بامبرگ از پسر انسان در میان هفت چراغدان.
  1. مکاشفه عیسی مسیح
    1. مکاشفه عیسی مسیح از طریق رؤیاهای نبوی به یوحنا منتقل می‌شود. (۱:۱–۹)
    2. یوحنا توسط «کسی شبیه پسر انسان» دستور می‌یابد آنچه را که می‌شنود و می‌بیند، از رؤیاهای نبوی گرفته تا هفت کلیسای آسیا، بنویسد. (۱:۱۰–۱۳)
    3. ظاهر «کسی شبیه پسر انسان» توصیف می‌شود، موهایش مانند پشم سفید و برف است، پاهایش مانند برنز، و او آنچه را که هفت ستاره و هفت چراغدان نشان می‌دهند فاش می‌کند. (۱:۱۴–۲۰)
  2. نقشه غرب آناتولی (پیشین آسیا (استان رومی)) که جزیره پاتموس و محل هفت کلیسای آسیا مذکور در کتاب مکاشفه را نشان می‌دهد
    پیام‌هایی برای هفت کلیسای آسیا. این پیام‌ها شکل ادبی نامه‌های حاکمان پارسی را دارند: فرمان‌های سلطنتی ادعایی که در معابد بزرگ بت‌پرستان نقش می‌بستند تا اعتبار باستانی‌شان را با نشان دادن مدیریت سلطنتی ثابت کنند.
    1. افسوس (شهر): از این کلیسا، کسی که «غالب آید اجازه خواهد یافت از درخت حیات، که در میان بهشت خداست، بخورد.» (۲:۱–۷)
      • به خاطر نپذیرفتن بدکاران، آزمودن کسانی که ادعا می‌کنند رسولند و دروغگو از آب درمی‌آیند، ستایش شده؛ از اعمال نیکولاییان متنفر است؛ صبر و شکیبایی داشته.
      • توصیه شده «اعمال اول را» انجام دهد و به خاطر ترک «محبت اول» توبه کند.
    2. سمورنا (امروز ازمیر): از این کلیسا، کسانی که تا مرگ وفادار بمانند «تاج حیات» خواهند یافت. کسی که غالب آید از مرگ دوم آسیبی نخواهد دید. (۲:۸–۱۱)
      • به خاطر «ثروتمند» بودن در عین فقر و آزار ستایش شده.
      • توصیه شده از «کنیسه شیطان» نترسد و از ده روز آزمایش و زندان نهراسد.
    3. پرگامون: از این کلیسا، کسی که غالب آید مَنّ پنهان و سنگ سفیدی با نامی مخفی بر آن خواهد یافت. (۲:۱۲–۱۷)
      • به خاطر چنگ زدن به «نام من» و انکار نکردن «ایمان من» حتی در روزهای آنتیپاس، «شاهد وفادار من»، ستایش شده.
      • توصیه شده به خاطر پیروی از آموزه بلعم باعورا که بلغام را برای افکندن سنگ لغزش پیش فرزندان اسرائیل آموخت توبه کند؛ از چیزهای قربانی‌شده به بت‌ها خوردن، زنا کردن، و پیروی از «آموزه نیکولاییان».
    4. به کلیسا در پرگامون و تیاتیرا.
      تیاتیرا: از این کلیسا، کسی که تا پایان غالب آید بر قوم‌ها قدرت خواهد یافت تا آنها را با عصای آهنین درهم شکند؛ «ستاره صبح» نیز به او داده خواهد شد. (۲:۱۸–۲۹)
      • به خاطر اعمال، محبت، خدمت، ایمان، و صبرشان ستایش شده.
      • توصیه شده به خاطر اجازه دادن به یک «نبیه» برای ترویج فحشا و خوردن چیزهای قربانی‌شده به بت‌ها توبه کند.
    5. سارد: از این کلیسا، کسی که غالب آید جامه‌های سفید خواهد پوشید و نامش از کتاب حیات پاک نخواهد شد؛ نامش در حضور پدر و فرشتگانش اعتراف خواهد شد. (۳:۱–۶)
      • توصیه شده هوشیار باشد و تقویت شود چرا که اعمالش در نزد خدا کامل نبوده.
    6. آلاشهر (امروز آلاشهر): از این کلیسا، کسی که غالب آید ستونی در معبد خدا خواهد شد و نام خدا، نام شهر خدا «اورشلیم نو»، و نام جدید پسر خدا بر او نوشته خواهد شد. (۳:۷–۱۳)
      • به خاطر داشتن نیرویی اندک، نگه داشتن «کلام من»، و انکار نکردن «نام من» ستایش شده.
      • یادآوری شده آنچه دارد را نگه دارد تا کسی تاجش را نگیرد.
    7. لائودیسه: از این کلیسا، کسی که غالب آید اجازه خواهد یافت با پسر خدا بر تختش بنشیند. (۳:۱۴–۲۲)
      • توصیه شده غیرت داشته باشد و از «ولرم» بودن توبه کند؛ دستور داده شده «طلای تصفیه‌شده در آتش» بخرد تا ثروتمند شود؛ «جامه‌های سفید» بخرد تا پوشیده شود و شرم برهنگی‌اش آشکار نشود؛ چشمانش را با مرهم چشم تدهین کند تا ببیند.
  3. برّه با کتاب هفت مهر.
    پیش از تخت خدا
    1. عرش الهی ظاهر می‌شود، پیرامونش بیست و چهار تخت با بیست و چهار پیر بر آنها. (۴:۱–۵)
    2. چهار موجود زنده معرفی می‌شوند. (۴:۶–۱۱)
    3. طوماری با هفت مهر ارائه می‌شود و اعلام می‌گردد که شیر یهودا، از «ریشه داوود»، تنها کسی است که شایسته گشودن این طومار است. (۵:۱–۵)
    4. وقتی «برّه‌ای با هفت شاخ و هفت چشم» طومار را گرفت، موجودات آسمان پیش برّه به زانو افتادند تا ستایشش کنند و هزاران فرشته و موجودات زمین به آنها پیوستند. (۵:۶–۱۴)
  4. هفت مهر گشوده می‌شوند
    1. «و دیدم، و اینک اسبی سفید: و آنکه بر آن نشسته بود کمانی داشت؛ و تاجی به او داده شد: و او بیرون رفت فاتح و تا فتح کند.» سوارکار سفید از تولکووی آپوکالیپس، مسکو، سده هفدهم
      مهر اول: اسب سفیدی ظاهر می‌شود که سوارکار تاج‌داری با کمان بر آن است تا فتح کند. (۶:۱–۲)
    2. مهر دوم: اسب سرخی ظاهر می‌شود که به سوارکارش «شمشیر بزرگی» داده شده تا آرامش را از زمین بگیرد. (۶:۳–۴)
    3. مهر سوم: اسب سیاهی ظاهر می‌شود که سوارکارش «ترازویی در دستش» دارد، جایی که صدایی می‌گوید، «یک قپان گندم به یک دینار، و سه قپان جو به یک دینار؛ و روغن و شراب را آسیبی نرسان.» (۶:۵–۶)
    4. مهر چهارم: اسب رنگ‌پریده‌ای ظاهر می‌شود که سوارکارش تجسم مرگ است، و هادس به دنبالش می‌آید. به مرگ یک چهارم زمین داده می‌شود تا با شمشیر، قحطی، مرگ، و درندگان زمین بکشد. (۶:۷–۸)
    5. مهر پنجم: «زیر مذبح»، روح‌های شهیدان «به خاطر کلام خدا» ظاهر می‌شوند و برای انتقام فریاد می‌زنند. جامه‌های سفید به آنها داده می‌شود و گفته می‌شود استراحت کنند تا شمار شهیدان برادرانشان کامل شود. (۶:۹–۱۱)
    6. مهر ششم: (۶:۱۲–۱۷)
      1. زلزله بزرگی رخ می‌دهد که «خورشید مانند پارچه موی سیاه می‌شود و ماه مانند خون» (۶:۱۲).
      2. ستاره‌های آسمان بر زمین می‌افتند و آسمان مانند طوماری درهم می‌پیچد (۶:۱۳–۱۴).
      3. هر کوه و جزیره‌ای از جای خود کنده می‌شود (۶:۱۴).
      4. مردم زمین به غارهای کوه‌ها پناه می‌برند (۶:۱۵).
      5. بازماندگان از کوه‌ها و سنگ‌ها می‌خواهند بر آنها بیفتند تا از «خشم برّه» پنهان شوند (۶:۱۶).
    7. میان‌پرده: ۱۴۴٬۰۰۰ عبری مهر می‌خورند.
      1. ۱۴۴٬۰۰۰ نفر از اسباط اسرائیل به عنوان خادمان خدا بر پیشانی‌شان مهر می‌خورند (۷:۱–۸)
      2. جمعیت عظیمی پیش تخت خدا می‌ایستند که از برآشفتگی بزرگ بیرون آمده‌اند و جامه‌هایی که «در خون برّه سفید شده» پوشیده‌اند و شاخه‌های خرما در دست دارند. (۷:۹–۱۷)
    8. مهر هفتم: هفت شیپور را معرفی می‌کند (۸:۱–۵)
      1. «در آسمان حدود نیم ساعت سکوت» (۸:۱).
      2. به هفت فرشته هر کدام شیپوری داده می‌شود (۸:۲).
      3. فرشته هشتمی «مجمره‌ای طلایی» پر از آتش از مذبح آسمانی می‌گیرد و آن را به زمین می‌اندازد (۸:۳–۵). پس از آن «صداهای رعد، غرش‌ها، برق‌ها، و زلزله» می‌آیند (۸:۵).
      4. پس از ویران کردن زمین توسط فرشته هشتم، هفت فرشته معرفی‌شده در آیه ۲ آماده نواختن شیپورهایشان می‌شوند (۸:۶).
  5. هفت شیپور و فرشته با مجمره.
    هفت شیپور نواخته می‌شوند (در فصل‌های ۸، ۹، و ۱۱ دیده می‌شود).
    1. شیپور اول: تگرگ و آتش آمیخته با خون به زمین انداخته می‌شود و یک‌سوم درختان و علف‌های سبز را می‌سوزاند. (۸:۶–۷)
    2. شیپور دوم: چیزی شبیه کوه بزرگی که با آتش می‌سوزد از آسمان می‌افتد و در اقیانوس فرود می‌آید. یک‌سوم موجودات دریا را می‌کشد و یک‌سوم کشتی‌ها را نابود می‌کند. (۸:۸–۹)
    3. شیپور سوم: ستاره بزرگی به نام افسنطین از آسمان می‌افتد و یک‌سوم رودخانه‌ها و چشمه‌ها را مسموم می‌کند. (۸:۱۰–۱۱)
    4. شیپور چهارم: یک‌سوم خورشید، ماه، و ستاره‌ها تاریک می‌شوند و یک‌سوم روز و شب را در تاریکی کامل فرو می‌برند. (۸:۱۲–۱۳)
    5. شیپور پنجم: وای اول (۹:۱–۱۲)
      1. «ستاره‌ای» از آسمان می‌افتد (۹:۱).
      2. این «ستاره» «کلید چاه بی‌انتها» را می‌گیرد (۹:۱).
      3. «ستاره» سپس چاه بی‌انتها را می‌گشاید. وقتی این اتفاق می‌افتد «دودی از [هاویه] مانند دود کوره‌ای عظیم برمی‌خیزد. خورشید و هوا از دود هاویه تاریک می‌شوند» (۹:۲).
      4. فرشته چهارم شیپورش را می‌نوازد، آپوکالیپس ۸، بئاتوس اسکوریال، ح.950
        از میان دود، ملخ‌هایی که «قدرتی مانند عقرب‌های زمین به آنها داده شده» (۹:۳) بیرون می‌آیند و دستور دارند به هیچ‌کس یا چیزی جز کسانی که «مهر خدا» بر پیشانی‌شان نبوده (از فصل ۷) آسیب نرسانند (۹:۴).
      5. «ملخ‌ها» ظاهری انسانی (چهره‌ها و موها) اما با دندان‌های شیر دارند و «زره‌های آهنین» پوشیده‌اند؛ صدای بال‌هایشان شبیه «صدای رعد اسبان و ارابه‌های بسیار در جنگ» است (۹:۷–۹).
    6. شیپور ششم: وای دوم (۹:۱۳–۲۱)
      1. چهار فرشته بسته به رود بزرگ فرات رها می‌شوند تا دویست میلیون سوارکار آماده کنند.
      2. این لشکرها یک‌سوم بشریت را با طاعون‌های آتش، دود، و گوگرد می‌کشند.
    7. میان‌پرده: طومار کوچک. (۱۰:۱–۱۱)
      1. فرشته‌ای با یک پا بر دریا و یک پا بر خشکی ظاهر می‌شود که کتابچه باز کوچکی در دست دارد.
      2. با ندای فرشته، هفت رعد اسراری می‌گویند که یوحنا نباید آنها را بنویسد.
      3. یوحنا دستور می‌یابد طومار کوچک را بخورد که در دهانش شیرین اما در معده‌اش تلخ است و نبوت کند.
      4. به یوحنا عصای اندازه‌گیری داده می‌شود تا معبد خدا، مذبح، و پرستش‌کنندگانش را اندازه بگیرد.
      5. بیرون از معبد، حیاط شهر مقدس چهل و دو ماه (3+12 سال) توسط قوم‌ها لگدمال می‌شود.
      6. دو شاهد ۱٬۲۶۰ روز با لباس پلاس نبوت می‌کنند. (۱۱:۱–۱۴)
    8. شیپور هفتم: وای سوم که به هفت کاسه منتهی می‌شود (۱۱:۱۵–۱۹)
      1. معبد خدا در آسمان گشوده می‌شود و تابوت عهدش دیده می‌شود. برق‌ها، صداها، رعدها، زلزله، و تگرگ شدیدی می‌آیند.
  6. هفت شخصیت معنوی. (رویدادهای منتهی به وای سوم)
    1. زن و اژدها.
      زنی «ملبس به ردای سفید، با خورشید در پشتش، با ماه زیر پایش، و بر سرش تاجی از دوازده ستاره» باردار پسری است. (۱۲:۱–۲)
    2. اژدهای بزرگی (با هفت سر، ده شاخ، و هفت تاج بر سرها) یک‌سوم ستاره‌های آسمان را با دمش می‌کشد و آنها را به زمین می‌اندازد. (۱۲:۳–۴) اژدها منتظر تولد کودک است تا او را ببلعد. اما مدتی پس از تولد کودک، او به تخت خدا برده می‌شود درحالی‌که زن به بیابان، به جایی که خدا برایش آماده کرده تا ۱٬۲۶۰ روز (3+12 سال) از او نگهداری شود، فرار می‌کند. (۱۲:۵–۶) جنگی در آسمان بین میکائیل و اژدها که همان مار قدیمی، شیطان (کلی) یا شیطان (۱۲:۹) شناسایی می‌شود درمی‌گیرد. پس از نبرد سختی، اژدها و فرشتگانش برای همیشه از آسمان رانده می‌شوند و ستایش پیروزی برای پادشاهی خدا بلند می‌شود. (۱۲:۷–۱۲) اژدها زن را آزار می‌دهد اما او یاری می‌گیرد و می‌گریزد. ناکامی از این گریز اژدها را به خشم می‌آورد و او را وا می‌دارد با بقیه فرزندان زن که احکام خدا را نگه می‌دارند و شهادت عیسی مسیح دارند به جنگ بپردازد. (۱۲:۱۳–۱۷)
    3. جانور هفت‌سر شبیه پلنگ.
      جانوری (با هفت سر، ده شاخ، و ده تاج بر شاخ‌هایش و بر سرها نام‌های کفر) از دریا بیرون می‌آید و یکی از سرهایش زخمی مرگبار دارد که سپس التیام می‌یابد. مردم جهان در شگفت مانده از جانور پیروی می‌کنند. اژدها چهل و دو ماه به او قدرت و اقتدار می‌دهد. (۱۳:۱–۵)
    4. جانور دریا نام خدا (همراه با خیمه خدا، پادشاهی‌اش، و همه ساکنان آسمان) را کفر می‌گوید، با مقدسین جنگ می‌کند و بر آنها غلبه می‌یابد. (۱۳:۶–۱۰)
    5. سپس جانوری از زمین با دو شاخ مانند برّه و سخن گفتن مانند اژدها بیرون می‌آید. مردم را وا می‌دارد تصویری از جانور دریا که زخم خورده اما زنده است بسازند، به آن جان می‌بخشد و همه مردم را مجبور می‌کند «عدد وحش» را بپذیرند. عدد وحش در کتاب مقدس «۶۶۶» است. رویدادهای منتهی به وای سوم:
    6. برّه بر کوه صهیون با ۱۴۴٬۰۰۰ «نوبرگان» که از زمین رستگار شده و بر جانور و نشانه و تصویرش پیروز شده‌اند می‌ایستد. (۱۴:۱–۵)
      1. اعلام‌های سه فرشته. (۱۴:۶–۱۳)
      2. کسی شبیه پسر انسان زمین را درو می‌کند. (۱۴:۱۴–۱۶)
      3. فرشته دومی «تاک زمین» را درو کرده و آن را در «چرخشت بزرگ خشم خدا... و خون از چرخشت بیرون آمد... تا هزار و ششصد استادیوم» می‌ریزد. (۱۴:۱۷–۲۰)
      4. معبد خیمه در آسمان گشوده می‌شود (۱۵:۱–۵) و «آشکارشدن هفت کاسه» آغاز می‌گردد.
      5. به هفت فرشته از چهار موجود زنده کاسه طلایی که هفت طاعون آخر حامل خشم خدا است داده می‌شود. (۱۵:۶–۸)
  7. فرشتگان با هفت طاعون.
    هفت کاسه بر زمین ریخته می‌شوند:
    1. کاسه اول: «زخم ناپاک و بدخیم» پیروان جانور را مبتلا می‌کند. (۱۶:۱–۲)
    2. کاسه دوم: دریا به خون تبدیل می‌شود و هر چیزی در آن می‌میرد. (۱۶:۳)
    3. کاسه سوم: تمام آب‌های تازه به خون تبدیل می‌شوند. (۱۶:۴–۷)
    4. کاسه چهارم: خورشید با گرمای شدید زمین را می‌سوزاند و برخی مردم را با آتش می‌سوزاند. (۱۶:۸–۹)
    5. کاسه پنجم: تاریکی کامل و درد شدید در پادشاهی جانور. (۱۶:۱۰–۱۱)
    6. کاسه ششم: رود بزرگ فرات خشک می‌شود و آماده‌سازی‌هایی برای پادشاهان شرق و نبرد نهایی در آرماگدون بین نیروهای خیر و شر انجام می‌شود. (۱۶:۱۲–۱۶)
    7. کاسه هفتم: زلزله بزرگ و طوفان تگرگ شدید: «هر جزیره‌ای گریخت و کوه‌ها یافت نشدند.» (۱۶:۱۷–۲۱)
  8. پیامدها: رؤیای یوحنا که توسط «فرشته‌ای که هفت کاسه را داشت» به او نشان داده شد
    1. فاحشه بزرگ که بر جانور ارغوانی (با هفت سر و ده شاخ و نام‌های کفر در سراسر بدنش) و بر آب‌های بسیار نشسته: بابل بزرگ. فرشته‌ای که رؤیای فاحشه و جانور ارغوانی را به یوحنا نشان می‌دهد هویت و سرنوشت آنها را فاش می‌کند (۱۷:۱–۱۸)
    2. بابل جدید نابود می‌شود. (۱۸:۱–۸)
    3. مردم زمین (پادشاهان، بازرگانان، ملوانان و غیره) ویرانی بابل جدید را عزاداری می‌کنند. (۱۸:۹–۱۹)
    4. دائمی بودن ویرانی بابل جدید. (۱۸:۲۰–۲۴)
  9. شام ازدواج برّه
    1. جمعیت عظیمی خدا را ستایش می‌کند. (۱۹:۱–۶)
    2. شام ازدواج برّه. (۱۹:۷–۱۰)
  10. داوری دو جانور، اژدها، و مردگان (۱۹:۱۱–۲۰:۱۵)
    1. جانور و نبی دروغین به دریاچه آتش انداخته می‌شوند. (۱۹:۱۱–۲۱)
    2. اژدها برای هزار سال در چاه بی‌انتها زندانی می‌شود. (۲۰:۱–۳)
    3. شهیدان رستاخیز یافته هزار سال با مسیح زندگی می‌کنند و حکومت می‌رانند. (۲۰:۴–۶)
    4. پس از هزار سال
      1. اژدها رها می‌شود و به فریب دادن قوم‌ها در چهار گوشه زمین — یأجوج و مأجوج — می‌پردازد و آنها را برای نبرد در شهر مقدس گرد می‌آورد. اژدها با مردم خدا می‌جنگد اما شکست می‌خورد. (۲۰:۷–۹)
      2. اژدها با جانور و نبی دروغین به دریاچه آتش انداخته می‌شود. (۲۰:۱۰)
      3. داوری آخر: شریران همراه با مرگ و هادس به دریاچه آتش انداخته می‌شوند که همان مرگ دوم است. (۲۰:۱۱–۱۵)
  11. فرشته اورشلیم نو را با برّه خدا در مرکزش به یوحنا نشان می‌دهد.
    آسمان و زمین جدید، و اورشلیم نو
    1. «آسمان جدید» و «زمین جدید» جایگزین آسمان و زمین قدیمی می‌شوند. دیگر رنج و مرگی نیست. (۲۱:۱–۸)
    2. خدا با بشریت در اورشلیم نو ساکن می‌شود. (۲۱:۲–۸)
    3. توصیف اورشلیم نو. (۲۱:۹–۲۷)
    4. رودخانه حیات و درخت حیات برای شفای قوم‌ها و ملت‌ها ظاهر می‌شوند. لعنت گناه پایان می‌یابد. (۲۲:۱–۵)
  12. نتیجه‌گیری
    1. اطمینان دادن مسیح از نزدیک بودن آمدنش. پندهای نهایی. (۲۲:۶–۲۱)

تفسیرها

[ویرایش]

مکاشفه طیف گسترده‌ای از تفسیرها دارد، از تفسیر تاریخی ساده گرفته تا دیدگاه نبوی درباره آنچه در آینده از طریق اراده الهی رخ خواهد داد و پیروزی زن (که به طور سنتی مریم باکره پنداشته می‌شود) بر شیطان («تفسیر تمثیل (ادبیات)»)، تا سناریوهای مختلف آخرالزمان («تفسیر آینده‌گرایانه»)،[۶۹][۷۰] تا دیدگاه منتقدانی که هیچ ارزش معنوی‌ای برای مکاشفه قائل نیستند.[ت]

پدران اولیه کلیسا مکاشفه را به تفصیل بررسی نکردند. متکلمان غربی و شرقی رویکردهای الهیاتی مستقلی توسعه دادند: در غرب، جروم شرح لاتین اول حدود ۳۰۰ میلادی ویکتورینوس پتائو را بازنویسی کرد و تفسیرهای هزاره‌گرایانه را کمرنگ کرد، درحالی‌که در شرق آندرئاس قیصریه شرح یونانی اول حدود ۶۰۰ میلادی اویکومنیوس را با این داوری آرام بازنویسی کرد که آخرالزمان هنوز نرسیده است.[۷۲]:7

آیینی

[ویرایش]

رؤیاهای کتاب «با چارچوبی از فعالیت‌های آیینی ارائه شده‌اند و به سمت پایان کتاب تقریباً غیرممکن است اعمال پرستش را از رؤیای آینده جدا کرد»، به گفته متکلم پروتستان اتو ا. پایپر.[۷۳] یوحنا «در روز خداوند» در پرواز درآمد، شاید در طول آیین اولیه احتمالاً بر اساس الگوهای کنیسه یهودی: پایپر پیشنهاد می‌کند که رؤیاها «هدف الهی و واقعیت‌های آسمانی پشت آنها را آشکار می‌کنند.»

آیین آسمانی

[ویرایش]

این تفسیر بر این نکته تأکید می‌کند که یوحنا آیین آسمان را می‌بیند: مورخ لوتری پاول وسترمایر اظهار می‌کند «این یک "مکاشفه" درباره نیکی، رحمت، و قدرت خدا بر شر در دیدگاهی کیهانی است، نه رمزگذاری مخفیانه برای تقویم‌های ما. مکاشفه سرود جدیدی از اعلام، ستایش، و شادی توسط صداهای انبوهی گرد آمده بر شام بزرگ برّه می‌خواند که با صداهای دیگر نقطه‌چین شده است.»[۷۴]

مکاشفه اشیاء مختلفی از رؤیای یوحنا از آیین فرشتگان را ذکر می‌کند: مذبح، جامه‌ها، شمع‌ها، بخور، مَنّ، جام‌ها، علامت صلیب، اشارات به برّه و مریم، و غیره.[۷۵]

مکاشفه نمونه‌ای از آیین فرشتگان را که آیین‌های زمینی باید از آن الگو بگیرند، به آن بپیوندند، و منتظرش باشند ارائه می‌دهد، در دیدگاهی مرتبط با سلسله مراتب آسمانی دیونوسیوس مجعول. اتو ا. پایپر پیشنهاد داده که مکاشفه بسیاری از تأکیدها یا انگیزه‌های الهیاتی و آیینی کلیسای اولیه را آشکار می‌کند که برخی هنوز رایج هستند: «توصیف آیین آسمانی در مکاشفه بر اساس آیین واقعی کلیسای اولیه الگوبرداری شده بود.»[۷۳]

برای متکلم کاتولیک پاپ بندیکت شانزدهم (بعداً پاپ بندیکت شانزدهم):

آپوکالیپس با رؤیایش از آیین کیهانی که در مرکز آن برّه قربانی‌شده قرار دارد، محتوای اساسی عشای ربانی را در قالبی چشمگیر ارائه داده که برای هر آیین محلی معیار تعیین می‌کند. از دیدگاه آپوکالیپس، ماهیت اصلی تمام آیین‌های عشای ربانی مشارکت در آیین آسمانی است؛ از آنجاست که ضرورتاً وحدت، جامعیت، و جهانی بودن خود را می‌گیرد.

یوزف راتزینگر، اجتماع ایمانی زائر[۷۶]

آیین فصح/عشای ربانی

[ویرایش]

این تفسیر که هم در میان متکلمان کاتولیک و هم پروتستانی بیان شده، پرستش آیینی، به ویژه آیین‌های عید پاک، مسیحیت اولیه را به عنوان پس‌زمینه و زمینه درک ساختار و اهمیت کتاب مکاشفه در نظر می‌گیرد. برای ماریلین پری، «ساختار بزرگ شلی وجود دارد که بر آیین‌های عشای ربانی کلیسای اولیه تمرکز دارد.»[۷۷]

این دیدگاه در آیین فصح و آپوکالیپس (ویرایش جدید، ۲۰۰۴) اثر مسی اچ. شپرد، پژوهشگر اپیسکوپالی، و در شام برّه: مراسم عشای ربانی به عنوان بهشت بر زمین (۱۹۹۹) اثر اسکات هان[۷۵] توضیح داده شده که در آن اظهار می‌کند مکاشفه از نظر شکل بر اساس خلقت، سقوط، داوری، و رستگاری ساختار یافته است. کسانی که این دیدگاه را دارند می‌گویند تخریب معبد (۷۰ میلادی) تأثیر عمیقی بر یهودیان، نه تنها در اورشلیم بلکه در میان یهودیان یونانی‌زبان مدیترانه، داشت.[۷۵]

آنها بر این باورند که کتاب مکاشفه بینشی درباره عشای ربانی اولیه ارائه می‌دهد و می‌گویند این پرستش معبد جدید در آسمان و زمین جدید است. ایده عشای ربانی به عنوان پیش‌چشایی از ضیافت آسمانی توسط جفری وینرایت، متدیست بریتانیایی، در کتاب عشای ربانی و فرجام‌شناسی (انتشارات دانشگاه آکسفورد، ۱۹۸۰) نیز بررسی شده است.

این دیدگاه بر بینش‌های علمی‌ای استوار است که سرودها یا توالی‌های آیینی مختلف در مکاشفه را شناسایی می‌کنند که احتمالاً از آیین کلیسای اولیه گرفته شده‌اند و در آن تأثیر گذاشته‌اند: قدوس، قدوس، قدوس/Sanctus/تریساگیون (مکاشفه ۴:۸٫۱۱)، «آمین. خداوندا عیسی بیا!» به دنبال «فیض خداوندمان عیسی مسیح با همه شما باد. آمین» (مکاشفه ۲۰:۲۰)، «برّه شایسته است» (مکاشفه ۵:۹-۱۳)، و بسیاری دیگر.[۷۴]:432 برخی از سرودها ممکن است الهیات ضدامپریالیستی داشته باشند.[۷۸]

ارتودوکس شرقی

[ویرایش]
«مسیح در جلال (پانکراتور)»، حدود سده ۶–۸ میلادی، نقاشی دیواری از صومعه بائویط. آیکونوگرافی قبطی عناصر بسیاری از کتاب مکاشفه را نشان می‌دهد.

در کلیسای ارتدکس قبطی، کلیسای حواری ارمنی، و کلیسای ارتدکس توحیدی اتیوپی کل کتاب مکاشفه در «شب آپوکالیپس» پس از آدینه نیک خوانده می‌شود.[۷۹] اوگو وانی و سایر پژوهشگران کتاب مقدسی استدلال کرده‌اند که کتاب مکاشفه با قصد خواندن کامل در یک نشست آیینی و با عناصر گفتگو بین خواننده (مفرد) و شنوندگان (جمع) بر اساس مکاشفه ۱:۳ و ۱:۱۰ نوشته شده است.[۸۰] بنیامین زخاری اخیراً نشان داده که ساختار خواندن کتاب مکاشفه در آیین قبطی شب آپوکالیپس (این تنها متن کتاب مقدسی در کلیسای قبطی است که گفتگو در آن وجود دارد، جایی که خواننده بارها متوقف می‌شود و مردم پاسخ می‌دهند؛ علاوه بر این کل کتاب در نشست آیینی که با عشای ربانی به اوج می‌رسد خوانده می‌شود) حمایت قابل توجهی از این فرضیه کتاب مقدسی نشان می‌دهد، البته با برخی تفاوت‌های قابل توجه.[۸۱]

علاوه بر این، کتاب مکاشفه بسیاری از نمازهای آیینی و آیکونوگرافی کلیسای قبطی را سرشار می‌کند.[۸۱][۸۲]

فرجام‌شناختی

[ویرایش]

اکثر تفسیرهای مسیحی در یک یا چند دسته زیر قرار می‌گیرند:

علاوه بر این، تفاوت‌های قابل توجهی در تفسیر هزار سال («هزاره») ذکرشده در مکاشفه ۲۰:۲ وجود دارد.

  • پیش‌هزاره‌گرایی، که تفسیر حرفی از «هزاره» را دارد و عموماً تفسیرهای حرفی از محتوای کتاب را ترجیح می‌دهد؛
  • نفی هزاره‌گرایی، که تفسیر حرفی از «هزاره» را رد می‌کند و عموماً تفسیرهای تمثیلی از محتوای کتاب را ترجیح می‌دهد؛ و
  • پس‌هزاره‌گرایی، که هر دو تفسیر حرفی و تمثیلی از «هزاره» را در بر می‌گیرد اما ظهور دوم را به دنبال ترویج مسیحیت در جهانی که به تدریج بهتر می‌شود می‌داند.[۸۴]

کاتولیک

[ویرایش]

بر اساس نظر کنفرانس اسقفان کاتولیک ایالات متحده کتاب مکاشفه شامل شرح رؤیاهایی در زبان نمادین و تمثیلی است که به گستردگی از عهد عتیق وام گرفته شده. توصیف‌های نمادین نباید به معنای حرفی گرفته شوند و نمادشناسی نیز نباید واقع‌گرایانه تصویر شود.[۸۵]

بر اساس نظر پاپ بندیکت شانزدهم برخی از تصاویر مکاشفه باید در زمینه رنج و آزار شدید کلیساهای آسیا در سده اول درک شوند.[۸۶] از این رو، کتاب مکاشفه نباید به عنوان هشداری رمزگونه خوانده شود بلکه به عنوان رؤیایی شجاعت‌بخش از پیروزی قطعی مسیح بر شر.[۸۷] پاپ بندیکت شانزدهم آموخت که مکاشفه «باید در برابر پس‌زمینه» آزارهای اولیه کلیسا و مشکلات درونی آن درک شود، که «برّه‌ای که کشته شده اما ایستاده» نماد رمز فصح عیسی و عیسی به عنوان معنی زندگی است، که رؤیای زن و کودک نماد هم مریم و هم کلیساست، که اورشلیم نو نماد کلیسا در جلالش در روز حساب است، و که نمازهای مکاشفه آیین یهودی-مسیحی سده اول و درک یهودی-مسیحی از آیین آسمانی را بازتاب می‌دهند.[۸۸][۸۹][۹۰][۹۱]

بر اساس کتاب‌های کاتولیک، نویسنده مکاشفه جانور را به عنوان امپراتوری روم، اژدها را به عنوان شیطان، و بابل را به عنوان روم معرفی می‌کند. معنا این است که روم «نمی‌تواند پیروز شود. کاملاً سرنگون خواهد شد و کلیسا حتماً پیروز خواهد شد. این نبوت به نوعی محور آپوکالیپس است. یوحنا پیرامون آن به تدریج طرح خدا برای آینده کلیسایش را آشکار می‌کند.»[۹۲]

ارتودوکس شرقی

[ویرایش]
یک تمثال ارتودوکس از آپوکالیپس قدیس یوحنا، سده شانزدهم

ارتودوکسی شرقی متن را به طور همزمان توصیف‌کننده رویدادهای همزمان (رویدادهایی که در همان زمان رخ می‌دهند) و نبوت رویدادهای آینده می‌داند که رویدادهای همزمان نوعی پیش‌سایه آنها بودند. این دیدگاه تلاش‌ها برای تعیین پیشینی وقوع رویدادهای مکاشفه از طریق نگاشتن آنها به رویدادهای روز را رد می‌کند و هشدار کتاب مقدسی در برابر کسانی که زودهنگام اعلام می‌کنند «او اینجاست!» را جدی می‌گیرد. در عوض، کتاب به عنوان هشداری برای آمادگی معنوی و اخلاقی برای آخرالزمان، هر زمان که باشد دیده می‌شود («مثل دزد در شب»)، اما آنها در زمانی که خدا انتخاب می‌کند خواهند آمد، نه چیزی که بتوان آن را تسریع کرد یا بدون دغدغه نتیجه‌گیری کرد.[۹۳]

کتاب مکاشفه تنها کتاب عهد جدید است که در خدمات کلیساهای آیین بیزانسی خوانده نمی‌شود،[۹۴] هرچند در پارچه‌های ارتودوکس آیین غربی که زیر نظر همان اسقفان آیین بیزانسی هستند خوانده می‌شود.

پروتستانی

[ویرایش]

آدونتیست‌های روز هفتم

[ویرایش]

مشابه پروتستان‌های اولیه، آدونتیست‌ها تفسیر تاریخ‌گرایانه‌ای از پیشگویی‌های کتاب مقدس درباره آخرالزمان حفظ می‌کنند.[۹۵]

آدونتیست‌های روز هفتم بر این باورند که کتاب مکاشفه به ویژه برای مؤمنان در روزهای پیش از آمدن دوباره عیسی مسیح مرتبط است. «کلیسای جهانی از همه کسانی که به راستی به مسیح ایمان می‌آورند تشکیل شده، اما در روزهای آخر، زمانی که ارتداد گسترده‌ای وجود دارد، باقیمانده‌ای فراخوانده شده تا احکام خدا و ایمان عیسی را نگه دارند.»[۹۶] «صبر مقدسان اینجاست؛ اینانند که احکام خدا و ایمان عیسی را نگه می‌دارند.»[۹۷] به عنوان عوامل مشارکتی در کار نجات همه بشریت، «این باقیمانده ورود ساعت داوری را اعلام می‌کند، نجات از طریق مسیح را بشارت می‌دهد، و نزدیک شدن آمدن دوباره‌اش را اعلام می‌کند.»[۹۸] سه فرشته مکاشفه ۱۴ نماینده کسانی هستند که نور پیام‌های خدا را می‌پذیرند و به عنوان عوامل او برای اعلام هشدار در سراسر جهان می‌روند.[۹۹]

دین بهائی

[ویرایش]

با استدلالی مشابه تاریخ‌گرایی میلریسم، آموزه بهاءالله از ظهور تدریجی، روشی تاریخ‌گرایانه تعدیل‌یافته برای تفسیر نبوت، در آموزه‌های بهائیت شناسایی می‌شود.[۱۰۰]

عبدالبهاء، پسر و جانشین برگزیده بهاءالله، برخی تفسیرها درباره فصل‌های یازدهم و دوازدهم مکاشفه را در مفاوضات ارائه داده است.[۱۰۱][۱۰۲] ۱٬۲۶۰ روز گفته‌شده به صورت‌های: هزار و دویست و شصت روز،[۱۰۳] چهل و دو ماه،[۱۰۴] به ۱٬۲۶۰ سال در گاه‌شماری هجری قمری (سال ۱۲۶۰ قمری یا ۱۸۴۴ میلادی) اشاره می‌کند. «دو شاهد» گفته‌شده محمد و علی هستند.[۱۰۵] اژدهای قرمز گفته‌شده در مکاشفه ۱۲:۳ — «و نشانه بزرگی در آسمان ظاهر شد؛ و اینک اژدهای سرخ بزرگی با هفت سر و ده شاخ و هفت تاج بر سرها»[۱۰۶] — به صورت نمادین هفت استان تحت سلطه امویان تفسیر می‌شود: دمشق، ایران، عربستان، مصر، آفریقا، اندلس، و ماوراءالنهر. ده شاخ نماینده ده نام رهبران سلسله اموی است: ابوسفیان، معاویه، یزید، مروان، عبدالملک، ولید، سلیمان، عمر، هشام، و ابراهیم. برخی نام‌ها تکرار شده‌اند مانند یزید دوم و یزید سوم که برای این تفسیر شمرده نشده‌اند.[۱۰۷]

کلیسای عیسی مسیح قدیسان آخرالزمان

[ویرایش]

کتاب مورمون اظهار می‌کند که یوحنا نویسنده مکاشفه است و او توسط خدا از پیش تعیین شده بود تا آن را بنویسد.[۱۰۸]

عقاید و پیمان‌ها، بخش ۷۷، پاسخ‌هایی برای سؤالات خاص درباره نمادشناسی موجود در کتاب مکاشفه مطرح می‌کند. موضوعات شامل: دریای شیشه، چهار جانور و ظاهرشان، ۲۴ پیر، کتاب با هفت مهر، برخی فرشتگان، مهر خوردن ۱۴۴٬۰۰۰ نفر، کتابچه‌ای که یوحنا خورد، و دو شاهد در فصل ۱۱ است.[۱۰۹]

اعضای کلیسای عیسی مسیح قدیسان آخرالزمان بر این باورند که هشدار موجود در مکاشفه ۲۲:۱۸–۱۹ به قانون کتاب مقدس به عنوان یک کل اشاره ندارد. بلکه، گفتگوی آزاد و مداوم بین خدا و پیامبر و رسولان روز مدرن ایمان آدونتیستی قانون باز کتاب مقدسی را تشکیل می‌دهد.[۱۱۰]

باطنی

[ویرایش]

نوگنوسی‌های مسیحی بعید است که به آموزه مکاشفه جذب شوند چرا که آموزه نجات از طریق برّه قربانی‌شده که محور مکاشفه است برای گنوسی‌ها ناخوشایند است. نوگنوسی‌های مسیحی «به بخشش گناهان ایمان داشتند، اما نه به فداکاری نیابتی برای گناه... آنها مسیح را در درک کامل این واژه پذیرفتند؛ زندگی، نه مرگش، شاه‌بیت آموزه و عملشان بود.»[۱۱۱]

جیمز مورگان پریس یک گنوسی باطنی بود که مکاشفه را نسخه غربی نظریه هندی چاکرا می‌دید. کار خود را با این جمله آغاز کرد: «هدف این کتاب نشان دادن این است که آپوکالیپس راهنمای رشد معنوی است و نه تاریخ یا نبوت رمزگونه آن‌طور که به طور متعارف تفسیر می‌شود.»[۱۱۲] چنین نظریه‌های متنوعی موفق به جلب پذیرش گسترده‌ای نشده‌اند. با این حال، کریستوفر رولند استدلال می‌کند: «همیشه رشته‌های شل خواهند بود که از تنیدن در پارچه به عنوان یک کل امتناع می‌کنند. وجود رشته‌هایی که سرسختانه از وارد شدن در فرش مرتب جهان‌بینی ما امتناع می‌کنند معمولاً آن دیدگاه را کاملاً از هم نمی‌پاشد.»[۱۱۳]

شاگردی رادیکال

[ویرایش]

تفسیر شاگردی رادیکال بر این است که کتاب مکاشفه بهترین تفسیر را به عنوان راهنمایی برای شاگردی رادیکال دارد؛ یعنی چگونه به روح و آموزه‌های عیسی وفادار بمانیم و از همجوشی ساده با جامعه پیرامون بپرهیزیم. در این تفسیر دستور کار اصلی کتاب آشکار کردن قدرت‌های دنیوی به عنوان جعلی است که به دنبال مخالفت با راه‌های خدا و پادشاهی خدا هستند.[نیازمند منبع] بزرگترین وسوسه برای مسیحیان در سده اول، و امروز،الگو:Opinion این است که به آموزه و مثال غیرخشن عیسی پایبند نمانیم و در عوض فریب پذیرش بی‌چون‌وچرا و همجوشی با ارزش‌های دنیوی، ملی یا فرهنگی بخوریم — امپریالیسم، ملی‌گرایی، و دین مدنی خطرناک‌ترین و فریبنده‌ترین هستند.[نیازمند منبع]

این دیدگاه (به الهیات آزادی‌بخش نزدیکاً مرتبط) بر رویکرد پژوهشگران کتاب مقدس مانند چد مایرز، ویلیام استرینگفلو، ریچارد هورسلی، دانیل بریگان، وس هاوارد-بروک،[۱۱۴] و یورگ ریگر[۱۱۵] استوار است. مسیحیان آنارشیست مختلف مانند ژاک یول دولت و قدرت را به عنوان هیولا (مکاشفه یوحنا)[۱۱۶] و رویدادهای توصیف‌شده، یعنی اعمال و نتایج آنها، را به عنوان «خشم» یادشده شناسایی کرده‌اند.

زیبایی‌شناختی و ادبی

[ویرایش]
این اثر هنری از آگسبورگر وندرزایشنبوخ مکاشفه ۱۱:۵–۸ را تصویر می‌کند: «و اگر کسی بخواهد به آنها آسیب بزند، از دهانشان آتش می‌آید و دشمنانشان را می‌بلعد. اگر کسی بخواهد به آنها آسیب بزند، باید این‌طور کشته شود... و وقتی شهادتشان را تمام کردند، جانوری که از چاه بی‌انتها بالا می‌آید با آنها می‌جنگد، بر آنها غلبه می‌کند و آنها را می‌کشد، و جسدهایشان در خیابان شهر بزرگ خواهد ماند.» (حدود ۱۵۵۰)

نویسندگان و نظریه‌پردازان ادبی به طیف گسترده‌ای از نظریه‌ها درباره منشأ و هدف کتاب مکاشفه کمک کرده‌اند.

شاعر ویکتوریایی کریستینا روزتی در چهره اعماق مراقبه‌ای بر آپوکالیپس به شکل تفسیر آیه به آیه نوشت.[۱۱۷] از نظر او آنچه مکاشفه باید آموزش دهد صبر است.[ث] صبر نزدیک‌ترین چیز به کمالی است که شرایط انسانی اجازه می‌دهد.[۱۱۹] کتابش که عمدتاً به نثر نوشته شده، مانند خود مکاشفه مکرراً به شعر یا شادی تبدیل می‌شود. ارتباط رؤیاهای یوحنا با مسیحیان همه اعصار به عنوان مراقبه حاضر مستمر تعلق دارد. چنین مسائلی ابدی و خارج از حساب‌گری عادی انسانی هستند. «آن زمستانی که مرگ زمان خواهد بود هیچ وعده‌ای از پایان ندارد. زمستانی که به بهار باز نمی‌گردد... — چه کسی می‌تواند آن را تحمل کند؟»[۱۲۰] او با جنبه‌های انتقام‌جویانه پیام یوحنا با مهارت کنار آمد. «چند نفر مأمور اجرای داوری هستند؛ همه بدون استثنا مأمور نشان دادن رحمت هستند.»[۱۲۱] نتیجه‌گیری‌اش این است که مسیحیان باید یوحنا را «نماینده همه برادران» ببینند تا «امیدوار باشند همان‌طور که او امیدوار بود، دوست داشته باشند همان‌طور که او دوست داشت».[۱۲۲]

چارلز کاتلر توری زبان‌های سامی را در دانشگاه ییل تدریس کرد. او از این دیدگاه حمایت کرد که پیامبرانی مانند کاتب مکاشفه وقتی به عنوان شاعر در درجه اول و اساساً با آنها برخورد شود بسیار معنادارتر هستند. او فکر می‌کرد این نکته‌ای است که اغلب از نظر دور می‌ماند چرا که اکثر کتاب‌های مقدس انگلیسی همه چیز را به نثر ترجمه می‌کنند.[۱۲۳] توری اصرار داشت مکاشفه در اصل به زبان آرامی نوشته شده بود.[۱۲۴] با این حال، پژوهشگر عهد عتیق کریستوفر ر. نورث درباره نظریه اشعیای قبلی توری گفت: «تقریباً هیچ پژوهشگر جدی نظریه‌اش را نپذیرفته است.»[۱۲۵] توری پیشنهاد داد که سه سرود اصلی در مکاشفه (سرود جدید، سرود موسی و برّه، و کُر در ۱۹:۶–۸) هر کدام به طبیعت در چهار خط متریک منظم به اضافه یک کدا تقسیم می‌شوند.[۱۲۶] لحظات دراماتیک دیگر در مکاشفه، مانند ۶:۱۶ که مردم ترسیده فریاد می‌زنند پنهان شوند، به شیوه مشابهی عمل می‌کنند.[۱۲۷]

دی. اچ. لارنس دیدگاهی متضاد (با مثلاً روزتی) و بدبینانه از مکاشفه در آخرین کتابی که نوشت، آپوکالیپس، داشت.[۱۲۸] او زبان مکاشفه را تیره و ویرانگر؛ «محصول مرگ» می‌دید. اعتراضات زیبایی‌شناختی خاص او به مکاشفه این بود که تصویرپردازی‌اش غیرطبیعی است و عباراتی مانند «خشم برّه» «مضحک» هستند. مکاشفه را متشکل از دو نیمه ناهماهنگ می‌دید. در نخستی، طرحی برای تجدید کیهانی در «فضاهای آسمانی کلدانی بزرگ» وجود داشت که کاملاً دوستش داشت. پس از آن، لارنس فکر می‌کرد کتاب با تولد مسیح نوزاد و «نفرت پرجلوه و شهوت ساده... برای پایان دنیا» مشغول می‌شود.[۱۲۹]

اخیراً،[بازهٔ زمانی؟] شیوه‌های زیبایی‌شناختی و ادبی تفسیر توسعه یافته‌اند که بر مکاشفه به عنوان اثری هنری و خیال‌پردازانه تمرکز می‌کنند و تصویرپردازی را به عنوان تصویر نمادین حقایق جاودانی و پیروزی خیر بر شر می‌بینند. الیزابت شوسلر فیورنتسا مکاشفه: رؤیای جهانی عادلانه را از دیدگاه بلاغت نوشت.[۱۳۰] از این رو، معنای مکاشفه تا حدی توسط شیوه‌ای که یوحنا چیزها را بیان می‌کند، تا حدی توسط زمینه‌ای که خوانندگان پیام را دریافت می‌کنند، و تا حدی با توسل به چیزی فراتر از منطق تعیین می‌شود.[۱۳۱]

استاد شوسلر فیورنتسا بر این باور است که مکاشفه امروزه به ویژه به عنوان پیامی آزادی‌بخش برای گروه‌های محروم مرتبط است. کتاب یوحنا رؤیایی از جهانی عادلانه است، نه تهدیدی انتقام‌جویانه از نابودی جهان. دیدگاهش مبنی بر اینکه پیام مکاشفه جنسیت‌محور نیست موجب اختلاف‌نظر شده. او می‌گوید بشریت باید به دنبال معنای پشت نمادها باشد نه اینکه آنها را بت‌واره کند. در مقابل، تینا پیپین اظهار می‌کند که یوحنا «داستان ترسناک» می‌نویسد و «زن‌ستیزی که زیربنای روایت است شدید است.»[۱۳۱]

در سال‌های اخیر، نظریه‌هایی پدیدار شده‌اند که بر نحوه تعامل خوانندگان و متون برای خلق معنا تمرکز می‌کنند و علاقه کمتری به آنچه نویسنده اصلی قصد داشت دارند.[۱۳۲]

دانشگاهی

[ویرایش]

پژوهش کتاب مقدسی مدرن تلاش می‌کند مکاشفه را در زمینه تاریخی سده اول در ژانر ادبیات آخرالزمانی یهودی و مسیحی درک کند.[۱۳][۱۳۳] این رویکرد متن را به عنوان خطابه‌ای به هفت جامعه تاریخی در آسیای صغیر در نظر می‌گیرد. تحت این تفسیر، ادعاهایی که «زمان نزدیک است» باید به طور حرفی توسط آن جوامع گرفته شود. در نتیجه، اثر به عنوان هشداری دیده می‌شود که نباید با جامعه یونانی-رومی معاصر که یوحنا آن را وحشیانه، شیطانی، و محکوم به داوری الهی «آشکار» می‌کند همسان شد.[۱۳۳]

نقد روایی عهد جدید نیز مکاشفه را در زمینه تاریخی سده اول قرار می‌دهد اما از دیدگاه ادبی به کتاب می‌پردازد.[۱۳۴][۱۳۵] برای مثال، منتقدان روایی در تحلیل کتاب شخصیت‌ها و شخصیت‌پردازی، شگردهای ادبی، محیط‌ها، پیرنگ، موضوعات، دیدگاه، خواننده ضمنی، نویسنده ضمنی، و سایر ویژگی‌های تشکیل‌دهنده روایت‌ها را بررسی می‌کنند.

هرچند پذیرش مکاشفه در قانون کتاب مقدس از ابتدا بحث‌برانگیز بوده، اساساً مشابه سرنوشت سایر متون بوده است.[۱۳۶] حذف نهایی سایر ادبیات آخرالزمانی معاصر از قانون ممکن است بر فرایندهای تاریخی در حال شکل‌گیری آنچه به طور رسمی ارتودوکس، هترودوکس، یا حتی بدعت دانسته می‌شد روشنایی بیفکند.[۱۳۶] تفسیر معانی و تصویرپردازی در آنچه نویسنده تاریخی قصد داشت و مخاطبان معاصرش استنباط می‌کردند لنگر انداخته است؛ پیامی به مسیحیان مبنی بر عدم همجوشی با فرهنگ امپراتوری روم پیام مرکزی یوحنا بود.[۱۳۳] از این رو، نامه (که در ژانر آخرالزمانی نوشته شده) ماهیتی شبانی دارد (هدفش ارائه امید به ستمدیدگان است)،[۱۵] و نمادشناسی مکاشفه باید کاملاً در زمینه تاریخی، ادبی، و اجتماعی‌اش درک شود.[۱۵] منتقدان قراردادهای ادبیات آخرالزمانی و رویدادهای سده اول را برای درک آنچه نویسنده ممکن است قصد داشته بررسی می‌کنند.[۱۵]

ریشه‌های عهد عتیق

[ویرایش]

بخش بزرگی از مکاشفه از منابع باستانی، عمدتاً اما نه منحصراً از عهد عتیق، بهره می‌برد. برای مثال، هاوارد-بروک و گویتر[۱۳۷] سفر خنوخ را به عنوان منبعی به همان اندازه مهم اما از نظر زمینه متفاوت در نظر می‌گیرند. «سفر خنوخ در نوشته‌های کتاب مقدس عبری موازی نزدیکی ندارد.»

پژوهشگران انگلیسی‌زبان تا اخیراً علاقه اندکی به این موضوع نشان می‌دادند.[ج] یک تفسیر اسکاتلندی از ۱۸۷۱[۱۳۹] مکاشفه ۴ را با آپوکالیپس کوچک مرقس ۱۳ پیشوند می‌کند، ملاکی ۴:۵ را («اینک من الیاس نبی را پیش از آمدن روز بزرگ و هولناک خداوند به شما می‌فرستم») در مکاشفه ۱۱ قرار می‌دهد، و مکاشفه ۱۲:۷ را در کنار نقش «شیطان» در سفر ایوب می‌نویسد. پیام این است که همه چیز در مکاشفه در زمان از پیش مقرر خود اتفاق خواهد افتاد.[۱۴۰]

پژوهشگر عهد جدید استیو مویز از فهرست انتشارات کتاب مقدس یونانی انجمن‌های کتاب مقدسی استفاده کرد تا نشان دهد «مکاشفه بیشتر از هر کتاب دیگر عهد جدید اشاره به عهد عتیق دارد، اما یک نقل قول مستقیم ثبت نمی‌کند.» شاید به طور قابل توجهی، مکاشفه منابع متفاوتی نسبت به سایر کتاب‌های عهد جدید انتخاب می‌کند. مکاشفه بر اشعیا، مزامیر، و حزقیال تمرکز می‌کند در حالی که نسبتاً کتاب‌های پنج‌گانه که منابع غالب برای سایر نویسندگان عهد جدید هستند را نادیده می‌گیرد.[۱۴۱]

با این حال، با مکاشفه ممکن است مشکلات اساسی‌تری دانسته شوند. به نظر می‌رسد نویسنده منابعش را به شیوه‌ای کاملاً متفاوت از اصلی‌ها استفاده می‌کند. برای مثال، نویسنده تصویرپردازی «معبد جدید» حزقیال ۴۰–۴۸ را وام می‌گیرد اما آن را برای توصیف اورشلیم جدیدی به کار می‌برد که به‌طور قابل توجهی دیگر نیازی به معبد ندارد چرا که اقامتگاه خداست. پژوهشگر عهد جدید ایان باکسال می‌نویسد مکاشفه «کلاژی از نقل‌قول‌های کتاب مقدسی نیست (این شیوه یوحنا نیست) بلکه گنجینه‌ای از اشارات و فراخوانی‌هایی است که در چیزی جدید و خلاقانه بازبافته شده‌اند.» در تلاش برای شناسایی این «چیز جدید»، باکسال استدلال می‌کند که حزقیال «ستون فقرات» مکاشفه را فراهم می‌کند. جدولی تطبیقی ارائه می‌دهد که فصل‌های مکاشفه را به ترتیب فهرست می‌کند و اکثر آنها را به فصل ساختاری متناظر در حزقیال مرتبط می‌کند. نکته جالب این است که ترتیب یکسان نیست. یوحنا بر این اساس حزقیال را برای اهداف خود باز می‌چیند.[۱۴۲]

برخی مفسران استدلال می‌کنند که این اهداف هستند — نه ساختار — که واقعاً مهم‌اند. پژوهشگر عهد جدید جی. کی. بیل بر این باور است که هرچند یوحنا از حزقیال استفاده می‌کند، هدف نهایی‌اش ارائه مکاشفه به عنوان تحقق دانیال ۷ است.[۱۴۳] پژوهشگر عهد جدید ریچارد بوکهام استدلال کرده که یوحنا دیدگاه اولیه‌ای از تثلیث را از طریق توصیفاتش از رؤیاها و شناسایی عیسی و روح‌القدس با یهوه ارائه می‌دهد.[۱۴۴] پژوهشگر عهد جدید براندون اسمیت هر دو پیشنهاد آنها را گسترش داده و «قرائت تثلیثی» مکاشفه را مطرح کرده و استدلال می‌کند که یوحنا از زبان و اشارات عهد عتیق از منابع مختلف برای توصیف تعدد اشخاص در یهوه بدون فدا کردن توحید استفاده می‌کند که بعداً در آموزه تثلیثی مسیحیت نیقه‌ای مدون شد.[۱۴۵][کدام صفحه؟]

گفتار زیتون

[ویرایش]

بر اساس نظر جیمز استوارت راسل، کتاب به عنوان شرحی بر گفتار زیتون موجود در انجیل‌های هم‌نوا در متی ۲۴ و ۲۵، مرقس ۱۳، و لوقا ۲۱ است. راسل پیشنهاد می‌دهد موازی‌هایی بین نبوت گفته‌شده توسط عیسی به حواریون و نبوت ثبت‌شده در کتاب مکاشفه وجود دارد، مانند جنگ‌ها، قحطی‌ها، بیماری‌ها، زلزله‌ها، پیامبران دروغین، تاریک شدن خورشید و ماه، و ستاره‌های افتادن از آسمان.[۱۴۶]

کاربرد آیینی

[ویرایش]

تقویم مشترک تجدیدنظرشده قرائت‌های خود را برای یکشنبه‌های فصل عید پاک در کتاب قرائت از کتاب مکاشفه می‌گیرد.[۱۴۷]

شخصیت‌های مکاشفه

[ویرایش]

به ترتیب ظهور:

  1. نویسنده (نگاه کنید به یوحنا یا یوحنای پاتموس)
  2. کسی شبیه پسر انسان که مکاشفه از اوست
  3. آنتیپاس پرگاموم، شهید وفادار
  4. نیکولائیان
  5. ایزابل
  6. آن که بر تخت نشسته (خدا در مسیحیت)
  7. حیوط
  8. بیست و چهار کشیش
  9. بره با هفت شاخ و هفت چشم (شیر یهودا)
  10. قدیسان زیر قربانگاه
  11. چهار سوار آخرالزمان
  12. ارواح کشته‌شدگان به خاطر کلام خدا
  13. چهار فرشته نگهدار چهار باد زمین
  14. فرشته‌ی مُهردار (صدو چهل و چهار هزار نفر از اسرائیل مُهر شدند)
  15. جمعیت بزرگی از هر ملت
  16. هفت شیپورچی فرشته
  17. ستاره‌ای به نام افسنتین
  18. فرشته‌ی وای
  19. ملخ‌های دم‌عقربی
  20. فرشته‌ی چاه بی‌انتها (عبری: اپولیون، یونانی: آپولیون)
  21. چهار فرشته‌ی بسته‌شده به رود بزرگ فرات
  22. سواره‌نظام دویست میلیون نفری
  23. فرشته‌ی توانمند با کتابچه‌ی گشوده که هنگام فریادش هفت رعد صدایشان را بر زبان آوردند
  24. دو شاهد
  25. زن آپوکالیپس و فرزندش
  26. اژدها، سرخ‌آتشین با هفت سر و ده شاخ (شیطان)
  27. میکائیل
  28. هیولا با هفت سر و ده شاخ (ضدمسیح)
  29. پیامبر دروغین (پیامبر دروغین)
  30. سه فرشته
  31. درودگران فرشته و انگورهای خشم
  32. صدایی از آسمان
  33. هفت فرشته‌ی بلا (هفت کاسه‌ی خشم)
  34. فرشته‌ی آب‌ها
  35. فاحشه بابل (مادر فاحشگان)
  36. کلام خدا / سوار بر اسب سفید
  37. فرشته‌ای که شیطان را هزار سال در بند می‌کشد
  38. برخاستگان از رستاخیز اول
  39. یأجوج و مأجوج (پس از هزار سال)
  40. برخاستگان از رستاخیز دوم

همچنین ببینید

[ویرایش]

یادداشت‌ها

[ویرایش]
  1. سایر آثار ادبیات مکاشفه‌ای رایج در مسیحیت اولیه به مقام قانونی دست نیافتند.[۴] دوم عزرا (که به «آپوکالیپس عزرا» نیز شناخته می‌شود) بخشی از کلیسای ارتدکس توحیدی اتیوپی قانون کتاب مقدس به شمار می‌رود، اما در عهد عتیق.
  2. نویسندگان مسیحی اولیه سده‌های دوم و سوم مانند پاپیاس هیراپولیس، ژوستین شهید، هیپولیتوس رومی، ایرنئوس، ملیتوی ساردیس، کلمنت اسکندرانی، اوریگن اسکندریه، ویکتورینوس پتائو، و نویسنده قطعه موراتوری یوحنا را به عنوان یوحنای مکاشفه معرفی می‌کنند.[۶][۸][۹] مطالعات کتاب مقدس مدرن دیدگاه متفاوتی دارد،[۱۰] و بسیاری بر این باورند که جز اینکه نویسنده یک پیامبر مسیحی بوده، چیزی درباره‌اش نمی‌توان دانست.[۱۱] برای تمایز بین دو یوحنا، الهیات مسیحی معاصر نویسنده کتاب مکاشفه را «یوحنای پاتموس» می‌نامد.[۶] بخش عمده‌ای از پدرشناسی، که کهن‌ترین سنت کلیسا را تشکیل می‌دهد، کتاب را به دوران حکومت امپراتور روم دومیتیان (۸۱–۹۶ میلادی) نسبت می‌دهد،[۶] که شواهد این را تأیید می‌کند.[۱۲]
  3. بنابراین، برای نمونه، درحالی‌که ولگات سیکستو-کلمنتینه ۱۵۹۲ کتاب را Apocalypsis Beati Joannis Apostoli (به معنای «آپوکالیپس قدیس یوحنای رسول») می‌نامد، ولگات نووا ۱۹۷۹ آن را Apocalypsis Joannis (به معنای «آپوکالیپس یوحنا») می‌نامد.
  4. کارل گوستاو یونگ در زندگی‌نامه خودنوشتش خاطرات، رویاها، بازتاب‌ها گفت: «نبوت‌های شفاف کتاب مکاشفه را بررسی نخواهم کرد چرا که هیچ‌کس به آنها ایمان ندارد و کل موضوع دست‌وپا گیر احساس می‌شود.»
  5. روزتی اشاره می‌کند که صبر واژه‌ای است که تا عهد جدید در کتاب مقدس ظاهر نمی‌شود، گویی کاربرد آن ابتدا از لب‌های خود مسیح سرچشمه گرفت.[۱۱۸]
  6. استیو مویز گزارش می‌دهد که بین ۱۹۱۲ و ۱۹۸۴ اصلاً کاری انجام نشده.[۱۳۸]

منابع

[ویرایش]
  1. 1 2 Aland & Aland 1995, p. 159.
  2. Eusebius 1904, 3.25.3-5.
  3. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 Best 2025, pp. 114-236.
  4. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 Paul 2020, pp. 36–58.
  5. 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 Boxall 2013a, pp. 14-27.
  6. 1 2 3 4 5 6 7 Boxall 2013b, pp. 28-55.
  7. Stuckenbruck 2003, p. 1536.
  8. Carson 2005, p. 465ff.
  9. Holmes 2007, p. 749ff.
  10. Collins 1984, p. 28.
  11. 1 2 3 4 Bauckham 1993, p. 2.
  12. 1 2 3 Stuckenbruck 2003, pp. 1535–1536.
  13. 1 2 "Revelation to John". Encyclopedia Brittanica (به انگلیسی).
  14. 1 2 Martin, Dale B. (6 April 2012). "The Last Trumpet". The New York Times. Archived from the original on February 17, 2023. Retrieved February 17, 2023.
  15. 1 2 3 4 Ehrman, Bart D. (9 June 2016). Bart Ehrman Discusses the Apocalypticist. Archived from the original on 2021-10-28 via YouTube.
  16. van den Biesen 1913.
  17. ESV Pew Bible. ویتون (ایلینوی): Crossway. 2018. p. 1028. ISBN 978-1-4335-6343-0.
  18. "What is the Book of Revelation?". PBS Frontline. Archived from the original on January 23, 2023. Retrieved February 17, 2023.
  19. "Common Abbreviations for Books of the Bible -- Chicago" via Henry Buhl Library.
  20. "Bible Book Abbreviations". Logos Bible Software. Archived from the original on April 21, 2022. Retrieved April 21, 2022.
  21. Bauckham 1993, pp. 2–3, 24–25.
  22. The Johannine Community in Contemporary Debate. Fortress Academic. 2024. p. 10. ISBN 978-1978717312.
  23. Lindars, Edwards & Court 2000, p. 41.
  24. Collins 1984, pp. 28–29.
  25. Perkins 2012, p. 19ff.
  26. Collins 1984, p. 100.
  27. McKim 2014, p. 16.
  28. Couch 2001, p. 81.
  29. Fekkes 1994, pp. 61-63.
  30. Beale & McDonough 2007, pp. 1081–1084.
  31. Stephens 2011, pp. 143–145.
  32. Stephens 2011, p. 152.
  33. Collins 1984, p. 154.
  34. Wall 2011, p. no page number.
  35. 1 2 3 4 5 Kyrtatas 2010, pp. 29–42.
  36. Taylor 2002, p. 338..
  37. Pattemore 2004, p. 1.
  38. Stonehouse n.d., pp. 138–142.
  39. Andreas of Caesarea 2011, pp. 3-6.
  40. Eusebius of Caesarea. Church History, Book VII Chapter 25. newadvent. Retrieved 17 October 2016.
  41. Eusebius of Caesarea. Church History, Book VII Chapter 25. newadvent. Retrieved 17 October 2016.
  42. Kalin, ER (1990). "Re-examining New Testament Canon History: 1. The Canon of Origen". Currents in Theology and Mission. 17: 274–82.
  43. Origen. Church Fathers: Commentary on John, Book V: 3 (Origen). Translated by Allan Menzies. Retrieved 15 October 2017.
  44. Cyril of Jerusalem. Catechetical Lecture 4 Chapter 35. Translated by Edwin Hamilton Gifford. newadvent. Retrieved 12 October 2016.
  45. Athanasius of Alexandria. Church Fathers: Letter 39 (Athanasius). newadvent. Retrieved 14 October 2016.
  46. Augustine of Hippo. On Christian Doctrine Book II Chapter 8:2. newadvent. Retrieved 12 October 2016.
  47. Rufinus of Aquileia. Commentary on the Apostles' Creed #37. newadvent. Retrieved 12 October 2016.
  48. "Letter of Innocent I on the Canon of Scripture". www.bible-researcher.com.
  49. John of Damascus. An Exposition of the Orthodox Faith, Book IV Chapter 17. Translated by E. W. Watson; L. Pullan. newadvent. Retrieved 17 October 2016.
  50. Synod of Laodicea. Synod of Laodicea Canon 60. Translated by Percival, Henry. newadvent. Retrieved 12 October 2016.
  51. von Dobschütz, Ernst (ed.). "Decretum Gelasianum de Libris Recipiendis et non Recipiendis (English translation)". Translated by Roger Pearse via Tertullian.
  52. "Canon XXIV. (Greek xxvii.)". The Canons of the 217 Blessed Fathers who assembled at Carthage. Christian Classics Ethereal Library.
  53. "Eccumenical Council of Florence and Council of Basel". EWTN. Archived from the original on 20 February 2016. Retrieved 26 June 2018.
  54. "Paul III Council of Trent-4". EWTN. Archived from the original on 9 March 2000. Retrieved 26 June 2018.
  55. Schaff, Philip; Wace, Henry; Knight, Kevin, eds. (1900). "Church Fathers: Council of Carthage (A.D. 419)". Nicene and Post-Nicene Fathers, Second Series. Vol. 14. Translated by Percival, Henry. Buffalo, New York: Christian Literature Publishing Co. Retrieved 8 December 2024.
  56. Schaff, Philip; Wace, Henry; Knight, Kevin, eds. (1900). "The Apostolic Canons. Canon 85". Nicene and Post-Nicene Fathers, Second Series. Vol. 14. Translated by Percival, Henry. Buffalo, New York: Christian Literature Publishing Co. Retrieved 8 December 2024.
  57. Lohse 1988, pp. 322; 337–338.
  58. Glasson 1965, p. 6..
  59. Hoekema 1979, p. 297.
  60. Boring 2011, p. 3..
  61. Parker 2008, p. 227.
  62. Koester 2020, p. 344.
  63. Allen 2020, p. 12.
  64. Pate 2010, p. no page number.
  65. Tenney 1988, pp. 32–41.
  66. Mounce 1998, p. 32.
  67. Senior & Getty 1990, pp. 398–399.
  68. "Revelation, THE BOOK OF REVELATION" (به انگلیسی). United States Conference of Catholic Bishops.
  69. Karris 1992, p. 1296.
  70. Bowers 2000, p. 175.
  71. Reardon 2018.
  72. Andrew of Caesarea (2011). Commentary on the Apocalypse. Translated by Constantinou, Eugenia. CUAPress. ISBN 9780813228112.
  73. 1 2 Piper, Otto A. (1951). "The Apocalypse of John and the Liturgy of the Ancient Church". Church History. 20 (1): 10–22. doi:10.2307/3162045. ISSN 0009-6407. JSTOR 3162045.
  74. 1 2 Westermeyer 2020, pp. 430-446.
  75. 1 2 3 Hahn, Scott (1999). The Lamb's Supper: The Mass as Heaven on Earth. New York: Doubleday. ISBN 0-385-49659-1.
  76. Ratzinger 2005.
  77. Parry 2000.
  78. Jeffcoat Schedtler 2020, pp. 114-130.
  79. H. G. Bishop Youssef (14 February 2004). "Night of the Apocalypse". Coptic Orthodox Diocese of the Southern United States. Archived from the original on 2023-04-04. Retrieved 23 May 2018.
  80. Vanni, Ugo (1991). "Liturgical Dialogue as a Literary Form in the Book of Revelation". New Testament Studies (به انگلیسی). 37 (3): 348–372. doi:10.1017/S0028688500015927. ISSN 1469-8145. S2CID 170638316.
  81. 1 2 Zakhary 2022, pp. 6-23.
  82. Fakhry 2019.
  83. Russell, James (2015) [1887]. The Parousia (به انگلیسی). United Kingdom: Bierton Strict and Particular Baptists. pp. 258–259. ISBN 978-1-519610-94-2.
  84. Johnson 2008.
  85. "Introduction". United States Conference of Catholic Bishops. Retrieved 8 December 2024.
  86. Pope Benedict XVI. "John, the Seer of Patmos". Vatican City: Libreria Editrice Vaticana. Retrieved 31 May 2020.
  87. Thavis, John (23 August 2006). "Pope Benedict: Read Book of Revelation as Christ's victory over evil". Catholic Online. Catholic News Service. Archived from the original on 5 October 2013. Retrieved 25 April 2013.
  88. Vatican.Va, Benedict XVI General Audience 23 August 2006
  89. Vatican.Va, Benedict XVI General Audience 5 September 2012
  90. Vatican.Va, Benedict XVI General Audience 12 September 2012
  91. Benedict XVI (11 May 2005). "General Audience". The Holy See.
  92. Fuentes, Antonio (1995). "The Book of Revelation". Catholic.Com.
  93. Archbishop Averky (Taushev) (1996). The Apocalypse: In the Teachings of Ancient Christianity. Translated by Rose, Seraphim. Platina, California: St. Herman of Alaska Brotherhood. ISBN 978-0-938635-67-3.
  94. (The Books of Sacred Scripture): «از میان این کتاب‌ها، تنها مکاشفه در هیچ نقطه‌ای از خدمات آیینی آیین بیزانسی خوانده نمی‌شود».
  95. Holbrook, Frank (July 1983). "What prophecy means to this church". Ministry, International Journal for Pastors. 56 (7): 21. Retrieved 29 June 2017.
  96. "Seventh-day Adventist 28 Fundamental Beliefs" (PDF). The Official Site of the Seventh-day Adventist World Church. General Conference of Seventh-day Adventists. 2020. Archived from the original (PDF) on 2022-10-09. Retrieved 29 June 2017.
  97. "Revelation 14:12". Biblia.com. Logos Research Systems. Retrieved 29 June 2017.
  98. "The Remnant and its Mission". The Official Site of the Seventh-day Adventist World Church. General Conference of Seventh-day Adventists. Archived from the original on 26 June 2017. Retrieved 29 June 2017.
  99. White 1991, p. 58.
  100. Collins, William P. "The Final Consummation: American Bahá'ís, Millerites and Biblical Time Prophecy". Archived from the original on 26 March 2023. Retrieved 28 October 2018.
  101. 'Abdu'l-Baha, Abbas Effendi. "11: Commentary on the Eleventh Chapter of the Revelation of John". Some Answered Questions. Retrieved 20 April 2017 via bahai.org.
  102. 'Abdu'l-Baha, Abbas Effendi. "13: Commentary on the Twelfth Chapter of the Revelation of John". Some Answered Questions. Retrieved 20 April 2017 via bahai.org.
  103. "Revelation 12:6". Bible Gateway. Retrieved 20 April 2017.
  104. "Revelation 11:2". Bible Gateway. Retrieved 20 April 2017.
  105. 'Abdu'l-Baha, Abbas Effendi. "11: Commentary on the Eleventh Chapter of the Revelation of John". Some Answered Questions. Retrieved 20 April 2017 via bahai.org.
  106. Revelation 12:3
  107. 'Abdu'l-Baha, Abbas Effendi. "13: Commentary on the Twelfth Chapter of the Revelation of John". Some Answered Questions. Retrieved 20 April 2017 via bahai.org.
  108. "1 نفی ۱۴". کتاب مورمون. The Church of Jesus Christ of Latter-day Saints.
  109. "Doctrine and Covenants 77". کتاب مورمون (به انگلیسی). The Church of Jesus Christ of Latter-day Saints. Retrieved 2024-11-25.
  110. Hunter, Howard W. (April 1981). No Man Shall Add to or Take Away (Speech). The Church of Jesus Christ of Latter-day Saints.
  111. Swiney 1909, pp. 3, 4.
  112. Pryse 1910.
  113. Rowland 1993, p. 5.
  114. Howard-Brook & Gwyther 1999.
  115. Rieger 2007.
  116. Christoyannopoulos 2010, pp. 123-126. "Revelation".
  117. Rossetti, Christina Georgina (1893). "The face of the deep : a devotional commentary on the Apocalypse". London : S.P.C.K.
  118. Rossetti 1892, p. 115.
  119. (Rossetti 1892، ص. 26): «مسیحیان باید شبیه کرم‌های شب‌تاب باشند نه کرم‌های درخشان؛ درخششان چشم‌ها را به بالا جذب کند نه به پایین.»
  120. Rossetti 1892, p. 301.
  121. Rossetti 1892, p. 292.
  122. Rossetti 1892, p. 495.
  123. Torrey 1958, p. [کدام صفحه؟].
  124. Torrey 1958, p. 7.
  125. North 1964, p. 23.
  126. Torrey 1958, p. 137.
  127. Torrey 1958, p. 140.
  128. Lawrence 1932.
  129. Lawrence, D. H. (1995). Apocalypse and the Writings on Revelation. Penguin Books. p. 112. ISBN 978-0-14-018781-6.
  130. Schüssler Fiorenza, Elisabeth (1993). Revelation: Vision of a Just World. Edinburgh: T&T Clark.
  131. 1 2 Pippin 1993, p. 105.
  132. Breu 2019.
  133. 1 2 3 Martin, Dale (2009). 24. Apocalyptic and Accommodation (lecture). دانشگاه ییل. Retrieved 22 July 2013 via YouTube. Lecture 24 (transcript) بایگانی‌شده در ۶ سپتامبر ۲۰۱۴ توسط Wayback Machine
  134. Barr 1998.
  135. Barr 2016, pp. 376-388.
  136. 1 2 Martin, Dale (2009). "Lecture 2: From Stories to Canon". CosmoLearning Religious Studies. Archived from the original on 22 August 2016. Retrieved 30 July 2016.
  137. Howard-Brook & Gwyther 1999, p. 76.
  138. Moyise 1995, p. 13.
  139. Shirres, David (1871), An exposition of the Apocalypse on a new principle of literal interpretation, Aberdeen: Brown
  140. Chapman 1995.
  141. Moyise 1995, p. 31.
  142. Boxall 2006a, p. 254.
  143. Beale, G. K. (1998). John's use of the Old Testament in Revelation. Sheffield: Sheffield Academic Press. p. 109.
  144. Bauckham 1993.
  145. Smith 2022.
  146. Russell, James Stuart (1878). The Parousia: A Critical Inquiry Into the New Testament Doctrine of Our Lord's Second Coming (به انگلیسی). Daldy, Isbister & Company. pp. 374–376.
  147. "Lectionary: Year C: Easter". Revised Common Lectionary. Retrieved 27 April 2025 via Vanderbilt Divinity Library.

کتاب‌شناسی

[ویرایش]

پیوند به بیرون

[ویرایش]
مکاشفه یوحنا
نامه آخرالزمانی
پیشین:
رساله‌های کاتولیک نامه
از

نامه یهودا
عهد جدید
قانون کتاب مقدس
پایان