انجیل برنابا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به ناوبری پرش به جستجو

انجیل برنابا اثری پدیدار شده در قرون وسطی[۱] است که به ادعای برخی از مسلمانان‌ توسط برنابا، شخصیت مسیحی برجسته از قرون اول میلادی به نگارش درآمده‌است.[۲] این کتاب نسبت به انجیل‌های رسمی مسیحیت شباهت بسیار بیشتری به اعتقادات مسلمانان دارد.[۳] اعتبار این کتاب به شدت مورد تردید واقع شده‌ بود چرا که اسناد قدیمی از آن وجود نداشت[۴] در سال 1976، انتشارات اشرم (Ashram Publications) در کراچی پاکستان 10 هزار نسخه از این کتاب را منتشر کرد[۵].

برنابا[ویرایش]

برنابا که نام اصلی او «جوزف» یا یوسف است، جزو مسیحیان اولیه بود و جزو شخصیت های مهم در مسیحیت است. سفرهای او و پولس به بشارت دین مسیح پرداخت[۶]. طبق کتاب مقدس مسیحی (بخشِ اعمال رسولان مسیح) او علایق دنیوی را قطع کرد و مردم را به دین مسیح ترغیب می‌کرد و در مصائب و زحمات آن‌ها شریک می‌شد. در نتیجه کتاب مقدس مسیحی برنابا را یکی از رسولان عیسی مسیح[۷] و پدران کلیسای مسیحی می نامد. برنابا در کنار سایر رسولان عیسی مسیح در تمام کلیساها مورد احترام است.

تحلیل انجیل برنابا از دیدگاه اسلام[ویرایش]

برنابا یا پسر وعظ، یکی از پیروان عیسی مسیح بود (غیر از دوازده شاگرد خاص معروف به حواریون عیسی مسیح). به اعتقاد مسلمین، انجیل وی یکی از بهترین اناجیلی است که از عصر نبوت مسیح از نظر صحت و اتقان مطالب، تعلیمات اخلاقی و معارف الهی در میان اناجیل موجود و بلکه همه کتاب‌های آسمانی (به استثنای قرآن) بی‌نظیر است. از امتیازات این کتاب (به اعتقاد برخی مسلمانان[نیازمند منبع]) می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • خواننده پس از تأمل در آن اطمینان پیدا می‌کند که کلماتش از مجرای وحی صادر شده و قدرت بشری از تنظیم و بیان چنین متنی ناتوان است.
  • در این انجیل، بر خلاف سایر کتب آسمانی، بشاراتی صریح در مورد محمد، پیامبر اسلام دیده می شود.
  • سایر کتب آسمانی دیگر (عهد قدیم و عهد چدید) را تحریف شده و غلط دانسته و از جمله پولس (یکی از مبشرین اولیۀ مسیحی) را منحرف می خواند.

آنچنان که در این انجیل آمده، برنابا این کتاب را به امر مسیح نوشته‌است.[۸] از نکات قابل توجه این کتاب این است که در[۹] به صراحت از بی‌ایمانی پولس سخن گفته ‌است. در مورد رابطه پولس و برنابا، طبق کتاب اعمال رسولان (که یکی از بخش های کتاب مقدس مسیحیان است)، پولس که در ابتدا به عنوان یک یهودی از مخالفان سرسخت آیین مسیحی بود پس از یک مکاشفه با عیسی مسیح که در نتیجۀ آن بینایی خود را از دست داد، نزد یک مسیحی شناخته شده و خداترس به نام حنانیا برده شد. حنانیا به الهام از روح خدا چشمان پولس را لمس کرده و پولس بینایی خود را بازیافت و از آن پس به عیسی مسیح ایمان آورد. در ادامه، برنابا، پولس را پس از آنکه هدایت یافت به حواریون معرفی کرد و حواریون از جمله پطرس او را تایید کرده، پذیرفتند. از آن پس پولس و برنابا به همراه یکدیگر به بشارت دین مسیح می پرداختند. و با با حواریون مسیح در ارتباط بوده اند. پس از سفر سومی که برنابا و پولس به اورشلیم (بیت‌المقدس) رفتند، در خصوص انتخاب همسفر برای ادامۀ سفر تبشیری خود اختلاف نظر داشتند که در نهایت از یکدیگر جدا شده و هرکدام با همسفران مورد نظر خود به دو مقصد متفاوت سفر کردند.

در مورد انجیل برنابا، نکات زیر قابل توجه است:

  • در لیستی که در زمان پاپ جلاسیوس اول تهیه شد، لیستی از کتاب ها و یا نامه هایی بود، که جزو متون مقدس به حساب نمی آمدند. در این لیست، کتب و نامه های مختلفی ثبت شده است، مانند: "انجیل توماس"، "اعمال پولس و تکلا" و چند اثر دیگر که یکی از آن ها اثری است به نام "انجیل برنابا"[۱۰] که متن مقدس قلمداد نمی شدند. پاپ جلاسیوس در سال ۴۹۲ میلادی یعنی ۱۱۸ سال پیش از پیامبر اسلام به سمت پاپ منصوب شد. این موضوع البته خالی از جای بحث و بررسی نیست، چرا که اولاً کتاب مقدس مسیحی، در قرن چهارم میلادی (100 سال قبل از پاپ جلاسیوس) لیست ثابت و قطعی داشت و لیستی که در زمان پاپ جلاسیوس تهیه شده بود بر کتب مقدس مسیحی نه چیزی افزود و نه از آن کاست و تاییدی بود بر همان کتاب مقدس مسیحی که 100 سال قبل از لیست رسمی خود را داشت و در آن هنگام اسمی از اثری به نام انجیل برنابا نبوده است. از طرفی اما اثر دیگری به نام رسالۀ برنابا (در انگلیسی Epistle of Barnabas ، نگاشته شده بین سال های 135 - 70 میلادی) هم در قرن چهارم و هم در قرن پنجم (در زمان پاپ جلاسیوس) شناخته شده بود که امروزه نیز در دسترس است. بنا بر نظر محققان، متن پاپ جلاسیوس نمی توانسته "انجیل برنابا"یی که امروزه در دسترس است را مد نظر داشته باشد، بلکه بسیار محتمل است که منظور "رسالۀ برنابا" بوده باشد که محتوای آن البته به کلی با "انجیل برنابا" که امروزه در دسترس است متفاوت است. به این موضوع در بخش انتقادات پرداخته شده است.
  • صاحب اکسیهومو (از دانشمندان پروتستان) بخش پنجم از تتمه کتابش را به معرفی انجیل برنابا تخصیص داده و مطالبی را از قدمای مسیحی نقل کرده‌است. این کتاب در ۱۸۱۳ میلادی در لندن چاپ شده‌است.
  • پطرس بستانی، از دانشمندان مسیحی در دائرةالمعارف کبیر، مطالب شایان توجهی راجع به برنابا و انجیل منسوب به وی می‌نویسد که قسمتی از آن‌ها در ادامه بررسی می‌شود[نیازمند منبع]:

"نام اصلی برنابا، جوزف (یوسف) بود. کلمه برنابا سریانی و بمعنی "ابن النبّوة" یا "ابن الانذار" یا "ابن التعزیة" است. برنابا نخستین کسی از میان حواریون است که آیین یهودیت را ترک کرد و به مسیح ایمان آورد. گفته می‌شود کاتب رساله برنابا قدّیس برنابا است. این رساله در قرون اول مسیحی معروف بوده و مکرراً مورد استفاده قرار می‌گرفته‌است. از جمله کسانی که از آن اقتباس نموده‌اند اکلیمنضس اسکندری و اوریجانس هستند. "اوسابیوس" و "ایرونیموس" نیز از آن یاد کرده‌اند. انجیل برنابا در طی قرون متمادی فراموش شده و نسخه‌های آن از دسترس مردم خارج شده بود تا آنکه در قرن ۱۷ میلادی "سرمند" یونانی آن را در رساله خطی از رسائل "بولیکبوس " یافت و در همین قرن "هوغومیزدوس " نسخه لاتینی آن را در دیر "کورفی " به‌دست آورد که در سال ۱۶۴۵ میلادی در پاریس چاپ شد. در سال ۱۶۹۴ میلادی، رئیس اساقفه (مرجع روحانی مسیحیت)، اوشه، نیز نسخه‌ای از این انجیل به دست آورده و به رسائل اغناطیوس افزود؛ ولی بر اثر یک آتش‌سوزی در آکسفورد، کتابخانه‌ها آتش گرفته و قسمت اندکی از این نسخه باقی‌ماند. نسخه یونانی و لاتینی انجیل برنابا مکرراً چاپ شده و "ویک" آن را به انگلیسی و شخص دیگری نیز آن را به زبان آلمانی ترجمه کرد. ناگفته نماند که تمامی نسخ ذکر شده، کپی نسخه (سرمند) یونانی است که ناقص و در چهار فصل است، ولی در سال ۱۸۵۹ میلادی، "تیشندرف" نسخه یونانی کاملی را که ۲۱ فصل داشت از جبل سینا به دست آورد. بهترین نسخه این رساله به صورت لاتینی قدیمی با حواشی و تفسیر است که به "هلجنفلد" مشهور است. این نسخه در سال ۱۸۶۵ میلادی در "لیبسیک" و در سال ۱۸۶۴ میلادی در جرنال آمریکایی چاپ شد. تعداد زیادی از دانشمندان معتقدند که انجیل برنابا را قدّیس برنابا، رفیق پولس نوشت و رأی متأخرین این است که این نسبت صحیح نیست و از جمله دلایل منکرین این است که در این رساله از خرابی اورشلیم سخن به میان آمده، بنابراین قطعاً بعد از سال ۷۰ میلادی نوشته شده‌است زیرا برنابا قبل از خرابی اورشلیم یعنی سال ۶۴ وفات کرده بود. بهتر است که بگوییم این نسخه در کنیسه اسکندریه در قرون اولیه مسیحیت پیدا شده‌است و احدی قائل نشده که بعد از سال ۱۲۰ میلادی نوشته شده‌است."

جیمز هاکس در قاموس مقدس می‌نویسد: «بعضی رساله به عبرانیان را به برنابا نسبت می‌دهند، و رساله دیگری را که نیز به اسم اوست ولی نویسنده‌اش معین نیست (رساله برنابا ، با انجیل برنابا اشتباه گرفته نشود) به او نسبت می‌دهند. به‌طور قطع [می‌توان گفت که] برنابا آن را ننوشت. شاید این رساله در اوایل سال ۷۰ بعد از میلاد نوشته شده‌است». [نیازمند منبع]

  • نام بسیاری از اناجیلی که در قرون اولیه مسیحیت در میان مسیحیان مورد استفاده قرار می‌گرفت ذکر شده‌است. البته در زمان هر یک از مراجع روحانی مسیحی در آن‌ها تبدیل و تغییری ایجاد شد یا نسخه‌ای در جهت مطالعه یا عدم مطالعه برخی صادر شده‌است. نام انجیل برنابا و انجیل مسیح نیز در میان آن‌ها دیده می‌شود.[۱۱]

در انجیل مرقس[۱۲] و انجیل برنابا،[۱۳] به انجیل مسیح اشاره شده‌است و از آیه ۵–۱ از آن سخن گفته شده‌است؛ که از انجیل مسیح چیزی در دست نیست. اناجیلی که سابقاً و فعلاً معمول بوده و هست، نوشته شاگردان مسیح است.[۱۴][۱۵]. انجیل همان‌طور که مسترلونسدال و مادام لورا راغ اعتراف کرده‌اند، در حالی در اروپا پیدا شد که در میان مسلمانان هرگز نام و اثری از آن نبود.[نیازمند منبع]. در کتب نویسندگان اسلامی، حتی در کتاب‌هایی که در خصوص اثبات اسلام و رد مسیحیت نوشته شده نامی از انجیل برنابا به میان نیامده‌است در فهرست‌های قدیمی و جدید فارسی و عربی کتابخانه‌های بزرگ جهان و مستشرقین که نام نادرترین و گمنام‌ترین کتب عربی و فارسی هم در آن‌ها موجود است، کوچک‌ترین اثری از این انجیل وجود ندارد.[۱۶]

انجیل برنابا مخالفتی شدید با تعالیم اساسی کتب عهد جدید دارد، که از جمله مهمترین آن ها، مصلوب شدن عیسی و زنده شدن او پس از سه روز است[نیازمند منبع]. این انجیل بر خلاف سایر اناجیل موضوع صلیب (به دار آویختن) مسیح را شدیداً انکار و آن را زشت‌ترین نسبت ناروا به وی می‌داند[نیازمند منبع]. با توحیدِ تثلیثی مخالفت می کند[نیازمند منبع] و توحید به سبک اسلامی حمایت می کند[نیازمند منبع]. برخلاف آموزۀ کتب عهد جدید که ایمان را شرط اول رستگاری و سپس عمل بر اساس ایمان را لازم می داند[نیازمند منبع]، تنها راه سعادت را داشتن توامان عقیده و عمل پاک می‌داند.[نیازمند منبع] انجیل برنابا با تمامی کتاب های عهد جدید (شامل انجیل متی، مرقس، لوقا، یوحنا و رساله های رسولان مسیح) را که نجات انسان را از طریق ایمان به محبت خدا از طریق عیسی مسیح و اعتقاد به توحیدِ تثلیثی می‌داند مخالف است [نیازمند منبع]. مسائلی از این دست و بشارات صریح و مکرر آن در مورد پیامبری محمد در مورد خاستگاه نگارش این کتاب، همواره سوالاتی را ایجاد کرده است.

البته به این موضوع که آیا این کتاب قبل از اسلام در بین مسیحیان وجود داشته یا خیر، بَعدتَر، در بخش انتقادات، در همین صفحه، پرداخته شده است.

نام محمّد از دیدگاه انجیل برنابا[ویرایش]

مسیح بر اساس آنچه در انجیل برنابا[۱۷] نوشته شده ‌است، در پاسخ سؤال کاهنی که نام آن حضرت را پرسیده بود پاسخ داد: نام مسیا عجیب است، زیرا که خدا وقتی روان او را آفرید و او را در نور آسمانی گذاشت، برای او نامی انتخاب کرد[۱۸] خدا فرمود: صبر کن ای محمّد! زیرا می‌خواهم برای تو (و فقط برای تو) بهشت و جهان خلق کنم؛ و می‌خواهم به خاطر تو بسیاری از خلایق [گناهکار] را که می‌بخشم. حتی هر که نام تو را مبارک، مبارک می‌کنم و هر که تو را لعنت کند [و با تو دشمنی ورزد] ملعون [و دور از رحمت من] می‌شود.

و سپس فرمود:[۱۹] همانا نام مبارک او محمّد است. آن وقت همه مردم [که در اطراف یسوع بودند] با صدای بلند گفتند: ای خدا! پیامبر خود را به سوی ما بفرست. ای محمّد! خیلی زود برای خلاص جهان [از ظلم و فساد] بیا.[۲۰]

خاتمیت محمد از دیدگاه انجیل برنابا[ویرایش]

در انجیل برنابا[۲۱] در مورد خاتمیت محمد می‌گوید: (۶) و به تحقیق پیامبران همه آمدند، مگر «رسول اللّه». آن‌که زود است بعد از من بیاید، زیرا که خدا می‌خواهد که من راه او را مهیا سازم. مسیح در آیه فوق از پیامبر پس از خود با عنوان «رسول اللّه» و آخرین پیامبران یاد کرده و ایمان به رسالت آن محمد را با خاتمیت وی ملازم دانسته‌است.

در جای دیگری از این انجیل[۲۲] دربارهٔ خاتمیت محمد آمده‌است: (۷) کاهن در جواب مسیح گفت آیا پیامبران دیگر بعد از آمدن پیامبر خدا خواهند آمد؟ (۸) پس یسوع در جواب فرمود: بعد از او پیامبران راستگو که از جانب خدا فرستاده شده باشند نخواهند آمد (۹) و لیکن جمع بسیاری از پیامبران دروغگو خواهند آمد و همین است که مرا غمگین می‌سازد.[۲۳]

دستنوشته‌های قدیمی[ویرایش]

نخستین دستخط‌های این انجیل در اواخر قرن شانزدهم در دو نسخه به زبان‌های ایتالیایی و اسپانیایی کشف شد.[۲۴] البته اخیراً دولت ترکیه اعلام کرده[۲۵] نسخه ای از این انجیل به زبان آرامی را که متعلق به حدود قرن ۶ میلادی (یعنی پیش از ظهور اسلام) در ترکیه امروزی که سابقاً جزء امپراطوری بیزانس بوده کشف کرده ‌است[۲۶] که گفته می‌شود واتیکان را شکه کرده‌است و حتی پاپ بندیکت شانزدهم[۲۷] خواستار دیدن آن شده بود. اگر قدمت این انجیل در نظر گرفته شود، بسیاری از ادعاهای مسلمانان در مورد تحریف تعالیم عیسی مسیح، و بشارت به پیامبر اسلام اثبات می‌شود.[۲۷] این نسخه از انجیل، خطی و طلاکاری شده‌است که به زبان مسیح آرامی، نوشته شده و گفته می‌شود حاوی نخستین آموزه‌های عیسی است. این انجیل که برگه‌های آن از پوست حیوانات است، در سال ۲۰۰۰، همزمان با عملیات مبارزه با قاچاق، توسط پلیس ترکیه کشف و شناسایی شد. به نوشتهٔ روزنامه انگلیسی دیلی میل، دولت ترکیه، این انجیل یک‌هزار و ۵۰۰ ساله را تا سال ۲۰۱۰ نزد خود نگه داشت آن گاه آن را به موزه آنتروپولوژی آنکارا تحویل داد.[۲۸]

آرتوگرول گونای وزیر فرهنگ و گردشگری سابق ترکیه گفت: این انجیل در سال ۲۰۰۰ در جزایر دریای مدیترانه متعلق به ترکیه یافت شده‌است و یابندگان آن نیز عده‌ای از یابندگان غیرقانونی آثار باستانی بوده‌اند.[۲۷] وی همچنین گفته‌است: امکان دارد که این نسخه از انجیل، نسخهٔ اصلی باشد که کلیسای مسیحی، آن را به سبب تشابه شدید به آموزه‌های مسلمانان در خصوص مسیح پنهان کرده بود. وی افزود: واتیکان، رسماً برای دیدنِ این کتاب مقدس درخواست داد، زیرا برخی باورها بر آن است که این نسخه از انجیل می‌تواند مکمل نسخه‌های چهارگانهٔ مرقس، متی، لوقا و یوحنا باشد.[۲۸] در این انجیل مسیح بشر (نه خدا) معرفی شده‌است و آمده‌است: «مسیح کاهنی را که از او دربارهٔ جانشینش سؤال کرد خبرداد: محمد اسم مبارک اوست، از سلاله اسماعیل پدر عرب من».[۲۷]

البته اینکه گفته می‌شود تاریخ نگارش این انجیل مربوط ۱۵۰۰ سال پیش است یک ادعا هست و اما تا به حال هیچ دلیل و پژوهش علمی که قدمت آن را تأیید کند و متن آن را آشکار نماید ارائه نشده‌است[۲۹].

ضمناً مشخص نیست که اگر این ادعای دولت ترکیه صحت داشته باشد، چرا این کتاب را هیچ گاه در دسترس محققان قرار نداده است! این دست ادعاها از سمت ترکیه بی سابقه نیست و رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه، در ادّعایی دیگر نیز در سال 2014 اعلام کرد که مسلمانان پیش از کریستف کلمپ آمریکا را کشف کرده اند[۳۰][۳۱]. با توجه به اینکه رجب طیب اردوغان سعی در پیروی از رویۀ دولت عثمانی و جلب توجه برای رهبری مسلمانان را دارد، این امکان هست که ادعاهای وی از جمله در خصوص انجیل برنابایی که کشف کرده، بیشتر سیاسی باشد تا تاریخی.

از اول ظهور اسلام تا قرن اخیر در میان مسلمانان، اسمی و رسمی از انجیل برنابا نبوده. چنانچه لونسدال و لوراراغ و خلیل سعادت و تعدادی دیگر از دانشمندان برجسته اروپا بدین مطلب اذعان دارند.[۳۲]

شباهت‌ها به اعتقادات اسلامی[ویرایش]

این انجیل شامل مواعظ اخلاقی و اعتقادی می‌شود که شباهت زیادی به تعلیمات اسلامی دارد. تعداد کمی از این شباهت‌های عمده آورده می‌شود:

  1. مسیح پسر خدا نیست[۳۳]
  2. مسیح مصلوب نشده‌است[۳۴]
  3. ملغی نشدن هیچکدام از بخش های شریعت، از جمله ختنۀ مردان[۳۳]
  4. پیشگویی پیامبر اسلام[۳۵]

انتقادات[ویرایش]

عدم پیشینه تاریخی در مباحثات مسلمانان[ویرایش]

در مباحثات مسلمانان و مسیحیان قبل از قرن ۱۵ میلادی هیچ نامی از این کتاب نیامده‌است.[۳۶] نویسندگان و مورخان و فلاسفه مسلمانی نظیر فارابی (وفات ۹۵۰ م)، مسعودی (وفات ۹۵۶ م)، قندی (وفات ۹۶۱ م)، ابن حزم (وفات ۱۰۶۳ م)، غزالی (وفات ۱۱۱۱ م)، ابوالعباس العارف (وفات ۱۱۴۱ م)، ابن رشد (وفات ۱۱۹۸ م)، محی‌الدین ابن العربی (وفات ۱۲۴۰ م) و ابن خلدون (وفات ۱۴۰۶ م) هرگز این انجیل را به‌عنوان شاهدی علیه اعتقادات مسیحیت ارائه نداده‌اند.[۳۷]

مسیح در انجیل برنابا[ویرایش]

در این کتاب می‌خوانیم:

آن وقت یسوع (عیسی) فرمود: وقتی که رسول‌الله بیاید، پس از نسل که خواهد بود؟ شاگردان جواب دادند: از داوود… تصدیق کنید مرا؛ زیرا به شما راستی می‌گویم به درستی که عهد بسته شده‌است با اسماعیل نه با اسحاق.[۳۸]

پس اعتراف نمود یسوع و فرمود: براستی و درستی که من مسیا نیستم.[۳۹]

در کل، این کتاب صریحاً اعلام می‌کند که عیسی، "مسیا" نیست[۴۰] ،مسیا ظاهراً ترجمهٔ واژه عبری «ماشیح» می‌باشد و شخصی از نسل اسماعیل، (محمد بن عبدالله خواهد بود.

با این حال در بخش‌های اولیهٔ این کتاب می‌بینیم که از عیسی با عنوان «مسیح» یاد شده:

پیغمبر تازه‌ای که فرستادهٔ خداست بسوی جهان، بر حسب روایت برنابا فرستادهٔ او. برنابا، فرستادهٔ یسوع ناصری مسمی به مسیح آرزو می‌کند از برای همهٔ ساکنین زمین اسلام تسلیه را. ای عزیز! به درستی که خدای بزرگ عجیب تفقد نموده‌است ما را در این روزهای پسین به پیغمبر خود یسوع مسیح، به رحمت بزرگ از برای تعلیم؛ و آیاتی که گرفته‌است آن‌ها را شیطان وسیلهٔ گمراه نمودن بسیاری را به دعوی پرهیزگاری، (۴) که بشارت دهندگانند به تعلیمی که سخت کفر است خوانندگان مسیح را پسرخدای.[۴۱]

برخی معتقدند نویسندهٔ این انجیل تشخیص نمی‌دهد که دو واژهٔ مسیح (که برای عیسی به کار برده شده) و مسایا (که برای موعودی از نسل اسماعیل به کار برده شده) هر دو ترجمهٔ کلمهٔ کریستوس بوده و به معنا ی مسح شده می‌باشند.[۴۲][۴۳][۴۴] قابل ذکر است، در طومارهای دریای مرده که اخیراً در نزدیکی دریای مرده کشف شده‌اند و به قرن اول تا سوم قبل میلاد تعلق دارد، نیز به دو مسیح، و نه تنها یک مسیح، که در آخرالزمان ظهور خواهند کرد اشاره شده‌است.[۴۵] با این حال نکته‌ای که در انجیل برنابا موجود می‌باشد، این است که که مسیا (ترجمهٔ عبری مسیح) بودن مسیح انکار شده و در بخشی دیگر بر مسیح بودن وی تأکید شده که این مسئله، موضوع را فرضیهٔ «باور اسین‌ها (اهالی قمران) به ۲ مسیح» جدا می‌سازد.

نقل قول‌هایی از دانته در انجیل برنابا[ویرایش]

دانته، یکی از مشهورترین نویسندگان ایتالیا، در دوره بونیفاس هشتم می‌زیست. او نوشتن «کمدی الهی» معروف خود را در سال ۱۳۰۰م. آغاز کرد.[۴۶] برخی محققین بر این باورند که نویسندهٔ انجیل برنابا نقل قول‌هایی از دانته را به مسیح نسبت داده[۴۶][۴۷] برای مثال، عبارت مورد استفادهٔ دانته، «خدایان دروغین و دروغگو»[۴۸] چندین بار در این انجیل استفاده شد.[۴۹][۵۰] همچنین توصیفات جهنم در انجیل برنابا[۵۱] به گونهٔ چشمگیری شباهت به توصیفات دانته پیرامون برزخ و جهنم دارد[۵۲] در این انجیل می‌خوانیم که نه آسمان وجود دارند و بهشت از تمام این آسمان‌ها بزرگتر است.[۵۳] که این باز ما را به یاد آثار دانته می‌اندازد.[۴۶][۴۷] البته سردار کابلی در مقدمه ترجمه فارسی انجیل برنابا، چنین مطلبی را رد کرده و گفته‌است که چون برنابا قبل از دانته می‌زیسته، بنابراین به نظر می‌رسد که نقل قول دانته از برنابا منطقی تر باشد.[۵۴] البته این امر بعید است زیر انجیل برنابا بعدها کشف شد و دانته و هم زمانان او از ان اطلاعی نداشتند و دانته در آثار خود به ان اشاره ای نکرده‌است که به بخواهد از ان نقل قول کند

اشتباه جغرافیایی

یسوع بسوی دریای جلیل رفت و در کشتی نشست. سفر کنان بسوی شهر خود ناصره. ۱

چون کشتی به شهر ناصره رسید، ملاحان در شهر نشر دادند همه آنچه را که یسوع کرده بود. ۹

یسوع بر شد به کفرناحوم و نزدیک شهر شد. ۱

برنابا۲۰: ۱، ۹ ۲۱: ۱

اما شاید نویسندۀ انجیل برنابا (که ظاهراً شخصی غیر از برنابا است) نمی‌دانست که ناصره شهری نبود که ساکنین آن به حرفه ماهیگیری بپردازند. شهر ناصره ۱۴ مایل با دریای جلیل فاصله داشته و در کوهپایه برقرار بود. در عوض کفرناحوم، شهری که مسیح به آن وارد شد، شهری بود که شهروندان آن به ماهیگیری مشغول بودند. این دو، کفرناحوم و ناصره شهرهایی بودند که عیسی به همراه شاگردانش مرتب ملاقات می‌کردند؛ بنابراین هر کسی که با مسیح همراه بود و با او آشنا بود، مطمئناً با این دو شهر آشنایی داشت. اما از نوشته‌های این کتاب اینگونه بر می‌آید که نویسنده آن که ادعای رسالت مسیح را می‌کند، چندان به موقعیت جغرافیایی این شهرها واقف نیست.[۲۹]

تناقض درون متنی[ویرایش]

  • در کتاب انجیل برنابا از قول عیسی مسیح در مورد راز مصلوب شدنش نوشته شده "«این باقی خواهد بود تا بیاید محمّد پیغمبر خدای، آن که چون بیاید این فریب را کشف خواهد فرمود بر کسانی که به شریعت خدای ایمان دارند.»"[۵۵] به این معنی که تا زمان آمدن محمد، اینکه عیسی مسیح مصلوب نشد، پنهان و به صورت راز باقی خواهد ماند و محمّد این راز را آشکار خواهد کرد. در حالی که نویسندۀ کتاب "انجیل برنابا" که ادّعا می کند برنابای مذکور در کتاب اعمال رسولان در کتاب مقدس مسیحی است، خود (آن طور که ادعا می کند[۵۶])، به دستور عیسی این کتاب را نوشته. از آنجا که عمر معمول افراد معمولاً بیش از 100 سال نمی شود و از طرفی برنابا حداقل باید در زمان این اتفاقات 20 سال داشته باشد، پس او نهایتاً در سال 100 میلادی فوت کرده بود (که البته بر اساس روایات کلیسایی اینطور نبوده)، در نتیجه کتاب "انجیل برنابا" آن طور که نویسندۀ آن ادعا می کند، باید تا اواخر قرن اول میلادی نوشته شده باشد، که این یعنی 5 قبل از اسلام (!) و این با متن کتاب در تناقض است که راز مصلوب نشدن عیسی "پنهان خواهد ماند، تا زمان محمّد آشکار کند".
  • در فصل آخر این کتاب[۵۷] نوشته شده که عده ای اَشرار و مُدّعی، در مورد عیسی مسیح خبرهای جعلی پخش کردند، اما سوالی که پیش می آید، این است که قاعدتاً همان طور که این اشرار پیام نادرست را پخش می کردند، قاعدتاً افراد غیر شر نیز در مورد عیسی مسیح تبلیغ کرده اند، از جمله در این مورد که عیسی مسیح مصلوب نشده، حال آنکه بر اساس مستندات تاریخی می دانیم که هیچ دسته ای از مسیحیان بر این باور نبوده که عیسی مسیح مصلوب نشده، بلکه مسئلۀ مصلوب شدن مسیح و برخاستن او از مرگ، همواره برای مسیحیان تداعی گر زندگی پس از مرگ بوده که باعث می شد آزار و اذیت های حکومتی روم را تحمل کنند. شواهد این باور مسیحیان به مرگ و برخاستن از مرگ که الهام گرفته از مصلوب شدن و رستاخیز عیسی مسیح بود، برای مثال در گورستان معروف زیر زمینی شهر رُم کاملاً مشهود است.

آیا انجیل برنابا در مسیحیت قبل از اسلام وجود داشت و بعدها از کتاب مقدس مسیحیان حذف شد؟[ویرایش]

برنابا جزو مسیحیان اولیه بود و جزو شخصیت های مهم در مسیحیت است و سفرهای او و پولس برای تبلیغ مسیحیت، در کتاب اعمال رسولان ذکر شده. در نتیجه برنابا یکی از پدران کلیسای مسیحی به حساب آمده و در کنار سایر چهره های مهم مسیحیت در تمام کلیساها مورد احترام است. اما اینکه آیا کتاب "انجیل برنابا" را واقعاً برنابا، مسیحی قرن اول میلادی نوشته یا شخص دیگری این کتاب را نوشته و به برنابا نسبت داده، موضوعی است که این بخش سعی دارد به آن بپردازد. از نظر نسخه شناسی، نظر غالب بر این است که "انجیل برنابا" اثری است مربوط به قرن 14 یا اوایل قرن 15 میلادی[۵۸][۵۹][۶۰][۶۱][۶۲][۶۳]. دکتر شبیر علی نیز که یک مبلغ مسلمان است، در اعتبار این انجیل تردید دارد و به اعتبار آن اصراری ندارد[۶۴].

برخی از منابع اسلامی این ادعا را مطرح کرده اند که "انجیل برنابا" در مسیحیت نخستین وجود داشته، اما بعداً به خاطر بشارت به نبوت محمد و اسلام، توسط مسیحیان ممنوع و کنار گذاشته شد. اخیراً کتاب هایی در شهر کراچی در پاکستان به انتشارات دانشگاه عایشه باوانی منتشر شده است که در اعتبار دهی به این کتاب، یعنی "انجیل برنابا" کوشش نموده اند[۶۵] .عطاء الرحیم، نویسندۀ مسلمان و مدافع "انجیل برنابا" در کتاب خود به نام "عیسی پیامبری از اسلام" می نویسد[۶۶]: "انجیل برنابا به عنوان یک انجیل رسمی تا سال 325 میلادی در کلیساهای اسکندریه (واقع در مصر امروزی) خوانده می شده است.[۶۷]" عطاءالرحیم در ادامه ادعا می کند : "انجیل برنابا تا قرن دوم میلادی در بین مسیحیان خوانده می شده و ایرنائوس در مخالفت با تعالیم پولس به دفعات زیاد به انجیل برنابا اشاره می کند"[۶۸]. این ادعای بسیار غریبی است، زیرا ایرنائوس (200 - 130 میلادی) شخصیت شناخته شده ای است و ترجمۀ تمامی کتاب ها و نامه هایی که نوشته به صورت آنلاین در اینجا در دسترس است و می دانیم که او اولاً هیچگاه با پولس یا سایر شاگردان مسیح مخالفت نکرده، بلکه در کتاب خود به نام "علیه بدعت ها" از پولس به عنوان رسول عیسی مسیح یاد می کند[۶۹]؛ دوماً ایرنائوس در هیچ کدام از کتاب های خود هیچ اشاره ای به کتابی به نام "انجیل برنابا" نمی کند و هیچ نقل قولی نیز از این کتاب ندارد! در مقابل اما عطاءالرحیم سند و مدرک تاریخی ای برای ادعاهای خود ارائه نمی دهد.

در مجموع 3 اثر به برنابا منسوب می شود[۷۰]:

  1. رساله برنابا(Epistle of Barnabas) (نگاشته شده بین سال های 135 - 70 میلادی[۷۱])
  2. اعمال برنابا (Acts of Barnabas) (نگاشته شده احتمالاً در قرن پنچم میلادی[۷۲])
  3. انجیل برنابا (Gospel of Barnabas)(قرن 14 یا 15 میلادی[۷۳])

نکتۀ شایان ذکر این است، که در ترجمۀ منابع انگلیسی زبان به فارسی، گاهی واژۀ "Epistle" به معنای "رساله"، با واژۀ "Gospel" به معنای "انجیل" اشتباه گرفته می شود، که این نکته برای خواننده گمراه کننده می باشد. "رسالۀ برنابا" (Epistle of Barnabas) و انجیل برنابا (Gospel of Barnabas) دو کتاب به کلی متفاوت هستند. "انجیل برنابا" کتابی است که امروزه مورد توجه برخی از مسلمانان از جمله نویسندگانی چون عطاءالرحیم است، در حالی که "رسالۀ برنابا" کتابی قدیمی و مربوط به قرون اولیۀ مسیحی است (متن انگلیسی رسالۀ برنابا را اینجا و همچنین متن انگلیسی کتاب اعمال برنابا را اینجا می توانید بخوانید) و محتوایی کاملاً متفاوت با "انجیل برنابا" دارد. در "رسالۀ برنابا" در مورد تصلیب و رستاخیز مسیح از مردگان و سایر آموزه هایی که شباهت های زیادی با کتب مقدس مسیحی (کتب عهد جدید)دارند، سخن به میان آمده و از این جهت با "انجیل برنابا" که هدف آن بیشتر تایید اسلام است، به کلی متفاوت می باشد[۷۴]. این نکته به این دلیل حائز اهمیت است که پیش تر گفته شد که عطاءالرحیم، نویسندۀ مدافع "انجیل برنابا" در کتاب خود می نویسد که "انجیل برنابا" در قرون اولیۀ میلادی بسیار مورد استفاده مسیحیان بوده است، در حالی که او در واقع به "رسالۀ برنابا" اشاره می کند و واژه های "رساله" و "انجیل" را با هم جابجا می کند[۷۵] و ایرنائوس در نوشته های خود به "رسالۀ برنابا" اشاره کرده است و از آن نقل قول کرده، نه به "انجیل برنابا". اما آیا انجیل برنابا که اکنون در دسترس ماست، آن طور که عطاءالرحیم ادعا می کند، توسط کلیسا در قرن چهارم ممنوع شد؟

کتاب "رسالۀ برنابا" فارغ از اینکه جزو کتاب مقدس باید حساب می شد یا خیر، برای مسیحیان قرون اول میلادی شناخته شده بود و همانطور که پیش تر اشاره شد، ایرنائوس این رساله را می شناخته. در مقابل، قدیمی ترین اشاره به کتابی با نام "انجیل برنابا" در متن گلاسیانوم (مربوط به قرن پنجم میلادی) است و در زمان پاپ گلاسیوس نگاشته شده (البته خود نسخۀ اصلی این متن در دست نیست، بلکه یک نسخه بردار در قرن ششم میلادی این متن را (متن گلاسیانوم ) را بازسازی کرده[۷۶]). در نسخۀ بازسازی شدۀ متن گلاسیانوم، نام انجیل برنابا در بین کتاب هایی به چشم می خورد که جزو لیست کتاب های رسمی عهد جدید به حساب نمی آیند، هرچند هیچ اثری یا اشاره ای به محتوای آن وحود ندارد، درنتیجه نمی دانیم منظور از کتاب "انجیل برنابا" در این لیست دقیقاً چه کتابی است! دو احتمال برای "انجیل برنابا"ی مذکور در این لیست (متن گلاسیانوم) وجود دارد، و آن اینکه:

  1. اکثر محققان باور دارند که کتاب "انجیل برنابا"ی مذکور در این لیست، در واقع یک اشتباه نگارشی است، و منظور در واقع همان کتاب "رسالۀ برنابا" است که بسیار هم شناخته شده بود[۷۷]. زیرا تنها باری که از برنابا در این لیست اسمی به میان آمده، در همینجاست، پس بسیار محتمل است که می بایست منظور همان کتاب شناخته شدۀ برنابا یعنی "رسالۀ برنابا" بوده باشد که اشتباهاً، به جای واژۀ "رساله"، واژۀ "انجیل" استفاده شده است (برای دیدن لیست کتاب هایی که در متن گلاسیانوم، به عنوان کتاب های جعلی تشخیص داده شدند، به اینجا مراجعه کنید).
  2. احتمال دوم اینکه نسخه برداری که متن گلاسیانوم را در قرن ششم کپی برداری (بازسازی) کرده، واژۀ "رساله" را اشتباهاً با واژۀ "انجیل" جایگزین کرده.

می دانیم که پس از پایان یافتن دوران تعقیب شکنجۀ مسیحیان در روم باستان از حدود سال 70 میلادی (ویرانی معبد اورشلیم، در زمان امپراتوری نرون در روم) تا حدود سال 311 میلادی (زمان امپراتوری گالریوس در روم) که تعقیب و شکنجه و کشتار مسیحیان بعد از حدود 3 قرن پایان یافت[۷۸] (برخلاف اسلام و یهودیت که از آغاز کار خود، قدرت سیاسی را به دست گرفتند)، مسیحیان برای نخستین بار بود که امکان این را یافتند تا بتوانند بدون دغدغۀ حکومتی، در مورد بدعت ها و یا اعتقادات اصیل دین خود تصمیم گیری کنند. در نهایت در چندین شورای متفاوت، دیدگاه های مختلف خود را به بحث گذاشته و در مورد آن تصمیمی رسمی بگیرند. از جملۀ این تصمیمات، اعلام رسمی لیست قطعی در مورد کتبی بود که به کتاب مقدس مسیحی تعلق داشت یا نداشت. لازم به ذکر است، که بر اساس مستندات تاریخی می دانیم که بسیاری از این کتب که در لیست کتاب مقدس جای داده شدند، از قرن اول در بین مسیحیان خوانده می شدند و مورد استفاده بوده اند (از جمله انجیل های متی و مرقس و لوقا و یوحنا)، اما از آنجا که اجتماع های کوچک و بزرگ مسیحی به دلیل فشار های سیاسی و حکومتی از سوی امپراتوری روم، امکان ارتباط چامع و کامل با یکدیگر را نداشته اند[۷۹]، در نتیجه گاهی کتابی در محلی (برای مثال در مصر امروزی) شناخته شده بود، که در یونان یا رم (پایتخت روم) در اختیار نبود. در نهایت در چندین شورا، مسیحیان در مورد لیست کتاب مقدس مسیحی تصمیم رسمی گرفتند و 27 کتاب کنونی را در لیست کتاب مقدس (عهد جدید) جای داده و کتاب هایی را به عنوان غیر مقدس اعلام کردند. برخی از کتاب هایی که در این شوراها جعلی تشخیص داده شدند به ترتیب زیر هستند[۸۰]:

  1. کتاب یوبیل
  2. رسالۀ برنابا یا همان Epistle of Barnabas (دقت کنید که رساله برنابا است، نه انجیل برنابا (Gospel of Barnabas)، که در ترجمه به فارسی گاهی به اشتباه به واژۀ "انجیل" ترجمه می شود)
  3. رسالۀ شبان هرماس
  4. نامۀ پولس به لائودیکیه
  5. اعمال پولس (نگاشته شده در حدود سال 160 میلادی)
  6. رسالۀ اول کلمنت
  7. رسالۀ دوم کلمنت
  8. تعالیم پطرس
  9. مکاسفۀ پطرس
  10. انجیل منتسب به مصریان ، نگارش بین سال های 120 تا 150 بعد از میلاد[۸۱] (متن انگلیسی را در اینجا می توانید بخوانید)
  11. انجیل منتسب به عبرانیان نگارش بین سال های 100 تا 150 میلادی[۸۲] (از این انجیل تنها تکه نوشته هایی باقی مانده که ترجمۀ انگلیسی آن ها را می توانید اینجا بخوانید)
  12. دیداخه
  13. انجیل توماس ، در مورد تاریخ نگارش دیدگاه ها بسیار متفاوت هستند، در خوش بینانه ترین حالت این انجیل در قرن اول میلادی و در بدبینانه ترین حالت، در اواخر قرن دوم میلادی (بین سال های 150 تا 200 میلادی)[۸۳]
  14. انجیل یهودا اسخریوطی (شاگردی که به عیسی خیانت کرد)، نگارش در اواخر قرن دوم (180 تا 200 بعد از میلاد)
  15. انجیل مریم مجدلیه، نگارش در حدود سال 160 بعد از میلاد[۸۴]

معیارهایی که تصمیم در مورد اینکه کدام کتاب ها به کتاب مقدس تعلق دارند یا ندارند، بر اساس 4 معیار صورت گرفته که به صورت تاریخی مستند است[۸۵]:

  1. انتساب آن به یکی از حواریون مسیح یا شاگردِ نزدیکِ یکی از حواریون مسیح (برای مثال در مورد انجیل های مورد تایید در کتاب عهد جدید، متی و یوحنا خود حواری عیسی مسیح بودند، مرقس شاگرد پطرس و لوقا شاگرد پولس بود. پولس جزو دوازده حواری اولیۀ عیسی مسیح نبود، بلکه بعد از خیانت یهودا اسخریوطی و مصلوب شدن و رستاخیر عیسی مسیح، پولس به شکلی مکاشفه آمیز، از آزار مسیحیان توبه کرده و با حواریون مسیح دیدار می کند و مورد تایید آنان قرار می گیرد. به این ترتیب در مسیحیت اولیه، به پولس همیشه به عنوان یکی از حواریون مسیح نگریسته می شده)
  2. مورد استفاده بودن در بین مسیحیان قزن اول (طبیعتاً انجیل یهودای اسخریوطی و انجیل مریم مجدلیه به این دلیل بود که رد شدند. در مقابل انجیل های متی، مرقس، لوقا و یوحنا از همان قرن اول میلادی مورد استفاده بوده و از متن آن ها نقل قول شده)
  3. محتوای آموزه های کتب، باید با تعالیمی که سینه به سینه نقل شده بود، مطابقت می داشت (برای مثال، انجیل توماس می آموزد که زنان نمی توانند وارد ملکوت خدا شوند، در حالی که آموزه ای که سینه به سینه نقل شده بود، خلاف این بود.در انجیل مریم مجدلیه نیر پطرس، حواری مسیح، که همیشه بین تمامی مسیحیان مورد احترام بوده، به عنوان یک شخص حسود و ناتوان از درک امور معنوی معرفی می شود)
  4. اینکه متن کتاب، ادعا بر وحیانی بودن خود داشته باشد (برای مثال، کتاب دیداخه، هیچ گاه ادعای وحیانی بودن نمی کند، بلکه به نحوۀ برگزاری آداب و رسوم مذهبی می پردازد و هرچند مورد احترام مسیحیان باقی ماند، اما جزو کتب مقدس به حساب نیامد)

نکتۀ قابل ذکر این است که تصمیم گیری در مورد لیست کتب مورد تایید در کتاب مقدس، هیچگاه موضوعی جنجالی نبود و هیچگاه سندی از بالا گرفتن اختلاف و مشاجره بر سر تصمیم در مورد کتب مقدس و جعلی بین مسیحیان نبوده[۸۶]، زیرا کتب تایید شدۀ مسیحی (27 کتاب موجود در کتاب عهدجدید، شامل 4 انجیل متی و مرقس و لوقا و یوحنا موجود در کتاب مقدس مسیحیان) از همان قرن اول میلادی برای اکثر مسیحیان شناخته شده و مورد استفاده بود و این شوراها، به آن کتب رسمیت می بخشید. در مقابل اما، بحث ها و مباحثات و تکفیر ها بر سر نحوۀ تفسیر این کتاب ها وجود داشته. یک مورد معروف، اختلاف بین آریوس و پیروانش با سایر مسیحیان بود، که بر سر ماهیت عیسی مسیح بود. آریوس عیسی مسیح را مخلوق خدا می دانست، که خدا او را به فرزندی پذیرفت[۸۷][۸۸]، اما سایر مسیحیان معتقد بودند عیسی همواره هم ذات با خدا بوده، در کنار اینکه او یک انسان بود، خانۀ خدا هم بود، بنابراین روح ساکن در او، روح خود خدا بود (بنابر این تعریف، بُعد انسانی عیسی دقیقاً ضغف ها و قوت های یک انسان را دارد، اما وجود الهی ساکن در پیکر او هم ذات با خداست و عیسی مسیح تجلی حضور خداست، مانند تجلی حضور خدا در بوتۀ سوزان هنگام صحبت با موسی). گذشته از این ها، هرچند آریوس و طرفدارانش و سایر مسیحیان، یکدیگر را تکفیر کردند، اما هیچگاه در مورد خود کتب مقدس اختلافی نداشتند (از جمله قابل ذکر است که آریوس رساله های پولس را وحی خدا می دانست، و تنها تفسیری متفاوت از آن ها ارائه می داد). باز نکتۀ قابل توجه این که، آریوس که نظریۀ مخلوق بودن عیسی مسیح را مطرح کرده بود، هیچگاه به کتابی به نام "انجیل برنابا" اشاره ای نکرده، بلکه تفسیر خود را همواره از 4 انجیل رسمی ارائه می کرد.

با در نظر گرفتن موارد ذگر شده، در نهایت برخی محققان بر این باورند که کتاب "انجیل برنابا" در یک فضای اسلامی و جهت پُر کردن فاصلۀ بین کتاب مقدس و قرآن نوشته شده است[۸۹][۹۰]. به طوری که نویسندۀ مسلمان Cyril Glassé در کتاب خود می نویسد[۹۱]: "در خصوص انجیل برنابا، هیچ جای تردیدی نیست که یک اثر جعلی مربوط قرون وسطی است. یک نسخۀ کامل به زبان ایتالیایی از آن وجود دارد، که ظاهراً ترجمه ای از نسخه ای به زبان اسپانیایی است (که فقط بخش هایی از آن موجود است) و برای تشویق مسلمانان عصر خود نوشته شده (توجه کنید که کشور اسپانیا در این دوران در تصرف خلفای عباسی و حکومت اسلامی بود که اندلس نام داشت)... این کتاب با اصول اسلام نیز در تضاد است، زیرا پیامبر (محمد) را مسیح می نامد.... سبک و سیاق این کتاب (انجیل برنابا) و نویسندۀ آن در خصوص کتاب مقدس مسیحی، مانند سبک و سیاق نوشته های بهاءالله (بنیان گذار دین بهائیت) است در مورد قرآن".

دیدگاه مسلمانان[ویرایش]

این انجیل اگر چه نسبت به انجیل‌های رسمی مطابقاتی خیلی بیشتر با منابع اسلامی دارد ولی به‌طور صددرصد با منابع اسلامی سازگار نیست برای نمونه در فصل سوم آمده‌است مسیح بدون درد زاده شده‌است[۹۲] در حالی که در قرآن سوره مریم صحبت از درد زایمان مریم است[۹۳] از این رو برخی از مسلمانان آن را به صورت کامل نپذیرفته‌اند.

البته عده‌ای دیگر به شدت به خاطر متن خاص آن و انطباق بسیار زیاد آن با تعلیمات اسلامی و دلایل دیگر از اصل بودن این انجیل دفاع کرده‌اند، از جمله علمای شیعه، محمد صادقی تهرانی[۹۴] و محمد تقی بهجت[۹۵] و در علمای مصری مثل رشید رضا یا سید عبد العلی موودی عالم پاکستانی و معتقدند که تغییرات تاریخی کمتری نسبت به اناجیل رسمی مسیحیت در مورد این انجیل اتفاق افتاده‌است.[۹۶]

سید محمدحسین حسینی طهرانی در کتاب معادشناسی به مقام شفاعت پیامبر که در این انجیل اشاره شده‌است ارجاع می‌دهد و در کتاب نور ملکوت قرآن مفصل راجع به این انجیل صحبت می‌کند و می‌گوید: «مرحوم قاضی، استاد علّامه آیت‌الله طباطبائی رضوان الله علیهما بدین انجیل عنایت داشته‌است، و خواندن آن را به شاگردان سلوکی و عرفانی خود توصیه می‌نموده‌است»[۹۷][۹۸]

آیت الله محمد تقی بهجت در مورد این انجیل می‌گوید:

انجیل برنابا با اناجیل اربعه مخالف است. جهات عجیبه و شواهد صدقی در آن است که خدا می‌داند چقدر به اسلام نزدیک است از جمله تحریم لحم خنزیر… بله دو سه جایی یادم می‌آید که این (کتاب) با اسلام مخالفت دارد. فقط چیزی که هست این است که این دو سه جا هم داخل در انجیل برنابا شده‌است… اما مخالفت‌های صریحی با دیگر اناجیل دارد که سبب شده بگویند این انجیل مجعول است با آنکه هر کسی که این انجیل را ببیند یقین پیدا می‌کند که (قسمت) زیادش همان بیانات خود حضرت عیسی (ع) است… اگرچه الفاظ آن شبیه قرآن نیست، نه در معانی و نه در الفاظ اما خیلی شبیه به روایات عالی ما است… من انجیل برنابا را به زبان گرجی دیده‌ام که روی پارچه بوده و جلدش هم چرم نبود بلکه تخته (= چوب) بود. آقای مرعشی نجفی آن را به آقا طباطبایی داد و گفت این چند سال قدمت دارد؟ آقا طباطبایی گفت: حدس می‌زنم پانصد سال! که الآن هم پنجاه سال از آن تاریخ می‌گذرد. آقا مرعشی گفت: این را نگه داشته‌ایم تا اگر کسی را یافتیم که به زبان گرجی وارد بود آن را به فارسی یا عربی ترجمه کند؛ که هر چه قدیمی تر باشد به صحت و درستی نزدیکتر است…[۹۹]

همچنین آیت‌الله محمد صادقی تهرانی در مورد انجیل برنابا می‌گوید:

جرم انجیل برنابا مخالفت شدید آن با تعالیم پولس است. این انجیل بر خلاف سایر اناجیل موضوع صلیب (به دار آویختن) مسیح را شدیداً انکار و آن را زشت‌ترین نسبت ناروا به وی می‌داند. عنوان تثلیث را از میان می‌برد و توحید حقیقی الهی را اثبات می‌کند. برخلاف پولس که شریعت عمل را نسخ کرد، تنها راه سعادت را داشتن توامان عقیده و عمل پاک می‌داند. وی با پولس که نجات امت را تنها مرهون محبت مسیح و اعتقاد به تثلیث می‌داند و به نام دین، مسیحیان را در انجام هرگونه عمل منافی عفت آزاد گذاشت (و به همین سبب در مدت کمی پیروان بسیاری پیدا کرد)، مخالف است. پس از اسلام جرم دیگری نیز بر آن افزوده شد و آن بشارات صریح و مکرر آن در مورد طلوع نور قدسی محمّدی است. همه این‌ها سبب شد تا استفاده از این انجیل در بین مسیحیان متروک شود.[۱۰۰][پیوند مرده][55][55]

لازم است ذکر شود برخی محققان غربیِ معتقد به جعل نیز به خاطر ویژگی‌های متن حتی اذعان دارند که این متن یک جعل فی البداهه در قرن ۱۴–۱۶ نیست بلکه معتقدند که منابع اولیه‌ای از فرقه‌های غیررسمی در اختیار جاعل بوده‌است.[۱۰۱][۱۰۲][۱۰۳][۱۰۴] در حالی که مسلمانان مدافع این انجیل متن آن را مربوط به برنابای واقعی می‌دانند که تغییراتی در اثر نسخه برداری و ترجمه و … در طول تاریخ بر آن اتفاق افتاده‌است.

ترجمه‌های فارسی[ویرایش]

انجیل برنابا در ایران توسط دو مترجم ترجمه شده‌است، اولین ترجمه مربوط به علّامه حیدرقلی سردار کابلی از روی متن‌های عربی و انگلیسی است و ترجمه دوم که جدیداً به بازار آمده از مرتضی فهیم کرمانی است. نسخه ترجمه شده توسط سردار کابلی به خاطر نثر قدیمی که دارد، بخش‌هایی از آن سخت فهم است، اما این اشکالات در ترجمه فهیم کرمانی وجود ندارد و ترجمه‌ای روان و امروزی ارائه شده‌است. فهیم کرمانی ترجمه این کتاب را به درخواست سید محمود طالقانی در زندان قصر انجام داده‌است. آیت‌الله طالقانی، دکتر خلیل سعادت (محقق مسیحی و مترجم انجیل برنابا به عربی)، سید محمد رشید رضا، سردار کابلی و جمشید غلامی نهاد برای این کتاب مقدمه نوشته‌اند.

ناشران انجیل برنابا:

  • نشر المعی (سردار کابلی)
  • نشر نیایش (سردار کابلی)
  • نشر صحیفه خرد (مرتضی فهیم کرمانی)
  • انتشارات آریا دانش (امیررضالبافی) (1398)[۱۰۵]

پانویس[ویرایش]

  1. Kollmann, Bernd. Joseph Barnabas His Life and Legacy (Michael Glazier Books). New York: Liturgical, 2004. Print. page 60
  2. انجیل برنابا ابتدای کتاب
  3. https://archive.org/stream/thegospelofbarn00unknuoft/thegospelofbarn00unknuoft_djvu.txt INTRODUCTION xx i x
  4. https://www.cambridge.org/core/journals/harvard-theological-review/article/gospel-of-barnabas-and-the-diatessaron/97ED4251FCC99D3B346EF9FA2A23DDC3
  5. F.P. Cotterell, “The Gospel of Barnabas,” Vox Evangelica 10 (1977): 43-47.
  6. «پولس و برنابا».
  7. اعمال رسولان 4: 36
  8. انجیل برنابا ۲–۲۲۱:-۱
  9. ۳:۲۲۲ - انجیل برنابا
  10. جلد دوم دائرةالمعارف انگلیسی (چاپ ۱۳ ص ۱۸۰) ذیل عبارت اپوکریفل لتریچز ذکر شده‌است،
  11. جلد دوم دائرةالمعارف انگلیسی چاپ ۱۳ ص ۱۷۹ و ۱۸۰
  12. انجیل مرقس - فصل اول
  13. انجیل برنابا - فصل ۸
  14. تاریخ کلیسای قدیم، ص 66.
  15. کلام مسیحی، ص .28.
  16. "بشارات عهدین". جامعة علوم القرآن.
  17. انجیل برنابا - 15:97
  18. انجیل برنابا - 16:97
  19. انجیل برنابا 18:97
  20. صادقی تهرانی، محمد - بشارات عهدین بایگانی‌شده در ۱۱ اکتبر ۲۰۱۱ توسط Wayback Machine - انتشارات شکرانه 1390
  21. انجیل برنابا - 6:36
  22. انجیل برنابا - فصل 97 - آیات 7-8-9
  23. بشارات عهدین - محمد صادقی تهرانی - انتشارات شکرانه - چاپ 1390
  24. L. Bevan Jones, Christianity Explained to Muslims, rev. ed. (Calcutta: Baptist Mission Press, 1964), ۷۹.
  25. «خبرگزاری فارس - کشف انجیل 1500 ساله حاوی خبر ظهور پیامبر اسلام (ص) + ویدئو». خبرگزاری فارس. ۲۰۱۲-۰۲-۲۷. دریافت‌شده در ۲۰۱۸-۰۵-۱۷.
  26. Behnegarsoft.com (۲۰۱۳-۰۸-۰۵). «جهان نیوز - کشف قدیمی‌ترین نسخه انجیل در ترکیه». جهان نیوز. دریافت‌شده در ۲۰۱۸-۰۵-۱۷.
  27. ۲۷٫۰ ۲۷٫۱ ۲۷٫۲ ۲۷٫۳ «کشف انجیل 1500 ساله حاوی خبر ظهور پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) + ویدئو و عکس». www.shia-news.com. دریافت‌شده در ۲۰۱۸-۰۵-۱۷.
  28. ۲۸٫۰ ۲۸٫۱ «» عکس‌های قدیمی‌ترین انجیل طلاکوب جهان منصوب به برنابا». nazarnews.com. بایگانی‌شده از اصلی در ۱۷ مه ۲۰۱۸. دریافت‌شده در ۲۰۱۸-۰۵-۱۷.
  29. ۲۹٫۰ ۲۹٫۱ «انجیل برنابا، تلاشی دیگر در تأیید اسلام و رد مسیحیت – Edwin Keshish Abnous». edwinabnous.com (به انگلیسی). دریافت‌شده در ۲۰۱۸-۱۱-۲۱.
  30. «zeit.de». ۵ مرداد ۱۳۹۹.
  31. «theguardian.com».
  32. سردار کابلی - مقدمه انجیل برنابا - ص 47
  33. ۳۳٫۰ ۳۳٫۱ انجیل برنابا فصل ۱ آیه؟
  34. انجیل برنابا فصل‌های پایانی
  35. انجیل برنابا فصل؟ آیه؟
  36. The Crescent in Light of the Cross-Appendix 3-Norman L. Geisler & Abdul Saleeb
  37. Commentary on Authenticity and the Origin of Gospel of Barnabas-Evidence from Muslim History
  38. انجیل برنابا باب ۴۳ آیات ۲۵ و ۳۱ ترجمهٔ سردار کابلی
  39. انجیل برنابا باب ۴۲ آیهٔ ۵ ترجمهٔ سردار کابلی.
  40. انجیل برنابا۵:۴۲
  41. انجیل برنابا باب ۱ آیات ۱–۵
  42. Wikipedia-Gospel of Barnabas
  43. The Gospel of Barnabas by Gerhard Nehls -Internal Evidence-xviii
  44. Spurious Gospel in Islamic Apologetics (by John Gilchrist)-The Messiah - Jesus or Muhammad?.
  45. Reclaiming the Dead Sea Scrolls, Lawrence H. Schiffman, pp. 321-322
  46. ۴۶٫۰ ۴۶٫۱ ۴۶٫۲ Commentary on Authenticity and the Origin of Gospel of Barnabas-Evidence from the document
  47. ۴۷٫۰ ۴۷٫۱ The Gospel of Barnabas-The Spurious Gospel in Islamic Apologetics-Quotations from Dante’s Inferno
  48. Inferno 1.72
  49. فصل‌های ۲۳، ۷۸، ۲۱۷ انجیل برنابا
  50. Gospel of Barnabas, para 23 para 217 para 78
  51. Gospel of Barnabas, para 135
  52. fifth and sixth cantos of Dante Inferno
  53. Gospel of Barnabas para 178
  54. انجیل برنابا، مقدمه، ترجمه سردار کابلی
  55. انجیل برنابا، فصل 220، شماره 20.
  56. انجیل برنابا، فصل 221، شماره 1.
  57. انجیل برنابا، فصل 222، شمارۀ 3.
  58. «انجیل برنابا یا رسالۀ برنابا». ۱۶ تیر ۱۳۹۹.
  59. «رساله برنابا یا انجیل برنابا». ۱۶ تیر ۱۳۹۹.
  60. F.P. Cotterell, “The Gospel of Barnabas,” Vox Evangelica 10 (1977): 43-47.
  61. «ویکی پدیای انگلیسی - تاریخ نگارش انجیل برنابا». ۱۷ تیر ۱۳۹۹.
  62. «کتاب های منسوب به برنابا (انگلیسی)». ۱۷ تیر ۱۳۹۹.
  63. «تاریخ نگارش انجیل برنابا». ۱۷ تیر ۱۳۹۹.
  64. «مصاحبه دکتر شبیر علی در مورد انجیل برنابا». ۱۶ تیر ۱۳۹۹.
  65. F.P. Cotterell, “The Gospel of Barnabas,” Vox Evangelica 10 (1977): 43-47.
  66. Muhammad `Ata ur-Rahim, Jesus A Prophet of Islam, Karachi: Begun Aisha Bawany Waqf, 1981, pp. 41-43.
  67. صفحۀ 41 ، کتاب "عیسی پیامبری از اسلام".
  68. صفحۀ 41 ، کتاب "عیسی پیامبری از اسلام".
  69. Ibid., "Irenaeus Against Heresies", book 2, chapter 2, p. 362.
  70. «آثار منسوب به برنابا». ۱۷ تیر ۱۳۹۹.
  71. «تاریخ نگارش رسالۀ برنابا (انگلیسی)». ۱۷ تیر ۱۳۹۹.
  72. «تاریخ نگارش اعمال برنابا». ۱۷ تیر ۱۳۹۹.
  73. «تاریخ انجیل برنابا». ۱۷ تیر ۱۳۹۹.
  74. «رسالۀ برنابا (Epistle of Barnabas) یا انجیل برنابا (Gospel of Barnabas)». ۱۶ تیر ۱۳۹۹.
  75. Answering Islam The Crescent in Light of the Cross Norman L Geisler Abdul Saleeb Baker Books 2002 صفحۀ 305. کاراکتر line feed character در |عنوان= در موقعیت 100 (کمک)
  76. Answering Islam The Crescent in Light of the Cross Norman L Geisler Abdul Saleeb Baker Books 2002 صفحۀ 304. کاراکتر line feed character در |عنوان= در موقعیت 100 (کمک)
  77. «لیست پاپ گلاسیوس». ۱۷ تیر ۱۳۹۹.
  78. «امپراتورهای روم بین سال های 250 تا 311 بعد از میلاد». ۱۶ تیر ۱۳۹۹.
  79. «دکتر رابرت پلامر، "کتب عهد جدید چطور در لیست کتاب مقدس پذیرفته شدند؟"». ۶ تیر ۱۳۹۹.
  80. «لیست کتب رد شدۀ مسیحی (عهد جدید)». ۱۶ تیر ۱۳۹۹.
  81. «انجیل منتسب به مصریان». ۱۶ تیر ۱۳۹۹.
  82. «انجیل منتسب به عبرانیان». ۱۶ تیر ۱۳۹۹.
  83. «تاریخ انجیل توماس، ترجمه از صفحۀ آلمانی انجیل توماس». ۱۶ تیر ۱۳۹۹.
  84. «انجیل مریم مجدلیه، ترجمه از صفحۀ آلمانی زبان انجیل مریم مجدلیه». ۱۶ تیر ۱۳۹۹.
  85. «معیار های رد یا تایید کتب عهد جدید». ۱۶ تیر ۱۳۹۹.
  86. «تهیۀ لیست کتب عهد جدید». ۱۶ تیر ۱۳۹۹.
  87. «آریانیزم». ۱۶ تیر ۱۳۹۹.
  88. «آریوس، مسیحیت آریانیزم». ۱۶ تیر ۱۳۹۹.
  89. «نویسنده انجیل برنابا». ۱۷ تیر ۱۳۹۹.
  90. «نویسندۀ انجیل برنابا». ۱۷ تیر ۱۳۹۹.
  91. The Concise Encyclopedia of Islam, Harper & Row, 1989, p. 64.
  92. انجیل برنابا۳:۱۱
  93. قرآن سوره مریم آیه 23 (فاجاءها المخاض الی جذع النخلة قالت یا لیتنی مت قبل هذا و کنت نسیا منسیا)
  94. محمد صادقی تهرانی - بشارات عهدین - انتشارات شکرانه - چاپ اول 1390
  95. مقدمه انجیل برنابا، گروه پژوهشی و تحقیقات خاتم 1386
  96. http://en.wikipedia.org/wiki/Gospel_of_Barnabas#Islamic_perspectives
  97. نور ملکوت قرآن علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی ج4 ص 277 نرم‌افزار کیمیای سعادت
  98. معادشناسی علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی ج9 ص 163 نرم‌افزار کیمیای سعادت
  99. از مقدمه انجیل برنابا، گروه پژوهشی و تحقیقات خاتم 1386 شابک: 964-6845-26-6
  100. صادقی تهرانی- محمد - بشارات عهدین - ص ۱۳–۱۵ - انتشارات شکرانه -چاپ ۱۳۹۰
  101. Ragg, L & L (1907). The Gospel of Barnabas. Oxford. xiv.
  102. Cirillo, Luigi; Fremaux, Michel (1977). Evangile de Barnabe. Beauchesne. pp. 202.
  103. Joosten, Jan (January 2002). «The Gospel of Barnabas and the Diatesaron". Harvard Tehological Review ۹۵ (۱): ۷۳–۹۶.
  104. http://en.wikipedia.org/wiki/Gospel_of_Barnabas#Origins
  105. انجیل برنابا. ترجمهٔ امیر رضا لبافی. نشر آریا دانش.

منابع[ویرایش]