علی بن ابیطالب
علی بن ابیطالب |
|
|---|---|
حرم امام علی |
|
| نقش | امام اول شیعیان خلیفهٔ چهارم اهل سنت |
| نام | علی بن ابیطالب |
| کنیه | ابوالحسن ابوتراب |
| زادروز | ۱۳ رجب سال سیام عامالفیل |
| زادگاه | کعبه، مکه |
| درگذشت | ۲۱ رمضان سال ۴۰ پس از هجرت |
| مدفن | نجف در |
| لقب(ها) | امیرالمؤمنین اسداللّه حیدر کرار سید عرب سیدالمسلمین امامالمتّقین |
| پدر | ابوطالب |
| مادر | فاطمه بنت اسد |
| همسر(ان) | فاطمه زهرا فاطمه بنت حزام کلابیه (امالبنین) |
| فرزند(ان) | حسن بن علی حسین بن علی محمد حنفیه زینب ابوالفضل العباس امکلثوم محسن (مورد اختلاف) عبدالله جعفرالاکبر |
| طول عمر | پیش از امامت ۴۶ سال (سال ۳۰ عامالفیل تا ۱۱ پس از هجرت) |
| عقاید | |
|---|---|
| اصول | توحید • نبوت • معاد عدل • امامت |
| فروع | نماز • روزه • خمس • زکات • حج • جهاد • امر به معروف • نهی از منکر • تولی • تبری |
| شخصیتها | |
| چهارده معصوم | محمد • فاطمه • علی • حسن • حسین • سجاد • باقر • صادق • کاظم • رضا • جواد • هادی • عسکری • مهدی |
| صحابه | • سلمان • مقداد • ابوذر • عمار • جعفر بن ابی طالب • بلال |
| مکانهای مقدس | |
| مکه • مدینه • نجف • کربلا • دمشق • کاظمین • سامرا • قم • مشهد • ری امامزاده ها |
|
| رویدادها | |
| رویداد مباهله • غدیر خم • فدک • رویداد خانه فاطمه • نبرد کربلا • مؤتمر علماء بغداد | |
| کتابها | |
| قرآن • نهجالبلاغه • صحیفه سجادیه • الاستبصار • الکافی • تهذیبالاحکام • منلایحضرهالفقیه | |
| شاخهها | |
| دوازدهامامی • اسماعیلیه • زیدیه | |
علی بن ابیطالب ملقب به امیرالمؤمنین در بین مسلمانان و امام علی در بین شیعیان، زاده ۱۳ رجب ۲۳ پیش از هجرت مصادف با ۱۷ مهر ۲۲ سال پیش از مبدا خورشیدی و درگذشته ۲۱ رمضان ۴۰ هجری قمری برابر ۱۱ بهمن ۳۹ خورشیدی، امام اول مسلمانان شیعه و چهارمین خلیفه مسلمانان سنی مذهب است. او بین سالهای ۳۵ تا ۴۰ هجری قمری برابر با ۶۵۶ (میلادی) الی ۶۶۱ (میلادی) خلیفهٔ مسلمانان بود. [۱] وی پسرعمو، داماد و از نزدیکترین صحابی محمد (پیامبر اسلام) و از اهل بیت وی و همسر فاطمه زهرا بود. پدر او ابوطالب فرزند عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف و مادرش هم فاطمه دختر اسد بن هاشم بود؛ بنابراین علی از هر دو طرف هاشمینسب است. بنابر روایات، محمد او را به برادری خود برگزید و با او پیمان برادری بست. همچنین او نخستین فردی است که فرمانبردار آیین محمد شد و به اسلام گروید.[۲]. محمد در بازگشت از حجة الوداع عبارت «هر که من ولی او هستم، این علی ولی اوست.» را به زبان آورد؛ اما مقصود این عبارت مورد اختلاف شیعه و سنی قرار گرفت. شیعیان بر این اساس معتقد به نصب امامت و خلافت در خصوص علی شدند و اهل سنت آن را به معنای دوستی و محبت علی تفسیر میکنند.[۳][۴]
پس از مرگ محمد و در ماجرای انتخاب جانشین او، جمعی از انصار در سقیفه بنیساعده گرد آمدند. سرانجام اهل سقیفه تصمیم بر خلافت ابوبکر گرفتند. [۵] علی بن ابیطالب در ابتدا از بیعت با ابوبکر سرباز زد؛ ولی سرانجام پس از شش ماه با ابوبکر بیعت كرد.[۶]
علی در دوران خلافت سه خلیفهٔ اول در جنگها شرکت نمیکرد[۶] و جز در انتخاب خلیفهٔ سوم فعالیت سیاسی نداشت. البته هر گاه خلفای سه گانه میخواستند، در امور دینی، قضایی و سیاسی به آنها مشورت میداد.[۷]
او پس از کشته شدن عثمان به عنوان چهارمین خلیفهٔ مسلمانان انتخاب شد. دوران خلافت او با جنگهای داخلی بین مسلمانان و شورش ایرانیان مصادف بود. او سرانجام در مسجد کوفه به ضرب شمشیر یکی از خوارج به نام ابن ملجم مرادی کشته شد.[۶]
محتویات |
منابع برای تاریخنگاری زندگی علی
دربارهٔ زندگانی علی، گزارشهای فراوانی در متون تاریخی آمدهاست؛ چنانكه منابع اسلامی پس از محمد، بیشترین حجم مطلب را به زندگی او اختصاص دادهاند.[۸] از این جهت که شخصیت علی برای مسلمانان (اعم از شیعه و سنی) دارای اهمیت مذهبی، سیاسی، فقهی و روحانی است، زندگی او به طرق مختلف تحلیل و تفسیر شده و اسناد تاریخی موجود نیز تحت تاثیر ملاحظات فرقهای قرار گرفتهاند.[۹] بسیاری از منابع اولیهٔ اسلامی تا حدی نسبت به علی رنگ تعصب -در برخی موارد مثبت و در برخی موارد منفی- گرفتهاند.[۸]
بخشی از منابع برای تاریخنگاری زندگی علی مشابه منابع برای تاریخنگاری زندگی محمد مانند قرآن، ابن هشام، واقدی و طبری است.
دانشمندان غربی پیشین، غالباً به روایات و گزارشهای گرد آمده در دورههای بعد از اسلام متمایل بودند که شیعه و سنی با توجه به مواضع مذهبی شان بیشتر به روایت آنها تمایل داشتهاند. برخی محققان بر این باورند که این روایات، ساختگی هستند. این دیدگاه سبب شده که بسیاری از روایات قطعی نیز به علت متواتر بودنشان در دورههای بعد از اسلام، جعلی تلقی شوند. لئون کائتانی گزارشهای تاریخی منسوب به ابن عباس و عایشه را عمدتاً ساختگی میپندارد؛ در حالی که روایات بدون سند گزارش شده توسط تاریخ نویسان اولیه مانند ابن اسحاق را معتبر میداند. ویلفرد مادلونگ این دیدگاه را که تنها روایت شدن در «منابع اولیه» را ملاک درستی روایات بدانیم و بخش اعظمی از روایات را به بهانهٔ اینکه بعدها توسط شیعه و سنی نقل شدهاند، جعلی تلقی کنیم، رد کردهاست. به گفتهٔ وی، این دیدگاه کائتانی بی اساس است. مادلونگ و برخی از مورخان، روایات نقل شده در دورههای بعد را به خودی خود رد نمیکنند؛ بلکه ملاک آنها برای درستی این روایات، سازگار بودن آنها با دیگر حوادث روایت شده است.[۱۰]
هنگامی که مقاله و مقاله نویسی بین مسلمانان جا افتاد، جزوه و مقالات متعددی بین سالهای ۷۵۰ و ۹۵۰ میلادی نوشته شد. به گفتهٔ رابینسون، حداقل ۲۱ گزارش مجزا دربارهٔ نبرد صفین تشکیل شدهاست. ابومخنف، یکی از نویسندگان مشهور این دوره بود که سعی کرد تمام این گزارشها را جمعآوری کند. مورخان قرن ۹ و ۱۰ میلادی روایات در دسترس را جمعآوری، انتخاب و مرتب کردند. با این حال، بسیاری از این جزوهها و مقالات وجود ندارد؛ به جز چند تایی که بعداً در آثاری مانند تاریخ الرسل و الملوک محمد بن جریر طبری مورد استفاده قرار گرفتهاند.[۱۱]
نامها و عناوین
نامها و عناوین مختلفی در سنت اسلامی به علی نسبت داده شدهاست که برخی از منعکس کننده ویژگیهای شخصی او و برخی مشتق شده از قسمتهای خاصی از زندگی او است. عناوین عبارتند از ابوالحسن، ابوتراب، مرتضی، اسدالله («شیر خدا»)، حیدر («شیر»)، و به طور خاص در میان شیعه - امیرالمومنین و مولی المتقین.[۸]
تولد و دودمان
او در روز جمعه سیزدهم رجب سال سیام عامالفیل مطابق با ۵۹۹ میلادی (ده سال قبل از بعثت محمد) در مکه و بنابر منابع متعدد و خصوصا منابع شیعه در مسجدالحرام و درون کعبه بهدنیا آمد، وی تنها فردی است که در این مکان که از تقدس بالایی در اسلام بر خوردار است بدنیا آمده است.[۱۲] عبدالحسین امینی در کتاب الغدیر روایات اسلامی را از منابع اهل سنت نقل میکند که مادر او فاطمه بنت اسد هنگامی که به علی حامله بود، به طواف خانه خدا اّمد و در آن حال دچار درد زایمان شد. او از پروردگار کعبه یاری خواست. ناگهان دیوار کعبه شکافت ( در قسمت رکن یمانی) و وی به درون خانه خدا داخل شد و در اّن جا «علی بن ابی طالب» را به دنیا آورد.[۱۳]
در مکه
کودکی
زمانی که علی ۶ ساله بود، پدر او ابوطالب، رئیس بنیهاشم، دچار مشکل مالی گردید. محمد که خود در کودکی تحت سرپرستی ابوطالب قرار گرفته بود و در این زمان سنش از ۳۰ سال گذشته بود، برای سبک کردن بار عایلهٔ وی به او پیشنهاد کرد که سرپرستی علی را او بر عهده بگیرد. ابوطالب پذیرفت و علی از کودکی در خانه محمد و تحت نظر او قرار گرفت.[۶]
اسلامآوردن
هنگامی که محمد اعلام دریافت وحی الهی نمود، علی، که در آن زمان ۱۰ ساله بود، به او ایمان آورد و مسلمان شد[۱۵][۱۶]. طبق گفته مورخین قرون اولیه بعد از اسلام مانند ابن اسحاق علی اولین فرد مذکری بود که اسلام آورد[۱۷]. طبری با برشمردن روایتهای مختلفی که به ترتیب علی، ابوبکر و زید پسر حارثه را اولین فرد مذکر اسلام آورنده معرفی میکنند تصمیم نهایی در مورد هویت اولین فرد را به خواننده واگذار میکند[۱۸]. طبق گفته واسیا واگلیری علی جز اولین ایمان آورندگان بود چه نفر دوم (پس از خدیجه)، چه نفر سوم (پس از خدیجه و ابوبکر) که مورد جدال شیعه و سنی هست[۶] بر طبق برخی منابع (ابن سعد، طبقات الکبری؛ طبری، تاریخ الرسل و الملوک)ابوبکر اولین مردی بود که مسلمان شد این در حالی است که همین ادعا برای علی و زید بن حارثه هم وجود دارد[۱۹]
مهاجرت به مدینه
شبی که محمد از مکه به مدینه هجرت کرد، علی جان خود را بهخطر انداخت و در بستر محمد خوابید و همچنین مسئولیت پس دادن اموال و امانتهای نزد محمد به صاحبهایشان در مکه را بهدوش کشید.[۲۰]
در مدینه
در هنگام حیات محمد
علی یکی از کاتبان قرآن بود. او برای رهبری چندین مأموریت مهم انتخاب شد. پس از هجرت، محمد هنگامی که میان مهاجرین و انصار پیوند برادری میبست، علی را بهعنوان برادر خودش برگزید.[۲۰]
زندگی خانوادگی
در سال ۶۲۳ میلادی، محمد به علی گفت که خداوند به وی فرمان دادهاست که دخترش فاطمه زهرا را به ازدواج علی درآورد.[۳] خانوادهای که از ازدواج این دو تشکیل شد، مکرراً از سوی محمد مورد ستایش قرار میگرفت و محمد از آن در واقعههایی مانند رویداد مباهله و حدیث آل عبا، به عنوان اهل بیت یاد کرد. در قرآن نیز در موارد متعددی مانند آیه تطهیر، از اهل بیت به بزرگی یاد شدهاست.[۲۱][۲۲]
در جنگها
علی تقریبا در تمام لشکرکشیهای دوران محمد شرکت داشت. او معمولا علم دار سپاه محمد بود و تنها در دو لشکرکشی (فدک در سال ششم هجری و لشکرکشی یمن بسال ده هجرت) فرمانده سپاه اسلام بود.[۶]شجاعت و دلاوری علی در جنگها شهرت یافت. در غزوه بدر علی بهتنهایی بیش از یک سوم افراد دشمن را کشت. در غزوه احد و حنین از محمد دفاع کرد و در غزوه خیبر از خود رشادتها نشان داد. علی نویسنده متن صلح حدیبیه بود. در هنگامی که ابوبکر حج را رهبری میکرد، محمد سورهٔ «برائت از مشرکان (توبه)» را به وسیلهٔ علی به مکیان ابلاغ کرد. در فتح مکه او کسی بود که برای شکستن بتهای درون کعبه و دیگر بتهایی که توسط قبیلههای اوس و خزرج و طیء پرستیده میشد، انتخاب شد.[۲۰]
در یکی از نبردهای تنبهتن وی، نبرد با عمرو بن عبدود یکی از پهلوانان بزرگ عرب در جنگ احزاب بود که با حیلتی بر او پیروز شد.[۲۳][۲۴]
غدیر خم
هنگامی که محمد از آخرین حج خود در سال ۶۳۲ میلادی باز میگشت. خطابهای در مورد علی ایراد نمود که توسط شیعه و سنی بسیار متفاوت تفسیر شدهاست. مطابق با روایت هر دو گروه محمد گفت که علی وارثش و برادرش و کسی است که هر کس پیامبر را به عنوان مولایش (رهبر یا دوست قابل اعتماد) بپذیرد (کلمه مولا مرتبط است با ولایت (با کسر واو) یا وَلایت (با فتح واو) که حکومت، شروع مبادرت، غلبه معنوی و قدرت معنی میدهد) باید او را نیز به عنوان مولایش بپذیرد. شیعیان این بیان را به معنی تعیین علی به جانشینی پیامبر و اولین امام میدانند. اهل سنت در مقابل تنها اظهار نزدیکی پیامبر به علی میدانند و اظهار خواستهاش که علی به عنوان پسر عمو و فرزند خواندهاش جانشین او در مسئولیتهای خانوادگیاش پس از مرگ شود. [۸] بنظر میرسد که اولین تاریخنگاری که واقعه غدیر خم را ثبت کردهاست تاریخ نگار شیعه؛ یعقوبی در نیمه دوم قرن سوم هجری بودهاست. [۲۰]
بر طبق برخی روایات، علی بعدها در سخنی، به برتری خود نسبت ابوبکر و عمر برای مقام خلافت، تاکید نمود.[۲۵]
حدیث غدیر خم در منابع اهل سنّت
حدیث غدیر خم در نزد منابع مسلمانان اهلسنّت نیز مشهور و متواتر است و در ذیل به برخی از این احادیث اشاره میگردد[۲۶]:
1.أن النبي عليه السلام قال يوم غدير خم إني تارك فيكم ثقلين أولهما كتاب الله فيه الهدى والنور فخذوا بكتاب الله واستمسكوا به فحث على كتاب الله ثم قال أذكركم الله في أهل بيتي ثلاثا[۲۷]
2.قال علي في الرحبة أنشد بالله رجلا سمع رسول الله صلى الله عليه وسلم يوم غدير خم يقول إن الله ولي المؤمنين ومن كنت وليه فهذا وليه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره [۲۸]
3.عن حبشی بن جنادة:سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول يوم غدير خم اللهم من كنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه وعاد من عاداه وانصر من نصره وأعن من أعانه[۲۹]
4.عن زیاد بن أبی زیاد:سمعت علي بن أبي طالب رضي الله عنه ينشد الناس فقال : أنشد الله رجلا مسلما سمع رسول الله صلى الله عليه وسلم يقول يوم غدير خم ما قال فقام اثنا عشر بدرياً فشهدوا[۳۰]
جانشینی محمد
دعوت محمد به اسلام در مکه 13 سال به طول انجامید که از این 13 سال، 3 سال به طور مخفیانه بوده است. در پایان این 3 سال و در ابتدای دعوت علنی، محمد 40 تن از خویشان و بستگان خود را به میهمانی دعوت کرد. در این میهمانی قسم یاد کرد که اگر خورشید را به دست راستش و ماه را به دست چپش بدهند از دعوت به اسلام دست بر نخواهد داشت. در پایان از خویشانش پرسید چه کسی حاضر است او را در این کار یاری کند و اگر یاری کند جانشین بعد از او خواهد بود اما هیچ یک از بستگانش پاسخ مثبت نداد مگر علی. پیامبر در پاسخ به علی سکوت کرد و برای بار دوم و سوم این درخواست را تکرار نمود که باز با سکوت خویشان و جواب مثبت علی مواجه شد. پس از بار سوم، پیامبر علی را جانشین و خلیفه خود خواند در حالی که در آن زمان، علی نوجوانی بیش نبود و این کار پیامبر باعث تمسخر او در میان خویشاوندانش و طعنه به ابی طالب پدر علی شد که در آن مجلس حضور داشت. بنابراین پیامبر جانشینی اش را مزد یاری کننده اش در استقرار اسلام قرار داد که این مزد در آغاز دعوت علنی به علی وعده داده شد.
بر اساس کتب شیعه، قبایل عرب که پس از مدتها تفرقه و چند دستگی، به خاطر وجود دین اسلام، متحد و یکپارچه شده بودند، پس از مرگ محمد به خاطر اختلاف نظر در تعیین جانشین وی، دوباره به تفرقهٔ دوران پیش از اسلام برگشتند.[۳۱] در حالی که علی و دیگر نزدیکان محمد مشغول کفن و دفن وی بودند، گروهی از صحابه محمد در محلی به نام سقیفه جمع شدند و دربارهٔ جانشین محمد به بحث و جدل پرداختند. نتیجه این بحث و جدلها، انتخاب ابوبکر به عنوان جانشین محمد شد. این انتخاب باعث مناقشه و درگیری بین هواداران ابوبکر و طرفداران علی گردید. طرفداران علی قائل بودند که علی توسط شخص محمد به جانشینی انتخاب گردیدهاست و بنابراین مقام خلافت باید از آن وی باشد.[۳۲][۳۳]
علی به خاطر خویشاوندی نزدیک و ارتباط صمیمی با محمد، به خاطر دانش فراوان از اسلام و توانایی در به خدمت گرفتن احکام آن، به شدت معتقد بود که بهترین شخص برای جانشینی محمد است. او هنگامی که مطمئن شد که همه از او روی گردانیدهاند، با تاخیر با ابوبکر بیعت نمود و بیعت علی با ابوبکر به اجبار و پس از تهدید او به مرگ و در پی رویداد خانه فاطمه یا حرق دار بوده است. او در هنگام این بیعت نیز به شایستگی خود اشاره کرد. او این عقیده را هنگام بیعت با عمر و عثمان نیز ترک نکرد؛ اما به خاطر حفظ وحدت در امت اسلامی، با این خلفا بیعت نمود.[۳۴][۳۵]
پس از مرگ محمد تا پیش از خلافت
دوران خلافت ابوبکر
در زمان انتخاب ابوبکر بعنوان جانشین محمد، علی، عباس و دو پسرش فضل و قثم و دو برده آزاد شده پیامبر زید و شغران[۳۶] به همراه طلحه و زبیر و جمعی از صحابه محمد، مشغول خاکسپرای محمد بودند.[۶] هرچند عباس عموی محمد و آنچنان که گفته میشود ابوسفیان از علی خواستند تا جامعه اسلامی را در کنترل خاندان بنی هاشم بگیرد او هیچ تلاشی در این زمینه نکرد.[۶] اما بنا بر نقل منابع تاریخی علی بعدا در نامه به معاویه مینگارد علت رد این پیشنهاد بیم پراکندگی امت بودهاست.[۳۷] علاوه بر آن طبری در تاریخ خود نقل کردهاست که گروهی از مخالفان ابوبکر از جمله زبیر در خانه فاطمه گرد آمدند و عمر با تهدید به آتش زدن خانه آنها را بیرون کشاند. علی بعدا مکرر میگفت که اگر چهل یاور داشت قیام میکرد.[۳۸] هنگامی که این افراد که از اولین مخالفان ابوبکر بودند بتدریج ابوبکر را به رسمیت شناختند، علی تا شش ماه از بیعت با ابوبکر سرباز زد.[۶]
در مورد جانشینی علی، مورخان و دانشوران تاریخ اسلام عموما یا دیدگاه اهل سنت را پذیرفتهاند و یا اینکه حقیقت موضوع را غیر قابل کشف دانسته و از آن رد شدهاند. یکی از مورخینی که از این سنت رایج جدا شدهاست ویلفرد مادلونگ میباشد.[۳۹] ویلفرد مادلونگ در دانشنامه اسلام اصلی ترین ادعاهای شیعه را دیدگاه خود شخص علی میداند زیرا به عقیده او علی خود را شایسته ترین فرد برای خلافت در مقایسه با دیگر صحابه میدانست و کل جامعه مسلمانان را بدلیل روی گرداندن از خودش ملامت میکرد، اما در عین حال رفتار ابوبکر و عمر در مسند خلافت را میستود و تخریب شخصیت آنها را نکوهش میکرد.[۴۰] مادلونگ معتقد است که از آنجایی که در رسوم اعراب آن زمان، خصوصا رسوم قریش، جانشینی موروثی معمول بوده و قرآن بر اهمیت پیوند خونی میان پیامبران و خصوصا اهل بیت تاکید ورزیدهاست و اینکه انصار از خلیفه شدن علی حمایت میکردند، ابوبکر میدانست که تشکیل یک شورا برای انتخاب خلیفه به انتخاب علی میانجامد و به همین دلیل به شکل حساب شدهای جریانهای سیاسی را برای خلیفه شدن خودش هدایت کرد.[۴۱] از طرف دیگر لارا وسیا وگلییری در دانشنامه اسلام اینکه علی واقعا امید داشت تا جانشین پیامبر شود را مورد تردید میداند زیرا اعراب بعنوان قاعده رئیس خود را از میان ریش سفیدان انتخاب میکردند و علی در آن زمان تنها کمی بیش از سی سال سن داشت و اعتبار لازم برای جانشینی محمد را طبق سنن اعراب نداشت. وگلییری معتقد است که شیعه بوسیله ساختن احادیث یا تفسیر مطابق اعتقادات خود برای بعضی کلماتی که گفته میشود توسط محمد بکار رفتهاست به این موضوع اصرار دارند که پیامبر قصد داشتهاست تا علی را بعنوان جانشین خود انتخاب کند در حالی که جای شک نیست که در هنگام بیماری محمد سخنی در مورد جانشین خود بیان ننمودهاست.[۶]
مصحف علی
علی پس از جمعآوری قرآن، در حالی که مردم گرد ابوبکر جمع شده بودند قرآن را در مسجد به آنها نشان داد و گفت پس از رحلت پیامبر به جمعآوری قرآن مشغول بودم، آیهای نبوده مگر اینکه پیامبر آنرا بر من خواند و تفسیر و تاویل آن را نیز بر من آموخت فردا نگوئید که از آن غافل بودهایم، آنگاه یکی از سران قوم برخاست و آن قرآن را دید، و گفت به آنچه آوردهای نیازی نیست و آنچه نزد ماست ما را کفایت میکند. علی نیز گفت دیگر هرگز آنرا نخواهید دید. ترتیب مصحف علی بر اساس ترتیب نزول آیات و سورههای قرآنی بوده است. علی به طلحه میگوید: «ای طلحه هر آیهای که خداوند به محمد فرستاد نزد من موجود است و تاویل هر آیهای که خداوند به محمد، فرستاده است هر حلال و حرام یا حد و حکم و هر آنچه را که مسلمانان تا روز رستاخیر به آن احتیاج دارند ... که همه آنها را با دستور و راهنمائیهای خود رسول خدا و به خط شخص خود نگاشتهام». [۴۲]
با وجود مخالفتی که در ابتدای امر با قرآن علی شد، قرآنی که در حال حاضر در میان مسلمانان پذیرفته شده است با چند واسطه از او روایت شده است. حفص از عاصم کوفی از ابی عبدالرحمن السُّلمی از علی بن ابی طالب قرآن را روایت کرده که در میان شیعه و سنی به قرآن حفص از عاصم مشهور است. قرآن هفت قاری اصلی داشته و هر قاری دو راوی داشته است که مجموعاً چهارده روایت می شود. مشهورترین اینها همین روایت حفص از عاصم است که از علی برگرفته شده است.[۴۳]
دوران خلافت عمر
پس از مرگ فاطمه، علی در زمان خلافت عمر نیز، میراث پدری فاطمه را مطالبه کرد؛ اما پاسخ عمر همان پاسخ ابوبکر بود. البته عمر حاضر شد برخی از املاک مدینه که جزو ارث فاطمه محسوب میشد، به پسران عباس بن عبدالمطلب که نمایندهٔ بنی هاشم بودند، بازگرداند. ولی املاک فدک و خیبر کماکان به عنوان املاک دولتی باقی ماند و به بنی هاشم عودت داده نشد.[۴۴]
به نوشته نویسندگان اسلامی علی از مشاوران عمر بود، که مشاوره از علی بیشتر در مورد امور شرعی بود و بخاطر احاطه علی بر قرآن و سنت بودهاست. هرچند جای تردید است عمر توصیههای سیاسی علی را میپذیرفت یا نه. در طول زمامداری عمر و عثمان، علی هیچ سمت رسمی اداری، نظامی یا سیاسیای را قبول نکرد؛ به جز سمت نیابت شهر مدینه[۴۵] در زمانی که عمر به سفر فلسطین و سوریه رفته بود. در دوران خلافت عمر و عثمان او در هیچ یک از جنگهای این دو خلیفه حضور نداشتهاست.[۶] علاوه به خویشاوندی سببی (به سبب ازدواج وی با فاطمه دختر پیامبر و ازدواج پیامبر با حفصه دختر عمر بن خطاب)، وی دخترش ام کلثوم را به عقد عمر بن خطاب در آورد[۴۶]
عمر در هنگام مرگش، دستور داد شورایی برای انتخاب خلیفهٔ بعدی تشکیل شود. اعضای این شورا شامل علی، عثمان، طلحه، زبیر، عبدالرحمن بن عوف و سعد بن ابی وقاص بودند.[۴۷] علی و عثمان دو کاندیدای نهایی بودند، ولی در نهایت، رأی به نفع عثمان اعلام گردید. عبدالرحمن بن عوف و سعد بن ابی وقاص، دو تن از اعضای این شورا که عمو زاده بودند، بیشتر متمایل به حمایت از عثمان بودند؛ زیرا عثمان، برادر زن عبدالرحمن بن عوف بود. علاوه بر این، عمر به عبدالرحمن بن عوف در انتخاب خلیفهٔ بعدی، اختیارات بیشتری داده بود. عبدالرحمن بن عوف به علی، سه شرط عمل به قرآن، سنت محمد و روش خلفای پیشین را عرضه کرد که علی تنها دو شرط اول را پذیرفت؛ در حالی که عثمان هر سه شرط را پذیرفت. بنابر روایت شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، علی در این هنگام به برتری خود در امر خلافت تاکید کرد؛ اما چون اقبال عمومی به عثمان بود، ناچار شد که با وی بیعت کند.[۴۸]
دوران خلافت عثمان
عثمان به بنی امیه که قوم و خویشش بودند بیش از حد امتیاز میداد، به طوری که نفوذ آنان روی وی سبب شد که با صحابه محمد مانند ابوذر غفاری، عبدالله بن مسعود و عمار بن یاسر بد رفتاری کند. این موضوع و مسائل دیگر خشم مردم در مناطق مختلف حکومت اسلامی را در سالهای ۶۵۰ و ۶۵۱ میلادی برانگیخت.[۴۹] بعد از اینکه مروان بن حکم عمو زادهٔ عثمان به عنوان مشاور وی انتخاب گردید، تسلط مروان بن حکم بر وی باعث اعتراض بسیاری از صحابه محمد به خصوص اعضای اهل شورا گردید. بسیاری از آنان به عثمان اعتراض نموده و حمایت خود را از وی قطع کردند.[۵۰]
در دوران خلافت عثمان، علی به همراه صحابه دیگری از محمد از جمله طلحه و زبیر از منتقدان عثمان بودند. او عنوان میداشت که عثمان از سنت محمد دچار انحراف شدهاست. مهمترین موارد اختلاف با عثمان بر سر اجرای حدود اسلامی بود. علی اصرار داشت که «حدود الهی» باید اجرا شود. از جمله در قضیه شرب خمر ولید، حاکم کوفه، که گفته میشود حد به دست خود علی اجرا شد. او در امور سیاسی حداقل به لحاظ معنوی نیز سرکرده (یا از سرکردگان) مخالف عثمان شناخته میشد در قضیه تبعید ابوذر با وجود ممنوعیت تعیین شده توسط عثمان او با فرزندانش ابوذر را بدرقه کرد.[۶] علی اعتراضات صحابه محمد را به گوش عثمان میرساند. وی همچنین به عنوان نمایندهٔ عثمان به نزد معترضانی که از مناطق مختلف اسلامی به مدینه آمده بودند، رفت. او در هنگامی که معترضان، آب را به روی عثمان بسته بودند، برای وی آب برد.[۵۱]
برگزیدهشدن به خلافت
پس از کشته شدن عثمان به دست شورشیانی از مصر و کوفه و بصره، نظرها بر علی و طلحه بود. در این میان اهالی مصر متمایل به طلحه بودند و انصار، بصریان و کوفیان تمایل بر خلافت علی داشتند. سرانجام در ۱۹ ذیحجه سال ۳۵ برابر ۱۸ ژوئن ۶۵۶ علی رسما به خلافت برگزیده شد.[۵۲] علی پس از برگزیده شدن به خلافت از کشندگان عثمان و همچنین از فرقهای که برای او جایگاه فوق بشری قائل بودند دوری جست.[۶]
هنگامی که علی به خلافت رسید، مرزهای اسلامی از غرب تا مصر و از شرق تا ارتفاعات شرقی ایران پیش رفته بود. اما اوضاع حجاز در این ایام، ناآرام بود. از اقدامات مهم علی پس از رسیدن به خلافت، عزل کردن والیانی بود که قبلاً عثمان آنها را منصوب کرده بود. او آنها را عزل کرد و به جای آنها کسانی را که از نظر وی قابل اعتماد بودند، گماشت. در هنگام عزل و نصب والیان، ابن عباس و مغیرة بن شعبه وی را به احتیاط و عملکرد مصلحت آمیز دعوت کردند. اما علی به حرف این دو عمل نکرد. ویلفرد مادلونگ معتقد است که علی عمیقا از وظیفهٔ اسلامی خود آگاه بود و در راه حفظ شریعت اسلام، حاضر نبود که مصلحتی را بر حقی مقدم بشمارد؛ به طوری که حتی حاضر بود در این راه با مخالفانش پیکار کند.[۵۳]
علی پس از رسیدن به خلافت تمامی اموال و زمینها و بخششهایی که عثمان و خلفای ماقبل در زمان خلافتشان به بعضی از اشراف داده بودند، پس گرفت. او غنایم و بیتالمال را از انحصار اشراف درآورد و به طور مساوی بین تمامی مسلمانان تقسیم کرد. او همچنین در توزیع بیتالمال از تعصبات قومی و قبیلهای خودداری میکرد؛ به طوری که حاضر نشد به برادرش عقیل بن ابی طالب بیشتر از سهمش از بیت المال بدهد. در حکومت وی، تمامی مسلمانان، چه آنهایی که سابقهای طولانی در اسلام داشته بودند و چه آنهایی که به تازگی مسلمان شده بودند از نقطه نظر توزیع بیت المال، یکسان نگریسته میشدند.[۵۴][۵۵]
پس از خلافت بسیاری از قبیله قریش از او روی گرداندند چون او بر حقوق عشیره بنی هاشم که عشیره پیامبر بود دفاع مینمود. او همچنین متهم به این شد که از مجازات کشندگان عثمان خودداری میکند و سمتها اداری را از طرفداران عثمان پاکسازی میکند. یکی از مهمترین مخالفان علی معاویه بود. معاویه فرماندار شام بود و از خویشان عثمان بود که بدین سبب خونخواهی کشندگان عثمان را حق خود میدانست.[۸]
جنگ جمل
بعد از کشته شدن عثمان بن عفان و به خلافت رسیدن علی، بنی امیه به خصوص معاویه، عایشه همسر محمد، طلحه و زبیر خواستار مجازات قاتلین عثمان شدند. آنها به خاطر اینکه علی موفق نشده بود قاتلین عثمان را مجازات کند، بر علیه وی لشکرکشی کردند. البته برخی مورخین بر این باورند که این چند تن کشته شدن عثمان را بهانهای برای مخالفت با علی و جاه طلبی خود قرار دادند، زیرا آنها، خلافت علی را با منافع خود، سازگار نمیدیدند. از سوی دیگر، شورشیان مدعی بودند که خون عثمان نیازی به قصاص ندارد، زیرا وی به خاطر عمل نکردن به قرآن و سنت محمد کشته شدهاست.[۵۶][۵۷][۵۸]
علی مورد حمایت انصار و مردم عراق بود. پیش از آنکه معاویه بر علیه علی لشکرکشی کند، طلحه و زبیر بر علیه علی شورش کردند. این دو به همراهی عایشه سر به شورش برداشتند و شهر بصره را تصرف کردند. علی با کمک نیروهایی که از کوفه که بعدها پایتخت او شد توانست شورشیان را در جنگ جمل شکست دهد.[۸]
در کوفه
پس از نبرد جمل، علی موفق به تشکیل یک ائتلاف گسترده شد. سیاست مساوات و عدل در توزیع مالیات و غنایم حاصل شده، حمایت اصحاب محمد به خصوص انصار، رهبران قبایل و قاریان قرآن که خواهان رهبری، عامل به احکام اسلام بودند، را به همراه داشت. به نظر میرسد که شکل گیری موفقیت آمیز این ائتلاف به خاطر شخصیت نافذ و خاص علی باشد.[۵۹][۶۰]
جنگ صفین
علی پس از دفع شورش طلحه و زبیر متوجه شام در شمال شد. سرانجام جنگ صفین به راه افتاد. پس از مدت زیادی جنگ، ستاره معاویه رو به افول بود. با تدبیر عمرو عاص سپاهیان معاویه قران به سرنیزهها آویختند و تقاضا کردند تا حکم قران بین دو سپاه اجرا شده و کار به داوری بر اساس قرآن گذاشته شود. سپاهیان علی با دیدن قرآنهای آویخته شده، دست از جنگ کشیدند. علی به علت اصرار اکثریت سربازانش به پذیرش حکمیت، مجبور به تن دادن به آن شد. بحث و جدل بر روی انتخاب نمایندهٔ علی، به اختلافات علی و مردم کوفه دامن زد. علی، ابن عباس و مالک اشتر را انتخاب کرد؛ در حالی که اشعث بن قیس و بعضی دیگر، ابوموسی اشعری را که چندان با علی سازگاری نداشت و پیشتر، مردم کوفه را از یاری علی باز میداشت، قبول داشتند. سرانجام، به علت اصرار مردم کوفه، از جانب علی ابوموسی اشعری و از جانب معاویه، عمرو عاص به عنوان طرفین حکمیت انتخاب شدند که در نهایت حکم داوران به ضرر علی اعلام شد. برخی معتقدند که این، ترفندی حساب شده از سوی معاویه بود.[۶۱][۸]
حکمیت و خوارج
با وقوع حکمیت، معاویه به خلافت انتخاب شد. گروهی از سپاهیان علی، که دست از جنگ کشیده و خواستار حکمیت شده بودند، پس از اعلام نتیجه از کار خود پشیمان شدند. این گروه از آن پس به صورت گروهی سیاسی و مذهبی، با علی اعلام دشمنی کرده، او را کافر خواندند و سعی نمودند پیروان و یاران وی را بکشند. علی نیز در جنگ نهروان با آنان جنگید.[۶۲]
شورشهای ایرانیان در زمان خلافت علی
در دوران خلافت علی جنگهای داخلی بین مسلمانان و شورش ایرانیان به راه افتاد. شورش ایرانیان در آخرین سال خلافت علی اتفاق افتاد که توسط سپاهیان ارسالی خلیفه سرکوب شد.[۶۳]
عبدالحسین زرینکوب در این باره میگوید:
| « | در سالهای آخر خلافت عثمان نیز که دستگاه خلافت دستخوش ضعف و تزلزل بود این گونه زد و خوردهای محلی همچنان وجود داشت. چنانکه در دوره خلافت پرآشوب علی نیز چون بصره و کوفه در دست وی بود ازین دو لشکرگاه کار فتوح همچنان دنبال میشد. چنانکه بعد از کشته شدن عثمان باز اهل استخر سر به شورش برآوردند و عبدالله بن عباس به فرمان علی عصیان آنها را به شدت سرکوب کرد. ماهوی سوری مرزبان مرو به کوفه آمد و علی به دهقانان و اسواران و دهسالاران نامه نوشت و دستو داد تا جزیه خویش را به او پرداخت کنند. اما چندی بعد اوضاع خراسان آشفته. اهل نیشابور پیمان شکستند و از پرداخت جزیه و خراج امتناع کردند. علی لشکری به خراسان فرستاد و نیشابور را گرفت و مرو را نیز به صلح بازگشود با اینهمه، در پایان دوران خلافت وی خراسان همچنان آشفته بود و آشوبها و جنگهای عراق و شام آن ولایت را نیز آشفته میداشت. اهل هر ناحیه عامل خویش را برکنار نمودند و علی ناچار شد برای رفع این آشوب زیاد بن ابیه را به ولایت فارس و کرمان منصوب کند. زیاد به هوشیاری، آن دو ولایت را امن کرد و به آشوب و شورش پایان داد.... | » |
بعد از کشته شدن عثمان بن عفان در شورش سال 35 هجری قمری (562-563 میلادی )، مردم اصطخر تصمیم به شورش گرفتند که عبدالله بن عباس به دستور پسر عمویش، علی بن ابی طالب، خلیفه چهارم، شورش اصطخر را در خون فرونشاند . مدتی نه چندان بعد، علی زیاد بن ابیه را برای سرکوب شورش فارس و کرمان در سال 39 هجری (659 میلادی) فرستاد .مردم نیشابور هم در خلافت علی معاهده خود را شکسته و از دادن جزیه و خراج سر باز زدند . خلیفه سپاهی فرستاد تا آنها را به فرمانبرداری بازگرداند [۶۵]
علی میرفطروس، با استناد به فتوح البلدان بلاذری و فارس نامه ابن بلخی، مروج الذهب مسعودی مینویسد که مردم فارس و کرمان، ری و اصطخر در زمان خلافت علی شورش کردند که علی برای سرکوب آنان، زیاد بن ابیه را به سوی فارس و کرمان، ابوموسی اشعری را به سوی شهر ری و عبدالله بن عباس را به سوی اصطخر فرستاد[۶۶]
عبدالحسین زرینکوب درباره علل برخی از شورشها مینویسد:
| « | ...برخی دیگر، هم از اول با آیین مسلمانی به مخالفت و ستیزه برخاستند، گویی گرویدن به این دینی را که عرب آورده بود اهانتی و ناسزایی در حق خویش تلقی می کردند. از این رو اگر نیز در ظاهر خود را مسلمان فرا می نمودند، در نهان از عرب و آیین او به شدت بی زار بودند و هر جا نیز فرصتی و مجالی دست می داد سر به شورش برمی آوردند و عربان و مسلمانان را از دام تیغ می گذرانیدند. این اندیشه که عرب پست ترین مردم است چنان ذهن آنان را مشغول کرده بود که هرگز مجال آن را نمی یافتند تا حقیقت را در پرتو روشنی منطق و خرد ببینند. هر روزی به بهانه ای و در جایی قیام و شورش سخت می کردند و می کوشیدند عرب را با دینی که آورده است از ایران برانند. | » |
تغییری که علی در زمان خلافتش انجام داد این بود که جنگجویان مسلمان را از غارت و اخذ غنیمت و تقسیم آن میان خود پس از فتوحات منع کرد. بجای آن مالیات اخذ شده از شهرها را به عنوان حقوق و نه غنیمت جنگی و به میزان ثابتی میان جنگجویان پخش میکرد. بر اساس گزارشی این اولین مورد اختلافی بود که میان علی و خوارج پیش آمد.[۶۸] در میان گفتههای منسوب به علی، نامه او در مورد حکومت صالحانه به مالک اشتر مورد توجه زیادی قرار گرفتهاست.[۶۹]
سال آخر خلافت
پس از قضیه حکمیت، هر چند علی حکم برکناری را نپذیرفت و خود را کماکان خلیفه مسلمانان مینامید اما هر روز از وفاداران به او کاسته میشد. در زمانی که علی مشغول رفع شورش خوارج بود معاویه کنترل مصر را در دست گرفت. در سال ۴۰ هجری علی حتی کنترلی بر شهرهای مکه و مدینه نداشت. علی عملا به شهر کوفه محدود شده بود و در موضعی تدافعی بود اتا آنجایی اقدامی در برابر لشکرکشیهای معاویه به قلب عراق، یمن و عربستان نکرد.[۶] در همان سال تعدادی از مسلمانان سرشناس در محلی بنام ادروه گردآمدند. با این ایده که هر دو شخص علی و معاویه را خلع و عبدلله پسر عمر را به خلافت برگزینند. اما این شورا در نهایت به تصمیم نهایی نرسید.[۸]
در سال آخر خلافت علی، مردم کوفه و بصره پس از حملات لشکریان معاویه به شهرهای عراق، ماهیت واقعی معاویه را شناختند و دوباره با علی بر ضد معاویه متحد شدند. با این حال نگرش مردم نسبت به علی در این مقطع زمانی، به شدت متفاوت بود. فقط اقلیت کوچکی از آنها معتقد بودند که علی بهترین شخص پس از محمد برای خلافت است. در حالی که اکثریت مردم او را به علت دشمنی با معاویه مورد حمایت قرار دادند. [۷۰]
کشتهشدن
تاریخ نویسان مانند ابومخنف و اسماعیل بن راشد مینویسند:
گروهی از خوارج در مکّه اجتماع کردند و با هم به گفتگو پرداختند و از زمامداران یاد کردند و رفتار آنها را زشت شمردند و از نهروانیان (که در جنگ با علی به هلاکت رسیده بودند) یاد کردند و اظهار ناراحتی نمودند تا اینکه بعضی از آنان گفتند: خوب است ما جان خود را به خدا بفروشیم و نزد این زمامداران گمراه برویم و در کمین آنان قرار گیریم و آنان را بکشیم! و مردم شهرها را از دست آنان آسوده کنیم و انتقام خون برادران شهیدمان را که در نهروان کشته شدهاند بگیریم همه آنان این پیشنهاد را پذیرفتند و هم پیمان شدند که پس از مراسم حجّ، طرح خود را دنبال کنند.∗
این سه نفر با هم پیمان بستند و توافق کردند که شب ۱۹ ماه رمضان، به آن اقدام کنند و سپس از همدیگر جدا شدند و در انتظار اجرای نقشه خود بودند. ابن ملجم که از قبیله کِنده بود با مخفیکاری، از مکّه به سوی کوفه رهسپار شد و با یاران خود در کوفه ملاقات کرد و برای اینکه نقشهاش فاش نشود، آن را به هیچ کس نگفت.∗ برای رسیدن به این مقصود شوم وی دو هزار دینار صرف شمشیر خود نمود هزار دینار برای زهرآگین کردن و هزار دینار هم برای آنکه شمشیرش برنده ترین باشد.
علی هر روز برای نماز به مسجد میآمد. علی وارد مسجد شد و در سجده رکعت دوم نماز ابن ملجم و یارانش به او حمله کردند و گفتند: حکم دادن خاص خداست نه خاص تو. ابن ملجم ضربتی به پیشانی علی زد و شمشیر شبیب به بازوی در خورد و مشاجع بن وردان فرار کرد. علی گفت: نگذارید که این مرد فرار کند. [۷۱][۷۲]∗[۷۳]
علی به پسرانش دستور داد که به خوارج یا گروهی از خوارج که سبب ضربت زدن وی شدند، حمله نکنند. او با پسرش حسن وصیت کرد که اگر از این ضربت جان سالم به در ببرد، ابن ملجم را آزاد خواهد نمود و اگر کشته شود، حسن به ابن ملجم یک ضربت بیشتر نزند.[۷۴]
بین نحوهٔ قصاص ابن ملجم در بین مورخان اختلاف نظر وجود دارد. بعضی معتقد به قصاص با یک ضربت مساوی[۷۰] برخی معتقد به قصاص به همراه سوزاندن جسد[۷۵] و برخی هم معتقد به شکنجه به همراه بریدن اعضای بدن ابن ملجم توسط عبدالله بن جعفر (برادر زاده علی) هستند.[۷۶] البته صحّت وجود شکنجه از جانب مورخین اولیه همچون ابن کثیر مورد تردید است، چرا که خلاف وصیت علی انجام شدهاست.[۷۷]
مقبره
به دستور علی، کار غسل و کفن نمودن او را دو پسرش حسن و حسین انجام دادند، سپس جنازه علی را به سوی سرزمین «غری» (نجف) بردند و در آنجا به خاک سپردند و طبق وصیتش، قبرش را پنهان کردند. قبر علی در دوران زمامداری بنی امیه، همچنان مخفی بود تا اینکه با از میان رفتن بنی امیه و رفع خطر خوارج در زمان هارونالرشید خلیفه بنی عباس، قبر او توسط جعفر صادق، امام ششم شیعیان شناسانده شد.∗ مقبره دیگری که منتسب به او است در شهر مزار شریف در افغانستان وجود دارد.
دیدگاهها دربارهٔ علی
قضاوت در مورد علی و تشخیص واقعیت از میان جعلیات تاریخی در بین منابعی که در مورد علی نوشته شدهاست آسان نیست. زیرا علی درگیر منازعاتی شد که قرنها ادامه داشت. منابع در مورد او به نفع و یا بر ضد او جهت دار هستند و یا بیشتر در مورد او سکوت کردهاند.[۶]
دیدگاه مسلمانان
بین مسلمانان، شجاعت، علم، ایمان، صداقت، جدا ناپذیری از اسلام، وفاداری عمیق به محمد، عدالت و برخورد سخاوتمندانه وی با دشمنان شکست خورده، مورد ستایش قرار گرفتهاست. همچنین وی در بین مسلمانان، به عنوان فردی دانا به تفسیر قرآن، فقه اسلامی و اندیشهٔ دینی تلقی میگردد. این خصوصیات، او را به عنوان یک الگوی برتر به فرقههای عرفانی مسلمانان مانند فرقهٔ صوفی گری شناساندهاست.[۷۸] به عنوان مثال همه فرق صوفیه به استثنای فرقه نقشبندیه سلسله خود را به پیامبر اسلام از طریق علی به انجام میرسانند. حتی در فرقه نقشبندیه هم که از طریق ابوبکر به پیامبر اسلام میرسد جعفر صادق وجود دارد که از نوادگان علی است.
دیدگاه شیعه دوازده امامی
در این دیدگاه، علی بنا به فرمان الهی، جانشین محمد است و به عنوان شخصی عادل و تشریح کنندهٔ احکام الهی مطرح است. از این رو فردی معصوم و انسانی کامل تلقی میگردد.[۷۹] مهارت او در سخنوری و ادبیات از سوی شیعه مورد تحسین قرار گرفتهاست. مرتضی مطهری سخن او را شیواترین سخن پس از قرآن میدانند.∗ به طوری که وابستگان بنی امیه برخلاف دشنام گفتن به وی، گفتارش را از حفظ میکردند، تا بیانشان شیوا شود.∗ بخشی از گفتارها و نوشتارهای وی توسط سید رضی در کتابی به نام نهج البلاغه جمعآوری شدهاست حدود یازده جلد نیز مستدرک نهج البلاغه تدوین شدهاست. علاوه بر آن مجموعه روایات وی در کتاب غررالحکم و دررالکلم جمع شدهاست.
دیدگاه علی اللهی
بعضی فرقهها، معتقدند که علی، خدایی است که به صورت انسان مجسم شدهاست. اکثر محققین اسلامی، از این فرقه، با نام غُلاة یاد میکنند. این گروه، به خاطر عقاید خداگونه از علی، اسلام را ترک کردند. در بعضی منابع، آورده شده که علی، افراد را از بالا بردن منزلتش به عنوان خدا و پرستش خود، نهی میکرد.[۸۰]
دیدگاه غیر مسلمانان
دیدگاه آکادمیک
لارا وسیا وگلییری معتقد است که دلیلی وجود ندارد که گزارشهایی که در مورد ساده زیستی، زهد و وسواس او در مورد غنایم و در انتقام گیری را قبول نکرد. اصرار او بر اقامه شریعت الاهی نکتهای کلیدی در کردار او بود. اما این اصرار او که صورتی خشن مییافت سبب شده بود که مخالفانش او را «محدود» بنامند. در نقطه مقابل شخصیت انعطاف پذیر معاویه در حوزه سیاست، علی شخصیتی انعطاف ناپذیر داشت. او جنگ علیه مسلمانان خطاکار را در جهت اقامه دین و اجرای حدود میدانست. اما برخورد او با شکست خوردگان جنگ جمل و عدم گرفتن زن و خانواده آنها به عنوان برده با وجود اعتراض یاران او، گریه او بر دشمنان کشته شده در جنگ جمل و اقامه نماز برآنها از نکاتی است که در تاریخ ذکر شدهاست.[۶]
سایر دیدگاهها
به گفتهٔ اروینگ، علی شخصی دلیر، سخنور و بخشنده بود.[۸۱] علاوه بر آن بسیاری از شخصیتهای غیر مسلمان نظیر جرج جرداق مسیحی، نویسنده کتاب «امام علی صدای عدالت انسانی» او را ستودهاند و توماس کارلایل، فیلسوف انگلیسی درباره او گفتهاست: «.. شهادت او، بر اثر شدت دادگریاش بود...»∗ و جبران خلیل جبران دیگر نویسنده و شاعر مسیحی درباره او مینویسد: «.. عرب حقیقت مقام و قدر و منزلت علی را نشناخت. اما از میان همسایگان ایرانینژاد عرب، مردانی برخاستند، که گوهر و سنگریزه را به خوبی از یکدیگر باز شناختند.»∗
فضایل علی
بيهقي يکي از دانشمندان نامي اهل سنّت چنين روايت نموده که پيامبر اسلام درباره او گفته است: هر کسي دوست دارد به علم و دانش آدم بنگرد و مقام تقوا و خودنگهداري نوح را مشاهده نمايد و بردباري ابراهيم نظاره کند و به عبادت موسي(ع) پي ببرد بايد به علي بن ابي طالب نظر بيندازد.»
همسران و فرزندان
به نوشته محمد بن جریر طبری، فرزندان علی ۱۴ پسر و ۱۷ دختر بودند[۸۲] وی ۹ زن رسمی داشت[۸۲] که عبارتند از: فاطمه دختر محمد، خوله دختر جعفر، لیلی دختر مسعود، ام البنین دختر حزام، اسماء دختر عمیس، الصهبا ام حبیب دختر ربیعه، امامه دختر ابی العاص، ام سعید دختر عروه، محیاه دختر امری. وی کنیزانی نیز داشت، و چند تن از دختران وی از این کنیزان زاده شدهاند:[۸۲] ام هانی، میمونه، زینب صغری، رمله صغری، ام کلثوم صغری، فاطمه، امامه، خدیجه، ام کرام، ام سلمه، ام جعفر، جمانه، نفیسه.
وی همچنین با پسرش حسن اینگونه وصیت میکند:
| « | هر یک از کنیزانم را که با آنان بودهام و از من فرزندی آورده یا آبستن میباشد به فرزندش واگذارند و بابت بهره ارث او به شمار آرند، و اگر در زمان حیات کنیز فرزندش بمیرد آن کنیز از قید کنیزی آزاد است، زیرا کنیزی از او برداشته شده و حرّیتِ (فرزند) او را آزاد نموده است[۸۳] | » |
فصاحت و بلاغت
مجموعه خطبهها، نامهها و کلمات قصار علی در کتابی به نام نهج البلاغه توسط سید رضی (قرن پنجم) گردآوری شدهاست. مسعودی مورخ قرن چهارم و پنجم در مروج الذهب با اقرار به فصاحت خطبههای علی اشاره میکند که علی این خطبهها را فی البداهه میگفتهاست و مردم آنها را حفظ میکردند و یا به نگارش در میآوردند. او تعداد خطبههای باقی مانده از علی در زمان نگارش کتابش مروج الذهب را بیش از چهارصد و هشتاد عدد میداند و در ادامه میگوید در دو تا از کتابهای دیگرش -حدائق الاذهان و نیز مزاهر الاخبار- به شرح آنها پرداخته است[۸۴]. از این رو احتمال میرود که سید رضی که مردی ادیب بوده برخی از این خطبهها (۲۳۹ عدد) که به نظرش از نظر ادبی برجسته تر بودهاند را دستچین کرده و در نهج البلاغه آوردهاست. بسیاری از ادیبان طراز اول عرب از جمله عبدالحمید کاتب (قرن دوم)، جاحظ (قرن سوم)، قدامة بن جعفر(قرن چهارم)، ابن ابی الحدید (قرن ششم) و خلیل بن احمد فراهیدی(قرن هشتم) فصاحت کلام علی را ستودهاند. از جمله جاحظ در کتاب خود البیان والتبیین -که به شهادت ابن خلدون یکی از ارکان چهارگانه ادب محسوب میشود[۸۵]- با نقل یکی از سخنان علی میگوید «اگر فقط همین عبارت به دست ما رسیده بود کفایت میکرد و برای دلالت داشتن بر فصاحت و بلاغت در عالیترین مرتبه جای میگرفت و با وجود آن برای پی بردن به ارزش بلاغی سخنان علی به دیگر سخنانش نیاز نداشتیم.[۸۶]» [۸۷][۸۸][۸۹]
ثروت و تولید
محمود طالقانی از املاک و زمینهایی نام میبرد که علی به هنگام مرگ، آنها را وقف کردهاست: از جمله اراضی ینبع، وادی القراء، اذینه و قصیره[۹۰] ظاهراً عواید اراضی وقفی علی، سالیانه ۲۴ هزار دینار بود[۹۱] علی شریعتی تاکید میکند:علی در ینبع یک مرکز کشاورزی میسازد و به تولید میپردازد. شاید برای اولین بار است که کسی در این منطقه، اساساً کشاورزی را بشکل یک سرمایه گذاری دقیق و یک کار متراکم و برجسته شروع میکند[۹۲].[۹۳]
جستارهای وابسته
پانویس
- ^ ر. ک، رسولی محلاتی، زندگانی حضرت محمد(ص) صفحه۲۷۳ و ینابیع الموده ج۱ ص۲۲۶، به نقل از «فروغ ابدیت» جلد اول صفحه ۴۶۰، چاپ۱۶، (ISBN 964-424-544-X (۲vol.set، اثر آیتالله جعفر سبحانی
- ^ «من کنت مولاه فهذا علی مولاه»
- ^ ولادت علی
- ^ ر. ک: تاریخ طبری تاریخ اسلام
- ^ نهج البلاغه خطبه ۱۹۲ (خطبه قاصعه) و ر. ک: آیتالله سبحانی، جعفر، «فروغ ولایت» ص۱۷ تا ۱۹
- ^ تاریخ طبری ج۲ ص ۶۲ و ۶۳، تاریخ کامل ج۲ ص ۴۰ و ۴۱ و مسند احمد ج۱ ص ۱۱۱ و شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج ۱۳ ص ۲۲۰ و ۲۲۱، به نقل از، سبحانی، جعفر، فروغ ابدیت، چاپ شانزدهم، ج ۱ فصل ۱۳ از ص ۲۳۹ تا ۲۵۲، (ISBN 964-424-544-X (۲vol.set
- ^ عترت - زندگینامه و http://www.al-shia.com/html/far/2ahl/sireh/03.htm#link22
- ^ اليوم يوم المرحمة
- ^ حکیمی، محمدرضا، حماسه غدیر
- ^ Madelung (۱۹۹۶), p.۱۴۱و همچنین رجوع کنید به نهج البلاغه خطبههای ۳، ۶۶، ۱۴۳، ۱۷۱ و ۲۱۶
- ^ see>* Holt (۱۹۷۷a), p.۵۷ @Lapidus (۲۰۰۲), p.۳۲ @Madelung (۱۹۹۶), p.۳۸-۴۳
- ^ ر. ک: آیتالله سبحانی، جعفر، «فروغ ولایت» ص ۶۴۹ تا ۶۶۰ گزینش داوران (حکمین)
- ^ ر. ک استاد مطهری، مرتضی، «مجموعه آثار» جلد ۱۶، سیری در نهج البلاغه ص ۳۵۵ تا ۳۶۸ چاپ اول، انتشارات صدرا، ISBN 964-5600-06-5
- ^ ر. ک آیتالله مطهری، مرتضی، «فلسفه اخلاق» صفحه ۹۴ و ۹۵، انتشارات صدرا، ISBN 964-5600-08-1 چاپ بیست و پنجم
- ^ ر. ک «محمد المثل الاعلي» اثر توماس کاریل، مترجم عربی، محمد سباعی، ص ۳۴، به نقل از کتاب «امام علی صدای عدالت اسلامی» اثر جورج جرداق (جورج سجعان جرداق) ترجمه خسروشاهی، سید هادی، جلد۶ فصل «اروپاییان و امام» ص ۷۳۹، نشر خرم، دوره ۶ جلدی (در پنج مجلد) ISBN 964-90530-2-6 و مجله تخصصی «کلام اسلامی» مقاله امام علی علیه السلام از زبان دیگران اثر فیضی پور، علی اصغر
- ^ ر. ک «امام علی صدای عدالت اسلامی» اثر جورج جرداق (جورج سجعان جرداق) ترجمه خسروشاهی، سید هادی، جلد۶ فصل «معری، جبران و نعیمه» ص ۷۲۷، نشر خرم، دوره ۶ جلدی (در پنج مجلد) ISBN 964-90530-2-6
- ^ ر. ک: آیتالله سبحانی، جعفر، «فروغ ولایت» ص ۷۶۹ تا ۷۶۳
- ^ «فروغ ولایت» ص ۷۶۹ تا ۷۶۳
- ^ ابن ابی الحدید، جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۳، محمود مهدوی دامغانی
- ^ ر. ک جعفریان، رسول، تاریخ خلفاء ص ۳۳۳ و آیتالله سبحانی، جعفر، «فروغ ولایت» صفحه ۷۷۶، انتشارات امام صادق، چاپ دوم ISBN 964-6243-11-8
- ^ ر. ک، علامه مجلسی، بحار الانوار، ج۹۷ از صفحه۲۴۶ تا صفحه۲۵۱ روایات ۳۲ تا۴۳.
- ↑ «شهادت حضرت علی (ع)». www.mjv.ir. بازبینیشده در ۵ مرداد ۱۳۹۰.
- ↑ رجوع کنید به اسلام آوردن در همین مقاله
- ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ Nasr, Seyyed Hossein. "Ali". Encyclopædia Britannica Online. Encyclopædia Britannica, Inc.. http://www.britannica.com/eb/article-9005712/Ali. Retrieved 2007-10-12.
- ↑ بنگرید:
- Dakake 2008, pp. 34–40
- Tabatabaei 1979, p. 40
- Sahih Muslim 031.5920 The Book Pertaining to the Merits of the Companions (Allah Be Pleased With Them) of the Holy Prophet (May Peace Be Upon Him) (Kitab Al-Fada'il Al-Sahabah)
- ↑ جمال کعبه، محمدحسین دانش کیا، ص۳۰و۳۱
- ↑ ۶٫۰۰ ۶٫۰۱ ۶٫۰۲ ۶٫۰۳ ۶٫۰۴ ۶٫۰۵ ۶٫۰۶ ۶٫۰۷ ۶٫۰۸ ۶٫۰۹ ۶٫۱۰ ۶٫۱۱ ۶٫۱۲ ۶٫۱۳ ۶٫۱۴ ۶٫۱۵ L. VECCIA VAGLIERI. «ALI B. ABl TALIB`». در Encyclopedia of Islam,Vol.1. Brill. 381-386.
- ↑ علی لباف، مظلومی گمشده در سقیفه، ج۲، گفتار دوم و سوم، ص۷۷ تا۱۹۰.
- ↑ ۸٫۰ ۸٫۱ ۸٫۲ ۸٫۳ ۸٫۴ ۸٫۵ ۸٫۶ ۸٫۷ Nasr, Seyyed Hossein. "Ali". Encyclopædia Britannica Online
- ↑ Robert Gleave, ʿALĪ B. ABĪ ṬĀLEB, Encyclopedia of Islam Three
- ↑ Madelung 1997, p. xi 19 and 20
- ↑ Robinson 2003, p. 28 and 34
- ↑ Nasr, Seyyed Hossein. “Alī”. Encyclopædia Britannica.
- ↑ کتاب الغدیر از علامه امینی
- ↑ کامل ابن اثیر، ج۲، ص۱۰۷
- ↑ دانشنامه ایرانیکا (Ali) قابل دسترسی در اینجا
- ↑ دانشنامه بریتانیکا (Ali) قابل دسترسی در اینجا
- ↑ Watt 1953, p. 86
- ↑ Muhammad: prophet and statesman, By William Montgomery Watt, p. 34
- ↑ W. MONTGOMERY WATT. «ABU BAKR`». در Encyclopedia of Islam,Vol.1. Brill، 1986. 109. شابک ۹۰-۰۴-۰۸۱۱۴-۳.
- ↑ ۲۰٫۰ ۲۰٫۱ ۲۰٫۲ ۲۰٫۳
I. K. Poonawala, E. Kohlberg, ʿALĪ B. ABĪ ṬĀLEB, Encyclopædia Iranica.
- ↑ Qur'an 33:33
- ↑ Madelung 1997, p. 14 and 15
- ↑ مجموعه زندگانی چهارده معصوم علیهم السلام، نوشته: عمادالدین حسین اصفهانی (حسین عمادزاده)، برگ ۱۶۴
- ↑ سایت غدیر
- ↑ Madelung 1997, p. 253
- ↑ الدرر السنية - الموسوعة الحديثية
- ↑ عارضة الأحوذی-(7/159)-حکم حدیث:صحیح
- ↑ البدایة و النهایة لإبن کثیر-(5/185)
- ↑ مجمع الزوائد-الهیثمی(9/109)
- ↑ مسند احمد بن حنبل(2/75)
- ↑ Lapidus 2002, p. 31 and 32
- ↑ See:
- Holt, Lambton & Lewis 1970, p. 57
- Madelung 1997, pp. 26–27 30–43 and 356–360
- ↑ Diana, Steigerwald. «Ali ibn Abi Talib». Encyclopaedia of Islam and the Muslim world; vol.1. MacMillan. ISBN 0028656040.
- ↑ See:
- Ashraf 2005, p. 99 and 100
- Madelung 1997, p. 141 and 270
- ↑ Diana, Steigerwald. «Ali ibn Abi Talib». Encyclopaedia of Islam and the Muslim world; vol.1. MacMillan. ISBN 0028656040.
- ↑ مادلونگ (1385) ص. 59
- ↑ مادلونگ (1385) ص. 78
- ↑ مادلونگ (1385) ص. 80
- ↑ Keith Lewinstein, Review of The Succession to Muhammad: A study of the Eary Caliphate, Journal of the American Oriental Society, Vol. 121, No. 2 (Apr. - Jun. , 2001), pp. 326-327
- ↑ W. Madelung, S̲H̲īa, Encyclopedia of Islam
- ↑ Andrew J. Newman, Review of The Succession to Muhammad: A study of the Eary Caliphate, Iranian Studies, Vol. 32, No. 3 (Summer, 1999), pp. 403-405
- ↑ مصحف امام علی علیه السلام، دانشنامه رشد
- ↑ محمد رضا ستوده نیا. «نگرشی بر قرائت عاصم به روایت شعبه و تأثیر آن برتفسیر شیعی در عهد صفویه». دانشنامه موضوعی قرآن.
- ↑ See:
- Madelung 1997, pp. 62–64
- Sahih al-Bukhari, 4:53:326
- ↑ lieutenancy
- ↑ فروپاشی ساسانی، نوشته امیرحسین خنجی، صفحه ۱۴۲: عمر ۵۰ ساله با ام کلثوم در حدود سن ۱۰ سالگی در سال ۱۷ هجری قمری ازدواج کرد
- ↑ «علی (ع) و شورای خلیفه دوم». پایگاه حوزه. بازبینیشده در مرداد ۱۳۹۰.
- ↑ See:
- Madelung 1997, pp. 70–72
- Dakake 2008, p. 41
- Momen 1985, p. 21
- ↑ Madelung 1997, p. 87 and 88
- ↑ Madelung 1997, pp. 92–107
- ↑ Ali ibn Abitalib, Encyclopædia Iranica. Retrieved 2010-12-16.
- ↑ Wilferd Madelung. The Succession to Muhammad: A Study of the Early Caliphate. Cambridge University Press، ۱۹۹۷. ۱۴۲-۱۴۰.
- ↑ Madelung 1997, p. 148 and 149
- ↑ See:
- Lapidus 2002, p. 46
- Madelung 1997, p. 150 and 264
- ↑ Encyclopædia Iranica, Retrieved 2010-12-16 Ali ibn Abitalib
- ↑ Encyclopædia Iranica, Retrieved 2010-12-16 Ali ibn Abitalib
- ↑ ببینید:*Madelung 1997, p. 147 and 148* Lewis 1991, p. 214
- ↑ Tabatabaei 1979, p.191
- ↑ «Ali ibn Abitalib»
- ↑ Shaban 1971, p. 72
- ↑ ببینید:
- Madelung 1997, pp. 241–259
- Lapidus 2002, p. 47
- Holt, Lambton & Lewis 1970, pp. 70–72
- Tabatabaei 1979, p. 53 and 54
- ↑ تاریخ اسلام و دولتهای مسلمان، محمد رضا جزایری پیشه و دیگران، تهران، نشر نگین فرهنگ، چاپ اول1375
- ↑ L. VECCIA VAGLIERI. «Vol.1». در Encyclopedia of Islam. چاپ چاپ. Brill. 381.
- ↑ زرین کوب، عبدالحسین، صفحه ۳۵۰و351
- ↑ ZARRINKUB,ABD AL-HUSAIN,P.26
- ↑ میرفطروس, علی، صفحههای 83 تا 88
- ↑ عبدالحسین زرینکوب. دو قرن سکوت. ۱۳۹۰/۱۰/۲۰. ۲۴۳ و ۲۴۴.
- ↑ Paul L. Heck, Politics and the Quran, Encyclopedia of the Quran
- ↑ Gleave, Robert. «ʿAlī b. Abī Ṭālib.» Encyclopaedia of Islam, THREE.
- ↑ ۷۰٫۰ ۷۰٫۱ Madelung 1997, p. 309
- ↑ مروج الذهب مسعودی، جلد1، صفحه 772
- ↑ تاریخ طبری، جلد6، صفحه2683و2684
- ↑ تاریخ یعقوبی، جلد2، صفحه138
- ↑ Kelsay 1993, p. 92
- ↑ L. VECCIA VAGLIERI.«IBN MULDJAM»,Encyclopedia of Islam,vol.3,page 889
- ↑ L. VECCIA VAGLIERI.«IBN MULDJAM»,Encyclopedia of Islam,vol.3,page 889
- ↑ L. VECCIA VAGLIERI.«IBN MULDJAM»,Encyclopedia of Islam,vol.3,page 889
- ↑ Madelung 1997, p. 309 and 310
- ↑ Nasr, Shi'ite Islam, preface, p. 10
- ↑ ببینید:
- Peters 2003, pp. 320–321
- Halm 2004, pp. 154–159
- ↑
Washington Irving. Mahomet and His Successors. READ BOOKS, 2007. Vol. 10 Chapter XX.VII p. 393. ISBN 9781408626467.
- ↑ ۸۲٫۰ ۸۲٫۱ ۸۲٫۲ تاریخ الرسل و الملوک، نوشته محمد بن جریر طبری، برگردان توسط ابولقاسم پاینده، انتشارات اساطیر ISBN 964-331-199-6، جلد ۶، صفحه ۲۵۹۵ تا ۲۵۹۷
- ↑ سخنان علی بن ابی طالب، گرد آوری توسط سید رضی، ترجمه حسین انصاریان نامه 45
- ↑ مروج الذهب مسعودی، ج ۱ ص ۷۷۸-۷۸۵ ترجمه ابوالقاسم پاینده انتشارات علمی و فکری، چاپ پنجم، 1374 ش
- ↑ مقدمه ابن خلدون
- ↑ جاحظ در کتاب البیان والتبیین ج۱ ص ۴۷
- ↑ مرتضی مطهری، سیری در نهج البلاغه ص ۸-۱۱
- ↑ مرتضی مطهری، حکمتها و اندرزها قابل دسترسی در اینجا
- ↑ دانشنامه بریتانیکا مدخل مربوط به علی قابل دسترسی در اینجا
- ↑ اسلام در مالکیت، آیت الله طالقانی، انتشارات مسجد هدایت، تهران،۱۳۳۳ش، ص ۱۶۸
- ↑ تاریخ اجتماعی ایران، مرتضی راوندی، انتشارات امیرکبیر، تهران،۱۳۵۶ش، جلد۲، صفحه۷۷
- ↑ قرن ما در جستجوی علی، علی شریعتی، انتشارات الهام،۱۳۶۱ش، صفحه ۹۰
- ↑ اسلام شناسی۲، علی میرفطروس، چاپ سوم، نشر نیما، صفحههای ۹۰ تا ۹۹
منابع
- ابن ابی الحدید، جلوههای تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ترجمه محمود مهدوی دامغانی (معروفترین شرح نهج البلاغه)
- ابن اثیر، تاریخ کامل
- جرداق، جرج، امام علی صدای عدالت انسانی، ترجمه سی هادی خسروشاهی، نشر خرم، دوره ۶ جلدی (در پنج مجلد)
- جعفریان، رسول، تاریخ خلفا [۱]
- حکیمی، محمدرضا (۱۳۸۲) حماسه غدیر، قم:انتشارات دلیل ما، ISBN 964-7990-76-6
- حلی، جمال الدین حسن بن یوسف بن مطهّر، نگاهی بر زندگی دوازده امام، ترجمه محمد محمدی اشتهاردی
- سبحانی، جعفر، فروغ ولایت، انتشارات امام صادق، ISBN 964-6243-11-8
- رسولی محلاتی، زندگانی حضرت محمد(ص)
- طباطبایی، محمد حسین، تفسیر المیزان، ترجمه سید محمدباقر موسوی همدانی، ناشر: دفتر انتشارات اسلامی[۲]
- طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان[۳]
- محمد بن جریر، تاریخ طبری(تاریخ پیامبران و پادشاهان)
- علی بن ابیطالب، نهج البلاغه، گردآوری سید رضی [۴]
- فیضی پور، علی اصغر، امام علی علیه السلام از زبان دیگران، مجله کلام اسلامی، شماره؟ [۵]
- قندوزی، سلیمان، ینابیع الموده
- مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ترجمه؟؟؟؟
- مطهری، مرتضی، سیری در نهج البلاغه، «مجموعه آثار» جلد ۱۶، چاپ اول، انتشارات صدرا، ISBN 964-5600-06-5
- مطهری، مرتضی، «فلسفه اخلاق»، انتشارات صدرا، ISBN 964-5600-08-1 چاپ بیست و پنجم
- مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه
- Veccia Vaglieri, Laura (1986). "Hasan b. Ali". Encyclopaedia of Islam. 3 (2nd ed.). Leiden: E. J. Brill. pp. 240. ISBN 90 04 08118 6.
- Dakake, Maria Massi (2008). The Charismatic Community: Shi'ite Identity in Early Islam. SUNY Press. ISBN 0791470334.
- Tabatabaei, Sayyid Mohammad Hosayn (1979). Shi'ite Islam. Suny press. ISBN 0-87395-272-3.| مترجم به انگلیسی سید حسین نصر.
- Holt, P.M. and Bernard Lewis (1977). Cambridge History of Islam, Vol. ۱. Cambridge University Press. ISBN 0-521-29136-4
- Lapidus, Ira. (2002). A History of Islamic Societies. Cambridge University Press. ۲nd edition. ISBN 978-0-521-77933-3
- Madelung, Wilferd. (1997). The Succession to Muhammad: A Study of the Early Caliphate. Cambridge University Press. ISBN 0-521-64696-0
- Peters, F. E. (2003). The Monotheists: Jews, Christians, and Muslims in Conflict and Competition. Princeton University Press. ISBN 0691114617.
- Halm, Halm (2004). Shi'ism. Edinburgh University Press. ISBN 0748618880.
- Watt, William Montgomery (1953). Muhammad at Mecca. Oxford University Press.
- Shaban, Muḥammad ʻAbd al-Ḥayy (1971). Islamic History. Cambridge University Press. ISBN 0521291313.
- Encyclopædia Iranica. Center for Iranian Studies, Columbia University. ISBN 1568590504.
- Robinson, Chase F. (2003). Islamic Historiography. Cambridge University Press. ISBN 0521629365.
- Lewis, Bernard (1991). The Political Language of Islam. University of Chicago Press. ISBN 0226476936.
- Ashraf, Shahid (2005). Encyclopedia of Holy Prophet and Companions. Anmol Publications PVT. LTD.. ISBN 8126119403.
- Dakake, Maria Massi (2008). The Charismatic Community: Shi'ite Identity in Early Islam. SUNY Press. ISBN 0791470334.
- Momen, Moojan (1985). An Introduction to Shi‘i Islam: The History and Doctrines of Twelver Shi'ism. Yale University Press. ISBN 0300035314.
- Kelsay, Jhon (1993). Islam and War: A Study in Comparative Ethics. Westminster John Knox Press. ISBN 0664253024.
- زرین کوب، عبدالحسین، تاریخ ایران بعد از اسلام، انتشارات امیرکبیر،ISBN ۹۶۴-۰۰-۰۰۶۴-۷
- میرفطروس، علی، اسلام شناسی ۱، چاپ دوازدهم، نشر نیما، مقاومت ایرانیان در برابر اعراب
- ZARRINKUB،ABD AL-HUSAIN، THE CAMBRIDGE HISTORY OF IRAN،۱۹۷۵، Volume ۴،FROM THE ARAB INVASION TO THE SALJUQS، ISBN ۰-۵۲۱-۲۰۰۹۳-۸
منابع برای مطالعه بیشتر
- مادلونگ، ویلفرد، جانشینی حضرت محمد؛ پژوهشی پیرامون خلافت نخستین؛ ترجمه احمد نمایی... [و دیگران]، ویرایش و توضیحات احمد نمایی، مشهد: بنیاد پژوهشهای اسلامی، ۱۳۸۵ شابک ۹۶۴-۴۴۴-۹۶۰-۶ متن انگلیسی
- ابن اثیر، الکامل فی التاریخ
- طبری، محمد بن جریر، تاریخ الرسل و الملوک
- ابن اعثم کوفی، الفتوح
| مجموعهای از گفتاوردهای مربوط به علی بن ابیطالب در ویکیگفتاورد موجود است. |
| متن مربوطه در ویکینبشته: مؤلف:علی بن ابیطالب |
|
|||||
|
||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||