ابن ملجم مرادی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
بازسازی صحنه ضربت خوردن علی بن ابی‌طالب توسط ابن ملجم مرادی در مراسم این رویداد

عبدالرحمان بن عمرو بن ملجم مرادی قاتل علی بن ابی‌طالب در سال ۴۰ هجری/۶۶۱ میلادی است.[۱]

تصمیم گیری برای قتل علی بن ابی‌ابیطالب[ویرایش]

در کتاب طبری آمده که سه تن از خوارج به نام عبدالرحمن بن ملجم از قبیله کنده، برک بن عبدالله و عمرو بن بکر تمیمی که همدیگر را در مکه ملاقات کردند و با هم به مذاکره پرداختند و پس از اتمام مراسم حج، سوگند یاد کردند که علی و معاویه و عمرو عاص را به اعتقاد خوارج مسئول وضع اسفبار مسلمانان بودند و گمراه شده بودند و با انگیزه انتقام از کشتار یارانشان در نهروان، بکشند. روز کشتن را ۱۷ رمضان تعیین نمودند و هر کسی به شهر قربانی خود رفت. عبدالرحمن به کوفه، برک به دمشق و عمرو به مصر رفتند.[۱]

در کوفه، عبدالرحمن پیش مردان قبیله اش کنده رفت. اما نیتش را بر ملا نکرد، چرا که می ترسید در همه جا فاش شود. روزی گروهی از قبیله تیم الرباب را دید که برای ۱۰ تن از کشتگانشان در نهروان عزاداری می کردند و در میان آنان زنی زیبا رو به نام قطامه بنت شجنه را دید و دلباخته اش شد و از وی خواستگاری کرد. قطامه پذیرفت به شرطی که مهریه اش ۳۰۰۰ درهم، یک کنیز و یک غلام و کشتن علی باشد. وی در جنگ نهروان پدر و برادرش را از دست داده بود و در فکر انتقام گیری از علی بود. او نه تنها به عبدالرحمن در انجام این امر پافشاری کرد، بلکه خود نیز کمکش کرد و فردی به نام وردان از قبیله اش را به کمک وی فرستاد. عبدالرحمن نیز از فردی به نام شبیب بن بجره از قبیله بنی اشجع درخواست یاری نمود. شب قبل از واقعه، قطام با این سه تن در مسجد اعظم کوفه دیدار کرد و سینه هایشان را با حریر بست. (در منابع، شرح بیشتری بر این کار عجیب ارائه نشده است.). این سه تن که شمشیرهایشان را در زهر خوابانیده بودند، کنار در مسجد منتظر ماندند تا علی به منظور اقامه نماز صبح به مسجد وارد گردد. به محض پدیدار شدن علی، شبیب به وی حمله برد و شمشیرش را زد که به بازوی در خورد که فرار کرد و در میان جمعیت گم شد. وردان نیز فرار کرد اما وقتی به خانه رسید، پسرعمویش وی را دید که حریر از سینه باز می کرد و به وی ظنین شد و وردان را کشت. تنها ابن ملجم باقی ماند که در حالی که فریاد می کشید حکمیت خاص خداست نه تو و یارانت، ضربتی به فرق سر علی زد و می خواست فرار کند که ابوادما همدانی وی را به زمین افکند. علی به خانه اش بازگشت و ابن ملجم را پیش وی آوردند و او به علی گفت که ۴۰ روز شمشیرش را تیز می کرد و از خدا می خواست که با آن بدترین مخلوق خدا را بکشد. علی در پاسخ گفت خود ابن ملجم با همین شمشیر کشته خواهد شد و وی را بدترین مخلوق خدا نامید.[۱]

شرح توطئه قتل و نام این سه تن خوارج در منابع دیگر[ویرایش]

در بلاذری به اشعاری از نجاشی اشاره شده که در آن معاویه را به خاطر تحریک ابن ملجم برای کشتن علی می ستاید. در منابع به نسبهای دیگری از عبدالرحمان اشاره شده مانند حمیاری، مرادی، کندی (به واسطه خویشاوندی با قبیله بنی جبله یا بنی حنیفه از کنده)، مصری، تجیبی (تیره ای از قبیله مراد) یا تجوبی (تجوب گروهی از قبیله حمیار است که توسط قبیله مراد جذب شد.) و سکونی.[۱]

نام واقعی برک که مسئول کشتن معاویه بود، حجاج بن عبدالله بن (عبیدالله یا بکر) و از نسبهایش می توان به صریمی، مبرد، تمیمی صریمی، نزال بن عامر (بر طبق دینوری) اشاره نمود.[۱]

در مورد شخصی هم که مسئول کشتن عمرو عاص بود، در منابع به نامهای عمرو بن بکیر (بر طبق ابن سعد و به جای عمرو بن بکر)، عمر بن بکیر اشاره شده و نسبش سعدی است. برخی منابع وی را ایرانی می دانند و او را به نام زادویه یا زاذویه می خوانند که غلام بنی عبر بن عمرو بن تمیم بود. دینوری تنها فردی است که این شخص را عبدالله بن مالک صیداوی می نامد. مدائنی روایتی دارد که در بین خوارج مشهور است که در آن این سه تن را فرزندان ملجم می نامد به نام های عبدالرحمن، قیس و یزید که پدرشان ملجم آنان را از این کار باز می داشت اما مادرشان تشویقشان می کرد. دانشنامه اسلام این روایت را رد می کند.[۱]

آنچه از روایات بر می آید نشان می دهد که در اصل قضیه شباهت های بسیاری دارند و تفاوتشان جزئی است که ناشی از راویان مختلف است و نشان می دهد که مورخان این قضیه را به طور دقیقی مورد بررسی قرار داده اند.[۱]

اطلاع علی بن ابی‌طالب از سرنوشت خود[ویرایش]

علی از مدتها قبل می دانست که کشته می شود، حال یا محمد به وی گفته بود یا خودش این مطلب را حس کرده بود. روایات زیادی وجود دارد که در آن محمد یا علی خبر می دهند که ریش علی از خون فرق سرش رنگین می شود. روایات دیگری وجود دارد که در آن محمد می گوید بدترین مردم در دوران باستان کسی بود که شتر صالح را پی کرد و بدترین افراد در امت معاصر من کسی است که علی را می کشد، اما عموما به کار بردن لفظ بدترین مردم را به علی نسبت می دهند و گاهی این دو روایت با هم یکجا روایت می شود. شب واقعه، علی اعلام کرد که امشب شب سرنوشت اوست و هنگامی در سحر منزلش را ترک می کرد، غازها سر و صدا کردند و وی گفت این ها به خاطر وی در حال عزاداری هستند. عمدتا در منابع شیعی به این مطلب اشاره شده که علی با وجود اینکه می دانست کشته می شود، کس دیگری را به جای خود به نماز نگذاشت و با وجود اینکه دیگران به وی در مورد احتمال کشته شدنش هشدار دادند، با خواندن اشعاری گفت که از مرگ نمی ترسد.[۱]

علی حتی پیش بینی کرد که ابن ملجم قاتل او خواهد بود و هنگامی که ابن ملجم می خواست با وی به عنوان خلیفه بیعت کند، دو یا سه بار ابن ملجم را بدترین مخلوق خدا خواند. روایتی بیان می کند که علی و محمد حنفیه که به حمام رفته بودند با دیدن ابن ملجم که به حمام وارد شد، ترسیدند. علی از ابن ملجم به خاطر اینکه تصور می کرد برای کشتنش آمده با خواندن شعری گله کرد، اما ابن ملجم گفت که برای دادن هدیه ای به وی به آنجا آمده و همین کار را نیز کرد. بنابراین رابطه بین علی و ابن ملجم رابطه ای تنش بر انگیز است. ولی با این وجود، هیچ گونه اقدامی بر علیه ابن ملجم انجام نمی داد. ابن سعد روایت می کند که علی گفت چگونه کسی را بکشم که هنوز من را نکشته است؟ حتی موقعی که یک نفر از قبیله مراد یا کسی که از زبان ابن ملجم نقشه قتل را شنیده بود، در مورد نقشه قتلش به علی خبر داد، علی پاسخ داد که هر انسانی دو فرشته نگهبان بر دو شانه اش دارد که مرگش زودتر از موعد مقرر شده فرا نمی رسد.[۱]

دانشنامه اسلام می نویسد وجود شخصیت قطامه انکار نشدنی است و برخی منابع نام پدر و برادر و اطلاعاتی دیگر از وی را می دهند. برخی منابع مانند بلاذری و مبرد نام پدرش را به جای شجنه، علقمه (یا شاید هم علفه باشد چرا که ابن درید می گوید قطامه خواهر هلال و مستورد است که دو تن از خوارج بودند)، در منابع دیگر نام پدرش به نام های چون اخدر بن شجنه (بلاذری معتقد است که اخدر برادر قطامه بوده که در نهروان کشته شده)، سبخه بن علی بن عامر بن عوف بن ثلعبه بن سعد بن ذهل بن تیم الرباب آمده است. تنها مسعودی معتقد است که قطامه دختر عموی ابن ملجم بود و از قبیله تیم الرباب نبود. در کتاب استیعاب بیان شده که قطامه از قبیله بنی عجل بن لخیم است. شهرآشوب نام برادر قطامه را که در نهروان کشته شد را اصبغ می نامد. ابن ملجم پس از ازدواج با قطام داشت از تصمیمش مبنی بر کشتن علی منصرف می شد که قطامه وی را دوباره تشویق کرد. ابن کثیر روایتی دارد که در کتب دیگر نیست که می گوید قطامه همراه ابن ملجم به مسجد اعظم رفت و برایش خیمه ای مهیا کرد. در منابع شیعی (ابن شهر آشوب) روایت شده که قطامه برای سه تن غذا یا دارو فراهم کرد و وردان از جاسوس عمرو عاص مقداری پول دریافت نمود.[۱]

اشعث بن قیس و توطئه کشتن علی بن ابی‌طالب[ویرایش]

بسیاری از منابع می گویند وی از نقشه کشتن علی خبر داشته و ابن ملجم شب واقعه را در مسجد اعظم در حال مشاوره با وی به سر می برده است. در هنگام سحر، اشعث به ابن ملجم علامتی نشان داد که حجر بن عدی آن را شنید و از آن توطئه ای حس کرد و قصد داشت به علی اطلاع دهد، اما دیر رسید. اشعث به ابن ملجم رسیدن سحر را خبر داد که منابع شیعی آن را نشانه ای از تشویق وی برای کشتن علی می دانند. روایاتی دیگر می گویند که اشعث در خانه اش با ابن ملجم گفتگو کرده نه مسجد و حجر بعد از کشته شدن علی به اشعث می گفت که در اصل تو قاتل علی بودی. بر طبق یعقوبی، ابن ملجم یک ماه در خانه اشعث بود و شمشیرش را تیز می کرد. مسعودی روایتی متفاوت با دیگر منابع دارد که حاکی از آن است که وقتی اشعث از نقشه ابن ملجم آگاه شد، وی را سرزنش نمود. ابن مبرد نیز می گوید که اشعث نقشه کشتن را به علی اطلاع داد اما علی در پاسخ گفت که ابن ملجم هنوز وی را نکشته است و بنابراین نمی تواند وی را بکشد. بنابراین روایات از اشعث تصاویری مختلف از یک توطئه چی قتل علی تا یک یار وفادار به او، ارائه می دهند.[۱]

نام و سرنوشت دیگر هم پیمانان ابن ملجم مرادی در کشتن علی بن ابی‌طالب[ویرایش]

در منابع روز ضربت خوردن علی ۱۷، ۱۹ و ۲۱ رمضان گزارش شده است. اما شیخ مفید روز ۱۹ را صحیح تر می داند و ابن ابی الحدید نیز می نویسد چون این سه تن کارشان را عبادت می دانستند بنابراین آن را در شب قدر ۱۹ رمضان قرار دادند تا ثواب بیشتری برده باشند. روز مرگ علی هم در منابع از ۱۱ تا ۲۱ رمضان گزارش شده و مدت تحمل ضربت را دو یا سه روز دانسته اند.[۱]

مسعودی و ابن کثیر نام همپیمان ابن ملجم شبیب را شبیب بن نجده (به جای بجره) و نسبش را اشجع هروری می دانند. بلاذری معتقد است که شبیب توانست به علی ضربت بزند، اما دانشنامه اسلام این را رد می کند. شبیب بعدها توسط مغیره بن شعبه به جرم فتنه انگیزی در ناحیه کوفه و ارعاب مردم و پرسیدن نظر مذهبی آنان در مورد ازرقیان، بازداشت و کشته شد.[۱]

برخی منابع نام پدر وردان را مجالد دانسته و برخی دیگر نام وردان را مجاشع بن وردان می دانند. این در حالی است که دینوری حتی نامی از شبیب و وردان نمی برد. بلاذری روایتی نقل می کند که به جای وردان کسی دیگر را نام می برد با این شباهت که پسر عمویش او را می کشد. برخی منابع مانند منابع شیعی می گویند این شبیب بود که به خانه بازگشت و توسط پسرعمو یا برادرش کشته شد و وردان فرار کرد.[۱]

در منابع در مورد شخصی که ابن ملجم را دستگیر کرد، روایات گوناگونی آمده است. بر طبق مبرد، مغیره بن نوفل بن حارث بن عبدالمطلب (نه حدرموته ابو ادما) و بر طبق یعقوبی، قثام بن عباس، ابن ملجم را دستگیر کردند. ابن ملجم پس از دستگیری فریاد زد: علی، به سگانت بگو که من را ول کنند.[۱]

نحوه مجازات ابن ملجم مرادی[ویرایش]

علی در اجرای شرع اسلامی سخت گیر بود و در مورد قصاص قاتلش نیز منابع تقریبا حاکی از آن هستند که وی گفت که دقیقا یک ضربت به ابن ملجم وارد شود. اما برخی منابع این گونه بیان نشده اند.[۱]

برخی منابع می نویسند که علی فرمان داد صبر شود تا اثر ضربت بر وی معلوم شود، اگر زنده ماند خود در مورد وی تصمیم می گیرد. شیخ مفید روایت می کند که علی گفت، این قاتل همانند قاتل محمد پیامبر اسلام است و باید کشته و جسدش سوزانده شود.[۱]

برخی روایات حاکی از آنند که علی به حسن و هاشمیان توصیه کرد که به بهانه خون خواهی از وی، خون مسلمانان را نریزند و قاتلش باید دقیقا به همان صورتی که علی کشته شد کشته شود.[۱]

روایتی از مبرد حاکی از آن است که علی وی را به کل بخشید.[۱]

روایت دیگر می گویند علی فرمان داد که به ابن ملجم غذا و محل استراحت مناسب داده شود و اگر علی بمیرد، ابن ملجم را به وی ملحق کنند تا در آن دنیا خدا بین وی و علی قضاوت کند.[۱]

ام کلثوم دختر علی با ابن ملجم مشاجره کرد و او را به خاطر اینکه خلیفه مسلمانان را کشته، سرزنش نمود. ابن ملجم در پاسخ گفت که او تنها پدر توست نه خلیفه. ابن ملجم زندانی شد. مردم او را سرزنش می کردند و به او صدمه بدنی وارد می کردند. اما وی عکس العملی نشان نمی داد. برخی منابع می گویند وی در پاسخ شعرهایی حاکی از افتخار کردن به جدا شدن از علی و کشتنش می خواند.[۱]

روایات در مورد چگونگی کشته شدن ابن ملجم عمدتا به دو روایت تقسیم می شود. یکی اینکه ابن ملجم به حسن پیشنهاد داد که وی را آزاد کند تا اگر رفیقش برک نتوانسته معاویه را بکشد، خود او این کار را انجام دهد و بعد از انجام کار نزد حسن برگردد تا وی در مورد ابن ملجم تصمیم بگیرد اما حسن نپذیرفت و او را کشت و جسد ابن ملجم سوزانده شد. روایتی نیز حاکی از آن است که حسین و محمد حنفیه و عبدالله بن جعفر از حسن خواستند که بگذارد آنها نیز انتقامشان را از وی بگیرند. عبدالله بن جعفر اعضای بدن ابن ملجم را برید و شکنجه اش داد. ابن ملجم اینها را تحمل کرد و وقتی که خواستند زبانش را ببرند، اعتراض کرد که در این صورت نمی تواند ذکر خدا را بگوید. البته صحت این روایت از نظر ابن کثیر مورد تردید است، زیرا خلاف وصیت علی انجام شده است. تمامی منابع متفق القولند که ابن ملجم به فرایض دینی پایبند بوده و اثر سجده بر روی پیشانی اش معلوم بوده است.[۱]

اشعار موجود در این زمینه[ویرایش]

اشعاری در این زمینه موجود است که سرایندگان نامعلومی دارد که گاه به ابن ملجم و گاه به شاعران معروف منتسب می شود. شعرهای مختلف و با رویکردهای مختلفی در منابع آمده است. مانند اشعار دو تن از خوارج به نامهای ابن ابی میاس و عمران بن حطان که اولی در شعرش کشتن علی و مهریه قطام را ستایش می کند. دانشنامه اسلام معتقد است شعر عمران بن حطان که موضوعش ستایش عمل ابن ملجم بوده، توسط شاعران دیگر دست کاری شده و از تمجید به سرزنش و لعنت ابن ملجم تبدیل شده است. شعری بلند از بکر بن حصاد باهری (یا بکر بن حماد قاهری) نیز در نکوهش ابن ملجم سروده شده است.[۱]

سرنوشت دیگر هم پیمانان ابن ملجم مرادی در شام و مصر[ویرایش]

از میان این دو تن، تنها برک موفق شد به معاویه فقط آسیب برساند و دیگری هم شخص دیگری (یکی از صاحب منصبان دستگاه عمرو عاص) را به جای عمرو عاص کشت. دانشنامه اسلام به نظری از کائتانی اشاره می‌کند که وی چنین می‌اندیشد که این ماجرای توطئه سه نفره، داستانی ساختگی است که به وسیلهٔ آن از این عقیده که علی در چشم مردم آن زمان، بدترین زمامدار است جلوگیری شود و معاویه و عمروعاص نیز شایسته مرگ تلقی گردند و این ماجراها را که در زمانهای مختلف رخ داده را با هم یکجا مربوط کرده‌اند.[۱]

دانشنامه اسلام نیز در این زمینه بر این باور است که طراحان نقشه کشتن علی و معاویه و عمرو، گروهی متعصب بوده‌اند که منابع نسبت به آنان رویکردی تحقیر آمیز داشته‌اند و این منابع شان علی را ستوده‌اند و آنان را نیز در نقشه قتل معاویه و عمرو دخیل دانسته‌اند و این نقشه قتل سه نفره بی حکمت نبوده و آنان به این دلیل تصمیم گرفته‌اند که سه نفر را همزمان بکشند که اگر یکی یا دو تا از علی و معاویه و عمرو باقی می‌ماند، زمینه برای یکه تازی آن شخص فراهم می‌شد که این امر برای معاویه محقق گردید.[۱]

پانویس[ویرایش]

منبع[ویرایش]