عمر بن خطاب
- «عمر» تغییر مسیری به این صفحه است. برای کاربردهای دیگر عمر (ابهامزدایی) را ببینید.
| عمر بن خطاب | |
|---|---|
| [[پرونده: وسعت امپراتوری اسلام در اواخر خلافت عمر بن خطاب، سال ۶۴۴ میلادی|200px]] |
|
| دوران | ۷ نوامبر ۶۴۴-۲۳ آگوست ۶۳۴ میلادی |
| زادروز | ۵۹۰-۵۸۶ میلادی |
| زادگاه | مکه |
| مرگ | ۷ نوامبر ۶۴۴ میلادی |
| محل مرگ | مدینه |
| آرامگاه | مدینه |
| پیش از | عثمان |
| پس از | ابوبکر |
| دودمان | خلفای راشدین |
| پدر | خطاب بن نفیل |
| مادر | حنتمه بنت هاشم |
| فرزندان | حفصه٬ عبدالله بن عمر |
| دین | اسلام |
عمر بن خطاب (به عربی: ابو حفص عمر بن الخطاب بن نفیل بن عبد العزی) که در میان اهل تسنن به عمر فاروق نیز معروف است، از صحابه محمد و از قدرتمندترین[نیازمند شفاف سازی و مدرک] خلیفه در میان خلفای راشدین و نیز یکی از بزرگترین و تاثیرگذارترین فرمانروایان مسلمان[نیازمند شفاف سازی و مدرک]در تمام طول تاریخ میباشد.[۱] وی دومین خلیفه از خلفای راشدین بود که تحت فرمان او، سپاهیان عرب، سرزمین بینالنهرین و سوریه را فتح نموده و نیز استیلای بر ایران و مصر را آغاز کردند.[۲][۳][۴]
محتویات |
آغاز زندگی
عمر ابن خطاب در سال ۵۸۱ میلادی برابر با دهم عام الفیل در شهر مکه زاده شد.[۵] نام پدرش خطاب و نام مادرش حنتمه بنت هاشم بود.
طبق روایات سنتی وی در دوران نوجوانی در صحراهای عربستان و در ضجنان به شُترچَرانی و چوپانی میپرداخت؛ و در طائف، اسب سواری و تیر اندازی و شمشیرزنی و کشتی گیری را آموخت.
او از کسانی بود که در جوانی به مکتب رفته، خواندن و نوشتن را آموخت.[۶]
عمر در بیست و سه سالگی، با زینب دختر مظعون ازدواج کرد؛ از این ازدواج دختری زاده شد که عمر او را حفصه نامید؛ از آن پس عُمر خود را با کنیه اباحفص به مردم میشناساند.[۷]
|
جنبشهای فکری اهل سنت |
|
| ارکان دین اسلام |
|
|
سعید بن زید · زبیر · طلحه |
|
|
صحیح بخاری · صحیح مسلم · سنن نسائی |
|
|
مکانهای مقدس |
|
اسلام آوردن عمر
هنگامی که محمد دعوت به اسلام را آغاز کرد، عمر به دفاع از سنتهای قدیمی عربی و آیین شرک و بت پرستی پرداخت؛ به همین دلیل روابط خود را با بسیاری از مردان عرب که به دین اسلام درآمده بودند، قطع کرد. وی همچنین اعلام کرد که با علی، عبدالرحمن بن عوف، حمزه، ابوبکر، عثمان و زبیر رابطه تجاری نخواهد داشت.
اسلام آوردن او، که پیش از آن از مخالفان سرسخت محمد محسوب میشد، نقطه عطف و رویداد مهمی در تاریخ اسلام بهشمار میرود؛[۸] با این حال روایات مربوط به اسلام آوردن او مختلف است. در سیره ابن اسحاق آمدهاست که عمر قصد قتل محمد را داشت، تا این که در راه یکی از مسلمانان را دید و او عمر را آگاه کرد که خواهر و دامادش مسلمان شدهاند. عمر به سوی خانه دامادش حرکت کرد و به ضرب و شتم آن دو پرداخت؛ اما سرانجام تحت تأثیر آیاتی از سوره طه قرار گرفت و مسلمان شد. خباب پسر ارت او را به پناهگاه محمد در تپه صفا راهنمایی کرد. تذکره نویسان او را چهلمین مرد مسلمان دانستهاند.[۹]
عمر در زمان حیات محمد
او بههمراه محمد و سایر مسلمانان اهل مکه به مدینه رفت؛ او با عبدالله بن مسعود(و به روایتی با ابوبکر) پیوند برادری بست.[نیازمند منبع] او در جنگهای بدر، احد، خندق، تبوک، بنی قیقناع، بنی النضیر حضور داشت.[۱۰][ارجاع دقیقی نیست.] وی در جنگ با یهودیان، قلعههای قمو، وطیع و سلالم را که در دست مرحب بود، فتح کرد.[نیازمند منبع] او در ماموریتهای جنگی تربه، حاذان، خثعم نیز حضور داشت.[نیازمند منبع] در کنار ابوبکر، به یکی از مشاوران و یاران (صحابه) اصلی محمد بدل گشت.[۱۱]
ازدواج محمد با دختر او حفصه در سال ۶۲۵ میلادی، نشانگر مقام و رتبه عمر در سرزمین عربستان بود. پس از مرگ محمد، او نقش بسیار مهمی در آشتی دادن و جلب موافقت و بیعت مسلمانان اهل مدینه، در پذیرفتن ابوبکر که اهل مکه بود، به عنوان جانشین محمد ایفا کرد.[۱۲]
خلافت
عمر پس از ابوبکر در سال ۶۳۴ میلادی، به خلافت مسلمین رسید و نخستین کسی بود که لقب «امیرالمومنین» را برای خود برگزید.[۱۳][۱۴] عمر در طول ده سال خلافت خود، سیاست اجرایی خود را در توسعه فتوحات متمرکز کرد و قبایل زیادی را از جزیرة العرب به شام و عراق کوچاند. زندگی اقتصادی سادهای داشت و از تجمل گرایی سخت متنفر بود. بارها کارگزاران خود را به دلیل تجمل گرایی بر کنار یا توبیخ و جریمه کرد. خلافت وی تقریباً ۱۰ سال به طول انجامید. عمر پس از ده سال خلافت به سال ۶۴۴ میلادی، توسط یک ایرانی ناراضی به نام ابولؤلؤ (پیروز نهاوندی) کشته شد.[۱۵]
تقسیمات سیاسی و اداری
شیوهٔ حکومت داری عمر، مبتنی بر اقتدار مرکزی خلافت بود. قلمرو خلافت به ایالتهای مختلفی تقسیم میشد و بعضی از آن ایالتها خودگردانی نسبی داشتند، نظیر آذربایجان و ارمنستان که قدرت خلیفه را پذیرفته بودند. مناطق مختلف قلمرو خلافت توسط والیها اداره میشد که شخصاً توسط وی انتخاب میشدند. عمر در امر انتخاب والی بسیار سختگیر بود. ایالتها به بخشهای کوچکتری نیز تقسیم میشدند که در قلمرو خلافت تعداد آنها به ۱۰۰ میرسید. والی یا فرماندار آن مناطق نیز توسط وی، یا توسط والی بخشهای بزرگتر انتخاب میشدند. دیگر مناصب دولتی در قلمرو خلافت به قرار ذیل بود:
- حکمران و عمال خلیفه در ممالک اسلامی
- کاتب که دیوان یا دفاتر جمع و خرج مالی را اداره میکرد
- گماشتهٔ مخصوص که او را حاجب میخواندند
- خزانه دار یا متصدی بیت المال
- قاضی که مامور دادرسی بود. [۱۶]
همهٔ انتصابها از طریق نوشته ابلاغ میشد. و همراه حکم انتصاب شیوه و راهنمای حکومت داری نیز برای والیان ابلاغ میشد که آنها ملزم بودند آن را در مسجد هنگام تحویل گرفتن مقام خود برای مردم بخوانند.[۱۷] وی قبل از رفتن والیان به محل خدمت خویش، تا دروازهٔ شهر با آنها بیرون میشد، بنا بر روایت طبری و ابن اثیر وی به آنها توصیه میکرد که حقوق مردم را رعایت کنند، و بر آنها سخت نکیرند، و درب خانهٔ خود را بر مردم نبندند.«شما را بر تن امت محمد(ص) نگماشتهام، شما را گماشتهام که با آنها نماز کنید، و در میانشان به حق قضاوت کنید، شما را به تن آنها تسلط نداده ام».[۱۸]
اصلاحات
فتوحات نظامی
|
|||||
نخستین کاری که عمر در همان شب که ابوبکر مرده بود، کرد، این بود که کسان را دعوت کرد که با مثنی بن حارث شیبانی به سوی دیار پارسیان روند اما هیچکس داوطلب دیار رفتن به این جبهه نمیشد که جبههٔ پارسیان ناخوشایند و سخت بود. مثنی برای تشویق دیگران گفت «این جبهه را سخت ندانید که ما بر بهترین نیمهٔ سواد (عراق) تسلط یافتهایم و به آنها دستاندازی کردهایم و کسان پیش از ما جرئت اینکار را داشتهاند. انشاءالله کار دنباله دارد.» سپس عمر نیز با سخنانش به تشویق مردان بپرداخت. نخستین داوطلب ابوعبیدبن مسعود بود. [۱۹]
در دوران فرمانروایی او، طی فتوحات بسیار، قلمرو مسلمانان بهطور بیسابقهای گسترش یافت و به یک قدرت جهانی تبدیل شد. از جمله فتح بینالنهرین و بخشهایی از ایران که منجر به سقوط امپراتوری ساسانیان شد، و مصر، فلسطین، سوریه، آفریقای شمالی و ارمنستان که تحت سلطه امپراتوری روم شرقی (بیزانس) بود. در جنگ یرموک که در نزدیکی دمشق در سال ۶۳۶ میلادی اتفاق افتاد، سپاه کوچکی از مسلمانان، نیروهای چندین برابر امپراطوری روم را شکست دادند که به سلطه روم شرقی بر نواحی جنوب آسیای صغیر برای همیشه پایان داد. همچنین در نبردی بزرگتر موسوم به قادسیه، در نزدیکی سواحل رود فرات، سپاهیان عرب به فرماندهی سعد بن ابی وقاص، سپاهیان ایران را شکست دادند و سردار ساسانی، رستم فرخزاد در این نبرد کشته شد.[۲۰]
ترتیب دیوان
عمر در سال ۲۰ هجری دیوان را در اسلام تشکیل داد و برای افراد مقرری تعیین کرد. این کار را در محرم سال ۲۰ صورت گرفت. وی اعلام کرد «مقرری به ترتیب سابقه در اسلام میدهم، نه اعتبار. به وی گفتند از خویشتن آغاز کن، گفت از عموی پیغمبر خدا آغاز میکنم، آنگاه هرکه با او نزدیکتر است.» [۲۱]
قحطی بزرگ
طاعون بزرگ
چندی پس از بازگشت عمر از شام، طاعون وحشتناکی شام را فرا گرفت.طاعون مزبور را که «عمواس» مینامیدند که روستای کوچکی بین شهر قدس و رملهاست که وبادر سال ۱۸ هجری از آنجا شروع شد و دیری نگذشت که در سرتاسر شام منتشر گردید و شمار زیادی را گرفتار مرگ کرد.تعداد زیادی در آن جان باختند تا جایی که گفته شدهاست بیست هزار نفر یعنی حدود نیمی از جمعیت شام در این بیماری از بین رفتند. مهمترین فرماندهان شام در این طاعون از بین رفتند.ابو عبیدة بن جراح، معاذ بن جبل، یزید بن ابی سفیان، شرحبیل بن حسنه، فضل بن عباس و سهیل بن عمرو درگذشتند.
ازدواج عمر با دختر علی
عمر بن خطاب با ام کلثوم دختر علی بن ابیطالب ازدواج کرد[۲۲]
شیعیان بسیاری این ازدواج را زیر سوال بردهاند.
قتل عمر
پیروز نهاوندی یا ابولؤلؤ کسی بود که خلیفه عمر بن خطاب را با ضربات خنجر در مسجد مدینه به قتل رساند.
میراث
اهل سنت معتقدند، قوانین متعددی در اسلام وجود دارد که یا از جانب خداوند بر مسلمین حکم شدهاست و یا پس از مرگ محمد ترویج یافته و عمومی شدهاند که نقش عمر در آغازگری این قوانین و احکام، بارز است. از مهمترین اقدامات او میتوان به این موارد اشاره کرد:
-
- تعمیم نماز تراویح در هر شب ماه رمضان (مسلمانان سنی به این نماز پایبند هستند.) [۲۳]
- نامگذاری تاریخ اسلامی و تخصیص آغازگری آن به هجرت محمد از مکه به مدینه [۲۴]
- بنیانگذاری دیوان اسلامی و تشکیل نخستین تقسیمات اداری و حکومتی [۲۵]
- بنای شهرهای سلفیس، فسطاط، ابریس، کوفه و جیزه [۲۶]
- بد گویی و هجاء در سخنرانی را ممنوع کرد، و بر آن حد بست.
نقد
بنا به نقل برخی منابع شیعه و سنی عمر به دستور ابوبکر، برای وادار کردن علی به بیعت با ابوبکر، در ماجرای تهدید به سوزاندن درب خانه فاطمه دختر محمد، پس از مرگ محمد، نقش داشتهاست.[۲۷][۲۸][۲۹][۳۰] هرچند که در صحت این مطلب اختلاف است [۳۱]
برخی از سنت گذاریهای عمر در نزد شیعه بدعت به حساب میآید از جمله:
- نماز تراویح که از سنتهای مشهور عمر است که خود وی پس از وضع آن گفته بود: «نعم البدعة هذه_ این چه بدعت خوبی ست».[۳۲]
- بنا بر عقیده شیعیان وی دو متعه رایج در زمان پیامبر و ابوبکر را ممنوع کرد یکی متعه حج و دیگری متعه زنان (ازدواج موقت). بنا بر اعتقاد اهل سنت متعه در زمان محمد منسوخ شده است. [۳۳][۳۴]
- و نیز تکتف در نماز یعنی دست بسته ایستادن که بنا بر گفتهٔ برخی از عمر شروع شدهاست.[۳۵][نیازمند منبع]
- بعضی از شیعیان درگذشت عمر را تحت عنوان عمرکشان جشن میگیرند. این جشن در ایران ممنوع است.
واقعه خانه فاطمه
حمله به خانه فاطمه زهرا، «حَرق دار» به واقعهای اشاره میکند که ابوبکر پس از انتخاب شدن به عنوان خلیفه مسلمانان به همراه عدهای از همراهان از جمله عمر به قصد گرفتن بیعت به خانه علی میرود و در آنجا با مقاومت علی و فاطمه روبرو میشود. حتی اگر به این داستان شاخ و برگ داده شده باشد و جزئیاتی ساختگی به آن افزوده شده باشد. این داستان بر مبنای واقعیت است.[۳۶]
نظر شیعیان درباره لقب فاروق
بر اساس دیدگاه شیعیان نخستین کسانی که به عمر لقب فاروق دادند، اهل کتاب بودند.[۳۷][۳۸][۳۹][۴۰][۴۱] شیعیان با استناد به احادیث محمد اعتقاد دارند پیامبر لقب فاروق را در وصف علی فرموده اند[۴۲] و اهل سنت بدون استناد هیچ حدیثی این لقب را به عمر دادهاند.[نیازمند منبع]
پانویس
- ↑ Ahmed, Nazeer. Islam in Global History: From the Death of Prophet Muhammad to the First World War. American Institute of Islamic History and Cul, 2001. ص 34. ISBN ۰-۷۳۸۸-۵۹۶۳-X.
- ↑ ʿUmar I. (۲۰۰۹). In Encyclopædia Britannica. Retrieved February ۱۱, ۲۰۰۹, from Encyclopædia Britannica Online
- ↑ ، «Umar I,» Microsoft® Encarta® Online Encyclopedia ۲۰۰۸ http://encarta.msn.com © ۱۹۹۷-۲۰۰۸ Microsoft Corporation. All Rights Reserved.
- ↑ (تاریخ خلفا، سیوطی، به نقل از العسکری)
- ↑ روی محمد بن السائب الکلبی- الصلابة فی معرفة الصحابة - الجزء (۳) - رقم الصفحة: (۲۱۲)
- ↑ عمر بن خطاب، محمد أبوالنصر ص ۱۷
- ↑ نسب قریش للزبیری، ص ۳۴۷
- ↑ عمر اول، دانشنامه انکارتا
- ↑ ابن اسحاق ۳:۱۲۸
- ↑ الکامل فی التاریخ ۲/۲۱۲
- ↑ ابن جوزی ۳۱
- ↑ عمر اول، دانشنامه بریتانیکا
- ↑ عمر اول، دانشنامه بریتانیکا
- ↑ تاریخ طبری، ج۵ ص ۲۰۴۴
- ↑ عمر اول، دانشنامه انکارتا
- ↑ جرجی زیدان، تاریخ تمدن اسلام، ص ۸۹
- ↑ The Cambridge History of Islam, ed. P.M. Holt, Ann K.S. Lambton, and Bernard Lewis, Cambridge ۱۹۷۰
- ↑ تاریخ طبری، ج ۵ ص ۲۰۳۹
- ↑ طبری، ۱۵۸۸
- ↑ مشارکتکنندگان ویکیپدیا، «Umar»، ویکیپدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد (بازیابی در ۱۹ مه ۲۰۰۸). که خود برگرفته از:
- ↑ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج ۳، ص ۲۷۷ و ج ۵، ص ۲۴/ جهشیاری، الوزراء و الکتاب، ص ۴۴/ مسکویه رازی، همان، ج ۱، ص ۴۱۱/ ابن خلدون، العبر، ج ۱، ص ۲۰۳
- ↑ Nasr, Seyyed Hossein. "Ali". Encyclopædia Britannica Online:Ali and the first caliphs
- ↑ بخاری، جلد 1، صفحه 342؛ عبدالرزاق، جلد 4 صفحه 258، حدیث 7723؛ ارشادالساری، جلد 4، صفحه 657.
- ↑ تاریخ کامل، ابن اثیر، ص ۱۵۷۰
- ↑ تاریخ کامل، ابن اثیر، ص ۱۵۷۰
- ↑ تاریخ کامل، ابن اثیر، ص ۱۴۴۷
- ↑ انساب الاشراف، بلاذری، ج۱، ص۵۸۶
- ↑ الامامة والسیاسة، ابن قتیبة الدینوری، تحقیق الشیری - ج ۱ - ص ۳۰
- ↑ العقد الفرید، ابن عبدربه، ج۳، ص ۶۳ طبع مصر
- ↑ الامامة و الخلافة، مقاتل بن عطیه، ص۱۶۰ و ۱۶۱ که با مقدّمهای از دکتر حامد داود استاد دانشگاه عین الشمس قاهره به چاپ رسیده، چاپ بیروت، مؤسّسة البلاغ
- ↑ محمدحسین کاشفالغطاء: جنة المأوی. بیروت: دارالأضواء. ص ۱۳۵.
- ↑ صحیح بخاری ج ۲ کتاب صلاة التراویح http://islamport.com/w/mtn/Web/3007/3546.htm
- ↑ صحیح بخاری ج ۵ ص ۱۵۸
- ↑ صحیح مسلم ج ۲ ص ۱۰۲۳ حدیث ۱۶ و ۱۷
- ↑ دکتر تیجانی در دو کتاب «اهل سنت واقعی» و «از آگاهان بپرسید» ابعادی از زندگی عمر را از منابع سنی مورد مطالعه قرار داده است
- ↑ Veccia Vaglieri, L. «Fatima.» Encyclopedia of Islam, Leiden, Vol. ۲, The Netherlands: Brill, ISSN ۱۵۷۳-۳۹۱۲, Page ۸۴۴-۸۵۰
- ↑ الطبقات الکبری - محمد بن سعد - ج ۳ - ص ۲۷۰ - دار صادر - بیروت
- ↑ تاریخ مدینة دمشق - ابن عساکر - ج ۴۴ - ص ۵۱ - دار الفکر للطباعة والنشر والتوزیع - بیروت - لبنان
- ↑ تاریخ الطبری - الطبری - ج ۳ - ص ۲۶۷ - مؤسسة الأعلمی للمطبوعات - بیروت - لبنان
- ↑ أسد الغابة - ابن الأثیر - ج ۴ - ص ۵۷ - دار الکتاب العربی - بیروت - لبنان
- ↑ البدایة والنهایة - ابن کثیر - ج ۷ - ص - ۱۵۰ - دار إحیاء التراث العربی - بیروت - لبنان
- ↑ مشارق الانوار: ۱۸۱
نگاره ها
جستارهای وابسته
منابع
- فرد دونر. The Early Islamic Conquests. انتشارات دانشگاه پرینستون، ۱۹۸۱.
- ا.گولام. The Life of Muhammad. انتشارات دانشگاه آکسفورد، ۱۹۵۵.
- ویکفرد مدلانگ. The Succession to Muhammad. انتشارات دانشگاه کمبریج، ۱۹۹۷.
- لویدلاویدا و م.بونر. «Umar». در دانشنامه اسلام (به انگلیسی: Encyclopedia of Islam). ویرایش ویرایش اول سی دی. Koninklijke Brill NV، ۱۹۹۹.
- سی.دبلیو.پریوایت-اُرتون. The Shorter Cambridge Medieval History. کمبریج: انتشارات دانشگاه کمبریج، ۱۹۷۱.
- هیکل، محمدحسین. زندگی خلیفهٔ دوم حضرت فاروق اعظم رضیالله عنه. ترجمهٔ معینالدین برهانی. کابل: دبیقی کتاب چاپولو موسسه، نور ۱۳۵۳.
- محمد بن اسحاق. سیره ابن اسحاق المسمی به کتاب المبتدأ و المبعث و المغازی. بیروت: دارالإسلام، ۱۹۸۱.
- علی بن سهل طبری. الدین و الدوله فی إثبات نبوه النبی علیه السلام. بیروت: دارالثراث، ۱۹۱۸.
- السیره النبویة لابن هشام.
- الخلفاء الراشدین نوشته عبدالوهاب النجار.
- الفاروق عمر بن الخطاب ثانی الخلفاء الراشدین نوشته محمد رضا
- مرتضی حسینی فیروزآبادی. السبعه من السلف. مشهد: فیروزآبادی، ۱۹۷۵.
- علی احمد الخطیب. عمر بن خطاب فی حیاته. مکه: الضحی، ۱۹۸۳.
- عبدالرحمن احمد بکری. من حیاة الخلیفة عمربن الخطاب. مشهد: المرشد.
- رضا محمد رضا. الفاروق عمربن الخطاب ثانی الخلفاء الراشدین رضیالله عنه. قاهره: المکتبة العصریة، ۲۰۰۵.
- سعید ناصر حکم. الفاروق أمیرالمومنین عمر بن الخطاب: عصره و حیاته. ترجمهٔ محمد رواس قلعجی. إسکندریه: دارالنفائس، ۱۴۱۸ قمری.
- المعجم الکبیر، ج ۱۱، ص ۶۴، ح ۱۱۰۹۳.
- حلیة الاولیاء، ج ۳، ص ۳۰۴، رقم ۲۴۹.
- میزان الاعتدال، ج ۲، ص ۶۳۳، رقم ۵۱۲۰.
- الکامل فی ضعفاء الرجال، ج ۶، ص ۳۲۵، رقم ۱۸۰۶.
- میزان الاعتدال، ج ۴، ص ۱۴۵، رقم ۸۶۶۰.
- الکامل فی ضعفاء الرجال، ج ۵، ص ۳۷۱، رقم ۱۵۳۴.
- تاریخ بغداد، ج ۵، ص ۴ و ج ۷، ص ۳۳۷.
- میزان الاعتدال، ج ۱، ص ۵۴۰، رقم ۲۰۱۸.
- میزان الاعتدال، ج ۴، ص ۱۴۶، رقم ۸۶۶۰.
- البدایة و النهایة، ج ۷، ص ۲۳۰، حوادث سنه ۳۵ هجری.
- علی اصغر رضوانی، امام شناسی و پاسخ به شبهات(۲)، ص ۴۳۴.
- سایت اینترنتی حضرت آیت الله مکارم شیرازی بخش پاسخ به شبهات شیعی : www.makarem.ir
| مجموعهای از گفتاوردهای مربوط به عمر بن خطاب در ویکیگفتاورد موجود است. |
|
|||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||