ابوموسی اشعری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

ابوموسی اشعری ملقب به ابن قیس، یکی از صحابیون محمد و فرماندهی نظامی بود و در سال ۶۱۴ میلادی متولد شد.[۱]

دوران محمد و خلافت ابوبکر[ویرایش]

ابوموسی به همراه برادرانش و مردان قبیله‌اش (اشعر) محل زندگی خود که حوالی دریای یمن بود را ترک گفته و در زمان جنگ خیبر (۷ هجری/۶۲۸ میلادی) با محمد بیعت نمود. بنابراین برخی روایات که وی را در زمره گروهی قرار می دهند که به حبشه مهاجرت نمود، نمی‌تواند صحیح باشد. وی در سال ۸ هجری/۶۳۰ میلادی در جنگ حنین شرکت جست و در سال ۱۰ هجری/۲-۶۳۱ میلادی، به همراه معاذ بن جبل به عنوان نماینده محمد به یمن رفت تا مردم آن دیار را به اسلام فرا بخواند. ابوبکر نیز ماموریت دقیقاً مشابهی به وی داد.[۱]

دوران خلافت عمر[ویرایش]

در سال ۱۷ هجری/۶۳۸ میلادی، عمر پس از آنکه مغیره بن شعبه را از ریاست بصره عزل نمود، ابوموسی را به جای وی گمارد. در سال ۲۲ هجری/۳-۶۴۲ میلادی، بنا به درخواست مردم کوفه، عمر وی را والی آنجا نمود. اما چند ماه طول نکشید که دوباره عمر وی را از آنجا برداشت و مغیره بن شعبه را جانشینش کرد و خود ابوموسی را دوباره بر بصره گماشت.[۱]

ابوموسی هنگامی که والی بصره بود، توانست خوزستان را در سالهای ۲۱-۱۷ هجری/۴۲-۶۳۸ میلادی فتح کند. مرکز آنجا، شهر اهواز (سوق اهواز) در سال ۱۷ هجری/۶۳۸ میلادی، به دست وی افتاد. اما فتح خوزستان به دلیل مقاومت شهرهای آن، با سختی میسر گردید و در سال ۲۱ هجری/۶۴۲ میلادی پس از اینکه مرکز دوم خوزستان به نام شوشتر، سقوط کرد، برخی شهرهای آنجا مجبور به فتح دوباره شدند. در سال ۲۰-۱۸ هجری/۴۱-۶۳۹ میلادی، لشکر وی به اتفاق لشکریان عیاض بن غنم، توانستند بین النهرین را فتح کنند. وی همچنین در لشکر کشی به فلات ایران و در جنگ نهاوند حضور داشت و آنجا شهرهای متعددی را فتح کرد.[۱]

در سال ۲۳ هجری/۴-۶۲۳ میلادی، گروهی از کردان در منطقه بیروذ اهواز جمع شده و سپاهیان زیادی از مردمان منطقه را جمع کرده و علیه ابوموسی شورش کردند. ابوموسی آنجا را که باقی‌مانده کردان در آنجا پناه گرفته بودند را محاصره کرد و سر انجام شورش را خوابانید. در هنگام تقسیم غنایم این جنگ، شکایتی از ابوموسی به عمر شد که مبنی بر تقسیم ناعادلانه غنایم از سوی ابوموسی بود. در همین سال، ابوموسی به سمت فارس نیز لشکر کشید و به سپاهیان عثمان بن ابی العاص، در فتح آنجا یاری رساند. عثمان پیشتر، بحرین و عمان را نیز فتح کرده بود.[۱]

دوران خلافت عثمان[ویرایش]

در سال ۲۶ هجری/۷-۶۴۶ از وی شکایاتی شد و برخی از سپاهیانش از وی نا فرمانی کردند (برخی منابع نافرمانی سپاهیان را در سال ۲۹ هجری می دانند که دانشنامه اسلام، سال ۲۶ را درست می داند.). جدی ترین شکایت از وی در سال ۲۹ هجری/۵۰-۶۴۹ میلادی صورت گرفت که گروهی از بصره وی را متهم به سوء استفاده از اموال کرده و به شکایت نزد عثمان آمدند. عثمان وی را عزل و به جایش عبدالله بن عامر را بر بصره گماشت. با این وجود، مردم کوفه بسیار به ابوموسی احترام می گذاشتند و در سال ۳۴ هجری/۵-۶۵۴ میلادی، هنگامی که سعید بن عاص والی کوفه را از آنجا بیرون کردند، خواستار امارت ابوموسی بودند و عثمان وی را والی آنجا کرد و تا هنگام کشته شدن عثمان، ابوموسی والی آنجا بود.[۱]

دوران خلافت علی[ویرایش]

ابوموسی با علی بیعت نمود و با وجود اینکه با روی کار آمدن علی، اکثر حاکمان گمارده شده از سوی عثمان، عزل شدند، در مقامش ابقا شد. اما وقتی که جنگ بین طلحه و زبیر و عایشه با علی بالا گرفت، ابوموسی موضعی بی طرف اتخاذ کرد و با وجود تحت فشار گذاشتنش، از تصمیمش منصرف نشد. حامیان علی وی را از کوفه بیرون کردند و علی نامه ای شدید الحن به وی نوشت و عزلش کرد. اما چند ماه بعد، علی، به وی امان داد.[۱]

در سال ۳۷ هجری/۶۵۷ میلادی و در جنگ صفین، کوفیان علی را مجبور کردند که ابوموسی را حکم اهالی عراق کند و وی را به اذرح بفرستد. چون وی را در نزاع بین علی و معاویه بی طرف می دانستند و گمان می کردند که این انتخاب، به نفع آنان خواهد بود. بعد از واقعه حکمیت، ابوموسی به مکه رفت. در سال ۴۰ هجری/۶۶۰ میلادی، بسر بن ابی ارطاة ،فرماندهی از سپاه معاویه، مکه و مدینه را تصرف کرد و ابوموسی به علت اینکه پیشتر در اذرح، با خلافت معاویه مخالفت کرده بود، از جان خود بیم داشت. اما بسر به وی امان داد.[۱]

پس از این دوران، ابوموسی دیگر در سیاست دخالت نداشت و این مهم از نامشخص بودن تاریخ دقیق مرگ وی هویدا است. در منابع به سالهای ۴۱،۴۲،۵۰،۵۲،۵۳ اشاره شده که از همه درست تر سال ۴۲ هجری است.[۱]

ابوموسی و قرآن[ویرایش]

ابوموسی بسیار در امر نماز و خواندن قرآن مقید بود و صوت خوبی داشت. ابوموسی مصحف قرآنی نیز دارد که گفته می شود که عمری بیشتر از مصحف جمع شده در زمان عثمان دارد.[۱]

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]