عمر بن خطاب
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
| در مورد درستی موضوعات ذکرشده در این مقاله اختلافنظر وجود دارد. لطفاً به گفتگوهای صفحهٔ بحث مراجعه کنید. |
| در بیطرفی این مقاله یا بخش اختلاف نظر وجود دارد. لطفاً به گفتگوهای صفحهٔ بحث مراجعه کنید. |
- عمر به اینجا تغییر مسیر میدهد. برای دیگر کاربردها به صفحهٔ عمر (ابهامزدایی) مراجعه کنید.
مجموعه مقالههای |
|
|---|---|
| اصول | |
| اصول خاص تشیع | |
| فروع | |
| فروع خاص تشیع | |
| منابع اسلامی | |
| شخصیّتها | |
|
محمد |
|
| مذهبها | |
| مذاهب فقهی | |
| مذاهب کلامی | |
| علوم اسلامی | |
| تاریخ اسلام | |
|
امویان • عباسیان |
|
| جغرافیای اسلام | |
|
مکه • مدینه |
|
عمر بن خطاب(نام کامل:ابو حفص عمر بن الخطاب بن نفيل بن عبدالعزی، ملقب به «عمر فاروق» دومین خلیفه از خلفای راشدین بود که تحت فرمان او، سپاهیان عرب، سرزمین بینالنهرین و سوریه را فتح نموده و نیز استیلای بر ایران و مصر را آغاز کردند.[۱][۲][۳]
فهرست مندرجات |
آغاز زندگی
عمر در سال ۵۸۱ میلادی برابر با دهم عام الفیل در شهر مکه زاده شد. نام پدرش خطاب و نام مادرش حنتمه بنت هاشم بود. طبق روایات سنتی وی در دوران نوجوانی در صحراهای عربستان و در ضجنان به شترچرانی و چوپانی میپرداخت؛ و در طائف سواری و تیراندازی و شمشیرزنی و کشتی گیری را آموخت. او از کسانی بود که در جوانی به مکتب رفته، خواندن و نوشتن را آموخت.[۴]
عمر در بیست و سه سالگی، با زینب دختر مظعون ازدواج کرد؛ از این ازدواج دختری زاده شد که عمر او را حفصه نامید؛ از آن پس عمر خود را با کنیه اباحفص به مردم میشناساند.[۵]
اسلام آوردن عمر
هنگامی که محمد دعوت به اسلام را آغاز کرد، عمر به دفاع از سنتهای قدیمی عربی و آیین شرک و بت پرستی پرداخت؛ به همین دلیل روابط خود را با بسیاری از مردان عرب که به دین اسلام درآمده بودند، قطع کرد. وی همچنین اعلام کرد که با علی، عبدالرحمن بن عوف، حمزه، ابوبکر، عثمان و زبیر رابطه تجاری نخواهد داشت.
اسلام آوردن او، که پیش از آن از مخالفان سرسخت محمد محسوب میشد، نقطه عطف و رویداد مهمی در تاریخ اسلام بهشمار میرود؛[۲] با این حال روایات مربوط به اسلام آوردن او مختلف است. در سیره ابن اسحاق آمدهاست که عمر قصد قتل محمد را داشت، تا این که در راه یکی از مسلمانان را دید و او عمر را آگاه کرد که خواهر و دامادش مسلمان شدهاند. عمر به سوی خانه دامادش حرکت کرد و به ضرب و شتم آن دو پرداخت؛ اما سرانجام تحت تأثیر آیاتی از سوره طه قرار گرفت و مسلمان شد. خباب پسر ارت او را به پناهگاه محمد در تپه صفا راهنمایی کرد. تذکره نویسان او را چهلمین مرد مسلمان دانستهاند.[۶]
عمر، ابوحکم بن هشام را از اسلام آوردن خود آگاه کرد؛ او نپذیرفت در پناه عتبه بن ربیعه برای اسلام مبارزه نماید. عاص بن وائل به مردان قریش دستور داد که عمر را بکشند، ولی آنها موفق به کشتن عمر نشدند.
عمر در زمان حیات محمد
او بههمراه محمد و سایر مسلمانان اهل مکه به مدینه رفت؛ او با عبدالله بن مسعود(و به روایتی با ابوبکر) پیوند برادری بست. او در جنگهای بدر، احد، خندق، تبوک، بنی قیقناع، بنی النضیر حضور داشت.[۷][ارجاع دقیقی نیست.] وی در جنگ با یهودیان، قلعههای قمو، وطیع و سلالم را که در دست مرحب بود، فتح کرد.[نیازمند منبع] او در ماموريت هاي جنگي تربه، حاذان، خثعم نيز حضور داشت.[نیازمند منبع] در کنار ابوبکر، به یکی از مشاوران و یاران (صحابه) اصلی محمد بدل گشت.[۸]
ازدواج محمد با دختر او حفصه در سال ۶۲۵ میلادی، نشانگر مقام و رتبه عمر در سرزمین عربستان بود. پس از مرگ محمد، او نقش بسیار مهمی در آشتی دادن و جلب موافقت و بیعت مسلمانان اهل مدینه، در پذیرفتن ابوبکر که یک اهل مکه بود، به عنوان جانشین محمد ایفا کرد.[۱]
اهل سنت معتقدند، قوانین متعددی در اسلام وجود دارد که یا از جانب خداوند بر مسلمین حکم شدهاست و یا پس از مرگ محمد ترویج یافته و عمومی شدهاند که نقش عمر در آغازگری این قوانین و احکام، بارز است. از مهم ترین اقدامات او میتوان به این موارد اشاره کرد:
- تعمیم نماز تراویح در هر شب ماه رمضان (مسلمانان سنی به این نماز پایبند هستند.)
- نامگذاری تاریخ اسلامی و تخصیص آغازگری آن به هجرت محمد از مکه به مدینه[نیازمند منبع]
- بنیانگذاری دیوان اسلامی و تشکیل نخستین تقسیمات اداری و حکومتی[نیازمند منبع]
- بنای شهرهای سلفیس، فسطاط، ابریس، کوفه و جیزه[نیازمند منبع]
پس از خلافت
عمر پس از ابوبکر در سال ۶۳۴ میلادی به خلافت مسلمین رسید و نخستین کسی بود که لقب «امیرالمومنین» را برای خود برگزید.[۱] گفته شده است که عمر دارای خویی خشن بود لذا برخی دوستان ابوبکر به جانشینی او پس از ابوبکر راضی نبودند و ابوبکر با آگاهی ازین مسأله برای عمر از مدل شورا استفاده نکرد.در چرایی انتصاب عمر از سوی ابوبکر همچنین باید تلاش های فراوان وی برای استقرار خلافت بر ابوبکر را نیز در نظر داشت. خلافت وی تقریباً ۱۰ سال به طول انجامید. در دوران فرمانروایی او، طی فتوحات بسیار، قلمرو مسلمانان بهطور بیسابقهای گسترش یافت و به یک قدرت جهانی تبدیل شد. از جمله فتح بینالنهرین و بخشهایی از ایران که منجر به سقوط امپراتوری ساسانیان شد، و مصر، فلسطین، سوریه، آفریقای شمالی و ارمنستان که تحت سلطه امپراتوری روم شرقی (بیزانس) بود. در جنگ یرموک که در نزدیکی دمشق در سال ۶۳۶ میلادی اتفاق افتاد، سپاه کوچکی از مسلمانان، نیروهای چندین برابر امپراطوری روم را شکست دادند که به سلطه روم شرقی بر نواحی جنوب آسیای صغیر برای همیشه پایان داد. همچنین در نبردی بزرگتر موسوم به قادسیه، در نزدیکی سواحل رود فرات، سپاهیان عرب به فرماندهی سعدبن ابی وقاص، سپاهیان ایران را شکست دادند و سردار ساسانی، رستم فرخزاد در این نبرد کشته شد.[۹] عمر پس از ده سال خلافت به سال ۶۴۴ میلادی، توسط یک برده ایرانی ناراضی به نام ابولؤلؤ (پیروز نهاوندی) کشته شد.[۲]
نظر شیعه در مورد عمر
شیعیان معتقدند که خلفای بعد از پیغمبر در سقیفه باغصب جایگاه خلافت، مانع جانشینی علی شده و وی (علی) برای اینکه به اسلام ضربه وارد نشود مدت طولانی سکوت نمودهاست. در واقع در نظر شیعه جریان سقیفه چیزی بیشتر از یک کودتا نیست.
(به عقیده شیعه و سنی) عمر به دستور ابوبکر،برای وادار کردن علی به بیعت با ابوبکر، در ماجرای سوزانده شدن درب خانه فاطمه دختر محمد، پس از مرگ محمد، نقش داشتهاست. [۱۰] [۱۱] [۱۲] [۱۳] [۱۴] [۱۵] ابن حجر عسقلانى در شرح حال احمد بن محمد بن السرى بن يحيى پدر دارم ابوبكر محدث كوفى، گفته است: " محمد بن احمد بن حماد كوفى حافظ پس از اينكه تاريخ مرگش [یعنی مرگ احمد] را آورده، گفته است: وى در بيشتر روزگارش درستكار بوده و در روزهاى آخر عمرش غالبا مثالب را نزد او مطالعه مى نمودند، روزى نزد او حاضر شدم در حالى كه شخصى نزد وى مى خواند كه: «عمر، لگدى بر فاطمه زد كه محسن را سقط نمود»" [۱۶][۱۷] مسلم نیز در صحیحش از عمر نقل کرده که علی و عباس (عموی پیامبر) او را دروغ گو، گناهکار و خائن (در امر خلافت) می دانستند. [۱۸]
برخی از سنت گذاری های عمر در نزد شیعه بدعت به حساب می آید از جمله:
- نماز تراویح که از سنت های مشهور عمر است که خود وی پس از وضع آن گفته بود: "نعم البدعة هذه_ این چه بدعت خوبی ست".[۱۹]
- همچنین در زمان عمر جمله ی "حی علی خیر العمل"به دستور وی از اذان حذف شد و به جای آن در اذان بامداد عبارت "الصلاة خیر من النوم " اضافه شد و خود او این گونه توجیه کرد که اگر مجاهدین مسلمان فکر کنند که خیرالعمل(بهترین کار) نماز است برای نماز آسان جهاد سخت را ترک خواهند کرد.
- وی دو متعه ی رایج در زمان پیامبر و ابوبکر را ممنوع کرد یکی متعه ی حج و دیگری متعه ی زنان (ازدواج موقت) [۲۰] [۲۱]
- و نیز تکتف در نماز یعنی دست بسته ایستادن که بنا بر گفته ی اکثریت از عمر شروع شده است.[۲۲]
بعضی از شیعیان درگذشت عمر را تحت عنوان عمرکشان جشن می گیرند. این جشن در ایران ممنوع است.
ازدواج عمر با دختر علی
عمر بن خطاب در سال هفتم پس از رحلت پیامبر با ام کلثوم دختر علی بن ابیطالب ازدواج کرد[۲۳].بنا بعقيده اهل سنت ازدواج عمر با ام کلثوم دختر علی نشان کمال مقبوليت عمر در نزد علی است، اما شیعیان نظر متفاوتی نسبت به این موضوع دارند.علامه مجلسی، این پیوند را تأیید می کند اما درباره آن می نویسد: «اين ازدواج بر اساس تقيه و ناچاری صورت گرفته بود.»[۲۴][۲۵] همچنین سید علی حسینی میلانی از تاریخ پژوهان معاصر نیز صحت این ازدواج را به چالش می کشد.[۲۶] نتیجه ی بحث وی این است که عمر از امّ كلثوم دختر على، خواستگارى كرد و على كوچكى اين دختر و اين كه او نامزد پسرعموى خود مى باشد را عذر آورد. پس از رفت و آمدهاى مكرّر عمر، سرانجام با تهديد على و ارعاب بنى هاشم، على امر اين دختر را به نظر عمويش عبّاس موكول كرد و اين ازدواج به معناى تحقّق صرفِ عقد و با كمال بى ميلى و اكراه واقع شد. از اين رو، به مجرّد مرگ عمر، على دخترش را به خانه خود برگرداند. علت اصرار عمر بر این ازدواج نافرجام سرپوش گذاشتن بر حوادث و کدورتهای گذشته بود.
پانویس
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ʿUmar I. (2009). In Encyclopædia Britannica. Retrieved February 11, 2009, from Encyclopædia Britannica Online
- ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ، "Umar I," Microsoft® Encarta® Online Encyclopedia 2008 http://encarta.msn.com © 1997-2008 Microsoft Corporation. All Rights Reserved.
- ↑ (تاریخ خلفا، سیوطی، به نقل از العسکری)
- ↑ عمر بن خطاب، محمد أبوالنصر ص ۱۷
- ↑ نسب قریش للزبیری، ص ۳۴۷
- ↑ ابن اسحاق ۳:۱۲۸
- ↑ الکامل فی التاریخ ۲/۲۱۲
- ↑ ابن جوزی ۳۱
- ↑ مشارکتکنندگان ویکیپدیا، «Umar»، ویکیپدیای انگلیسی، دانشنامهٔ آزاد. (بازیابی در ۱۹ مه ۲۰۰۸). که خود برگرفته از:
- ↑ انساب الاشراف، بلاذرى، ج۱، ص۵۸۶
- ↑ الامامة والسياسة، ابن قتيبة الدينوري، تحقيق الشيري - ج ۱ - ص ۳۰
- ↑ العقد الفريد، ابن عبدربه، ج۳، ص ۶۳ طبع مصر
- ↑ الامامة و الخلافة، مقاتل بن عطيه، ص۱۶۰ و ۱۶۱ كه با مقدّمه اى از دكتر حامد داود استاد دانشگاه عين الشمس قاهره به چاپ رسيده، چاپ بيروت، مؤسّسة البلاغ
- ↑ منهاج السنة، ابن تیمیه حرانی، ج۴، ص۲۲۰
- ↑ تاريخ ابوالفداء، ج۱، ص۱۵۶ طبع مصر بالمطبعة الحسينية
- ↑ لسان الميزان ج 1
- ↑ آیت الله مکارم شیرازی در کتابچهای با نام «شهادت فاطمه (س) افسانه نيست» مدارک این واقعه را از کتب اهل سنت جمع آوری کرده است
- ↑ صحیح مسلم، ج5، ص 151 [۱]
- ↑ صحیح بخاری ج 2 کتاب صلاة التراویح http://islamport.com/w/mtn/Web/3007/3546.htm
- ↑ صحیح بخاری ج 5 ص 158
- ↑ صحیح مسلم ج 2 ص 1023 حدیث 16 و 17
- ↑ دکتر تیجانی در دو کتاب "اهل سنت واقعی" و "از آگاهان بپرسید" ابعادی از زندگی عمر را از منابع سنی مورد مطالعه قرار داده است
- ↑ تاریخ الفی - احمد بن نصر الله تتوی، آصف خان قزوینی
- ↑ «بحارالانوار، ج 42، ص 109 – 107»
- ↑ پیوند به بيرون
- ↑ پیوند به بيرون
منابع
- فرد دونر. The Early Islamic Conquests. انتشارات دانشگاه پرینستون، ۱۹۸۱.
- ا.گولام. The Life of Muhammad. انتشارات دانشگاه آکسفورد، ۱۹۵۵.
- ویکفرد مدلانگ. The Succession to Muhammad. انتشارات دانشگاه کمبریج، ۱۹۹۷.
- لویدلاویدا و م.بونر. «Umar». دانشنامه اسلام (به انگلیسی: Encyclopedia of Islam). ویرایش اول سی دی. Koninklijke Brill NV، ۱۹۹۹.
- سی.دبلیو.پریوایت-اُرتون. The Shorter Cambridge Medieval History. کمبریج: انتشارات دانشگاه کمبریج، ۱۹۷۱.
- هیکل، محمدحسین. زندگی خلیفهٔ دوم حضرت فاروق اعظم رضیالله عنه. ترجمهٔ معینالدین برهانی. کابل: دبیقی کتاب چاپولو موسسه، نور ۱۳۵۳.
- محمد بن اسحاق. سیره ابن اسحاق المسمی به کتاب المبتدأ و المبعث و المغازی. بیروت: دارالإسلام، ۱۹۸۱.
- علی بن سهل طبری. الدین و الدوله فی إثبات نبوه النبی علیه السلام. بیروت: دارالثراث، ۱۹۱۸.
- السیره النبویة لابن هشام.
- الخلفاء الراشدین نوشته عبدالوهاب النجار.
- الفاروق عمر بن الخطاب ثانی الخلفاء الراشدین نوشته محمد رضا
- مرتضی حسینی فيروزآبادی. السبعه من السلف. مشهد: فیروزآبادی، ۱۹۷۵.
- علی احمد الخطیب. عمر بن خطاب فی حیاته. مکه: الضحی، ۱۹۸۳.
- عبدالرحمن احمد بکری. من حياة الخليفة عمربن الخطاب. مشهد: المرشد،
- رضا محمد رضا. الفاروق عمربن الخطاب ثاني الخلفاء الراشدين رضيالله عنه. قاهره: المکتبة العصرية، ۲۰۰۵.
- سعید ناصر حکم. الفاروق أمیرالمومنین عمر بن الخطاب: عصره و حیاته. ترجمهٔ محمد رواس قلعجی. إسکندریه: دارالنفائس، ۱۴۱۸ قمری.