زبیر بن عوام
|
|
برای اثباتپذیری کامل این مقاله به منابع بیشتری نیاز است یا منابع ارائهشده بهدرستی ارجاع داده نشدهاند. لطفاً با توجه به شیوهٔ ویکیپدیا برای ارجاع به منابع با ارایهٔ منابع معتبر این مقاله را بهبود بخشید. مطالب بیمنبع در آینده مردود و حذف خواهندشد. |
ابوعبدالله زبیر بن عوام قریشی، از اصحاب و خویشاوندان محمد پیامبر اسلام و یکی از جنگاوران صدر اسلام بود؛ پیامبر درباره ایشان فرمودند(هر پيامبري در بهشت ياري دارد وتو اي زبير يار مني ). در مورد سن اسلام آوردن ایشان نوشته اند که زبير در هشت سالگي به اسلام مشرف شد. زبیر در نبردهای بدر و یرموک شرکت داشت و در فتح مصر، از خود دلاوریها نشان داد. عمر بن خطاب هنگام مرگ، تنها ۶ تن از اصحاب محمّد را لایق خلافت میدید که علی بن ابیطالب و زبیر بن عوام در زمره آن شش تن بودند. (اصحاب شورا) از یاران و اقوام وی در غزوههای بدر، یرموک و فتح مصر شرکت داشت. پس از آنکه علی پسر ابوطالب از طرف مسلمانان برای خلافت برگزیده شد، زبیر و طلحه از وی تقاضا کردند که حکومت بصره و کوفه را به آنان بسپارد. اما علی به دلایلی این کار را نکرد. زبیر به همراه طلحه و عایشه و به بهانه خونخواهی عثمان جنگ جمل را به راه انداختند. هنگام این نبرد زبیر از کار خویش پشیمان شد و به بیابانی نزدیک بصره رفت تا توبه کند و در همانجا به دست یک ناشناس کشته شد. علی قاتل زبیر را قصاص کرد.
[ویرایش] در زمان خلافت علی
پس از کشته شدن عثمان بن عفّان، اکثر مسلمانان از علی بن ابی طالب تقاضا کردند تا خلافت را بپذیرد، گروهی از مردم بصره و کوفه نیز بر آن شدند تا با زبیر و یا طلحه بیعت کنند. در این میان، روز به روز بر تعداد هواداران علی افزوده میشد؛ چنانکه حتّی طلحه و زبیر هم به خلافت علی رضایت دادند. علی برای پذیرش خلافت، شرایطی گذاشت که یکی از آنها، بیعت علنی اصحاب حاضر در مدینه با وی بود. با وجود این، طلحه و زبیر پاسخ دادند که در مسجد مدینه حاضر نخواهند شد و هر کس را که مسلمانان به خلافت برگزینند، خواهند پذیرفت. امّا علی، وجود آن دو را نیز ضروری میدانست. برای همین مالک اشتر به نزد طلحه و زبیر رفت و آنها را پس از شماتت به مسجد مدینه برد. طلحه و پس از او زبیر، نخستین کسانی بودند که با علی بیعت کردند. در برخی از روایات آمدهاست که مدّتی بعد، زبیر و طلحه به علی پیشنهاد کردند تا امارت دو شهر بصره و کوفه را به آنها واگذارد. امّا علی که آن دو را مناسب این کار نمیدید، دو تن دیگر را به امارت دو شهر ذکر شده برگزید. همین امر، موجب کدورت بین آنها شد؛ تا جایی که زبیر و طلحه، به عایشه همسر محمّد پیوستند تا او را در جنگ جمل، علیه علی یاری کنند. امّا زبیر پیش از شروع جنگ، علی را ملاقات کرد و در آن دیدار، چنان متحوّل شد که از شرکت نمودن در نبرد منصرف گشت.
[ویرایش] مهمترین سخن علی در ملاقات با زبیر
علی از زبیر پرسید:«تو را به خدا سوگند میدهم! آیا به یاد میآوری روزی را که از کنار من گذشتی و رسول خدا هم که از بنی غنم میآمد بر دستان تو تکیه داده بود، و به من سلام کردو خندید، من هم خندیدم و چیزی بر آن نیفزودم. تو گفتی«پسر ابی طالب تکبّرش را کنار نمیگذارد».پیغمبر به تو فرمود: «خاموش.اومتکبّر نیست، تو بااومی جنگی و نسبت بر وی ستمگری»»؟
زبیر پس از این ملاقات، از نیّت خود پشیمان شد و علی رغم اصرار پسرش عبدالله بن زبیر، و یار دیرینهٔ خود طلحه، در جنگ شرکت نکرد و به بیابانی رفت تا توبه کند. امّا در همانجا توسّط عربی طمّاع کشته شد. علی بر سر بریدهٔ زبیر گریست و امر نمود تا قاتلش را قصاص کنند.
[ویرایش] منابع
- امام علی بن ابی طالب؛ عبدالفتّاح عبدالمقصود، ترجمه سید محمّد مهدی جعفری، چ۱، تهران:شرکت سهامی انتشار: ۱۳۵۴
- تاریخ تحلیلی اسلام؛ سیّد جعفر شهیدی، چاپ ششم.
- فرهنگ فارسی معین؛ محمّد معین، انتشارات امیرکبیر، چاپ پنجم: ۱۳۶۲
- علی ابن ابی طالب؛ عبدالفتّاح عبدالمقصود، ترجمه سیّد محمود طالقانی، چاپ شرکت سهامی انتشار.
- نهج البلاغه؛ ترجمه محسن فارسی، انتشارات امیر کبیر
منبع نامکتوب: سریال تلویزیونی امام علی؛ کارگردان: داوود میرباقری
| این یک نوشتار خُرد پیرامون افراد است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |
|
|||||