خطبه شقشقیه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
شیعه
Hadith Ali.svg
عقاید
اصول توحید • نبوت • معاد یا قیامت
عدل • امامت
فروع نماز • روزه • خمس • زکات • حج • جهاد • امر به معروف و نهی از منکر • تولی • تبری
عقاید برجسته مهدویت: غیبت (غیبت صغری، غیبت کبراانتظار، ظهور و رجعت • بدا • شفاعت و توسل • تقیه • عصمت • مرجعیت، حوزه علمیه و تقلید • ولایت فقیه • متعه • شهادت ثالثه • جانشینی محمد • نظام حقوقی
شخصیت‌ها
چهارده معصوم محمد • علی • فاطمه • حسن • حسین • سجاد • باقر • صادق • کاظم • رضا • جواد (تقی) • هادی (نقی) • حسن (عسکری) • مهدی
صحابه سلمان فارسی • مقداد بن اسود • میثم تمار • ابوذر غفاری • عمار یاسر • بلال حبشی • جعفر بن ابی‌طالب • مالک اشتر • محمد بن ابوبکر • عقیل • عثمان بن حنیف • کمیل بن زیاد • اویس قرنی • ابوایوب انصاری • جابر بن عبدالله انصاری • ابن عباس • ابن مسعود • ابوطالب • حمزه • یاسر • عثمان بن مظعون • عبدالله بن جعفر • خباب بن ارت • اسامه بن زید • خزیمة بن ثابت • مصعب بن عمیر • مالک بن نویره • زید بن حارثه
زنان: فاطمه بنت اسد • حلیمه • زینب • ام کلثوم بنت علی • اسماء بنت عمیس • ام ایمن • صفیه بنت عبدالمطلب • سمیه
علما روحانیان شیعه
مکان‌های متبرک
مکه و مسجد الحرام • مدینه، مسجد النبی و بقیع • بیت‌المقدس و مسجدالاقصی • نجف، حرم علی بن ابی‌طالب و مسجد کوفه • کربلا و حرم حسین بن علی • کاظمین و حرم کاظمین • سامرا و حرم عسکریین • مشهد و حرم علی بن موسی الرضا
دمشق و زینبیه • قم و حرم فاطمه معصومه  • شیراز و شاه چراغ • آستانه اشرفیه و سید جلال‌الدین اشرف • ری و شاه عبدالعظیم
مسجد • امامزاده • حسینیه
روزهای مقدس
عید فطر • عید قربان (عید اضحی) • عید غدیر خم • محرّم (سوگواری محرمتاسوعا، عاشورا و اربعین)  • عید مبعث • میلاد پیامبر • تولد ائمه  • ایام فاطمیه
رویدادها
رویداد مباهله • غدیر خم • سقیفه بنی‌ساعده • فدک • رویداد خانه فاطمه • قتل عثمان • نبرد جمل • نبرد صفین • نبرد نهروان • واقعه کربلا • مؤتمر علماء بغداد • حدیث ثقلین • اصحاب کسا • آیه تطهیر • شیعه‌کُشی
کتاب‌ها
قرآن • نهج‌البلاغه • صحیفه سجادیه
کتب اربعه: الاستبصار • اصول کافی • تهذیب الاحکام • من لایحضره الفقیه
مصحف فاطمه • مصحف علی • اسرار آل محمد
وسائل‌الشیعه • بحارالانوار • الغدیر • مفاتیح‌الجنان
تفسیر مجمع‌البیان • تفسیر المیزان • کتب شیعه
شاخه‌ها
دوازده‌امامی (اثنی‌عشری) • اسماعیلیان • زیدیه
منابع اجتهاد
کتاب (قرآن) • سنت (روایات پیامبر و ائمه) • عقل • اجماع

خطبه شقشقیه سومین سخنرانی علی بن ابی‌طالب است که در کتاب نهج البلاغه ذکر شده‌است. این خطبه از مشهورترین خطبه‌های امام نخست شیعیان به شمار می‌رود. این خطبه شامل شکواییه‌هایی است که علی بن ابی‌طالب در مورد ماجرای سقیفه و خلافت ابوبکر، عمر و عثمان ذکر کرده‌است. همچنین نخستین امام شیعیان و چهارمین خلیفه اهل سنت، در این خطبه انتخاب گزینه صبر را در برابر قیام و جنگ با دیگر خلفا بازگو کرده‌است. علی بن ابی‌طالب در مورد خلافت در این خطبه چنین می‌گوید:

رئیس خلافت به شتر سواری سرکش می‌ماند، که اگر مهار را محکم کشد، پرده های بینی شتر پاره شود و اگر آزاد گزارد در پرتگاه سقوط می‌کند.

در ادامه علی بن ابی‌طالب از هجوم مردم با هدف انتخاب او برای گزینه خلافت روایت می‌کند.[۱] شقشقیه در واژه به معنای شش گوسفند است که شتر در هنگام هیجان و نفس نفس زدن آن را از دهان بیرون می‌پراند و در زیر گلو صدا می‌کند و در نخستین بار بیننده آن را با زبان اشتباه می‌گیرد و معنای دیگر شقشقیه، چیزی شبیه بادکنک که هنگام خشم شتر از زیر گلو بیرون می‌زند و پس از آرام شدن شتر ناپدید می‌گردد. [1] اين خطبه مشتمل بر شکايت در مورد خلافت و صبر امام در برابر از دست رفتن آن و سپس بيعت مردم با او مي باشد [2] به خدا سوگند او [ ابوبکر ] رداي خلافت را بر تن کرد در حاليکه خوب مي دانست من در گردش حکومت اسلامي همچون محور سنگهاي آسيابم [ که بدون آن آسيا نمي چرخد ] . [3] [ او مي دانست ] سيلها و چشمه هاي [ علم و فضيلت ] از دامن کوهسار وجودم جاري است و مرغان [ دورپرواز انديشه ها ] به افکار بلند من راه نتوانند يافت [4] پس من رداي خلافت را رها ساختم و دامن خود را از آن درپيچيدم [ و کنار گرفتم ] در حالي که در اين انديشه فرورفته بودم که با دست تنها [ با بي ياوري ] به پا خيزم [ و حق خود و مردم را بگيرم ] [5] و يا در اين محيط پر خفقان و ظلمتي که پديد آورده اند صبر کنم ؟ محيطي که : پيران را فرسوده جوانان را پير [6] و مردان باايمان را تا واپسين دم زندگي به رنج وامي دارد . [7] [ عاقبت ] ديدم بردباري و صبر به عقل و خرد نزديکتر است لذا شکيبائي ورزيدم ولي به کسي مي ماندم که : خاشاک چشمش را پر کرده [8] و استخوان راه گلويش را گرفته با چشم خود مي ديدم ميراثم را به غارت مي برند . تا اينکه اولي به راه خود رفت [ و مرگ دامنش را گرفت ] [9] بعد از خودش خلافت را به پسر خطاب سپرد [ در اينجا امام به قول اعشي شاعر متمثل شد که مضمونش اين است ] : 1 [10] که بس فرق است تا ديروزم امروز کنون مغموم و دي شادان و پيروز [11] شگفتا او که در حيات خود از مردم مي خواست عذرش را بپذيرند [ و با وجود من ] وي را از خلافت معذور دارند خود هنگام مرگ عروس خلافت را براي ديگري کابين بست [12] و چه عجيب هر دو از خلافت به نوبت بهره گيري کردند [ خلاصه ] آن را در اختيار کسي قرار داد [13] که جوي از خشونت سختگيري اشتباه و پوزش طلبي بود [14] رئيس خلافت به شترسواري سرکش مي ماند که اگر مهار را محکم کشد پرده هاي بيني شتر پاره شود و اگر آزاد گذارد در پرتگاه سقوط مي کند . [1] به خدا سوگند مردم در ناراحتي و رنج عجيبي گرفتار آمده بودند [2] و من در اين مدت طولاني با محنت و عذاب چاره اي جز شکيبايي نداشتم . [3] سرانجام روزگار او [ عمر ] هم سپري شد و آن [ خلافت ] را در گروهي به شورا گذاشت به پندارش مرا نيز از آنها محسوب داشت پناه به خدا از اين شورا [4] [ راستي ] کدام زمان بود که مرا با نخستين فرد آنان مقايسه کنند که اکنون کار من بجايي رسد که مرا همسنگ اينان [ اعضاي شورا ] قرار دهند ؟ [5] لکن باز هم کوتاه آمدم و با آنان هم آهنگي ورزيدم [ و طبق مصالح مسلمين ] در شوراي آنها حضور يافتم [6] بعضي از آنان به خاطر کينه اش از من روي برتافت و ديگري خويشاوندي را [ بر حقيقت ] مقدم داشت اعراض آن يکي هم جهاتي داشت که ذکر آن خوشايند نيست . [7] بالاخره سومي بپاخاست او همانند شتر پرخور و شکم برآمده همي جز جمع آوري و خوردن بيت المال نداشت [8] بستگان پدريش به همکاريش برخاستند آنها همچون شتران گرسنه اي که بهاران به علف زار بيفتند و با ولع عجيبي گياهان را ببلعند براي خوردن اموال خدا دست از آستين برآوردند اما [9] عاقبت بافته هايش [ براي استحکام خلافت ] پنبه شد و کردار ناشايستش کارش را تباه ساخت [10] و سرانجام شکم خوارگي و ثروت اندوزي براي ابد نابودش ساخت [11] ازدحام فراواني که همچون يالهاي کفتار بود مرا به قبول خلافت واداشت آنان از هر طرف مرا احاطه کردند [12] چيزي نمانده بود که دو نور چشمم دو يادگار پيغمبر حسن و حسين زير پا له شوند آنچنان جمعيت به پهلوهايم فشار آورد که سخت مرا به رنج انداخت و ردايم از دو جانب پاره شد [13] مردم همانند گوسفنداني [گرگ زده که دور تا دور چوپان جمع شوند ] مرا در ميان گرفتند : اما هنگامي که بپاخاستم و زمام خلافت را به دست گرفتم جمعي پيمان خود را شکستند [14] گروهي [ به بهانه هاي واهي ] سر از اطاعتم باز زدند و از دين بيرون رفتندو دسته اي ديگر براي رياست و مقام از اطاعت حق سر پيچيدند [ و جنگ صفين را به راه انداختند ] گويا نشنيده بودند که خداوند مي فرمايد : [15] سرزمين آخرت را براي کساني برگزيده ايم که خواهان فساد در روي زمين و سرکشي نباشند عاقبت نيک از آن پرهيزکاران است [16] چرا خوب شنيده بودند و خوب آن را حفظ داشتند [1] ولي زرق و برق دنيا چشمشان را خيره کرده و جواهراتش آنها را فريفته بود [2] آگاه باشيد بخدا سوگند خدائي که دانه را شکافت و انسان را آفريد اگر نه اين بود که جمعيت بسياري گرداگردم را گرفته [3] و به ياريم قيام کرده اند و از اين جهت حجت تمام شده است و اگر نبود عهد و مسک وليتي که خداوند از علماء و دانشمندان [ هر جامعه ] گرفته که در برابر شکمخواري ستمگران [4] و گرسنگي ستمديدگان سکوت نکنند من مهار شتر خلافت را رها مي ساختم و از آن صرف نظر مي نمودم [5] و آخر آن را با جام آغازش سيراب مي کردم [ آن وقت ] خوب مي فهميديد که دنياي شما [ با همه زينتهايش ] [6] در نظر من بي ارزش تر از آبي است که از بيني گوسفند بيرون آيد . [7] هنگامي که اميرالمؤمنين ( ع ) به اينجاي سخن رسيد مردي از اهالي عراق برخاست [8] و نامه اي بدستش داد [9] او همچنان نامه را نگاه مي کرد [ پس از فراغت از نامه ] ابن عباس گفت [10] اي امير مؤمنان چه خوب بود سخن را از جائي که رها کردي ادامه ميدادي ؟ [11] ولي امام ( ع ) در پاسخش فرمود : هيهات اي پسر عباس شعله اي از آتش دل بود زبانه کشيد و فرونشست [12] ابن عباس مي گويد : بخدا سوگند من هيچگاه بر سخني همچون اين گفتار تاسف نخوردم [13] که امام ( ع ) نتوانست تا آنجا که خواسته بود ادامه دهد . [14] سيدرضي مي گويد : مقصود امام ( ع ) از اينکه رئيس خلافت به شترسواري سرکش مي ماند اين است که اگر زمام را محکم به طرف خود بکشد مرکب چموش مرتب سر را اين طرف و آنطرف مي کشاند و بيني اش پاره مي شود و اگر مهارش را رها کند با چموش ي خود را در پرتگاه قرار ميدهد و او قدرت حفظ آن را ندارد: آنگاه گفته مي شود اشنق الناقه که به وسيله مهار سر شتر را به طرف خود بکشد و بالا آورد و شنقها نيز گفته شده است اين را ابن سکيت در اصلاح المنطق گفته است . و اينکه امام ( ع ) فرموده است اشنق لها و نگفته است اشنقها براي اين است که آنرا در مقابل اسلس لها قرار داده گويا امام فرموده است اگر سر مرکب را بالا آورد يعني با مهار آنرا نگاهدارد [ بينيش پاره مي شود ] . [۲]

بیشتر بخوانید[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. «آهی سوزان؛ شرحی بر خطبه شقشقیه». خبرگزاری کتاب ایران. بازبینی‌شده در ۲ ژانویه ۲۰۱۱. 
  2. «خطبه شقشقیّه». الامام الوالد شفیق. بازبینی‌شده در ۱ ژانویه ۲۰۱۱. 


پیوند به بیرون[ویرایش]

بررسی اسناد خطبه شقشقیه (پایگاه رحماء)

بررسی اسناد خطبه شقشقیه (پایگاه المنهاج)