عثمان بن عفان
| عثمان بن عفان | |
|---|---|
| امیرالمؤمنین | |
![]() عثمان ذوالنورین |
|
| لقب(ها) | ذوالنورین |
| زادگاه | مکه |
| محل مرگ | مدینه |
| آرامگاه | مدینه |
| پیش از | علی |
| پس از | عمر |
| دودمان | خلفای راشدین |
| دین | اسلام |
عثمان بن عفان خلیفه سوم مسلمانان (دوران خلافت ۳۵-۲۳ هجری/۵۵-۶۴۴ میلادی) و از تیره ابوالعاص (نام پدربزرگش) از خاندان بنی امیه از مکه است. او دعوت محمد را پذیرفت و مسلمان شد.[۱]
محتویات |
دوران محمد [ویرایش]
عثمان از اولین اسلامآورندگان السابقون بود.[۲] وی از طایفهٔ بنیامیه و یکی از تجار و ثروتمندان مکه بود. او در میان خاندانی که قریب به اتفاقشان مخالف اسلام بودند، به اسلام گروید و در شمار مهاجران به حبشه بود، اما بهزودی به مکه بازگشت و دوباره به مدینه مهاجرت کرد.[۳]
عثمان در لغت به معنی مار یا بچه مار است.[۳]
پس از مرگ رقیه، عثمان با ازدواج با دیگر دختر محمد به نام امکلثوم ازدواج کرد و با این ازدواج روابطش با محمد را دوباره مستحکم کرد. برخی به سندیت این ازدواج مشکوک هستند، اما دانشنامه اسلام بر طبق نسخهٔ خطی از ابن لهیه، نظر آنان را رد میکند. علاوه بر آن، ازدواج با فردی سرمایهدار اهل مکه مانند عثمان مزایای فراوانی برای امکلثوم داشته است.[۱]
|
|
|
|---|---|
|
جنبشهای فکری اهل سنت |
|
| ارکان دین اسلام |
|
|
سعید بن زید · زبیر · طلحه |
|
|
صحیح بخاری · صحیح مسلم · سنن نسائی |
|
|
مکانهای مقدس |
|
به خلافت رسیدن عثمان [ویرایش]
عمر در اخرین روزهای عُمر خود، شش تن از صحابیان را مامور نمود در مدت سه روز خلیفه مسلمانان را تعیین کنند. این شش نفر عبارت بودن از:
بنوشته تاریخ یعقوبی عمر ابو طلحة بن زید بن سهل انصاری را بر این کار گماشت و گفت: اگر چهار نفر نظری دادند و دو نفر مخالف شدند، آن دو نفر را گردن بزن و اگر سه نفر توافق کردند و سه نفر مخالفت نمودند، سه نفری که عبد الرحمان در میان ایشان نیست، گردن بزن، و اگر سه روز گذشت و بر کسی توافق حاصل نکردند، همه ایشان را گردن بزن».[۴]
بنوشته یعقوبی در این سه روز مذاکرات زیادی انجام شد و نتیجه بین علی و عثمان مردّد شد. عبدالرحمن از علی پرسید: اگر با تو بیعت کنیم آیا حاضر می شوی به کتاب خدا و سنت رسول الله و به شیوة دو خلیفة پیشین رفتار کنی؟ جواب علی به عبدالرحمن این جمله بود که :به کتاب خدا و سنت رسول الله عمل خواهم کرد. عبدالرحمن همین سوال را از عثمان کرد و عثمان جواب مثبت داد و همه شرایط را پذیرفت و لذا او به خلافت رسید[۵]
دوران خلافت [ویرایش]
از کارهای عثمان جمعآوری قرآن و بوجود آوردن نسخهٔ واحد برای قرآن بود که در زمان خلیفهٔ اول با نظارت و اجماع صحابه صورت گرفت. در دوران خلافت او، قلمرو تصرفشده توسط مسلمانان به اوج خود در دوران خلافت رسید، این بزرگ شدن قلمرو اسلامی باعث بوجود آمدن مسایل تازهای در نحوهٔ تعامل جامعهٔ اولیهٔ اسلامی و قلمروهای تازه بدست آمدهٔ اسلامی شد که عثمان که در آن زمان به پیری رسیده بود، نتوانست بهخوبی از عهدهٔ این امر بربیاید.[۲] در زمان او دامنهٔ قلمرو اسلامی به بلخ و قبرس رسید. او برای کنترل بیشتر اعضای خاندان خود را به امیری فرستاد.[۶]
این روش حکومت مخالفت های زیادی را برانگیخت. مخالفان او، عثمان را به خویشاوندسالاری و فساد متهم میکردند. سر دسته مخالفان او عایشه، همسر پیامبر و دختر ابوبکر، و علی داماد محمد بودند.[۲] علی حداقل به لحاظ معنوی سردستهٔ مخالفان عثمان بود. در دوران خلافت عثمان، علی به همراه صحابهٔ دیگری از محمد از جمله طلحه و زبیر از منتقدان عثمان بودند. او عنوان میداشت که عثمان از سنت پیامبر دچار انحراف شدهاست. مهمترین موارد اختلاف با عثمان بر سر اجرای حدود اسلامی بود. علی اصرار داشت که حدود الهی باید اجرا شود. از جمله در قضیهٔ شربنوشی ولید، حاکم کوفه، که گفته میشود حد به دست خود علی اجرا شد. او در امور سیاسی حداقل به لحاظ معنوی نیز از سرکردگان مخالف عثمان شناخته میشد. در قضیه تبعید ابوذر با وجود ممنوعیت تعیین شده توسط عثمان او با فرزندانش ابوذر را بدرقه کرد.[۷]
غنایم بدستآمده از مناطق فتحشده در زمان عثمان چندان زیاد نبود. لشکریانی که در این فتوحات شرکت داشتند، به عثمان اعتراض کردند که چرا غنایم را که از نظر آنان تماماً باید به کسانی که در جنگ تعلق میگرفت را تماماً بین آنها تقسیم نکرده و بخشی از آن را به والیان شهرها و قوم و خویش خود داده است و از غنایم در ساخت موارد عامالمنفعه استفاده برده است. البته این روش، پیشتر توسط عمر نیز اجرا میشده است. دانشنامهٔ اسلام بر این باور است که این اقدام عثمان تنها راهی برای سرمایهدار کردن قوم و خویشش نبوده، بلکه اقدامی هوشمندانه برای اختصاص دادن بخشی از غنایم برای امورات مناطق بوده است. البته این اقدام با رویهٔ اختصاص دادن تمامی غنایم به جنگجویان مشارکتکننده در فتوحات، تناقض دارد.[۱]
ضرورت کمکم ایجاب میکرد که امپراطوری اسلامی به فکر یک سازمان اداری منسجم همانند مدلهای مشابه در کشورهای بیزانس و ایران بیفتد. البته این مهم در زمان عمر تا حدودی طرحریزی شده بود و بعدها توسط سلسلهٔ امویان گسترش یافت و در دوران عباسیان شکوفا گردید. این سیستم جایگزین ساختار سنتی و نامناسب و آشوبزای ملوکالطوایفی اعراب بود. دانشنامه اسلام مینویسد گرچه سرزنشهایی به وی میشد که نمیتواند روش مناسب برای اجرای این طرح را پیدا کند و یا از پس این کار بر نمیآید، اما طرح وی طرحی مناسب بود و همان اهداف طرح عمر را دنبال میکرد. علاوه بر آن، بحرانهای اقتصادی ای که به خاطر سرمایهداری ناگهانی اعراب به وجود آمده بود باعث شد که عثمان به این فکر بیفتد که مبلغی از مستمری جنگجویان را کم کند و به موارد دولتی تخصیص دهد. این مهم باعث بروز نارضایتیها از وی شد.[۱]
دورهٔ خلافت عثمان از لحاظ تاریخی به دو دورهٔ شش سالهٔ خوب ۲۹-۲۳ هجری و دورهٔ هرج و مرج و بیقانونی ۳۰-۳۵ هجری تقسیم میشود. علت این تغییرات به صورت افسانهوار بهعلت افتادن خاتم (انگشتر) محمد از دست عثمان در چاه اریس در سال ۳۰ هجری دانسته میشود. در همین دوران، اولین آشوبها در امت اسلامی در منطقهٔ عراق که از بحران اقتصادی رنج میبرد شروع گردید. ابوذر غفاری که از اولین سادهزیستان در اسلام بود، در این دوران به همراه اهل خانوادهاش به شام تبعید شد و بعد از آن به ربذه فرستاده شد و در آنجا بهعلت فقر و تنگدستی درگذشت. گرچه در مورد شخصیت وی اغراق شده است، اما وی بهعنوان شخصیتی سادهزیست و با تقوا در برابر رویکرد تجملی دوران عثمان مطرح است.[۱]
شورش [ویرایش]
اوضاع در کوفه در سال ۳-۳۲ هجری /۴-۶۵۲ میلادی بدتر گردید. قاریان کوفه که تفکرات مذهبی و سیاسی مخالف عثمان داشتند و عناصری مشکوک در بین آنها وجود داشت، با وجود اینکه اقدامات سیاسی فراوانی در مقابله با آنان انجام شده بود، توانستند زمینهٔ عزل سعید بن عاص، والی کوفه را فراهم کرده و ابوموسی اشعری والی پیشین بصره را که زاهد بود و تفکرات مخالف عثمان داشت، امیر خود کنند. از آن به بعد، کوفه از کنترل حکومت مرکزی خارج شد.[۱]
در مصر، شورشهایی به سرکردگی محمد بن ابی حذیفه (پسر خواندهٔ عثمان) که در سنین جوانی بود صورت گرفت و عبدالله ابن ابی سرح که والی مصر بود، در مقابل این شورشها تسلیم گردید. به نظر میرسد که عمروعاص پس از اینکه از امارت مصر عزل شده بود و به فلسطین رفته بود، پنهانی این شورشها در مصر را تحریک میکرد. نقش این شورشها در مصر باید پررنگتر از آنچه که تصور میشود بوده باشد. ابن لیه نیز در کتاب خود شورش مصریان را مورد بررسی قرار داده و معتقد است که تعداد مصریان در میان افرادی که خانهٔ عثمان را محاصره کرده بودند، بیش از گروههای دیگر بوده است. شورشها بالا گرفت و معترضان از سه ناحیهٔ مختلف به مدینه آمدند. اولین گروهی که رسیده بود، مصریان بودند که سر کردهٔ آنان عبدالرحمن بن عدیس بود، این گروه روز جمعه به مسجدالنبی رفتند تا نماز جمعه را بخوانند. در این هنگام شورشیان با عثمان روبرو گردیدند و اعتراضات شدیداللحنی به وی کردند. عثمان با رویکردی صلحآمیز و آشتیجویانه، قول داد که تمامی اقدامات قبلی خود را لغو کند و والیان مناطق را عوض کند. معترضان راضی شدند و به سمت مصر بازگشتند. اما در تپههای شن اریس، قاصدی از سوی عثمان را یافتند و به وی مشکوک شدند و طی بازجویی از وی، نامهای را یافتند که در آن به عبدالله بن ابی سرح دستور کشتن یا مثلهکردن سران شورشگران مصر داده شده بود.[۱]
وی که در ابتدا حکم مجازات شورشیان را صادر کرده بود، وقتی که توسط پیک سریعی که توسط عبدالله بن سعد فرستاده شد، از قصد شورشیان آگاه شد، از آنجایی که بهدلیل احتمال بازشدن راه برای خشونت دیگر قشرها، تمایلی به پذیرش شورشیان نداشت، به دیدار علی رفته و از او خواست که با شورشیان دیدار کرده و آنها را وادار کند که به شهر و دیارشان بازگردند. عثمان ضمن اینکه خود را از این به بعد ملزم به پیروی از توصیههای علی میکرد، به وی اختیار تام داد تا هرگونه که میخواهد با شورشیان مذاکره کند. علی به وی یادآوری کرد که قبلاً هم با وی در این مورد صحبت کردهبود، ولی عثمان ترجیح دادهبود که از مروان بن حکم و بنیامیه حرفشنوی کند. عثمان قول داد که از این پس، از آنان روی گردانده و از علی حرفشنوی کرده و دستور داد که دیگر انصار و مهاجران به علی بپیوندند. او همچنین از عمار خواست که به این گروه بپیوندد ولی وی این پیشنهاد را رد کرد.[۸]
بر طبق روایت محمود بن لبید بن عقبه اوسی، تاریخنگار معاصر، اعضای این گروه از مهاجرین (بهجز علی) شامل سعید بن زید، ابوجهم عدوی، جبیر بن مطعم و حکیم بن حزام و از بنیامیه شامل مروان بن حکم، سعید بن عاص و عبدالرحمن بن عتاب بن اسید، از انصار به سرکردگی محمد بن مسلمه و شامل ابواشید و ابوحمید ساعدی، زید بن ثابت و کعب بن مالک و همچنین شامل نیار بن مکرز اسلمی و در کل نزدیک به ۳۰ نفر بودند.[۸]
قتل عثمان و عواقب آن [ویرایش]
سر انجام عثمان در سال ۳۵ هجری توسط معترضانی از کوفه، مصر و بصره کشته شد. کشته شدن او باعث انشقاق شدید جامعه مسلمانان بعد از او شد. کشته شدن او نقطه عطفی در جامعه مسلمانان بود و عملا پایان یکپارچگی مسمانان و شروع جنگ های داخلی بین مسلمانان بود. مهمترین نقطه اختلاف این بود که آیا قتل عثمان عادلانه بود؟ آیا او از دستورهای اسلام منحرف شده بود؟ اگر چنین بود آیا شایسته قتل بود؟[۲] پس از عثمان، علی به خلافت رسید که دوران خلافت او مصادف با جنگ های داخلی زیادی بین مسلمانان شد.[۷]
عثمان به دلیل اینکه نمی خواست شان خود را به عنوان خلیفه کم کند، با درخواستهای مبنی بر کناره گیری از خلافت مخالفت می نمود. مدت محاصره عثمان (در سال ۳۵ هجری/ژوئن ۶۵۶ میلادی) در منابع، زمانهای متعددی گزارش شده و تعدادی از محاصره کنندگان به سرکردگی محمد بن ابی بکر به خانه اش توانستند وارد شوند. البته دقیقا معلوم نیست که وی به عثمان ضربت وارد کرده باشد یا نه و منابع افراد متعددی را به عنوان کشندگان عثمان نام می برند. عثمان که در حال خواندن قرآن بود، مورد ضربت قرار گرفت و خونش بر صفحه قرآن ریخت. نائله بنت فرافصه از قبیله کلبیه که همسر عثمان بود نیز زخمی گردیده و خانه را نیز مورد غارت قرار دادند. جسد عثمان به صورت بسیار مخفیانه و شبانه با تشییع همسر و دوستان نزدیکش دفن گردید. سپاهی معاویه که برای کمک به عثمان فرستاده بود، در نیمه راه خبر مرگ عثمان را شنیدند و سریعا به شام بازگشتند. در منابع این عمل فرستادن سپاه از سوی معاویه، عملی ریاکارانه معرفی گردیده است. در منابع آمده که شورش گران مصر به سرکردگی ابن عدیس از سوی معاویه مورد تعقیب قرار گرفتند و زندانی شدند. اما ابن عدیس فرار کرد اما دوباره بازداشت شد و توسط لشکریان معاویه کشته شد.[۱]
از این زمان به بعد اتحاد سیاسی و مذهبی اسلام از بین رفت و جنگهای داخلی و تفرقه آغاز گردید. دوران خلافت عثمان و قتل وی نقطه عطفی در تاریخ اسلام شد و از این رو حائز اهمیت است که قتل وی به علت این بود که در شایستگی اش اختلاف ایجاد شده بود. دانشنامه اسلام بر این باور است که آنچه مخالفان عثمان به عنوان نالایق بودن وی مطرح می کنند، بیشتر شخصیت متوسط و معتدل اوست. این واقعه روایات زیادی از تاریخ و به خصوص ادبیات تاریخی را به خود اختصاص داد و این روایات این واقعه را در رده فتنه قرار می دهند.[۱]
محل دفن عثمان [ویرایش]
عثمان در باغی بنام "حش کوکب" در شمال شرقی بقیع دفن شده است، و پیامبر این باغ را "روحاء" نامیده بود، و بنی امیة این باغ را بعدا شامل قبرستان بقیع کردند، و بقیع قبری است که در سمت جنوبی شرقی مسجد نبوی قرار گرفته است، و قبر عثمان در این قبرستان (بقیع) در فاصله ۱.۳۵ متری قبر "شهداء الحرة" قرار گرفته است، با این وصف قبر عثمان در قبرستان بقیع است. نقل است عثمان این باغ را از فرد یهودی خریداری کرده بودند و او پس از قتل در ملک خویش یعنی همان باغ دفن شد و بنا به نقل دیگر بعلت ممانعت شورشیان نسبت به دفن وی در قبرستان مسلمین او را شبانه در این باغ که مقابر یهود در آن بود، دفن کردند.
جستارهای وابسته [ویرایش]
پانویس [ویرایش]
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ ۱٫۳ ۱٫۴ ۱٫۵ ۱٫۶ ۱٫۷ ۱٫۸ ۲۰۰۰ and Khoury, “ʿUt̲h̲mān b. ʿAffān”, 10: 946-9.
- ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ JOHN BOWKER. "ʿUthmān b. Affān." The Concise Oxford Dictionary of World Religions. ۱۹۹۷. Encyclopedia.com. ۳۱ Dec. ۲۰۱۰ <http://www.encyclopedia.com>.
- ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ لغتنامه دهخدا
- ↑ ترجمه تاریخ یعقوبى، ج ۲، ص ۵۰ و نیز بنگرید به: التنبیه و الاشراف، ص ۲۶۷
- ↑ ترجمه تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص ۵۳
- ↑ "Uthman." The Columbia Encyclopedia, Sixth Edition. 2008. Encyclopedia.com. 31 Dec. 2010 <http://www.encyclopedia.com>.
- ↑ ۷٫۰ ۷٫۱ Robert Gleave, ʿALĪ B. ABĪ ṬĀLEB, Encyclopedia of Islam Three
- ↑ ۸٫۰ ۸٫۱ Madelung 2001, pp. 119
منابع [ویرایش]
- Levi Della Vida, G and R.G Khoury. “ʿUt̲h̲mān b. ʿAffān”. In Encyclopaedia of Islam. vol. 10, T-U. second ed. Leiden: E. J. Brill, 2000. 946-9. ISBN 90-04-11211-1.
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||
