عثمان
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
عثمان بن عفان بن ابی العاص بن امیه (۲۳ - ۳۵ ه.ق./ ۶۴۳- ۶۵۵ م.) یکی از صحابه پیامبر بود که در تاریخ ابتدای اسلام نقش بسیار گستردهای داشت که مهمترین آنها خلیفه سوم راشیدین بود او همچنین یکی از اولین مسلمانان بود و از مهمترین کارهای او جمع آوری قرآن بود
فهرست مندرجات |
[ویرایش] زندگینامه عثمان
وی از بنیامیه و یکی از اشراف و ثروتمندان مکه بود وی در میان خاندانی که قریب به اتفاقشان مخالف اسلام بودند، به اسلام گروید . او در شمار مهاجران به حبشه بود، اما به زودی به مکه بازگشت و به مدینه مهاجرت کرد. وی در مدینه به ترتیب با دو دختر رسول خدا ،ام کلثوم و رقیه که هر دو به زودی درگذشتند، ازدواج کرد و لذا به ذوالنورین مشهور شد. عثمان در لغت به معنی بچه مار است.[۱]
در زمان ابوبکر از افراد نزدیک به وی بوده و کاتب وی به شمار میآمد.در دوره عمر نیز از نفوذ قابل توجهی برخوردار بود و در آن شرائط نماینده بنی امیه به شمار میآمد
[ویرایش] خلافت عثمان
احتمالاً عمر دریافته بود یا عملاً به وی اثبات شده بود که عثمان به دلیل نفوذ و محبوبیت در میان اصحاب، زمینه بیشتری برای خلافت پس از او دارد.[نیازمند منبع] لذا وی را نیزدر شورای شش نفره خلافت شورا کرد، عثمان در آخرین روز ذی حجه سال ۲۳ به عنوان خلیفه انتخاب شد.
عثمان از همان ابتدا قدرتمندانه به اداره امور پرداخت.[نیازمند منبع] وی بسیار حاذق بود،[نیازمند منبع] زیرا درخلافت بسیار آرام عمل کرد،[نیازمند منبع] و کوشید تا موقعیت اسلام را مستحکم کند.[نیازمند منبع] وی در اقدامات خوداز حمایت آل واصحاب برخوردار بود[نیازمند منبع] در زمان او بسیاری از سرزمینها فتح شد.[نیازمند منبع] مانند قفقاز، خراسان، کرمان، قبرس و قسمتهایی از شمال آفریقا. بدین ترتیب ثروتها و غنائم بی شماری به مرکز خلافت سرازیر شد که باعث قدرت گرفتن هر چه بیشتر اسلام شد[نیازمند منبع]
[ویرایش] قتل عثمان
در میان خلفای پس از پیامبر اسلام عثمان تنها کسی بود که در پی شورشی عمومی مسلمانان کشته شد (از آنجایی که قتل عثمان در تمامی منابع تاریخی بر اثر شورش عمومی گزارش شده، این موضوع از بدیهیات تاریخ به شمار میرود و ذکر منبع در این زمینه کاری عبث به نظر میرسد). در زمینهٔ علل قتل عثمان میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
۱- به گزارش طبری اولین منکر(به فتح کاف) در مدینه در زمان خلافت عثمان، کبوتر بازی و دایر کردن مسابقه در میان آنها بود که بعدها از آن جلوگیری کرد[۲][۳]
۲- ظاهرا اولین بدعت او در تعطیل حدود شرعی اسلام، عدم قصاص عبیدالله پسر خلیفهٔ دوم باشد که به جای قاتل پدر فرد دیگری به نام هرمزان را به قتل رسانید.عثمان از او درگذشت و قتل پدر و پسر را با هم ناخوشنود داشت[۴]
۳- عثمان در مقابل اعتراض مردم، علی بن ابیطالب، زبیر، طلحه، سعد و عبدالرحمن بن عوف در باب بخشش اموال بیت المال به سعید بن ابی العاص بی اعتنایی نشان داد و تنها گفت:«من خویشاوندانی دارم.»[۵]
۴- رفتار او با صحابهٔ پیامبر از جمله ابن مسعود که او را به زور از مسجد بیرون کرد که به شکستگی دندههایش منجر شد [۶]، تبعید ابوذر به صحرای ربذه که همانجا جان باخت، و یا زدن عمار[۷] رفتاری بود که در خلیفه را از چشم مسلمانان میانداخت.
۵- بخشش فراوان عثمان از بیت المال به خویشاوندانش [۸] که پیشاپیش توسط خلیفهٔ دوم پیش بینی شده بود، [۹][۱۰] و نیز مال اندوزی زیاد عثمان [۱۱][۱۲] نیز از علل دیگر طغیان مردم به شمار میرود.
علاوه بر تمامی این دلایل علی بن ابیطالب که پس از عثمان به خلافت مسلمانان برگزیده شد بی تابی مردم در برافکندن عثمان از خلافت را دلیل دیگری بر قتل عثمان میداند.[۱۳]
علی بن ابی طالب در خطبه ی معروف شقشقیه درباره ی عثمان میگوید: "...تا اينكه نفر سوم قوم برخاست در حالى كه دو جانبش باد كرده بود ميان موضع بيرون دادن و خوردنش و خويشاوندانش همراه وى برخاستند و مال خدا را خوردند، همچنانكه شتران علف هاى بهارى را مى خورند تا اينكه تاب ريسمانش باز شد[رشته اش پنبه شد] و رفتارش سبب قتلش گرديد و پرى شكمش او را برانداخت."
توضیح اینکه در جمله ی "... دو جانبش باد كرده بود ميان موضع بيرون دادن و خوردنش" منظور احتمالی امام از دو جانب, شکم و باسن است که دو موضع چاقی است.
در زمان او خاندانش یعنی بنی امیه بر امور جامعه ی مسلمانان مسلط شدند و با وجود نارضایتی مردم وی از آنان کاملا پشتیبانی میکرد در اثر این نارضایتی های عمومی جامعه ی مسلمانان دچار اغتشاشات و ناآرامی هایی شد که انسجام خود را از دست داد.
در نيمه دوم خلافت عثمان بن عفان، عايشه «از سخت ترين مردم بر ضد عثمان بود تا آنجا كه جامه اى از جامه هاى پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله را بيرون آورد و آن را در خانه خود آويزان كرد و به كسانى كه بر او وارد مى شدند مى گفت: اين جامه رسول خداست كه هنوز از بين نرفته، در حالى كه عثمان سنتش را از بين برده است[۱۴]... و گفته اند كه وى نخستين كسى بود كه عثمان را نعثل نام نهاد (به معنی کفتار نر و نیز پیر خرف) و مى گفت نعثل را بكشيد، خداوند نعثل را بكشد .[نیازمند منبع]
طبری از قول عایشه نقل می کند که درباره ی عثمان گفته بود:"اقتلوا نعثلاً فقد كفر / پیر خرفت را بکشید که کافر شده است." [۱۵] و این گونه مردم را بر قتل او تشویق میکرد.
عايشه در مكه بود كه پيش از كشته شدن عثمان به آنجا رفته و هنگامى كه حج خود را به پايان رسانيد، به سوى مدينه بازمى گشت كه در ميان راه، يكى از آشنايانش، ابن ام كلاب، با او روبرو مى شود و عايشه به او مى گويد: عثمان چه كار كرد؟ گفت: كشته شد! گفت: دور و نابود باد.[نیازمند منبع] البته وی هنگامی که مطلع شد خلافت بر علی بن ابیطالب مستقر شده است از نظر سابق خود برگشت.[۱۶]
بنا به نقل طبری در زمان مرگ عثمان مردم چنان بر او خشمگین بودند که اجازه ندادند تشییع جنازه ی درستی برای او برگزار شود و فریاد میزدند نعثل نعثل .[۱۷]و جنازه ی وی تا مدتی روی زمین مانده بود سرانجام پنهان از چشم مردم او را در کنار بقیع در محلی به نام «حش کوکب» که مدفن یهودیان بود دفن کردند که در آن موقع هنوز جزء بقیع نشده بود. بعدها این محل مقبره ی خانوادگی بنی امیه شد.
[ویرایش] خونخواهان عثمان
بعد از این که عثمان به دست مخالفانش که شورش کرده بودند کشته شد، علی بن ابیطالب با هجوم مشتاقانهٔ مسلمانان به منزل خود روبرو شد و پس از اصرار زیاد به عنوان خلیفهٔ مسلمین منصوب گشت.[۱۸] مدتی بعد چندین نفر به بهانهٔ خونخواهی عثمان دست به خروج علیه علی بن ابیطالب زدند. طلحه بن عبیدالله و زبیر بن عوام که عایشه همسر پیامبر اسلام را نیز با خود همراه کرده بودند گروه اولی بودند که این ادعا را کردند. این گروه با خروج خود جنگ جمل را رقم زدند.[۱۹][۲۰][۲۱][۲۲] معاویه بن ابی سفیان نفر دیگری بود که به این بهانه علیه علی بن ابیطالب صف بندی کرد که جنگ صفین زادهٔ این تخاصم بود.[۲۳][۲۴] معاویه حتی پیراهن خونین عثمان را نیز بر سر نیزه کرد و به این عنوان که علی بن ابیطالب قاتل عثمان است و ما خونخواهان وی هستیم این پیراهن را پیشاپیش نظامیانش به حرکت درآورد.
علی بن ابیطالب با ذکر وقایعی از واپسین روزهای حیات عثمان (مثلا رساندن آب به عثمان که در محاصره بود) دلائلی را ذکر میکند که او را از صف مشتاقان به قتل عثمان خارج میکند.[۲۵][۲۶] همچنین سخنانش در نهج البلاغه که میانجیگرانه عثمان را به اصلاح امور میخواند و در کتب تاریخی نیز به حد اطمینان آمده شاهد دیگری بر این مدعاست.[۲۷][۲۸][۲۹][۳۰]او همچنین طلحه و زبیر را که به علت قرار داشتن در صف محاصره کنندگان خانهٔ عثمان[۳۱][۳۲][۳۳]و عایشه را که به علت فتاوی مکرر به وجوب قتل عثمان و خشمش از وی [۳۴][۳۵] [۳۶][۳۷]، خود از عاملان این قتل به شمار میروند، و معاویه را به علت ممانعت از رسیدن نیروی کمکی به عثمان در روزهای محاصره [۳۸]، تشنگان به خون عثمان میداند[۳۹]. در صورت پذیرش این دلائل باید پذیرفت که خونخواهی عثمان از طرف این دو گروه در واقع بهانهای بوده جهت پوشانیدن نیت واقعی آنان از جنگ و قابل ذکر است که این معنا از طرف طلحه و زبیر تایید شده.[۴۰]
[ویرایش] عثمان در نگاه شیعه
از نظر شیعه، حکومت تنها از آن خدا است و هر حاکمی که از جانب خداوند حکم نکند و فرمانش حق نباشد،( غیر معصوم باشد) لزوما به باطل حکم کرده و طاغوت می باشد. (چرا که بعد از حق چیزی جز باطل نیست [۴۱]) [۴۲] [۴۳] [۴۴] [۴۵] و دروغ زن به خدا و پیامبر او و غاصب ولایت آنها خواهد بود و مخالفت با آن واجب است .(مگر از باب تقیه) بر همین اساس عثمان نیز که از نظر شیعه غیر معصوم است از مصادیق طاغوت می باشد.
[ویرایش] پانویس
- ↑ لغتنامه دهخدا
- ↑ تاریخ طبری، ج۳، ص۴۲۷
- ↑ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۲، ص۱۵۹
- ↑ تاریخ طبری، ج۳، ص۳۰۵
- ↑ منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه، خویی، ج۱۶، ص۱۹۶، ذیل نامهٔ ۱
- ↑ منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه، خویی، ج۱۶، ص۲۳۱
- ↑ مسعودی، مروج الذهب، ج۲، ص۳۴۲
- ↑ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۱، ص۱۹۸ به بعد؛ چندین روایت تاریخی در این منبع موجود است
- ↑ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۱۵۸
- ↑ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۱، ص۱۸۵
- ↑ مسعودی، مروج الذهب، ج۲، ص۳۴۲
- ↑ منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه، خویی، ج۱۶، ص۲۰۳
- ↑ نهج البلاغه، خطبهٔ ۳۰
- ↑ تاريخ اليعقوبي 2: 175، تاريخ أبي الفداء 1: 239، شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد 3: 9، المعيار والموازنة: 21، المحصول للفخر الرازي 4: 343
- ↑ طبری ج3 ص 27 http://islamport.com/w/tkh/Web/336/1027.htm
- ↑ طبری ج3 ص 27 http://islamport.com/w/tkh/Web/336/1027.htm
- ↑ طبری ج3 ص 6 http://islamport.com/w/tkh/Web/336/1006.htm
- ↑ نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، ص۱۱و۲۷۱
- ↑ منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه، میرزا حبیب الله هاشمی خوئی، ج۳، ص۱۴۶
- ↑ الغدیر، علامه امینی، ج۱۰، ص۳۲۷
- ↑ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۲، ص۱۶۹
- ↑ الجمل، شیخ مفید، ص۱۲۵
- ↑ وقعهٔ صفین، ابن مزاحم، موسسه العربیه الحدیثه، چاپ دوم۱۳۸۲ ه.ق.، ص۴۵
- ↑ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۳، ص۸۵
- ↑ نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، ص:۲۹۳، ۲۷۱، ۲۶۹
- ↑ مروج الذهب و معادن الجوهر، مسعودی، تحقیق محمد محی الدین عبدالحمید، ج۱، ص۷۰۱
- ↑ نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، ص:۱۶۷و۱۶۸
- ↑ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۹، ص۲۶۵
- ↑ البدایه و النهایه، ابن کثیر دمشقی، داراحیا التراث العربی، چاپ اول بیروت: ۱۴۰۸ه.ق.، ج۷، ص۱۸۸
- ↑ العقدالفرید، ابن عبد ربه آندلسی، دار احیا التراثالعربی، بیروت ۱۴۱۷ه.ق.، ج۴، ص۲۸۸
- ↑ نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، ص۱۸۰
- ↑ تاریخ المدینه المنوره، ابن شبه النمیری، تحقیق فهیم شلتوت، ج۴، ص۳۴۰
- ↑ طبری، جلد۳، ص۴۱۱
- ↑ نهج الصباغه فی شرح نهج البلاغه، محمد تقی شوشتری، امیرکبیر، چاپ اول ۱۳۷۶، ج۹، ص۳۱۹
- ↑ الامامه و السیاسه، ابن قتیبه، تحقیق زینی، ج۱، ص۵۱
- ↑ الجمل، شیخ مفید، ص۷۵، ص۷۷
- ↑ منهاج البراعه فی شرح نهج البلاغه، خوئی، ج۱۶، ص۳۸۷
- ↑ نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، ص۳۱۱ و ص۲۹۳
- ↑ نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، ص۲۷۱
- ↑ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۹، ص۳۱۷وص۳۱۸
- ↑ سوره مبارکه يونس/32
- ↑ أصل الشيعة ص 211
- ↑ الشافي في الإمامة ج 1 ص 103
- ↑ وسائل الشيعة للحر العاملي ج 27 ص 132
- ↑ الصراط المستقيم للبياضي ج 1 ص 63