ابوبکر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

پرش به: ناوبری, جستجو

ابوبکر به اینجا تغییر مسیر داده می‌شود. برای دیگر کاربردها به صفحهٔ ابوبکر (ابهام‌زدایی) مراجعه کنید.

یکی از مذاهب دین اسلام
اهل سنت

Sunnism arabic blue.svg

مذاهب فقهی

حنفی · مالکی · شافعی
حنبلی

مذاهب کلامی

ماتریدی · اشعری · اثری
معتزلی ·

جنبشهای فکری اهل سنت

دیوبندی · بریلوی ·سلفی

ارکان دین اسلام

نماز · روزه · شهادت · زکات
حج ·

خلفای راشدین

ابوبکر · عمر بن خطاب · عثمان
علی ·

صحابه

سعید بن زید
زبیر
طلحه
عبدالرحمن پسر عوف
سعد پسر ابی وقاص
ابوعبیده جراح

مبانی فقه

قرآن · سنت
اجماع · قیاس
اجتهاد

کتب حدیث

صحیح بخاری · صحیح مسلم ·سنن الصغری
سنن ابوداوود · سنن ترمذی· سنن ابن ماجه· الموطأ

مکان‌های مقدس

مکه · مدینه
بیت المقدس

این جعبه: نمایشبحثویرایش


ابوبکر (به عربی: أبو بکر) ملقب به «ابوبکر صدیق»، از صحابه محمد پیامبر اسلام و به قولی از اولین افرادی بود که به اسلام گروید [۱] اما نقلی هم وجود دارد که قبل از او بیش از ۵۰ نفر اسلام آورده بودند.[۲] در طول زندگی محمد، از وی به عنوان نزدیکترین دوست محمد یاد می‌شد.[۳] محمد برای اولین بار، لقب «صدیق» را به ابوبکر داد. پس از مرگ محمد در سال ۶۳۲ پس از میلاد، وی از سوی صحابه محمد، به جانشینی وی به عنوان خلیفه مسلمین بر منصب خلافت برگزیده شد. اهل سنت از وی به عنوان اولین خلیفه از چهار خلیفه مسلمین که به «خلفای راشدین» معروف هستند، یاد می‌کنند. خلافت وی ۲ سال و ۳ ماه به طول انجامید. در دوران خلافت، وی در جنگ‌های موسوم به ردة، با خوارج و اقوام عربی که پس از مرگ محمد سر به شورش گذاشته بودند پرداخت و با شکست آنها، قانون اسلامی را در کل جزیره عرب برقرار کرد. در طول خلافتش، سرزمین‌های سوریه و عراق به امپراطوری اسلامی افزوده شد.

دختر ابوبکر، عایشه همسر محمد، بود. همچنین دیگر دختر وی اسماء بنت ابی بکر همسر زید از صحابه محمد بود. همسر وی اسماء بنت عمیس پس از مرگش به همسری علی درآمد و به همراه دو فرزندی که از ابوبکر داشت، به خانه علی رفت.

وی در هنگامی که اسلام را پذیرفت، در حدود ۴۰ سال داشت. به نظر برخی اولین مرد بالغی بود که اسلام آورد، در عین حال طبری از سعد نقل می‌کند که قبل از او بیش از ۵۰ نفر اسلام آورده بودند. [۴] او تنها عضوی از صحابه بود که محمد را در هنگام هجرت از مکه به مدینه همراهی نمود. بعدها این سفر به دلیل اهمیت تاریخی‌اش، به عنوان مبداء تاریخ اسلام شناخته شد.

او پس از حدود دو سال و سه ماه خلافت، در سال ۱۳ هجری (۶۳۴ میلادی) درگذشت. وی پیش از مرگ عمر بن خطاب را به عنوان خلیفه بعدی مسلمین برگزید. ابوبکر اولین خلیفه از خلفای راشدین است.

فهرست مندرجات

[ویرایش] چگونگی رسیدن به خلافت

روز وفات پیامبر اسلام، جمعی از انصار در سقیفه ی بنی ساعده گرد آمدند.[۵]وقتی خبر به دو تن از مهاجران، ابوبکر و عمر رسید خود را به آنجا رساندند. هر کدام از دو گروه مهاجر و انصار خود را شایستهٔ خلافت می‌دانستند. رقابت در میان انصار از طرفی و اتحاد در میان مهاجران به خصوص زمینه سازی عمر و ابوعبیده بن جراح، کار را بر خلیفهٔ اول هموار کرد. هر چند منذر بن ارقم در دفاع از جانشینی علی بن ابیطالب سخن راند ولی عدم حضور بنی هاشم و دیگر یاران علی باعث شد حرف وی بی‌پاسخ ماند و سرانجام در حالی که بنی هاشم و دیگر یاران نزدیک پیامبر، به تغسیل و تدفین وی مشغول بودند[۶]اهل سقیفه کار را تمام کردند و با دوراندیشی همپیمان شدند که از هر گفته و عملی که موجب سستی پایه‌های بیعت شود جلوگیری کنند.[۷]این عده به اندازه‌ای مشغول انتخاب جانشین بودند که طبری به نقل از عایشه همسر پیامبر آورده که از دفن پیامبر تا شب چهارشنبه (دو روز بعد از وفات) اطلاع حاصل نکردیم[۸]

[ویرایش] علی بن ابیطالب و ابوبکر

علی بن ابیطالب در چندین مورد، از جمله طی نامه‌ای که در جواب معاویه در کشاکش صفین می‌نویسد، تصریح می‌کند که به اجبار با ابوبکر بیعت نمود:«گفته‌ای مرا چونان شتر در مهار کشیده بودند تا از من بیعت بگیرند.به خداوندی خدا آهنگ نکوهش مرا داشته‌ای اما در ستایشم قلم زده‌ای.»[۹] محتوای نامهٔ دیگری که معاویه به محمد بن ابی بکر در جریان سقوط مصر می‌نویسد نیز موید همین معناست.[۱۰] روایات دیگری نیز دال بر اجبار علی بن ابیطالب به بیعت در دست است.[۱۱]و[۱۲] به این ترتیب روایت جانبدارانهٔ طبری مبنی بر بیعت سریع و راغبانهٔ علی بن ابیطالب [۱۳] با ابوبکر به وضوح از صحت خواهد افتاد.البته بعد از مرگ فاطمه همسر علی و دختر پیامبر اسلام، علی بنا به ضرورت با ابوبکر بیعت کرد. وی دلیل این بیعت را به اینگونه بیان می‌کند :«من چندی از بیعت دست بازداشتم تا آنکه دیدم گروهی از مردم از اسلام برمیگردند و می‌خواهند دین محمد را از بن بر افکنند. ترسیدم که اگر اسلام و مسلمانان را یاری ندهم، در دین رخنه‌ای یا ویرانی خواهم دید که برای من مصیبت بار تر از فوت شدن حکومت کردن بر شما بود ؛ حکومتی که اندک روزهایی بیش نپاید و چون سراب زایل گردد. در آن اوضاع بپا خاستم تا باطل نابود و ناپدید شد و دین ثبات و استقرار یافت.»[۱۴] علی همچنین در باب تعیین جانشین از سوی ابوبکر چنین می‌گوید:«شگفتا، با آنکه او در زمان زندگی خویش بارها و بارها از خلافت استعفا می‌داد، ناگهان خلافت را برای پس از مرگش به دیگری وانهاد ! راستی که آن دو(ابوبکر و عمر)، خلافت را مانند دو پستان میان خود تقسیم کردند و به آن سخت درآویختند.»[۱۵]این سخن اشاره دارد به عباراتی مانند«مرا واگذارید(بیعت از من بردارید)چون حال که علی در میان شماست من بهترین شما نیستم.»[۱۶][۱۷][۱۸][۱۹][۲۰] یا «مرا واگذارید که بهترینتان نیستم.»[۲۱] یا «بیعتم را واگذارید.»[۲۲] که ابوبکر به زبان رانده بود.

[ویرایش] نظر اهل سنت

ازنظر اهل سنت ابوبکر جانشین برحق محمد پیامبر اسلام، یار غار پیامبر و کسی که در قرآن با نام دومین مسلمانان نام برده شده‌است می‌باشد. [۲۳]

[ویرایش] نظر شیعیان

از نظر شیعه، حکومت تنها از آن خدا است و هر حاکمی که از جانب خداوند حکم نکند ، غیر معصوم بوده و حکمش به حق نباشد لزوما به باطل حکم کرده و طاغوت می باشد. [۲۴] [۲۵] [۲۶] [۲۷] و دروغ زن به خدا و پیامبر او و غاصب ولایت آنها خواهد بود و مخالفت با آن واجب است .(مگر از باب تقیه)

از نظر شیعه، ابوبکر سنگ بنای غصب خلافت را در اسلام گذاشت. وی در سوزانده شدن درب خانه فاطمه دختر پیامبر اسلام پس از وفات محمد نقش داشته‌است. [۲۸] [۲۹] [۳۰] [۳۱] [۳۲] [۳۳] در نظر شیعه جریان سقیفه چیزی بیشتر از یک کودتا نیست و آن را به فتنهٔ سامری در چهل روز غیبت موسی برای میقات تشبیه میکنند که در حالی که هارون جانشین موسی در بین آنان بود سامری آنان را گمراه کرد و هارون از ترس تفرقه سکوت کرد و این داستان در قران آمده‌است؛[۳۴] به ویژه که در حدیثی معروف به حدیث منزلت پیامبر نسبت خود با علی را مانند نسبت هارون به موسی دانسته بود.

ابوبکر برای انتخاب جانشین خود حاضر به استفاده از مدل شورا نشد و عمر را به جانشینی خود منصوب کرد, نقش عمر در استقرار خلافت بر ابوبکر بسیار در این انتصاب موثر بود به ویژه که عمر فردی تندخو بود که برخی یاران ابوبکر راضی به خلافت وی نبودند و ابوبکر با آگاهی ازین امر رأساً اقدام به تعیین وی کرد.

[ویرایش] فاطمه و ابوبکر در نظر شیعه

ابن قتیبه آورده‌است که پس از ماجرای سقیفه ابوبکر و عمر روزی به دیدار فاطمه رفتند فاطمه خطاب به ابوبکر و عمر هنگام روبرو شدن با آنها گفت «اگر با شما حدیثی از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله در میان گذارم، آیا آن را می شناسید و به آن عمل می کنید؟ گفتند: آری. گفت شما را به خداوند سوگند می دهم، آیا از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله نشنیده اید که می گفت رضایت فاطمه رضایت من است و ناخشنودی فاطمه نیز ناخشنودی من می باشد، پس هر کس دخترم فاطمه را دوست بدارد، مرا دوست داشته و هر کس فاطمه را خشنود سازد، مرا خشنود ساخته و هر که فاطمه را ناخشنود کند، مرا ناخشنود ساخته‌است. گفتند: آری، آن را از رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله شنیده ایم. گفت: پس من خداوند و فرشتگانش را گواه می گیرم که شما مرا ناخشنود ساختید و خشنود ننمودید و هر گاه با پیامبر صلی اللَّه علیه و آله روبرو شدم، از شما نزد او شکایت خواهم کرد. پس ابوبکر به گریه افتاد تا آنجا که نزدیک بود جانش بدر آید، در حالی که (حضرت زهرا) می گفت: در هر نمازی که بخوانم تو را نفرین خواهم کرد»[۳۵]

طبری در تاریخش میگوید ابوبکر در بیماری احتضارش می گفت: «من بر چیزی از دنیا افسوس نمی خورم جز بر سه کاری که آنها را انجام دادم و دوست داشتم که آنها را رها می کردم و سه کاری را که خودداری نمودم دوست داشتم که آنها را انجام می دادم و سه چیز را دوست داشتم که آنها را از پیامبر صلی اللَّه علیه و آله می پرسیدم. اما آن سه کاری که دوست داشتم آنها را انجام نمی دادم: یکی این که حرمت خانه فاطمه را به چیزی نمی شکستم هر چند که آن را برای جنگ با من بسته باشند»[۳۶] در تاریخ یعقوبی، این مطلب چنین آمده‌است: «... کاش خانه فاطمه دختر رسول خدا را بازرسی نمی کردم و مردان جنگی را وارد آن نمی ساختم هر چند که برای جنگ با من، بسته شده باشد» [۳۷][۳۸]

[ویرایش] پانویس‌ها

  1. Detailed Life of Abu Bakr as-Siddiq
  2. تاریخ طبری(عربی)، ج۱، ص ۵۴۰ http://islamport.com/w/tkh/Web/2893/531.htm
  3. Naqshbandi-Haqqani Sufi Order biography of Abu Bakr as-Siddiq
  4. تاریخ طبری(عربی)، ج۱، ص ۵۴۰ http://islamport.com/w/tkh/Web/2893/531.htm
  5. تاریخ طبری(تاریخ الامم والملوک)، تحقیق نخبه من العلما الاجلا، ج۲، ص۴۵۵
  6. ابن اثیر، اسدالغابه، ج۱، ص۳۴
  7. جمال کعبه، محمدحسین دانش کیا، ص۳۰و۳۱
  8. سید شرف الدین عاملی، رهبری امام علی از دیدگاه قرآن وسنت، ترجمه محمدجعفر امامی، ص۴۲۹
  9. نهج البلاغه، نامهٔ ۲۸
  10. بهج الصباغه فی شرح نهج البلاغه، شوشتری، ج۵، ص۲۰
  11. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۶، ص۴۹، ذیل خطبهٔ ۶۶
  12. مسعودی، اثبات الوصیه، ص۱۱۰
  13. طبری، ج۲، ص۴۴۷
  14. نهج البلاغه، نامهٔ ۶۲
  15. نهج البلاغه، خطبهٔ ۳
  16. آملی، ج۱، ص۲۳۴
  17. مقاتل بن عطیه، المناظرات بین فقها السنه و الشیعه، تحقیق الوردانی، ص۲۱
  18. سید بن طاووس، الطرائف، ص۴۰۲
  19. علامه حلی شرح تجرید، تحقیق آملی، ص۵۰۶
  20. حر عاملی، اثنا عشریه، ص۱۶۸
  21. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۱، ص۱۶۹
  22. ابن قتیبه، الامامه و السیاسه، تحقیق زینی، ج۱، ص۲۰
  23. کتاب عشره مبشره
  24. أصل الشيعة ص 211
  25. الشافي في الإمامة ج 1 ص 103
  26. وسائل الشيعة للحر العاملي ج 27 ص 132
  27. الصراط المستقيم للبياضي ج 1 ص 63
  28. انساب الاشراف، بلاذری، ج۱، ص۵۸۶
  29. الامامة والسیاسة، ابن قتیبة الدینوری، تحقیق الشیری - ج ۱ - ص ۳۰
  30. العقد الفرید، ابن عبدربه، ج۳، ص ۶۳ طبع مصر
  31. الامامة و الخلافة، مقاتل بن عطیه، ص۱۶۰ و ۱۶۱ که با مقدّمه‌ای از دکتر حامد داود استاد دانشگاه عین الشمس قاهره به چاپ رسیده، چاپ بیروت، مؤسّسة البلاغ
  32. منهاج السنة، ابن تیمیه حرانی، ج۴، ص۲۲۰
  33. تاریخ ابوالفداء، ج۱، ص۱۵۶ طبع مصر بالمطبعة الحسینیة
  34. سوره اعراف آیه ۱۴۲ به بعد
  35. الامامه و السیاسه ج ۱ ص ۲۰
  36. تاریخ طبری(عربی) ج 2 ص 220 http://islamport.com/w/tkh/Web/336/720.htm
  37. تاریخ یعقوبی ج ۲ ص ۱۳۷
  38. آیت الله مکارم شیرازی در کتابچه‌ای با نام «شهادت فاطمه (س) افسانه نيست» مدارک این واقعه را از کتب اهل سنت جمع آوری کرده است
‎‎

[ویرایش] منابع


[ویرایش] جُستارهای وابسته