رویداد خانه فاطمه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
فاطمه
بنت محمد
زندگی
نام‌ها و القاب · اختلاف مالی فاطمه و عباس با خلافت · خطبه فدکیه · رویداد خانه فاطمه
در قرآن
سوره دهر · سوره کوثر · آیه تطهیر · آیه مباهله · آیه نور
جای‌ها
در مکه: محله بنی‌هاشم · شعب ابی‌طالب · در مدینه: بقیع · بیت‌الاحزان · درخت کنار · سقیفه  · مسجد النبی  · در شمال حجاز: فدک
افراد
خانواده محمد · خدیجه · علی
فرزندان حسن · حسین · زینب · ام‌کلثوم · محسن
همراهان فضه · ام‌ایمن · اسماء  · سلمان
دیگران قنفذ · مغیره · عمر · ابوبکر
مرتبط
تسبیحات فاطمه · مصحف فاطمه · لوح فاطمه · رویداد مباهله

رویداد خانه فاطمه زهرا به واقعه‌ای اشاره می‌کند که ابوبکر پس از انتخاب شدن به عنوان خلیفه مسلمانان به همراه عده‌ای از همراهان از جمله عمر به قصد گرفتن بیعت به خانه علی می‌رود و در آنجا با مقاومت علی و فاطمه روبرو می‌شود. حتی اگر به این داستان شاخ و برگ داده شده باشد و جزئیاتی ساختگی به آن افزوده شده باشد. این داستان دارای ریشه‌ای تاریخی است.[۱]

تاریخ نگارانی مانند احمدبن ابی یعقوب در تاریخ یعقوبی،[۲] و مسعودی در مروج الذهب،[۳] و بلاذری در انساب الاشراف هنگام ذکر حوادث بعد از مرگ پیامبر تا بیعت علی با ابوبکر به کشمکش لفظی بین طرفداران ابوبکر و علی، تهدید به آتش زدن خانه توسط عمر و خلع سلاح زبیر یا علی توسط عمر (یا همراهان او) سخن رانده‌اند.

دیدگاه تاریخی

به گفتهٔ ژوزف مری و جری باکاراک بدنبال فوت محمد پیامبر مسلمانان، فاطمه دختر پیامبر اسلام قایل به حق علی بر سر جانشینی پیامبر مسلمانان شد. او در این مورد وارد مجادلات زیادی با ابوبکر و حامی وی عمر شد. سرانجام عمر تهدید نمود که اگر علی با ابوبکر بیعت ننماید خانه او با تمام ساکنانش را به آتش می‌کشد. علی سرانجام تسلیم شد و با ابوبکر بیعت نمود، هر چند بگفته بعضی منابع علی تنها پس از وفات فاطمه با ابوبکر بیعت نمود.[۴]

لارا وسیا وگلییری در دانشنامه اسلام، منابع اولیه در مورد این واقعه را بررسی می‌کند و می‌نویسد که به نوشته احمدبن ابی یعقوب در تاریخ یعقوبی که بعد از انتخاب شدن ابوبکر، خلیفه تازه انتخابی شده به همراهی تعدادی همراه راهی خانه علی که در آنجا تعدادی از انصار و طرفداران علی در آن جمع شده بودند می‌شود. ابوبکر می‌خواست تا بیعت این مخالفان را بدست آورد، اما علی با شمشیر به استقبال او آمد. هنگامی که علی توسط عمر خلع سلاح شد و ابوبکر و همراهانش قصد ورود به منزل علی را داشتند. فاطمه آنچنان شیون سرداد و تهدید کرد که بخدا قسم باید بیرون روید اگر نه نزد خدا مویم را برهنه سازم و ناله و زاری سر دهم که ابوبکر ترجیح داد که از ورود منصرف شود. نقل‌های دیگری از بلاذری در انساب الاشراف[۵] از همین واقعه وجود دارد که فاطمه در دستان عمر فتیله ای می‌بیند و از او می‌پرسد که آیا او قصد دارد که به علت دشمنی با وی خانه را به آتش بکشد. در کتاب الامامت و سیاست (که مطمئناً بسیار قدیمی است اما انتساب آن به ابن قطیبه نادرست است) این واقعه با جزییات جدی تری نقل شده‌است. ابوبکر از کسانی که از بیعت با او سر بر تافته و در خانه علی گردآمده بودند، سراغ گرفت، عمر را به دنبال آنان فرستاد، و او به در خانه علی آمد. در این موقع عمر هیزم طلبید و تهدید کرد که خانه را به آتش می‌کشد. هنگامی به او گفتند که این‌خانه، فاطمه، دختر پیامبر است، او گفت: باشد! در این هنگام افراد درون خانه بجز علی و فاطمه به بیرون می‌آیند و با ابوبکر بیعت می‌کنند. در این هنگام فاطمه با صدای بلند گفت: ای پیامبر خدا پس از تو چه مصیبت‌هایی به ما از فرزندان خطاب رسید. هنگامی که عمر باز می‌گردد و تقاضای ورود می‌کند، فاطمه اجازه دخول نمی‌دهد و این علی است که به عمر اجازه ورود می‌دهد. در این هنگام فاطمه رویش را به دیوار برمی گرداند.[۱]

به نوشته ویلفرد مادلونگ پس از واقعه سقیفه و انتخاب ابوبکر بعنوان جانشین محمد، وضعیت خلیفه در ابتدا بسیار ناپایدار بود و این صرفاً به خاطر سر باززدن قبایل نبود. عمر در مدینه با کمک برخی از افراد قبیله اوس کنترل خیابان‌ها را بر عهده گرفت و مسوول بیعت ستاندن از مردم شد. زبیر به همراه جمعی از مهاجرین در خانه فاطمه بود. عمر تهدید کرد که خانه را به آتش می‌کشد مگر آنکه آنها بیرون آیند و با ابوبکر بیعت کنند. زبیر با شمشیر در دست بیرون آمد. ولی لغزید و شمشیر را از دست داد و همراهان عمر بر روی او افتادند و او را دستگیر کردند و یا به قول طبری شمشیر او را قبضه کردند. استفاده از زور در مورد زبیر تنها موردی بوده است که منابع اشاره کرده‌اند. شواهدی وجود دارد که خانه فاطمه مورد تفتیش قرار گرفت. گفته می‌شود که علی بعدها بارها گفته بود که اگر چهل مرد همراه خود داشت او مقاومت می‌کرد. به گفته مادلونگ گزارش‌های نادر از کاربرد زور علیه بنی‌هاشم را احتمالاً باید مردود دانست و تهدید به استفاده از زور معمولاً برای بیعت گرفتن از کسانی که متمایل نبودند کافی بود. به گفته وی بدون شک ابوبکر داناتر از آن بود که علیه بنی‌هاشم به زور متوسل شود. زیرا این کار حس اتحاد بین خاندان عبدالمناف را برمی‌انگیخت؛ گروهی که ابوبکر به رضایت آنها نیاز داشت. سیاست ابوبکر انزوای بنی‌هاشم تا حد ممکن بود و در نهایت بنی هاشم که خود را در شرایطی مشابه محاصره اقتصادی شعب ابی طالب می‌دیدند بعد از شش ماه (به همراه علی) با ابوبکر بیعت کردند.[۶]

به گفتهٔ دنیس صوفی، روایتِ طبری از گفته ابو بکر در بستر مرگ «کاش خانهٔ فاطمه را، اگر هم به قصد جنگ بسته بودند، برنگشوده بودم» به طور تلویحی به این معناست که خانه فاطمه ممکن بوده به زور باز شده باشد.[۷] وی می‌افزاید احادیثی که بر دخیل بودن فاطمه در رویدادهای پس از مرگ پیامبر دلالت دارند، با وجود جانب دارانه بودنشان حاوی مقداری حقیقت هستند. به این دلیل که اهل سنّت نتوانستند به طور کامل آنچه را که به وضوح برای باز سازی تاریخشان زیان آور بود محو کنند: این مساله که فاطمه با ابو بکر بر سر ضبط خلافت و املاک پیامبر دعوا داشته است، اینکه فاطمه هیچ‌گاه او را به خاطر کارهایش نبخشید، و اینکه مرگ او برای مدتی (احتمالاً به خواست خود فاطمه) مخفی نگاه داشته شد تا مانع سرپرستی ابو بکر از مراسم کفن و دفن فاطمه شود. چیزی که در این مورد کنایه آمیز است، این است که این پنجره کوچک به شخصیت فاطمه توسط اهل سنّت نادیده گرفته شده یا کوچک شمرده شده ولی توسط شیعیان بزرگ شده و بیش از اندازه روی آن تاکید شده است.[۸]

هادی عالم زاده، استاد دانشگاه تهران، می‌نویسد که در باب احادیث مربوط به این واقعه نظرات مختلفی اظهار شده‌است و عموم نویسندگان اسلامی با فرض صحت این روایات، رفتار ابوبکر و عمر را تقبیح نموده‌اند، اما لحن کلام آنان در این زمینه متفاوت است. برخی گفته‌اند که «تأثیر عقاید شیعهٔ هاشمی علوی و عباسی در بیشتر روایات الامامه والسیاسه آشکارا به چشم می‌خورد و به احتمال قوی این روایات نتیجهٔ تضاد و رقابتی است که پس از خلفای راشدین میان امویان و هاشمیان پدید آمده‌است وگرنه فاطمه و علی با ایمان‌تر، منزه‌تر و خردمندتر از آن بوده‌اند که برخلاف مصالح مسلمانان به پا خیزند و عمر بزرگ‌تر و خوددارتر از آن است که به سوزاندن خانهٔ فاطمه دست یازد. برخی از منابع اگرچه بنابر ملاحظات سیاسی یا اعتقادی از نقل کامل این خبر یا حتی اشاره بدان در جای خود تن زده‌اند، ولی اگاهانه یا ناآگاهانه با ذکر سخنان ابوبکر در بستر بیماری، این حادثه را تأیید کرده‌اند.[۹] بنابراین روایات، ابوبکر در آخرین روزهای زندگانی گفته‌است: آری، از آنچه در دنیا رخ داده، تأسف ندارم، جز اینکه سه کار کردم که کاش نکرده بودم و سه کار نکردم که کاش کرده بودم... کاش خانهٔ فاطمه را، اگر هم به قصد جنگ بسته بودند، برنگشوده بودم...»[۱۰]

دیدگاه شیعه

منابع و نویسندگان شیعه مانند روحانیان و مراجعی مانند بروجردی، روحانی، شاهرودی و حسین خراسانی معتقدند که فاطمه در اثر صدمات و جراحات وارده که در حین رویداد خانه فاطمه اتفاق افتاد و منجر به شکستگی پهلو و سقط جنین وی گردید، کشته شده‌است. در عین حال این نویسندگان بر این نظر دارند که فاطمه بین ۷۵ یا ۹۵ روز پس از وفات محمد درگذشته‌است.[۱۱][۱۲][۱۳][۱۴][۱۵][۱۶][۱۷] سید جعفر شهیدی، رویداد تهدید به آتش زدن را تایید می‌کند. از نظر او با توجه به اینکه شیعیان یا دسته‌های سیاسی موافق آنها در سنین اول هجرت نیرویی نداشته‌اند، جعل روایات مربوط به این رویداد ناممکن می‌نماید. به علاوه او بیان می‌دارد که برخی از این روایات در نوشتارهای مغرب اسلامی (اندلس) هم آمده است. اما در مورد اینکه «آیا بازوی دختر پیغمبر را با تازیانه آزرده‌اند»، یا «می خواسته‌اند با زور بدرون خانه راه یابند و او که پشت در بوده است، صدمه دیده» می‌نویسد «در آن گیر و دارها ممکن است چنین حادثه‌هایی رخ داده باشد».[۱۸] مرتضی مطهری وصیت فاطمه به علی در دفن وی در هنگام شب را سیاستی برای ممانعت از حضور کسانی در مراسم تدفین می‌داند که به گفته مطهّری دشمنان فاطمه بودند: «این بزرگترین سیاستی است که زهرای مرضیه اعمال کرد که این در را به روی تاریخ باز بگذارد»[۱۹]

بسیاری از نویسندگان مشهور شیعه در طول تاریخ به درگیری فیزکی و یا سقط جنین (محسن) در روز رویداد خانه فاطمه معتقد بوده‌اند. از جمله آنها می‌توان به شیخ صدوق (متوفای سال ۳۸۱)، سید مرتضی(متوفای سال۴۳۶)، شیخ طوسی(متوفای سال ۴۶۰)، علامه حلی(متوفای سال ۷۲۶)و عیاشی(متوفای سال ۳۲۰) اشاره کرد.[۲۰][۲۱] به شهادت قاضی عبدالجبار نویسنده اهل سنت (متوفای سال ۴۱۵) این اعتقاد شیعیان ناشی از حدیثی منسوب به جعفر صادق است.[۲۲] ابن قولویه (متوفای سال ۳۵۷) در کامل الزیارات حدیثی از جعفر صادق نقل می‌کند که در آن جبرئیل به پیامبر اسلام در مورد آینده اهل بیت وی خبر می‌دهد. در این حدیث از ضرب و شتم فاطمه در حالی که باردار است و سقط جنین و مرگ او به خاطر جراحت وارده سخن رانده می‌شود.[۲۳][پانویس ۱]

نویسندگان شیعه همچنین به حدیثی از پیامبر اسلام استناد می‌کنند که در کتاب «فرائد المسمطین»[۲۴] نوشته امام‌الحرمین جوینی، فقیه اهل سنّت آمده است. در این حدیث پیامبر اسلام با ذکر اوصاف دختر خود فاطمه خبر از آینده وی می‌دهد که در آن «اهانت، وارد خانه اش شده و حرمتش هتک گردیده و حقّش غصب شده و ارثش گرفته شده است. پهلویش شکسته و جنینش سقط شده است.» در این حدیث از فاطمه با عنوان «مقتول» یاد شده است.[۲۵][پانویس ۲]

دیدگاه سنّی

به گفته عبدالعزیز نعمانی روحانی اهل سنت، «نخستین کسی که به جعل داستان شهادت حضرت فاطمه زهرا پرداخت، ابراهیم ابن سیّار نظام رئیس فرقه نظامیه بود». شهرستانی در ملل و نحل[۲۶] و صفدی در الوافی بالوفیات[۲۷] از نظام چنین نقل می‌کنند که وی معتقد بود «عمر در روز بیعت چنان ضربه‌ای بر شکم فاطمه کوبید که وی جنین را از شکمش فرو انداخت». شهرستانی و صفدی این مطالب را با هدف بی اعتبار جلوه دادن نظام نقل می‌کنند.[۲۸][۲۹]

به اعتقاد نویسندگان اهل تسنن این روایات نتیجه تضاد و رقابتی است که پس از خلفای راشدین میان امویان و هاشمیان پدید آمده است، «وگرنه فاطمه و علی با ایمان تر، منزه تر و خردمند تر از آن بوده‌اند که بر خلاف مصالح مسلمانان به پا خیزند و عمر بزرگ تر و خویشتن دار تر از آن بود که به سوزاندن خانه فاطمه دست یازد». این نویسندگان با اشاره به ازدواج عمر و ام کلثوم و ارائه مشاوره‌های علی به خلفا معتقد به وجود صمیمیت بین آنها هستند.[۳۰]

اهمیت داستان از دیدگاه تاریخی

دانشنامه اسلام اهمیت تاریخی کشمکش‌های فاطمه با ابوبکر و عمر بر سر جانشینی محمد، پس از وفات او از جمله داستان قصد ورود ابوبکر و عمر به خانه علی را اینگونه می‌شمارد.[۱]

  1. حتی اگر این وقایع شاخ و برگ داده شده باشد و جزئیاتی ساختگی به آن افزوده شده باشد بر مبنای واقعیت است.
  2. این وقایع تنها فعالیت سیاسی فاطمه می‌باشد.
  3. دروغ یا راست، انگیزه‌ای است برای احساس نفرت شیعه از عمر: رفتار عمر با دختر پیامبر اسلام.

پانویس

  1. کامل الزیارات، باب نوادر الزیارات، حدیث شماره یازده
  2. این حدیث در منابع امامیه همچون أمالی صدوق، مجلس بیست و چهارم نیز آورده شده است.

منابع

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ ۱٫۲ Veccia Vaglieri, L. «Fatima.» Encyclopedia of Islam, Leiden, Vol. ۲, The Netherlands: Brill, ISSN ۱۵۷۳-۳۹۱۲, Page ۸۴۴-۸۵۰
  2. یعقوبی، التاریخ، جلد دوم صفحهٔ ۱۲۶: «وبلغ أبا بکر وعمر أن جماعة من المهاجرین والأنصار قد اجتمعوا مع علی بن أبی طالب فی منزل فاطمة بنت رسول الله، فأتوا فی جماعة حتی هجموا الدار، وخرج علی ومعه السیف، فلقیه عمر، فصارعه عمر فصرعه، وکسر سیفه، ودخلوا الدار فخرجت فاطمة فقالت: والله لتخرجن أو لأکشفن شعری ولا عجن إلی الله! فخرجوا وخرج من کان فی الدار وأقام القوم أیاما.»
  3. مسعودی در مروج الذهب می‌نویسد: آنگاه که ابوبکر درحال احتضار چنین گفت: سه چیز انجام دادم و تمنا می‌کردم که‌ای کاش انجام نمی‌دادم یکی از آن سه چیز: آرزو می‌کردم که‌ای کاش هتک حرمت خانه زهرا را نمی‌کردم. : مروج الذهب، مسعودی، دارالهجرة، بیروت، جلد ۲، صفحه ۳۰۱: «فأما الثلاث التی فعلتهاو وددت أنی ترکتها، فوددت أنی لم أکن فتشت بیت فاطمة، و ذکر فی‌ذلک کلاماً کثیراً»؛
    • Medieval Islamic Civilization: A-K, index By Josef W. Meri, Jere L. Bacharach, page ۲۴۸-۹.
    • Josef W. Meri, Medieval Islamic civilization: an encyclopedia, Vol. 13, Routledge, 2006, ISBN 978-0-415-96690-0, p. 249.
  4. بلاذری در انساب الاشراف می‌نویسد: ابوبکر به دنبال علی بن ابی طالب فرستاد تا بیعت کند، ولی علی از بیعت امتناع ورزید. سپس عمر همراه با فتیله (آتشزا) حرکت کرد، و با فاطمه در مقابل باب خانه روبرو شد، فاطمه گفت: ای فرزند خطاب، می‌بینم در صدد سوزاندن خانه من هستی؟!: انساب الأشراف، بلاذری، جلد ۱، صفحه ۵۸۶، طبع دار معارف، قاهره: «انّ أبابکر أرسل إلی علیّ یرید البیعة فلم یبایع، فجاء عمر و معه فتیلة! فتلقته فاطمة علی الباب. فقالت فاطمة: یابن الخطاب، أتراک محرقاً علیّ بابی؟»؛
  5. Madelung، Wilferd. The Succession to Muhammad. Cambridge University Press، 1997. 43-44. 
  6. Denise L. Soufi, "The Image of Fatima in Classical Muslim Thought," PhD dissertation, Princeton, 1997, p. 84
  7. Denise L. Soufi, "The Image of Fatima in Classical Muslim Thought," PhD dissertation, Princeton, 1997, p.206
  8. مسعودی در مروج الذهب می‌نویسد: آنگاه که ابوبکر درحال احتضار چنین گفت: سه چیز انجام دادم و تمنا می‌کردم که‌ای کاش انجام نمی‌دادم یکی از آن سه چیز: آرزو می‌کردم که‌ای کاش هتک حرمت خانه زهرا را نمی‌کردم. : مروج الذهب، مسعودی، دارالهجرة، بیروت، جلد ۲، صفحه ۳۰۱: «فأما الثلاث التی فعلتهاو وددت أنی ترکتها، فوددت أنی لم أکن فتشت بیت فاطمة، و ذکر فی‌ذلک کلاماً کثیراً»؛
  9. هادی عالم زاده. «مدخل ابوبکر». در دائرةالمعارف بزرگ اسلامی (جلد پنجم). (پیوند به مدخل در وبگاه دائرةالمعارف بزرگ اسلامی)
  10. آیت‌الله بروجردی
  11. آیت‌الله روحانی
  12. آیت‌الله شاهرودی
  13. شبکه قرآن
  14. وب‌گاه حوزه علمیه قم
  15. وب‌گاه حوزه علمیه قم
  16. آیةالله حسین وحید خراسانی٬فاطمه حلقه وصل رسالت و امامت، مدرسة المام باقر العلوم٬چاپ اول ۱۳۹۱٬صفحه ۷۳ و ۷۴
  17. زندگانی حضرت زهرا نوشته سید جعفر شهیدی قابل دسترسی در اینجا صص ۱۶، ۱۹ و ۲۰
  18. مرتضی مطهّری، سیری در سیره نبوی، قابل دسترسی در اینجا
  19. و آتش زبانه می‌کشید (احراق بیت فاطمه در منابع امامیه)، علی لباف زیر نظر مرتضی فرج پور، صفحه ۱۶,مرکز فرهنگی انتشاراتی منیر
  20. به رنگ خون (سیری در نصوص شهادت حضرت زهرا)، علی لباف و میثم توکلی بینا، مرکز فرهنگی انتشاراتی منیر صص ۱۷-۱۹
  21. میراث جاودان (فهرستی موضوعی از کتاب "دراست و تحلیل حول الهجوم علی بیت فاطمه")، به اهتمام علی لباف، صفحه ۱۹, مرکز فرهنگی انتشاراتی منیر
  22. به رنگ خون (سیری در نصوص شهادت حضرت زهرا)، علی لباف و میثم توکلی بینا، مرکز فرهنگی انتشاراتی منیر، صفحه ۱۳
  23. فرائد المسمطین، جلد ۲، صفحه ۳۵، حمویئی جوینی، ابراهیم بن محمد، موسسه المحمودی، بیروت. تصویر صفحه مذکور از کتابخانه دیجیتال نور
  24. با کاروان جوین (سوگنامه شهادت حضرت زهرا در میراث مکتوب نیشابور،) به اهتمام سید جعفر خلخالی، بازنویسی علی لباف، با راهنمایی آیت الله سید علی حسینی میلانی، مرکز فرهنگی انتشاراتی منیر، صص ۹-۱۴
  25. الملل و النحل ج ۱، ص ۵۷.
  26. الوافی بالوفیات، ج۶ ص ۳۱
  27. عبدالعزیز نعمانی، فاطمه زهرا، از ولادت تا افسانه شهادت، فصلنامه ندای اسلام، پاییز 1379 شماره ۳ صفحه ۶۹
  28. دانشنامه شهادت فاطمه زهرا، علی لباف، مرکز فرهنگی انتشاراتی منیر صص ۱۴۵-۱۴۶
  29. عبدالعزیز نعمانی، فاطمه زهرا، از ولادت تا افسانه شهادت، فصلنامه ندای اسلام، پاییز 1379 شماره ۳ صفحه ۶۸

جستارهای وابسته

مطالعه بیشتر

  • After the Prophet: The Epic Story of the Shia-Sunni Split in Islam By Lesley Hazleton
  • مسعودی، علی بن حسین. مروج الذهب و معادن الجوهر. ج۱. ترجمهٔ ابوالقاسم پاینده. بنگاه ترجمه و نشر کتاب. ۱۳۴۴.
  • ابن أثیر، ابوالحسن علی بن محمد. الکامل. ترجمهٔ عباس خلیلی. مؤسسهٔ علی اکبر علمی. [بی تا]
  • ابن الکثیر، ابوالفداء اسماعیل بن عمر. البدایة و النهایة. دار إحیاء التراث العربی. ۱۹۸۸ م.

پیوند به بیرون