توران بلوچستان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

توران، یا طوران، ناحیه‌ای که جغرافیانویسان نخستین سده‌های اسلامی آن‌را در شمار نواحی سرزمین سند دانسته‌اند. این ناحیه تقریباً منطبق با خان‌نشین کلات در بلوچستان سابق انگلیس بوده‌است و امروزه مشتمل بر بیشتر اراضی شهرستان کلات در استان بلوچستان پاکستان است. نام این سرزمین شاید با نام توران در حماسه‌های ملی ایران پیوندی داشته باشد. با توجه به اینکه خاستگاه بسیاری از داستانهای اساطیری و حماسه‌های ملی ایران، سیستان، در همسایگی این ناحیه بوده‌است، این گمان را تقویت می‌بخشد که شاید توران را مهاجمان تورانی آسیای میانه به وجود آورده باشند [۱]

امیرحسین خنجی در این باره می‌گوید: "پشتون‌ها که در کابلستان از حد کابل و قندهار تا پشاور و کویتهٔ امروزی جاگیر بوده‌اند و دنباله‌هایشان به شهری می‌رسیده که در منابع عربی با نام «قصدار» ازآن یاد شده (و تلفظ اصلیش گم شده) را ایرانی‌ها «توران» می‌نامیده‌اند؛ و به‌نظر می‌رسد که بخشی از همان آریائی‌های موسوم به «توره‌یا» (توره+ علامت جمع) بوده باشند که در تواریخ داستانی ما ازآنها سخن رفته‌است. بعدها که عربها سیستان تا غزنی را گرفتند و بر سرزمین سِند نیز دست یافتند با تورانی‌های پشتون آشنائی بیشتر یافته اشتباهشان را تصحیح کردند، و مردمی که در منطقهٔ شمال غرب پاکستان امروزی ساکن بودند را به درستی توران نامیدند. در تقسیمات جغرافیائی که عربها از سرزمینهای تحت سلطه‌شان کردند، قصدار مرکز سرزمین توران بود؛ و این همان قصدار است که رابعهٔ قصداری از آن برخاسته‌است."[۲]

توران پیش از اسلام[ویرایش]

اولین باری که در تاریخ نام توران دیده می‌شود مربوط به رویدادهای سالهای آغازین پادشاهی اردشیر بابکان (سل‍ ۲۲۶-۲۴۱م) است که به گفته طبری، پادشاه توران پس از پیروزیهای اردشیر بر فرمانروایان محلی قلمرو پارتیان، اطاعت او را گردن نهاد [۱][۳]

توران در منابع اسلامی[ویرایش]

در دورهٔ فتوحات اسلامی در سرزمین سند نیز به صراحت از توران در منابع تاریخی نامی برده نشده است[۱][۳]. بلاذری هیچ ذکری از نام توران نمی‌کند [۴] منابع جغرافیایی سده‌های ۳ و۴ق آگاهیهای بیشتری از وضعیت توران به دست داده‌اند. این دسته از منابع عموماً توران را ناحیه‌ای از سرزمین سند برشمرده‌اند و آنجا را ناحیه‌ای پرنعمت با چهارپایان بسیار وصف کرده‌اند که در آن انگور، انار و دیگر میوه‌های سردسیری فراوان به دست می‌آمده‌است و شهرهای قزدار، شوره (سوره)، کیزکانان (کیجکانان)، محالی (مجاک) و سیوی از شهرهای تابع آن ناحیه بوده‌اند. در میان جغرافی‌نویسان سده‌های ۳ و ۴ق، مقدسی آگاهیهای سودمندتری نسبت به دیگر نویسندگان این دوره دربارهٔ توران به دست می‌دهد.[۱]

  • به گزارش طبری عربها در ۲۳ق/۶۴۴م به فرماندهی حکَم بن عمرو تغلبی به روزگار خلافت عمر، مکران در همسایگی توران را به جنگ گشودند؛ اما به دستور عمر از آن سرزمین پیش‌تر نراندند؛ تا آنکه در اواخر سال ۳۸ و اوایل ۳۹ه. ق/۶۵۸م به هنگام خلافت علی، حارث بن مرهٔ عبدی داوطلبانه و با اجازه علی به همراه گروهی برای دستیابی به غنایم، در آن سوی مکران (توران) به تاخت و تاز پرداخت[۱]
  • به گفته بلاذری، به هنگام امارت زیاد بن ابیه (حک‍ ۴۵- ۵۳ ق) به روزگار خلافت معاویه بن ابوسفیان، سنان بن سلمه پـس از کشتـه شـدن راشد بن عمـرو جُدیدی در جنگ - که از جانب زیاد بن ابیـه مأمور فتح بلاد سنـد بود - زمام کار را به دست گرفت و قُزدار (قصدار)، پایتخت توران را به صلح گشود؛ اما مردم آنجا پیمان شکستند. سپس زیاد بن ابیه، منذر بن جارود عبدی را به فتح دوبارهٔ آنجا گسیل داشت. منذر، قزدار را این بار به جنگ گشود و از مردم آنجا اسیرانی گرفت. ظاهراً این چیرگی عربها بر آنجا قطعی نبوده است؛ زیرا حجاج بن یوسف ثقفی والی عراق (حک‍ ۷۵-۹۵ق)، درصدد فتح دوبارهٔ آن سرزمین برآمد. او نخست سعید بن اسلم بن زُرعهٔ کلابی و سپس مُجّاعة بن سعر تمیمی را به همین منظور به حکومت مکران گمارد. سعید بن اسلم در این کار ناکام ماند؛ اما مجاعه در تهاجمات خود توانست قندابیل (از توابع ناحیهٔ توران) را بگشاید. سپس محمد بن قاسم پس از او فتح آن سرزمین را تکمیل کرد [۱]
  • ابن حوقل مرکز توران را شهری به همین نام با قلعه‌ای در آن گزارش کرده که شخصی به نام ابوالقاسم بصری بر آن امارت داشته‌است. وی از قزدار جداگانه یاد کرده، و آن شهر را تحت فرمان شخصی به نام معتز (مُغیر) بن احمد دانسته‌است که در کیزکانان اقامت داشته، و خطبه به نام خلیفهٔ عباسی می‌خوانده‌است [۱]
  • اصطخری از قزدار (قصدار) به عنوان شهرمرکزی ناحیهٔ توران نام برده‌است، اما همچون ابن‌حوقل کیزکانان را اقامتگاه معتز (مغیر) بن احمد حاکم آن دیار دانسته‌است [۱]
  • مقدسی افزون بر فهرست شهرهایی که دیگران ارائه داده‌اند، از شهرهای قَندَبیل، بجثرد، جثرد، بکانان، خوزی، رُستا کهن، رستاق روذ، موردان، رستاق، ماسکان و کهرکور نیز در شمار شهرهای تابع ناحیهٔ توران یاد می‌کند. به نوشتهٔ همو قزدار مرکز ناحیهٔ توران شهری مشتمل بر دو محله در دو سوی خشکه‌رودی بدون پل با خانه‌هایی از گل بوده‌است. در یک محله، سرای فرمانروا و دژ واقع بوده‌است و در محلهٔ دیگر به نام بودین، سوداگران منزل داشته‌اند و بازرگانان از خراسان، فارس، کرمان و شهرهای هند برای دادوستد به آنجا آمدوشد می‌کرده‌اند، اما آب شهر بد و ناگوار بوده‌است. به گزارش مقدسی ناحیهٔ توران به سبب واقع بودن بر سر راههای بازرگانی‌ای که نواحی داخلی ایران را به هند مربوط می‌ساخت، از رونق اقتصادی برخوردار بود. از هر بار شتر که به توران می‌آمد یا از آنجا بیرون می‌رفت، ۶ درهم، و از هر برده به هنگام ورود ۱۲ درهم و برای هر بار شتر که از هند وارد می‌شد، ۲۰ درهم و اگر از نواحی سند بود، به نسبتی از بهایش و از هر پوست دباغی شده نیز یک درهم عوارض گرفته می‌شد و درآمد حاصل از این عوارض، سالانه به یک میلیون درهم می‌رسید[۱]
  • سمعانی از فقیهی اهل قصدار به نام ابومحمد جعفر بن الخطاب قصداری یاد کرده که در بلخ اقامت داشته، و به زهد و تقوا مشهور بوده است[۱]
  • یاقوت توران را از نواحی سند برشمرده[۱]، و از قصدار به عنوان مرکز آن نام برده‌است. او به جز این توران، از ناحیه‌ای در مداین و روستایی در هرات به همین نام نیز یاد کرده است[۴][۱]

موقعیت شهرهای توران[ویرایش]

  • شهر قندابیل ۵ فرسخ از قزدار فاصله دارد، بیرون توران واقع شده و مرکز ناحیه بوذَس(budhas) است. این شهر در محیطی مسطح واقع شده و با نام گنداوه(۷۵ مایلی شمال شرقی قزدار در شمال ایندوس(indus)، در ارتفاع ۳۱۴ فیتی از سطح دریا واقع است) شناخته شده است[۴]
  • موقعیت شهر کیزکانان نامعلوم است. مارکوارت، کیزکانان و قیکان را به هم پیوند داده و در کلات آن را جستجو می‌کند[۴]
  • جغرافی دانان قرن ۴ ه. ق / ۱۰ م شهر قزدار را همراه با کیزکانان و قیکان ذکر کرده‌اند و آن را در ۸۰ فرسخی از شهر المنصوره در سند ذکر کرده‌اند [۵]

پانویس[ویرایش]

  1. ۱٫۰۰ ۱٫۰۱ ۱٫۰۲ ۱٫۰۳ ۱٫۰۴ ۱٫۰۵ ۱٫۰۶ ۱٫۰۷ ۱٫۰۸ ۱٫۰۹ ۱٫۱۰ ۱٫۱۱ همدانی، توران، 16:‎ ۳۴۵-۳۴۶.
  2. خنجی، امیرحسین. «پان‌توركيستها و آرزوی پاره‌پاره شدن ايران». ایران امروز، ١١ فروردين ١٣٨٥. بایگانی‌شده از نسخهٔ اصلی در 2012-11-16. بازبینی‌شده در 2012-11-16. 
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ Bosworth، ṬURĀN.
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ ۴٫۳ MINORSKY، turan، 10:‎ 672-673.
  5. Bosworth، Ḳuṣdār، 5:‎ 520-521.

پانویس[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]

  1. مدخل «طوران» در دانشنامه اسلام (ویرایش اول) نوشته ولادمیر مینورسکی