محمدشاه
|
|
منابع یادشده در این مقاله بهصورت دقیق ارجاع داده نشدهاند. میتوانید با اصلاح نحوهٔ ارجاع به منابع بر طبق شیوهنامهٔ ارجاع به منابع، به ویکیپدیا کمک کنید. |
| محمدشاه قاجار | |
|---|---|
محمد |
|
| دوران | سومین شاه از دودمان قاجار |
| نام کامل | محمدمیرزا |
| زادروز | ۱۴ دی ۱۱۸۶ |
| زادگاه | تبریز |
| مرگ | ۱۴ شهریور ۱۲۲۷ (۴۲ سال) |
| محل مرگ | تجریش |
| پیش از | ناصرالدین شاه |
| پس از | فتحعلی شاه |
| همسر | مهد علیا |
| همسران | مهد علیا خدیجهخانم چهریقی زینبخانم افشار ارومی اُقلبیگه سالور بلورخانم |
| پدر | عباسمیرزا |
| مادر | آسیه خانم |
| فرزندان | ناصرالدین شاه, عباس میرزا, محمدتقی میرزا, عبدالصمد میرزا, عزتالدوله, عزیزالدوله, عفتالدوله, احترامالدوله |
محمدشاه قاجار (۱۴ دی ۱۱۸۶ تبریز-۱۴ شهریور ۱۲۲۷ تجریش) نوهٔ فتحعلیشاه و فرزند عباسمیرزا و سومین شاه از دودمان قاجار در ایران بود.
محتویات |
آغاز پادشاهی [ویرایش]
بعد از مرگ عباس میرزا، فتحعلی شاه قاجار با این که فرزندان بسیاری داشت به دلیل علاقه اش به عباس میرزا، فرزند او محمد میرزا را به ولیعهدی انتخاب کرد و او به آذربایجان رفت و در تبریز در جایگاه خاصهٔ ولیعهدهای ایران در زمان قاجاریه به تخت نیابت سلطنت تکیه زد. محمد میرزا پس از مرگ پدربزرگ خویش فتحعلی شاه به کمک قائم مقام دوم در تبریز به نام محمد شاه قاجار به تخت سلطنت نشست و به همراهی سفیران انگلیس و روس و سپاهی مجهز به توپ خانه به تهران رفت.
هنگامی که خبر مرگ فتحعلی شاه به گوش پسران و نزدیکان او رسید، هر کدام به سودای سلطنت در گوشهای از ایران قیام نمودند. علی میرزا ظل سلطان تهران را فتح کرد و با نام «عادلشاه» به تخت پادشاهی نشست. از طرف دیگر حسینعلیمیرزا فرمانفرما در فارس و اصفهان، و شجاع السلطنه در شیراز علم طغیان بر افراشتند و مدعی پادشاهی شدند.
دو برادر محمد شاه در اردبیل زندانی بودند، از آن جایی که از عاقبت کار ایشان میهراسید، آن دو را که جهانگیر میرزا و خسرو میرزا نام داشتند نابینا نمود و به جنگ شجاع السلطنه حاکم فارس رفت و او را پس از مغلوب نمودن، کور کرد. چندی بعد فرمانفرما حاکم اصفهان که او نیز شکست خورده و در تهران زندانی بود، بر اثر بیماری در گذشت. علی میرزا ظل سلطان هم که قبلاً از محمد شاه شکست خورده و تسلیم شده بود.
اوایل پادشاهی [ویرایش]
شروع دوره ۱۴ ساله پادشاهی محمد شاه به دلیل قرار گرفتن فردی دانشمند و سیاستمدار به نام میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی در منصب صدراعظمی، تحول در ادارهٔ امور کشور و حرکت حکومت به سوی استقلال و اقتدار را نوید میداد. قائم مقام میکوشید سیاست ایران را در برابر دولتهای بیگانه، بر مبنای جلوگیری از سلطهٔ آنان بر ایران تنظیم کند و در داخل نیز با سپردن امور به دست افراد لایق، زمینه را برای اصلاح و بهبود وضع مردم و کشور فراهم سازد. اما دورهٔ او کوتاه بود و سر انجام، کسانی که با وجود او منافع خود را در خطر میدیدند، شرایط را برای برکناری اش آماده کردند. آنها خاطر شاه جوان را مشوش نموده و به او چنین تلقین میکردند که هدف قائم مقام، تضعیف قدرت اوست و وی قصد دارد در آینده حکومت را به دست گیرد یا فردی از قاجاریه را که مطیعش باشد، به حکومت برساند. محمد شاه از گفتار ایشان هراسناک شد و او را بر خلاف قسمی که نزد پدرش مبنی بر نریختن خون قائم مقام خورده بود خفه کرد و کشت و به جای او حاج میرزا آقاسی را به وزارت انتخاب نمود.
حاج میرزا آقاسی نقطهٔ مقابل قائم مقام فراهانی بود، او مردی نادان بود که جز ادعیه و خرافات چیزی نمیدانست و میخواست به جای بهره گیری از سیاست و کشورداری، چون شاه سلطان حسین، با ورد و جادو مملکت را اداره نماید. با این وجود محمد شاه که گویا توسط وی جادو شده بود تا آخر عمر مطیع او بود و هیچ گاه از ارادتش نسبت به وی کاسته نشد.
حمله به هرات [ویرایش]
محمد شاه سه سال بعد از آغاز پادشاهی اش، تصمیم گرفت تا حاکم هرات را سرکوب کند. اما انگلیسیها که از تصرف هرات به دست شاه ایران چندان خشنود نبودند، به همین علت سفیری به دربار محمد شاه فرستادند تا او را از این کار منصرف نمایند، ولی محمد شاه به آنها اعتنایی ننمود و در ۱۹ربیع الثانی سال ۱۲۵۳ هجری قمری به سوی آن سرزمین لشکر کشید. از طرف دیگر کامران میرزا حاکم هرات با این که مردی علیل و معتاد و افیونی بود ولی با وعدههایی که از انگلیسیها دریافت کرده بود تصمیم به مبارزه با محمد شاه گرفت.
محمد شاه قبل از دست یابی به هرات قلعهٔ مستحکم غوریان در نزدیکی آن شهر را فتح کرد. انگلیسیها که از فتح هرات به وسیلهٔ محمد شاه میترسیدند، سفیر خویش (سر جان مک نیل) را به نزد شاه ایران فرستادند تا مانع تصرف هرات به دست او شوند. از طرف دیگر یکی از افسران توپ چی خویش را به کمک کامران میرزا فرستادند. سر جان مک نیل که نتوانسته بود محمد شاه را از تصرف هرات باز دارد و از طرف دیگر بیم داشت هرات به وسیلهٔ او فتح گردد به سرعت به تهران باز گشت و از طرف دولت مطبوع خویش به ایران اعلان جنگ داد، با وجود این که انگلیسیها در عهد نامه مفصل قول داده بودند که در مسائل مربوط به ایران و افغانستان مداخله ننمایند. بعد از اعلان جنگ به ایران، رزم ناوهای آن کشور به تصرف جزیره خارک پرداخته و بعد از فتح این جزیره به بندر بوشهر نزدیک شدند، از طرف دیگر محمد شاه که به یاری روسها دل خوش کرده بود نمیدانست که آنها قبلاً با انگلیسیها صلح نموده و متعهد شدهاند که با ایران کاری نداشته باشند، از این رو محمد شاه ناچار شد دست از محاصرهٔ هرات برداشته و در سال ۱۲۵۴ هجری قمری به تهران بازگشت.
قیام آقاخان محلاتی [ویرایش]
یکی از وقایع مهم دیگر دوران سلطنت محمد شاه قاجار، قیام حسنعلی شاه محلاتی (آقاخان محلاتی) در کرمان بود. او که رئیس فرقه اسماعیلیه به شمار میآمد با میرزا آقاسی، نخست وزیر ایران، دچار مشکل شد و بین ایشان کدورتی حاصل گردید. حاج میرزا آقاسی با آقاخان محلاتی از در مخالفت در آمد و او را وادار به شورش نمود. آقاخان از سپاه ایران شکست خورد ولی محمد شاه او را بخشید و به حکومت محلات فرستاد. آقاخان بار دیگر بر اثر تحریکات حاج میرزا آقاسی قیام نمود و این بار کرمان را گرفت ولی باز هم شکست خورد و در سال ۱۲۵۷ هجری قمری به هندوستان گریخت و در آن سرزمین تحت حمایت انگلیسها قرار گرفت. از آن تاریخ به بعد دیگر آقاخان به ایران بازنگشت و بعدها به کشورهای مختلف اروپایی رفت و مقیمسوئیس گردید.
بابیان [ویرایش]
یکی از وقایع مهم دوران سلطنت محمد شاه قاجار قیام سید علی محمد باب در شیراز بود. این گروه در زمان سلطنت ناصرالدینشاه قاجار، بطورکلی سرکوب و علیمحمد باب به دستور میرزا تقیخان امیرنظام (امیرکبیر) اعدام شد.
شورش حسن خان [ویرایش]
محمد شاه قاجار در اوایل سلطنت خویش الله یارخان آصفالدوله را به حکومت خراسان منصوب نمود. در اوخر سلطنت وی آصفالدوله به علت پیری و کِبَر سن از حکومت کناره گیری نمود و پسرش حسن خان را به جانشینی خود انتخاب نمود.
حسن خان که جوانی مغرور و جاه طلب بود تصمیم گرفت تا محمد شاه را از سلطنت خلع نموده و خود بر تخت سلطنت تکیه زند، از طرف دیگر ترکمنان بر علیه دولت مرکزی قیام نمودند ولی توسط یکی از سرداران شاه به نام محمد حسین خان سرکوب گردیدند.
حسن خان که میترسید محمد شاه به پاداش این پیروزی محمد حسین خان را به حکومت خراسان برگزیند توطئهٔ قتل او را ترتیب داد و وی را از پای در آورد، از طرف دیگر محمد شاه که گمان میکرد آصفالدوله (که پس از برکناری از حکومت تولیت آستان قدس رضوی را به عهده گرفته بود) در این کار دخالت دارد او را به عتبات تبعید نمود، غافل از این که مقصر اصلی پسرش حسن خان است. حسن خان که میدانست به زودی نوبت او فرا خواهد رسید از طوائف مختلف کُرد و ترک خراسان نیروی فراوانی جمع نمود و بر علیه شاه قیام نمود. محمد شاه، میرزا محمد خان برادر بزرگ حسن خان که داماد وی بود حکومت خراسان داد و مأمور سرکوبی برادر نمود.
اما میرزا محمد خان بعد از آن که به خراسان رسید با برادر همداستان شد و متفقاً به سوی تهران به راه افتادند. محمد شاه حمزه میرزا حشمت الدوله برادر خویش را به جلوگیری از ایشان فرستاد. دو سپاه در نزدیکی میامی با یک دیگر روبرو شدند و بعد از چند روز نبرد شکست در میان سپاه خراسان افتاد و برادران ناگریز از فرار شدند. هرچند سپاهیان محمد شاه توانستند ایشان را شکست دهند ولی به علت مرگ زود هنگام محمد شاه نتوانستند فتنهٔ آنها را پایان داده و ناچار به تهران بازگشتند.
مرگ [ویرایش]
سرانجام محمد شاه قاجار در سن ۴۲ سالگی بعد از ۱۴ سال و ۳ ماه سلطنت در ششم شوال سال ۱۲۶۴ هجری قمری با بیماری نقرس درگذشت و در حرم فاطمه معصومه به خاک سپرده شد.
دوران ۱۴ ساله سلطنت محمد شاه به علت بی کفایتی نخست وزیر نادان او میرزا آقاسی مملو از شورشها و فتنهها بود به طوری که روزگار سلطنت محمد شاه را پرتشنجترین ایام سلسلهٔ قاجاریه به شمارمی آورند، به طوری که قیامها و شورشهای بزرگی ازجمله جنبش باب و قیام حسن خان سالارالدوله در خراسان در دوران سلطنت وی بروز نمود و تا روزگار سلطنت جانشین وی ناصرالدین شاه ادامه یافت.
فرزندان [ویرایش]
| ردیف | نام | تولد/وفات | نام مادر | تصویر | توضیحات |
|---|---|---|---|---|---|
| ۱ | ناصرالدین شاه | ۲۵ تیر ۱۲۱۰/ ۱۲ اردیبهشت ۱۲۷۵ | مهدعلیا | ولیعهد محمد شاه و سپس شاه ایران | |
| ۲ | عباس میرزا | ۶ آذر ۱۲۱۸/ ۲۵ فروردین ۱۲۷۶ | خدیجهخانم چهریقی | ملقب به مُلکآرا | |
| ۳ | محمدتقی میرزا | ۱۲۱۹/ ۱۲۸۰ | زینبخانم افشار ارومی | ملقب به رکنالدوله حاکم فارس و خراسان جد خاندان رکنی قاجار |
|
| ۴ | عبدالصمد میرزا | ۱۳ اسفند ۱۲۲۲/ ۱۳۰۸ | اُقلبیگه سالور | ملقب به عزالدوله جد خاندان سالور |
|
| ۵ | عزتالدوله | ۱۲۱۱/ ۱۲۸۰ | مهدعلیا | ابتدا همسر امیرکبیر و سپس همسر یحیی خان مشیرالدوله | |
| ۶ | عزیزالدوله | خدیجهخانم چهریقی | همسر شاهزاده کیومرث میرزا عمیدالدوله | ||
| ۷ | عفتالدوله | بلورخانم از نوادگان زندیه | |||
| ۸ | احترامالدوله | اُقلبیگه سالور | همسر مهدیقلی میرزا سهامالملک |
منابع [ویرایش]
| در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ محمدشاه موجود است. |
- آزادمهر، شهباز، تاریخ ایران (ازدیروز تا امروز)، انتشارات باربد، چاپ اول ۱۳۸۲، (صص ۴۹۰ تا ۴۹۷)
- تاریخ ایران و جهان ۲، نظری (رشته ادبیات و علوم انسانی)، چاپ هشتم ۱۳۸۷، (صص ۱۳۶ تا ۱۳۷)
- سایکس، سرپرسی، تاریخ ایران (۲ جلد)، ترجمه سید محمدتقی فخرداعی گیلانی.
- نجفی موسی و فقیه حقانی موسی، تاریخ معاصر ایران، نشر آرما، چاپ اول ۱۳۹۰،(صص۶۹ تا ۷۵)
|
|||||||||||||||||