الفبای فارسی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
الفبای فارسی
ا ب پ ت ث ج
چ ح خ د ذ ر
ز ژ س ش ص ض
ط ظ ع غ ف ق
ک گ ل م ن و
ه ی
حروف دیگر
ء آ اً هٔ ة

الفبای فارسی گروه سی‌وسه‌گانه حروف (اشکال نوشتاری) در خط فارسی است که نماینده نگاشتن (همخوان‌ها یا صامت‌ها) در زبان فارسی است و حروف بی‌صدا نام دارند. به این گروه از حروف (اشکال)، حروف الفبا یا حروف هجای فارسی می‌گویند.

این حروف ۳۳گانه، دارای حالت‌های متفاوت نوشتاری می‌باشد. یک حرف یا یک شکل یکسان از یک حرف ممکن است نماینده چند واج متفاوت باشد (مانند شکل: ا، از گروه (الف) که نماینده مصوت بلند -ا- (=زاد) و هم صامت -همزه- (=ابر) هر دو می‌تواند باشد) و بر عکس ممکن است چند حرف متفاوت همگی اشاره به یک واج یکسان باشند (مانند حروف متفاوت: س، ص، ث که همه مشترکاً نشانه واج صامت: -س- می‌باشند).

ضمناً برای نگاشتن واکه‌های بلند سه‌گانه (ا - ی - و) نیز از سه تا از حروف الفبا کمک گرفته می‌شود که با سه صامت «الف»، «واو» و «یِ» هم‌شکل نوشته می‌شوند. واکه‌های کوتاه معمولاً بدون علامت و در موارد ضروری با علامت‌های «زیر» (فتحه ـَ)، «زِبَـر» (کسره ـِ) و «پیش» (ضمه ـُ) مشخص می‌گردند. به علامت‌های به‌کار رفته برای واکه‌ها «حروف صدادار» (بلند و کوتاه) گفته می‌شود.

ویژگی‌های الفبای فارسی[ویرایش]

زبان فارسی

گونه‌های منطقه‌ای و اجتماعی
زبان فارسی
:

دستور زبان:

ویژگی‌های زبان:

نوشتار:

گسترۀ جغرافیایی:

اساس الفبای فارسی با الفبای عربی یکی است، اما الفبای فارسی دارای چهار حرف است که واجهای متناظر آنها در عربی استاندارد وجود ندارد. برخی از حروف فارسی با حروف متناظر خود در عربی متفاوت هستند؛ مثلاً حرف «ک» در فارسی در حالت پایانی یا تنها با سرکش نوشته می‌شود در حالی که این حرف در عربی در این دو حالت بدون سرکش بصورت «ک» نوشته می‌شود. هم‌چنین حرف «ی» در حالت پایانی در فارسی بدون نقطه است، اما در عربی با دو نقطه بصورت «ي» نوشته می‌شود. برخی از حروف در فارسی دارای بیش از یک شکل هستند، مانند حرف «هـ» .

الفبای فارسی شامل ۳۳ حرف است.[۱]

ترتیب الفبای فارسی[ویرایش]

ترتیب و نام ۳۳ حرف فارسی عبارت است از:

نمایش واکه‌ها (مُصَـوِّت‌ها) در الفبای فارسی[ویرایش]

واکه‌ها (یا مصوت‌ها) در زبان فارسی دو دستۀ بلند و کوتاه هستند.

واکه‌های بلند سه تا هستند و «آ»، «او»، و «ای» نامیده می‌شوند چون با سه حرف (الف کشیده - واو - ی) که درحقیقت برای نمایش سه همخوان (صامت) هستند نمایش داده می‌شوند حروف صدادار نیز نامیده می‌شوند.

واکه‌های کوتاه نیز سه تاهستند و زِبَـر (فتحه)، زیـر (کسره)، و پیش (ضمه) نامیده می‌شوند که در موارد ابهام‌زدایی به‌صورت سه نشانه ( ـَــِــُ ) به حروف اضافه می‌شوند. در حروف الفبا نماینده ندارند و در مقابل حرف (شکل)، به آنها «حرکت» (نشانه) می‌گویند.

نمایش هم‌خوان‌ها (صامت) در الفبای فارسی[ویرایش]

درحقیقت ۳۳ حرف الفبای فارسی برای نمایش همخوان‌ها می‌باشند. (برای نمایش مصوتهای بلند هم از سه حرف نماینده همخوان‌ها کمک گرفته می شود)

هم خوانها(صامتها) در الفبای فارسی امروزی عبارتنداز:

دبیره‌ها نمایندهٔ آوایی فارسی آوا دبیره‌ها نمایندهٔ آوایی فارسی آوا
ا(ء)، ع ا(ء) a ب ب b
پ پ p ت، ط ت t
ث، س، ص س s ج ج j
چ چ č ح، ه ه h
خ خ د د d
ذ، ز، ض، ظ ز z ر ر r
ژ ژ ž ش ش š
غ، ق غ ɣ ف ف f
ک ک k گ گ g
ل ل l م م m
ن ن n, ŋ[۳] و و v
ی ی y

گ چ پ ژ[ویرایش]

در الفبای زبان عربی چهارحرف «گ چ پ ژ» وجود ندارد. عرب‌زبان‌ها، به جای این ۴ حرف، بیشتر حرف‌های «ف ک ز ج، تش ،ق» را استفاده می‌کنند. همچنین حرف «ک» از زبان فارسی را نیز گاهی با حرف «گ» به‌صورت یکسان معرب می‌سازند. در مورد «و» فارسی نیز عموماً آن را به «ف» تبدیل می کنند؛ به‌کار نبردن این حرف‌ها به‌خودیِ خود در یک زبان ایراد به‌شمار نمی‌رود، اما پس از ورود اسلام به ایران الفبای عربی برای نوشتن خط پارسی به‌کار گرفته شد. نپذیرفتن و به‌کار نبردن چهار حرفِ «گ چ پ ژ» توسط اعراب سبب گردید که آن‌ها به‌جای تغییر و بِـه‌سازی زبان خود، به دستکاری در دیگر زبان‌ها بپردازند[نیازمند منبع] و بسیاری از واژه‌های ایرانی و پارسی را به سوی نابودی پیش ببرند. هجوم زبان عربی آسیب‌هایی بر زبان پارسی وارد نموده و سبب فراموشی و گاهی نابودی برخی از واژه‌های ایرانی شده‌است. این دگرگونی در زبان پارسی تا آن اندازه گسترش یافته که حتی نام زبان پارسی به فارسی تغییر یافته‌است. دگرگونی‌های زبان پارسی، از برای مشکلات خویش نیست، بلکه بار مشکلات زبانی دیگر را بر دوش می‌کشد.[۴] [۵]

واژه‌های آسیب دیده در زبان پارسی، به دلیل نبود گ چ پ ژ در زبان عربی:

  • واژه‌های با واج «گ» (مانند گرگانی = جرجانی، بزرگمهر = بوذرجمهر)
  • واژه‌های با واج «چ» (مانند چمکران = جمکران، چاچ‌رود = جاجرود)
  • واژه‌های با واج «پ» (مانند پارس = فارس، پردیس = فردوس، پیل = فیل)
  • واژه‌های با واج «ژ» (کژ = کج، لاژورد= لاجورد)
  • همچنین بسیاری از واژه‌های پارسی که دارای واج‌های «گ چ پ ژ» بوده‌اند به‌جای دگرگونی در یک واج، به‌صورت یکپارچه با واژۀ عربیِ دیگری جایگزین شده‌اند. (مانند کژدم>> عقرب، ژرفا>> عمق، آرامگاه>> مقبره، واژه>> کلمه، سرچشمه>> منبع)[۴]


تاریخچه الفبای فارسی[ویرایش]

دبیره و خط آریایی که، بر پایۀ گفتۀ داریوش در کتیبۀ بیستون، روی چرم نوشته شده بود، دبیره‌ای بود که در درازنای تاریخ ایران، دبیران ایرانی در آن دگرگونی‌هایی پدید آوردند و به یاری آن دبیره‌های پارتی اشکانی ، سغدی، مانوی، سریانی، پهلوی کتیبه‌ای، پهلوی کتابی، پهلوی مسیحی، اوستایی (دین دبیره) و بسیاری دبیره‌ها و خط‌های دیگر را پدیدآوردند. دبیرۀ فارسی که امروزه با آن سرگرم نوشتن هستیم و از روی ناآگاهی آن را خط عربی می‌خوانیم نیز در راستای همین روند فَرگَشت و تکامل دبیره در ایران پدید آمد است. دبیرانِ دانشمند و هوشمند ایرانی که معمولاً با یک یا چند دبیره و الفبای زمان خود، مانند پهلوی، سریانی، سغدی، مانوی و اوستایی آشنایی داشته‌اند، می‌توانستند بهتر از هر کس دبیره و خط فارسی امروز را پدید آورده و آیین‌مند ساخته باشند. خطی که ما امروز به آن می‌نویسیم دنبالۀ خطهای پهلوی و اوستایی و مانوی و... است که آنها نیز خود دنبالۀ خط آریایی هستند که در زمان هخامنشیان و پیش از آن در زمان مادها و شاید حتی در زمان زرتشت به‌کار می‌رفت.[۶]

میزان وام‌گیری الفبای فارسی امروز ما از دبیره‌های باستانی ایرانی چنین است:

  • پنجاه درصد از حروف الفبای فارسی برگرفته شده از دبیره مانوی است، مانند حروف پ، خ، ف، د، هـ، و... .
  • سی درصد از حروف الفبای فارسی برگرفته شده از دبیره اوستایی است، مانند حروف ب، ر، ز، غ، و ... .
  • هشت درصد از حروف الفبای فارسی برگرفته شده از دبیره پهلوی است، مانند حرف ل.
  • همچنن دوازده درصد از حروف الفبای فارسی بدون ارتباط با سه الفبای مانوی،اوستایی و پهلوی هستند و پس از اسلام به دست دبیره‌نویسان ایرانیِ دربار خلفای عباسی ساخته شده اند، مانند حروف ط، ظ، ی، و... .[۷]

دگرگونی الفبای فارسی[ویرایش]

نوشتار اصلی: دگرگونی الفبای فارسی


در حدود صد سال گذشته، اندیش‌گران پرشماری ایده‌ی بحث‌انگیزِ دگرگونی الفبای فارسی و به‌ویژه جایگزین‌کردن آن با الفبای لاتین را طرح کرده‌اند. یحیی ذکا در متن مهمی به‌سال ۱۳۲۹ با نام در پیرامون خط فارسی، شماری از چهره‌هایی را که از آغاز مشروطه و در جریان آشنایی ایران با جهان مدرن، خواهان دگرگونی بنیادین خط فارسی شده‌اند، معرفی و بررسی کرده است. موج نخستِ دگرگونی‌خواهان را چهره‌هایی چون میرزا فتحعلی آخوندزاده یا یوسف مستشارالدوله تشکیل می‌دادند. آن‌ها دریافتند که دشواری بزرگ خط عربی، جداجدا (یا به‌اصطلاح «آلفابتی») نبودن حرف‌های آن است. [۸]

ترکیه در سال ۱۹۲۹ میلادی الفبای ترکی استانبولی را رسمی ساخت و این به شکل‌گرفتن موج تازه‌ای از طرف‌داران لاتینیزه‌کردن خط فارسی انجامید. صادق هدایت در مصاحبه‌ای در پاسخ به این پرسش که «آیا شما معتقدید که خط فارسی باید عوض شود؟» می‌گوید: «چرا که نه؟ این چه تعصبی است که همه راجع به خط دارند؟ خط فقط وسیلۀ نوشتن و خواندن است. مگر زبان ما عربی است که فقط باید به عربی بنویسیم؟»[۹]

دربرابر، مخالف‌ها گسسته‌شدنِ پیوند ایران جدید با میراث ادبی‌اش و دشوار بودن چنین دگردیسی‌ای را برای مقاومت در برابر تغییر مطرح می‌کردند. مجتبی مینوی در پی راهی سوم برآمد؛ او می‌نویسد:

«آی شما که خط تازه پیشنهاد کرده‌اید یا معتقد به دور ریختن این خط فعلی هستید! به اقوال سایرین هم گوش بدهید و دلایل مخالفت آن‌ها را بدانید. و آی شما که متصل فریاد می‌زنید اینها زبان و ادبیات و ملیت ما را می‌خواهند از میان ببرند و رابطۀ ما را با گذشتۀ خودمان و با همسایگان و هم‌سنخ‌های فعلی‌مان قطع کنند! گوش بدهید، شاید بشود راهی بینابین پیدا کرد به‌طوری که مقصود هر دو طرف حاصل شود».
[۱۰]

روش آموزش الفبای فارسی[ویرایش]

الفباها به سه گروه آوایی[۱۱]، غیرآوایی[۱۲] و نیمه آوایی[۱۳] تقسیم می‌شوند. روش‌های آموزش الفبا نیز به سه دسته تقسیم می‌گردند: روش تحلیلی، روش کلی و روش ترکیبی. روش تحلیلی برای آموزش الفباهای آوایی به کار می‌رود. در روش تحلیلی، کلمه به صداهای تشکیل دهندهٔ آن تجزیه شده و سپس نوشتن آموزش داده می‌شود. در روش کلی، نوشتن کل کلمه آموزش داده می‌شود[۱۴]. روش کلی برای آموزش الفباهای غیرآوایی به کار می‌رود. روش ترکیبی برای آموزش الفباهای نیمه آوایی به کار گرفته می‌شوند. الفبای فارسی در زمرهٔ الفباهای نیمه آوایی قرار دارد و برای آموزش آن از روش ترکیبی استفاده می‌شود. روش ترکیبی بهترین روش برای آموزش الفبای نیمه آوایی فارسی است. در آموزش الفبای فارسی هرگاه حرف مورد نظر آوایی باشد ازروش تحلیلی، و هرگاه غیرآوایی باشد از روش کلی استفاده می‌گردد[۱۵].

الفبای اردو[ویرایش]

الفبای زبان اردو نیز بر پایه الفبای فارسی بنیان نهاده شده که با افزودن چهار حرف دیگر به الفبای فارسی تشکیل شده‌است. این چهار حرف عبارت‌اند از: ٹ، ڈ، ڑ، ے. «ه» دوچشم نیز در اردو با حرفی دیگر نمایش داده می‌شود به‌صورت: ھ.[۱۶] این چهار حروف خود گویای مشتق شدن الفبای فارسی از الفبای پهلوی و اوستایی است.

الفبای جاوی[ویرایش]

نوشتار اصلی: الفبای جاوی

الفبای جاوی که الفبای رایج در اندونزی است به الفبای فارسی شباهت دارد. در این الفبا «چ» همانند فارسی، «گ» به صورت نقطه دار «ڬ»، «ژ» به صورت «ڠ» و «پ» به صورت «ﭪ» نوشته می شود.

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. علی‌اکبر دهخدا، جلد ۸ صفحه ۴۴ «الفبای فارسی امروزین مرکب از سی و سه حرف است بدین قرار: ا ء ب...»
  2. همزه لغتنامه دهخدا: نام نخستین حرف از حروف الفبای فارسی و عربی است. آن را از حروف حلق خوانند و گاه آن را پس از الف، دومین حرف به حساب آورند.
  3. تلفظ دیم «ن»، هنگامی که نون ساکن پیش از ک و گ بیاید، می‌تواند تلفظ شود.
  4. ۴٫۰ ۴٫۱ تاثیر زبان فارسی بر زبان و ادبیات شبه قاره هند، حوزه هنری، محمد عجم
  5. اهمیت زبان فارسی در عصر دهکده جهانی محمد عجم - همشهري آنلاين (بازنشر در دیلمستان)
  6. بهمن انصاری؛ دبيره امروز ما، الفباي عربي يا الفباي آريايي؟
  7. بهمن انصاری؛ تاريخچه و پيشينه حروف الفباي فارسي
  8. ذکا، یحیی. ۱۳۲۹. در پیرامون خط فارسی. چاپ‌خانه‌ی نقش جهان.
  9. استادی، کاظم. ۱۳۹۱. فعالان «اصلاح الفبا» و تغییر خط در دوران معاصر. نشر علم. صفحه‌ی ۲۲۰.
  10. مینوی، مجتبی. ۱۳۴۴. اصلاح یا تغییر خط فارسی. یغما.
  11. یک علامت در برابر یک صدا
  12. یک علامت برای بیش از یک صدا
  13. چند صدا در برابر یک علامت مانند و یا چند علامت دارای یک صدا مانند ذ، ز، ظ، ض
  14. صفارپور
  15. کتاب درسی مراکز تربیت معلم
  16. ویکی‌پدیای اردو

منابع[ویرایش]