زبان مادی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

زبان مادی یک زبان هندواروپایی می باشد وزبان مادها بوده‌است. این زبان به همراه زبان‌های سکایی، اوستایی و پارسی باستان و خوارزمی باستان از جمله زبان‌های باستانی ایرانی بودند. از زبان‌های ایرانی باستان چهار زبان آن شناخته شده‌است: مادی، سکایی، اوستایی و پارسی باستان. از زبان مادی و سکایی که یکی در غرب ایران و منطقه فرمان روایی ماد و دیگری در شمال، از مرزهای چین تا دریای سیاه، از جمله بین اقوام پارت و ساکنان سغد، رایج بوده، تنها کلمات و عباراتی درآثار دیگران برجای مانده‌است. اما از زبان‌های اوِستایی و پارسی باستان مدارک بسیار در دست است. زرتشت کتاب خود را به زبان اوِستایی نوشته‌است.

لاتین آرامی لاتین آرامی
b ب ș ص
p پ ț ط
t ت ɤ غ
θ ث f ف
j ج q ق
ç چ k ک
ح g گ
x خ l ل
d د m م
ذ n ن
r ر v و
z ز h ه
ژ y ی
s س a فتحه
š ش â در «شاد»
ə کسره در «سه» ā ا در «شاعر»

ادبیات[ویرایش]

نوشتار اصلی: ادبیات مادی

هیچ اثر مکتوبی از زبان مادی در دست نیست و مشخص نیست که این زبان اصولاً به رشته تحریر در آمده یا نه، اما در نوشته های مورخین یونانی نظیر کتسیاس و دیونون و هرودوت به داستان‌ها، قصه‌ها و اشعار این دوره اشاره شده است. برای نمونه عشق استریانگایوس به زرینا، ملکه سکاها و ناکام ماندن وی «زریادرس و اداتیس» را می توان نام برد که در ماخذ متعددی دیده می شود که به نظر بویس اصل مادی دارد و بعدها به صورت داستان گشتاسپ و کتایون در شاهنامه بازتاب یافته است. از دیگر آثار ادبی مادی می توان از داستان‌های حماسی مادی یاد کرد که به پایه‌گذاری دولت ماد انجامیده و در آثار کتزیاس نقل شده است.[۱]

به گفته هرودوت، در زمان پادشاهی دَهیوکه، دعاوی را که می نوشتند، نزد وی می فرستادند. سپس او درباره آنچه نزدش آورده شده بود، داوری می کرد و داوری‌هایش را بازپس می فرستاد. تنها شاهد مستقیمی که نشان می دهد مادها خط را می‌شناختند، تکه‌ای سیمین است که در تپه نوشیجان کشف شده و بخش‌هایی از دو نشانه خط میخی بر آن به جا مانده، اما شناسایی نوع خط میخی و زبان آن ناممکن است. به باور دیاکونف خط میخی پارسی باستان (خطی که برای کتیبه هایشان به کار می بردند)، در اصل نوآوری مادها بوده، در حالی که اشمیت احتمال می دهد مادها از خط میخی آشوری بهره می بردند.[۲]

لغات[ویرایش]

ویژگی زبان مادی بدین صورت است:

  1. /tsv/ ایرانی> sp مادی (مانند sp اوستایی در مقابل s پارسی باستان):[۳]
    1. spaka مادی (یعنی سگ).
    2. aspa مادی (یعنی اسب).
    3. vispa مادی (یعنی همه، پارسی باستان visa، اوستایی vīspa، هندو ایرانی ṵíćṷa> ودایی víśva؛ از جمله در مادی (وامواژه پارسی باستان) به صورت vispa-zana یعنی «دارای همه نژادها» در مقابل visa-dana پارسی باستان) و vispa-dahyu مادی (یعنی (دروازه) همه ملت‌ها) در مقابل پارسی باستان visa-dahyu پارسی باستان. مورد آخر توسط هرودوت بیان شده است.
  2. /dz/ ایرانی> z مادی است(مانند z اوستایی در مقابل d پارسی باستان):[۴]
    1. عبارت zana (یعنی نژاد،dana پارسی باستان، jána هندوایرانی jána ودایی) آشکارا مادی است، چرا که در ترکیب vispa-zana آمده است.
  3. /ts/ ایرانی> s مادی (مانند s اوستایی در برابر ủ پارسی باستان):[۵]
    1. کلمه suxra(یعنی «درخشان، روشن، سرخ) نام شخصی است (پارسی باستان θuxra، اوستایی suxra،هندوایرانی ćukrá> ودایی śukrá) که به علت وجود جفت های معادل مادی است.
  4. /θr/ ایرانی> ůr مادی (مانند ůr اوستایی در برابر ç فارسی باستان) :[۶]
    1. čiůra مادی «چهر، نژاد» (= čiça فارسی باستان، čiůra اوستایی) در نام خاص čiůra-taxma در برابر čiçantaxma فارسی باستان
    2. xšaůra مادی «شهریاری» (= xšaça فارسی باستان، xšaůra اوستایی، kšatrá هندوایرانی -> kșatrá ودایی)، از جمله در نام xšaůr-ita خاص یکی از مادها در DBe6 مادی است که به علت وجود جفت های معادل و به ویژه به علت بافت مادی.

دیگر ویژگی بارز زبان مادی با این شیوه به خوبی دریافتنی نیست: hv ایرانی> f مادی همانند havarnah ایرانی (xvarənah اوستایی) farnah مادی «فر» (که از سده‌های نهم و هشتم پیش از میلاد در نام اشخاص دیده شده است)، به تازگی کاملاً مادی بودن آن مردود دانسته شده یا اینکه باید تحت یکی از گویش‌های گوناگون مادی به شمار آید. مایرهوفر، تنها تعدادی واژه در زمینه اصطلاحات حقوقی، سپاهی‌گری و نام‌های خاص از قلمرو پادشاهی هخامنشی را مادی دانسته است. در عین حال اشمیت بر برخی از آنها تردید دارد، برای مثال، xšāyaθiya به معنی شاه، دارای /θiy/ (به جای /ti/ ایرانی> /šiy/ پارسی باستان) نیست، بلکه بیشتر thii هندوایرانی> /θiy/ پارسی باستان است و بنابراین لزوماً نباید مادی شمرده شود.[۷]

اینکه تا چه اندازه، واژه ها و به ویژه نام‌جای هایی را (که داده های ریشه شناختی آنها را به درستی از لحاظ معنایی و منطقی پذیرفت) که در روایات فرعی یونانی، ایلامی، بابلی و غیره دوران هخامنشی ثبت شده اند، تنها بر پایه معیارهای زبانی از جمله sp، z مادی و مانند آن می توان به طور قطع مادی دانست، مطلبی است که باید در جزئیات آن تصمیم گیری شود. در این میان نام های پادشاهان محلی ماد از زاگرس و جای نام های مربوطه که در منابع آشوری از زمان شلمنصر سوم (میانه سده نهم پ.م) ذکر شده، استثنا است.[۸]

لغاتی که در متون یونانی انعکاس یافته است:[۹]

مادی انعکاس در متن یونانی توضیح
Dahyuka Δηιόκηζ نخستین پادشاه ماد
Fravarti ΦραόρΊης دومین پادشاه ماد و نام یک شورشی مادی در کتیبه بیستون
Huvaxštra κναζάρης سومین پادشاه ماد
uštivaiga Άστνάγης چهارمین و آخرین پادشاه ماد

در کتیبه‌های پارسی باستان واژه‌هایی دیده می شوند که بر خلاف قواعد آوایی پارسی باستان است، که این واژه‌ها را باید مادی دانست:[۱۰]

مادی پارسی باستان معنی
aspa asa سگ
zana dana نژاد
xšāça xšāθra شاه
vispa visa همه
zūrah dūrah فریب، بدی
vazṛka vadṛka بزرگ
pati-zbay pati-zay اعلام کردن
hufrasta hufrašta خوب مواخذه شده
vinasta vinšta تباهی، آسیب

اینکه تا چه اندازه، واژه‌ها و نام هایی را (که داده‌های ریشه شناختی آنها را به درستی نمی توان از لحاظ معنایی و منطقی پذیرفت) که در روایات فرعی یونانی، ایلامی، بابلی . غیره دوران هخامنشی ثبت شده‌اند، تنها بر پایه معیارهای زبانی از جمله sp، z مادی و مانند آن را به طور قطع مادی دانست، قابل تصمیم گیری است، اما نام‌های پادشاه‌های محلی ماد از زاگرس و جای نام‌های مربوطه که در منابع آشوری از زمان شلمنصر سوم (میانه سده نهم پ.م.) ذکر شده، استثنا است.[۱۱]

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  • Skjærvø, Prods Oktor. “Old Iranian languages”. In Encyclopædia Iranica. vol. XIII. New York: Bibliotheca Persica Press, 2006. 344-377. 

مطالعه بیشتر[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]