شبه جزیره
مسندم در عمان که گویش کمزاری در آن رایج است.
گویش کُمزاری یا لارکی یکی از گویشها از زبانهای ایرانی از گروه جنوب غربی است که در ایران در جزیره لارک بدان سخن میرانند. کمزاری همچنین در روستای کمزار، شهر خصب و دبا در شبه جزیره مسندم (کرانه جنوبی تنگه هرمز - روبروی بندرعباس) درعمان نیز صحبت میشود.[۱] در لارک این زبان هنوز فرم اصلی خود حفظ نموده ولی در کمزار، خصب و دبا بعلت گستردگی استفاده از زبان عربی در ادارهها، مدرسهها و رادیو تلویزیون، در کمزاری تعداد زیادی واژه عربی وارد شدهاست.
در مسندم گویشوران آن ایرانیتباران ساحلنشین طایفه شحوح هستند.[۲]
مالچانووا زبان شناس معاصر بنیاد (موسسه) زبانشناسی فرهنگستان روسیه، عقیده دارد که کمزاری یکی از لهجههای اچمی است [۳]. با این حال کومزاری شباهتهای زیادی نیز با گویش مینابی دارد. از دیگر ویژگیهای کمزاری این است که برای سخنوران به گویش لری قابل فهم میباشد[۴].(شاید به همین دلیل باشد که در اتنولوگ کمزاری شاخهای از لری دانسته شده.[۵]
در گستره پراکندگی کمزاری در عمان عربی زبان رسمی است. ارتباط مستمر ایرانیان کُمزاری با عربها در عمان پیدایش مجموعهای (بیش از ۳۰ درصد) از واژههای عربی در واژگان کمزاری و نیز پدیده تداخل آوایی (بیشکار از واژه کهنتر «پیشکار»، حین از واژه کهنتر «آهن» و غیره) در آواهای آن را سبب شد. در نحو کمزاری همانندیهایی با زبان عربی دیده میشود که احتمالاً به سبب رشد همگرایی این زبانها است. مانند ساختارهایی با معنی «داشتن» با حرف اضافه حالت بایی: وای مه («با من») «من دارم»، مقایسه با: عربی مَعَهُ «با او» و نیز در ترکیب صفت و موصوف که در زبان عربی، صفت از لحاظ شمار و معرفه یا نکره بودن با اسم مطابقت میکند.[۶]
از ویژگیهای آوایی کمزاری وجود ح حلقی و دال و ر برگشته است، که متأثر از زبانهای خارجی (عربی، اردو) است. پدیده خاص آوایی کمزاری «ر» شدگی است، مانند: دور برای «دود»، و کرام برای «کدام» در حوزه همخوانها این زبان ویژگیهای تاریخی زبانهای ایرانی جنوب غربی را نمایان میسازد همچون «دانستن» و «پسر» و نه «زانستن» و «پور» که از واژههای شمال غربی است.[۷]
نمونههایی از زبان کمزاری [ویرایش]
عناصر زبان فارسی در لارکی زیاد یافت میشوند ولی بعضی کمی تغییر شکل دادهاند مانند: خانه = خانوغو، مرد = مردوکو
چند جمله کوتاه به زبان لارکی:
- پ گییا تای ؟ = از کجا میآیید ؟
- کییا تو خوری ؟ چه میخورید ؟
- بپ تو گییا هه ؟ = پدرت کجاست ؟
- مَ تو خاووم = من میخوابم.
- مَ تو گوم = من میگویم.
- مَ تو خوروم = من میخورم
دستور زبان [ویرایش]
کومزاری بسیاری از خواص زبانهای کهن ایران را تاکنون محفوظ داشته، مانند صرف نامها در حالتهای هفتگانه و به کار بردن پیشوندهای متعدد برای فعلها.
|
مفرد |
جمع |
| اول شخص |
مَیاَم mæɪ æm |
ماهِم mɑːhem |
| دوم شخص |
تُوی toviː |
شومائه ʃumɑː ə |
| سوم شخص |
ییهه jiːhe |
یِهن jehen |
در گفتگوهای روزمره معمولاً مَ mæɪ æm، تُو toviː و یِ je برای من، تو، او بکار میرود.
* زبان کومزاری در اتنولوگ
- ↑ و.و موشکالو - آ.آ کریمووا - ای.ک مالچانووا: گویشهای بشکردی، کردشولی و کمزاری. مترجم: لیلا عسگری، در: «ویژهنامه نامه فرهنگستان»، اردیبهشت ۱۳۸۳ - شماره ۲. (از صفحه ۹۶ تا ۱۰۶).
- ↑ و.و موشکالو - آ.آ کریمووا - ای.ک مالچانووا: گویشهای بشکردی، کردشولی و کمزاری. مترجم: لیلا عسگری، در: «ویژهنامه نامه فرهنگستان»، اردیبهشت ۱۳۸۳ - شماره ۲. (از صفحه ۹۶ تا ۱۰۶).
- ↑
Molchanova, E.K., Kumzari yazyk/dialekt, in Yazyki mira: Iranskie yazyki. I. Yugo-Z apadnye Iranskie yazyki, Moskva: Indrik, ۱۹۹۷, pp. ۱۹۱-۱۹۳.
- ↑ و.و موشکالو، آ.آ کریمووا، ای.ک مالچانووا. گویشهای بشکردی، کردشولی و کمزاری. ترجمهٔ لیلا عسگری. ۱۳۸۳.
- ↑ Ethnologue 14 report for Luri
- ↑ و.و موشکالو - آ.آ کریمووا - ای.ک مالچانووا: گویشهای بشکردی، کردشولی و کمزاری. مترجم: لیلا عسگری، در: «ویژهنامه نامه فرهنگستان»، اردیبهشت ۱۳۸۳ - شماره ۲. (از صفحه ۹۶ تا ۱۰۶).
- ↑ و.و موشکالو - آ.آ کریمووا - ای.ک مالچانووا: گویشهای بشکردی، کردشولی و کمزاری. مترجم: لیلا عسگری، در: «ویژهنامه نامه فرهنگستان»، اردیبهشت ۱۳۸۳ - شماره ۲. (از صفحه ۹۶ تا ۱۰۶).
پیوند به بیرون [ویرایش]
|
زبانهای ایرانی |
|
| شاخه |
زبانهای ایرانی غربی
|
|
| شمال غربی |
|
|
| جنوب غربی∗ |
|
|
| شاخه |
زبانهای ایرانی شرقی
|
|
| شمال شرقی |
|
|
| جنوب شرقی |
|
|
^ بلوچی به خاطر مهاجرت گویشورانش، از نظر جغرافیایی به جنوب شرق فلات ایران منتقل شدهاست. ^ شاخه جنوب غربی را شاخه فارسیتبار نیز میگویند.
^ بیشتر زبانشناسان، اوستایی را در مرز شاخههای غربی و شرقی دستهبندی میکنند.
|
|
|
کد زبانهای معرفیشده در ایزو ۶۳۹-۳ که حرف اول عنوان بینالمللی آنها حرف Z است |
|
|
|
|