زبان اشاره
|
|
ممکن است این مقاله نیازمند ویکیسازی باشد تا با استانداردهای کیفی ویکیپدیا همخوانی یابد. خواهشمندیم با افزودن پیوندهای داخلی مرتبط، یا با بهبود چیدمان به بهبود آن کمک کنید.
برای جزئیات بیشتر روی [نمایش] کلیک کنید.
هیچ دلیلی برای این برچسب ویکیسازی ذکر نشدهاست. میتوانید دلیلتان را با استفاده از پارامتر
|
زبان اشاره سیستم قراردادی خاص منظم و پیشرفته زبانی است که برای انتقال معنا، به جای الگوهای صوتی یا نوشتاری در زبان، از الگوهای علایم دیداری (ترکیب همزمان شکل، جهت و حرکت دستان، بازوها یا بدن وحالات صورت برای بیان سلیس افکار گوینده) در یک کلمه اشاره استفاده میکند.[۱]. این نوع زبان اشاره می توان بصورت متنوع باشد. اما امروزه یک زبان اشاره بین المللی در سطح جهان قراارداد شده است که البته در هر منطقه عناصر بومی زبان نیز به آن افزوده می شود.
هرجا ارتباط ناشنوایان وجود دارد، زبانهای اشاره بوجود میآیند. گرامرهای پیچیده ی زبان اشاره به طور قابل ملاحظهای با گرامرهای زبانهای گفتاری تفاوت دارند و درحوزه ی فرهنگی ناشنوایان میباشند. برخی از زبانهای اشاره بعضی حرکات رااز شناخت کلی کسب کردهاند، در حالیکه بقیه زبانها چنین پایهای ندارند.
محتویات |
تاریخ زبان اشاره [ویرایش]
جان پابلو بونت، (تبدیل حروف و هنر برای تعلیم ناشنوایان به صحبت کردن)(مادرید سال۱۶۲۰). یکی از سوابق نوشتاری زبان اشاره در قرن پنجم قبل از میلاد مسیح، در کراتیلوس افلاتون یافت شد. جایی که سقراط گفت:"اگر ما صدا یا زبان نداشتیم، و قصد بیان چیزهایی را به دیگران داشتیم، آیا سعی نمیکردیم با حرکات دستهایمان، سر و بقیه اعضای بدن اشاراتی ایجاد کنیم، درست مثل افراد گنگ در حال حاضر؟ [۳] به نظر میرسد گروههایی از ناشنوایان در طول تاریخ از زبانهای اشاره استفاده میکردند.
در دومین قرن یهودیه، مقاله ثبت شده ی گیتین[۴] در میشنا تصریح کرد که به منظور معاملات تجاری "یک کرولال میتواند گفتگو را بوسیله ی ایما و اشاره کنترل کند.بن بثیرا میگوید که فرد ناشنوا ممکن است این کار را بوسیله ی حرکات لب انجام دهد.این نحوه تدریس در جامعه ی یهودی مشهور بود، جایی که مطالعه ی میشنا از دوران کودکی اجباری بود.
در سال ۱۶۲۰، جان پابلو بونت(تبدیل حروف و هنر برای تعلیم ناشنوایان به صحبت کردن) را در مادرید منتشر کرد. این کار اولین مقاله ی مصوتها به نظر میآید، تنظیم روش تعلیم شفاهی برای ناشنوایان بوسیله استفاده از اشارات به شکل الفبای دستی به منظور ارتقاء ارتباط ناشنوایان.با استفاده از زبان اشارات بونت چارلز میشل دلپی الفبای دستی اش را در قرن هجدهم منتشر کرد. الفبایی که اساسا بدون تغییر در فرانسه و امریکای شمالی تا حال حاضر به جا ماندهاست.
زبان اشاره اغلب در مدارس سراسری برای دانش آموزان ناشنوا رشد یافت. در سال ۱۷۵۵، ابی اولین مدرسه برای بچههای ناشنوا را در پاریس تاسیس کرد لورنت کلرک معروفترین فارغ التحصیل آنجا بود.کلرک با توماس هاپکین برای تاسیس مدرسهای امریکایی برای ناشنوایان در هارتفورت، در سال ۱۸۱۷ به ایالات متحده امریکا رفتند.{۵} پسر گالودت ادوارد منیر مدرسهای برای ناشنوایان در سال ۱۸۵۷ در واشنگتن تاسیس کرد که در سال ۱۸۶۴ کالج ملی ناشنوایان شد.در حال حاضر دانشگاه گالودت نامیده میشود، که هنوز تنها دانشگاه علوم انسانی برای افراد ناشنوا در دنیاست.
به طور کلی، هر زبان گفتاری یک نوع زبان اشاره دارد به همان اندازه که هر جمعیت زبان شناختی شامل افرادی ناشنوا خواهد بود که زبان اشاره تولید خواهند کرد. در همین راستا، تاثیرات جغرافیایی و فرهنگی جمعیتها را جدا خواهد کرد و منجر به نسلی با زبانهای گفتاری متفاوت و ناهمگون میشود، همین تاثیرات بر روی زبانهای اشاره اجرا شده وبنابراین آنها به نگه داری همانندیشان طی زمانی سخت، و همان مکانهای تحت تاثیر قرار گرفته شده مثل زبانهای گفتار محلی، گرایش پیدا میکنند.این مساله اگرچه زبانهای اشاره هیچ ارتباطی با زبانهای گفتاری سرزمینهایی که در آن بوجود آمدهاند ندارند اتفاق میافتد. استثناهای قابل توجهی دراین روال وجود دارند، اگرچه، همانطور که بعضی مناطق جغرافیایی از یک زبان گفتاری به طور مشترک استفاده میکنند، زبانهای اشاره ی متعدد، غیر وابسته دارند.تفاوتها در زبان اشاره ملی معمولا به موقعیت جغرافیایی مدارس شبانه روزی ناشنوایان بستگی دارد.
اشاره بین المللی در گذشته به جستونو معروف بود.اساسا در مسابقات بین المللی ناشنوایان از جمله دف لمپیک و جلسات فدراسیون جهانی ناشنوایان استفاده میشود.مطالعات اخیر اظهار داشت که درحالیکه اشاره بین المللی نوعی از زبان آمیزهای انگلیسی و چینی ست، نتیجه گرفتند که این زبان پیچیده تر از انگلیسی محاوره رایج است و در واقع بیشتر شبیه زبان اشارهاست. {۶} زبان شناسی اشاره
در شرایطهای زبان شناختی، زبانهای اشاره مانند هر زبان شفاهی علی رغم درک اشتباه رایجی که آنها زبانهای واقعی نیستند، غنی و پیچیده هستند.زبان شناسان حرفهای زبانهای اشاره ی زیادی را مطالعه کردند و دریافتند که آنها همه ی اجزای زبان شناختی را دارا هستند که مانند زبانهای واقعی نیاز به طبقه بندی شدن دارند.{۷}
زبانهای اشاره تقلیدی نیستند- به مفهوم دیگر، اشارات قراردادی هستند، اغلب اختیاریند و الزاما ارتباط عینی با کلمه مرجعشان ندارند، بیشتر زبانهای گفتاری نام آوا نیستند.در حالیکه تصویرگری در زبانهای اشاره سازمان یافته تر و گسترده تر از زبانهای گفتاریست، تفاوت قطعی نیست.{۸} و نه تصویر عینی از یک زبان بیانی هستند. گرامرهای پیچیده ی زبان خود را دارا هستند، و قابل استفاده برای بحث کردن در مورد هر موضوعی هستند، از ساده و غیر انتزاعی گرفته تا پیچیده و انتزاعی زبانهای اشاره مثل زبانهای گفتاری از قسمتهای ابتدایی و بی معنی به قسمتهای با معنی سازماندهی میشوند.
عناصر یک اشاره عبارتند از: تکان دست ها(یا شکل دستها)، جهت شناسی(یا جهت کف دست)، موقعیت(یا محل تلفظ) حرکت وعلامتهای غیردستی(یا حالت صورت) که در اکرونیم HOLME خلاصه شدهاند.خصوصیات زبانشناسی معمول در زبانهای اشاره ناشنوایان دسته بندی گستردهای دارند، درجه بالایی از صرف و تفسیر موضوعی نحو. بسیاری از ویژگیهای زبانشناسی منحصربه فرد از توانایی زبانهای اشاره برای تولید معنی در قسمتهای مختلف میدان دید به طور همزمان ظاهر میشوند. برای مثال، گیرنده یک پیام اشاره میتواند معانی را که توسط دستها، حالت چهره و حالت بدن در یک لحظه بوجود میایند، بخواند. این یک مقایسهاست با زبانهای شفاهی که در ان صداهایی که کلمات را میسازند، اغلب متوالی اند.
روابط زبانهای اشاره با زبانهای شفاهی [ویرایش]
یک تصور اشتباه عمومی این است که زبانهای اشاره به طریقی وابسته به زبانهای شفاهی هستند، بدین صورت که انها زبانهای شفاهی هستند که توسط حرکات دستها تلفظ میشوند یا اینکه انها توسط افراد شنوا اختراع شده بودند.معلمان شنوا در مدارس ناشنوایان نظیر توماس هابکینز گالودت، اغلب بطور ناصحیح به عنوان مخترعین زبان اشاره شناخته شدهاند.
الفبای دستی (هجی کردن انگشتی) در زبانهای اشاره، اغلب برای اسامی خاص و تکنیکی یا کلمات تخصصی گرفته شده از زبانهای گفتاری استفاده میشوند.استفاده از هجی انگشتی به عنوان شاهد گرفته شده بود که زبانهای اشاره شکلهای ساده شده ی زبانهای شفاهی هستند، ولی در واقع آن یک ابزار منحصربه فرد درمیان بقیهاست. هجی انگشتی گاهی میتواند به عنوان منبعی از اشارات جدید باشد که علامتهای لغوی نامیده میشوند.
در مجموع، زبانهای اشاره ناشنوایان از زبانهای شفاهی مستقل هستند و راههای توسعه خود را دنبال میکنند. برای مثال، زبان اشاره انگلیسی و زبان اشاره آمریکایی کاملا متفاوتند و نامفهوم، در حالیکه مردم شنوای انگلیس و آمریکا در زبان شفاهی مشترکند.دریک منطقه یکسان جغرافیایی گرامر زبانهای اشاره الزاما با زبانهای گویا شباهتی ندارد، درواقع در نحو، ASL بیشتر با ژاپنی گفتاری سهیم است تا با انگلیسی. [۹]
همینطور کشورهائی که سر تاسر تنها از یک زبان شفاهی استفاده میکنند، ممکن است دو یا چند زبان اشاره داشته باشند، در حالیکه منطقهای که بیشتر از یک زبان شفاهی را شامل میشود ممکن است تنها از یک زبان اشاره استفاده کند. آفریقای جنوبی که ۱۱ زبان شفاهی رسمی و نزدیک به همین تعداد زبانهای شفاهی دیگر دارد مثال خوبی برای این مطلب است. این کشور فقط یک زبان اشاره دارد اما به دو شکل که بدلیل قدمت دو موسسه آموزشی اصلی در مناطق مختلف جغرافیائی یک کشوراست که به ناشنوایان خدمت میکنند.
در سال ۱۹۷۲ آرسولابلوکی متخصص اعصاب و روانشناس از چندین نفر آمرریکائی و انگلیسی که به زبان اشاره مسلط بودند خواست که داستانی به انگلیسی بگویند، سپس از زبان اشاره آمریکائی شروع کرد و به عکس.نتایج بطور میانگین ۷/۴ کلمه در ثانیه و۳/۲ علامت در ثانیه را نشان دادند. با اینکه فقط ۱۲۲ علامت و ۲۱۰ کلمه برای این داستان احتیاج بود اما هر دو نوع داستان تقریبا در یک زمان به اتمام رسید.سبس آرسولا آزمایش کرد تا ببیند که آیا ASL اطلاعات سرنوشت ساز را حذف میکند یا خیر.به یک شخص دو زبانه داستانی داده شد تا به ASL ترجمه کند و به دومی که به دو زبان اشاره مسلط بود وعلائم را دید وآنها را به انگلیسی ترجمه کرد. اطلاعات بدست آمده نشان داد که داستان به زبان اشاره با داستان اصلی یکسان بود. این مطالعه اگرچه به این حوزه محدود شد ولی پیشنهاد میکند که علائم ASL اطلاعات بیشتری از زبان گویای انگلیسی دارند. ۵/۱ بیشنهاد برای زبان اشاره در ثانیه در مقایسه با ۳/۱ پیشنهاد برای صحبت انگلیسی. [۱۰]
زبانهای اشاره از ویژگیهای منحصربه فرد شیوه دیداری استفاده میکنند.زبان شفاهی تک بعدی است؛ دریک زمان تنها یک صدا میتواند تولید یا دریافت شود. درحالیکه زبان اشاره بصری است؛ بنابراین یک صحنه کامل در یک زمان گرفته میشود. اطلاعات میتواند در چندین کانال بار شود و بطور همزمان نشان داده شود. به عنوان مثال، یک نفر میتواند این عبارت را به انگلیسی بگوید،"من اینجا رانندگی کردم." برای افزودن اطلاعات در مورد رانندگی یک نفر باید عبارت بلندتری بسازد یا حتی عبارت دیگری اضافه کند، مانند: "من اینجا درطول یک جاده پیچ در پیچ رانندگی کردم،" یا "من اینجا رانندگی کردم.رانندگی خوبی بود." بنابراین در زبان اشاره آمریکایی، اطلاعات درمورد شکل جاده یا طبیعت مسرت بخش رانندگی میتواند همزمان با فعل رانندگی، توسط انعطاف حرکت دست یا با بهره گیری از علامتهای غیردستی مانند حالت بدن یا چهره نقل شود، در همان زمانی که فعل رانندگی نشان داده میشود. بنابراین، با اینکه در انگلیسی، عبارت "من اینجا رانندگی کردم وخیلی خوشایند بود" از "من اینجا رانندگی کردم" طولانی تر است، اما در زبان اشاره آمریکایی هر دو ممکن است از نظر طول یکی باشند.
طبقه بندی زبانهای اشاره [ویرایش]
اگرچه زبانهای اشاره ناشنوایان به طور طبیعی در جوامع ناشنوایان کنار یا میان زبانهای گفتاری بوجود آمدهاند، اما آنها هیچ ارتباطی با زبانهای گفتاری ندارند و دارای ساختارهای مختلف گرامری هستند. گروهی از "زبان های" اشاره به عنوان زبانهای کدبندی شده دستی شناخته شدهاند که به عنوان روشهای اشاره زبانهای گفتاری بیشتر قابل فهم هستند، و بنابراین به خانوادههای زبان از زبانهای گفتاری مربوطه وابسته هستند.برای مثال تعداد زیادی رمزهای علامتی انگلیسی وجود دارند.
تحقیق زبانشناسی تاریخی بسیار اندکی برروی زبانهای اشاره صورت گرفتهاست، و همینطور تلاشهای کمی برای تعیین کردن روابط ژنتیکی میان زبانهای اشاره، و یک مقایسه ساده بین دادههای واژگانی و بعضی مباحث درمورد اینکه آیا زبانهای اشاره خاص، گویشهایی از یک زبان هستند یا زبانهایی از یک خانواده. زبانها ممکن است با مهاجرت، تأسیس مدارس ناشنوایان (اغلب بوسیله مربیان فرهیخته خارجی)، و یا به دلیل مقررات سیاسی گسترش بیابند.
ارتباط زبانی رایج است، مشخص کردن طبقه بندیهای خانوادگی دشوار- اغلب نامشخص است که شباهت واژهای به علت قرض گرفتن است یا یک زبان اصلی رایج.بین زبانهای اشاره، زبانهای اشاره و گفتاری(علامت ارتباط)، وبین زبانهای اشاره و سیستمهای ژستی که توسط انجمن مرزی ارتباط بیش میآید.به نظر مولفی زبان اشاره آداموروب ممکن است با اصطلاحات مخصوص تجاری حرکتی که در بازار سراسر آفریقای غربی استفاده میشود، و همچنین در لغات و ویژگیهای مکانی که شامل علم عروضی وآواشناسی است، مربوط باشد. [۱۱] BSL_، Auslan وNZSL معمولا وابسته به خانواده زبانی معروف به BANZSL هستند در نظر گرفته میشوند. زبان اشاره دریایی و زبان اشاره جنوب افریقایی همچنین بهBSL مربوط میشوند. [۱۲]
زبان اشاره ژاپنی، تایوانی و کرهای به اعضای خانواده زبان اشاره ژاپنی تدریس میشوند.خانواده زبان اشاره فرانسه.تعدادی از زبانهای اشاره از زبان اشاره فرانسه(LSF )بوجود آمدهاند، یا نتیجه ی ارتباط زبان میان زبانهای اشاره ی جامعه ی محلی و LSF.اینها شامل:زبان اشاره فرانسوی، ایتالیایی، کبکی، امریکایی، ایرلندی، روسی، هلندی، فلمینگی، بلزیکی-فرانسوی، اسپانیایی، مکزیکی، برزیلی(LIBRAS)، کاتالانی و دیگر زبانهای اشاره.
یک زیرمجموعه از این گروه شامل زبانهایی است که بوسیله زبان اشاره امریکایی به شدت تحت تأثیر قرار گرفته بود یا انواع منطقهای ASL است. زبان اشاره بولیوی بعضی اوقات به عنوان یک گویش ASL مطرح است. زبان اشاره تایلندی یک زبان ادغام شده نشئت گرفته از ASL، زبان اشاره محلی بانکوک و چیانگهای و شاید قسمتی از خانواده ASL در نظر گرفته شده دیگر زبانهای احتمالی بوسله ASL تحت تأثیر قرار گرفتهاند که شامل زبان اشاره اوگاندایی، زبان اشاره کنیایی، زبان اشاره فیلیپینی و زبان اشاره مالزیایی است. شواهد داستان گونه پیشنهاد میدهد که زبان اشاره فنلاندی و زبان اشاره سوئدی و زبان اشاره نروژ به خانواده زبان اشاره اسکاندیناوی تعلق دارد.
زبان اشاره ایسلندی به عنوان زبان متمایل به زبان اشاره دانمارکی شناخته شدهاست اگرچه تفاوتهای شغلی در لغات در قرن توسعه ایجاد شده بود.
زبان اشاره اسرائیلی بوسیله زبان اشاره آلمانی تحت تأثیر قرار گرفتهاست.براساس گزارش SILو زبان اشاره روسیه، ملداوی و اوکراین درجه بالایی از واژگان مشترک را به اشتراک گذاشته و شاید گویش یک زبان یا زبانهای وابسته متمایز است. گزارش یکسانی یک دسته از زبانها اشارهای که در مرکز آن زبان چک، زبان اشاره مجارستان و زبان اشاره اسلواکی پیشنهاد داد. این گروه همچنین ممکن است شامل زبانهای اشاره رومانیایی، بلغاری و زبان اشاره لهستانی باشد.
زبانهای متعددی شناخته شده زبان اشاره نیکاراگوئی و زبان اشاره السعید عربها بیابانی و زبان اشاره جزیره پرویدنس است. زبان اشاره اردن، لبنان، سوریه، فلسطین و عراق (و احتمالاً عربستان صعودی)ممکن است بخشی محرک یا ممکن است یک لهجه از زبان اشاره عرب شرقی باشد.
طبقه بندی جامع که در این خصوص است بر این است که لیست ساده زبانها که به تاریخ ۱۹۹۱ است برمی گردد.[۱۳]طبقه بندی براساس۶۹زبان اشارهای چاپ Ethnologue سال ۱۹۸۸ است که در زبان کنفرانس ۱۹۸۸ در زمینه زبانهای اشاره در مونترال شناخته شده بود و دور از کنفرانس نویسنده «زبان اضافی را اضافه کرد».[۱۵]
طبقه بندی زبانهای اشارهای [ویرایش]
در طبقه بندی او بین زبانهای اشاره اصلی و مشتق شده (فرعی) [۱۶] و قطعاً بین زبانهای قابل تشخیص به عنوان زبان اشاره و زبانهای که تصور میشد ترکیبی باشد و حد تمایز قائل شد، [۱۷] نمونه اولیه زبانهای کلاس A شامل تمام آن زبانهای اشارهاست که ظاهراً نمیتوان از زبانهای دیگر نشئت گرفته باشند. نمونه اولیه زبانهای R زبانهایی است که توسط یک فرایند بر روی زبان نمونه A مدل شده. کلاسها LSF , GSL, DGS , BSL و زبانها LSL اشتقاقی زبانهای جدید مشتق شده از نمونه اولیه زبانهاست که بوسیله فرایندهای زبانیRelexificaiton , Creolization نمایان نمود. [۱۸] Creolization غنی شده در زبانهای اشاره حالتی دیده شدهاست در مقایسه با کاهش در زبانهای آوازی. [۱۹]
گونه شناسی زبانهای اشارهای [ویرایش]
گونه شناسی زبانی به ادوارد ساپیر برمیگردد. براساس ساختار کلمه و تمایزهای مراحل ساخت شناسی از قبیل چسبانندهای، پیوندی انحناء صرف فعل، چند ترکیبی، مشارکتی ومجزا است.
زبان اشارهای براساس احکام لغات مختلف در هر زبان مختلف تنوع دارد، بطور مثال OGS فاعل مفعول فعل است در حالیکه ASL فاعل فعل مفعول است. تناظر زبانهای مجاور غیرمحتمل است.
در صحبت کردن به صورت ایما و اشاره، شکل لغت یک عامل ضروری است. شکل قانونی کلمه از جفت کردن سیستماتیک دودویی، دو ویژگی است. بطور مثال هجابندی (دو یا چند) و واژک (و یا چند).برنتاری[۲۰][۲۱] زبانهای اشاره بوسیله ویژگی تک هجایی یا چند هجایی بصورت یک گروه کلی مشخص کردهاست. این بدین معنی است که یک هجا چندین واژک را بیان میکند. مثل فاعل و مفعول یک فعل که جهت حرکت یک فعل را مشخص میکند. از این رو تولید یک علامت از تولید یک لغت وقت بیشتری میگیرد. اما در مقایسه جمله به جمله زبان اشارهای و گفتمانی تقریباً سرعت یکسانی دارند. [۲۲]
فرم مکتوب زبانهای اشارهای [ویرایش]
زبان اشاره با زبان گفتاری ارتباطش با نوشتن متفاوت است. سیستمهای صورت شناسی زبان گفتاری اصولاً ترتیبی است. که بسیاری از صورت شناسی تکرار یکی پس از دیگری تولید شده اگرچه زبانها دید غیرترتیبی مثل نفی دارند. در نتیجه سیستمهای نوشتاری صورت شناسی سنتی همجنس ترتیبی است. با بهترین تفکیک کنندهها برای نمودهای غیرترتیبی مثل تن و تنش.
زبانهای اشاره بیشترین مولفه غیرترتیبی را دارند با بسیاری از اصوات همزمان تولید شده بطور مثال نشانهها ممکن است شامل انگشت، دست و پا حرکت همزمان صورت باشد یا حرکت دو دست در جهات مختلف، سیستمهای نوشتن سنتی برای این سطح پیچیدگی طراحی نشدهاند.اندکی به خاطر این زبانهای اشاره اغلب مکتوب نیستند. در تعداد اندکی از کشورها با آموزش خوب فرصتها برای کر و لالها مهیاست. بسیاری از خوانندههای کر و لال میتوانند زبان گفتاری کشورشان را در سطح مناسبی به عنوان «باسواد کارآمد» در نظر گرفته شوند، بخوانند و بنویسند. با این وجود در بسیاری از کشورها، آموزش کر و لالها خیلی ضعیف یا خیلی محدود است. در نتیجه بسیاری از مردم کر و لال سواد کم یا بیسواد در زبان رایج کشورشان هستند.
منابع [ویرایش]
۱. ^ Stokoe, William C. (۱۹۷۶). Dictionary of American Sign Language on Linguistic Principles. Linstok Press. ISBN 0-932130-01-1.
۲. ^ Stokoe, William C. (۱۹۶۰). Sign language structure: An outline of the visual communication systems of the American deaf. Studies in linguistics: Occasional papers (No. ۸). Buffalo: Dept. of Anthropology and Linguistics, University of Buffalo.
۳. ^ Bauman, Dirksen (۲۰۰۸). Open your eyes: Deaf studies talking. University of Minnesota Press. ISBN 0-8166-4619-8.
۴. ^ Babylonian Talmud Gittin folio 59a
5. ^ Canlas (۲۰۰۶).
۶. ^ Cf. Supalla, Ted & Rebecca Webb (۱۹۹۵). "The grammar of international sign: A new look at pidgin languages." In: Emmorey, Karen & Judy Reilly (eds). Language, gesture, and space. (International Conference on Theoretical Issues in Sign Language Research) Hillsdale, N.J.: Erlbaum, pp. ۳۳۳–۳۵۲; McKee R. & J. Napier J. (۲۰۰۲). "Interpreting in International Sign Pidgin: an analysis." Journal of Sign Language Linguistics ۵(۱).
۷. ^ This latter conception is no longer disputed as can be seen from the fact that sign language experts are mostly linguists.
۸. ^ Johnston (۱۹۸۹).
۹. ^ Nakamura (۱۹۹۵).
۱۰. ^ Mind at Light Speed, David D. Nolte, pages ۱۰۵-۶
۱۱. ^ Frishberg (۱۹۸۷). See also the classification of Wittmann (۱۹۹۱) for the general issue of jargons as prototypes in sign language glottogenesis.
۱۲. ^ See Gordon (۲۰۰۸), under nsr [۱] and sfs [۲].
۱۳. ^ Henri Wittmann (۱۹۹۱). The classification is said to be typological satisfying Jakobson's condition of genetic interpretability.
۱۴. ^ Wittmann's classification went into Ethnologue's database where it is still cited.[۳] The subsequent edition of Ethnologue in 1992 went up to 81 sign languages and ultimately adopting Wittmann's distinction between primary and alternates sign langues (going back ultimately to Stokoe 1974) and, more vaguely, some other of his traits. The 2008 version of the 15th edition of Ethnologue is now up to 124 sign languages.
۱۵. ^ To the extent that Wittmann's language codes are different from SIL codes, the latter are given within parentheses
16. ^ Wittmann adds that this taxonmic criteron is not really applicable with any scientific rigor: Alternative sign languages, to the extent that they are full-fledged natural languages (and therefore included in his survey), are mostly used by the deaf as well; and some primary sign languages (such as ASL(ase) and ADS) have acquired alternative usages.
۱۷. ^ Wittmann includes in this class ASW (composed of at least 14 different languages), MOS(mzg), HST (distinct from the LSQ>ASL(ase)-derived TSQ) and SQS. In the meantime since 1991, HST has been recognized as being composed of BFK, CSD, HAB, HAF, HOS, LSO.
۱۸. ^ Wittmann's references on the subject, besides his own work on creolization and relexification in "vocally signed" languages, include papers such as Fischer (۱۹۷۴, ۱۹۷۸), Deuchar (۱۹۸۷) and Judy Kegl's pre-۱۹۹۱ work on creolization in sign languages.
۱۹. ^ Wittmann's explanation for this is that models of acquisition and transmission for sign languages are not based on any typical parent-child relation model of direct transmission which is inducive to variation and change to a greater extent. He notes that sign creoles are much more common than vocal creoles and that we can't know on how many successive creolizations prototype-A sign languages are based prior to their historicity.
۲۰. ^ Brentari, Diane (۱۹۹۸): A prosodic model of sign language phonology. Cambridge, MA: MIT Press; cited in Hohenberger (۲۰۰۷) on p. ۳۴۹
۲۱. ^ Brentari, Diane (۲۰۰۲): Modality differences in sign language phonology and morphophonemics. In: Richard P. Meier, kearsy Cormier, and David Quinto-Pozocs (eds.), ۳۵-۳۶; cited in Hohenberger (۲۰۰۷) on p. ۳۴۹
۲۲. ^ Hohenberger, Annette: The possible range of variation between sign languages: Universal Grammar, modality, and typological aspects; in: Perniss, Pamela M., Roland Pfau and Markus Steinbach (Eds.): Visible Variation. Comparative Studies on Sign Language Structure; (Reihe Trends in Linguistics. Studies and Monographs [TiLSM] ۱۸۸). Berlin, New York: Mouton de Gruyter ۲۰۰۷
| در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ زبان اشاره موجود است. |