زبان کردی
زبان کردی به طیفی از گویشهایی گفته میشود که کردها هم اینک با آن سخن میگویند. زبان کردی یا زبانهای کردی از زبانهای ایرانی شاخه غربی هستند که با زبان فارسی و بلوچی خویشاوندی دارند.[۱] تعریف یک زبان به عنوان «کردی» همواره دستخوش عوامل غیر زبانشناختی بهویژه عوامل سیاسی، و فرهنگی است.[۲]. در واقع «زبان کُردی» به مانند زبان فارسی به معنای یک زبان با یک شکل استاندارد و مرز و تعریف مشخص نیست[۳][۴] بلکه امروزه به طیفی از زبانها و گویشهای ایرانی شاخه شمال غربی اطلاق میشود که گاه به هم نزدیک و گاه نسبت به هم از نظر زبانشناسی دورند. این زبان ها که در پی تصمیمات اجتماعی/سیاسی[نیازمند منبع] در دوران معاصر نام «کردی» به خود گرفتهاند عبارتند از: کرمانجی، کلهری، سورانی، گورانی و اورامانی. زبان زازا را نیز گروهی جزو زبانهای کردی بهشمار آوردهاند.[۵]
شبیهترین زبانها به زبان کردی بلوچی، گیلکی، و تالشی هستند، این زبانها نیز متعلق به زیرگروه شمال غربی زبانهای ایرانی هستند. از دیگر زبانهای مشابه به زبان کردی که زیرگروه جنوب غربی زبانهای ایرانی به شمار میایند، لری و بختیاری و فارسی هستند.
زبان کردی عمدتا در بخشهایی از ایران، عراق، سوریه و ترکیه مورد استفاده قرار میگیرد. جمعیتهای پراکنده کرد همچنین در جمهوری آذربایجان، ارمنستان لبنان و اسرائیل نیز زندگی میکنند.[۶] شاخههای اصلی زبان کردی عبارتند از: [۷] [۸] [۹] [۱۰] [۱۱]
- کردی شمال-غرب:کرمانجی
- کردی مرکز:سورانی
- گویشهای جنوبی کردی:کلهری، کرمانشاهی، فیلی و لکی. [۱۲] [۱۳] [۱۴]
زبان کردی (سورانی) در عراق زبان رسمی است [۱۵] در حالی که در کشور سوریه ممنوع است. تا اوت ۲۰۰۲ در ترکیه محدودیتهای شدیدی بر آن (کردی کرمانجی) اعمال میشد گرچه هنوز کاربرد آن در ترکیه محدود است .[۱۶]. در ایران نیز در برخی رسانهها امکان استفاده از آن وجود دارد در حالی که استفاده از آن در نظام آموزشی دولتی هنوز صورت نپذیرفتهاست.
زبان کردی اخص را کرمانجی مینامند[نیازمند منبع] که خود لهجههای متعدد دارد مانند: مکری، سلیمانیهای، اردلانی، کرمانشاهی، بایزیدی، عبدویی، زندی. [۱۷] [۱۸] زبان کردی با دسته شمالی لهجههای ایرانی غربی بعض مشابهات دارد، و از زبانهای مهم دسته غربی بشمار میرود وصاحب اشعار و تصانیف، قصص و سنن ادبی است. [۱۹] [۲۰]
[ویرایش] پیشینه و اصالت
پیشینه و اصالت این زبان نیز گاه و بیگاه از سوی محققان، زبان شناسان، تاریخ نویسان و ... گاه مورد تردید و گاه مورد تائید بوده، بسیاری از محققان زبانشناس آن را بازمانده همان زبان مادی دانسته، برخی آن را مشابه اوستا می دانند و برخی دیگر به کلی ارتباط بین زبان کردی و زبان مادها را رد می کنند . اما واقعیت چیست ؟ آیا از مادها به عنوان یک ملت مقتدر که زمانی بر قسمتی از آسیا حکمرانی کرده اند قبیله ای هم بر جای نمانده ؟ جواب این سئوال در نوشته های پروفسور ولادیمیر مینورسکی خاورشناس روسی است که می گوید : زبان کردی به طور قطع از ریشه زبان مادی است . و می نویسد : اگر کردها از نوادگان مادها نباشند، پس بر سر ملتی چنین کهن و مقتدر چه آمدهاست و این همه قبیله و تیره مختلف کرد که به یک زبان واحد و جدای از زبان دیگر ایرانیان تکلم میکنند؛ از کجا آمدهاند؟».[۲۱]
این نظریه بعدها توسط ایلیا گرشویچ دیگر زبانشناس روسی بسط داده شد و وی اولین مدارک زبان شناختی را برای اثبات ریشه مادی زبان کردی مطرح کرد. جان لیمبرت خاورشناس آمریکایی٬ نیز معتقد است که مادها از اجداد کردها می باشند.[۲۲]
همچنین پروفسور گرنوت وینفور زبانشناس آلمانی، نیز اعتقاد دارد که اکثریت کسانی که امروزه به زبان کردی سخن می گویند به احتمال زیاد سابقا از متکلمان به گویشهای زبان مادی بوده اند.
در مقابل، گارنیک آساتریان نیز معتقد است که تنها بازمانده زبان مادی شاید تاتی در آذربایجان و زبانهای مرکزی کاشان باشد». [۲۳]
و پروفسور مکنزی بر این باور است که زبان کردی با زبان مادی از یک ریشه نیستند بلکه زبان کردی دارای عناصر قوی زبانهای جنوب غربی ایرانی نیز میباشد و از این رو هرگونه وابستگی میان زبانهای کردی و مادی را رد می کند . حال اینکه شبیهترین زبانها به زبان کردی، بلوچی، گیلکی، و تالشی هستند، این زبان ها نیز چون زبان کردی متعلق به زیرگروه شمال غربی زبانهای ایرانی هستند و هیچ شباهت نزدیکی با شاخه زبانهای جنوب غربی ندارد که بتوان کردی را شبیه به زبانهای شاخه جنوب غربی به حساب آورد . ضمن اینکه دیگر زبانهای نزدیک به زبان کردی که زیرگروه جنوب غربی زبانهای ایرانی به شمار می آیند خود زبان فارسی را نیز شامل می شود.
[ویرایش] مقاومت زبان کردی
علاوه بر این مطالب آگاهان به مسائل زبان و فرهنگ و جامعه شناسی به خوبی می دانند که زبان کردی با توجه به عدم رسمیت، در معرض تهاجم بودن، انکار و وجوه دیگر سیاسی، هجوم و تسلط بسیاری از حکومت های خونریز و دیگر عوامل توانسته خود را تا این مقطع زمانی حفظ کرده و کمترین تاثیر را از دیگر زبانها و حتی زبانهای رایج رسمی در جغرافیای خویش گرفته و کمترین آسیب را ببیند . برای مثال وضعیت زبان کردی و فارسی را در مقابل زبان عربی می توان مورد توجه قرار داد . با توجه به اینکه کردها از نظر جغرافیایی هم مرز با مناطق و مردمانی هستند که به زبان عربی سخن می گویند و فارسها در جغرافیایی بسیار دورتر از اعراب هستند اما تاثیری که زبان عربی بر فارسی داشته بسیار مشهود و کلمات عربی غالب ترین کلمات در زبان فارسی به شمار می آیند به طوری که اگر کلمات عربی ای را در که در یک متن فارسی موجود است حذف کرد آن متن به طور قطع هیچ معنایی به خواننده اش القا نخواهد کرد . اما در کردی حضور کلمات عربی در حد نامها و اصطلاحات دینی بیشتر رایجند و خوشبختانه می توان گفت که این مشکل هم با توجه به تلاش موثر اهل فرهنگ و ادبیات کرد به صورتی تقریبا کلی حل و جایگزین هایی برای این کلمات پیشنهاد و پیدا شده، اکنون متون کردی را می توان نزدیک به صددرصد کردی مشاهده نمود .
[ویرایش] تقسیم بندی زبان کردی
از گذشته تا به حال برای زبان کردی تقسیم بندی هایی در نظر گرفته و نوشته شده است که قدیمی ترین آن را می توان تقسیم بندی « شرف خان بتلیسی » در کتاب « شرفنامه » دانست . که نویسنده در آن زبان کردی را به چهار شاخه اصلی : کرمانجی، کلهری، هورامی (گورانی ) و لوری تقسیم می کند . البته پس از او دیگران نیز تقسیم بندی هایی برای زبان کردی در نظر گرفته اند که اکثرا بر اساس مناطق جغرافیایی تقسیم کرده و توجه زیادی به ساختار زبان، ساختار و سازمان ایلی و همچنین پیوستگی جغرافیایی این لهجه ها در میان کردها نداشته اند . برای نمونه چند گونه از این تقسیم بندی ها را ارائه می کنیم :
توفیق وهبی، زبان کردی را اینگونه تقسیم می کند :
- کرمانجی
الف : کرمانجی شمال از شاخه های زیر بوجود آمده است . بادینانی – بوتانی – آشتیانی – حکاری و بایزیدی
ب : کرمانجی جنوب از شاخه های زیر بوجود آمده است . مکری – مهابادی – سورانی – اربیلی – سلیمانیه – کرکوکی - اردلانی
- لری شامل : بختیاری – لکی – فیلی – کلهری و ممسنی
- گوران شامل : باجلانی – کاکه یی – زنگنه و هورامانی
- زازایی
استاد خال زبان کردی را به چهار دسته تقسیم می کند:
- زازا
- کرمانجی راست شامل : سورانی – بابانی –مکریانی – اردلانی – کلهری – گورانی
- کرمانجی چپ شامل : شمالی – بوتانی – بادینانی – حکاری – بایزیدی – شمدینانی
- لری شامل : بختیاری – لکی – فیلی
و تقسیم بندی های دیگر که عمدتا به این صورت است بر اساس جغرافیا نوشته شده :
- کردی شمال ( کرمانجی شمالی ) : کرمانجی = کردهای ترکیه، سوریه، شمال خراسان، بخشی از کردستان عراق، بخشی از کردستان ایران، ارمنستان و دیگر کشورهای شوروی سابق .
- کردی وسط ( کرمانجی میانی ) : شامل سورانی در کردستان عراق و کردستان ایران.
- کردی جنوب ( کرمانجی جنوبی ) شامل = کلهری، لکی و لوری در کردستان ایران و کردستان عراق .
اما پرفسور محمد امین زکی بیگ می گوید : لهجه های زبان کردی چند دسته اند و بزرگترین آنها لهجه کرمانجی است، با استناد به کتاب شرفنامه ملت کرد و زبانشان را چهار دسته می داند : کرمانج – کلهر – گوران – لر .
همانطور که اشاره شد اکثر این تقسیم بندی با توجه به مناطق جغرافیایی است و بر اساس دستور زبان و حوزه نفوذ زبانی نوشته نشده . برای اینکه بتوانیم به یک تقسیم بندی منطقی در مورد زبان کردی و گویشهای آن دست یابیم لازم است چند فاکتور زبانی از جمله دستور زبان، حوزه نفوذ زبان و همچنین سازمان ایلی را مد نظر قرار دهیم . چرا که کردها در حال حاضر نیز دارای سازمانهای ایلی خود هستند و به صورت سنتی آن را هرچند کم رنگ اما حفظ نموده اند .
بر این اساس می توان تقسیم بندی « شرف خان بتلیسی » را هرچند قدیمی است اما دقیق ترین تقسیم بندی دانست، چرا که توانسته در این تقسیم بندی فاکتورهای علمی را بگنجاند .
[ویرایش] ایرادات تقسیم بندی های پیشین
اما دیگر تقسیم بندی ها عموما ایرادات اساسی بر آنها وارد است مثلا تقسیم بندی که استاد خال ارائه می دهد، و در آن کرمانجی راست را شامل : سورانی – بابانی –مکریانی – اردلانی – کلهری – گورانی می داند . در حالی که گورانی و کلهری را به هیچ وجه نمی توان در این دسته قرار داد زیرا گورانی قدیم یا همان هورامی از نظر وژاگانی و کلهری از نظر دستور زبان با دیگر لهجه ها در این دسته متفاوت و هر کدام خود یک گویش محسوب می شوند . و زازا را یک لهجه مجزا معرفی نموده که بر اساس دستور زبان و دایره واژگان، زازایی و هورامی یک دسته به حساب می آیند واصطلاحا گویش زازا-گوران را می سازند. همچنین لکی و فیلی را با بختیاری یکجا آورده که برای این نیز باید گفت لکی خود براساس معیارهای علمی زبان که برای دیگر گویش ها در نظر گرفته می شود یک گویش مستقل و فیلی نیز زیر لهجه ای از گویش کلهری می باشد . توفیق وهبی نیز در تقسیم بندی که ارائه می دهد در بند دوم لری را شامل : بختیاری – لکی – فیلی – کلهری و ممسنی می داند که این تقسیم بندی نیز دارای ایراد است، همانگونه که اشاره شد لکی و کلهری هر کدام یک گویش مستقل و فیلی یک لهجه از کلهریست .
[ویرایش] معیارها در تقسیم بندی زبانی
در تقسیم بندی گویش های کردی باید توجه داشت همانگونه که اشاره شد، کردها هم اکنون نیز ساختار و سازمان ایلی خود را حفظ نموده و در گفتار نیز از نظر دستور زبانی باهم تفاوتی هایی دارند و البته همین امر باعث بوجود آمدن این تقسیمات و به ظاهر جدایی ها شده . و نباید فراموش کرد که کردها اختلاف واژگانی فراوانی باهم ندارند یعنی بطور قاطع می توان گفت این اختلاف در واژه به کمتر از ۵% می رسد و تفاوتی را که دیگران در خارج از این حوزه می بینند ناشی از اختلاف فونوتیک در ادای واژه هاست ولاغیر .
باید اشاره داشت کرمانجها با وجود اینکه در کل یک جمعیت و یک گویش به حساب می آیند اما در داخل این جمعیت دارای دسته های ایلی، لهجه ها و زیر لهجه های متعددی از جمله : جزیری، باتمانی، بوتانی، بهدینانی، شمزینانی، بایزیدی، و ... هستند که با وجود تفاوت های آشکار و نهان که در بعضی موارد بسیار آنها را از هم دور می سازد اما در نهایت یکی محسوب می شوند و به راحتی قادر به ارتباط برقرار کردن با یکدیگرند . همچنین این اتفاق در مورد کلهرها، هورامها و لورها نیز صادق است . اما شدت و ضعف آنها بسیار متفاوت می باشد .
مثلا در کلهری لهجه ها و زیر لهجه هایی وجود دارد که تفاوت در آنها تنها بر سر طرز تلفظ واژگانی است؛ برای مثال : در منطقه کلیایی به اول افعال اَ ((ئه)) اضافه می شود مانند "خوه م" = "ئه خوه م" و به همین ترتیب؛ همچنین در لهجه فیلی یا ایلامی از گویش کلهری ، ((د)) به اول افعال اضافه می شود مانند : "بوو" = "دوو" که هر دو یک معنی را می دهند . اما در هورامی این اختلاف کمی پر رنگ تر می شود به گونه ای که اختلاف ها از سطح طرز تلفظ یا پسوند و پیشوند افعال به سطح اختلاف در واژه می رود . که گاهی باعث سختی برقراری ارتباط بین این دو لهجه در یک گویش می شود . اما همه آنها خود را هورام، زبان خود را کردی و گویششان را هورامی می دانند .
این اختلاف در لوری هم بسیار مشهود است مثلا ما می دانیم که لورها از لرستان تا کهکیلویه و بویراجمد و حتی پائین تر به عنوان لر خوانده می شوند؛ هرچند سازمان ایلی آنها و همچنین تفاوتهای گفتاری در آنها بسیار زیاد است . مثلا بختیاری ها برای خود دارای یک سازمان ایلی مجزا و تفاوت های آشکار زبانی با لورهای لرستان دارند . اما تمامی این جمعیت لر خوانده می شوند و گویششان لری .
[ویرایش] منطقی ترین تقسیم بندی
با این توضیحات می توان گفت : منطقی ترین تقسیم بندی آن است که همه جوانب یک دسته را مورد توجه قرار داد از جمله سازمان ایلی، اشتراک گویش و همچنین جغرافیای پیوسته .
البته باید اشاره داشت دو گویش دیگر در کردی وجود دارد که در کتاب های قدیمی هیچ اشاره ای به آنها نشده و صرفا اگر اشاره ای هم بوده به این صورت است که آنها را جزء یکی از این چهار گویش محسوب کرده اند و هیچگاه به عنوان یک گویش مستقل معرفی نشده اند . این دو گویش "سورانی" و "لکی" می باشند، مثلا سوران ها را همیشه جزیی از کرمانج و لکها را گاهی جزیی از کلهر ها و گاهی جزیی از لرها دانسته و گاهی آن را آمیخته ای از کلهری و لوری خوانده اند .
باید در این مورد گفت هم لک ها و هم سوران ها در حال حاضر دارای خصوصیتهایی هستند که برای دیگر گویش ها نیز اشاره شد و بدون شک برای آنها نیز صادق می باشد . برای مثال خود سورانها از سازمانهای ایلی و لهجه های متفاوتی از جمله : سوران، مکریان، بابان، اردلان و جاف تشکیل یافته اند . لک ها نیز دارای این خصیصه هستند مثلا عثمانوندها، جلالوندها، بیژنوندها، کولی وندها و ... که با وجود دارا بودن اختلافات در تقسیم بندی ایلی و همچنین شیوه گفتار، یک ساختار شناخته می شوند . یکی از این تفاوت ها مثلا در این واژه : "گِستم" = "هِستم" که هردو به معنی "خواستم" است . اما آنها نیز در کل یک لهجه و یک ایل شناخته می شوند .
[ویرایش] صحیح ترین تقسیم بندی
بر این اساس اگر بخوهیم گویش های کردی را بطور صحیح و براساس معیارهایی که در بالا به آنها اشاره شد تقسیم کنیم به شش دسته بر می خوریم که عبارتند از :
- ۱- کرمانجی
- ۲-کلهری
- ۳- زازا- گوران ( هورامی )
- ۴- لری
- ۵- سورانی
- ۶- لکی
باید افزود هرکدام از این گویشها خود دارای لهجه ها و زیر لهجه های متعدد است که در زیر اجمالا به برخی ازآنها در هر دسته اشاره و جغرافیای آن را خواهیم شناخت .
گویش کرمانجی :
شامل لهجه هایی چون : جزیری، بهدینانی (بادینانی )، شمزینانی، بوتانی و ... که جغرافیای آنها تمامی مناطق کرد نشین کشور ترکیه ( شمال کردستان )، بخشی از مناطق شمالی حریم کردستان ( جنوب کردستان )، قسمت های شمالی کردستان ایران ( شرق کردستان )، مناطق کردنشین ارمنستان، کردستان سوریه ( غرب کردستان )، کردهای خراسان و بسیاری دیگر از مناطق و کشورهای شوروی سابق که کردها در ان حضور دارند را شامل می شود .
گویش کلهری:
شامل لهجه های : گروسی، کلیایی، فیلی، زنگنه، گورانی، قصری و ... است که جغرافیایش در کردستان ایران ( شرق کردستان ) شامل استانهای کرمانشاه، کردستان، ایلام و بخشی از همدان و در حریم کردستان ( جنوب کردستان ) در شهرهای چون : خانقین، مندلی، زرباطیه، بدره، جسان، جلولا و دیگر مناطق پیوسته به آن می باشد.
گویش زازا-گوران( هورامی ):
شامل دو بخش زازاکی و هورامی است که از نظر جغرافیایی بسیار از هم دورند اما از نقطه نظر زبانی بسیار به هم نزدیکند و این نزدیکی شامل دستور زبان، دایره واژگان، طرز تلفظ واژگان و غیره اگرچه از نظر سازمان ایلی و جغرافیا هیچ پیوستگی باهم ندارند . منطقه جغرافیایی هورامی شامل مناطقی در استانهای کرمانشاه و کردستان در کردستان ایران و قسمتهایی از استان سلیمانیه در کردستان عراق می باشد . منطقه جغرافیایی زازاکی نیز در درسیم و بخشهایی از الازیغ، ارزنجان و دیاربکر می باشد .
گویش لوری:
شامل لهجه هایی چون : خورماوه ای، چگنی، بختیاری، ممسنی و ... که جغرافیای آن در کردستان ایران ( شرق کردستان ) استانهای لرستان، کلهکیلویه و بویراحمد، چهارمحال و بختیاری، بخشهایی از استانهای اصفهان، فارس، خوزستان، مرکزی، همدان و ایلام را شامل می شود .
گویش سورانی:
شامل لهجه های : مکری، بابانی، سورانی، اردلانی و جافی است . و جغرافیای آن در حوزه حضور ایلات گویشور آن یعنی در کردستان عراق ( جنوب کردستان ) در استانهای اربیل، سلیمانیه، کرکوک، و شهرهای اطراف آنها و در کردستان ایران (شرق کردستان ) در استانهای آذربایجان غربی و کردستان به مرکزیت سنندج می باشد .
گویش لکی:
شامل لهجه های چون : عثمانوند، جلالوند، چغلوندی، کاکاوندی و ... جغرافیای آن در کردستان ایران ( شرق کردستان )، هرسین در استان کرمانشاه و مناطق و روستاهای اطراف آن، نورآباد، الشتر، کوهدشت و دلفان در استان لرستان، برخی مناطق استان ایلام را شامل می شود . باید اشاره داشت در برخی مناطق چون کوهدشت جمعیتهای لک و لور با هم در این جغرافیا زندگی می کنند . [۲۴]
[ویرایش] تاریخچه زبان کردی
[ویرایش] باستان
پروفسور ولادیمیر مینورسکی خاورشناس و اسلام شناس روسی، بر این باور است که زبان کردی به طور قطع از ریشه زبان مادی است.[۲۵] چنانکه که وی در این رابطه می گوید:
| « | اگر کردها از نوادگان مادها نباشند، پس بر سر ملتی چنین کهن و مقتدر چه آمدهاست و این همه قبیله و تیرهٔ مختلف کرد که به یک زبان ایرانی و جدای از زبان دیگر ایرانیان تکلم میکنند؛ از کجا آمدهاند؟» (مینورسکی ۱۹۷۳).[۲۶] | » |
این نظریه بعدها توسط ایلیا گرشویچ دیگر زبانشناس روسی بسط داده شد و وی اولین مدارک زبان شناختی را برای اثبات ریشه مادی زبان کردی مطرح کرد.[۲۵]
جان لیمبرت خاورشناس آمریکایی٬ نیز معتقد است که مادها از اجداد کردها می باشند.[۲۵]
همچنین پروفسور گرنوت وینفور زبانشناس آلمانی، نیز اعتقاد دارد که اکثریت کسانی که امروزه به زبان کردی سخن می گویند به احتمال زیاد سابقا از متکلمان به گویشهای زبان مادی بوده اند.[۲۷]
از سویی دیگر این نظریه در میان برخی زبانشناسان و خاورشناسان با مخالفت هایی روبرو شد.[۲۸] پروفسور مکنزی بر این باور است که زبان کردی با زبان مادی از یک ریشه نیستند بلکه زبان کردی دارای عناصر قوی زبانهای جنوب غربی ایرانی (پارسی باستان) نیز میباشد و از این رو هرگونه وابستگی میان زبانهای کردی و مادی را رد می کند.[۲۹].
کارنیگ آساطریان نیز معتقد است که تنها بازمانده زبان مادی شاید تاتی در آذربایجان و زبانهای مرکزی کاشان باشد[۳۰].
تئودور نولدکه خاورشناس آلمانی، بر این باور است که اگر روزی زبان مادی درست شناخته شود، بدون شک خویشاوندی بسیار نزدیکی با زبان پارسی باستان خواهد داشت.[نیازمند منبع] اکنون با کاوش در مناطق غرب ایران از مادها آثاری در تپه هگمتانه در دست است.
دانشنامه ایرانیکا معتقد است که با توجه به پژوهشهای صورت گرفته هیچیک از زبانهای باستانی مستند موجود را نمی توان به طور قطع به عنوان نیای زبان کردی معرفی کرد.[۳۱].
[ویرایش] میانه و نو
[ویرایش] ردهبندی
|
||||||||||||||
[ویرایش] مقایسۀ واژگان زبان کردی با دیگر زبانهای هندواروپایی:
| کردی | آلمانی | ایتالیایی | انگلیسی | پرتغالی | اسپانیایی | سوئدی | فارسی | فرانسوی | هلندی | |||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| کردی شمالی | کردی مرکزی | کردی جنوبی | لکی | گورانی | زازاکی | |||||||||
| évar | éware | éware | íware | wérega | - | abend | - | evening | - | - | afton | ivār | - | evond |
| bra | bra | bra | bra | bra | bra | bruder | fratello | brother | irmão | hermano | bror, broder | barādar | frère | broer, broeder |
| te, tu | to, tu | ti | tu | to | ti, to | du | voi | you | tu | te, tú | du | to | te, tu | - |
| hesin | asin | asin | asin | asin | asin | eisen | ferro | iron | ferro | hierro | järn | āhan | fer | ijzeren |
| erd | herd | ? | ? | ? | erd | erde | terra | earth | terra | tierra | jorden | Zamin | terre | aanaarden |
| ére | ére | ére | íre | íge | - | hier | - | here | - | - | här | - | - | - |
| hingiv | hengwín | - | ? | ? | hingemín | honig | - | honey | - | honung | angabin | - | honing | |
| kurt | kurt | kull | ? | kurt | kilm | kurz | corto | short | curto | corto | kort | kutāh | court | kort |
| lév | léw | léw | lic | lic | lew | lippe | labbro | lip | lábio | labio | läpp | lab | lèvre | lip |
| meh | mang | ? | ? | mange | menge | mond | mese | moon | - | - | mane | māh | - | maan |
| nav | naw | naw | nom | nam | name | name | nome | name | nome | nombre | nämna | nām | nom | naam |
| na | na | ne | ? | ? | né | nein | non | no | não | no | nej | na | non | neen |
| nú, nuh | nwé | nú | ? | newe | newe | neu | nuovo | new | novo | nuevo | ny | now | nouveau | nieuw |
| neh | no | nú | nu | no | new | neun | nove | ninie | nove | nueve | nio | noh | neuf | negen |
| pardéz | perdéz | ? | ? | ? | ? | paradies | paradise | paradise | paraíso | paraíso | paradis | pardis | paradis | paradijs |
| spenax | espenax | ? | ? | ? | ? | spinat | spinacio | spinach | espinafre | espinaca | spenat | esfanāj | épinard | spinazie |
| stér | estére | esare | asare | hesare | estare | stern | stella | star | estrela | estrella | stjärna | setāre | astre | ster |
| dot | - | dot | dit | - | - | tochter | - | daughter | - | - | dotter | doxtar | - | dochter |
| dlop | dlop | dlop | ? | dlop | dilapa | tropfen | - | drop | - | - | droppa | - | - | druppel |
[ویرایش] نویسه
در گذشته زبان کردی تنها با نویسه عربی نوشته میشد؛ اما پس از جنگ جهانی اول و در پی جایگزینی نویسه عربی در ترکیه با نویسه لاتین، کردی نیز در این کشور با نویسه لاتین نوشته شد. غیر از این کردهای ساکن در شوروی سابق نویسه سیریلیک به کار میبردند. هماکنون در ایران و عراق کردی بانویسه عربی نوشته میشود.[۳۵] [۳۶]
[ویرایش] واژگان کردی
بخش اصلی واژگان زبان کردی از ریشه های کهن ایرانی است. پس از هجوم اعراب علیرغم گسترش اسلام و به زعم آن فرهنگ و ادبیات عربی در بخش وسیعی از کردستان همچون دیگر مناطق خاورمیانه، به دلایل مختلف از جمله کوهستانی و منزوی بودن محیط زیست کردزبانان، زبان کردی توانست خود را از سیل وامواژههای زبانهای مجاور از جمله عربی به ویژه در زمینه نوشتار حفظ بنماید. در کردی نوشتاری کمترین درصد واژگان عربی در مقایسه با دیگر زبانهای خاورمیانه که تحت تأثیر زبان عربی قرار گرفتهاند وجود دارد[نیازمند منبع] و البته بیشتر آن تعداد واژگان دخیل نیز لغات مذهبی است[نیازمند منبع].
[ویرایش] آواها
زبان کردی دارای ۸ حرف صدادار است:
| کردی | a | e | ê | i | î | o | u | û | |
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| فارسی | آ (مثل آرام) | ا مثل اشک | ا مثل امروز | ای کوتاه (در فارسی معادل ندارد) | ای (مثل ایلام) | أ (مثل أردک) | او کوتاه (در فارسی معادل ندارد) | او (مثل دوست) |
و نیز دارای ۲۳ حرف بیصدا است:
| کردی | b | c | ç | d | f | g | h | j | k | l | m | n | p | q | r | s | ş | t | v | w | x | y | z | |
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| فارسی | ب | ج | چ | د | ف | گ | ه | ژ | ک | ل | م | ن | پ | ق | ر | س | ش | ت | (معادل فارسی ندارد. ((ڤ (توجه: ف با سه نقطه روی آن))، [مثل very یا violin]) | و (مثل window) | خ | ی (مثل یاور) | ز |
[ویرایش] ساختار
[ویرایش] ضمیر
[ویرایش] ضمیرهای شخصی
| آلمانی | کرمانجی | سورانی | کلهری | لکی | فارسی | زازایی | تالشی |
|---|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
|||||||
| ich | ez | min | mi | mi | man | ez | ez |
| du | tu | to | ti | tu | to | tı | te |
| er, sie, es | ew | ew | ewe | iw | u | o, a | av |
| wir | em | ême | îme | îme | mā | ma | ama |
| ihr | hûn | êwe | îwe | hume | şoma | şıma | şema |
| sie pl. | ew | ewan | ewane | iwin | îşān | ê | avon |
|
|
|||||||
| mein(s), mir, mich | min | min | mi(n) | mi(n) | man | mı(n) | me(n) |
| dein(s), dir, dich | te | to | ti | tu | to | to | te |
| sein(s), ihm, ihn | wî | ew | ewe | iw | u | ey | ay |
| ihr(s), ihr, ihr | wê | ew | ewe | iw | u | aye | ay |
| unser(s), uns, uns | me | ême | îme | îme | mā | ma | ama |
| euer(s), euch, euch | we | êwe | îwe | hume | şoma | şıma | şema |
| ihre(s), ihnen, sie pl. | wan | ewan | ewane | iwin | îşān / înhā | inan | avon |
[ویرایش] ضمیرهای اشاره
ضمیرهای اشاره
| آلمانی | کرمانجی | سورانی | کلهری | لکی | پارسی | زازایی |
|---|---|---|---|---|---|---|
|
|
||||||
| dieser, diese, diese pl. | ev | em | ev | ye, yewane | in, işān / inhā | (ı)no, (ı)na, (ı)nê |
|
|
||||||
| diesem | vî | em | ev | ye | in | (ı)ney |
| dieser | vê | em | ev | ye | in | (ı)naye |
| diese, diesen | van | em | ev | yewan | işān / inhā | (ı)ninan |
[ویرایش] ضمیرهای پسوندی
در سورانی و کلهری ضمیرهای پسوندی مانند فارسی هستند. آنها در انتهای کلمه قرار گرفته و دو کلمه را به هم پیوند میدهند. مثلا:
| فارسی | سورانی | کلهری | لکی |
|---|---|---|---|
| Mal | Mal | Mal | Mal |
| Malam | Malem | Malem | Malem |
ضمیرهای پسوندی:
| فارسی | سورانی و کلهری | پسآوا | سورانی و کلهری | |
|---|---|---|---|---|
|
|
نامعین | معین | ||
| -am | -em | -m | -ekem | ekêm |
| -at | -et | -t | -eket | ekêt |
| -ash | -î | -y | -ekey | -ekêy |
| -man | -man | -man | -ekeman | -ekêman |
| -tan | -tan | -tan | -eketan | -ekêtan |
| -shan | -yan | -yan | -ekeyan | -ekêyan |
نمونههایی برای حالت مفرد ("Kur" در کردی یعنی پسر):
| فارسی | سورانی و کلهوری | ||
|---|---|---|---|
|
|
نامعین | معین | |
| Pesaram | Kurem | Kurekem | Kurrekêm |
| Pesarat | Kuret | Kureket | Kurekêt |
| Pesarash | Kurî | Kurekî | Kurekêy |
| Pesarman | Kurman | Kurekman | Kurekêman |
| Pesartan | Kurtan | Kurektan | Kurekêtan |
| Pesarshan pl. | Kuryan | Kurekyan | Kurekêyan |
نمونههایی برای حالت جمع:
| فارسی | سورانی و کلهری | ||
|---|---|---|---|
|
|
نامعین | معین | |
| Pesaranam | Kuranem | Kurekanem | Kurekanêm |
| Pesaranat | Kuranet | Kurekanet | Kurekanêt |
| Pesaranash | Kuranî | Kurekanî | Kurekanêy |
| Pesaranman | Kuranman | Kurekanman | Kurekanêman |
| Pesarantan | Kurantan | Kurekantan | Kurekanêtan |
| Pesaranshan pl. | Kuranyan | Kurekanyan | Kurekanêyan |
[ویرایش] اضافه
در کردی هم مانند دیگر زبانهای ایرانی «اضافه» وجود دارد.
| آلمانی | کرمانجی | سورانی | کلهری | فارسی |
|---|---|---|---|---|
| Haus | Mal | Mal | Mal | Mal |
| Mein Haus | Mala min | Malî min |
|
Male man |
شکل اضافه در کردی بسیار شبیه فارسی است؛ تنها در گویش کرمانجی هنگامی که اضافه مفرد باشد، بسته به اینکه اضافه مذکر باشد یا مونث به ترتیب پس از آن «ê» یا "a" میآید.
شکلهای «اضافه» در زبان کردی:
| کرمانجی | سورانی | کلهری | |||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| حالتها | مفرد مذکر | مفرد مونث | جمع | مفرد مذکر | مفرد مونث | جمع | مفرد مذکر | مفرد مونث | جمع |
| پسوند اضافه | -ê | -a | -ên | -î | -î | -anî | -î | -î | -anî |
در مثالهای زیر پسوند اضافه پررنگ آورده شدهاست. در زبان کردی خواندگار به معنی شاگرد و مامُستِه به معنی آموزگار است.
| کرمانجی | سورانی | کلهری | معنی |
|---|---|---|---|
|
|
|||
| xwendekar-ê mamoste | xwendekar-î mamoste | xwendekar-î mamoste | shagerd-e amuzgar |
| xwendekar-a mamoste |
|
|
shagerd-e amuzgar |
| xwendekar-ên mamoste | xwendekar-anî mamoste | xwendekar-anî mamoste | shagerd-ane amuzgar |
| xwendekar-ên mamoste-yan | xwendekar-anî mamoste-yan | xwendekar-anî mamoste-yan | shagerd-ane amuzgar-an |
همانطور که مشاهده شد در همهٔ گویشها کلمه آموزگار بیجنسیت بود و تنها در گویش کرمانجی هنگامی که شاگرد مفرد بود، جنسیت آن تعیینکنندهٔ پسوند پس از آن بود.
مثالهایی دیگر:
| کرمانجی | سورانی | کلهری | معنی |
|---|---|---|---|
| Xwendekarê mamoste baş e | Xwendekarî mamoste baş e | Xwendekarî mamoste xas e | Shagerde amuzgar xub ast |
| Ew xwendekarê mamoste dibîne | Ew xwendekarî mamoste debîne | Ewe xwendekarî mamoste wînûd | U shagerde amuzgar (ra) binad |
| Bide Xwendekarê mamoste | Bide Xwendekarî mamoste | Bide Xwendekarî mamoste | Bede shagerde amuzgar |
| Xwendekarê mamoste bide | Xwendekarî mamoste bide | Xwendekarî mamoste bide | shagerde amuzgar bede |
[ویرایش] گذشته
در کرمانجی بر خلاف دیگر زبانهای هندواروپایی، شکل گذشته فعل بستگی به این دارد که فعل لازم است یا متعدی. در این نمونه با توجه به اینکه «دیدن» متعدی است و «رفتن» لازم شکل گذشتهٔ آنها در گویش کرمانجی با هم تفاوت دارد.
| آلمانی | کرمانجی | سورانی | کلهری | لکی | فارسی |
|---|---|---|---|---|---|
| Ich sah dich | Min tu dîtî | Min to dîtim | Mi ti dîtim | Mi tum dî | Man to (ra) dîdam |
| آلمانی | کرمانجی | سُرانی | کلهری | لکی | فارسی |
|---|---|---|---|---|---|
| Ich ging | Ez çûm | Min çûm | Mi çûm | Mi çim | Man raftam |
[ویرایش] حال
در کردی زمان حال با پیشوند «د» ساخته میشود؛ مانند فارسی پس از «د» ریشه فعل و پس از آن پسوند شخصی میآید (مثلا مانند فارس برای اول شخص پسوند «م» میآید). در گویش جنوبی -همچنین در چندین لهجه از گویشهای مرکزی و شمالی- پیشوند «د» نادیده انگاشته تواند شد.
برای نمونه فعل رفتن که ریشه آن در زبانهای کردیتبار «ç» است، چنین صرف میشود:
| آلمانی | کرمانجی | سورانی | لکی | گورانی | فارسی |
|---|---|---|---|---|---|
| Ich gehe | Ez diçim | Min deçim | Mi meçim | Mi çim | Man ravam |
| Du gehst | Tu diçî | To deçî | Tu meçî | Ti çîd | To ravi |
| Er/Sie/Es geht | Ew diçe | Ew deçe | Iw meçû | Ewe çûd | U ravad |
| Wir gehen | Em diçin | Ême deçin | Îme meçîm(-in) | Îme çîm | Ma ravim |
| Ihr geht | Hûn diçin | Ewe deçin | Hume meçîn(-an) | Îwe çin | Shoma ravid |
| Sie gehen | Ew diçin | Ewan deçin | Iwin meçin | Ewane çin | Ishan ravand |
نمونههای دیگری از اول شخص مفرد در پی میآید. زیر ریشه فعلها خط کشیده شدهاست.
| آلمانی | کردی شمالی | کردی مرکزی | کردی جنوبی | لکی | فارسی |
|---|---|---|---|---|---|
| Ich mache | Ez dikim | Min dekim | Mi kim | Mi mekem | Man konam |
| Ich esse | Ez dixwm | Min dexwm | Mi mexwm | Mi merim/mexwim | Man xoram |
| Ich nehme | Ez digirim | Min degirim | Mi girim | Mi megirim | Man guyam |
| Ich weiß | Ez dizanim | Min dezanim | Mi zanim | Mi mezanim | Man danam |
| Ich komme | Ez têm | Min têm | Min têm | Min mam | Man ayam |
| Ich töte | Ez dikujim | Min dekujim | Mi kujim | Mi mekushim | Man kusham |
| Ich sterbe | Ez dimirim | Min demirim | Mi mirim | Mi memirim | Man miram |
| Ich lebe | Ez dijîm | Min dejîm | Mi jîm | Mi mejîm | Man ziyam |
| Ich weine | Ez digrîm | Min degrîm | Mi grîm | Mi megrêm | Man geryam |
استثنائاً از آنجا که تلفظ «de-ê-im» دشوار است، «têm» تلفظ میشود.
[ویرایش] فرمان دادن
در زبان کردی مانند پارسی با پیشوند «ب» دستور داده میشود. در آغاز پیشوند ب میآید و سپس ریشه فعل:
| آلمانی | کرمانجی | سورانی | گورانی و جنوب | فارسی |
|---|---|---|---|---|
| Mache! | Bike! | Bike! | Bike! | bekon! |
| Iss! | Bixw! | Bixw! | Bixw! | bexor! |
| Nimm! | Bigire! | Bigire! | Bigire! | Begu! |
| Gehe! | Biçe! | Biçe! | Biçe! | bero! |
| Wisse! | Bizane! | Bizane! | Bizane! | bedan! |
| Komme! | Bê! | Bê! | Bê! | bia! |
| Töte! | Bikuje! | Bikuje! | Bikuje! | bekosh! |
| Stirb! | Bimire! | Bimire! | Bimire! | bemir! |
| Lebe! | Bijî! | Bijî! | Bijî! | bezî! |
| Weine! | Bigrî! | Bigrî! | Bigrî! | begery! |
[ویرایش] مقایسه زمانها در گویشهای مختلف کردی
| Lekî | Feylî | Kelhurî | Soranî | Kurmancî | Hewramî | English |
|---|---|---|---|---|---|---|
| mi hetim | me hatim | mi hatim | min hatim | ez hatim | - | I came |
| mi merim/mexwim | me xwem/xwerim | mi xwem/dixwem | min exwem/dexom | ez dixwim | min meweru | I eat |
| mi nanim hward | me nan xwardim | mi nan xwardim | min nanim xward | min nan xward | - | I ate the meal |
| mi nane merim/mexwim | me nan xwem | mi nan xwem | min nan dexwim | ez nanê dixwim | - | I am eating the meal |
| mi nanme mehward | me nan xwardisim | mi na xwardêam | min nanim dexward | min nan dixward | - | I was eating the meal |
| mi hetime | me hatimow | mi hatime | min hatûme | ez hatime | - | I have come |
| mi hetüm | me hatüm | mi hatüm | min hatibûm | ez hatibûm | - | I had come |
[ویرایش] کد زبانی
[ویرایش] طبقه بندی
زبان کردی عضوی از شاخه شمالغربی زبانهای ایرانی است که خود شاخهای از زبانهای هندوایرانی است و آن نیز به نوبه خود شاخهای از زبانهای هندواروپایی است.
|
|||||||||||||||||||||||
[ویرایش] جستارهای وابسته
- کردها و تقسیم بندی زبانی
- زبان کردی سورانی
- زبان کردی کرمانجی
- روزنامههای کردی
- سرزمین کردستان
- ماههای کردی
- مردم کرد
- موسیقی کردی
- فهرست نامهای کردی
- زبان کردی گروسی
[ویرایش] پاورقی
- ↑ http://www.iranicaonline.org/articles/kurdish-language-i From the West Iranian languages, only Persian, Kurdish, and Balōči were known relatively well
- ↑ Encyclopaedia Iranica، سرواژهٔ Kurdish language
- ↑ Encyclopaedia Iranica، سرواژهٔ Kurdish language
- ↑ بنیاد مطالعات ایران، بازدید: مه ۲۰۰۹.
- ↑ Encyclopaedia Iranica، سرواژهٔ Kurdish language
- ↑ کرد و پراکندگی او در گستره ایران زمین - ح. بهتویی - ۱۳۷۷ - تهران.
- ↑ Ethnologue report for Kurdish
- ↑ دایره المعارف بزرگ اسلامی، جلد دهم، تهران ۱۳۸۰، ص. ۵۴۸-۵۴۹
- ↑ Rüdiger Schmitt: Die iranischen Sprachen in Gegenwart und Geschichte. Wiesbaden (Reichert) ۲۰۰۰,.
- ↑ Rüdiger Schmitt (Hg.): Compendium Linguarum Iranicarum. Wiesbaden (Reichert) ۱۹۸۹,
- ↑ Kurdish language - Britannica Online Encyclopedia
- ↑ دایره المعارف بزرگ اسلامی، جلد دهم، تهران ۱۳۸۰، ص. ۵۴۸-۵۴۹
- ↑ Rüdiger Schmitt: Die iranischen Sprachen in Gegenwart und Geschichte. Wiesbaden (Reichert) ۲۰۰۰,.
- ↑ دستور زبان کردی کرمانشاهی، وحید رنجبر، انتشارات طاق بستان، ۱۳۸۸
- ↑ Full text of Iraq constitution - Conflict in Iraq- msnbc.com
- ↑ Special Focus Cases
- ↑ محمد معین فرهنگ فارسی (متوسط) شش جلدی، انتشارات امیرکبیر، تهران ۱۳۶۲
- ↑ احسان یارشاطر: زبانها و لهجههای ایرانی: مقدمه لغتنامه دهخدا. تهران ۱۳۳۷
- ↑ محمد معین فرهنگ فارسی (متوسط) شش جلدی، انتشارات امیرکبیر، تهران ۱۳۶۲
- ↑ احسان یارشاطر: زبانها و لهجههای ایرانی: مقدمه لغتنامه دهخدا. تهران ۱۳۳۷
- ↑ کردها نوادگان مادها ولادیمیر مینورسکی،{ جلال جلالی زاده، جاماسب کردستانی (مترجمان)}، نشر ژیار ، 1382
- ↑ کردها نوادگان مادها ولادیمیر مینورسکی،{ جلال جلالی زاده، جاماسب کردستانی (مترجمان)}، نشر ژیار ، 1382
- ↑ http://en.wikipedia.org/wiki/Kurdish_language
- ↑ مقاله کردها و تقسیم بندی زبانی ؛ نوشته فرهاد جهان بیگی ، مجله میدیا ، شماره سوم ، 1389 ، کرماشان .
- ↑ ۲۵٫۰ ۲۵٫۱ ۲۵٫۲ Antonio Panaino, Sara Circassia. The scholarly contribution of Ilya Gershevitch to the development of Iranian studies: International Seminar, 11th April 2003, Ravenna (Simorg Series ed.). 2006. ص 2-71. ISBN 88-8483-314-0.
- ↑ کردها نوادگان مادها - و. مینورسکی - ۱۳۸۲ نشر: ژیار
- ↑ Windfuhr, Gernot. "Isoglosses: A Sketch on Persians and Parthians, Kurds and Medes" in Hommages et Opera Minora, Monumentum H. S. Nyberg, Vol. 2., Acta Iranica 5. Tehran-Liège: Bibliothèque Pahlavi, 457-472. pg 468. excerpt:"One may add that the overlay of a strong superstrate by a dialect from the eastern parts of Iran does not imply the conclusion that ethnically all Kurdish speakers are from the east, just as one would hesitate to identify the majority of Azarbayjani speakers as ethnic Turks. The majority of those who now speak Kurdish most likely were formerly speakers of Median dialects"
- ↑ "Kurdish Nationalism and Competing Ethnic Loyalties", Original English version of: "Nationalisme kurde et ethnicités intra-kurdes", Peuples Méditerranéens no. 68-69 (1994), 11-37. [۱]
- ↑ "Kurdish Nationalism and Competing Ethnic Loyalties", Original English version of: "Nationalisme kurde et ethnicités intra-kurdes", Peuples Méditerranéens no. 68-69 (1994), 11-37. The great orientalist and expert on the Kurds, Vladimir Minorsky, once claimed that the various Kurdish dialects (from which he excluded Zaza and Gurani) showed underneath their obvious differences a remarkable unity, especially remarkable when compared with the great variety of very dissimilar Iranian languages spoken by the inhabitants of another mountainous area, the Pamirs. He concluded that this basic unity of the Kurdish language derived from a single language spoken by a large and important people, and suggested that these might have been the Medes (whom Kurdish nationalists in fact like to see as their ancestors).[4] This view was criticised by the linguist D.N. MacKenzie, according to whom there are but few linguistic features that all Kurdish dialects have in common and that are not at the same time found in other Iranian languages. Systematic comparison of significant features of Kurdish with other Iranian languages moreover showed, according to MacKenzie, that Kurdish proper differs on a number of important points from what is known about Median. Kurdish has a strong south-western Iranian element, whereas Median presumably was a northwestern Iranian language. Zaza and Gurani, two related Iranian languages spoken in the north-western and south-eastern extremes of Kurdistan, do belong to the north-west Iranian group, and many of the differences between the northern ("Kurmanci") and southern ("Sorani") dialects of Kurdish proper are due to the profound influence of Gurani on the latter.[5] MacKenzie's message, which he appeared to direct at Kurdish nationalist ideologues at least as much as at Minorsky, was that the Kurds have neither common origins nor basic cultural unity.
- ↑ G. Asatrian, Prolegomena to the Study of the Kurds, Iran and the Caucasus, Vol.13, pp.1-58, 2009
- ↑ Encyclopaedia Iranis سرواژةٔ Kurdish language
- ↑ دایره المعارف بزرگ اسلامی، جلد دهم، تهران ۱۳۸۰، ص. ۵۴۸-۵۴۹
- ↑ Rüdiger Schmitt: Die iranischen Sprachen in Gegenwart und Geschichte. Wiesbaden (Reichert) ۲۰۰۰,.
- ↑ دستور زبان کردی کرمانشاهی، وحید رنجبر، انتشارات طاق بستان، ۱۳۸۸
- ↑ [Http://www.KurdishAcademy.org/english/alphabet/alphabet.html نویسه کردی]
- ↑ مقایسهٔ نویسهها
[ویرایش] منابع
- کردها نوادگان مادها - و. مینورسکی - ۱۳۸۲ نشر: ژیار
- مکالمات روزمره زبان کردی. مصطفی خرم دل. سال چاپ: ۱۹۸۱ نشر: انتشارات کردستان
- (برگرفته از کتاب «قاموس زبان کردی»، تالیف عبدالرحیم ذبیحی، چاپ ۱۹۸۸)
- وبسایت کردستان به آدرس: www.sorankurdistani.com
فرهنگ کردی-کردی-فارسی (هه نبانه بورینه۹-عبدالرحمان شرفکندی(هه ژار)-انتشارات سروش
[ویرایش] پیوند به بیرون
- نمودار درختی زبانهای ایرانی
- مجمع علمی زبان کردی - ایران
- مادها
- کتاب: زبانشناسی عملی: راهنمای بررسی گویش ها
- نقش انگلیسها در ایجاد زبان مکاتبهای کردی
- زبانهای ایرانی (به انگلیسی)
[ویرایش] فرهنگهای کردی-فارسی
خودآموزی زبان کردی:
فرهنگها:
|
|||||||