زبان سغدی
زبان سُغدی از زبانهای ایرانی شاخه شمال شرقی است. زبان سغدی در آغاز در دره رودخانه زرافشان و نواحی پیرامون رایج بود و بعداً به عنوان زبان میانجی در بخش بزرگی از جاده ابریشم رواج یافت.[۱] زبان سغدی به عنوان زبان گفتاری و نوشتاری تا سده نهم میلادی فعال بوده و زوال آن پس ازسدهٔ ۱۱ آغاز گردیدهاست.[۲] امروزه تنها زبان بازمانده از گویشهای سغدی، زبان یغنابی است که در کوهستانی در تاجیکستان صحبت میشود.[۱]
زبان سغدی، از نظر تنوّع و حجم نوشتهها و نگاشتهها، مهمترین زبان ایرانی شرقی است و متون دینی بخش بزرگی از این مواد نوشتاری را شامل میشود.[۳] با وجود آنکه در سنگنوشتههای پارسی باستان از سغد به عنوان منطقهای با ویژگیهای خود یاد شده، آثاری از شکل قدیمیتر زبان سغدی یعنی «سغدی باستان» باقی نماندهاست.
زبان سغدی نسبت به فارسی میانه (پهلوی) بیشتر حالت کهنتر زبانهای ایرانی را حفظ کردهاست.
محتویات |
ادبیات سغدی [ویرایش]
سغدیان تجارتپیشه، که واسطه انتقال کالا و فرهنگ و هنر میان چین و ایران و هند و روم بودند، به تبلیغ دینهای بودایی و مانوی و مسیحی نیز پرداختند. از این رو، مواد نوشتاری سغدی بیشتر دینی و متأثر از سه دین نام بردهاست و، به همین اعتبار، به سه گروه متون سغدی بودایی، سغدی مانوی، و سغدی مسیحی بخش میشود.
مانویان هم مهارت نویسندگی داشتند و هم مترجمان بسیار زبردستی بودهاند. زبان متنهایی که آنان به سغدی برگرداندهاند روان و زیبا و کاملاً متمایز از ترجمهای الکن و پیچیده و ناقص مترجمان مسیحی و بودایی سغدیزبان است. متنهای سغدی بودایی و مسیحی صرفاً از نظر فراوانی و تنوّع واژگان باارزشند. اما، برای بررسی صرفی و نحوی زبان سغدی، باید به مطالعه متنهای سغدی مانوی، بهویژه داستانهای آن، پرداخت.[۳]
ادبیات بودایی [ویرایش]
متنهای سغدی بودایی، در حقیقت، آثار بازمانده ادبیات بودایی به زبان سغدی است. این آثار شاید پرحجمترین آثار ادبی زبان سغدی باشد که در صومعههای آسیای میانه از اصل چینی و هندی به زبان سغدی ترجمه شدهاند و محتوای آنها از مکتب مهایانه بودایی سرچشمه گرفتهاست. ادبیات سغدی بودایی نوعی ادبیات ترجمهای و آکنده از اصطلاحات فلسفی و احکام آیین بودا است و بخش اعظم آن نمودار ادبیات بودایی چینی است که غالباً از آن ترجمه شدهاست.[۴]
بسیاری از متنهای بودایی شناخته سغدی بازتاب نسخههای چینی آثار نوشتاری آیین بودایند تا بدان جا که ویژگیهای واژهشناختی و اصطلاحی و سبکی نسخههای چینی مستقیماً در ترجمه سغدی نمایان است. مترجم سغدی، هرگاه که نتوانستهاست واژه یا عبارتی سغدی برای برگرداندن تعبیر یا اصطلاحی خاص بیابد، به ترجمه واژهبهواژه آن پرداختهاست. حتی، در برخی موارد، تنها به آوانویسی واژههای مبهم چینی به خط سغدی بسنده کردهاست.[۴]
از اینرو درک و فهم این متنها، بدون مراجعه به اصل چینی یا هندی آنها، اغلب دشوار و گاه غیرممکن است. در برخی موارد نیز، صورت سغدی واژهها، در اثر تغییرات ناشی از نقشهای دستوری، از صورتهای سانسکریت دور شدهاند.[۴]
تاریخ ترجمه متون سغدی بودایی روشن نیست. تنها، در یک مورد، تاریخ ترجمه (۷۲۸ میلادی) مشخص است. بنابراین، احتمال میرود که بخش بزرگی از این متونِ ترجمهای متعلق به دوره اصلی پادشاهی دودمان تانک در آسیای میانه (نیمه دوم سده هفتم و نیمه یکم سده هشتم میلادی) باشد.[۴]
ادبیات مانوی [ویرایش]
اما متون سغدی مانوی از نظر زبانشناختی، در خور توجه و حایز اهمیت بسیار است. بخشی از این متون در برگیرنده ترجمه سغدیِ سرودها و متنهای مربوط به کتابهای دینیِ مانوی از اصل فارسیِ میانه و پارتی و بخش دیگر شامل آثاری است که اصلاً به زبان سغدی نوشته شدهاند. بیشتر این متون تکّهتکّه شده و آسیب زیادی دیدهاست. از جمله موضوعهایی که در این متنها عرضه شدهاست تاریخچه کلیسا و فعالیت مبلّغانِ مانوی، کیهانشناسی، تقویمها، اسطوره آفرینش مانوی، خطابهها، نیایشها، اعترافات، فهرست واژگان و تمثیلها و داستانهاست. بهطور کلی، در این متنها، مطالب فلسفی و بنیادی آیین مانی اغلب با بیانی آمیخته به تمثیل و داستان مطرح میگردد.[۳]
مانویانِ سغدی زبان نیز، در انتقال افسانه و داستان از شرق به غرب و از غرب به شرق، نقش مهمی داشتهاند.[۳]
ادبیات مسیحی [ویرایش]
متون سغدی مسیحی نیز، در واقع، نوعی متون ترجمهای و حاوی داستانهایی از زندگی شهدا و قدیسان مسیحی، قطعات و روایتهایی از انجیل، چندین موعظه، حکایتهایی از آباء کلیسا، کتاب مزامیر، داستان پیامبران، سرودهای نیایش، آراء بزرگان کلیسا، کلمات قصار و عبارات پندآمیز است. این متنها از اصل سریانی به سغدی برگردانده شدهاست و، از آنجا که مترجمان مسیحی سغدی زبان به ترجمه واژه به واژه متن سریانی به سغدی و نحوه بیان آن پایبند بودهاند، ترجمههای آنان خالی از ابتکار و تقریباً فاقد ارزش ادبی است.[۳]
سغدی در بخارا [ویرایش]
زبان اصلی شهر بخارا پیش از رواج فارسی در این شهر، زبان سغدی بود.
مقدسی در احسنالتقاسیم (ص. ۴۹۱) در مورد زبان سغدی چنین آوردهاست: «سغدیان را نیز زبانی جدا است که نزدیک به روستائیان بخارا میباشد و چند گونهاست که همگی آنها را میفهمند. من پیشوای بزرگوار ابوبکر محمد بن فضل را دیدم که بدان بسیار سخن میراند. کمتر شهری از آنها که یاد کردم، یافت میشود که روستایش زبان جداگانه نداشته باشد.»
در زمان فتح بخارا از سوی سعید بن عثمان به سال ۵۶ هجری (۶۷۵ میلادی) و سدهٔ پس از آن نیز زبان بخارا و پیرامون آن سغدی بودهاست.[۲]
تأثیر در فارسی [ویرایش]
از وامواژههای سغدی در فارسی میتوان به واژههای آغاز،[۵] ملخ، فغ (در فغفور)، خاتون[۶][۷]، جغد، لائیدن، آسیمه (در سرآسیمه)، بساک، سنگسار، راغ[۸] اشاره کرد.[۹] پسوند -کَند که در بسیاری از جاینامهای ایرانی دیده میشود نیز واژهای سغدی به معنی دهکده و شهر است.[۱۰] این پسوند را در نام شهرهای مانند تاشکند، سمرقند، یارکند، تازهکند و چیمکنت و ... میبینیم. پسوند -کند به همین معنی به زبانهای ترکی نیز وارد شدهاست.
منابع [ویرایش]
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ اُرانسکی، یوسیف م.، زبانهای ایرانی، ترجمه دکتر علی اشرف صادقی، تهران، انتشارات سخن ۱۳۷۸.
- ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ سیمالدیناف، دادخدا، (رئیس پژوهشگاه زبان و ادبیات فرهنگستان علوم تاجیکستان)، خوانش تازهای از سرود اهل بخارا، بیبیسی فارسی، پنجشنبه ۲۶ اوت ۲۰۰۴.
- ↑ ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ ۳٫۳ ۳٫۴ زرشناس، زهره، عناصری از یک قصه سغدی مانوی. در: «نامه فرهنگستان» پاییز ۱۳۷۶ - شماره ۱۱. (از ص ۹۸ تا ۱۱۲).
- ↑ ۴٫۰ ۴٫۱ ۴٫۲ ۴٫۳ زرشناس، زهره، واژه اهریمن در ادبیات سغدی بودایی (۱۰ صفحه - از ۴۲ تا ۵۱). در: نامه فرهنگستان» زمستان ۱۳۷۹ - شماره ۱۶.
- ↑ نسیم جنوب
- ↑ Boyle, J.A. «Ḵh̲ātūn.» Encyclopaedia of Islam. Edited by: P. Bearman , Th. Bianquis , C.E. Bosworth , E. van Donzel and W.P. Heinrichs. Brill, 2008. Brill Online. UNIVERSITEITSBIBLIOTHEEK LEIDEN. 11 March 2008
- ↑ بیبیسی
- ↑ فرهنگ سغدی، سغدی - فارسی - انگلیسی پدیدآورنده: شهرزاد فتوحی، بدرالزمان قریب ناشر: فرهنگان - ۱۳۸۳.
- ↑ Sogdian Loan-Words in New Persian W. B. Henning Bulletin of the School of Oriental Studies, University of London, Vol. 10, No. 1 (1939), pp. 93-106
- ↑ Barthold, W. «al- Ṣug̲h̲d or al- Sug̲h̲d.» Encyclopaedia of Islam. Edited by: P. Bearman , Th. Bianquis , C.E. Bosworth , E. van Donzel and W.P. Heinrichs. Brill, 2008. Brill Online. UNIVERSITEITSBIBLIOTHEEK LEIDEN. 11 March 2008
|
|||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| این یک نوشتار خُرد پیرامون زبان و زبانشناسی است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |