چاشم
مختصات: ۳۱″ ۱۵′ ۵۳°شرقی ۴۷″ ۵۳′ ۳۵°شمالی / ۵۳٫۲۵۸۶۱غرب ۳۵٫۸۹۶۳۹جنوب [۱]
| اطلاعات کلی | |
|---|---|
| کشور | |
| استان | سمنان |
| شهرستان | مهدیشهر |
| بخش | شهمیرزاد |
| دهستان | چاشم |
|
|
|
| مردم | |
| زبان محاوره | مازندرانی[۲] |
| مذهب | اسلام، تشیع |
| جغرافیای طبیعی | |
| ارتفاع از سطح دریا | ۲۱۵۳ متر |
| آبوهوا | |
| میانگین دمای سالانه | ۶ |
| بارش سالانه | ۲۹۵میلیمتر |
| اطلاعات روستایی | |
| پیششمارهٔ تلفن | ۰۲۳۲ |
| جملهٔ خوشآمد بر تابلوی ورودی روستا | خاش بمونی |
چاشم یکی از روستاهای شهرستان مهدیشهر در استان سمنان ایران است. این روستا در فاصلهٔ ۳۸ کیلومتری شمال شهر مهدیشهر و ۵۴ کیلومتری شمال شهر سمنان در البرز شرقی در دره خاوری کوه بوردر واقع شدهاست روستای چاشم با مسیری به طول 36 کیلومتر به دوآب سوادکوه متصل می گردد و به شهر پل سفید و زیر آب و قائم شهر راه می یابد ارتفاع این روستا ۲۱۵0 متر از سطح دریا است.
روستای چاشم مرکز دهستان چاشم است و مردم آن با لهجه چاشمی مازندرانی سخن میگویند.
محتویات |
موقعیت جغرافیایی دهستان چاشم [ویرایش]
این روستا در دامنهٔ دومین کوه مرتفع استان سمنان به نام نیزوا (۳۸۱۰ متر) واقع شده و کوههای مرتفع آن را از نواحی داخلیِ استان سمنان و مازندران جدا کردهاست بارندگی سالانه درگذشته ۴۹۷ میلیمتر بوده که در این ۱۰سال بعلت خشکسالی به۲۹۵ میلیمتر رسیدهاست رودهای چاشم و نواحی غربی آن پس از پیوستن به تلار قائم شهر و رودهای شرقی آن پس از پیوستن به تجن ساری به دریای مازندران میریزد.
بلندترین قلههای استان سمنان در منطقه چاشم واقع شدهاست که عبارتاند از:
- نیزوا با ۳۸۱۰ متر ارتفاع درشمال شرق که روستای چاشم دردامنهٔ این کوه واقع شدهاست
- قله قدمگاه با ۳۶۵۱ متر ارتفاع در جنوب غرب و در فاصلهٔ ۱۰ کیلومتری
- چاشم(بشم) با ۳۳۰۸ متر ارتفاع در ۱۰ کیلومتری جنوب واقع شده است رشته کوه بشم خط الراس اصلی کوهستان البرز مابین سمنان و مازندران می باشد آبهای دامنه ی جنوبی این رشته کوه رودخانه ی سمنان را تشکیل می دهد و آبهای شمالی این رشته کوه سرشاخه های اصلی رودخانه ی تلار قائمشهر است که به دریای مازندران می ریزد
- ارم (orem)با ۳۳۲۵ متر ارتفاع در ۴ کیلومتری جنوب غرب(نام ارم در شمال غرب سمنان وجنوب شرق ساری وشرق فیروزکوه در۳۴۰هجری آمدهاست)
- سه او با ۳۵۰۰ متر ارتفاع در ۸ کیلومتری جنوب غرب
- کوه دکارتچال با ۳۱۰۰ متر ارتفاع در شمال(دامنه)
- کوه (سه دیم سنگچال)بوردر با ۳۰۹۰ متر ارتفاع در شمال غرب
جاذبه های توریستی [ویرایش]
روستای چاشم بخاطر قرارگرفتن در بین سلسله جبال البرز دارای آب وهوای خنک در تابستان می باشد که حداکثر دمای مطلق آن در سال 29 درجه سانتی گراد می باشد که 15درجه از حداکثر دمای شهر سمنان که 44 درجه می باشد[۳] پایین تراست و این موضوع باعث می گردد در تابستان جمعیت زیادی از مازندران و سمنان و تهران به این منطقه ی خوش آب وهوا سفرکنند از مناظر زیبا در این منطقه کوه نیزوا با3810متر ارتفاع را می توان نام برد که زیبایی خاصی به این منطقه داده است کوه زیبای آرم که در اردیبهشت ماه چمن زار وسرسبز است وبا پرندگانش زیبایی خاصی به منطقه می بخشد از دیگر جاذبه های زیبای طبیعی آبشار روزیه است که در مسیر چاشم به دوآب قرارگرفته واین آبشار در تنگه ای روزیه قرارگرفته و همه ساله افراد زیادی به این مکان می آیند از آثار تاریخی در داخل روستای چاشم می توان به برج چاشم و چنار دوقلوی قدیمی نام برد که در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است مسیر چاشم به دوآب یکی از زیباترین مناطق سفر به مازندران می باشد که ازتنگه ی زیبای خطیرکوه عبور می کند و کوههای بلند مزارع وباغات بسیاری در این منطقه وجود دارد ناصرالدین شاه قاجار در سفر به خراسان از چاشم عبور نموده است واز بلدرچین کبک و آفتابگردانهای مسیر بسیار تعریف نموده است و چاشم را سرسبزتر و خوش آب وهواتر از فیروزکوه ولار ذکر نموده است.[۴]
حدود چاشم [ویرایش]
حدود چاشم ازناحیه غربی تا انتهای ییلاق شهزوار میباشد که درگذشته به همت مردم خطیرکوه وچاشم دیوار کشیده شدهاست و کلاتههایی مانند سولا /کلیس/چشمه وآبشار روزیه چاشم/علیم/شن دره وسرلش قراردارد واسناد قانونی وتاریخی آن موجود است ازناحیه جنوب به دروازه بشم منتهی میگردد که بیشتر آن منطقه کشاورزان مهدیشهری به کشت وزرع مشغولند از ناحیه شمال به کوه دوبرار منتهی میشود این ناحیه قبل ازانقلاب زیر نظر حکمرانی دودانگه(فریم)از شهرستان ساری بودهاست در نقشهٔ ایران در دوران قاجار نام چاشم ونیزوا در جنوب دودانگه مشخص گردیدهاست درنقشهٔ سال ۱۸۱۸ یکی از کلاتههای مهم چاشم به نام دربند کلیس در ایالت مازندران وجوددارد.
تاریخچه [ویرایش]
منطقهٔ چاشم و شهمیرزاد و روستاهای این ناحیه در قدیم به شهریارکوه معروف بودهاست. شهریارکوه جزیی از قارن کوه(دودانگه امروزی)بودهاست در کتب قدیم در مورد قارنکوه که در شمال این محل واقع شده چنین میخوانیم:
نویسندگان مسلمان پیوسته از کوهی به نام قارن (کارن) نام بردهاند [۵] مسعودی کوه قارن را میان طبرستان و ناحیهٔ قومس میداند و در اکثر کتب از تبرستان(طبرستان) که ریشهٔ تپورستان است جدا از مازندران و نواحی جلگه یاد میشود وتبرستان (کوهستان البرز بین سمنان ومازندران)وقومس(استان سمنان)گاها یک ناحیه بودهاست اما عموما کوهستان طبرستان متصل به مازندران بوده ویک ایالت محسوب میگردیدهاست
این ناحیه در دوران گذشته نشیمنگاه تپورها بودهاست. تپورها توانستند از شمال سمنان به جلگه نفوذ کرده و حکومت مازندران را در دست بگیرند و قلمروی آنها تپورستان نامیده شد[۶] تپوریها درکنار مردها در جنگ گوگمل (داریوش سوم و اسکندر مقدونی) دلیرانه جنگیدند، درعهد ساسانی گروهی به نام آل قارن به شهریارکوه مهاجرت میکنند و از این مکان سوادکوه و فریم را تحت اختیار خود در میآورند. شهریارکوه در واقع همان جبال قارن و پیشتر مرکز خاندان قارن وند بود[۷] این کوهستان به کوهستان شروین نیز یادشدهاست (کوهستان شروین و شهریارکوه نام اختصاصی منطقهٔ دهستان چاشم و پرور بودهاست). از کتب تاریخ میتوان دریافت که شهریارکوه (نواحی چاشم) بیشتر از سایر نواحی اهمّیت نظامی داشتهاست. منطقهٔ چاشم در قدیم ۳ راه مهم داشته، یکی شمال به جنوب که کلید فتح طبرستان و بهترین راه شمال به جنوب بوده(راه ساری فریم چاشم وسمنان) و دیگری راه شاهی که صددروازه را به فیروزکوه و ری متصل میکرده(صددروازه رضاآباد دشت خینگ آسران فیروزکوه ری) که راه لشکرکشی تیمور و گریز حسن صباح و سفر ناصرالدین شاه به خراسان بودهاست.[۸]راه دیگر از آسران به سوادکوهاست که صددروازه رابه سوادکوه متصل میکردهاست گویا مابین پارتیان وتپوریها با جلگه نشینان درگیری وجود داشتهاست وقلعههای بر روی کوهها از آن دوران وجود دارد که ازجمله آن قلعه کنگلو آریم میباشد
آسران اساران [ویرایش]
در ۳ کیلومتری جنوب چاشم سرز مین وسیع و با چشمههای فراوانی وجود دارد که نام آن آسران(آثران= نگهبان آتش) است این منطقه به گفتهٔ محلیها در قدیم شهری آباد با جمعیتی حدود ۱۶٬۰۰۰ نفر بودهاست و از آن بهعنوان مرکز شهریار کوه و مرکز حکومت آل قارن یاد میشود این منطقه پایگاه نظامی فریم بوده و به هیچ عنوان تصرف آن برای اسپهبدان طبرستان قابل پذیرش نبودهاست. مهمترین آبادیهای آسران به ترتیب چاشم کلیس پرور هیکوه شهمیرزاد بودهاست وآسران یکی از نواحی سه گانه کوهستان مازندران شرقی بودهاست آسران در قرن ۸ بعلّت حملهٔ غافلگیرانهٔ هزارجریبیان از بین رفت و حکومت آل قارن منقرض گردیدآخرین فرمانروای آسران ملک محمود ولاش از سلسلهٔ بلاشیان آل قارن بود وحکمرانی محدود آل قارن در طبرستان به پایان رسید و برای جلوگیری ازشورش در حمایت از ملک محمود بلاش آخرین حکمران قارنوندیان400 خانوار از مردم چاشم به خلرد تبعید شدند و برخلاف آن چه در تاریخ آمده دیگر به موطن خود بازگردانده نشدند[۹] همچنین در دوران هخامنشی و اشکانی این منطقه جزیی از استان پارت و در دوران ساسانی جزیی از مناطق ایالت پتشخوارگر(طبرستان) بودهاست[۱۰]
شهریار کوه [ویرایش]
به گفتهٔ نظامی عروضی (ص ۴۹-۵۰) فردوسی پس از بی مهری محمود غزنوی به طبرستان نزد شهریار رفت و هجویهای را که دربارهٔ سلطان سروده بود به او عرضه کرد و خواست شاهنامه را به نام او کند اما شهریار او را از این کار منع و در حق او خوبیها کرد. شهریار در ۳۹۷ درگذشت و با مرگ او نخستین سلسلهٔ باوندیان از میان رفت. سکهای به نام او و فخرالدوله ضرب ۳۷۶ نشان میدهد که او از این تاریخ تا ۳۸۷ (مرگ فخرالدوله) به طور یقین فرمانروای شهریارکوه بودهاست.
در مورد شهریارکوه (آسران) در کتب تاریخ سخن رفته که به چند نمونهٔ زیر اشاره میشود:
شهریارکوه در واقع همان جبال قارن و پیشتر مرکز خاندان قارن وند بود.[۱۱] همچنین درمورد شجاعت مردم شهریارکوه وفریم میخوانیم: یکی از فرمانروایان شروین معروف به ملک الجبال بود. در زمان او کارگزاران خلیفهٔ عباسی بر دشت طبرستان چیره و با حاکمان کوهستانها درگیر شدند تا اینکه شروین با عمربن العلا (متوفی ۱۶۵) نایب منصور در طبرستان که قصابی از اهل ری بود جنگید و بر او پیروز شد [۱۲] و آبادیهایی را که خالد بن برمک والی پیشین ساخته بود ویران کرد. پس از منصور مهدی عباسی عبدالحمید مضروب را والی طبرستان کرد امّا به سبب ظلم و خراج بسیار مردم شکایت او را نزد وندادهرمز از دودمان قارنوند بردند و از او یاری خواستند. وندادهرمز پس از مشورت با اسپهبد شروین در شهریارکوه و مصمغان ولاش در میانه رود و اطمینان از حمایت آن دو در ۱۶۶ به همراهی مردم در یک روز به آنان و ایرانیانی که مسلمان شده بودند حمله کردند. همبستگی مردم در این شبیخون چنان استوار بود که زنانی که به عقد مسلمانان درآمده بودند شوهران خویش را «از ریش گرفته» دم تیغ دادند. خلیفه پس از دریافت این خبر سالم فرغانی مشهور به شیطان فرغانی را به طبرستان فرستاد[۱۳] اما او به دست وندامید فرزند ونداد هرمز کشته شد [۱۴]). از اینرو مهدی فراشه را با ده هزار مرد به طبرستان فرستاد ولی آنان نیز دربرابر وندادهرمز و شروین کاری از پیش نبردند [۱۵]. سپس در ۱۶۷ مهدی پسرش موسی ملقّب به هادی را راهی طبرستان کرد و او نیز پسر فرید شیبانی را به جنگ شروین و وندادهرمز فرستاد اما نتیجهای نداشت و والیان مهدی هرگز نتوانستند کوهستان شروین و وندادهرمز را در طبرستان فتح کنند.
در قدیم راه شهمیرزاد چاشم قارن کوه ساری کلید فتح طبرستان و یکی از مهمترین راههای مهم منطقه بودهاست در۷ کیلومتری شرق چاشم تپه گورستانهای تاریخی خرند مربوط به عصر آهن وجود داردومنطقهٔ شهسوار وکلیس که نام آن درتاریخ طبرستان آمدهاست وسولا که نامش از کورنلیوس سولا سرداریونانی درسدهٔ پیش از میلاد گرفته شدهاست که به صددروازه آمده بود باهمسرش مدتی در سولا زیست و سپس در راه بازگشت به موطن خود جان سپردهاست این فرد خدمات بسیاری به مردم آسران نموده که با اقوام مردی مازندران درگیر بودهاند
مردم چاشم [ویرایش]
مردم چاشم به گویش چاشمی که زبان کوهستان مازندران(دودانگه ساری) است صحبت میکنند و گویششان به شهمیرزادی و گویش سوادکوهی نزدیک است البته وجه تشابه گویش چاشمی وشهمیرزادی درکلمات مشترک مازندرانی است و تفاوت بسیار زیادی بین گویش چاشمی با زبان سنگسری و سمنانی وجوددارد اهالی چاشم با مردم شهمیرزاد ارتباط دیرینه ای دارند.فرهنگ مردم چاشم فرهنگ نواحی کوهستان مازندران است. روسریهای بلند طبرستانی که به مکنا شهرت دارد زنان چاشمی از آن استفاده میکردهاند و به مانند دیگر کوهستاننشینانِ مازندران، مردم جلگهٔ مازندران را مازرونی میگویند در چاشم چند گروه نژادی دیده می شود که از مهم ترین آن سادات عمادی موسوی و نبوی و هاشمی است و بخاطر کثرت علویان چاشم روزگاری به سید آباد معروف بوده است ومامن و پناهگاه علویانی بوده است که ازسرزمین خود به دلیل فشار حکام بنی امیه وبنی عباس به طبرستان مهاجرت می کردنداز طوایف غیرسادات می توان به جعفری و قادری و احمدیان اشاره کردروستای چاشم در 8سال جنگ ایران وعراق 22شهید و 150جانباز داشته است که این آمارنسبت به جمعیت در استان سمنان بی نظیر است که می توان از فرمانده گرانقدر سپاه قم سردار شهیدحجه الاسلام سید احمد نبوی نام بردروستای چاشم امروزه به دلیل تبعیض و بی توجهی هنوز از روستاهای محروم کشور است و درآن هیچ عمران و آبادی صورت نمی گیرد
ساخت خانه ها [ویرایش]
طریقه ساخت خانه در چاشم امروزه بیشتر به شکل شیروانی است که این شیروانی هارااز مازندران می آورند اما در گذشته از شیروانی استفاده نمی کردند و با استفاده از کاه گل خانه می ساختند و در سقف از چوب درختان تبریزی استفاده می شده برروی دیوارهای حیاط و پشت بام از گون برای جلوگیری از باران شستگی استفاده می نمودند برف در گذشته بسیار شدید بوده است ومردم برای پاروکردن برف از روی سقف خانه ها وقت بسیاری صرف می کردند که این برف در زمستان هم تراز با سقف خانه ها بوداما امروزه به علت تغییر اقلیم بندرت برف از 50سانتی متر تجاوز می کند پنجره ی خانه عموما به شکل مر بع گاهی نیم دوار و یا 6ضلعی بوده است وبرای ورود به خانه یک پله به سمت پایین وجود داشته است در کنار خانه یک انباری وجود داشته که هیزم ها را در آن قرار می دادند وبه آن گیسگاه می گفتند.
مفاخر [ویرایش]
آل قارن نسبشان به دودمان اشکانی میرسد. مازیار قارن سردار ملی شهریار کوه شروین معروف به ملک الجبال که حاکم شهریارکوه وفریم بوده و... مانند ونداد هرمز و شهریار و همچنین القاب پهلو یعنی کوهستانی که نشان از دلاورمردیهای مردم فریم وچاشم و شهمیرزادوکه روزگار درخشانی داشتند میباشدتحصیلات دانشگاهی درمردم چاشم بالاست وبه علم ودانش توجهی ویژه دارند.
جستارهای وابسته [ویرایش]
نگارخانه [ویرایش]
پانویس [ویرایش]
- ↑ کمیته تخصصی نام نگاری و یکسان سازی نامهای جغرافیایی ایران:
- ↑ با گویش چاشمی
- ↑ اداره کل هواشناسی استان سمنان
- ↑ سفرنامه ی خراسان ناصرالدین شاه قاجار
- ↑ (نک: طبری، ۹/۹۰؛ ابن اثیر، ۸/۱۶۶؛ ابن خلدون، ۳(۴)/۷۸۱، ۴(۴)/ ۷۳۱).
- ↑ افسانههای مردم مازندران
- ↑ جوینی ج۳ص۳۸۵
- ↑ سفرنامهٔ خراسان
- ↑ تاریخ سربداران عبدالرفیع حقیقت
- ↑ شهریارکوه باستانی به قلم اسدالله عمادی
- ↑ (جوینی ج۳ص۳۸۵)
- ↑ (همان قسم ۱ ص ۱۸۱ بلاذری ص ۳۳۰)
- ↑ (ابن اسفندیار قسم ۱ ص ۱۸۳)
- ↑ (همان ص ۱۸۵)
- ↑ (همان قسم ۱ ص ۱۸۶)
منابع [ویرایش]
- جعفری، عباس. گیتاشناسی، جلد سوم، دایرهالمعارف جغرافیایی ایران. چاپ دوم. تهران: مؤسسه جغرافیایی و کارتوگرافی گیتاشناسی، ۱۳۸۴. شابک ۷-۰۹۵-۳۴۲-۹۶۴.