چاشم
مختصات: ۲۰″ ۱۵′ ۵۳°شرقی ۵۷″ ۵۳′ ۳۵°شمالی / ۵۳٫۲۵۵۵۶غرب ۳۵٫۸۹۹۱۷جنوب[۱]
|
|
برای اثباتپذیری کامل این مقاله به منابع بیشتری نیاز است یا منابع ارائهشده بهدرستی ارجاع داده نشدهاند. لطفاً با توجه به شیوهٔ ویکیپدیا برای ارجاع به منابع با ارایهٔ منابع معتبر این مقاله را بهبود بخشید. مطالب بیمنبع در آینده مردود و حذف خواهندشد. |
| اطلاعات کلی | ||
|---|---|---|
| کشور | ||
| استان | سمنان | |
| شهرستان | مهدیشهر | |
| بخش | شهمیرزاد | |
| دهستان | چاشم | |
|
|
||
| مردم | ||
| جمعیت | ۴۸۳ نفر | |
| زبانهای گفتاری | مازندرانی[۲] | |
| مذهب | اسلام، تشیع | |
| جغرافیای طبیعی | ||
| ارتفاع از سطح دریا | ۲۲۵۳ متر | |
| اطلاعات روستایی | ||
| پیششمارهٔ تلفن | ۰۲۳۲ | |
چاشم یکی از روستاهای شهرستان مهدیشهر در استان سمنان ایران است. این روستا در فاصلهٔ ۳۸ کیلومتری شمال شهر مهدیشهر و ۵۴ کیلومتری شمال شهر سمنان در البرز مرکزی و شرقی در دره خاوری کوه بوردو واقع شدهاست. ارتفاع این روستا ۲۲۵۳ متر از سطح دریا است که مرتفعترین روستای استان سمنان میباشد.
بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵، جمعیت این روستا ۴۸۳ نفر (۱۲۶ خانوار) بوده است[۳]. این روستا مرکز دهستان چاشم است.
محتویات |
[ویرایش] موقعیت جغرافیایی دهستان چاشم
این روستا در دامنهٔ دومین کوه مرتفع استان سمنان به نام نیزوا (۳۸۱۰ متر) واقع شده و کوههای مرتفع آن را از نواحی داخلیِ استان سمنان و مازندران جدا کرده است بارندگی سالانه درگذشته 497 میلیمتر بوده که در این 10سال بعلت خشکسالی به285 میلیمتر رسیده است رودهای چاشم و نواحی غربی آن پس از پیوستن به تلار قائم شهر و رودهای شرقی آن پس از پیوستن به تجن ساری به دریای مازندران میریزد.
بلندترین قلههای استان سمنان در منطقه چاشم واقع شدهاست که عبارتاند از:
- نیزوا با ۳۸۱۰ متر ارتفاع درشمال شرق
- قدمگاه با ۳۶۵1 متر ارتفاع در جنوب غرب و در فاصلهٔ ۱۰ کیلومتری
- چاشم(بشم) با ۳۳۰۸ متر ارتفاع در ۱۰ کیلومتری جنوب
- آرم با ۳۳۲۵ متر ارتفاع در ۴ کیلومتری جنوب غرب
- سه آب با ۳۵۰۰ متر ارتفاع در ۸ کیلومتری جنوب غرب
- کوه دکارتچال با ۳۱۰۰ متر ارتفاع در شمال(دامنه)
- کوه چمازچال با ۳۰۹۰ متر ارتفاع در شمال غرب (سه دیم سنگچال)
[ویرایش] تاریخچه
منطقهٔ چاشم و شهمیرزاد و روستاهای این ناحیه در قدیم به شهریارکوه (بخشی ازقارنکوه) معروف بوده است. در کتب قدیم در مورد قارنکوه که در شمال این محل واقع شده چنین میخوانیم:
نویسندگان مسلمان پیوسته از کوهی به نام قارن (کارن) نام بردهاند (نک: طبری، ۹/۹۰؛ ابن اثیر، ۸/۱۶۶؛ ابن خلدون، ۳(۴)/۷۸۱، ۴(۴)/ ۷۳۱).
مسعودی کوه قارن را میان طبرستان و ناحیهٔ قومس میداند (البته ممکن است به مدّت کوتاهی در آن زمان جزء قومس بوده) و در اکثر کتب از تبرستان(طبرستان) که ریشهٔ تپورستان است جدا از مازندران و نواحی جلگه یاد میشود بنابراین میتوان گفت در گذشته کیاسر، فریم (شهر)، چاشم و سوادکوه و کوهستان جنوب آمل یک ناحیه بوده است.
این ناحیه در دوران گذشته نشیمنگاه تپورها (نژادی ازقوم سکا در شمال سمنان امروزی) از قویترین جنگجویان (هخامنشی و اشکانی) بودهاست. تپورها توانستند از شهریارکوه به جلگه نفوذ کرده و حکومت مازندران را در دست بگیرند و قلمروی آنها تپورستان نامیده شد(افسانههای مردم مازندران) تپوریها درکنار مردها در جنگ گوگمل (داریوش سوم و اسکندر مقدونی) دلیرانه جنگیدند، تپوریها چنان قوی واستوار جنگیده بودند که موجب حیرت دشمن گردید.[نیازمند منبع] درعهد ساسانی گروهی به نام آل قارن به شهریارکوه مهاجرت میکنند و از این مکان سوادکوه و فریم را تحت اختیار خود در میآورند. شهریارکوه در واقع همان جبال قارن و پیشتر مرکز خاندان قارن وند بود (جوینی ج۳ص۳۸۵). این کوهستان به کوهستان شروین قارن کوه و... یادشدهاست (کوهستان شروین و شهریارکوه نام اختصاصی منطقهٔ دهستان چاشم بودهاست). به خاطر کوه تاریخی شهریارکوه (قارن ) در شمال شرقی بنابراین به سوادکوه و فریم و شهریارکوه قارن کوه میگفتند. از کتب تاریخ میتوان دریافت که شهریارکوه (نواحی چاشم) بیشتر از سایر نواحی اهمّیت نظامی داشتهاست. منطقهٔ چاشم در قدیم ۳ راه مهم داشته، یکی شمال به جنوب که کلید فتح طبرستان و بهترین راه شمال به جنوب بوده و دیگری راه شاهی که صددروازه را به فیروزکوه و ری و سوادکوه متصل میکرده و دیگری راه بشم به فیروزکوه بوده که راه لشکرکشی تیمور و گریز حسن صباح و ناصرالدین شاه بودهاست.
[ویرایش] آسران یا آساران
در ۳ کیلومتری جنوب چاشم سرزمین وسیع و با چشمههای فراوانی وجود دارد که نام آن آسوران است این منطقه در قدیم شهری آباد با جمعیتی حدود ۱۶٬۰۰۰ نفر بوده است و از آن بهعنوان مرکز شهریار کوه و مرکز حکومت آل قارن یاد میشود این شهر در حملهٔ اعراب از بین رفته و مردم آن در کوهستانهای اطراف سرسختانه با اعراب مقابله و آنها را از این ناحیه بیرون میکنند این منطقه دوباره بازسازی میشود و پس از آن در زلزله ۱۱۲۷ میلادی کوهستان فریم آسیب چندان میبیند و بهعنوان بزرگترین دهستان که نواحی تحت اختیار آن بسیار وسیع و از جنوب تا نزدیکیهای سمنان و از شمال تا نزدیک ساری بودهاست.[نیازمند منبع] این شهر در قرن ۸ بعلّت جنگهای داخلی از بین رفت و حکومت آل قارن منقرض گردید و ۴۰۰ خانوار از مردم چاشم به فریم مهاجرت کردند.(تاریخ سربداران) در مجموع به کوههای شهریارکوه جبال قارن میگفتند.
همچنین در دوران هخامنشی و اشکانی این منطقه جزیی از استان پارت و در دوران ساسانی جزیی از مناطق ایالت پتشخوارگر بودهاست و با تطبیق نقشه این استان معدل شهرهای ساری، بهشهر تا آمل، سوادکوه، سمنان، سنگسر ( مهدی شهر کنونی )، گرمسار و نواحی کویر مرکزی بودهاست.[نیازمند منبع]
[ویرایش] شهریار کوه
به گفتهٔ نظامی عروضی (ص ۴۹-۵۰) فردوسی پس از بی مهری محمود غزنوی به طبرستان نزد شهریار رفت و هجویهای را که دربارهٔ سلطان سروده بود به او عرضه کرد و خواست شاهنامه را به نام او کند اما شهریار او را از این کار منع و در حق او خوبیها کرد. شهریار در ۳۹۷ درگذشت و با مرگ او نخستین سلسلهٔ باوندیان از میان رفت. سکهای به نام او و فخرالدوله ضرب ۳۷۶ نشان میدهد که او از این تاریخ تا ۳۸۷ (مرگ فخرالدوله) به طور یقین فرمانروای شهریارکوه بودهاست.
در مورد شهریارکوه (آساران) در کتب تاریخ سخن رفته که به چند نمونهٔ زیر اشاره میشود:
شهریارکوه در واقع همان جبال قارن و پیشتر مرکز خاندان قارن وند بود. (جوینی ج۳ص۳۸۵) همچنین درمورد شجاعت مردم شهریارکوه وفریم میخوانیم: یکی از فرمانروایان شروین معروف به ملک الجبال بود. در زمان او کارگزاران خلیفهٔ عباسی بر دشت طبرستان چیره و با حاکمان کوهستانها درگیر شدند تا اینکه شروین با عمربن العلا (متوفی ۱۶۵) نایب منصور در طبرستان که قصابی از اهل ری بود جنگید و بر او پیروز شد (همان قسم ۱ ص ۱۸۱ بلاذری ص ۳۳۰) و آبادیهایی را که خالد بن برمک والی پیشین ساخته بود ویران کرد. پس از منصور مهدی عباسی عبدالحمید مضروب را والی طبرستان کرد امّا به سبب ظلم و خراج بسیار مردم شکایت او را نزد وندادهرمز از دودمان قارنوند (در شهریارکوه) بردند و از او یاری خواستند. وندادهرمز پس از مشورت با اسپهبد شروین در شهریارکوه و مصمغان ولاش در میانه رود و اطمینان از حمایت آن دو در ۱۶۶ به همراهی مردم در یک روز به آنان و ایرانیانی که مسلمان شده بودند حمله کردند. همبستگی مردم در این شبیخون چنان استوار بود که زنانی که به عقد مسلمانان درآمده بودند شوهران خویش را «از ریش گرفته» دم تیغ دادند. خلیفه پس از دریافت این خبر سالم فرغانی مشهور به شیطان فرغانی را به طبرستان فرستاد (ابن اسفندیار قسم ۱ ص ۱۸۳) اما او به دست وندامید فرزند ونداد هرمز کشته شد (همان ص ۱۸۵). از اینرو مهدی فراشه را با ده هزار مرد به طبرستان فرستاد ولی آنان نیز دربرابر وندادهرمز و شروین کاری از پیش نبردند (همان قسم ۱ ص ۱۸۶). سپس در ۱۶۷ مهدی پسرش موسی ملقّب به هادی را راهی طبرستان کرد و او نیز پسر فرید شیبانی را به جنگ شروین و وندادهرمز فرستاد اما نتیجهای نداشت و والیان مهدی هرگز نتوانستند کوهستان شروین و وندادهرمز را در طبرستان فتح کنند.
در قدیم راه شهمیرزاد چاشم قارن کوه ساری کلید فتح طبرستان و یکی از مهمترین راههای مهم منطقه بوده است و همچنین راه مهم دیگری که ا ز این منطقه میگذشته به راه شاهی معروف بوده و صددروازه را به سوادکوه و فیروزکوه و ری متصل میکردهاست و راه لشکر کشی تیمور نیز بودهاست آساران در قرنهای بعدی نتوانست منزلت خود را مانند پیش حفظ کند (بعلت زلزله درسال ۱۰۲۷ میلادی که کوهستان فریم را بشدت لرزاند و بعضی از روستاها را جابجا نمود) و به عنوان بزرگترین دهستان جنوب طبرستان در هزارجریب که از جنوب به سنگسر و از شمال به فریم میرسید[نیازمند منبع] به حیات خود ادامه داد و در قرن ۸ به علّت جنگهای مردم کیاسر با این ناحیه و غافلگیرشدن آنها با خاک یکسان شد. ضمناً در۷ کیلومتری شرق چاشم تپه گورستانهای تاریخی خرند مربوط به عصر آهن وجود دارد.
[ویرایش] مردم چاشم
مردم چاشم به زبان مازندرانی صحبت میکنند و گویششان با و شهمیرزادی نزدیک است. نوع زندگی و طریقهٔ ساخت خانهها مانند نواحی منجیل رودبار و ماسوله میباشد و فرهنگ نواحی کوهستان مازندران را دارند.
مردم چاشم قبل از طلوع خورشید تا غروب به دامداری و کشاورزی مشغول میباشند. لباس قدیم مازندرانی میپوشند و به مانند دیگر کوهستاننشینانِ مازندران، مردم جلگهٔ مازندران را مازرونی یا مازدرونی یا مازندرونی میگویند (مردم کوهستان به «ییلاقی» معروفند).
[ویرایش] مفاخر
آل قارن نسبشان به دودمان اشکانی میرسد. مازیار طبرستانی که با جداشدن شهریار کوه دیگر به مازیار طبرستانی معروف شدهاست شروین معروف به ملک الجبال که حاکم شهریارکوه و سوادکوه بوده و ... مانند ونداد هرمز و شهریار و همچنین القاب پهلو یعنی کوهستانی که از دلاورمردیهای مردم چاشم و شهمیرزاد و البرز شرقی میباشد و نام این پهلوانان چندین بار در شاهنامه بکار برده شده[نیازمند منبع].
[ویرایش] نگارخانه
[ویرایش] پانویس
[ویرایش] منابع
- جعفری، عباس. گیتاشناسی، جلد سوم، دایرهالمعارف جغرافیایی ایران. چاپ دوم. تهران: مؤسسه جغرافیایی و کارتوگرافی گیتاشناسی، ۱۳۸۴. شابک ۷-۰۹۵-۳۴۲-۹۶۴.