زبان آسی
آسی یا اوسِتی (به زبان آسی: Ирон ایرُن، یا ирæтты æвзаг ایرَتّی اَوزاگ (به معنی زبان مردم آسی) [۱]) یکی از زبانهای ایرانی شاخهٔ شرقی است که امروزه در قفقاز در منطقهای میان روسیه و گرجستان صحبت میشود.
گویندگان این زبان قسمتی در جمهوری اوستیای شمالی-آلانیا و قسمتی در جمهوری گرجستان که ناحیه خودمختار اوستیای جنوبی خوانده میشود، سکونت دارند. گویشی که بیشتر جنبه ادبی دارد «ایرونی» است. زبان آسی را دنباله زبان سکائی باستان میشمارند. شماره گویشوران به این زبان، در حدود ۷۰۰ هزار نفر است که عمدتا در آلان سکونت دارند.همچنین شماری از گویشوران زبان آسی در کشور ترکیه بسر میبرند.زبان آسی وامواژههایی از زبانهای ترکی آذربایجانی، گرجی و روسی در درون خود دارد.
محتویات |
[ویرایش] گویشها
دو گویش اصلی زبان آسی، گویش ایرونی در خاور اوستیا و دیگوری (دیغوری) در باختر آن میباشند. بیشتر آسها به گویش ایرونی سخن میگویند که گویش ادبی هم به شمار میآید. غیرازاین دو گروه یک لهجه آسی دیگر هم در مجارستان وجود داشته که بدان یاسی (jassic) میگفتهاند. زبان یاسی اگرچه از میان رفته اما یاسیها هنوز در مجارستان زندگی میکنند.درکل شمار گویشوران آسی زبانِ لهجه ایرونی بیش از لهجه دیگوری است و از این رو لهجه معیار آسی نیز بهشمار میآید.اخیرا آثار و نوشتههایی نیز به گویش دیگوری ترجمه شدهاست. گویشوران دیگوری بیشتر در غرب اوستیا زندگی میکنند و ایرونی لهجه شرقیتر این زبان است.
گویش دیگوری به لحاظ تغییرات زبانی نسبت به همتای خود تا اندازهای قدیمی تر و کهنتر بنظر میرسد.تفاوتها حتی در نظام شمارشی بیست گانه دیگوری در مقایسه نظام دهگانی ایرونی وجود دارد و اختلافهایی در صرف و نحو افعال نیز دارند با این حال هردو گویشهایی از یک زبان واحد شمرده میشوند و خود نیز بر این اعتقاد هستند.
[ویرایش] تاریخچه
از زبان آسی در دوره باستان اثری در دست نیست. در دورهٔ کلاسیک و میانه از زبان سکایی غربی جدا میگردد. نزدیکی این زبان با پشتو و یغنابی این رااثبات میکند. اولین اثر بجای مانده از این زبان در دورهٔ کلاسیک نبشتار سنگ قبری در قفقاز است که به خط یونانی. این زبان تنها زبان ایرانی جدید است که از فارسی تاثیر نپذیرفتهاست.آسی زبانان نماینده امروزی زبان قدیم اسکیتها محسوب میشوند.این زبان که از زبانهای ایرانی شرقی بشمار میرود با زبانهای پامیری و زبان پشتو نزدیکی فراوان دارد.زبان آسی بهمراه زبانهای تاتی، تالشی و کردی زبانهای ایرانی رایج در قفقاز محسوب میشوند.آسیها را بازماندگان ماساژتها و سرمتیها نیز دانستهاند که همگی تیرههای سکایی بودهاند.در دورههای متاخر آثاری از زبان آسی میانه به خط لاتین یا یونانی بدست آمدهاست که همگی تحت تاثیر زبان یونانی بودهاند.همچنین مطالعه آثار میانه آسی نشان میدهد که این زبان اموزه دارای دگرگونی آواشناسی شدهاست و آواهای این زبان تحت تاثیر زبانهای قفقازی تا حد زیادی تغییر یافتهاند.همچنین آسیهای مهاجر در مجارستان نیز آثاری به این بان خلق کرده و گویشی ویژه برای خود داشتند.
[ویرایش] ادبیات و نگارش
این زبان از آنجا که از خانوادهٔ زبانهای ایرانی است شباهتهایی با فارسی دارد. ابایف زبانشناس شوروی سابق بیان داشته باوجود شباهتهای موجود میان آسی با زبانهای قفقازی در اثر ممارست در طول تاریخ، زبان آسی ویژگی خودرا به عنوان یک زبان ایرانی نگاه داشتهاست. و این در ریشهیابی واژهها و ساخت دستوری به چشم میآید.[۱]
خط در این زبان هم سرگذشت طولانی ندارد. عنوان شد که در قرون میانه سنگ قبری آسی با الفبای یونانی بدست آمد. پس از غلبه روسها در قفقاز الفبای روسی در آنجا گسترش یافت. نخستین کتاب آسی با الفبای سیریلیک در سال ۱۷۹۸ بنام توضیح المسائل پدر روحانی گای در مسکو منتشر شد.در ابتدای قرن نوزدهم ایوان یالغوزیژه متون کهن کلیسایی را از گرجی به آسی ترجمه نمود و به خط گرجی با اندکی تغییرات به چاپ رساند[۲]. اولین نشریه آسی بنام ایرون گازت به سال۱۹۰۶ در ولادی قفقاز به چاپ رسید. در همان دوران ادبیات نوین آسی در روسیه پایهگذاری شد. بنیانگذار ادب آسی کاستاختاگوروف میباشد[۳]. تا پیش از فروپاشی اتحاد شوروی دو نشریه روزانه آسی چاپ میشد: ۱- راست زیناد (راستی) در شمال و ۲- خورزرین (بمعنی: خورشید زرین یا آفتاب طلایی یارنگین کمان) که در کل به داستانها و اشعار معاصر اوستی علاقه نشان میدهند.
[ویرایش] واژگان
واژگان زبان آسی بدلیل اینکه از گروه زبانهای ایرانی شمال شرقی میباشد بیش از هر زبان دیگری شبیه گویشهای مختلف پامیری و یغنابی و نیز پشتو میباشد.وامواژههای زبانی دیگر و تغغیرات آوایی بدلیل همجواری با زبانهای غیر ایرانی در واژه شناسی آسی دخیل بودهاست اما از نظر واژگان همچنان ویژگی ایرانی خود را حفظ نمودهاند.زبان آسی مانند فارسی فاقد جنس و تثنیه میباشد. ضمائر مالکی مانند گویشهای کناره دریای خزر در ایران پیش از اسم و مضاف الیه پیش از مضاف میایستد. گاهی جملات با گروههای اسمی همراه میشود.
| معنی | آتش | ماه | نو | مادر | خواهر | شب | بینی | سه | سرخ | زرد | سبز | گرگ |
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| ترجمه به زبانهای دیگر | ||||||||||||
| آسی | арт art |
мæй mæj |
нæуæг næwæg |
мад mad |
хо xo |
æхсæв æxsæv |
фындз fyndz |
æртæ ærtæ |
сырх syrx |
бур bur |
цъæх ts'æx |
бирæгъ biræh |
| سنسکریت | agni/atar | māsa | nava | matar | svasā | rātri | nāsa | traya | rudhira | peeta | vrkis | |
| پشتو | اور or |
میاشت mjāšt |
نوی nəwai |
مور mōr |
خور xōr |
شپه špa |
پوزه pōza |
درې drē |
سور sur |
ژړ žəṛ |
شین šin |
لېوه lewə |
| زبان هندی | āg | mahīna | nayā | mā | behn | rāt | nāk | tīn | lāl | pīlā | harā | bheyrryā |
| انگلیسی | fire | month | new | mother | sister | night | nose | three | red | yellow | green | wolf |
| آلمانی | Feuer | Monat | neu | Mutter | Schwester | Nacht | Nase | drei | rot | gelb | grün | Wolf |
| زبان لاتین | ignis | mēnsis | novus | māter | soror | nox | nasus | trēs | ruber | flāvus، gilvus | viridis | lupus |
| زبان فرانسه | feu | mois | nouveau | mère | sœur | nuit | nez | trois | rouge | jaune | vert | loup |
| ایتالیایی | fuoco | mese | nuovo | madre | sorella | notte | naso | tre | rosso | giallo | verde | lupo |
| اسپانیایی | fuego | mes | nuevo | madre | hermana | noche | nariz | tres | rojo | amarillo | verde | lobo |
| زبان کاتالان | foc | mes | nou | mare | germana | nit | nas | tres | roig / vermell | groc | verd | llop |
| زبان رومانیایی | foc | luna | nou | mamă | soră | noapte | nas | trei | roşu | galben | verde | lup |
| یونانی | φωτιά fotiá |
μήνας minas |
νέος neos |
μητέρα mitera |
αδελφή adhelfi |
νύχτα nihta |
μύτη miti |
τρία tria |
ερυθρός erithros |
κίτρινος kitrinos |
πράσσινος prassinos |
λύκος likos |
| زبان لیتوانیایی | ugnis | mėnuo | naujas | motina | sesuo | naktis | nosis | trys | raudona | geltona | žalias | vilkas |
| زبان بلغاری | огън ogən |
месец mesets |
нов nov |
майка maika |
сестра sestra |
нощ nosht |
нос nos |
три tri |
червен cherven |
жълт zhălt |
зелен zelen |
вълк vălk |
| روسی | огонь ogón’ |
месяц miesyats |
новый novyi |
мать mat' |
сестра siestra |
ночь noch' |
нос nos |
три tri |
красный، рыжий krasnyi، ryzhyi |
жёлтый zholtyi |
зелёный zielionyi |
волк volk |
[ویرایش] پرسشواژهها
- чи (چی) - کی؟، چه کسی؟
- цы (چی) - چه؟
- кæд (کد) - کِی؟
- кæм (کَم) - کجا؟
- цæмæн (چمن) - چرا؟
- куыд (کیید) - چطور؟
- куыд æгъдауæй (کیید اَگدایَهئی) - چگونه؟
- цал (چان) - چند؟
- кæцы (کچی) - کدام؟
[ویرایش] منابع
- رودیگر اشمیت.راهنمای زبانهای ایرانی.جلد دوم.ترجمه حسن رضایی باغ بیدی و همکاران.تهران.نشر ققنوس.چاپ دوم.۱۳۸۷
- ویکیپدیای انگلیسی.
[ویرایش] پیوند به بیرون
|
|||||||||||||||||||||||