زبان خوارزمی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

زبان خوارزمی، زبانی ایرانی از شاخهٔ شمالی زبان‌های ایرانی میانه شرقی است که تا اواخر سده هشتم هجری/ چهاردم میلادی در سرزمین خوارزم زنده بود و سپس زبان ازبکی جای آن را گرفت.[۱] خوارزمی خویشاوند سغدی است و سابقاً در واحه‌های بخش سفلای آمودریا رایج بود.[۲]

به نوشته بیرونی، زبان خوارزمی در دوره او زبانی زنده بوده است. وجود عبارت‌های خوارزمی در متون قرن ششم و هفتم ه. ق/ دوازدهم و سیزدهم م. (در نسخه‌های خطی قرن هشتم/چهاردهم) نشان می‌دهد که بخشی از ساکنان خوارزم در این دوره با آنکه احتمالاً دوزبانه بوده‌اند، هنوز این زبان را می‌دانستند.[۳]

در پنج قرن نخستین اسلامی، در سرزمین خوارزم، دانشمندان بسیاری از آن دیار برخاستند که از محمد خوارزمی (مولف کتاب جبر) و ابوریحان بیرونی (مولف آثار الباقیه)، نابغه ریاضی و نجوم و جغرافیا و علوم طبیعی می‌توان نام برد که تقویم و فهرست اصطلاحات نجومی به زبان متاخر خوارزمی را مدیون او هستیم. دیگر دانشمند نام‌ور خوارزم ابولقاسم محمود بن عمر الزمخشری ملقب به «فخر خوارزم»(مولف مقدمة الادب) است که اثر او، در قالب فرهنگ، حاوی بدنه اصلی واژگان موجود زبان خوارزمی است.[۴]

منبع شناسی زبان خوارزمی[ویرایش]

دو منبع برای زبان خوارزمی وجود دارد که در ویژگی اختصاصی نسبت به هم شباهتی ندارند ولی هر یک مکمل دیگری هستند. اولی کتاب‌های فقهی و حقوقی، بیشتر از همه قنیه المنیه، عبارت و جملاتی در دست داریم. از سوی دیکر لغات و واژه‌های خوارزمی در کتاب مقدمه الادب موجود است، که نسخه خطی آن را زکی ولدی طوغان آن را در ۱۹۷۴ منتشر کرد.[۵]

بیشتر واژگان خوارزمی را که برای ما حفظ شده، می‌توان از میان سطور یک دست‌نوشته (حدود ۵۹۶ ق/ ۱۲۰۰ م)، یعنی لغت نامه ارزشمند عربی مقدمه الادب از زمخشری، مولف دیگر بومی خوارزمی بدست آورد. برخی نسخه‌های دیگر از همین اثر اندک، شمار اندکی از این گونه واژه‌ها را در بر می‌گیرند. در برابر مدخل‌های کی نواخت این لغت نامه، متن خوارزمی که به هر شکل مانده‌اند، روی بیش از ۴۰۰ واژه یا جمله ناقص نقل شده، درباره شرح و تفسیر موضوعی فقهی، به جز کتابهای فقهی و حقوقی عربی دربرگرفته از خوارزمی، در دسترس هستند: یتیمة الدهر تالیف علاالدین تَرجمانی (درگذشت ۶۵۵ ق/ ۱۲۵۷ م) منیه الفقها تالیف فخرالدین قبازنی و یک تکلمه بعدی، قنیه المنیه تالیف مختار زاهدی غزمینی (درگذشته ۶۵۸ ق، ۱۲۶۰ م).[۶]

آثار نو و متاخر[ویرایش]

نوشتار اصلی: ادبیات خوارزمی

آثار بازمانده زبان خوارزمی عبارتند از:

  1. دو کتیبه بسیار کوتاه بر دو ظرف سفالی از کوی کریلگان قلعه (از سده سوم یا دوم پیش از میلاد).[۷]
  2. نوشته‌هایی کوتاه بر سکه‌های فرمانروایان خوارزم (از سده سوم یا دوم پیش از میلاد).[۸]
  3. نوشته‌هایی بر روی چوب و چرم از توپراق قلعه و یَکه پارسان قلعه (احتمالاً از سده دوم میلادی).[۹]
  4. چند کتیبه سنگ مزار از توق قلعه (احتمالاً از سده هفتم میلادی).[۱۰]
  5. سفالینه کتیبه دار از خومبوزتپه.[۱۱]

نوشته‌ها و کتابهای مربوط به دوران اسلامی با خط آرامی-عربی مربوط می‌شوند و به سده‌های دوازدهم تا چهاردم م (ششم تا هشتم ق) تاریخ گذاری شده‌اند عبارتند از:

  1. جمله‌ها و عبارت‌هایی به خوارزمی در برخی از دست‌نویس‌های دو کتاب فقهی عربی:[۱۲]
    1. یتیمه الدهر فی فتاوی اهل العصر، تالیف محمود بن محمود الملکی خوارزمی، درگذشت به سال ۶۴۵ ه. ق.[۱۳]
    2. قنیه المنیه لی تتیم الغنیه، تالیف المختار الزاهی، درگذشت به سال ۶۵۸ ه. ق این اثر چکیده و خلاصه‌ای است از کتاب منیه الفقها «آرزوی فقیهان» از بدیع القبازنی که استاد مختار زاهدی بوده است.[۱۴]
  2. رساله الالفاظ الخوارزمیه التی فی قنیه المنیه، تالیف کمال الدین العمادی الجرجانی (ترجمانی) در سده هشتم ق.[۱۵]
  3. ترجمه خوارزمی کتاب لغتی به نام مقدمه الادب از علامه جارالله زمخشری، درگذشت به سال ۵۳۸. در این اثر، واژگان خوارزمی به زبان‌های عربی، فارسی و ترکی معنی و شرح شده است.[۱۶]
  4. لغات و اصطلاحات و گاهی عبارات نجومی در آثار ابوریحان بیرونی از قبیل آثار الباقیه عن القرون الخالیه، فصلی مربوط به جشن‌ها، نام‌ها، روزها و ماه‌های سال و اصطلاحات نجومی و تقویمی و تاریخی آن. و همچنین، در کتاب التفهیم الاوائل صناعه التنجیم و در کتاب صیدنه.[۱۷]

خط خوارزمی[ویرایش]

دو دوره تحول زبان خوارزم را می‌شناسیم: اول خوارزمی میانه به خط آرامی - خوارزمی و دوم خوارزمی متاخر به خط عربی - خوارزمی. خط آرامی- خوارزمی مانند دیگر خطوط ایرانی میانه برگرفته از خط آرامی، هُزوارِش نیز دارد.[۱۸] خط سکه‌های شاه‌های قدیم خوارزم و آثار و دیگری که توسط تولستو کشف شده، مانند خط پهلوی و خط سغدی و غالب خط‌هایی که در آسیای مرکزی و غربی پیش از اسلام برای نوشتن به کار می رفته، از خط آرامی گرفته شده، ولی کشف الفبای آن هنوز امکان نیافته است.[۱۹]

از آنجا که املای واژگان خوارزمی در آثار ابوریحان بیرونی نسبتاً ثابت است، می‌توان احتمال داد که خط عربی-خوارزمی از سده چهارم هجری برای نوشتن زبان خوارزمی به کار می رفته است. حروف به کار رفته در این خط عبارتند از: [ا ب پ ت ث ج چ څ ح خ د ذ ر ز ژ س ش ص ض ط ظ ع غ ف ڤ ک ل م ن و ه ی]. چنانچه مشاهده می‌شود این خط فاقد [ق] و [گ] بوده اما در عوض دارای دو حرف [ڤ] (در حرف نویسی c) و [ڤ] (در حرف نویسی β) بوده است.[۲۰]

آرامی َ ِ ُ ا آ ب پ ت ث ج چ څ ح خ د
لاتین a i u ʾ ʾ b p t θ ǰ č c x d
آرامی ذ ر ز ژ س ش ص ض ع غ ف ڤ ط ل م
لاتین δ r z ž s š ż ʿ γ f β l m
آرامی ن و ه ی
لاتین n ū،w،u h e،i،y، ī

در نوشته‌های متاخرتر، گاه حروف بی نقطه، با نقطه و حروفی که چند نقطه دارند با یک نقطه نوشته شده‌اند و گاه حتی جای نقطه‌های حروف عوض شده‌اند (مثلاً ݚ به جای د، ب به جای پ، چ و خ به جای څ، چاواک به جای څاواک «آماده») در خط عربی - خوارزمی از نشانه‌های فتحه، کسره، ضمه، سکون و تشدید نیز استفاده شده است. یکی از کاربردهای تشدید، احتمالاً نمایاندن تکیه بر هجای ما قبل بوده است، مانند: بیّزار «بیزار»، اخسّد = اخزد [uxuzda] «ششصد».[۲۱]

تاریخچه کشف زبان خوارزمی[ویرایش]

آغاز خوارزمی‌شناسی از ۱۹۲۷ میلادی بود. زمانی که احمد زکی ولدی طوغان حدود صد جمله و عبارت از خوارزمی منتشر کرد که در یک کتاب عربی فقهی، مجموعه فتواها، ثبت شده بود. او به هشت نسخه‌ای دست یافت که در کتابخانه‌های استانبول نگه‌داری می‌شد. این نخستین انتشار اسناد خوارزمی بود که در کتاب معروف یتیمةالدهر فی قتاوی اهل العصر است که عملاً به سرنوشت اثر بیرونی مبتلا گشت. اگرچه زکی ولدی همه متن عربی را کلیشه‌وار همراه با نقل قول‌هایی به خوارزمی چاپ کرد، ولی از آن هیچ ترجمه‌ای فراهم نکرد. بنابراین خوانندگانش را بشدت محروم کرد. وانگهی نسخه‌هایی که او استفاده کرد از کیفیت متفاوتی برخوردار بودند، و برای انتقال زبان خوارزمی به اندازه کافی بود. متن‌ها فقط در قالب خط بدون اعراب عربی از طریق نسخه‌پردازهای کاملاً غریب به زبان، ثبت شده بودند که به طور چشم‌گیر مخدوش بودند. برای نمونه، مثال ʾḥyw qʾrnj mʾ brd dfyʾr منظور را نمی رساند، ʾcyw βʾryx mʾ prʾ δynʾr«آیا برای یک شام راضی هستید؟». در نهایت نشانه‌های کمی از معانی خوارزمی در متن وجود داشت، بیش از چند نمونه توضیح فارسی در کار نبود، بطوری که زکی ولدی آن را نیز تشخیص نداد. چنان که نتیجه برخی از جملات هنوز هم گزارش نشده است.[۲۲]

کشف زکی ولدی به این مورد منحصر نمی‌شد، زیرا او در همان مقاله، ۱۳ عبارت خوارزمی را از یک نسخه‌ای منتشر کرد که در مصر به سال ۷۹۷ ق/۱۳۹۴ م از فرهنگ بزرگ عربی مقدمه الادب زمخشری، دانشمند دیگر خوارزمی، رونوشت شده بود. زکی ولدی فکر می‌کرد که نسخه‌پرداز، یعنی شمس الخیوقی از اهل خیوه احتمالاَ هنوز زبان مادری خود را می‌دانست، اما گاهی او در نقطه گذاری خطا می‌کند، چنانکه bxmʾr را به جای pcmʾr «حساب، محاسبه» آورده، به نظر می‌رسد که خیوقی واژه‌ها را از یک نسخه کهن اصیل رونویسی کرده بوده است.[۲۳]

زکی ولدی موضوع را اینجا رها نکرد، نه سال بعد گزارشی داد که تعداد قابل توجهی از جملات و واژه‌های خوارزمی را در یک اثر فقهی دیگر خوارزمی به عنوان قنیه‌المنیه لی تتمیم الغیه «به دست آوردن آرزو برای تکمیل غنا» از مختار الزاهدی (د ۱۲۶۰ م) یافته بوده است. این در اصل خلاصه و چکیده اثر دیگری به نام منیةالفقها «آرزوی فقیه‌ها» از استاد مختار با نام بدیع القُبازنی بود، اما از مواردی از عمل‌کرد خود را به عنوان قاضی، بدان کتاب افزوده بود. زکی ولی اعلام کرد که فقط در ترکیه از ۷۸ نسخه قنیه خبر دارد، که از نه نسخه بهتری استفاده کرده بود. از قرار معلوم تعداد زیادی از نسخه‌ها در کتابخانه‌های اروپای غربی شناسایی شده بود. در همان گزارش او برای نخستین بار نسخه بسیار معتبر دیگری از مجموعه کوچک اسناد خوارزمی را یادآور شد. او این نسخه مختصر را کتاب مختصر یا رساله نام نهاد، که چکیده تقریباً همه موارد پیچیده واژه‌ها و جملات خوارزمی در قنیه بود، و از طریق بسیاری از حاشیه‌های اولیه کتاب مقدمه اضافه شده بود. جلال‌الدین العمادی الجرجانی این اثر را در حدود میانه سده چهاردهم میلادی تکمیل کرد، زیرا احتمالاً زبان خوارزمی در این زمان به سرعت رو به زوال می‌رفت یا چنان که زکی ولدی گمان می‌کند، کاملاً فراموش شده بود. این یک مسئله استنباطی است،، با وجود این، این اثر را به عنوان طرحی مطرح شده که آن زمان خوارزمی از یک زندگی پر رونق بهره‌مند بود. به هر حال، هیچ شکی نیست که حاشیه‌نویس، یعنی جلال‌الدین، زبان خوارزمی را به خوبی می‌دانست.[۲۴]

در سال 1936 میلادی ایرانشناس جوان، یعنی و. ب. هنینگ درباره بررسی اسناد خوارزمی با زکی ولدی شروع به همکاری کرد. در تابستان همان سال این دانشمند برجسته یک طرح کوتاه موقتی از زبان را منتشر ساخت و 30 سال بعد، تا زمان مرگ نابه‌هنگامش در 1967 میلادی او کسی بود که همه مقاله های عمده را درباره مطالعات خوارزمی به انجام رسانده بود. متاسفانه باید گفت که ویرایش کامل انتقادی اسناد از نسخه‌های متعدد غیر قابل دسترس قنیه که زکی ولدی و هنینگ فراهم کرده بود، هرگز تحقق نیافت. احتمالاً در میراث هنینگ در کالیفرنیا به صورت بلااستفاده و پنهان باقی می ماند و همسرش از روی ظنت آن را نگه داشته است. آنچه تا حدودی از بع دیگر آن اثر به منصه ظهور رسید ظاهراً از لنینگراد زمان استالین به دست آمد. هم چنین در سال 1936 میلادی یک نسخه خوبی از قنیه مورد توجه قرار گرفته بود و با آن یک کپی از رساله جلال‌الدین به پیوست مجلد شده بود که در آغاز یادآوری شد، به صورت یک دست خط بود. اینک معلوم شده که آن نسخه مد نظر نیست، بلکه هنوز یک نسخه خیلی خوب موجود است که روی یک دست خط نسخه برداری شده است. از سال 1939 تا 1951 میلادی فریمان (A. A. Frejman) سلسله مقاله هایی را در موضوع خوارزمی منتشر کرد که به ویرایش نسبتاً مبهم حدود 275 جمله خوارزمی از دو منبع قنیه و رساله منجر شد. باید گفت که اگرچه این ویرایش اصلاً رضایت بخش نبود، ولی مطالبی بود که مورد تعهد قرار گرفته بود و برخی از یافته های منتشر شده خود هنینگ از طریق فریمان رونویسی شده بود، که در خاطر هنینگ کراهی نسبت به آن کار ایجاد شده بود و خاطر او را مکدر ساخته بود. چنانکه بعدها آن را بازگو کرد. در نتیجه، در آن ایام، ویرایش اسناد خوارزمی، رضایت بخش نبود، با این اوضاع رو به بهبودی می گذاشت.[۲۵]

فهرست واژه‌ها[ویرایش]

ویژگی‌های زبان خوارزمی[ویرایش]

شباهت‌هایی در تحولات آوایی زبان خوارزمی و گویش اوستایی دیده می‌شود، مانند کربرد θ به جای δ در برخی از واژه‌ها مثل mθx «ملخ»، اما برخی تحولات آوایی زبان خوارزمی، رابطه نزدیک آن را با زبان اوستایی، چنان که برخی گمان کرده‌اند، تائید نمی‌کند. برای نمونه، صورت باستانی واژه خوارزمی mrc «مرد» و ʾfcwr «عمو» می‌بایست به ترتیب martiya و ftūriya بوده باشد که کاملاً با معادل‌های اوستایی آنها mašiia و tūriia متفاوت است.[۲۶]

مهمترین ویژگی آوایی زبان خوارزمی، تبدیل انسدادی‌های واکدار آغازین ایرانی باستان b، d ، g به سایشی‌های واکدار β، δ ، γ است: βrk «بَر، میوه» δʾn «دانه» γndȳm «گندم». از دیگر ویژگی‌های آوایی جالب توجه زبان خوارزمی، ابدال مصوت‌های کوتاه ایرانی باستان a و i و u پیش از آخرین صامت کلمه در موضع وقف به y است. این y در حرف نویسی ÿ نمایانده می‌شود: δβÿr «در» (به جای δβr) در هنگام وقف.[۲۷]

اسم در زبان خوارزمی دارای دو جنس مذکر و مونث، شش حالت نهادی-رایی، برایی، ازی، اضافی (ملکی)، دری، ندایی و دو شمار مفرد و جمع است. پایانه‌های حالت برای اسامی و صفات مذکر در شمار مفرد عبارت‌اند از: نهادی-رایی ø- (صفر)، برایی (i)-، ازی a-، اضافی (ملکی) ʾn-، دری a-، ندایی a-. اسامی و صفات مونث در شمار مفرد در حالت‌های نهادی و دری a- و بقیه حالتها iya- می‌گیرند. اگر اسم یا صفت مونث در شمار مفرد در حالت‌های نهادی و دری به ka- ختم شود، در بقیه حالت‌ها ca- می‌گیرد. پایانه‌های حالت در شمار جمع عبارتند از: ina- یا i-، اضافی (ملکی) nʾn-. واژه‌های مذکر و مونث مختوم به k- در شمار جمع به ترتیب به ci- و cya- ختم می‌شوند. به علاوه، حرف اضافه پسین δʾr «برای؛ را» می‌تواند حالت برایی و نیز مفعول مستقیم معرفه را بنمایاند.[۲۸]

حرف تعریف معین در زبان خوارزمی بازمانده موصول باستانی ya «که» است و دارای این صورت هاست: مفرد مذکر ʾy، مذکرyʾ، جمع برای هر دو جنس ʾy. این صورت‌ها در ترکیب با حروف اضافه به صورت y- و ʾ- در می‌آیند.[۲۹]

فعل در زبان خوارزمی دارای ماده مضارع و ماده ماضی است. از ماده مضارع، وجوه اخباری التزامی، امری، تاکیدی و تمنایی، زمان آینده (با استفاده از kʾm-) و حال استمراری، نیز صفت فاعلی و مصدر ساخته می‌شود. ماده ماضی در ساخت ماضی نامحقق با شرطی (به اضافه -mnc-) و ماضی استمراری به کار می‌رود. برای ساختن ماضی نقلی و ماضی بعید از صفت نقلی استفاده می‌شود.[۳۰]

ماده‌های مضارع که با صامت آغاز می‌شوند، در صورتی که تک هجایی باشند، یا در هجای نخست مصوت بلند داشته باشند، به جز چند مورد استثنائی، در ماضی تغییر نمی‌کنند. در غیر این صورت، برای ساخت ماده ماضی، به جای نخستین مصوت ماده مضاع از /ā/ استفاده می‌شود(hβr «دادن»، ماده ماضی hʾβr). اگر ماده مضارع با مصوت (اصلی یا افزوده) آغاز شود، ماده ماضی با افزودن پیشوند m به دست می‌آید (ʾs «گرفتن»، ماده ماضی mʾs)، مگر در صورتی که مصوت آغازین ماده کوتاه باشد و پس از آن m یا nb یا p آمده باشد. پیشوند m احتمالاً بازمانده پیشوند باستانی ham است.[۳۱]

فعل δʾry «داشتن» به ندرت به عنوان فعل کمکی در ساخت زمانهای ترکیبی استفاده می‌شود، مانند ʾydk δʾryd «رفته است». شواهدی نیز از ساخت امکانی با فعل کمکی kʾ «کردن» دیده شده است، مانند: n-yt-kyc «نمی‌توانست بگیرد» (ʾyt صفت مفعولی از ʾs «گرفتن» است).[۳۲]

مهمترین ویژگی نحوی زبان خوارزمی این است که حتی اگر مفعول فعل یا متمم حرف اضافه به صورت اسم پس از فعل یا حرف اضافه آمده باشد، باز استفاده از ضمیر مفعولی الزامی است. ضمیر مفعولی می‌تواند به واژه‌ای قبل از فعل یا حرف اضافه نیز بپیوندد. توالی پسوندها از دیگر ویژگی‌های جالب نحوی در زبان خوارزمی است. تعداد پسوندها، که می‌توانند از نوع ضمیری، قیدی، یا حرف اضافه‌ای باشند، گاه به چهار می‌رسد: مانند -hyδdʾ -hy-nʾ-dʾ-br (به ترتیب از جپ به راست: خواند - برای او - آنها را - بیرون - بر) «برای او آنها را بر خواند (= بلند خواند).[۳۳]

تحقیقات زبانشناسی[ویرایش]

دانش امروزی ما از زبان خوارزمی مدیون کوشش خستگی ناپذیر و ذهن جستجوگر احمد زکی ولیدی طوغان است. او نخستین کشفیات خود را در زبان خوارزمی، شامل برداشت‌هایی از یتیمة الدهر و مقدمة الادب، در 1306 ش/ 1927 م منتشر ساخت. پس از ان چاپ عکسیِ دست نویس مقدمة الادب زمخشری در 1330 ش/ 1851 م به همت زکی ولیدی طوغان، گام بزرگی در راه تحقیق و بررسی زبان خوارزمی بود. در همان اوان، فریمان[پانوشت ۱] در «زبان خوارزمی»[پانوشت ۲] (مسکو 1951) نیز به پژوهش درباره این زبان پرداخته است.[۳۴]

نخستین واژه‌نامه خوارزمی را هنینگ در سال 1971 تالیف کرد که طی چهل سال همه موارد در دسترس این زبان را بررسی کرده بود، اما تا پیش از مرگش فقط توانست 260 مدخل از آن واژه‌نامه (از حرف ʾ تا حرف ʾkw) را برای چاپ آمده کند.[۳۵]

پانوشت[ویرایش]

  1. A.A. Freiman
  2. Kharezniski yazik

پانویس[ویرایش]

منابع[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پیوند به بیرون[ویرایش]