تفرش

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

مختصات: شرقی‌۵۰°۰۱′ شمالی‌۳۴°۴۱′ / °۵۰٫۰۲شرقی °۳۴٫۶۸شمالی / ۵۰٫۰۲;۳۴٫۶۸

تفرش
Mausoleum of Mahmoud Hessaby 2.JPG
کشور Flag of Iran.svg ایران
استان مرکزی
شهرستان تفرش
بخش مرکزی
نام(های) قدیمی گبرش - طبرس
مردم
جمعیت ١۶۴۴٧ در سال ۱۳۹۰[۱]
زبان‌ گفتاری فارسی [۲]
مذهب شیعه
جغرافیای طبیعی
ارتفاع از سطح دریا ۱۹۷۳ متر
اطلاعات شهری
پیش‌شماره تلفنی ۰۸۶۲۶۲۲
وبگاه www.tafresh.net

تَفرِش یکی از شهرهای استان مرکزی در ایران و مرکز شهرستان تفرش است. در دوران کهن استان مرکزی عراق نام داشت در زمان حمله اعراب و تسلط آنان بر ایران این استان پهناور را عراق عجم می‌خواندند نظامی گنجوی شاعر نامدار ایران در وصف استان عراق ابیات زیادی سروده‌است. در دوران بعد از قاجار عراق به اراک تغییر نام پیدا کرده‌است. تفرش در شمال شرقی اراک واقع و در بین رشته کوههایی محصور است و اب و هوایی بسیار مطبوع دارد. شهر تفرش، مرکز شهرستان. در ارتفاع حدود ۸۷۸، ۱ متری، در ۸۵ کیلومتری شمال شرقی شهر اراک و در مسیر جادة اراک ـ آشتیان قرار دارد. کوه‏های قشلاق و گندم کوه از شمال و منار و نقره کمر از جنوب شرقی شهر را محصور می‏کنند؛ به این دلیل گاهی از تفرش با نام «چال تفرش» نیز یاد می‏شود. این شهر حدوداً در ۲۲۰ کیلومتری تهران و ۸۵ کیلومتری شمال شرقی اراک و در مسیر جادهٔ اراک-آشتیان قرار دارد[۳].

دیرینگی این شهر به پیش از اسلام می‌رسد و اغلب نام نخستین آن را «گبرش» می‏دانند که از «گبر» به معنی زرتشتی می‌آید. در دوران بعد از ورود اسلام و حاکمیت اعراب و زبان عربی بر ایران تفرش، طبرس نیز گفته شده‌است.

روستاهای پیشین فَم و تَرخوران ، امروزه محله‌های اصلی شهر تفرش را تشکیل می‌دهند. دیگر روستاها که اکنون محله‌های این شهر هستند عبارت‌اند از: دادمرز، کهک، کوکان، دینجرد، طاد، آلویجان، قلعه محی الدین، طراران (بالا و پایین)، معین‌آباد، زاغَر و کوهین[۴].

میدان‌های اصلی شهر عبارتند از میدان فم (باغ ملی)، میدان آزادی، میدان مطهری و میدان شهرک. آرامگاه پروفسور محمود حسابی، بقعهٔ شاهزاده احمد (روستای کوهین)، و دانشگاه آزاد تفرش (در راه معین‌آباد) و دانشگاه صنعتی امیر کبیر، مسجد شش ناو از نقاط مهم شهر هستند.

محتویات

جمعیت [ویرایش]

شهر تفرش، مرکز شهرستان. در ارتفاع حدود ۸۷۸، ۱ متری، در ۸۵ کیلومتری شمال شرقی شهر اراک و در مسیر جادة اراک ـ آشتیان قرار دارد. اهالی روستانشین تفرش عمدتاً به زراعت، باغداری، دامداری و صنایع دستی اشتغال دارند. محصول مهم این شهرستان، گندم و جو و حبوبات است. بادام و گردو و سیب و انگور و گلابیِ آنجا صادر می‌شود. قالی و قالیچه و گلیم از محصولات صنایع دستی آنجاست. فرشهای تفرش ارزش صادراتی دارند و مهمترین بازار فروش آنها در ایران، شهرهای همدان و تهران و در خارج از ایران کشور آلمان است (فرهنگ جغرافیائی آبادیها، ج ۴۸، ص ۴۲). اهالی تفرش اکثریت فارسی و جمعیت کمی در بعضی روستاها ترکی سخن می‌گویند. در سرشماری ۱۳۷۵ ش، جمعیت این شهرستان ۲۲۷، ۵۲ تن بود که از این میان، ۹۱۳، ۱۴ تن (ح ۲۸%) شهرنشین و بقیه روستانشین بودند.

پیشینه [ویرایش]

محدوده فعلی تفرش جز متصرفات مادها، هخامنشیان و اشکانیان بوده از دوره ساسانیان قبور حوض گونه زرتشتیان و بعضی قلاع به یادمانده‌است و بعد از آن در زمان طاهریان و صفاریان و سامانیان و آل بویه و غزنویان نیز با وجود عدم وجود آثار، جزو متصرفات آن به شمار می‌رفته در دورهٔ ساسانیان جزئی از حصهٔ قباد بوده‏است. در دورهٔ خلافت عمر و همزمان با فتح اصفهان، کاشان و قم شهر تفرش نیز گشوده می‏شود. اما تا سالیان بعد، عدهٔ زرتشتیان در تفرش بسیار بوده‏اند. در دوره سلجوقیان نام تفرش به صورت طبرس رواج پیدا کرده وبرخی از بزرگان و علما خود رابه آن منسوب و مقلب نموده‌اند به طور مثال کنیه طبرسی ویژه رجال شیعه بوده و مورد اصلی آن نیز کتب امامیه است و این انتساب با این که از عدد انگشتان دست تجاوز نمی‌کند، مشخص کننده نفوذ امامیه در تفرش و رواج آن از دیرباز است. پس از رحلت حضرت معصومه در قم و تبدیل شدن قم به یکی از مراکز مهم شیعه، تشیع به تفرش راه می‏یابد. چنان‏که حمدالله مستوفی در سدهٔ هشتم، آن را شهری شیعه‏نشین معرفی می‏کند[۳].

در دوره خوارزمشاه تفرش دهستان در محدوده اقلیم عراق عجم (اراک)بوده‌است و در فاصله سال‌های ۷۴۰-۸۳۸ در حدود متصرفات آل جلایر محسوب می‌شده‌است. از مغولان و تیموریان هیچ اثری در تفرش دیده نمی‌شود در اوایل دورهٔ صفویه تفرش از شکارگاه‏های سلطنتی شاهان صفوی شمرده می‏شده‏است. در زمان حکومت شاه عباس اول عده‏ای از سادات تفرش به دربار صفوی راه‏یافتند.

این شاخه از سادات که به سبب در دست داشتن مهر حضرت سجاد معروف به میر مُهردار بودند، تا اواخر دورهٔ صفوی و تا زمان شاه سلطان حسین منصب مُهرداری شاهان صفوی را حفظ کردند. تفرش در روزگار صفویه بویژه پادشاهی شاه عباس بزرگ رو به آبادانی نهاده‌است ومردم تفرش با انجام خدمات برجسته در دستگاههای حکومت صفوی نفوذ نمود تفرش در ایام سلطنت افشاریان تا سال ۱۲۱۸ جزو متصرفات ایشان بوده‌است تختگاه زندیان شیراز و خاک تفرش در آن روزگار جزء متصرفات آنان بوده‌است. و در این زمان مکتب خانه‌های متعددی در تفرش تاسیس شده که نوجوانان در آن ه به فراگرفتن مقدمات فارسی و تعلم قرا، می‌پرداخته‌اند در دوران قاجاریه است که مردانی از تفرش در کار سیاست مملکت وارد می‌شوند و در راه خدمت به ایران حتی از بذل جان خود نیز دریغ نمی‌ورزند باز در همین دوره‌است کهبه سبب توجه پادشاهان قاجار به منطقه روحانیان و علمای مذهب عده‌ای از سادات بنی فاطمه تفرش در دستگاه حکومت رشد کرده تا جایی که به مناصب بزرگ گمارده می‌شوند و یکی از ویژگی‌های دوره قاجاریه گسترش مکتب خانه‌ها و تکثیر و فراوانی میرزاها در تفرش آشتیان و فراهان است ولی روی هم رفته جامعه تفرش در دوره قاجاریه دهقانی ولی غیر متحجر بوده‌است. در دورهٔ قاجاریه تعداد زیادی از اهالی تفرش به سبب سواد و خوش‏خطی به مشاغل دیوانی و منشی‏گری گمارده شدند.

ابن مقفع بنای آن را به «طبرش بن همدان» نسبت داده‌است (قمی، ص ۷۸ـ ۷۹). ظاهراً در دورة ساسانیان جزو حصة قباد، که آن را «خورة قباد» می‌گفتند، بوده‌است؛ چنانکه حسن بن محمد قمی در تاریخ قم (ص ۹۱) به تپه‌ای در قم مشرف بر تفرش به نام «تلّمآستر»، که یکی از سیزده تفریحگاه «مملکت قباد» بوده، اشاره کرده‌است. ظاهراً در دورة خلافت عمربن خطاب (۱۳ـ۲۳) هم زمان با فتح قم و اصفهان و کاشان، تفرش نیز فتح شد (رجوع کنید به بلاذری، ص ۳۰۵ـ۳۰۶). در قرن دوم تفرش یکی از رستاقهای قم بود (رجوع کنید به قمی، ص ۲۶۳).

در زمان هارون الرشید (۱۷۰ـ۱۹۳) سلمة بن سلمه همدانیرستاق تفرش و مزارع آن را به مهاجران عرب اشعری واگذار کرد (همان، ص ۲۶۳). در قرن سوم، یعقوبی (همانجا) نیز تفرش را یکی از رستاقهای قم ضبط کرده‌است. پس از رحلت حضرت معصومه در ۲۰۱، قم به یکی از مراکز مهم شیعه تبدیل شد و مذهب شیعه از آنجا به ناحیة تفرش راه یافت. به نوشتة راوندی (ص ۳۹۵)، تفرش و آوه (آبه) و قم و کاشان در دوران وی، قرن ششم، از مکانهای رافضیان بوده‌است. در قرن هشتم، حمداللّه مستوفی (ص ۶۸) آن را ولایتی با سیزده دیه، هوای معتدل، غله، میوه و شش هزار دینار حقوق دیوانی خوانده و اهالی تفرش را شیعه و فم و طرخوران را از روستاهای بزرگ آن ذکر کرده‌است. از این دوره دستِکم تا قرن دهم مطلب چندانی در بارة تفرش دیده نشده‌است.

ظاهراً تفرش در دورة صفوی (ح ۹۰۶ـ ۱۱۳۵) و حتی پس از آن برای شکار موقعیت مطلوبی داشته و از شکارگاههای شاه اسماعیل اول (حک:۹۰۵ـ۹۳۰) محسوب می‌شده‌است (جهانگشای خاقان، ص ۴۱۲). در دورة صفوی، بویژه در زمان حکومت شاه عباس اول (۹۹۶ـ ۱۰۳۸)، تفرش آباد شد و بزرگان آن توانستند به دربار راه یابند (سیفی فمی تفرشی، ص ۱۲۱؛ نیز رجوع کنید به اسکندر منشی، ج ۲، ص ۷۵۶). در اوایل قرن یازدهم، امین احمد رازی(ج ۲، ص ۴۹۰) تفرش را ولایتی در اقلیم چهارم، با آب و هوای معتدل و میوه‌های خوب وصف کرده و نوشته که آب آنجا از چشمه و کاریز تأمین می‌شود (همان، ج ۲، ص ۴۹۱). وی در بارة غار گاوخور نیز سخن گفته‌است.

میرزا یحیی سرخوش (ص ۱۰ـ۱۱)در دورة ناصرالدین شاه قاجار (۱۲۶۴ـ۱۳۱۳) تفرش را ییلاق ممتاز عراق (اراک) خوانده و گفته‌است که خشکبار آن به خارج از کشور صادر می‌شود. وی (ص ۱۲) اهالی آنجارا خوش سیما و صاحب ذوق و هنر و دانش وصف کرده‌است.

اعتمادالسلطنه (ج ۱، ص ۷۵۶) نیز در همین دوره، به شکارگاه خوبی در حوالی تفرش که در آن ارغالی (قوچ کوهی) و کبک بسیار بوده و نیز به قلعه‌ای در آبادی خرازان و قناتی قدیمی در طرخوران به نام خرزنویه و امامزاده‌ای به نام احمدبن موسی علیه السلام اشاره کرده‌است.

وجه تسمیه [ویرایش]

برخی نام شهر تفرش را، به سبب آنکه در سده‌های قبل از اسلام و حتی پس از آن زردشتیان گبر در آن سکونت داشتند، «گَبْرِش» به معنای «جایگاه آتش» می‌دانند[۳]. و برخی نیز گفته‌اند که نام آن از نام بانی تفرش، طبرش بن همدان یا به گفتة بعضی آرش کمانگیر گرفته شده‌است[۳].(نوبان، ص ۱۴۷؛ قمی، ص ۷۸ـ۷۹). نام تفرش در منابع به صورتهای طیرس، طَبْرَش، طبرس، تبرس، طبرتو، تپرش، تبرش و طفرش آمده‌است (یعقوبی، ص ۲۷۴؛ قمی، ص ۷۸؛ جوینی، ج ۲، ص ۱۹۱؛ دهگان و هدائی، ج ۱، ص ۱۴۵؛ وصاف الحضره، ص ۱۰۶؛ سیفی فمی تفرشی، ص ۱۳). نام تفرش در منابع به شکل‏های تپرش، تبرش، تبرس، طبرس و طفرش آمده‏است[۳].

تقسیمات کشوری [ویرایش]

به لحاظ تقسیمات کشوری، تفرش تا قبل از ۱۳۳۶ ش نام یکی از دهستانهای اراک در استان یکم (مرکزی) بود (ایران. وزارت کشور. ادارة کل آمار و ثبت احوال، ج ۱، ص ۷۷). در ۱۳۳۶ ش، قسمتی از بخش فراهان به نام «فراهان بالا» از توابع شهرستان اراک، قسمتی از بخش خَلَجستان از توابع شهرستان قم (شامل دهستانهای دستجرد، راهجرد و وَزوا)، شهرستان تفرش را تشکیل دادند. در ۱۳۳۷ ش، دهستان آشتیان یکی از بخشهای شهرستان تفرش شد (د. فارسی، ذیل «آشتیان» و «تفرش»). در ۱۳۵۶ ش، آشتیان شهرستانی مستقل، و تفرش شامل بخشهای حومه و فراهان و دهستان رودبار در استان مرکزی شد. در ۱۳۵۸ ش، دَه آبادی از بخش فراهانِ تفرش جدا و جزو بخش مرکزی شهرستان آشتیان گردید (سیفی فمی تفرشی، ص ۴۶ـ۴۷). در ۱۳۶۶ ش، در شهرستان تفرش چهار دهستان (بازرجان، فِشْک، رودبار، فرمهین) ایجاد شد. در ۱۳۶۹ ش، این شهرستان مشتمل بود بر بخش مرکزی به مرکزیت شهر تفرش شامل دهستانهای بازرجان و رودبار، و بخش فراهان به مرکزیت آبادی فرمهین شامل دهستانهای فرمهین و فشک (ایران. قوانین و احکام، ص ۷۲۸، ۸۱۶). در تقسیمات کشوری ۱۳۷۴ ش، دهستانهای خرازان و کوه پناه نیز جزو این شهرستان ذکر شدند و تاکنون به همین صورت در تقسیمات کشوری باقی‌مانده‌اند.

نام‏داران [ویرایش]

به نقل از اسناد و مدارک موجود و دست‌نوشته‌ها و میراث به‌جامانده، تفرش خاستگاه اندیشمندان، کاتبان و بزرگان بسیاری بوده‌است. تفرش به داشتن میرزاها و افراد باسواد معروف بوده و هنر خوش‌نویسی و منشی‌گری در آن رواج زیادی داشته‌است. در دورهٔ قاجار خط و سیاق‌نویسی را منحصر مردم این ولایت دانسته‌اند که میرزا و منشی به سراسر ایران به‌ویژه تهران و تبریز گسیل می‌داشتند.[۵]

نظامی گنجوی را به استناد اشعارش متولد روستای تا در تفرش می‏دانند. نظامی خود می‏سراید:

زمانیست در خاک گنجه گمم / ولی از قهستان شهر قمم**** به تفرش دهی هست تانامِ او/ نـــظامــی از آنـــجا شــده نامجو

شیخ بهایی نیز در اشعار خود به‏این انتساب اشاره و شهادت می‌دهد:

ز اهل تفرش است آن گوهر پاک|ولی در گنجه چون گنج است در خاک

لطفعلی آذر بیگدلی نیز درمقدمه یوسف وزلیخای خود گفته‌است:

دگرسرودیار قم نظامی کزو ملک سخن دارد تمامی ** زخاک تفرش است آن گوهر پاک ولی در گنجه مدفونست در خاک

دیگر نامداران:

هنرمندان مشهور تفرش [ویرایش]

علمای دینی تفرش [ویرایش]

مصلای تفرش

تفرش در گذشته سرزمین سادات بوده و بساری از سادت که از دست بنی عباس فرار می‌کردند به این سرزمین دور افتاده که محصور در رشته کوهای صعب العبور است هجرت می‌کردند که این افراد به سادات تفرشی معروف شدند

جد رهبری جمهوری اسلامی [ویرایش]

تفرش محل زندگی بسیاری از سادات بوده که با وجود مقابر آنها اطلاع دقیقی از زندگی آنان در دست نیست از جمله این سادات دو جد از نیاکان رهبری فعلی جمهوری اسلامی آیت الله سید علی خامنه‌ای است. آیت اله خامنه‌ای در تاریخ ۲۷ آبان سال ۱۳۷۹ در اجتماع مردم تفرش، تفرشی بودن خود را مورد تائید و تاکید قرار دادند.

ایشان در سخنان خود عنوان کردند: "سلسله سادات حسینی تاجناب سید قطب الدین، دو رشته می‌شوند؛ یک رشته، رشتهٔ سید ظهیرالدین و سید فخر الدین است، معروف به میر فخرا؛ که سلسله ماست. حضرت سید فخرالدین جزو اجداد ماست که از اولاد قطب الدینند. یک سلسله دیگر یک شعبه دیگر از اولاد سید قطب الدین، خانواده قائم مقام فراهانی هستند که آنها هم بزرگانی بودند تا می‌رسند به میرزا عیسی و بعد میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی، که آنها هم جزو همین سلسله سادات حسینی هستند. که از قطب الدین سلسله ما سادات تفرشی و منطقه تفرش و آشتیان و اینها از سلسله آنها جدا می‌شوند، اینها بیشتر مرد علم و دیانت بودند، آنها بیشتر مرد سیاست بودند و سید فخرالدین که معروف به میر فخراست نوه سید فخرالدین مرحوم سید محمد تقی است که پسر سید محمد تقی، جوانی است به نام سید محمد، از تفرش بلند می‌شود می‌رود به طرف آذربایجان آنجا این سلسله می‌شوند خامنه‌ای. مرحوم سید محمد که از تفرش به خامنه رفته و در آنجا ساکن شده آن سید تفرشی را در شهر خامنه نگه می‌دارد و پدر من که نوه سید محمد است از تبریز می‌روند مشهد، ما حالا از مشهد برگشتیم تفرش." سید رضا---> سید روح الله---> سید قطب الدین---> سید ظهرالدین--->سید علی اکبر---> سید فخرالدین(خاندان میر فخرایی)---> سید محمد ---> سید محمد تقی ---> سید حسین تبریزی ---> سید جواد خامنه ای ---> سید علی خامنه ای هم اکنون بخشی از خاندان میر فخرایی در تفرش منطقه فم زندگی می کنند.

دو سادات: میرعلام تفرشی و امیر فیض الله عبدالقاهر حسینی تفرشی [ویرایش]

درمحله استادیوم تفرش قبرستان قدیمی بنام سماق بنه وجود داشت که بواسطه گسترش شهردیگر تقریباً اثری ازآن نیست فقط در جنب ساختمان مدرسه شبانه روزی سابق بقعه‌ای بجای مانده‌است که مدفن عالم برجسته وجلیل القدر (میرعلام تفرشی) می‌باشدکه قدمت آن به قرن یازدهم هجری واواخر دوران صفویه می‌رسد که البته سنگ قبر آن بواسطه ارزش تاریخی بسرقت رفته‌است میرعلام تفرشی از شاگردان مقدس اردبیلی و مورد وثوق کامل یشان بوده به حدی که مقدس اردبیلی به شاگردان خود گوشزدمی کنند که پس از من برای حل مشکلات علمی خود در شرعیات به میر علام و در عقلیات به امیر فیض الله عبدالقاهر حسینی تفرشی رجوع کنید در حال حاضر هم تمام علمای اعلام و فقهای عظام به قدر و منزلت علمی و مذهبی میر علام واقف می‌باشند.

اسماعیل خان دبیر [ویرایش]

همچنین دراین بقعه اسماعیل خان لشکر نویس تفرشی معروف به دبیر صاحب کتاب نُخَبتُه التواریخ در کنار میرعلام تفرشی مدفون می‌باشد وی استاد بی نظیر در تاریخ می‌باشد نخبته التواریخ تاریخ جامعی است در نظم و نثر که از آغاز اسلام تا آخر سلطنت مظفر الدین شاه قاجار نگاشته شده وگزارش ائمه و رجال و جلوس و وفات پادشاهان و ارتحال علما و حوادث مهم و سوانح می‌باشد و برای هر یک مسله تاریخی متناسب متین و شیوا تالیف شده‌است.

آیت‌الله سید جوادمیرسپاسی [ویرایش]

آیت الله سید جوادمیرسپاسی، فاضل وعالم ربانی و نماینده مرحوم آیات عظام حاج سید محمدرضا گلپایگانی و شیخ محمد تقی بهجت فومنی مرجع تقلید بزرگ ایران در تفرش بودند که با وجود ناشناخته بودن، مردم بومی ارادت بسیار خواستی به ایشان داشته و یاد ایشان را همواره گرامی می‌دارند ایشان در کنار مزار امام زاده احمد آرمیده‌اند. شجره نامه ایشان نیز از تبار سادات تفرش می باشد.

آثار تاریخی [ویرایش]

  • مقبره میرعلام تفرشی و اسماعیل خان لشکر نویس تفرشی در قبرستان قدیمی بنام سماق بنه درمحله استادیوم مربوط به قرن یازدهم هجری واواخر دوران صفویه
  • بقعهٔ ابوالعلی مهدی بن محمد از نوادگان جعفر صادق (دورهٔ ایلخانی)
  • بقعهٔ امام‏زاده محمد از نوادگان جعفر صادق (دورهٔ خوارزمشاهیان)
  • مسجد جامع شش ناو (دورهٔ سلجوقی)که یکی از قدیمترین مساجد تفرش است و مقصوره و شبستان و ایوان و صحن دارد و به سبب داشتن کاریزی قدیمی در صحن مسجد، که آب آن از طریق شش ناودان توزیع می‌شده، ششناو خوانده شده‌است. مقصورة ششناو، گنبدی به شکل کلاهخود متعلق به دورة سلجوقی دارد. به روایتی این مقصوره بر روی قبر محمد محدّث، از صحابة امام حسن عسکری علیه السلام، ساخته شده‌است. در سمت شمالی مقصوره، ایوانی متعلق به دورة صفوی دیده می‌شود (فرهنگ جغرافیائی آبادیها، ج ۴۸، ص ۴۲؛ سیفی فمی تفرشی، ص ۹۲ـ ۹۵، ۱۰۰، تصاویر بین ص ۱۲۰ـ۱۲۱، ۲۰۰).
  • بقعهٔ شاهزاده احمد و بقعهٔ امام‏زاده قاسم (دورهٔ صفویه)
  • مسجدجامع فَم در مرکز شهر تفرش
  • بقعهٔ آقامؤمن تفرشی (داعی انجدانی)، حکیم و عارف و شاعر سدهٔ یازدهم و دوازدهم
  • تکیهٔ زاغرم (دورهٔ قاجار)
  • ویرانه‌های برج آقابیک در بازرجان
  • قلعة مراد سلطان متعلق به دورة زندیه در بازرجان
  • بقایای قبرهای قدیمی با سنگ قبرهای سفالی در آبادی کبوران (فرهنگ جغرافیائی آبادیها، ج ۴۸، ص ۴۲، ۱۳۹؛ سیفی فمی تفرشی، ص ۱۵)
  • آب انبار بلور (دورهٔ قاجار)
  • خانهٔ میرفخرایی (دورهٔ قاجار)
  • خانهٔ ضیایی (دورهٔ قاجار)
  • خانه و محل تولد محمود حسابی[۶]
  • قلعه باغکه (دوره قاجار)

از دوران پیش از اسلام نیز یادگارهایی در منطقهٔ تفرش به جا مانده‌است، از جمله: از قلعه‌های گبری، سنگ‏نگاره‌هایی در مناطقی از نقاط بیابانی تفرش و گورهای نشسته بر فراز روستای کبوران (گبران). از دیگر بناهای باستانی تفرش، آتشکده‏ای است که بر فراز روستای کبوران جای گرفته و به چهار طاقی معروف است[نیازمند منبع].

زیارتگاه‌های تفرش [ویرایش]

  • امامزاده احمد، از نوادگان امام موسی کاظم علیه السلام، متعلق به سدة نهم در آبادی کوهین ایوان
  • بقعة ابوالعلی مهدی بن محمد، از نوادگان امام جعفرصادق علیه السلام
  • امامزاده محمد، فرزند امام جعفرصادق علیه السلام، متعلق به دورة خوارزمشاهیان
  • امامزاده بی بی خاتون در آبادی فَرَسْمانه
  • امامزاده بی بی / بی بی ستین در طرخوران / ترخوران
  • مقبرة عُزَیْر نبی، متعلق به ۹۵۷ در آبادی دینجرد/ دینگرد؛

کتاب‌فروشی‌ها [ویرایش]

در بازار قدیم ترخوران و تفرش و آشتیان پیشه‌هایی مانند عطاری، دوافروشی، قماش فروشی، صحافی، دوزندگی و غیره رواج داشت که این پیشه‌وران علاوه بر کالاهای خود، کتاب هم به فروش می‌رساندند. از پیشگامان کتاب‌فروشی در شهر می‌توان میرزا محمدعلی پسر احمد آشتیانی (زنده به سال ۱۳۱۱ خورشیدی) (از صحافان شهر)، کربلایی محمود بازرجانی در محلهٔ فَم، و مشهدی محمدحسین جعفری در بازار ترخوران تفرش را نام برد[۷]

با گذر زمان دکان‌های دوگانه‌فروش بیشتر به شکل کتاب‌فروشی درآمدند و در آن‌ها علاوه بر کتاب نشریاتی مانند حبل‌المتین، صور اسرافیل، فرنگستان، ملت، وقایع اتفاقیه به مشتریان عرضه می‌شد[۷]. شهر تفرش در دههٔ ۱۳۷۰ خورشیدی دارای پنج فروشگاه کتاب بود. از کتاب‌فروشی‌های قدیمی تفرش می‌توان به این‌ها اشاره کرد:

کتاب‌فروشی حاج شیخ ابوالقاسم حیدری در محلهٔ فم
کتاب‌فروشی سِیّد جواد میرحسینی در محلهٔ ترخوران
کتاب‌فروشی مشهدی محمدحسین جعفری در محلهٔ ترخوران
کتاب‌فروشی آقا سِیّد موسی[۷].

صنایع دستی [ویرایش]

صنایع دستی تفرش شامل دست بافت های سنتی (قالیبافی،گلیم بافی)، رودوزی های سنتی (تفرشی دوزی یا درویشی دوزی)، آثار چوبی (منبت کاری،معرق)،آثار فلزی (مسگری،سفیدگری)و آینه کاری است.[۸]

خصوصیات جغرافیایی [ویرایش]

کوههای تفرش [ویرایش]

از کوههای مهم آن، کوه گُوجِه (بلندترین قله ح ۱۴۱، ۳ متر)، کوه دوقلو دو بَرادران (بلندترین قله ح ۹۲۱، ۲ متر) و قرِه گُوزیل قَرِلان (بلندترین قله ح ۴۲۰، ۲ متر) است (جعفری، ج ۱، ص ۲۵۸، ۴۰۱، ۴۸۲). در این شهرستان غارهایی وجود دارد، از جمله: گاوخور/ گاوخُل (خل در اصطلاح محلی: سوراخ)، علی خورنده، و اَمْجَک.

کوههای قشلاق (ارتفاع ح ۳۶۲، ۲ متر) و گندم کوه (ارتفاع ح ۱۵۶، ۲ متر) از شمال و منار (ارتفاع ح ۲۳۷، ۲ متر) و نقره کمر (ارتفاع ح ۳۷۹، ۳ متر) از جنوب شرقی شهر را احاطه کرده‌اند؛ ازینرو تفرش را «چال تفرش» هم خوانده‌اند (سیفی فمی تفرشی، ص ۵۰).

درقسمت شمال شهر تفرش قله گندم کوه واقع شده‌است این کوه مخروطی شکل۲۱۵۶متر ارتفاع داردوتقریبا از تمام نقاط شهر قابل رویت می‌باشدوبنا به گفته قدیمی هابه این علت گندم کوه نامیده می‌شود که اگر ازفراز گردنه خرازان به این کوه وتپه مجاور آن نگاه کنیدمشاهده می‌کنید که کوه گندم کوه مانند یک خرمن بزرگ گندم است وتپه‌های مجاور آن مانند انبوهی از خرمن وگندم‌های کوبیده نشده‌است

دیگر کوههای معروف: دیمنار، کوه دایره‌ای علی خورنده که دو غار علی خورنده و گاوخور در آن است و این کوه دایره‌ای زیبا نماد شهر است که از همه جای شهر قابل رویت است،

رودخانه‌های تفرش [ویرایش]

رودهای مهم این شهرستان عبارت اند از: آبْکَمَر که از ارتفاعات جنوبی تفرش سرچشمه می‌گیرد و در حدود ۲۳ کیلومتری شمال غربی شهر تفرش به رود قَره چای می‌پیوندد؛ فرمهین که از دهستان رودبار سرچشمه می‌گیرد و پس از آبیاری بخشهایی از اراضی شهرستان، به کویر میقان می‌ریزد؛ قَره چای که بخشهایی از اراضی شمالی شهرستان را آبیاری می‌کند و سپس به دریاچة نمکِ قم می‌ریزد (جعفری، ج ۲، ص ۸۷، ۳۲۹ـ۳۳۱؛ فرهنگ جغرافیائی آبادیها، ج ۴۸، ص ۴۱). رود آب کمر در شهر جریان دارد. آب و هوای شهر نسبتاً سرد و خشک است. حداکثر دمای آن ْ۳۲ در تابستانها و حداقل آن ْ۱۵- در زمستانها و میانگین بارش سالانة آنجا حدود ۲۶۰ میلیمتر است.

پوشش گیاهی [ویرایش]

در بیابانهای مستعد و استثنایی این منطقه نیز گیاهان متنوع وحشی و دارویی بسیار رشد می‌کند. همچنین گیاهانی نظیر زیتون و زعفران که در دوآب وهوای متفاوت رشد می‌کنند، هر دو در تفرش کشت می‌شوند. یکی دیگر از نامهایی که تفرش به آن معروف است «شهر گردو و بادام» است. علت خوب بودن این دو محصول در این منطقه، وجود درصد کمی آهک در خاک منطقه‌است. بزرگ‌ترین درخت گردو با محیط ۶ متر و قطر ۱٫۹ متر در روستای دلارام (تراران) قرار دارد و سالانه پانزده هزار عدد گردو می‌دهد[نیازمند منبع]. باتوجه به محصوربودن شهرستان تفرش درمیان کوههای فلات مرکزی ایران کوه‌های تفرش نیز از ابتدای فصل بهارشاهد رویش انواع گونه‌های گیاهی که برخی از آنها خوردنی وبرخی دیگر دارای خواص طبی می‌باشند درفصل بهار در کوههای تفرش انواع گیاهان مانند:آویشن-ریواس –بالامبو(باریجه) کنگر –موسیر- گون کتیرا ودهها گونه ارزشمنددیگرمی‌روید که دراین فصل برخی از اهالی تفرش به کوهها رفته وضمن کوهنوردی وتفریح به چیدن این گیاهان نیز می‌پردازند دربهاردوگونه ریواس وبالامبو بیشتر مورد توجه می‌باشندکه برای برخی نیز جنبه اقتصادی وفروش آن دربازار رانیز داردگه البته گیاه بالامبو حفاظت شده وچیدن آن محدودیت بسیاری دارد. همچنین گل خطمی، شیرین بیان، گل بابونه، خاکشیر، کاسنی، شاتره رویش فراوان دارد.

حیات وحش [ویرایش]

گرگ، روباه، جوجه تیغی، خرگوش، بز کوهی، کبک، قرقاول و قرقی از حیوانات وحشی است که در این منطقه دیده می‌شود. در گذشته‌های دور دارای آهو و پلنگ هم بوده که نسل آن به دلیل شکار منقرض شده‌است..[۹]

آب معدنی [ویرایش]

یکی از جاذبه‌های طبیعی تفرش آب معدنی «چشمه گراو» است. این چشمه به فاصله ۵ کیلومتری تفرش میان دو روستای کبوران و طراران واقع گردیده و دسترسی به آن آسان است. آب آن معدنی و دارای خواص درمانی است[نیازمند منبع].

آبیاری [ویرایش]

سیستم آبیاری و هدایت آب، از دیرباز در این شهر به صورت قنات و آب انبار بوده و ویرآبهای متعددی با توانایی مهندسی بالا، جهت مصارف شرب یا کشاورزی ساخته شده‌است.

در سال ۱۳۸۵ خورشیدی شهر تفرش ۵۰۵۰ فقره انشعاب آب و ۳۸۰۰ فقره انشعاب فاضلاب، یک باب تصفیه‌خانه فاضلاب با ظرفیت تصفیه ۲۰ لیتر در ثانیه داشت.[۱۰]

معادن [ویرایش]

این شهرستان، معادن گچ، سنگ ساختمانی، خاک نسوز، سنگ تراورتن و سنگ آهک دارد. صنایع آن عبارت اند از: کارگاههای یخ سازی، ریخته گری، پِرِس کاری، مبل سازی، گونی بافی، موزاییک سازی و آسفالت سازی (همان، ج ۴۸، ص ۴۱ـ۴۲).

راهها و حمل و نقل [ویرایش]

شهر تفرش با راه اصلی به اراک و باجادة سراسری تهران ـ اصفهان، از طریق شهر دستجرد (در استان قم) و دلیجان، به مرکز استانِ اصفهان مرتبط می‌شود. تفرش در ۱۳۳۳ ش به شهر تبدیل شد (ایران. وزارت کشور. معاونت سیاسی و اجتماعی. دفتر تقسیمات کشوری، ۱۳۸۰، ص ۸۱). در سرشماری ۱۳۷۵ ش، جمعیت آن ۵۵۵، ۱۲ تن ذکر شده‌است.

پانویس [ویرایش]

  1. پایگاه اینترنتی مرکز آمار ایران-آمار سال ۱۳۹۰
  2. اخبار استان مرکزی
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ ۳٫۲ ۳٫۳ ۳٫۴ دائرةالمعارف اسلامی. مدخل تفرش. بازدید در تاریخ ۱۶ مارس ۲۰۱۱.
  4. روزنامهٔ ایران
  5. آذرنگ، عبدالحسین. ص۲۳۹.
  6. وب‏گاه شهر تفرش. فهرست آثار ملی ثبت شده‏ی تفرش. بازدید در تاریخ ۱۶ مارس ۲۰۱۱.
  7. ۷٫۰ ۷٫۱ ۷٫۲ آذرنگ، عبدالحسین. ص.۲۴۱
  8. میراث فرهنگی استان مرکزی
  9. تفرش دانشنامه جهان اسلام
  10. سایت خبری شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور، بازدید: ژانویه ۲۰۰۹.

منابع [ویرایش]

  • دهخدا، علی‏اکبر. لغت‏نامه دهخدا. تهران: چاپخانهٔ مجلس، ۱۳۳۵. 
  • مصاحب، غلامحسین. دائرةالمعارف فارسی. تهران: انتشارات فرانکلین، ۱۳۴۵. 
  • آذرنگ، عبدالحسین. کتاب‏فروشی. تهران، ۱۳۸۳. 
  • دائره‏المعارف اسلامی. مدخل تفرش.
  • مختصات و ارتفاع
  • اسکندرمنشی؛ اعتمادالسلطنه؛ امین احمدرازی، هفت اقلیم، چاپ جواد فاضل، تهران: مؤسسة مطبوعاتی علمی، ] بی تا. [؛ ایران. قوانین و احکام، مجموعة قوانین و مقررات مربوط به وزارت کشور: از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی تا پایان سال ۱۳۶۹، تهران ۱۳۷۰ ش؛ ایران. وزارت کشور. ادارة کل آمار و ثبت احوال، کتاب اسامی دهات کشور، ج ۱، تهران ۱۳۲۹ ش؛ ایران. وزارت کشور. معاونت سیاسی و اجتماعی. دفتر تقسیمات کشوری، اسامی عناصر و واحدهای تقسیماتی همراه با مراکز، تهران ۱۳۷۹ ش؛ همو، سازمان تقسیمات کشوری جمهوری اسلامی ایران، تهران ۱۳۷۴ ش؛ همو، نشریة تاریخ تأسیس عناصر تقسیماتی به همراه شمارة مصوبات آن، تهران ۱۳۸۰ ش؛ بلاذری؛ عباس جعفری، گیتاشناسی ایران، ج ۱: کوهها و کوهنامة ایران، ج ۲: رودها و رودنامة ایران، تهران ۱۳۶۸ـ۱۳۷۶ ش؛ جوینی؛ جهانگشای خاقان: تاریخ شاه اسماعیل، چاپ اللّه دتّا مضطر، اسلام آباد ۱۳۶۴ ش؛ حمداللّه مستوفی؛ د. فارسی؛ محمدابراهیم دهگان و ابوتراب هدائی، تاریخ اراک، ج ۱، اراک ?] ۱۳۲۹ ش [؛ محمدبن علی راوندی، راحة الصدور و آیة السرور در تاریخ آل سلجوق، به سعی و تصحیح محمد اقبال، بانضمام حواشی و فهارس با تصحیحات لازم مجتبی مینوی، تهران ۱۳۶۴ ش؛ یحیی بن عبدالغنی سرخوش، دیوان، چاپ سنگی تهران ۱۳۱۶؛ مرتضی سیفی فمی تفرشی، سیری کوتاه در جغرافیای تاریخی تفرش و آشتیان، تهران ۱۳۶۱ ش؛ فرهنگ جغرافیائی آبادیهای کشور جمهوری اسلامی ایران، ج ۴۸: قم ـ اراک، تهران: سازمان جغرافیائی نیروهای مسلح، ۱۳۷۴ ش؛ حسن بن محمد قمی، کتاب تاریخ قم، ترجمة حسن بن علی قمی، چاپ جلال الدین طهرانی، تهران ۱۳۶۱ ش؛ مرکز آمار ایران، سرشماری عمومی نفوس و مسکن ۱۳۷۵: نتایج تفصیلی کل کشور، تهران ۱۳۷۶ ش؛ نقشة تقسیمات کشوری ایران، مقیاس ۰۰۰، ۵۰۰، ۲:۱، تهران: گیتاشناسی، ۱۳۷۷ ش؛ مهرالزمان نوبان، نام مکانهای جغرافیایی در بستر زمان، تهران ۱۳۷۶ ش؛ عبداللّه بن فضل اللّه وصاف الحضره، تحریر تاریخ وصاف، به قلم عبدالمحمد آیتی، تهران ۱۳۴۶ ش؛ یعقوبی، البلدان.

جستارهای وابسته [ویرایش]

پیوند به بیرون [ویرایش]

جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ تفرش موجود است.