تفرش
مختصات: شرقی۵۰°۰۱′ شمالی۳۴°۴۱′ / °۵۰٫۰۲شرقی °۳۴٫۶۸شمالی
| تفرش | ||
|---|---|---|
|
|
||
| اطلاعات کلی | ||
| کشور | ||
| استان | مرکزی | |
| شهرستان | تفرش | |
| بخش | مرکزی | |
| نام(های) قدیمی | گبرش - طبرس | |
| مردم | ||
| جمعیت | ۱۳٬۴۱۹ (۱۳۸۵)[۱] | |
| زبان گفتاری | فارسی | |
| مذهب | شیعه | |
| جغرافیای طبیعی | ||
| ارتفاع از سطح دریا | ۱۹۷۳ متر | |
| اطلاعات شهری | ||
| پیششماره تلفنی | ۰۸۶۲۶۲۲ | |
| وبگاه | www.tafresh.net | |
تَفرِش یکی از شهرهای استان مرکزی در ایران و مرکز شهرستان تفرش است. در دوران کهن استان مرکزی عراق نام داشت در زمان حمله اعراب و تسلط آنان بر ایران این استان پهناور را عراق عجم میخواندند نظامی شاعر نامدار ایران در وصف استان عراق ابیات زیادی سرودهاست. در دوران بعد از قاجار عراق به اراک تغییر نام پیدا کردهاست. تفرش در شمال شرقی اراک واقع و در بین رشته کوههایی محصور است و اب و هوایی بسیار مطبوع دارد. شهر تفرش، مرکز شهرستان. در ارتفاع حدود ۸۷۸، ۱ متری، در ۸۵ کیلومتری شمال شرقی شهر اراک و در مسیر جادة اراک ـ آشتیان قرار دارد. کوههای قشلاق و گندم کوه از شمال و منار و نقره کمر از جنوب شرقی شهر را محصور میکنند؛ به این دلیل گاهی از تفرش با نام «چال تفرش» نیز یاد میشود. این شهر حدوداً در ۲۲۰ کیلومتری تهران و ۸۵ کیلومتری شمال شرقی اراک و در مسیر جادهٔ اراک-آشتیان قرار دارد[۲].
دیرینگی این شهر به پیش از اسلام میرسد و اغلب نام نخستین آن را «گبرش» میدانند که از «گبر» به معنی زرتشتی میآید. در دوران بعد از ورود اسلام و حاکمیت اعراب و زبان عربی بر ایران تفرش، طبرس نیز گفته شدهاست.
روستاهای پیشین فَم و تَرخوران محلههای اصلی شهر تفرش را تشکیل میدهند. دیگر روستاها که اکنون محلههای این شهر هستند عبارتاند از: دادمرز، کهک، کوکان، دینجرد، طاد، آلویجان، قلعه محی الدین، طراران (بالا و پایین)، معینآباد، زاغَر و کوهین[۳].
میدانهای اصلی شهر عبارتند از میدان فم (باغ ملی)، میدان آزادی، میدان مطهری و میدان شهرک. آرامگاه پرفسور محمود حسابی، بقعهٔ شاهزاده احمد (روستای کوهین)، و دانشگاه آزاد تفرش (در راه معینآباد) و دانشگاه صنعتی امیر کبیر، مسجد شش ناو از نقاط مهم شهر هستند.
محتویات |
[ویرایش] جمعیت
شهر تفرش، مرکز شهرستان. در ارتفاع حدود ۸۷۸، ۱ متری، در ۸۵ کیلومتری شمال شرقی شهر اراک و در مسیر جادة اراک ـ آشتیان قرار دارد. اهالی روستانشین تفرش عمدتاً به زراعت، باغداری، دامداری و صنایع دستی اشتغال دارند. محصول مهم این شهرستان، گندم و جو و حبوبات است. بادام و گردو و سیب و انگور و گلابیِ آنجا صادر میشود. قالی و قالیچه و گلیم از محصولات صنایع دستی آنجاست. فرشهای تفرش ارزش صادراتی دارند و مهمترین بازار فروش آنها در ایران، شهرهای همدان و تهران و در خارج از ایران کشور آلمان است (فرهنگ جغرافیائی آبادیها، ج ۴۸، ص ۴۲). اهالی تفرش اکثریت فارسی و جمعیت کمی در بعضی روستاها ترکی سخن میگویند. در سرشماری ۱۳۷۵ ش، جمعیت این شهرستان ۲۲۷، ۵۲ تن بود که از این میان، ۹۱۳، ۱۴ تن (ح ۲۸%) شهرنشین و بقیه روستانشین بودند.
[ویرایش] پیشینه
محدوده فعلی تفرش جز متصرفات مادها، هخامنشیان و اشکانیان بوده از دوره ساسانیان قبور حوض گونه زرتشتیان و بعض قلاع به یادماندهاست و بعد از آن در زمان طاهریان و صفاریان و سامانیان و آل بویه و غزنویان نیز با وجود عدم وجود آثار، جزو متصرفات آن به شمار میرفته در دورهٔ ساسانیان جزئی از حصهٔ قباد بودهاست. در دورهٔ خلافت عمر و همزمان با فتح اصفهان، کاشان و قم شهر تفرش نیز گشوده میشود. اما تا سالیان بعد، عدهٔ زرتشتیان در تفرش بسیار بودهاند. در دوره سلجوقیان نام تفرش به صورت طبرس رواج پیدا کرده وبرخی از بزرگان و علما خود رابه آن منسوب و مقلب نمودهاند به طور مثال کنیه طبرسی ویژه رجال شیعه بوده و مورد اصلی آن نیز کتب امامیه است و این انتساب با این که از عدد انگشتان دست تجاوز نمیکند، مشخص کننده نفوذ امامیه در تفرش و رواج آن از دیرباز است. پس از رحلت حضرت معصومه در قم و تبدیل شدن قم به یکی از مراکز مهم شیعه، تشیع به تفرش راه مییابد. چنانکه حمدالله مستوفی در سدهٔ هشتم، آن را شهری شیعهنشین معرفی میکند[۲].
در دوره خوارزمشاه تفرش دهستان در محدوده اقلیم عراق عجم (اراک)بودهاست و در فاصله سالهای ۷۴۰-۸۳۸ در حدود متصرفات آل جلایر محسوب میشدهاست. از مغولان و تیموریان هیچ اثری در تفرش دیده نمیشود در اوایل دورهٔ صفویه تفرش از شکارگاههای سلطنتی شاهان صفوی شمرده میشدهاست. در زمان حکومت شاه عباس اول عدهای از سادات تفرش به دربار صفوی راهیافتند.
این شاخه از سادات که به سبب در دست داشتن مهر حضرت سجاد معروف به میر مُهردار بودند، تا اواخر دورهٔ صفوی و تا زمان شاه سلطان حسین منصب مُهرداری شاهان صفوی را حفظ کردند. تفرش در روزگار صفویه بویژه پادشاهی شاه عباس بزرگ رو به آبادانی نهادهاست ومردم تفرش با انجام خدمات برجسته در دستگاههای حکومت صفوی نفوذ نمود تفرش در ایام سلطنت افشاریان تا سال ۱۲۱۸ جزو متصرفات ایشان بودهاست تختگاه زندیان شیراز و خاک تفرش در آن روزگار جزء متصرفات آنان بودهاست. و در این زمان مکتب خانههای متعددی در تفرش تاسیس شده که نوجوانان در آن ه به فرا گرفتن مقدمات فارسی و تعلم قرا، میپرداختهاند در دوران قاجاریه است که مردانی از تفرش در کار سیاست مملکت وارد میشوند و در راه خدمت به ایران حتی از بذل جان خود نیز دریغ نمیورزند باز در همین دورهاست کهبه سبب توجه پادشاهان قاجار به منطقه روحانیان و علمای مذهب عدهای از سادات بنی فاطمه تفرش در دستگاه حکومت رشد کرده تا جایی که به مناصب بزرگ گمارده میشوند و یکی از ویژگیهای دوره قاجاریه گسترش مکتب خانهها و تکثیر و فراوانی میرزاها در تفرش آشتیان و فراهان است ولی روی هم رفته جامعه تفرش در دوره قاجاریه دهقانی ولی غیر متحجر بودهاست. در دورهٔ قاجاریه تعداد زیادی از اهالی تفرش به سبب سواد و خوشخطی به مشاغل دیوانی و منشیگری گمارده شدند.
ابن مقفع بنای آن را به «طبرش بن همدان» نسبت دادهاست (قمی، ص ۷۸ـ ۷۹). ظاهراً در دورة ساسانیان جزو حصة قباد، که آن را «خورة قباد» میگفتند، بوده است؛ چنانکه حسن بن محمد قمی در تاریخ قم (ص ۹۱) به تپهای در قم مشرف بر تفرش به نام «تلّمآستر»، که یکی از سیزده تفریحگاه «مملکت قباد» بوده، اشاره کردهاست. ظاهراً در دورة خلافت عمربن خطاب (۱۳ـ۲۳) هم زمان با فتح قم و اصفهان و کاشان، تفرش نیز فتح شد (رجوع کنید به بلاذری، ص ۳۰۵ـ۳۰۶). در قرن دوم تفرش یکی از رستاقهای قم بود (رجوع کنید به قمی، ص ۲۶۳).
در زمان هارون الرشید (۱۷۰ـ۱۹۳) سلمة بن سلمه همدانیرستاق تفرش و مزارع آن را به مهاجران عرب اشعری واگذار کرد (همان، ص ۲۶۳). در قرن سوم، یعقوبی (همانجا) نیز تفرش را یکی از رستاقهای قم ضبط کردهاست. پس از رحلت حضرت معصومه در ۲۰۱، قم به یکی از مراکز مهم شیعه تبدیل شد و مذهب شیعه از آنجا به ناحیة تفرش راه یافت. به نوشتة راوندی (ص ۳۹۵)، تفرش و آوه (آبه) و قم و کاشان در دوران وی، قرن ششم، از مکانهای رافضیان بودهاست. در قرن هشتم، حمداللّه مستوفی (ص ۶۸) آن را ولایتی با سیزده دیه، هوای معتدل، غله، میوه و شش هزار دینار حقوق دیوانی خوانده و اهالی تفرش را شیعه و فم و طرخوران را از روستاهای بزرگ آن ذکر کردهاست. از این دوره دستِکم تا قرن دهم مطلب چندانی در بارة تفرش دیده نشدهاست.
ظاهراً تفرش در دورة صفوی (ح ۹۰۶ـ ۱۱۳۵) و حتی پس از آن برای شکار موقعیت مطلوبی داشته و از شکارگاههای شاه اسماعیل اول (حک:۹۰۵ـ۹۳۰) محسوب میشدهاست (جهانگشای خاقان، ص ۴۱۲). در دورة صفوی، بویژه در زمان حکومت شاه عباس اول (۹۹۶ـ ۱۰۳۸)، تفرش آباد شد و بزرگان آن توانستند به دربار راه یابند (سیفی فمی تفرشی، ص ۱۲۱؛ نیز رجوع کنید به اسکندر منشی، ج ۲، ص ۷۵۶). در اوایل قرن یازدهم، امین احمد رازی(ج ۲، ص ۴۹۰) تفرش را ولایتی در اقلیم چهارم، با آب و هوای معتدل و میوههای خوب وصف کرده و نوشته که آب آنجا از چشمه و کاریز تأمین میشود (همان، ج ۲، ص ۴۹۱). وی در بارة غار گاوخور نیز سخن گفتهاست.
میرزا یحیی سرخوش (ص ۱۰ـ۱۱)در دورة ناصرالدین شاه قاجار (۱۲۶۴ـ۱۳۱۳) تفرش را ییلاق ممتاز عراق (اراک) خوانده و گفتهاست که خشکبار آن به خارج از کشور صادر میشود. وی (ص ۱۲) اهالی آنجارا خوش سیما و صاحب ذوق و هنر و دانش وصف کردهاست.
اعتمادالسلطنه (ج ۱، ص ۷۵۶) نیز در همین دوره، به شکارگاه خوبی در حوالی تفرش که در آن ارغالی (قوچ کوهی) و کبک بسیار بوده و نیز به قلعهای در آبادی خرازان و قناتی قدیمی در طرخوران به نام خرزنویه و امامزادهای به نام احمدبن موسی علیه السلام اشاره کردهاست.
[ویرایش] وجه تسمیه
برخی نام شهر تفرش را، به سبب آنکه در سدههای قبل از اسلام و حتی پس از آن زردشتیان گبر در آن سکونت داشتند، «گَبْرِش» به معنای «جایگاه آتش» میدانند [۲]. و برخی نیز گفتهاند که نام آن از نام بانی تفرش، طبرش بن همدان یا به گفتة بعضی آرش کمانگیر گرفته شدهاست [۲].(نوبان، ص ۱۴۷؛ قمی، ص ۷۸ـ۷۹). نام تفرش در منابع به صورتهای طیرس، طَبْرَش، طبرس، تبرس، طبرتو، تپرش، تبرش و طفرش آمدهاست (یعقوبی، ص ۲۷۴؛ قمی، ص ۷۸؛ جوینی، ج ۲، ص ۱۹۱؛ دهگان و هدائی، ج ۱، ص ۱۴۵؛ وصاف الحضره، ص ۱۰۶؛ سیفی فمی تفرشی، ص ۱۳). نام تفرش در منابع به شکلهای تپرش، تبرش، تبرس، طبرس و طفرش آمدهاست[۲].
[ویرایش] تقسیمات کشوری
به لحاظ تقسیمات کشوری، تفرش تا قبل از ۱۳۳۶ ش نام یکی از دهستانهای اراک در استان یکم (مرکزی) بود (ایران. وزارت کشور. ادارة کل آمار و ثبت احوال، ج ۱، ص ۷۷). در ۱۳۳۶ ش، قسمتی از بخش فراهان به نام «فراهان بالا» از توابع شهرستان اراک، قسمتی از بخش خَلَجستان از توابع شهرستان قم (شامل دهستانهای دستجرد، راهجرد و وَزوا)، و دهستان آشتیان، شهرستان تفرش را تشکیل دادند. در ۱۳۳۷ ش، دهستان آشتیان یکی از بخشهای شهرستان تفرش شد (د. فارسی، ذیل «آشتیان» و «تفرش»). در ۱۳۵۶ ش، آشتیان شهرستانی مستقل، و تفرش شامل بخشهای حومه و فراهان و دهستان رودبار در استان مرکزی شد. در ۱۳۵۸ ش، دَه آبادی از بخش فراهانِ تفرش جدا و جزو بخش مرکزی شهرستان آشتیان گردید (سیفی فمی تفرشی، ص ۴۶ـ۴۷). در ۱۳۶۶ ش، در شهرستان تفرش چهار دهستان (بازرجان، فِشْک، رودبار، فرمهین) ایجاد شد. در ۱۳۶۹ ش، این شهرستان مشتمل بود بر بخش مرکزی به مرکزیت شهر تفرش شامل دهستانهای بازرجان و رودبار، و بخش فراهان به مرکزیت آبادی فرمهین شامل دهستانهای فرمهین و فشک (ایران. قوانین و احکام، ص ۷۲۸، ۸۱۶). در تقسیمات کشوری ۱۳۷۴ ش، دهستانهای خرازان و کوه پناه نیز جزو این شهرستان ذکر شدند و تاکنون به همین صورت در تقسیمات کشوری باقی ماندهاند.
[ویرایش] نامداران
تفرش در گذشته شامل سرزمینی وسیعی که شامل فم و طرخوران، آشتیان و فراهان وحدود ۸۰۰ روستای کوچک و بزرگ میشد. با افزایش جمعیت و بزرگ شدن شهرها و تقسیمات جدید کشوری این شهرستان تجزیه و شهرهای آشتیان و فراهان از تفرش جدا و مستقل شدند. ولی از جهت رفت و آمد در فاصله زمانی بسیار کمی نسبت به تفرش قرار دارند؛ بنابراین بسیاری از بزرگان و نامداران که تفرشی خوانده میشوند مربوط به این شهرستانها میباشند.
به نقل از اسناد و مدارک موجود و دستنوشتهها و میراث بهجامانده، تفرش خاستگاه اندیشمندان، کاتبان و بزرگان بسیاری بودهاست. تفرش به داشتن میرزاها و افراد باسواد معروف بوده و هنر خوشنویسی و منشیگری در آن رواج زیادی داشتهاست. در دورهٔ قاجار خط و سیاقنویسی را منحصر مردم این ولایت دانستهاند که میرزا و منشی به سراسر ایران بهویژه تهران و تبریز گسیل میداشتند.[۴]
نظامی گنجوی را به استناد اشعارش متولد روستای تا در تفرش میدانند. نظامی خود میسراید:
زمانیست در خاک گنجه گمم / ولی از قهستان شهر قمم**** به تفرش دهی هست تانامِ او/ نـــظامــی از آنـــجا شــده نامجو
شیخ بهایی نیز در اشعار خود بهاین انتساب اشاره و شهادت میدهد:
ز اهل تفرش است آن گوهر پاک|ولی در گنجه چون گنج است در خاک
لطفعلی آذر بیگدلی نیز درمقدمه یوسف وزلیخای خود گفتهاست:
دگرسرودیار قم نظامی کزو ملک سخن دارد تمامی ** زخاک تفرش است آن گوهر پاک ولی در گنجه مدفونست در خاک
دیگر نامداران:
- قادر عبدالله، حسین سجادی قائممقامی فراهانی با نام نویسندگی قادر عبدالله یکی از نویسنگان ایرانی است که از سال ۱۹۸۸ میلادی به کشور هلند مهاجرت کرده و پس از آموختن زبان هلندی در مدتی کوتاه، یکی از نویسندگان سرشناس هلند شدهاست. او یکی از نوادههای «میرزا ابوالقاسم قائممقام فراهانی» است.
- نبوی تفرشی
- نظامی شاعر و داستانسرای پارسیگوی سدهٔ شش خورشیدی
- شیخ طبرسی، فقیه و مفسر قرآن سدهٔ پنج و شش خورشیدی
- میرعلام تفرشی عالم برجسته وجلیل القدرشرعیات مربوط به قرن یازدهم هجری واواخر دوران صفویه از شاگردان مقدس اردبیلی
- امیر فیض الله عبدالقاهر حسینی تفرشی عالم برجسته وجلیل القدرعقلیات مربوط به قرن یازدهم هجری واواخر دوران صفویه از شاگردان مقدس اردبیلی
- اسماعیل خان لشکر نویس تفرشی معروف به دبیر، استاد بی نظیر تاریخ و صاحب کتاب نُخَبتُه التواریخ
- سیدالوزراء میرزا عیسی، وزیر عباس میرزا
- قائممقام فراهانی، خطاط، نویسنده و صدراعظم ایران در دورهٔ محمد شاه
- امیر کبیر، صدراعظم ناصرالدین شاه قاجار
- میرزا مهدی بدایع نگار، دولتمرد و ادیب دورة قاجار؛
- علی منصور، سیاستمدار و دو دوره نخست وزیر ایران
- عبدالحسین هژیر، سیاستمدار و نخست وزیر ایران از خرداد ۱۳۲۷ تا آبان ۱۳۲۷
- آقاعلیاکبر خان فراهانی، معروف به جناب میرزا، از نوازندگان برجستهٔ دربار ناصرالدین شاه و استاد نواختن تار
- آقا غلامحسین، نوازندهٔ تار
- آقا حسینقلی، نوازندهٔ تار
- میرزا عبدالله فراهانی، ردیفدان و نوازندهٔ تار
- احمد عبادی، نوازندهٔ تار
- علی اکبر شهنازی، ردیفدان و نوازندهٔ تار
- عبدالله دوامی، موسیقیدان و استاد تصنیف
- حسینعلی نکیسا، و ردیفدان خوانندهٔ عصر قاجار و پهلوی
- مؤذن تفرشی
- ابوالقاسم سحاب
- محمود حسابی، فیزیکدان و بنیانگذار دانش فیزیک نوین در ایران
- عباس سحاب، جغرافیدان و کارتوگراف، بنیانگذار دانش نقشهنگاری نوین در ایران
- احمد پارسا، بنیانگذار دانش گیاهشناسی در ایران
- ابوالقاسم بهرامی، بنیانگذار دانش میکروبشناسی در ایران
- علیرضا افضلیپور، بنیانگذار دانشگاه شهید باهنر کرمان
- فروغ فرخزاد، شاعر معاصر
- پوران فرخزاد، نویسنده، مترجم، منتقد ادبی، روزنامهنگار و پژوهشگر
- غلامحسین ابتهاج، سیاستمدار و نمایندهٔ مجلس شورای ملی
- ابوالحسن ابتهاج، مدیر عامل سازمان برنامه و بانک ملی ایران در دههٔ بیست و سی خورشیدی
- ژاله قائممقامی، شاعر، مادر حسین پژمان بختیاری
- میرزا مهدی بدایعنگار، دولتمرد و ادیب دورهٔ قاجاریه
- مظاهر مصفا، استاد دانشگاه، شاعر و مصحح نسخ خطی
- محمد قریب، پدر طب اطفال ایران
- آیت الله سید محمود میرسپاسی نماینده آیت الله سید محمد گلپایگانی مرجع تقلید، در تفرش.
[ویرایش] هنرمندان مشهور تفرش
- علی مصفا، بازیگر و کارگردان
- مرتضی احمدی، بازیگر
- علی حاتمی، کارگردان
- آزیتا حاجیان، بازیگر سینما و تئاتر
- مهرانه مهین ترابی، بازیگر
- بهزاد فراهانی، بازیگر و کارگردان سینما و تئاتر
- سیما بینا، آهنگساز و خواننده
- اسماعیل میرفخرایی، مجری تلویزیون
- هوشنگ سیحون، معمار
- فتحعلی واشقانی، خوشنویس
- علی منظوری حقیقی، خوشنویس
- عباس منظوری، خوشنویس
[ویرایش] علمای دینی تفرش
|
|
لحن این مقاله برای دانشنامهٔ ویکیپدیا نامناسب است. لطفا کلمات ستایشگونه و غیر ادبی و عبارات غیردانشنامهای موجود در این مقاله را بزدایید. برای راهنمایی بیشتر صفحهٔ راهنمایی برای نوشتن مقالههای بهتر را ببینید. |
[ویرایش] جد رهبری جمهوری اسلامی
تفرش محل زندگی بسیاری از سادات بوده که با وجود مقابر آنها اطلاع دقیقی از زندگی آنان در دست نیست از جمله این سادات دو جد از نیاکان رهبری فعلی جمهوری اسلامی آیت الله سید علی خامنهای است. آیت اله خامنهای در تاریخ ۲۷ آبان سال ۱۳۷۹ در اجتماع مردم تفرش، تفرشی بودن خود را مورد تائید و تاکید قرار دادند.
ایشان در سخنان خود عنوان کردند: "سلسله سادات حسینی تاجناب سید قطب الدین، دو رشته میشوند؛ یک رشته، رشتهٔ سید ظهیرالدین و سید فخر الدین است، معروف به میر فخرا؛ که سلسله ماست. حضرت سید فخرالدین جزو اجداد ماست که از اولاد قطب الدینند. یک سلسله دیگر یک شعبه دیگر از اولاد سید قطب الدین، خانواده قائم مقام فراهانی هستند که آنها هم بزرگانی بودند تا میرسند به میرزا عیسی و بعد میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی، که آنها هم جزو همین سلسله سادات حسینی هستند. که از قطب الدین سلسله ما سادات تفرشی و منطقه تفرش و آشتیان و اینها از سلسله آنها جدا میشوند، اینها بیشتر مرد علم و دیانت بودند، آنها بیشتر مرد سیاست بودند و سید فخرالدین که معروف به میر فخراست نوه سید فخرالدین مرحوم سید محمد تقی است که پسر سید محمد تقی، جوانی است به نام سید محمد، از تفرش بلند میشود میرود به طرف آذربایجان آنجا این سلسله میشوند خامنهای. مرحوم سید محمد که از تفرش به خامنه رفته و در آنجا ساکن شده آن سید تفرشی را در شهر خامنه نگه میدارد و پدر من که نوه سید محمد است از تبریز میروند مشهد، ما حالا از مشهد برگشتیم تفرش."
[ویرایش] دو سادات: میرعلام تفرشی و امیر فیض الله عبدالقاهر حسینی تفرشی
درمحله استادیوم تفرش قبرستان قدیمی بنام سماق بنه وجود داشت که بواسطه گسترش شهردیگر تقریبا اثری ازآن نیست فقط در جنب ساختمان مدرسه شبانه روزی سابق بقعهای بجای ماندهاست که مدفن عالم برجسته وجلیل القدر (میرعلام تفرشی) میباشدکه قدمت آن به قرن یازدهم هجری واواخر دوران صفویه میرسد که البته سنگ قبر آن بواسطه ارزش تاریخی بسرقت رفتهاست میرعلام تفرشی از شاگردان مقدس اردبیلی و مورد وثوق کامل یشان بوده به حدی که مقدس اردبیلی به شاگردان خود گوشزدمی کنند که پس از من برای حل مشکلات علمی خود در شرعیات به میر علام و در عقلیات به امیر فیض الله عبدالقاهر حسینی تفرشی رجوع کنید در حال حاضر هم تمام علمای اعلام و فقهای عظام به قدر و منزلت علمی و مذهبی میر علام واقف میباشند.
[ویرایش] اسماعیل خان دبیر
همچنین دراین بقعه اسماعیل خان لشکر نویس تفرشی معروف به دبیر صاحب کتاب نُخَبتُه التواریخ در کنار میرعلام تفرشی مدفون میباشد وی استاد بی نظیر در تاریخ میباشد نخبته التواریخ تاریخ جامعی است در نظم و نثر که از آغاز اسلام تا آخر سلطنت مظفر الدین شاه قاجار نگاشته شده وگزارش ائمه و رجال و جلوس و وفات پادشاهان و ارتحال علما و حوادث مهم و سوانح میباشد و برای هر یک مسله تاریخی متناسب متین و شیوا تالیف شدهاست.
[ویرایش] آیت الله سید جوادمیرسپاسی،
آیت الله سید جوادمیرسپاسی، فاضل وعالم ربانی و نماینده مرحوم آیات عظامحاج سید محمدرضا گلپایگانی وشیخ محمد تقی بهجت فومنی مرجع تقلید بزرگ ایران در تفرش بودند که با وجود ناشناخته بودن، مردم بومی ارادت بسیار خواستی به ایشان داشته و یاد ایشان را همواره گرامی میدارند ایشان در کنار مزار امام زاده احمد آرمیدهاند.
[ویرایش] امام جمعهها
بعد از ایشان تا کنون در این شهر روحانی بومی وجود نداشتهاست و از طرف حکومت روحانیون منصوب میشوند که هیچ سنخیت فکری و قومی با تفرشیها ندارند، حکومتی عمل میکنند و به قومیت آنها احترام نمیگذارند مثلا در یک مورد تفرشیها به پروفسور سید محمود حسابی ارادت ویژهای دارند وقتی نام ایشان را خواستند بر روی پل جدیدالاحداثی در جاده گیان - تفرش بگذارند امام جمعه وقت تفرش بابائیان گفته بود میخواهید نام پل را به اسم یک پیرمرد طاغوتی کرواتی بگذارید!!!که نام پل را به نام شهید سردار حاج سعید سلیمانی را گذاردند که گرچه تفرشیها به زبان نمیآورند امااین امام جمعه نزد آنان منفور بوده و از آن به بدی یاد میکنند که شخصیت علمی و بزرگی مثل پروفسور حسابی که صدها دانشجوی نخبه تربیت و به این مملکت تحویل داده و کارهای علمی و تربیتی زیادی انجام داده تا این حد پایین آورده شده و طاغوتی کرواتی خوانده میشود حال خود چفیه عربی استفاده میکنند که گرچه آن نماد غربی تیست ولی ایرانی هم نیست و دوازده سال است که به لباس روحانیت راه پیدا کردهاست. ضمن اینکه تفرشیها به شهدا احترام خاصی قائل بوده و در جنگ تحمیلی شهدای بسیاری تحویل انقلاب اسلامی دادهاند و با شهدای بسیاری که دارند نام گذاری پل به نان شهید سلیمانی که تفرشی نیست وجنبه دستوری و خودسری امام جماعات حکومتی را دارد خوشایند آنان نیست.
[ویرایش] آثار تاریخی
- مقبره میرعلام تفرشی و اسماعیل خان لشکر نویس تفرشیدر قبرستان قدیمی بنام سماق بنه درمحله استادیوم مربوط به قرن یازدهم هجری واواخر دوران صفویه
- بقعهٔ ابوالعلی مهدی بن محمد از نوادگان جعفر صادق (دورهٔ ایلخانی)
- بقعهٔ امامزاده محمد از نوادگان جعفر صادق (دورهٔ خوارزمشاهیان)
- مسجدجامع ششناو (دورهٔ سلجوقی)که یکی از قدیمترین مساجد تفرش است و مقصوره و شبستان و ایوان و صحن دارد و به سبب داشتن کاریزی قدیمی در صحن مسجد، که آب آن از طریق شش ناودان توزیع میشده، ششناو خوانده شدهاست. مقصورة ششناو، گنبدی به شکل کلاهخود متعلق به دورة سلجوقی دارد. به روایتی این مقصوره بر روی قبر محمد محدّث، از صحابة امام حسن عسکری علیه السلام، ساخته شدهاست. در سمت شمالی مقصوره، ایوانی متعلق به دورة صفوی دیده میشود (فرهنگ جغرافیائی آبادیها، ج ۴۸، ص ۴۲؛ سیفی فمی تفرشی، ص ۹۲ـ ۹۵، ۱۰۰، تصاویر بین ص ۱۲۰ـ۱۲۱، ۲۰۰).
- بقعهٔ شاهزاده احمد و بقعهٔ امامزاده قاسم (دورهٔ صفویه)
- مسجدجامع فَم در مرکز شهر تفرش
- بقعهٔ آقامؤمن تفرشی (داعی انجدانی)، حکیم و عارف و شاعر سدهٔ یازدهم و دوازدهم
- تکیهٔ زاغرم (دورهٔ قاجار)
- ویرانههای برج آقابیک در بازرجان
- قلعة مراد سلطان متعلق به دورة زندیه در بازرجان
- بقایای قبرهای قدیمی با سنگ قبرهای سفالی در آبادی کبوران (فرهنگ جغرافیائی آبادیها، ج ۴۸، ص ۴۲، ۱۳۹؛ سیفی فمی تفرشی، ص ۱۵)
- آب انبار بلور (دورهٔ قاجار)
- خانهٔ میرفخرایی (دورهٔ قاجار)
- خانهٔ ضیایی (دورهٔ قاجار)
- خانه و محل تولد محمود حسابی [۵]
- قلعه باغکه (دوره قاجار)
از دوران پیش از اسلام نیز یادگارهایی در منطقهٔ تفرش به جا ماندهاست، از جمله: از قلعههای گبری، سنگنگارههایی در مناطقی از نقاط بیابانی تفرش و گورهای نشسته بر فراز روستای کبوران (گبران). از دیگر بناهای باستانی تفرش، آتشکدهای است که بر فراز روستای کبوران جای گرفته و به چهار طاقی معروف است[نیازمند منبع].
[ویرایش] زیارتگاههای تفرش
- امامزاده احمد، از نوادگان امام موسی کاظم علیه السلام، متعلق به سدة نهم در آبادی کوهین ایوان
- بقعة ابوالعلی مهدی بن محمد، از نوادگان امام جعفرصادق علیه السلام
- امامزاده محمد، فرزند امام جعفرصادق علیه السلام، متعلق به دورة خوارزمشاهیان
- امامزاده بی بی خاتون در آبادی فَرَسْمانه
- امامزاده بی بی / بی بی ستین در طرخوران / ترخوران
- مقبرة عُزَیْر نبی، متعلق به ۹۵۷ در آبادی دینجرد/ دینگرد؛
[ویرایش] کتابفروشیها
در بازار قدیم ترخوران و تفرش و آشتیان پیشههایی مانند عطاری، دوافروشی، قماش فروشی، صحافی، دوزندگی و غیره رواج داشت که این پیشهوران علاوه بر کالاهای خود، کتاب هم به فروش میرساندند. از پیشگامان کتابفروشی در شهر میتوان میرزا محمدعلی پسر احمد آشتیانی (زنده به سال ۱۳۱۱ خورشیدی) (از صحافان شهر)، کربلایی محمود بازرجانی در محلهٔ فَم، و مشهدی محمدحسین جعفری در بازار ترخوران تفرش را نام برد[۶]
با گذر زمان دکانهای دوگانهفروش بیشتر به شکل کتابفروشی درآمدند و در آنها علاوه بر کتاب نشریاتی مانند حبلالمتین، صور اسرافیل، فرنگستان، ملت، وقایع اتفاقیه به مشتریان عرضه میشد[۶]. شهر تفرش در دههٔ ۱۳۷۰ خورشیدی دارای پنج فروشگاه کتاب بود. از کتابفروشیهای قدیمی تفرش میتوان به اینها اشاره کرد:
- کتابفروشی حاج شیخ ابوالقاسم حیدری در محلهٔ فم
- کتابفروشی سِیّد جواد میرحسینی در محلهٔ ترخوران
- کتابفروشی مشهدی محمدحسین جعفری در محلهٔ ترخوران
- کتابفروشی آقا سِیّد موسی[۶].
[ویرایش] صنایع دستی
محصولات تزیینی وهنری ساخته شده از مس، مهمترین فعالیتهای صنایع دستی است که یکی از سوغات اصلی تفرش را تشکیل میدهد. فرآوردهها و فعالیتهای دیگر مردم، قالیبافی، گیوهدوزی، صنایع دستی مسی، خشکبار، زنبورداری، دامداری و مرغداری است[نیازمند منبع].
[ویرایش] خصوصیات جغرافیایی
[ویرایش] کوههای تفرش
از کوههای مهم آن، کوه گُوجِه (بلندترین قله ح ۱۴۱، ۳ متر)، کوه دوقلو دو بَرادران (بلندترین قله ح ۹۲۱، ۲ متر) و قرِه گُوزیل قَرِلان (بلندترین قله ح ۴۲۰، ۲ متر) است (جعفری، ج ۱، ص ۲۵۸، ۴۰۱، ۴۸۲). در این شهرستان غارهایی وجود دارد، از جمله: گاوخور/ گاوخُل (خل در اصطلاح محلی: سوراخ)، علی خورنده، و اَمْجَک.
کوههای قشلاق (ارتفاع ح ۳۶۲، ۲ متر) و گندم کوه (ارتفاع ح ۱۵۶، ۲ متر) از شمال و منار (ارتفاع ح ۲۳۷، ۲ متر) و نقره کمر (ارتفاع ح ۳۷۹، ۳ متر) از جنوب شرقی شهر را احاطه کرده اند؛ ازینرو تفرش را «چال تفرش» هم خواندهاند (سیفی فمی تفرشی، ص ۵۰).
درقسمت شمال شهر تفرش قله گندم کوه واقع شدهاست این کوه مخروطی شکل۲۱۵۶متر ارتفاع داردوتقریبا از تمام نقاط شهر قابل رویت میباشدوبنا به گفته قدیمی هابه این علت گندم کوه نامیده میشود که اگر ازفراز گردنه خرازان به این کوه وتپه مجاور آن نگاه کنیدمشاهده میکنید که کوه گندم کوه مانند یک خرمن بزرگ گندم است وتپههای مجاور آن مانند انبوهی از خرمن وگندمهای کوبیده نشدهاست
دیگر کوههای معروف: دیمنار، کوه دایرهای علی خورنده که دو غار علی خورنده و گاوخور در آن است و این کوه دایرهای زیبا نماد شهر است که از همه جای شهر قابل رویت است،
[ویرایش] رودخانههای تفرش
رودهای مهم این شهرستان عبارت اند از: آبْکَمَر که از ارتفاعات جنوبی تفرش سرچشمه میگیرد و در حدود ۲۳ کیلومتری شمال غربی شهر تفرش به رود قَره چای میپیوندد؛ فرمهین که از دهستان رودبار سرچشمه میگیرد و پس از آبیاری بخشهایی از اراضی شهرستان، به کویر میقان میریزد؛ قَره چای که بخشهایی از اراضی شمالی شهرستان را آبیاری میکند و سپس به دریاچة نمکِ قم میریزد (جعفری، ج ۲، ص ۸۷، ۳۲۹ـ۳۳۱؛ فرهنگ جغرافیائی آبادیها، ج ۴۸، ص ۴۱). رود آب کمر در شهر جریان دارد. آب و هوای شهر نسبتاً سرد و خشک است. حداکثر دمای آن ْ۳۲ در تابستانها و حداقل آن ْ۱۵- در زمستانها و میانگین بارش سالانة آنجا حدود ۲۶۰ میلیمتر است.
[ویرایش] پوشش گیاهی
در بیابانهای مستعد و استثنایی این منطقه نیز گیاهان متنوع وحشی و دارویی بسیار رشد میکند. همچنین گیاهانی نظیر زیتون و زعفران که در دوآب وهوای متفاوت رشد میکنند، هر دو در تفرش کشت میشوند. یکی دیگر از نامهایی که تفرش به آن معروف است «شهر گردو و بادام» است. علت خوب بودن این دو محصول در این منطقه، وجود درصد کمی آهک در خاک منطقهاست. بزرگترین درخت گردو با محیط ۶ متر و قطر ۱٫۹ متر در روستای دلارام (تراران) قرار دارد و سالانه پانزده هزار عدد گردو میدهد[نیازمند منبع]. باتوجه به محصوربودن شهرستان تفرش درمیان کوههای فلات مرکزی ایران کوههای تفرش نیز از ابتدای فصل بهارشاهد رویش انواع گونههای گیاهی که برخی از آنها خوردنی وبرخی دیگر دارای خواص طبی میباشند درفصل بهار در کوههای تفرش انواع گیاهان مانند:آویشن-ریواس –بالامبو(باریجه) کنگر –موسیر- گون کتیرا ودهها گونه ارزشمنددیگرمیروید که دراین فصل برخی از اهالی تفرش به کوهها رفته وضمن کوهنوردی وتفریح به چیدن این گیاهان نیز میپردازند دربهاردوگونه ریواس وبالامبو بیشتر مورد توجه میباشندکه برای برخی نیز جنبه اقتصادی وفروش آن دربازار رانیز داردگه البته گیاه بالامبو حفاظت شده وچیدن آن محدودیت بسیاری دارد. همچنین گل خطمی، شیرین بیان، گل بابونه، خاکشیر، کاسنی، شاتره رویش فراوان دارد.
[ویرایش] حیات وحش
گرگ، روباه، جوجه تیغی، خرگوش، بز کوهی، کبک، قرقاول و قرقی از حیوانات وحشی است که در این منطقه دیده میشود. در گذشتههای دور دارای آهو و پلنگ هم بوده که نسل آن به دلیل شکار منقرض شدهاست..[۷]
[ویرایش] آب معدنی
یکی از جاذبههای طبیعی تفرش آب معدنی «چشمه گراو» است. این چشمه به فاصله ۵ کیلومتری تفرش میان دو روستای کبوران و طراران واقع گردیده و دسترسی به آن آسان است. آب آن معدنی و دارای خواص درمانی است[نیازمند منبع].
[ویرایش] آبیاری
سیستم آبیاری و هدایت آب، از دیرباز در این شهر به صورت قنات و آب انبار بوده و ویرآبهای متعددی با توانایی مهندسی بالا، جهت مصارف شرب یا کشاورزی ساخته شدهاست.
در سال ۱۳۸۵ خورشیدی شهر تفرش ۵۰۵۰ فقره انشعاب آب و ۳۸۰۰ فقره انشعاب فاضلاب، یک باب تصفیهخانه فاضلاب با ظرفیت تصفیه ۲۰ لیتر در ثانیه داشت.[۸]
[ویرایش] معادن
این شهرستان، معادن گچ، سنگ ساختمانی، خاک نسوز، سنگ تراورتن و سنگ آهک دارد. صنایع آن عبارت اند از: کارگاههای یخ سازی، ریخته گری، پِرِس کاری، مبل سازی، گونی بافی، موزاییک سازی و آسفالت سازی (همان، ج ۴۸، ص ۴۱ـ۴۲).
[ویرایش] راهها و حمل و نقل
شهر تفرش با راه اصلی به اراک و باجادة سراسری تهران ـ اصفهان، از طریق شهر دستجرد (در استان قم) و دلیجان، به مرکز استانِ اصفهان مرتبط میشود. تفرش در ۱۳۳۳ ش به شهر تبدیل شد (ایران. وزارت کشور. معاونت سیاسی و اجتماعی. دفتر تقسیمات کشوری، ۱۳۸۰، ص ۸۱). در سرشماری ۱۳۷۵ ش، جمعیت آن ۵۵۵، ۱۲ تن ذکر شدهاست.
[ویرایش] پانویس
- ↑ «نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن ۱۳۸۵، جمعیت تا سطح آبادی بر حسب سواد». وبگاه رسمی مرکز آمار ایران. بازبینیشده در آبان ۱۳۹۰.
- ↑ ۲٫۰ ۲٫۱ ۲٫۲ ۲٫۳ ۲٫۴ دائرهالمعارف اسلامی. مدخل تفرش. بازدید در تاریخ ۱۶ مارس ۲۰۱۱.
- ↑ روزنامهٔ ایران
- ↑ آذرنگ، عبدالحسین. ص۲۳۹.
- ↑ وبگاه شهر تفرش. فهرست آثار ملی ثبت شدهی تفرش. بازدید در تاریخ ۱۶ مارس ۲۰۱۱.
- ↑ ۶٫۰ ۶٫۱ ۶٫۲ آذرنگ، عبدالحسین. ص.۲۴۱
- ↑ تفرش دانشنامه جهان اسلام
- ↑ سایت خبری شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور، بازدید: ژانویه ۲۰۰۹.
[ویرایش] منابع
- دهخدا، علیاکبر. لغتنامه دهخدا. تهران: چاپخانهٔ مجلس، ۱۳۳۵.
- مصاحب، غلامحسین. دایرةالمعارف فارسی. تهران: انتشارات فرانکلین، ۱۳۴۵.
- آذرنگ، عبدالحسین. کتابفروشی. تهران، ۱۳۸۳.
- دائرهالمعارف اسلامی. مدخل تفرش.
- مختصات و ارتفاع
- اسکندرمنشی؛ اعتمادالسلطنه؛ امین احمدرازی، هفت اقلیم، چاپ جواد فاضل، تهران: مؤسسة مطبوعاتی علمی، ] بی تا. [؛ ایران. قوانین و احکام، مجموعة قوانین و مقررات مربوط به وزارت کشور: از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی تا پایان سال ۱۳۶۹، تهران ۱۳۷۰ ش؛ ایران. وزارت کشور. ادارة کل آمار و ثبت احوال، کتاب اسامی دهات کشور، ج ۱، تهران ۱۳۲۹ ش؛ ایران. وزارت کشور. معاونت سیاسی و اجتماعی. دفتر تقسیمات کشوری، اسامی عناصر و واحدهای تقسیماتی همراه با مراکز، تهران ۱۳۷۹ ش؛ همو، سازمان تقسیمات کشوری جمهوری اسلامی ایران، تهران ۱۳۷۴ ش؛ همو، نشریة تاریخ تأسیس عناصر تقسیماتی به همراه شمارة مصوبات آن، تهران ۱۳۸۰ ش؛ بلاذری؛ عباس جعفری، گیتاشناسی ایران، ج ۱: کوهها و کوهنامة ایران، ج ۲: رودها و رودنامة ایران، تهران ۱۳۶۸ـ۱۳۷۶ ش؛ جوینی؛ جهانگشای خاقان: تاریخ شاه اسماعیل، چاپ اللّه دتّا مضطر، اسلام آباد ۱۳۶۴ ش؛ حمداللّه مستوفی؛ د. فارسی؛ محمدابراهیم دهگان و ابوتراب هدائی، تاریخ اراک، ج ۱، اراک ?] ۱۳۲۹ ش [؛ محمدبن علی راوندی، راحة الصدور و آیة السرور در تاریخ آل سلجوق، به سعی و تصحیح محمد اقبال، بانضمام حواشی و فهارس با تصحیحات لازم مجتبی مینوی، تهران ۱۳۶۴ ش؛ یحیی بن عبدالغنی سرخوش، دیوان، چاپ سنگی تهران ۱۳۱۶؛ مرتضی سیفی فمی تفرشی، سیری کوتاه در جغرافیای تاریخی تفرش و آشتیان، تهران ۱۳۶۱ ش؛ فرهنگ جغرافیائی آبادیهای کشور جمهوری اسلامی ایران، ج ۴۸: قم ـ اراک، تهران: سازمان جغرافیائی نیروهای مسلح، ۱۳۷۴ ش؛ حسن بن محمد قمی، کتاب تاریخ قم، ترجمة حسن بن علی قمی، چاپ جلال الدین طهرانی، تهران ۱۳۶۱ ش؛ مرکز آمار ایران، سرشماری عمومی نفوس و مسکن ۱۳۷۵: نتایج تفصیلی کل کشور، تهران ۱۳۷۶ ش؛ نقشة تقسیمات کشوری ایران، مقیاس ۰۰۰، ۵۰۰، ۲:۱، تهران: گیتاشناسی، ۱۳۷۷ ش؛ مهرالزمان نوبان، نام مکانهای جغرافیایی در بستر زمان، تهران ۱۳۷۶ ش؛ عبداللّه بن فضل اللّه وصاف الحضره، تحریر تاریخ وصاف، به قلم عبدالمحمد آیتی، تهران ۱۳۴۶ ش؛ یعقوبی، البلدان.
[ویرایش] جستارهای وابسته
[ویرایش] پیوند به بیرون
- پرتال تفرش
- وبگاه تفرش
- دانشگاه تفرش
- دانشگاه آزاد تفرش
- گروه اینترنتی تفرش
- روستای خانک (خانک بهشت گمشده)
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||