گویش بختیاری
این مقاله در باره گویش لری بختیاری است. برای دیگر کاربردهای واژه «بختیاری» به بختیاری (ابهامزدایی) بروید.
گویش بختیاری یا گویش لری بختیاری گویش مردم بختیاری است. بختیاریها جزئی از مردم لر بشمار میآیند و در جنوب غربی ایران ساکن هستند. [۱] گویش بختیاری از جمله گویشهای جنوب غربی ایران و یکی از شاخههای گویش لری به شمار میرود. [۱] این گویش تفاوتهای اندکی با سایر شاخههای گویش لری از جمله لری خرمآبادی و لری بویراحمدی دارد.
محتویات |
[ویرایش] گویشهای لری بختیاری
گویش بختیاری مانند دیگر گویشهای ایرانی جنوب غربی لهجههای متعددی دارد که به طور کلی از نظر جغرافیایی میتوان آن را به چهار نوع گویش تقسیم نمود :
- اول
منطقهٔ شرقی که قسمتی از دنبالهٔ رودخانهٔ کارون شهرهای شمالی وشمال شرقی خوزستان را شامل میشود و همسایهٔ کهکیلویه و بویراحمد نیز است و به طور طبیعی از گویش لری بویراحمدی تأثیر پذیرفته است. برای مثال تمام بختیاریها به «شما» میگویند «ایسا» (isa) اما در آن منطقه بر اساس گویش بویر احمد میگویند «ایشا» (ishA) میگویند.
- دوم
منطقهٔ جنوبی که بیشتر طایفهٔ مکوندی را در بر میگیرد و از رود زرد تا رامهرمز و هفتکل است و تحت تأثیر گویش طایفهٔ بهمئی قرار گرفته است .
- سوم
منطقه چهار لنگ که از فریدن و فریدونشهر تا دورود را شامل میشود. اگرچه در این منطقه تأثیر پذیری صورت نگرفته است، اما در بعضی واژهها از دیرباز این تفاوت وجود داشته است. مثلاً به عمو میگویند تتا در حالی که در مناطق دیگر به عمو میگویند تاته.
- چهارم
بختیاری میانی که شامل کلیهٔ طوایف هفت لنگ میشود. این محدوده از الیگودرز شروع و تا مناطق جنوبی ادامه دارد و قسمتی از چهار لنگ کیان ارثی است. میتوان گفت این گویش اصلی ترین گویش بختیاری است.
[ویرایش] حروف ویژه در گویش لری بختیاری
در لری بختیاری حروفی وجود دارد که در فارسی رایج تلفظ نمیشوند. بیشتر آنها بازماندگان زبان پهلوی می باشند.[نیازمند منبع]
ذال معجم: حرف «د» وقتی که پس از a ،A ،o ،i ،e ،y بیاید به گونهای دیگر تلفظ میشود («A» را «آ» فرض کنید و «a» را «فتحه») تلفظ به این طورت است که قسمت زیرین نوک زبان با دندانهای پیش فک زیرین مماس شده اما با دندانهای پیش فک بالا تماس بسیار نامحسوس است. اما «د» پس از صامتها به همان صورت معمول تلفظ میشود .
هاء میان تهی: گونهای «هـ» است که با تلفظی نرمتر از «هـ» تلفظ میشود. مانند پهل (pohl) به معنی پُل
واو غنه: کلمهٔ «نو» در فارسی رایج تقریباً با واو غنه تلفظ میشود. در گویش لری بختیاری برخی کلمات با این واو تلفظ میشوند. مثل nّon (یعنی نان)
[ویرایش] درباره گویش بختیاری
راولینسون در سفرنامه خود مینویسد:[نیازمند منبع]
| « | تاکنون این گویشهای رایج در منطقه زاگرس را بازمانده زبان پهلوی میدانستند ولی به نظر میرسد زبان لری از پهلوی باستان مشتق شده است که همزمان با زبان پهلوی به صورت جداگانه با آن تکلم میشده است | » |
محسن فارسانی در مقدمه دیوان ملا زلفعلی بختیاری این گویش ظریف را از مشتقات نزدیک زبان پهلوی میداند و در این خصوص مینویسد :[نیازمند منبع]
| « | خاک این منطقه به لحاظ کوهستانی بودن از هجوم اقوام بیگانه مصون مانده و گویش آنان کمتر با زبان ترکی و عربی مخلوط شده است. | » |
[ویرایش] کلمهها در گویش لری بختیاری
| کرنجال | خرچنگ |
| تاته | عمو |
| ددی | خواهر |
| دا | مادر |
| بو | پدر |
| گو | برادر |
| بتی | خاله |
| جومه | پیراهن ، جامه |
| تنبون | شلوار ، تنبان |
| چوغا | ایستاده |
| نُفت | دماغ |
| و در | بیرون |
| قاش | حیاط |
| بَرد | سنگ |
| کِتو | سک |
| گلو | گربه |
| ارس | اشک |
| پیشتیک | پیشونی |
| چکهَ | چانه |
| بق | غورباقه |
| گو دیم | عقرب |
| گرگراک | مارمولک |
| هولو | دایی |
| سوز | سبز |
| کَلوون | قهوهای |
[ویرایش] ضمایر
- ضمایر شخصی منفصل
مو (mo) ... من
تو (to) ... تو
هو (Ho) ... او/آن
ایما (imA) ... ما
ایسا (isA) ... شما
هونو/اونو (ono/hono) ... آنها
- ضمایر جمع
برای جمع در بختیاری از (ل) یا (یل) استفاده می شود
ایرانیل ... ایرانیها
مدادل ... مداد ها
- ضمایر ملکی متصل
اُم (om-) تَوَرُم (tavarom) تبرم (تبر من)
اِت (et-) تَوَر ِت (tavaret) تبرت
اِس (es-) تَوَر ِس (tavares) تبرش
اِمون (emun-) تَوَر ِمون (tavaremun) تبرمان
اِتون (etun-) تَوَر ِتون (tavaretun) تبرتان
اِسون (esun-) تَوَر ِ سون (tavaresun) تبرشان
اسامی مختوم به مصوت هنگام گرفتن ضمیر ملکی متصل تنها m یا t یا s یا mun یا tun و یا sun میگیرد.
مثل :
دام (dAm) مادرم
داسون (dasun) مادرشان
- ضمایر اشاره
یو (yo)هه (he) این
هو (ho) آن
یونو (yono) اینها
هه نو (heno) اینها
هونو (hono) آنها
[ویرایش] زمان افعال
- مضارع اخباری
شناسه + بن مضارع + -e
مثلاً خَردَن (xardan) به معنی خوردن بن مضارعش «خور» (xor) است:
میخورم: اِخورُم (exorom)
میخوری: اِخوری (exori)
میخورد: اِخوره (exore)
میخوریم: اِخوریم (exorim)
میخورید: اِخورین (exorin)
میخورند: اِخور ِن (exoren)
- مضارع التزامی
دستور ساختش مثل فارسی است
- ماضی مطلق
دستور ساختش مثل فارسی است (شناسه + بن ماضی)
- ماضی استمراری
شناسه + بن ماضی + -e مثل: اِخَردُم (exardom) میخوردم
- ماضی نقلی
e- + ماضی مطلق
خوردهام: خَردُمِه (xardome)
خوردهای: خَردیه (xardiye)
خورده است: خَردِه (xarde)
خوردهایم: خَردیمِه (xardime)
خوردهاید: خَردینِه (xardine)
خوردهاند: خَردِنِه (xardene)
- ماضی بعید
مثل فارسی است فقط به جای «بود» از «بید» استفاده میشود. مثلاً : خورده بودند = خَردِه بیدِن (xarde biden)
- آینده
برای بیان زمان آینده معمولاً همان مضارع اخباری به کار میرود
- نفی مضارع اخباری
نمیخورم: نیخورُم (nixorom)
نمیگویم: نیگُم (nigom)
[ویرایش] شباهتهای گویش بختیاری
سیوندی زبان مردم سیوند ۷۵ کیلومتری شمال شیراز از نظر صرف و نحو و واژگان بسیار به بختیاری شبیه است. در جدول زیر برخی کلمات مشترک با زبان کردی نمایش داده شده است.
| کردی | بختیاری | فارسی |
|---|---|---|
| vard | bard | سنگ |
| bonjeshk | bengesht | گنجشک |
| dadiya | dade | خواهر |
| did | di | دود |
| har | har | خر |
| kor | kor | پسر |
| magas | mayas | مگس |
| bogh | bagh | غورباقه |
| koloft | koloft | چاق |
| hime | hime | هیزم |
| ghela | ghela | کلاغ |
| avi | evei | آمد |
| soor | sor | قرمز |
| lew | lew | لب |
| esare | asare | ستاره |
| ime | ima | ما |
| ewane | wano | آنها |
[ویرایش] پانویس
[ویرایش] منابع
- محسن فارسانی، دیوان ملا زلفعلی بختیاری، انتشارات مشعل، ۱۳۷۵.
|
||||||||||||||
|
|||||||||||
|
|||||||||||||||||||||||