عشایر

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

عشایر یا کوچی‌ها به مردمانی گفته می‌شود که عمومآ زندگی خود را از دامداری اداره می‌کنند و به همین دلیل معمولاً هر سال از ییلاق به قشلاق و بالعکس کوچ می‌کنند. عشایر بطور سنتی دارای اقامتگاه ثابتی نیستند و نوع مسکن آنان به گونه‌ای است که امکان جمع آوری و نصب مجدد آن وجود دارد.

واژه عشایر بیشتر در فارسی و در مورد ایل‌های کوچنده در ایران به کار می‌رود. عشایر در قدیم تقریباً نیروهای اصلی جنگی ایران را تشکیل می‌داده‌اند. از عشایر معروف ایران می‌توان به ایل‌ها و تیره‌های مختلف بختیاری، لر و قشقایی اشاره کرد.

برابر فارسی واژهٔ عربی عشیره، رَم (=رمه) است که در متون قدیمی بیشتر برای توصیف عشایر استان فارس به‌کار می‌رفته‌است. این واژه را در متن‌ها زم نیز می‌نوشتند و آن را به صورت جمع شکسته عربی رموم و زموم جمع می‌بستند.[۱]

نگارخانه[ویرایش]

منابع[ویرایش]

  1. کسرائیان، نصرالله، عرشی، زیبا، عشایر ایران، تهران: نشر آگه، چاپ دوم، ۱۳۷۳. ص. چهار.

شششجالب است بدانیم در میان تمامی عشایر جهان کوچی‌های که در افغانستان به صورت فصلی و اغلب از ورای مرزهای جنوبی و جنوب شرقی افغانستان وارد می شوند پدیده متفاوت و استثنایی هستند. این دسته از کوچی‌ها که چندان سابقه و پیشینه تاریخی طولانی مدتی را ندارند بلکه تقریباً در صده اخیر این جریان شکل گرفته و به باور آگاهان مسایل تاریخی و سیاسی کشور، این جریان به صورت عمدی و هدف مند بسوی بسیاری از مناطق سر سبز و خوش آب و هوای کشور هدایت می شوند و دست های پیدا و پنهانی نیز وجود دارد که حضور آنان را در بسیاری مناطق کشور تحمیل می سازند. این در حالی است که بدون حضور آنان نیز این مناطق مملو از روستائیان بومی هست که خود دارای مواشی و احشام اند که چرخه زندگی و اقتصاد اندک و فقیرانه آنان را به سختی تأمین می سازد. این جریان غیر طبیعی و استثنایی در دهه های اخیر مجدداً تشدید شده به قسمی که کوچی‌ها مسلحانه حضور می یابند و در فصول بهار و تابستان سر و کله‌شان از ماورای مرزهای جنوبی کشور پیدا شده و در مناطق مختلف کشور بخصوص در سالهای اخیر در مناطق دایمیرداد، حصه اول بهسود، حصه دوم بهسود و خوات هجوم می‌آورند از جهات مختلف پدیده استثنایی و قابل تأملی شده اند. زیرا این مجموعه از کوچیها که به انواع تجهیزات و تسلیحات خفیفه و ثقیله (نیمه سنگین) نیز مجهز هستند به صورت بسیار غیر طبیعی و بلکه مشکوک و به مانند پیش مرگان یک جبهه نظامی کینه ورزانه اقدام به تصرف و ویرانی علف چرها و مراتع متعلق به بومیان آن مناطق می کنند. این درحالی است که همان مراتع نسبتاً اندک و محدود شدیداً مورد نیاز دام‌های خود ده‌نشینان و روستائیان بومی ساکن بوده و به زحمت کفاف مصارف مواشی خود ساکنان محلی را می کند. شگفت انگیز تر اینکه کوچی‌های که وارد این مناطق از هزارستان می گردند حتی در اغلب موارد مزارع کشاورزان زحمت کش آن مناطق را نیز طعمه مواشی و دامهای شان می سازند.! و به دلیل مسلح بودن کوچی‌های سرازیر شده از ماورای مرزهای جنوبی افغانستان و دست خالی بودن بومیان ساکن در آن مناطق موازنه قدرت نیز همواره به سود کوچی‌ها بوده که این امر خود موجب تشدید زورگویی و غارتگری بیشتر کوچیها می شود. لذا در اغلب منازعاتی که در طول سالیان میان بومیان و ساکنان افغانستان با کوچی‌های تا بن دندان مسلح در مناطق مختلف کشور پیش آمده است بیشترین آسیب و کشتار متوجه بومیان بوده است.