تعاریف آموزش و پرورش

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

«آموزش و پرورش» یا «تعلیم و تربیت» (به انگلیسی: education) دارای مفهوم و کاربردی گسترده و پیچیده، و در نتیجه مبهم است. در تعریف این مفهوم، نه تنها میان مردم عادی، بلکه میان صاحب‌نظران تعلیم و تربیت هم اختلاف‌نظر وجود دارد. همچنین مفاهیمی مانند سوادآموزی، کارآموزی، بارآوردن، پروردن، تأدیب، اجتماعی کردن، و ... نیز جزئی از «آموزش و پرورش» محسوب می‌شوند یا با آن همپوشی دارند.

تاکنون تعریف واحد یا جامع و مانعی از «آموزش و پرورش» به دست نیامده است و اهل نظر، هر یک بر پایه تفکرات و تجربیات خود، تعریفی از آن ارائه داده‌اند. دربارهٔ مفهوم «آموزش و پرورش» باید درنظر داشت که «آموزش و پرورش» منحصر به افراد، زمان، مکان، یا عمل خاصی نیست. یعنی به طور مشخص «آموزش و پرورش» منحصر به مدرسه، کودکان، یا آموزش دروس خاصی نیست، بلکه «آموزش و پرورش» برای همه، و در هر زمانی (ز گهواره تا گور) و هر مکانی است.

تعریف آموزش و پرورش از دیدگاه دانشمندان مسلمان گذشته[ویرایش]

با اینکه از سدهٔ سوم هجری، مربیان بزرگ مسلمان آثاری دربارهٔ تعلیم و تربیت نگاشته‌اند، که تاکنون بیست عنوان از آنها شناسایی شده است (مانند آداب المتعلمین اثر ابن سحنون، درگذشته به‌سال ۲۵۶ قمری)، ولی هیچکدام درپی تعریف مفهوم «آموزش و پرورش» نبوده‌اند و گویا اهمیت تعریف این مفهوم را درک نکرده بودند. تنها با تعمق در آثار و نوشته‌های آنان می‌توان تعریفی از «آموزش و پرورش» از سوی آنان ارائه کرد.

مربیان مسلمان (مانند امام محمد غزالی) به جای واژگان آموزش و پرورش و تربیت، بیشتر از واژه‌های «تعلیم، تأدیب، تهذیب، تزکیه، و ریاضت» استفاده کرده‌اند. البته این اندیشمندان به طور خاص به موضوع «آموزش و پرورش» نپرداخته‌اند، بلکه در لابه‌لای نوشته‌هایشان دربارهٔ تعلیم و تربیت نیز اظهارنظر کرده‌اند. بیشتر این اندیشمندان «آموزش و پرورش» بر پایهٔ اهداف الهی و تقرب به خداوند و تزکیه نفس تعریف کرده‌اند و بیشتر جنبه پرورشی، اخلاقی و اخروی «آموزش و پرورش» را مدنظر داشته‌اند.

از جمله اندیشمندان مسلمان گذشته که در حیطهٔ آموزش و پرورش اظهارنظر کرده‌اند یا نوشته‌هایشان با این موضوع مرتبط بوده است، می‌توان این افراد را نام برد: جاحظ، ابن سحنون، فارابی، قابسی، گروه اخوان الصفا، ابن سینا، ابن مسکویه، امام محمد غزالی، سهروردی، خواجه نصیرالدین توسی، مولوی، سعدی، ابن خلدون، علامه مجلسی، ملامهدی نراقی، و ...

تعریف آموزش و پرورش از دیدگاه اندیشمندان ایرانی امروز[ویرایش]

در عصر حاضر، متفکران ایرانی مانند محمدباقر هوشیار، امیرحسین آریان‌پور، مرتضی مطهری، علی شریعتمداری، غلامحسین شکوهی، و میرعبدالحسین نقیب‌زاده تعاریفی از آموزش و پرورش ارائه داده‌اند.

  • محمدباقر هوشیار: آموزش و پرورش مجموعه منظمی از اعمال و رفتار است؛ به بیان دیگر آموزش و پرورش فعل و انفعالی است میان دو قطب سیال (آموزگار و فراگیر) که مسبوق به اصلی و متوجه هدفی و مستلزم برنامه‌ای است.
  • امیرحسین آریان‌پور: آموزش و پرورش عبارت است از " فرآیند هدایت و جهت‎دهی عمدی تجارب انسانی"[۱]
  • مرتضی مطهری: تربیت، پرورش دادن و به فعلیت رساندن استعدادها و ایجاد تعادل و هماهنگی میان آنها است تا از این راه متربی (فراگیر) به حد اعلای کمال خود برسد.
  • محمدرشید رضا: آموزش و پرورش فرگشت نیروهایی است که درخور رشد و تعالی‌اند و ریشه در سرشت آدمی دارند. این فرگشت از دو راه به دست می‌آید: یکی زدایش موانع رشد نیروها و از میان بردن آنچه که نیروهای گوهرین را از اعتدال باز می‌دارد و دیگری پرورش جسم و جان از راه تغذیهٔ درست و آموزش دانش.
  • میرعبدالحسین نقیب‌زاده: «تربیت» دارای سه جنبه «آموزش»، «پرورش»، «بارآوردن» است. «آموزش» سپردن دانستنی‌ها به دیگران است. «پرورش» شکوفاندن و به کارآوردن توانایی‌های درونی و استعدادهای طبیعی است. و «بارآوردن» پدیدآوردن دگرگونی‌های معینی است که «ما» آن را هدف می‌شماریم.

تعریف آموزش و پرورش از دیدگاه اندیشمندان غربی[ویرایش]

نخستین اندیشمندانی که درباره آموزش و پرورش داد سخن داده‌اند، فیلسوفان یونانی مانند سقراط و افلاطون بوده‌اند. در عصر حاضر نیز متفکران غربی تعاریفی از آموزش و پرورش به دست داده‌اند.

  • جان دیویی: آموزش و پرورش دوباره ساختن یا سازمان دادن تجربه است، به منظور اینکه معنای تجربه گسترش پیدا کند و برای هدایت و کنترل تجربیات بعدی، فرد را بهتر قادر سازد.
  • ژان ژاک روسو: آموزش و پرورش هنر یا فنی است که به صورت راهنمایی یا حمایت نیروهای طبیعی و استعدادهای فراگیر (متربی)، و با رعایت قوانین رشد طبیعی و با همکاری خود او برای زیستن تحقق می‌پذیرد.

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. آموزش و پرورش ایستا و پویا، نسخه پی‌دی‌اف [۱]


منابع[ویرایش]