فلسفه آموزش و پرورش
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
فلسفهٔ آموزش و پرورش به بررسی ماهیت و اهداف آموزش و پرورش و ابزارهای آن میپردازد. علاوه بر این فلسفه آموزش خود را به عنوان بخشی از «نظریه آموزش» طبقه بندی کرده، و سعی در شناسایی ماهیت و ویژگیهای این نظریه کرده و به تکمیل این نظریه (هنوز ناقص) بپردازد. «نظریه آموزش» نوعی نظریه عملی است که سعی در فراهم آوردن رهنمود و روشنگری تمامی جنبههای مختلف آموزش (اعم از جنبههای تعلیمی، اخلاقی و سیاسی مربوطه) و همچنین ساختار اجتماعی وابسته به آن دارد. [۱] جهت دستیابی به این هدف، نظریه آموزش نیاز به فراهم کردن مفاهیم صحیح و دانش کافی از نحوه تدریس، یادگیری، روشهای ارزیابی، ساختار و نحوه تغییر و تحول سیستمهای آموزشی و اجتماعی، نقش افراد ذینفع مربوطه و مسائل نظیر آن دارد.[۱]
مسئله آموزش طی قرنهای متمادی ذهن فلاسفه را به خود مشغول داشتهاست: به عقیده برخی معلمی (یا گونهای از آن) از نظر قدمت دومین پیشه انسانها بودهاست. هیچ جامعهای وجود نداشته که اهمیت و مرکزیت آموزش را رد کند زیرا شکی نیست که کودکان بیسواد، نادان و نامطلع از فرهنگ جامعهشان به دنیا میآیند. برخی از کودکان در یادگیری مهارتها امکانات یا توانایی بیشتر دارند و این امر در قرار گرفتن فرد در طبقه اجتماعی و میزان در آمد وی تأثیر فراوان دارد. یادگیری همچنین به کودکان این قابلیت را میدهد که به صورت مستقل به سمت اهداف مورد نظرشان حرکت کنند و همچنین هویت ویژهای در جامعه داشته باشند[۲].
فهرست مندرجات |
[ویرایش] تعاریف آموزش و پرورش
همانطور که گفته شد، آموزش و پرورش دارای مفهوم و کاربردی گسترده، پیچیده، و مبهم است. تاکنون تعریف واحد یا جامع و مانعی از «آموزش و پرورش» به دست نیامده است و اهل نظر، هر یک بر پایه تفکرات و تجربیات خود، تعریفی از آن ارائه دادهاند.
صاحبنظران ایرانی یا مسلمان تعلیم و تربیت در سدههای پیشین (مانند امام محمد غزالی)، هیچکدام درپی تعریف مفهوم «آموزش و پرورش» نبودهاند و گویا اهمیت تعریف این مفهوم را درک نکرده بودند. در عصر حاضر، متفکران ایرانی مانند محمدباقر هوشیار و مرتضی مطهری در اینباره اظهارنظر کردهاند. ولی دانشمندان غربی از دیرباز تاکنون تعاریفی از «آموزش و پرورش» ارائه دادهاند.
[ویرایش] برخی از تعاریف آموزش و پرورش
- محمدباقر هوشیار: آموزش و پرورش مجموعه منظمی از اعمال و رفتار است؛ به بیان دیگر آموزش و پرورش فعل و انفعالی است میان دو قطب سیال (آموزگار و فراگیر) که مسبوق به اصلی و متوجه هدفی و مستلزم برنامهای است.
- جان دیویی: آموزش و پرورش دوباره ساختن یا سازمان دادن تجربه است، به منظور اینکه معنای تجربه گسترش پیدا کند و برای هدایت و کنترل تجربیات بعدی، فرد را بهتر قادر سازد.
- ژان ژاک روسو: آموزش و پرورش هنر یا فنی است که به صورت راهنمایی یا حمایت نیروهای طبیعی و استعدادهای فراگیر (متربی)، و با رعایت قوانین رشد طبیعی و با همکاری خود او برای زیستن تحقق میپذیرد.
[ویرایش] جستارهای وابسته
[ویرایش] کتابهایی دربارهٔ فلسفهٔ آموزش و پرورش
- مولفان حوزه و دانشگاه، آرای دانشمندان مسلمان در تعلیم و تربیت و مبانی آن (۴ جلد)، تهران: انتشارات سمت و پژوهشکده حوزه و دانشگاه، ۱۳۷۹ و ۱۳۸۰.
- نقیبزاده، میرعبدالحسین، نگاهی به فلسفهٔ آموزش و پرورش، انتشارات طهوری، ۱۳۷۴.
- شریعتمداری، علی، اصول و فلسفهٔ تعلیم و تربیت، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۴.
- شکوهی، غلامحسین، مبانی و اصول آموزش و پرورش، بهنشر (انتشارات آستان قدس رضوی)، ۱۳۶۸.
- شعارینژاد، علیاکبر، فلسفهٔ آموزش و پرورش، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۷۷.
[ویرایش] پانویس
- ↑ ۱٫۰ ۱٫۱ Routledge Encyclopedia of Philosophy, مقاله Education, philosophy of
- ↑ Philosophy of Education (انگلیسی). Stanford encyclopedia of philosophy (در تاریخ Jun 2, 2008). بازدید در تاریخ ۱۳ سپتامبر ۲۰۰۸.
| موضوعات فلسفه |
| کلی | فلسفه شرقی · فلسفه غربی · تاریخ فلسفه: باستان · قرون وسطی · نوین · معاصر |
| فهرستها | مقالات فلسفه · فیلسوفان · ایسمهای فلسفی · جنبشهای فلسفی |
| شاخهها | زیباییشناسی · اخلاق · شناختشناسی · منطق · متافیزیک |
| فلسفهٔ | آموزش · جغرافیا · تاریخ · سرشت انسان · جنسیت · زبان · قانون · ادبیات · ریاضیات · ذهن · متا-فلسفه · فیزیک · سیاست · روانشناسی · دین · علم · علوم اجتماعی · فناوری · جنگ · اطلاعات · حقوق |
| مکاتب | آرمانگرایی · ابطالگرایی · اثباتگرایی منطقی · اثباتگرایی · افلاطونگرایی نو · افلاطونگرایی · اگزیستانسیالیسم · انسانگرایی · پدیدارشناسی · پراگماتیسم · پساساختارگرایی · پوچگرایی · تجربهگرایی · جبرگرایی · خردگرایی · رواقیگری · ساختارشکنی · ساختارگرایی · سودمندگرایی · شکگرایی · فراانسانباوری · فلسفه اصلاحگرا · پیشاسُقراطی · فلسفه تحلیلی · فلسفه زبان متعارف · فلسفه غیرانگلیسی اروپا · پسانوین · فمینیسم · کاربردگرایی · ماتریالیسم دیالکتیک · مادهگرایی · مُدَرسیگری · نسبیگرایی · نظریه انتقادی · مکتب فرانکفورت · هرمنوتیک · واقعگرایی · هستیگرایی · هگلیگرایی · خداانگاری · موقعیت گرایی |