قالی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

قالی یا فرش(به زبان پارسی میانه: بوپ (bup))، نوعی گستردنی بافته شده از الیاف پنبه، پشم و در بعضی موارد ابریشم است که معمولاً برای پوشش زمین به کار می‌رود. از آنجا که قالی و فرش همیشه نقش‌های زیبا بر خود داشته‌اند، امروزه به جنبهٔ تزئینی آن نیز توجه می‌شود.

ریشه‌شناسی واژه‌های مربوط به گستردنی‌ها[ویرایش]

در زبان پهلوی واژه‌های گوناگونی برای اشاره به انواع گستردنی‌ها به کار برده می‌شد: برای قالی نفیس از بَت یا بوپ، برای نمد و فرش از نمت استفاده می‌شد و برای فرش و بستر از ویستَرْگ که از ویستردن (wistardan) گرفته شده که در فارسی امروز، گستردن گفته می‌شود.

اما واژه‌ی قالی یا خالی یا غالی از نام شهری به نام قالین (اصل نام شهر مشخص نیست هرچند قلعه و نه شهری وجود دارد که به انگلیسی غالین جاکار و بِرداوان می‌نامند و در خود ارمنی برداوان می‌گویند) در ارمنستان(بخشی از ایران باستان) گرفته شده‌است.

البتّه فرهنگ لغت عمید کلمه‌ی قالی را برگرفته از کلمه‌ی ترکی قالین به معنای فرشِ پُرزدار که با نخ و پشم به رنگهای مختلف بافته میشود، معنی کرده است.[۱]

معنای «بوب» در لغتنامه دهخدا چنین آمده‌است:

فرش و بساط خانه... فرشی که آن را انبوب نیز گویند... در ارمنی، بوب و پهلوی، بوپ. در تاریخ طبری از ابوجعفر محمد بن جریر طبری (حدود ۲۶۶ - ۳۱۰) و ترجمه و تالیف ابو علی محمد بلعمی (۳۲۵) واژه «بساط» مترادف فرش آمده‌است. در آنجا از «فرش بهارستان» سخن می‌رود که در حملهٔ اعراب به ایران از کاخ تیسفون بدست آمده‌است. در معجم البلدان از یاقوت حموی (اوایل سده هفتم هجری قمری) چنین می‌آید: «بساطی یافتند از دیبا، شصت ارش اندر شصت ارش». در نُزهَة القُلوب حمدالله مستوفی (۷۵۰) از قول ابوعون صاحب کتاب الذیج چنین آمده‌است: «در قالی‌قلا فرشی بافته می‌شود که آن را قالی نامند و قالی نسبت اختصاری است به شهر قالی‌قلا و قالی‌قلا شهری است در ارمنستان کبیر... از عهد انوشیروان، هنوز ارمنستان بدست ایرانیان بود تا اسلام آمد...«ارمینیاغس» یکی از مردم ارمنستان زمام حکومت... را در دست گرفت. پس از وی زنی به حکومت رسید بنام «قالی» و شهری ساخت و آن را«قالی‌قاله» نامید که به معنای احسان است.»


پیشینهٔ قالی[ویرایش]

به دست بافته‌ی پُرزدار و گره‌دار قالی گویند. همه‌ی پژوهشگران بدون چون و چرا بر این نکته اعتراف دارند که قالی و قالی‌بافی از آسیا شروع شده است. پژوهشگران بر این عقیده‌اند که ترکستان، ایران و قفقاز می‌باید مهد اولیه‌ی این هنر بوده باشند. از عباراتی که در انجیل و ادبیات کلاسیک آمده به این نتیجه رسیده‌اند که هنر شرقی قالی‌بافی مدت‌ها قبل از میلاد مسیح شناخته شده بوده و وجود داشته است.[۲]

هومر حماسه‌سرای معروف سده‌ی هفتم پیش از میلاد یونان صحبت از "کاناپه‌ای که با یک قالی ارغوانی مفروش شده بود" می‌کند. یا گزنفون مورخ، فیلسوف و سردار آتنی که در سال ۴۰۱ پیش از میلاد به جنگ با ایرانیان باستان پرداخته، گزارش کرده است که ایرانیان عادت دارند روی قالی‌های نرم استراحت کنند. با نگاهی به نقشه‌ی جغرافیا امروزه منطقه‌ی وسیعی شامل کشورهای آسیای صغیر، ترکیه، قفقاز، ایران، ترکمنستان، پاکستان، افغانستان، هند، تبت، چین، مصر، اسپانیا و حتی کشورهای شبه‌جزیره‌ی بالکان مانند رومانی را می‌یابیم که هنر و صنعت قالی‌بافی در آنها وجود دارد. ولی آنطور که پژوهشگران گفته‌اند، ایرانیان نخستین قومی بوده اند که به قالی‌بافی پرداختند و در این زمینه سرآمد جهانیان شدند. چنانکه آخرین پژوهشهای باستانشناسی هم دال بر این موضوع هستند. منظور اشاره به قدیمی‌ترین قالیِ پُرزدارِ شناخته‌شده‌ی موجود در جهان یعنی قالیچه‌ی پازیریک است که در سال ۱۹۴۹ میلادی برابر با ۱۳۲۷ هجری شمسی توسط گروهی از باستان‌شناسان روسی به سرپرستی پروفسور رودنکو در حفاری‌هایی در منطقه‌ی آلتای سیبری جنوبی در دره‌ی پازیریک کشف شد[۳]

تاریخچه‌ی بافت قالی (یا فرش) تا آنجا که دانسته شده است، به هزاره‌ی پنجم و ششمِ پیش از میلاد در آسیای مرکزی برمی‌گردد. قالی ایرانی پازیریک، قدیمی‌ترین قالیِ دستبافِ یافته‌شده‌ی جهان است که در سیبری کشف شده و بافت ایران در دوران هخامنشیان است. قالی‌بافی در سده‌ی ۱۰ میلادی به وسیله‌ی مورها به اسپانیا شناسانده شد. جنگ‌های صلیبی باعث شد تا قالی‌های ترکی به اروپا برده شوند که در آنجا بیشتر از دیوارها آویزان می‌شد و یا بر روی میزها قرارمی‌گرفت. بنابراین، از آغاز آشناییِ اروپاییان با قالی، آنها به آن به دیده‌ی یک اثر هنری و نه یک زیراَنداز می‌نگریستند. پس از گسترش تجارت در سده‌ی ۱۷، قالی‌های ایرانی به شکل چشمگیری به اروپای غربی شناسانده شدند.

امروزه مراکز عمده‌ی تولید و بافت قالی، کشورهای ایران، پاکستان، هند، ترکیه، شمال آفریقا، منطقه‌ی قفقاز، نپال، اسپانیا، ترکمنستان و تبت می‌باشند.

تاریخ قالی در ایران[ویرایش]

پیشینه‌ی درهم‌تنیدنِ الیاف در ایران برای تولید منسوجات به‌خصوص پارچه، به هزاره‌ی پنجم پیش از میلاد می‌رسد. آثار گرانبها و زیبایی که از بخشهای مختلف ایران به دست آمده، گواه آن اند که منسوجات ارزشمند و بحث‌برانگیزی در این دوران وجود داشته اند، ازجمله تابوت سفالی دوران دالما، کردستان، همچنین آیینه‌ی مسیِ زنگ‌زده‌ی نوعِ ایلامی در سییَلک و سایر مناطق.

بعد از گذشت سالیان متمادی، تقریبا در هزاره‌ی دوم پیش از میلاد، انسان توانست چگونگیِ به‌هم‌ریسیدنِ نخ‌ها و ساختنِ طناب را کشف کند. این اکتشاف مانند تمام اکتشاف‌های تاریخ فواید بسیار سودمندی برای هنر و صنعتِ آن دوران داشت. از جمله آن که از رشته‌های درهم‌تنیده‌ی طناب مانندی برای زیباییِ ریشه‌های فرش استفاده می‌کردند. آثار به‌دست‌آمده از مناطقی مانند گورهای مارلیک،قلعه‌ی کوتی در دیلمان، و همچنین حسنلو نزدیک ارومیه شاهدهایی بر این ادعا هستند.

قدمت فرش‌بافی و به‌طورکل منسوجات در ایران بسیار زیاد است. آثار زیبا و تفکربرانگیزی از دوره‌های مختلف کشف شده اند که نمی‌توان آنها را به‌طورِدقیق به یک دوره‌ی خاص نسبت داد. گاهی اوقات یک اثر طیِ گذشتِ سالیانِ دراز و طی سلسله‌های مختلف ساخته شده است.

ایلخانیان و تیموریان

فرش‌های دوره‌ی ایلخانیان زیاد شناخته‌شده نیستند. در این مورد محققی به نام آرمی برینگز نظریه‌یی ارایه داده که دارای نقاط ضعف بسیاری می‌باشد و در درستی آن به دیده‌ی تردید باید نگریست. بر پایه‌ی نظر او نقاشی‌هایِ فرش‌های دوره‌ی تیموریان دقیقا خصوصیاتِ فرش‌های این دوران را بازمی‌تابند. به عبارت دیگر با دیدن این نقاشی‌ها می‌توان به تمام ویژگی‌های بافتی و ظاهری و به طور کل تاریخچه‌ی آنها پی‌برد. اما از آنجا که نقاشی‌های به‌دست‌آمده از هنر فرش‌بافی این دوران بسیار محدود می‌باشند، پس اطلاعات زیادی از فرش‌های این دوره در دست نیست و درست همینجاست که سستیِ نظریه‌ی برینگز هویدا می‌شود.

دوره‌ی صفویه

می‌توان گفت فرش‌های ایران در دوره‌ی صفویه به بالاترین حد خود در زیبایی و بافت رسیده‌اند که این مهم به دلیل تحت پشتیبانی شاهان قرارگرفتن، دسترسی‌داشتنِ فراوان به مواد مورد نیاز برای بافت فرش و همچنین به‌رسمیت‌شناختنِ فرش به عنوان کالایی برای تجارت بوده است.[۴]

فرش‌های مشهور ایرانی[ویرایش]

قالیچه ترکمن[ویرایش]

این فرش در تملک سان مارکو قرار دارد، و ۴ فرش دیگر در سال ۱۶۲۲ و همچنین سه فرش زربافت ابریشمی نیز به وسیله‌ی ایرانیان در سال ۱۶۳۶ به ونیز راه یافتند.[۵]

قالیچه مود خراسان[ویرایش]

قالیچه‌ی مود خراسان به شیوه‌ی قالی‌های مشهد بافته می‌شود و در بین تولیدات خراسان از بهترین‌هاست. اما ازآنجاکه تولیدات آن بسیار ناچیز است، تعداد بسیار کمی روانه‌ی بازار می‌شود. اندازه‌ی قالیچه‌ی مود ۸ متر مربع است. رنگ قالی‌ها هم‌خوان و معمولاً تیره‌است.[۶]

قالی شهر مشهد[ویرایش]

قالی مشهد در کارگاه‌های این شهر و اطراف آن بافته می‌شود. این قالی از مرغوبیت چشمگیری برخوردار است و معمولاً به بازارهای غرب و انگلستان میرود. نقش‌های به‌کاررفته در آن‌ها نقش‌های ترنج، اسلیمی و پیچک مانند هستند.[۷]

قالیچه شیراز و نیریز[ویرایش]

نیریز در شرق و در کنار دریاچه بختگان در استان فارس قرار دارد. این ناحیه قالی‌هایی با کیفیت گوناگون و رنگ امیزی زنده‌ دارد و تیره‌گی رنگ‌ها از ویژگی‌های خاص قالیچه‌های افشاری است، از بوته‌های متنوع تزیینی به صورت تک و تکراری استفاده می‌شود و ساختار تار و پود ان از کتان است.

بسته به کیفیت پشم پرز قالیچه‌ها را نیمه بلند می‌چینند.[۸]

قالیچه بیرجند[ویرایش]

بیرجند در میانه‌ی راه مشهد و زاهدان و نزدیک به مرز افغانستان است. همچون بخشهای دیگر شرق ایران قالیچه‌های این ناحیه نیز با گره جفتی و چهارتار بافته می‌شوند. قالی‌های بزرگ بیرجندی تا ۲۰ متر مربع نیز بافته می‌شوند. از رنگهای نارنجی، قرمز و آبی برای ایجاد تضاد با بژ در زمینه استفاده می‌شود. تار و پود آن پیشتراز پشم بوده است. اما در قالی‌های جدید بیشتر از کتان استفاده می‌شود. این قالیچه دوام چندانی ندارد و پرزهای آن نیمه‌بلند و بلند چیده می‌شوند.[۹]

قالیچه تصویری بلوچی[ویرایش]

گروه‌هایی از اقوام بلوچ که ساکن افغانستان هستند، از سالها پیش قالی می‌بافتند. اکثر طوایف بلوچی مسلمان سنی هستند و به زبانی نزدیک به پارسی میانه صحبت می‌کنند. طرح‌های قالیچه‌های بلوچی بیشتر از نقشهای ترکمن گرفته شده اند و بقیه ترکیبی از طرح‌های قالی بخشهای دیگر ایران اند. در آن‌ها رنگ‌های مصنوعی کمتر به‌کاررفته و بیشتر از رنگ‌های طبیعی استفاده می‌شود.[۱۰]

نگارخانه:[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. ^  فرهنگ لغت عمید.

منابع[ویرایش]

  1. سلیمی، سیّد جواد. آموزش هنر (مجموعه مقالات). مرکز انتشارات سازمان سنجش آموزش کشور، صفحه41. 
  2. سیسیل، ادواردز. قالی ایران. ترجمه مهیندخت صبا، تهران. 
  3. سیسیل، ادواردز. قالی ایران. ترجمه مهیندخت صبا، تهران. 
  4. یارشاطر، احسان. تاریخ و هنر فرش بافی در ایران. چاپ گلشن، 1384. 
  5. آشنبرنر، اریک. قالی و قالیچه‌های شهری ایرانقالی و قالیچه‌های شهری ایران. انمتشارات یساولی، صفحه1. 
  6. آشنبرنر، اریک. قالی و قالیچه‌های شهری ایرانقالی و قالیچه‌های شهری ایران. انمتشارات یساولی، صفحه5-4. 
  7. آشنبرنر، اریک. قالی و قالیچه‌های شهری ایران. انمتشارات یساولی، صفحه9-8. 
  8. آشنبرنر، اریک. قالی و قالیچه‌های شهری ایران. انمتشارات یساولی، صفحه19-18. 
  9. آشنبرنر، اریک. قالی و قالیچه‌های شهری ایران. انمتشارات یساولی، صفحه11-10. 
  10. آشنبرنر، اریک. انمتشارات یساولی، صفحه15-14. 

پیوند به بیرون[ویرایش]

جستجو در ویکی‌گفتاورد مجموعه‌ای از گفتاوردهای مربوط به قالی در ویکی‌گفتاورد موجود است.
جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ قالی موجود است.
جستجو در ویکی‌واژه معنای واژهٔ «قالی» را در ویکی‌واژه ببینید.