پرش به محتوا

جنگ بزرگ کی‌خسرو

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
داستان منظوم
جنگ بزرگ کی‌خسرو
نگاره‌ای از جنگ بزرگ کی‌خسرو در شاهنامهٔ بایسنقری
زبانپارسی
قالبمثنوی
از کتابشاهنامه
پدیدآورندهفردوسی
سال آفرینشسدهٔ چهارم و پنجم هجری قمری
گونه (ژانر)حماسه
موضوعکین‌خواهی، جنگ
سبکخراسانی
شمار ابیات۳۱۴۱ برپایهٔ ویرایش خالقی مطلق
وزنمُتَقارِبِ مُثَمَّنِ مَحْذوف: فَعولُن فعولن فعولن فَعول
شخصیت‌هارستم دستان، افراسیاب، کی خسرو
توس، هوم، فرود، گودرز
فضاپادشاهی کی‌خسرو

جنگ بزرگ کی‌خسرو یکی از جنگ‌های بزرگ شاهنامه است که میان کی‌خسرو، پادشاه ایران و افراسیاب، پادشاه توران رخ داد. این جنگ از جمله مهم‌ترین و طولانی‌ترین جنگ‌های میان ایران و توران است که در پایان به کشته‌شدن افراسیاب انجامید و کین سیاوش از تورانیان ستانده شد.

منبع‌شناسی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

کی‌خسرو پس از پادشاهی، برای خون‌خواهی سیاوش، توس را با سپاهی برای جنگ به توران می‌فرستد. در این جنگ، فرود کشته شد و توس شکست خورد. در لشکرکشی دوم رستم به یاری توس و ایرانیان می‌شتابد. پس از آن کی‌خسرو سی‌هزار لشکر نامدار و سواران شمشیرزن، رستم، سران و بزرگان ایران‌زمین را گردآورد و به خون‌خواهی سیاوش برانگیخت. لشکر به فرماندهی رستم به راه افتاد و بر توران چیره شدند. رستم گنگ‌دژ را گشود و بر جای افراسیاب نشست. سپس پیشروان سپاه ایران به فرماندهی کی‌خسرو بر پیشاهنگان سپاه افراسیاب یورش بردند و آنان را شکست دادند. جنگ چهل سال به درازا کشید. افراسیاب گریخت و از جیحون گذشت. پس از آن در پس چین به نیرنگ از دریا گذشت و در گنگ‌دژ پنهان شد. کی‌خسرو به دنبالش رفت و چون به چین رسید، با کشتی از دریا گذشت و به گنگ‌دژ رسید. ولی به افراسیاب دست نیافت و به ایران بازگشت.[۱]

کشته‌شدن افراسیاب

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

پس از چندی، فردی به نام هوم افراسیاب را تنها و زبون و آواره می‌بیند و او را می‌شناسد و دستگیر می‌کند. سپس پیکی نزد گودرز می‌فرستد تا بیاید و یقین کند که آن فرد، افراسیاب است. چون گودرز رسید، افراسیاب با جادو می‌گریزد و در آبگیری پنهان می‌شود. گودرز برادر افراسیاب را برهنه کرده و تازیانه می‌زند. افراسیاب از فریاد او طاقت از کف می‌دهد و از آب بیرون می‌آید. گودرز او را دستگیر می‌کند و به ایران می‌فرستد. کیخسرو او را خسته و زبون می‌بیند و بی‌درنگ شمشیر کشیده و او را به دو نیم می‌کند. اما اندوهگین می‌شود و می‌گرید و اشک خود را به آتش پاک می‌کند و فرمان خاکسپاری او را می‌دهد.[۲]

در دست‌نویس‌ها

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

در آثار پس از شاهنامه فردوسی

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

آثار برپایهٔ داستان

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

آثار دربارهٔ داستان

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]

جستارهای وابسته

[ویرایش | اشتراک‌گذاری]
  • اسماعیل‌پور، ابوالقاسم (مرداد و شهریور ۱۳۸۹). «اسطورهٔ کیخسرو در شاهنامه». بخارا (۷۶). تهران: ۵۷–۷۳.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:تاریخ به‌طور خودکار ترجمه‌شده (رده)