گرازه
ظاهر
| گرازه | |
|---|---|
![]() | |
| پهلوان شاهنامهای | |
| نام | گرازه |
| منصب | نگهبان تاج و تخت |
| لقب | فروهل |
| درفش | گراز پیکر |
| از فرماندهان کیکاووس | |
| نبرد اول | جنگ سهراب |
| نبرد دوم | جنگ بزرگ کیخسرو با افراسیاب |
| نبرد سوم | جنگ دوازدهرخ |
گُرازه یکی از پهلوانان دربار کیکاووس و کیخسرو است. او در جنگ دوازده رخ سیامک را در نبرد تن به تن کشت.
گرازه یعنی به نیرو و دلیری گراز.
نـشان گرازه
[ویرایش]سهراب زمانیکه از پدرش رستم جدا گشت در زادگاه مادریش توران رشد نمود و اینک بجنگ کیکاووس آمده اما میخواهد از هجیر که گرفتار اوست و از بالای تپهای اردوگاه ایرانیان را مینگرند نشانی از پدر یابد اما هجیر عمداً سهراب را گمراه مینماید و رستم را معرفی نمینماید[۱].
در میان پرسوجوهایی که سهراب از هجیر برای پیدا کردن پدرش میکند او نشان گرازه را هم بیان میکند. خیمهگاه گرازه زرد یا سرخ است و پرچمش سفید است و شامل یک گراز که بالای آن ماه قرار دارد.
| بپرسید کان زرد[۲] پردهسرای | به دهلیز چندی پیاده به پای | |
| به گرد اندرش سرخ و زرد و بنفش | ز هر گونهای بر کشیده درفش | |
| درفشی پس پشت پیکر گراز | سرش ماه زرّین و بالا دراز | |
| چنین گفت کاو را گرازست نام | که در جنگ شیران ندارد لگام | |
| هشیوار وز تخمهٔ گیوکان | که بر درد و سختی نگردد ژگان[۳] | |
| . | . | |
| ز تخم گرازه صد و پنج گرد | نگهبان ایشان هم او را سپرد[۴] | |
| . | . | |
| گرازه برون آمد و گستهم | ابا بُرته و زنگهٔ یل به هم | |
| بخوردند سوگندهای گران | که پیمان شکستن نبود اندر آن | |
| وززان جایگه ران بیفشاردند | به رزم اندرون گرز بگذاردند[۵] | |
| . | . | |
| گرازه سر گیوگان با نهل | دو گرد گران مایهٔ شیردل |
پانویس
[ویرایش]منابع
[ویرایش]- حسین، الهی قمشهای (۱۳۸۶). شاهنامه فردوسی. ترجمهٔ ناهید فرشادمهر. تهران: نشر محمد. شابک ۹۶۴-۵۵۶۶-۳۵-۵.
