آلپ ارسلان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
آلپ ارسلان
جای حکومت ایران
دودمان سلجوقیان
تاجگذاری ۷ اردیبهشت ۴۴۳ خورشیدی
زادروز بهمن ۴۰۷ خورشیدی

محرم ۴۲۰

پایان حکومت ۴۵۱ خورشیدی
درگذشت ۲۴ آذر ۴۵۱ خورشیدی

۲۵ ربیع‌الاول ۴۶۵
آمودریا، ترکستان

نام پدر چغری بیگ داوود
شاهنشاه پیشین طغرل بیک
شاهنشاه پسین ملک‌شاه یکم
دین اسلام، مذهب سنی
فرزندان ملک‌شاه یکم
وزیران سرشناس عمیدالملک کندری
خواجه نظام الملک طوسی



عضدالدین ابوشجاع آلپ ارسلان محمد (ترکی: آلپ = شجاع، ارسلان= شیر) پسر چغری بیگ داوود دومین شاه از سلسله سلجوقی در ایران است. سلجوقیان نسب به سلجوق نامی می‌برند که یکی از خوانین ترکان در ماوراءالنهر و بخارا بوده است.

آلپ ارسلان بعد از اسلام آوردن نام خود را به محمد تغییر داد و به‌خاطر شجاعت‌هایی که نشان داد لقب «آلپ ارسلان» گرفت که در ترکی به معنای «شیر شجاع» است. او پس از ساکن کردن قوم خویش در منطقه برسلان امروزی و سر و سامان دادن به منطقه شمال خراسان و بعد از پدرش داود حاکم خراسان شد و پس از عمویش طغرل به سلطنت رسید.

در زمان تسلط او بر ایران ترکان وسعت قلمرو خود را به حد ایران دوره ساسانی رساندند و بغداد را نیز که مرکز خلافت عباسی بود در اختیار گرفتند. آلپ ارسلان داماد طغرل بود و پس از وی حکومت را به دست گرفت و به بسیاری نقاط لشکر کشید که یکی از آنها قلمرو دولت بیزانس در آسیای صغیر بود که در نهایت در جنگ ملازگرد بر آنها ظفر یافت و این حادثه آسیای صغیر را به قلمرو ترکان تبدیل نمود و زبان و رسوم اهالی آنرا دگرگون ساخت. سلجوقیان بعدها تا حملات صلیبیون نیز در ترکیه دوام آوردند ولی در نهایت مقهور ترکان عثمانی شدند.

آلپ ارسلان در جنگ ملازگرد

بیشتر عمر الب ارسلان در جنگ‌های صلیبی سپری شد. او به قصد گسترش اسلام به ارمنستان حمله کرد و بر آن سرزمین غالب شد. اما بعد از غلبه بر آن سرزمین در سال ۴۶۴ با حمله رومانوس دیوجانوس، امپراتور بیزانس مواجه شد. این جنگ با شکست بیزانسی‌ها و دستگیر شدن رومانوس دیوجانوس به پایان رسید.

وی حتی به گرجستان لشکر فرستاده آنجا را مسخر ساخت.

آلپ ارسلان سرانجام به دست فردی به نام یوسف الخوارزمی که در جنگ آلب ارسلان با حاکم تاوغاچ دستگیر و زندانی شده بود به سختی مجروح شد و بعد از چهار روز جان سپرد. تاریخ نگاران چنین ذکر می‌کنند که آلب ارسلان قبل از مرگ چنین گفته است:

" دیروز در روی تپه‌ای بودم و زمین را می‌نگریستم که زیر پای ارتشم به لرزه در می‌آمد. در این هنگام به خود گفتم حاکم این جهان منم، چه کسی است که می‌تواند با من مقابله کند. خداوند غرور من را دیده و جان من را بوسیله یک اسیر گرفت "[۱][۲]

روایت دیگر درباره مرگ آلپ ارسلان در کتاب خداوند الموت[۳] چنین آمده که یوسف خوارزمی کوتوال قلعه ای نظامی بود و برای مرمت و آماده سازی آن قلعه جنگی هزینه گزافی به دربار آلپ ارسلان تحمیل کرده بود .وقتی یوسف خوارزمی متوجه شد آلپ ارسلان در چند روز آینده برای بازدید قلعه میاید عده ای بنا و نجار اجیر کرده و بطور محدود نمای بیرونی قلعه را مرمت کرد. وقتی آلپ ارسلان وارد قلعه میشود از ویرانی دورن بنا متوجه فریب یوسف خوارزمی میشود و امر به دستگیری و شکنجه یوسف مینماید تا بداند که پول های دریافتی را چه کرده و وقتی متوجه میشود که کوتوال قلعه پول دریافتی را برای مصارف شخصی استفاده کرده جلاد را احضار میکند . یوسف خوارزمی با دیدن جلاد و پایان کار به پدر سلطان توهین میکند و آلپ ارسلان که غضبناک میشود به محافظین امر میکند که یوسف را رها کنند تا خود که استاد پرتاب تیر با کمان بود و هرگز تیرش خطا نمیشد، یوسف را هدف قرار دهد. اما اینبار تیر سلطان خطا میرود و تا سلطان بخواهد دوباره تیری پرتاب کند یوسف خوارزمی خنجر کوچکی که در پاتاوه داشته بیرون میکشد و بطرف سلطان حمله کرده و ضربتی کاری به وی وارد میکند . بعد از چند روز سلطان از اثر آن زخم هلاک میشود.[۳]

پیوند به بیرون[ویرایش]

پیشین:
طغرل بیک
پادشاه سلجوقی
۴۴۳-۴۵۱ هجری‌قمری
پسین:
ملکشاه یکم

پانویس[ویرایش]

  1. Daha dün bir tepenin üstünden birliklerimi teftiş ediyordum, onların adımlarının altında yerin sarsıldığını hissettim ve kendi kendime, `Şu cihanın hakimiyim! Benimle kim boy ölçüşebilir ?` dedim. Allah bu kibirime bu böbürlenmeme karşı, insanların en sefilini , yenilmiş, esir düşmüş bir adamı, bir idam mahkumunu saldı üzerime ; o benden daha güçlü çıktı, vurdu devirdi beni tahtımdan, aldı canımı.
  2. Sultan Alparslan’ın Ölümü | TARİHTEN NOTLAR
  3. ۳٫۰ ۳٫۱ پل آمیر، خداوند الموت، ترجمه ذبیح‌الله منصوری

منابع[ویرایش]