مغول
مُغول قومی از نژاد زرد است که سرزمین مادری آنان مغولستان میباشد. جمعیت کنونی مغولها حدود ۱۰ میلیون تن است که بیشتر در مغولستان (۲/۷ میلیون)، چین (۵/۸ میلیون) و روسیه (۱ میلیون) زندگی میکنند. البته به دلیل جنگاوری و مهاجرتهای آنان در سدههای پیش، ردپای آنان به نقاط مختلف آسیا و حتی شرق اروپا (بهویژه قفقاز شمالی) هم کشیده شدهاست. بیشتر مغولان پیرو آیینهای بودایی تبتی و شمنیسم هستند و عدهٔ کمی از آنها مسیحی و مسلمان هستند.
این تیره از طایفههای بسیار تشکیل شده بوده که از نظر شمار جمعیت هر خاندان و گستردگی سرزمینشان با یکدیگر اختلاف بسیار داشتهاند. مهمترین این طابفهها عبارت بودند از طوایف نه گانه اغوز (تغز اوغز): اغوز، اویرات، آرلاد، جلایر، تاتار، قنقرات، قیات، کرائیت و مغول. (غز واژهای تازی است که به قبیله ترکان اغوز اطلاق میشود.)مغولان به این چند طایفه تقسیم می شدند:
2- طایفه قیات
3- قبایل اورلات و آرلاد وجلایر
4- قوم کرائیت
5- قبیله نایمان
6- ترکان اویغور
7-ترکان قرلق
8- ترکان قراختائی
در دائرةالمعارف اسلام درباره طوایف نه گانه اغوز، چنین آمده: ظاهراً قوم بزرگی که در سده ششم همه ٔقبایل ساکن چین تا دریای سیاه را به صورت امپراطوری واحدی از صحرانشینان درآورد، بدین نام خوانده شدهاست. در نوشتههای سده هشتم اورخون هم از این قوم به نام تغز اوغز (نُه اوغز) یاد شدهاست. بنابراین به نه قبیله اغوز، اویرات، آرلاد، جلایر، تاتار، قنقرات، قیات، کرائیت و مغول تقسیم میشدند. در آینده همه این مردمان را بنابر نامگذاری جزء بر کل، نخست تاتار و سپس مغول نامیدند. این قبایل باجگزار و فرمانبردار پادشاهان چین شمالی بودند.
محتویات |
خاستگاه مغولان [ویرایش]
دربارهٔ خاستگاه نخستین مغولها، مطالب و افسانههای گوناگونی نوشته شدهاست. برخی از پژوهشگران عقیده دارند که مغولهای حقیقی از تایگا یا جنگلهای سیبری آمدهاند که جایگاه حیوانات خزپوش مانند خرس و کفتار و روباه و سنجاب بودهاست.
افسانههایی که دربارهٔ نژاد مغولان در «تاریخ سرّی» آمده و در زمان جهانگشایی آنان تنظیم شدهاست، حکایت از آن دارد که نژاد مغولان از یک گرگ نر و یک گوزن ماده پدید آمدهاست. دیوید مورگان معتقد است که کشور کنونی مغولستان، خاستگاه نژاد مغول بودهاست.[۱]
نژاد مغول [ویرایش]
سرزمین مغولستان آب و هوای سرد و خشک دارد و با بادهای سرد و شدید همراه است. این منطقه یکی از سهمگینترین و سختترین آب و هواهای جهان را دارد. این اوضاع سخت و نبود آذوقه، انسانهایی پرخاشگر، قوی، و جنگجو را در خود میپروراند.
مغولان چهرهای پهن، بینی بسیار خمیده، گونههای برجسته، دیدگانی کشیده، لبانی ستبر، ریشی کممایه، زلفهای سیاه و خشن و پوستی تیره که آفتاب و باد و سرما آن را سوزاندهاست. قد آنان کوتاه و بالاتنهشان درشت و پهن است که روی ساقهایی خمیده قرار دارد.[۲]
تاریخ مغولان [ویرایش]
تا پیش از ظهور چنگیز خان (مشهورترین فرد مغول و جهانگشای بزرگ) ایرانیها، چینیها، ترکها و سایر اقوام همسایه به مغولان، تتر یا تاتار میگفتند و اصلاً سخنی از واژهٔ مغول در میان نبودهاست. مغولان تا زمان چنگیز به صورت قبایلی وحشی و پراکنده زندگی میکردند که کارشان غارت و کشتار دیگران بودهاست که باعث وحشت و زحمت همسایگانشان بودند.
چنگیز خان در اواخر سده ششم خورشیدی (اوایل سده هفتم قمری) قبایل مغول را یکپارچه کرد و با نیروی آنان و برخی از اقوام ترک، نیروی جنگی سهمگینی ایجاد کرد که بیشتر آسیا و شرق اروپا را به تصرف خود درآورد. یورش مغولان، بدترین فاجعهٔ تاریخ بشر محسوب میشود که باعث کشتار میلیونها تن و توقف تمدن اسلامی شد.
جانشینان چنگیز تا بیش از یک سده بر مناطق پهناوری از آسیا و باختر اروپا (ازجمله روسیه) حکمرانی میکردند، ولی کمکم از قدرت آنان کاسته شد و مقهور ملل زیرفرمان خود شدند. حکومت مغولان در ایران با عنوان ایلخانان بیش از یک قرن حکومت کردند و تأثیراتی عمیق بر این کشور برجای نهادند.[۳]
جنگیدن مغولان [ویرایش]
مغولان جنگجویانی قهار به روی اسب هایی کوچک، ولی پر طاقت بودند و با حمله بسیار سریع و باهول و هراس دشمن را نابود میکردند. جنگجویانشان لباس هایی از ابریشم می پوشیدند، که در اثر تیر خوردن، جلوی خون ریزی و چرکین شدن زخم را می گرفت.
انواع تیرهای مغولان: تیر سفیر زن، برای باخبر کردن نیروهای خودی از موضوعی یاکمک خواستن، تیر آتش زن، برای از بین بردن وآتش زدن تجهیزات، نیروهاو ساختمان و قلعه های دشمن، تیر ضد زره، برای نفوذ در زره نیروهای زره دار دشمن.
حمله مغول [ویرایش]
سلطان محمد خوارزمشاه که پس از فتوحات آسیای مرکزی و برانداختن قراختائیان به فکر تسخیر ترکستان و چین افتاده بود، چون شنید که چنگیزخان سرزمینهای ایغور را به تصرف خویش درآورده و بر پکن پایتخت چین مسلط گردیده، بیمناک شد. او برای تحقیق نمایندگانی به ریاست سید اجل بهاءالدین رازی به نزد چنگیز فرستاد. چنگیز فرستادگان را به احترام پذیرفت و توسط آنان پیغام فرستاد که مایل است بین دو کشور باب تجارت باز باشد.
در سال ۶۱۵ه ق فرستاده چنگیز با سلطان محمد خوارزمشاه پیماننامهای بست و پس از عقد این قرارداد بود که چنگیز هدایایی برای سلطان محمد و بازرگانانی با اموال فراوان به طرف سرزمینهای اسلامی روانه ساخت. اینالجق معروف به غایرخان حاکم شهر اترار که از خویشاوندان مادری سلطان محمد خوارزمشاه بود به اموال آنان طمع بست و به بهانه اینکه جاسوس هستند تمام آنها را کشت و مالشان را تصرف کرد. فقط یک نفر از آنها از مهلکه گریخت و چنگیزخان را از ماجرا آگاه ساخت. پس از این واقعه چنگیز هیأتی به دربار خوارزمشاه فرستاد و تسلیم غایرخان و جبران خسارت را تقاضا کرد، ولی سلطان محمد آن فرستادگان را نیز کشت و با این عمل بیخردانه خود راه و بهانه حمله مغولها را به سوی سرزمینهای اسلامی هموار ساخت.
در اواخر سال ۶۱۶ه ق چنگیز خشمگین و کینهجو با تمام قوای خویش برای گرفتن انتقام به سرزمینهای خوارزمشاهی حملهور شد. او سپاه خود را چهار قسمت کرد:
- دستهٔ اول را به دو پسر خود جغتای و اکتای سپرد و آنان را مأمور فتح اترار کرد.
- دستهٔ دوم را به پسر دیگرش جوجی سپرد و مأمور فتح شهرهای کنار رود سیحون نمود.
- دستهٔ سوم را برای فتح خجند و بناکت روانه ساخت.
- دستهٔ چهارم را که قسمت اعظم سپاه بود خود برعهده گرفت.
و بدین ترتیب از هر طرف شهرهای خراسان را محاصره کرد و بیشتر آن را ویران ساخت و با خاک یکسان کرد.
سلطان محمد خوارزمشاه بدون هیچ مقاومتی در مقابل لشکر مغول از شهری به شهری دیگر میگریخت تا سرانجام در اواخر سال ۶۱۷ه ق به جزیره آبسکون رسید و همانجا در سیهروزی مرد. در سال ۶۱۸ ه ق چند ماه پس از مرگ او٬ گرگانج پایتخت معروف و قدیم خوارزم توسط مغول فتح شد و ساکنان آن کشته شدند. سپس یک یک شهرهای خراسان از پیهم سقوط کردند و مردم آن شهرها نیز قتل عام شدند. تنها کسی که در این گیرودار فکر مقاومت در سر داشت جلال الدین منکبرنی پسر سلطان محمد بود. او با سپاه اندکی که در اختیار داشت در بعضی نقاط لشکر مغول را شکست داد، ولی اختلاف شمار سپاهیان وی و حملات پی درپی مغول دیگر قدرت مقاومت را از وی سلب کرد و سرانجام در غرب ایران به دست یکی از کردها کشته شد. بدین ترتیب کشور ایران به دست قوم مغول تسخیر شد و چنگیز به قصد مراجعت به مغولستان به ماوراءالنهر رفت و در سال ۶۲۰ه ق با پسرانش در کنار رود سیحون مجلس مشاورهای ترتیب داد تا درباره اداره سرزمینهای تسخیر شده تصمیماتی بگیرند.
جانشینان چنگیز [ویرایش]
چنگیزخان مغول در سال ۶۲۱ ه ق با همه پسرانش بجز جوجی که به دشت قفچاق رفته بود به مغولستان رسید و پس از غلبه بر پادشاه تنگت واقع در شمال تبت در سال ۶۲۴ ه ق به سن ۷۲ سالگی درگذشت. پس از مرگ چنگیز پسرش اوکتای قاآن به وصیت پدر جانشین وی گردید. پس از اوکتای قاآن پسرش گویوک خان (۶۳۹-۶۴۷ ه ق) و پس از او منگو قاآن (۶۴۸-۶۵۷ ه ق) به خانی نشستند. در دوره منگو قاآن٬ هولاکو مأمور تکمیل فتوحات مغول در ایران و سایر نواحی غربی آسیا شد. در فاصله میان تسلط مغول بر مشرق ایران و حمله هولاکو به ایران٬ سرزمینهای فتح شده را حاکمان مغولی که از جانب خانان مغول تعیین میشدند با راهنمایی و مشاورت وزرای ایرانی، مانند شرف الدین خوارزمی و عطا ملک جوینی اداره میکردند.
هولاکو که برادر منگوقاآن و پسر تولی خان پسر چنگیز بود، در طی حملات مکرر خود اسماعیلیه را سرکوب و روستاهای آنان را ویران ساخت و سپس بغداد را فتح کرد و با کشتن خلیفه مستعصم عباسی به خلافت ۵۲۵ ساله عباسیان خاتمه داد و پس از فتح بغداد٬ شهرهای عراق و همچنین گرجستان و ارمنستان و شهرهای آسیای صغیر را تصرف کرد.
در سال ۶۶۱ه ق قوبیلای قاآن که بهجای منگو قاآن نشسته بود سلطنت تمام ایران و بینالنهرین و شام و آسیای صغیر را به هولاکو واگذار کرد و بدین ترتیب جانشینان چنگیز سلسلهای در ایران تشکیل دادند که به ایلخانان مغول معروف است. هولاکو در سال ۶۶۳ ه ق پس از آنکه در همه جنگها از جیحون تا مرز مصر پیروز شده بود و آن نواحی را تحت فرمان درآورده بود درگذشت.
فهرست ایلخانان مغول [ویرایش]
پس از هولاکو، خانان مغول به ترتیب زیر به فرمانروایی رسیدند:
۱- اباقاخان پسر هولاکو که در ۶۶۳ جلوس کرد و در ۶۸۰ه ق وفات یافت.
۲-سلطان تگودار پسر هولاکو (۶۸۰-۶۸۳ ه ق).
۳-ارغون پسر اباقاخان (۶۸۳-۶۹۰ ه ق).
۴- گیخاتو پسر اباقاخان (۶۹۰-۶۹۴ ه ق).
۵- بایدو پسر طرغای بن مغول که در ۶۹۴ه ق کشته شد.
۶- غازانخان پسر ارغون (۶۹۴-۷۰۲ ه ق).
۷- سلطان محمد خدابنده اولجایتو پسر ارغون (۷۰۲-۷۱۶ ه ق).
۸- سلطان ابوسعید بهادرخان پسر اولجایتو (۷۱۶-۷۳۶ ه ق).
پس از مرگ ابوسعید بهادرخان ضعف و انحطاط در سلطنت ایلخانان آشکار شد و سرزمینهای ایلخانان دچار تجزیه و تفرقه گردید.
استقلال از چین [ویرایش]
اولین کس از این طایفه که توانست یوغ بندگی و فرمانبرداری را بشکند «یسوگای» (یسوگئی) پدر چنگیز رئیس طایفه قیات از قبایل مغول بود. وی نه تنها توانست عدهای از طوایف مغول را به اطاعت درآورد، بلکه بعضی از طایفههای تاتار را در مشرق نیز شکست داد و در جنگهای طایفههای کرائیت نیز شرکت کرد و پادشاه آن قوم را در برابر دشمنانش تقویت نمود و با او طرح اتحاد و برادری ریخت.
پسر بزرگتر یسوگای که «تموجین» نام داشت، یعنی «آهنین» پس از مرگ پدر جانشین وی شد و بزودی کلیه قبایل مغول و تاتار را تحت اطاعت درآورد و حتی بر قبایل مسیحی کرائیت نیز غلبه یافت و به «چنگیزخان» مشهور گردید. چنگیز در حدود ۶۰۰ه ق قبایل عیسوی «نایمان» را تحت فرمان خود درآورد و در سال ۶۰۳ه ق قوم «قرقیز» و پس از آن طایفههای «ایغور» را مجبور به اطاعت کرد.
نگارخانه [ویرایش]
منابع [ویرایش]
- نرم افزار تاربخ جهان (لاله مولتی مدیا).
- کتاب دایرهالمعارف کلید دانش، صفحه 94.
- بیانی، شیرین، مغولان و حکومت ایلخانی در ایران، سازمان سمت، ۱۳۷۹.
- بیانی، شیرین، مغولان و حکومت ایلخانی در ایران، سازمان سمت، ۱۳۷۹.
- عباس اقبال آشتیانی تاریخ مغول
- عباس اقبال آشتیانی، تاریخ ایران پس از اسلام از صدر اسلام تا انفراض قاجاریه
| این یک نوشتار خُرد پیرامون مردمشناسی است. با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید. |
| در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ مغول موجود است. |
|
|||||
| در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ مغول موجود است. |
,,,,,