مردم گرجی

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
گرجی‌ها
ქართველები
کارتْوِلِبی
Georgian men in national costumes.jpg
کل جمعیت

تقریباً ۱۰،۰۰۰،۰۰۰

نواحی با بیشترین جمعیت
Flag of Georgia.svg گرجستان تقریباً ۵،۰۰۰،۰۰۰
زبان‌های رایج
اکثراً زبان گرجی
ادیان و مذاهب
اکثراً ارتدوکس گرجی

مردم گرجی مردم کشور گرجستان هستند.

وجه تسمیه[ویرایش]

یونانیان باستان، زمانی که ثروت گرجی‌ها آن‌ها را جلب نموده بود، با دیدن مردم کشاورز گرجستان، به آن‌ها نام گئورگوس یعنی کشاورز دادند. (و گرجستان را گئورگیا Georgia یعنی کشاورزی خواندند). و اکثر قریب به اتفاق نام‌های امروزی برای گرجی‌ها و گرجستان، از نامی که یونانی‌ها برای گرجی‌ها انتخاب کردند، نشأت می‌گیرد.[۱]

گرجی‌ها خود را کارتوِل - ی می‌نامند زیرا خاستگاه آن‌ها به کارتلی شهرت دارد، که این نام‌ها به یک خدای نیمه اساطیری معروف به کارتلوس - نیای مردم گرجی - مربوط است. اما همانگونه که در مورد اصطلاحات نژادی معمول است، ملت‌های دیگر برای گرجی‌ها از نام‌هایی استفاده کرده‌اند که هیچ ربطی به کلمهٔ کارتولی ندارد. با اشتقاق از کلمهٔ ایوری (ایبری یا همان ایبریا - نام باستانی گرجستان)، ایرانی‌ها و ارمنی‌های باستان، آن‌ها را ویرسهن می‌نامیدند، عرب‌ها و ایرانی‌های زمان حال، آن‌ها را جورجی و گرجی، و غربی‌ها، جرجن،[۲] و روس‌ها گروزن می‌نامند.

گرجستان وطن اقوام گرجی نیز در منابع و ملل مختلف به صور متفاوتی نامیده شده‌است، همانند: آبخاز، ورژن، ورغن، ایبری، گرزن، جورزان، الکرج، پراکانو، جورجیا،[۳] وراچستان و گروزیا، اما گرجی‌ها آن را ساکارتوِلو (سا - کارتوِل - ـُ) یعنی محل زندگی گرجی‌ها می‌خوانند.

ایرانیان در زمان قدیم، به این سرزمین گردستان گفته‌اند و سپس در در دوره بعد آن را گرجستان نامیده‌اند.[۴] (گرد یعنی پهلوان).

نژاد[ویرایش]

گرجی‌ها از نژاد قفقازی هستند. (کلمهٔ «قفقازی» به عنوان نژاد، به تمام سفیدپوست‌ها گفته می‌شود).

از نظر انسان‌شناسی گرجی‌ها به گروه معروف پونتوزاگرس تعلق دارند، (نیاکان گرجی‌ها در ما قبل تاریخ به طور پراکنده در «زاگرس» می زیسته‌اند.)، گرجی‌ها که یکی از اقوام منحصر به فرد آسیا به شمار می‌آیند، امروزه مورد توجه تاریخ نویسان و باستان شناسان قرار گرفته‌اند. این امر نتیجهٔ غنا و تنوع فرهنگ باستانی آن‌ها و تداوم اجتماعی به هم پیوستهٔ آنان می‌باشد.[۵]

شاردن، جهانگرد معروف فرانسوی، که که در سفرنامهٔ خود توصیف جامع و دقیقی از گرجستان نموده‌است، چنین می‌گوید:

«نژاد گرجی‌ها، پاک ترین و اصیل ترینِ نژادهای آسیا، و اگر اغراق نباشد خالص ترینِ نژاد هاست. من میان مردم گرجستان هرگز یک صورت زشت ندیدم، همه مردم این سامان، خواه زن و خواه مرد، در نهایت زیبایی و وجاهت اند».[۶][۷]

زبان[ویرایش]

زبان گرجی زبان رایج و رسمی گرجستان است، که در زمرهٔ زبان‌های قفقازی بوده و به طور کلی از زبان‌های هندواروپایی متمایز است. زبان گرجی، زبانی پیچیده و صرفی و مورد علاقهٔ زبان شناسان می‌باشد.[۸] این زبان دارای خطی ویژه و منحصر به خود می‌باشد، الفبای گرجی از ۳۳ حرف تشکیل یافته است (و هیچ یک از اشکال صوتی یا نوشتاری در آن تکرار نمی‌شود) که در طول حیات خود سه مرحله تغییر و تکامل را طی کرده است.

خاقانی شروانی شاعر قرن ششم هجری قمری با زبان گرجی آشنایی داشته است چنان که در این رباعی از کلمات گرجی استفاده نموده است:

از عشق صلیب موی رومی رویی

آبخازنشین گشتم و گرجی گویی

از بس که بگفتمش مویی مویی

شد موی زبانم و زبان هر مویی[۹]

ویژگی‌ها[ویرایش]

شاردن می‌نویسد:

«گرجی‌ها به طبع هوشمند، مستعد و لایق می‌باشند و اگر در تعلیم و تربیت آنان اهتمام به عمل آید از میان آنان صنعتگران، استادان، دانشمندان و پژوهشگران بزرگ در همهٔ رشته‌ها و زمینه‌ها پدید می‌آید. گرجی‌ها مقتدر، عظیم، پرهیبت، مغرور و متکبر اند... گرجی‌ها مردمانی سخت کوش، سرکش، بی باک و چالاک اند...»[۱۰][۱۱]

«گرجی‌ها در رفتار انفرادی و زندگی اجتماعی خود طی قرن‌ها یک سری ویژگی‌های منحصر به فردی یافته‌اند که در بعضی از آن‌ها با همسایگان خود از لحاظ میراث قفقازی در مورد شرافت، مهمان نوازی، وفاداری قبیله‌ای و... مشترک اند و بعضی دیگر از این ویژگی‌ها مربوط به احساسات ملی و سنت‌های باستانی ملت گرج است، در مقایسه با همسایگان روس و مسلمان خویش ازلحاظ غرور و حتی رفتار متکی بر برتری‌های فرهنگی، متمایز هستند. در گرجستان هر فرد روستایی مانند یک شاهزاده رفتار می‌کند، در عقاید شخصی خود اصرار می‌ورزند، سخنرانان ماهری هستند و به بحث علاقهٔ وافر دارند. در اسب سواری، تیراندای، جنگ‌های چریکی و همچنین به عنوان گله دار و پرورشدهندگان و نوشندگان شراب ناب مشهورند... از هوش و ذکاوت بسیار، بذله گویی و حاضرجوابی بهره مندند».[۱۲][۱۳]

ژان باتیست تاورنیه در سفرنامهٔ خود چنین می‌نویسد:

«گرجی‌ها مسافرت را خیلی دوست می‌دارند و تجّار بزرگ ماهری هستند. در فن تیروکمان مهارتشان حیرت انگیز است و معروف اند به این که بهترین سربازان و جنگجویان تمام آسیا هستند».[۱۴][۱۵]

گرجی‌های ایران[ویرایش]

گرجی‌های ایران یکی از گروه‌های نژادی ساکن ایران هستند که اجداد آنها عمدتاً به دلیل مقاومت در برابر حملات امپراتوری‌های حاکم بر ایران، از وطن خود گرجستان، به ایران تبعید می‌شدند. به طوری که در طول حکومت سلسله‌های صفویه، افشاریه و قاجاریه حدود سیصد هزار گرجی در: قزوین، گیلان، مازندران، گلستان، اصفهان، فارس، خراسان و تهران ساکن شده‌اند و امروزه پس از گذشت حدود سه قرن، فقط صد هزار تَن از آنان قابل شناسایی هستند که از این میان بعضی از گرجی‌های مناطقِ ساحلیِ شمالِ ایران با حفظ برخی از عناصر فرهنگی خود یعنی: لباس، رقص، موسیقی، آشپزی و معماری شناخته می‌شوند و همچنین بعضی از گرجی‌های مناطقِ کوهستانیِ غربِ اصفهان به واسطهٔ تکلّم به زبان مادری خود قابل شناسایی هستند و زبان هر ملّت را عنصر اصلی فرهنگ آن ملّت می‌دانند. [۱۶]

پانویس[ویرایش]

  1. شاردن، سفرنامهٔ شاردن، ۳۲۷–۳۲۸.
  2. مارشال لانگ، گرجی‌ها، ۳–۴.
  3. مشکور، جغرافیای تاریخی ایران باستان، ۲۸۲.
  4. نفیسی، تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران، ۵۹.
  5. مارشال لانگ، گرجی‌ها، ۳–۴.
  6. شاردن، سفرنامهٔ شاردن، ۳۳۱.
  7. مولیانی، جایگاه گرجی‌ها در تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران، ۳۶.
  8. روستاولی، پلنگینه پوش، ۴۱.
  9. مارشال لانگ، گرجی‌ها، ۱۰.
  10. شاردن، سفرنامهٔ شاردن، ۳۰۵–۳۳۳.
  11. مولیانی، جایگاه گرجی‌ها در تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران، ۳۷.
  12. مارشال لانگ، گرجی‌ها، ۱۵.
  13. مولیانی، جایگاه گرجی‌ها در تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران، ۳۷.
  14. باتیست تاورنیه، سفرنامهٔ تاورنیه، ۳۳۰.
  15. مولیانی، جایگاه گرجی‌ها در تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران، ۳۸.
  16. مولیانی، جایگاه گرجی‌ها در تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران، صفحات متعدد.

منابع[ویرایش]

  • شاردن، ژان. سفرنامهٔ شاردن. تهران: انتشارات توس، ۱۳۷۲.
  • مارشال لانگ، دیوید. گرجی ها. تهران: نشر وزارت امور خارجه، ۱۳۷۳.
  • مشکور، محمدجواد. جغرافیای تاریخی ایران باستان. تهران: انتشارات دنیای کتاب، ۱۳۷۲.
  • نفیسی، سعید. تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران. تهران: نشر بنیاد، ۱۳۶۱.
  • روستاولی، شوتا. پلنگینه پوش. تهران: نشر ایران جام، ۱۳۷۷.
  • باتیست تاورنیه، ژان. سفرنامهٔ تاورنیه. تهران: نشر سنایی و تأیید، ۱۳۶۳.
  • مولیانی، سعید. جایگاه گرجی‌ها در تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران. اصفهان: انتشارات یکتا، ۱۳۷۹.