مردم آذری

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
(تغییرمسیر از مردمان آذری)
پرش به: ناوبری، جستجو
مردم آذری
Azərbaycanlılar, Azərilər
آذربایجانلیلار، آذری لر
Azerigirls.JPG
کل جمعیت

۳۰ تا ۳۵ میلیون نفر[۱][۲]

نواحی با بیشترین جمعیت
 ایران ۱۲ میلیون معادل ۱۷٪ جمعیت
۱۶٪ جمعیت
۲۱٫۶٪ جمعیت
۱۵ میلیون
[۳]
[۴][۵]
[۶]
[۷][۸][۹][۱۰][۱۱]
 جمهوری آذربایجان ۹٬۲۳۵٬۰۰۱ [۱۲]
 ترکیه ۵۳۰٬۰۰۰ - ۲٬۵۰۰٬۰۰۰ [۱۳][۱۴]
 روسیه ۶۲۱٬۸۰۰ - ۱٬۵۰۰٬۰۰۰ [۱۵][۱۳]
 گرجستان ۲۸۴٬۷۶۱ [۱۶]
 قزاقستان ۸۵٬۲۹۲ [۱۷]
 آلمان ۱۵٬۲۱۹ [۱۸]
 اوکراین ۴۵٬۲۰۰ [۱۹]
 ازبکستان ۴۴٬۴۰۰ [۲۰]
 ترکمنستان ۳۳٬۳۶۵ [۲۱]
 هلند ۱۸٬۰۰۰ [۲۲]
 قرقیزستان ۱۷٬۸۲۳ [۲۳]
 بریتانیا ۱۵٬۰۰۰ [۲۴]
 بلاروس ۶٬۳۶۲ [۲۵]
 ایالات متحده آمریکا ۲۴٬۳۷۷ - ۴۰۰٬۰۰۰ [۲۶][۲۷][۲۸]
 کانادا ۳٬۴۶۵ [۲۹]
 لتونی ۱٬۶۹۷ [۳۰]
 اتریش ۱٬۰۰۰ [۳۱]
 استونی ۸۸۰ [۳۲]
 لیتوانی ۷۸۸ [۳۳]
زبان‌های رایج
ترکی آذربایجانی
ادیان و مذاهب
اکثریت شیعه؛ گروهای اقلیت سنی، مسیحیت، بهایی، و زرتشتی
گروه‌های نژادی مرتبط
دیگر اقوام ایرانی‌تبار، مردمان ترک‌، مردمان قفقازی

مردم آذری یا آذری‌ها[۳۴][۳۵][۳۶][۳۷] مردمانی با فرهنگ ایرانی[۳۸] هستند که بیشتر در آذربایجان ایران و جمهوری آذربایجان و همچنین در استان‌های مرزی ترکیه، گرجستان و روسیه (داغستان) سکونت دارند. آذربایجانی‌ها (قبل جنگ آذربایجان – ارمنستان) در استان‌های مرزی ارمنستان نیز ساکن بودند. آذری‌ها (به ترکی آذربایجانی: آذری‌لر Azərilər) عمدتاً با نام «ترک‌های آذربایجانی» (به ترکی آذربایجانی: آذربایجان تورک لری Azərbaycan türkləri) شناخته می‌شوند.[۳۹][۴۰] آذری‌ها عمدتاً مسلمان شیعه هستند.[۴۱] آذری‌ها همچنین اقلیت بومی جمهوری داغستان (روسیه) هستند.[۴۲] آذری‌ها برخلاف واقع شدن در دو کشور ایران و جمهوری آذربایجان یک گروه قومی را تشکیل می‌دهند.[۴۳] هرچند رشد فرهنگی متفاوت روسیه / شوروی و ایران در دو سده اخیر باعث بوجود آمدن تفاوت‌هایی میان آذربایجانی‌های ساکن ایران و جمهوری آذربایجان شده‌است. زبان ترکی آذربایجانی، آذربایجانی‌ها را به هم پیوند می‌دهد و به صورت دو طرفه توسط ترکمن‌ها، قشقایی‌ها، گاگااوزها و ترک‌های آناتولی (شامل ترکی استانبولی و ترکمن‌های عراق) که همه متعلق به شاخه اغوز زبان‌های ترک تبار هستند قابل فهم است.[۴۴][۴۵][۴۶] در پی دوره اول جنگ‌های ایران و روسیه در سالهای ۱۸۱۳ و ۱۸۲۸ قفقاز که قسمتی از خاک ایران بود به خاک امپراطوری روسیه پیوست[۴۷] و بر اساس عهدنامه گلستان و ترکمنچای مرز دقیق ایران و روسیه مشخص شد.[۴۸][۴۹] بعدها در سال ۱۹۱۸ شکل گیری جمهوری دمکراتیک آذربایجان باعث بوجود آمدن کشور جمهوری آذربایجان شد.

Pht-Vugar Ibadov eurovision (5).jpg

بخشی از مقاله‌های مرتبط با
مردم آذری

فرهنگ

معماری • هنر • آشپزی
رقص • لباس • فولکوریک • ادبیات
زبان • موسیقی • تئاتر • دین

بر حسب مناطق زندگی

ایران • جمهوری آذربایجان • گرجستان

ترکمنستان • آمریکا • روسیه (داغستان)
ترکیه • فرانسه • ارمنستان • بریتانیا

بلاروس • قزاقستان • قرقیزستان • ازبکستان

کانادا • آلمان • اوکراین • خارج از کشور

آزارها

وقایع مارس • ژانویه سیاه
کشتار خوجالی

اخراج از ارمنستان

درگاه آذربایجان
 ن  ب  و 

آذری واژه‌ای است که از قرن دهم تاکنون برای اشاره به اقوام مختلفی که در این منطقه زیست می‌کردند، به کار رفته‌است.[۵۰]

آذربایجانی‌ها با وجود تاکید بر هویت ایرانی خود، در مقایسه با کردزبان‌ها و فارس‌زبان ها (قومیت های بزرگتری که با آنها بیشترین ارتباط را دارند) عموماً ترک نامیده می شوند و خود را ترک می خوانند. برخلاف گروه های مسیحی یا کمونیست ها، آنها مسلمان هستند و وجه تمایزشان از ترک های آناتولی، این است که سخت به مذهب شیعه معتقدند، که این عامل بیش از هر چیز دیگری، سبب وفاداری آنها به ایران شده است.[۵۱]

جمعیت آذری‌های ایران در حدود ۱۶ درصد از جمعیت کل ایران[۵۲] و جمعیت آذربایجانی‌ها در ایران و جمهوری آذربایجان از ۲۴[۵۳][۵۴] تا ۲۸ میلیون تن در جهان[۵۵][۵۶] برآورد می‌شود.

پیشینه

امروزه بیشتر تاریخ شناسان بر این باورند که نام آذربایجان برگرفته از نام آتروپات یک ساتراپ (فرماندار) ایرانی است[۵۷][۵۸][۵۹][۶۰][۶۱] که در آتورپاتکان (آذربایجان امروزی) حکمرانی می‌کرده است.[۶۲][۶۳] نام امروزی آذربایجان حاصل ترکیب دو واژه فارسی باستان «آذر (آتور)» به معنی «آتش (مقدس)» و «آبادگان (آپاتکان)» به معنی «محل» است که «سرزمین آتشکده‌ها» یا «محافظت شده توسط آتش» معنی می‌دهد.[۶۴] «آذربایجان» شکل معرب شده «آتورپاتکان (آذربادگان)» می‌باشد. در آذربایجان همواره گروههای جمعیتی بومی و مهاجم رفت و آمد داشته‌اند همچون: آلبانی‌های بومی قفقاز، مادها، سکاها و دیگر ایرانیان، یونانی‌ها، رومیان (ایتالیایی‌هاخزرها، اعراب، ترک‌های اغوز، ترک‌های سلجوق، ارمنی‌ها و روس‌ها بوده است. آذربایجانی‌های باستان به زبان آذری باستان که از زبان‌های ایرانی و از شاخه زبان‌های هند و اروپایی است سخن می‌گفته‌اند.[۶۵] در قرن یازدهم در پی فتوحات سلجوقیان، قبیله‌های غز شروع به مهاجرت به قفقاز و آناتولی از فلات ایران کردند و سپس سیل مهاجرت قبیله‌های اغوز و ترکمن با هجوم مغولان شدت یافت.[۶۶] در این هنگام قبایل اغوز به گروه‌های کوچکتری تقسیم شدند، قسمتی از آنها که ــ که بیشتر سنی بودند ــ به آناتولی رفتند و در آنجا سکنی گزیدند و بقیه در قفقاز ماندند و بعدها به دلیل نفوذ صفویه مذهب خود را تغییر داده و شیعه شدند. برای مدت زمان زیادی آنها با نام «ترکمن» یا «ترکمان» شناخته می‌شدند. از قرن سیزده به بعد مردمان منطقه آذربایجان بر اساس هویت جدید شیعه و ترک‌های اغوز ترک سازی شده و به زبان ترکی حرف می‌زدند. هرچند قابل ذکر است تا قبل از اواخر قرن نوزده گویشوران زبان آذری باستان در مناطق دور افتاده همچون: هرزند، گالین گویا و روستاهای شهرود در خلخال و انرجان وجود داشتند و ترک سازی کامل مردمان آذربایجان بعد از این تاریخ می‌باشد. امروزه این مردمان ترک زبان، «آذربایجانی» شناخته می‌شوند. بر اساس گفته بریس ریباکو(تاریخ نویس روسی): «در رابطه با بوجود آمدن فرهنگ آذربایجان در قرون چهاردهم و پانزدهم پیش از هر چیزی باید به رابطه ادبیات و قسمت‌های دیگر فرهنگ توجه داشت که به طور اساسی با زبان پیوند خورده است، همانطور که حتی پس از ترک سازی، فرهنگ جمعیت محلی آذربایجان به صورت سنتی باقی‌ماند. هرچند حضور یک قشر عظیمی از ایرانیان در شکل گیری قوم آذربایجان تاثیر گذار بوده است. نخست وجود تعداد زیادی از کلمات ایرانی و عربی در زبان ترکی آذربایجانی و دوم استفاده از زبان‌های ترکی آذربایجانی و ترکی استانبولی در ایران به عنوان زبان میانجی. پس از استقلال جمهوری آذربایجان فرهنگ آذربایجان همواره رابطه نزدیکی را با فرهنگ‌های ایرانی و عربی به دلیل مذهب و سنت‌های تاریخی مشترک داشته است.»[۶۷]

تا پیش از حملهٔ مغول به ایران، مردم آذربایجان به زبانی تاتی‌تبار که آن را زبان آذری باستان می‌نامید، سخن می‌گفته‌اند.[۶۸][۶۹][۷۰] هنوز هم می‌توان باقی‌مانده این زبان را در همه جای آذربایجان ایران و جمهوری آذربایجان یافت. زبان ترکی در سده‌های پس از پاگیری اسلام در ایران، بر اثر مهاجرت تدریجی و متمادی ایل‌های ترک، به‌ویژه در آسیای صغیر جایگزین زبان‌های هند و اروپایی رایج در این منطقه شده‌است.

با توجه به تاریخ و مسیر کوچ ایل‌های ترک به آسیای صغیر از طریق آذربایجان می‌توان نتیجه گرفت که چیره گشتن زبان ترکی در آذربایجان امری تدریجی بوده‌است که مراحل آن را می‌توان بدینسان فهرست نمود:

  1. در دوران مغول‌ها که بیش‌تر سربازان آنان ترک بودند و آذربایجان را تختگاه خود قرار داده بودند، ترکان در آن ناحیه نفوذ یافتند. هرچند در این دوره هم در ابتدای نفوذ مغولان به این منطقه، آن‌ها تنها گروه کوچکی از ترکان را که در دشت مغان می‌زیستند، بیرون کردند.
  2. حکومت‌های ترکمنان آق‌قویونلو و قراقویونلو و اسکان آن‌ها در آذربایجان بیش از پیش موجب رونق زبان ترکی و تعضیف زبان‌های محلی شد.
  3. سپاه قزلباش که ترک بودند و پیش‌تر در آناتولی می‌زیستند تا آن‌که تیمور جمعی از روسای آنان را به بند کشید و آن‌گاه به‌دست خانقاه صفوی آزادشده و در خدمت صفویان قرار گرفتند و در آذربایجان ماندگار شدند.
  4. آذربایجان سال‌هایی در سیطره عثمانیان بود؛ به‌ویژه در روزگار ناتوانی دولت‌های مرکزی ایران.
  5. در دورهٔ قاجاریه مبلغان مذهبی مسیحی که در خدمت اهداف استعماری بودند، نقش مهمی در ترویج زبان ترکی در منطقه بازی کردند.[۷۱]

دوران باستان

تاریخ شناسان بر این باورند که آلبانیای قفقاز اولین ساکنان جمهوری آذربایجان بوده‌اند.[۶۲][۷۲] سکاها و به دنبال آنها مادها این منطقه را تصاحب کرده و امپراتوری خود را تا شمال رود ارس گسترش دادند.[۶۲] مادها یک امپراتوری عظیم را در سالهای ۹۰۰-۷۰۰ قبل از میلاد بنیان نهادند که در حدود ۵۵۰ سال پیش از میلاد با امپراتوری هخامنشی ادغام شد. در این دوران،دین زرتشتی در قفقاز و آتروپاتن (آذربایجان) رواج یافته بود. هخامنشیان تقریباً در سال ۳۳۰ پیش از میلاد از اسکندر مقدونی شکست خوردند اما به ساتراپ مادی «آتروپاتس» اجازه داده شد تا در قدرت باقی بماند. به دنبال افول سلوکیان در سال ۲۴۷ پیش از میلاد، پادشاهی باستان ارمنستان کنترل نواحی آلبانیای قفقاز را از سال ۱۹۰ پیش از میلاد تا ۳۸۷ پس از میلاد بدست گرفت.[۷۳][۷۴] آلبانی‌های قفقاز پادشاهی مستقل خود را در اولین سده قبل از میلاد بنیان نهادند. این پادشاهی در سال ۲۵۲ پس از میلاد توسط ساسانیان تسخیر شده و پادشاهی بصورت ایالت وابسته به امپراتوری ساسانی درآمد.[۶۲] پادشاه آلبانیای قفقاز «اورنایر» در سده چهارم بعد از میلاد دین رسمی ایالت آلبانیا را مسیحیت اعلام کرد و آلبانیا تا قرن هشتم مسیحی باقی‌ماند.[۷۵][۷۶] کنترل ساسانی‌ها با شکستشان از اعراب مسلمان در سال ۶۴۲ میلادی پایان یافت.[۷۷]

دوران پس از اسلام

عرب‌های مسلمان، ساسانیان و سپس امپراتوری روم شرقی را در قفقاز شکست دادند. آنها آلبانیای قفقاز را بعد از مقاومتشان توسط شاه جوانشیر در سال ۶۶۷ به صورت ایالت وابسته (ایالت غیرمستقل) درآوردند.[۶۲] در سده‌های نهم و دهم میلادی نویسندگان عرب از منطقه‌ای در بین رودهای ارس و کورا به نام اران(آلبانیای قفقاز/ آذربایجان) شروع به نام بردن کردند.[۶۲] در این هنگام اعراب از بصره و کوفه به آذربایجان آمدند و سرزمین‌هایی که توسط بومیان رها شده بود را تصاحب کردند. بنابراین اعراب از زمین داران تراز اول (بزرگ/قدرتمند) شدند.[۷۸] تغییر دین در آذربایجان کند بود بطوریکه ساکنان آذربایجان برای سالها در برابر تغییر دین مقاومت نشان دادند و ناخشنودی آذربایجانی‌ها با مهاجرت گروه‌های کوچکی از اعراب به شهرهایی همچون تبریز و مراغه بیشتر شد. این مهاجرت‌های اعراب باعث بوجود آمدن قیامی در آذربایجان توسط بابک خرمدین در سالهای ۸۱۶-۸۳۷ گشت.[۷۹] هرچند با مقاومت توده‌هایی از مردم در برابر اسلام، بیشتر آذربایجانی‌ها به اسلام تغییر دین دادند. بعدها پادشاهی‌های شدادی، روادی و ساجیان در قرن‌های ۱۰ و ۱۱ بر قسمت‌هایی از آذربایجان حکمرانی کردند. در میانه‌های قرن یازدهم سلجوقیان تسلط اعراب را بر آذربایجان از بین بردند و امپراتوری عظیمی را بنیان نهادند که بیشتر نواحی غرب آسیا را در بر می‌گرفت. با سلطه سلجوقیان، ایلات اغوز شروع به کوچ به آذربایجان کردند و بدین گونه ترک سازی مردمان آذربایجان شروع شد.[۸۰][۸۱] فرهنگ ایرانی به حیات خود ادامه داد و شاعرانی همچون نظامی گنجوی در این دوران شکوفا شدند. سرگذشت حماسه‌های ترکی در شعرها پدیدار گشت که قدیمی ترین آنها ده ده قورقود است که به بیان تمثیلی وقایع ترک‌های اغوز در قفقاز و آسیای صغیر می‌پردازد.[۶۲] سلطنت ترک‌ها با حمله مغول‌ها دستخوش وقفه شد و ترک‌ها با سلطه تیمورلنگ به حاکمیت برگشتند، سپس قره قویونلوها و آق قویونلوها تا به حاکمیت رسیدن صفویان در سال ۱۵۰۱ قدرت را در دست داشتند.[۶۲][۷۸]

دوران معاصر

صفویان که از آذربایجان ایران برخاسته بودند و تا سال ۱۷۲۲ به حکومت ادامه دادند توانستند ایرانی نوین را پایه گذاری کنند.[۸۲][۸۳][۸۴] موفقیت‌های آنها در ساخت ساختمان‌های دولتی، معماری و دانش چشمگیر بود. دولت صفویه به دلیل فساد داخلی و فشارهای خارجی از طرف دولت‌های روسیه و در افغانستان دولت هوتکیان رو به افول گذاشت. صفویان مذهب شیعه را که قسمت مهمی از هویت ملی ایرانیان و بیشتر ساکنین جمهوری آذربایجان است ترویج و گسترش دادند. صفویان هنر و فرهنگ (ادب) را ترویج دادند، شاه عباس یکم فضای روشنفکرانه‌ای را در ایران بوجود آورد، بطوریکه بسیاری دانشمندان از این دوران به عنوان «دوران جدید طلایی (شکوفایی) ایران» یاد می‌کنند.[۸۵] شاه عباس یکم اصلاحات پایه‌ای در دولت و ارتش ایجاد کرد و به نیازهای مردم عادی رسیدگی نمود.[۸۵] او سعی کرد اوضاع داخلی را با استفاده از شیعه گری ثبات ببخشد[۷۸]. پس از سقوط صفویه، برای مدت کوتاهی عثمانی‌ها قسمتهایی از خاک ایران را اشغال کردند. نادر شاه افشار که در آن زمان حاکم خراسان بود افغان‌ها را شکست داد و ایران را دوباره فتح کرد. بعد از افشاریه سلطنت کوتاه کریم خان فرا رسید و بعد از زندیه سلسله قاجاریه در سال ۱۷۷۹ بر آذربایجان و ایران شروع به حکومت کرد.[۶۲] در این زمان روس‌ها تهدید بزرگی برای اراضی ایران در قفقاز به حساب می‌آمدند. جنگ‌های ایران و روسیه در قرن هجدهم شروع شد و در اوایل قرن نوزدهم با دو قرارداد گلستان در سال ۱۸۱۳ و ترکمن چای در سال ۱۸۲۸ که منطقه قفقاز را رسماً از ایران به امپراتوری روسیه می‌داد پایان یافت.[۶۴] نقش آذربایجان بر انقلاب مشروطه ایران انکار ناپذیر است. بزرگترین شخصیت‌های انقلابی ستارخان[۸۶] و باقرخان هردو آذربایجانی بودند. انقلاب مشروطه ایران سلسله قاجاریه را که امتیاز تنباکو و نفت را به امپراتوری بریتانیا داده بودند و اراضی ایران را به امپراتوری روسیه واگذار کرده بودند متزلزل کرد. مجلس ایران با تلاشهای مشروطه خواهان شروع به کار کرد. در برخی مناطق جنبش مشروطه با شورش رعایا (کشاورزان) علیه تنها حامیان داخلی سلطنت یعنی اربابان (زمین داران) و مالیات بگیران همراه بود. روزنامه‌های دموکراسی طلب شروع به کار کردند و روشنفکران ایرانی با دیدن شهرهایی همچون پاریس و پتروگراد شروع به نوگرایی کردند. شاه قاجار و مشاوران انگلیسی اش به انقلاب مشروطه تاختند ولی عمر سلسله قاجاریه رو به پایان بود. آخرین شاه قاجار با یک کودتای نظامی توسط رضاخان که یک فرمانده قدیمی نیروهای قزاق بود و توسط سزارهای روس به فرماندهی رسیده بود تا از شاه قاجار و منافع روسیه محافظت کند، برکنار شد. در پی یکسان سازی ایران، در حالی که نیمی از جمعیت ایران را اقلیت‌های قومی تشکیل می‌دادند، رضاشاه ممنوعیت زبان ترکی آذربایجانی را در مدارس، تئاترها، مراسم مذهبی و کتب اعلام کرد.[۸۷] در پی برکناری رضاشاه در سپتامر ۱۹۴۱، نیروهای شوروی کنترل نواحی آذربایجان را بدست گرفتند و فرقه دموکرات آذربایجان به رهبری سید جعفر پیشه وری را به سر کار آوردند[۸۸]. نگرانی‌های ایالات متحده آمریکا و بریتانیا از ادامه حضور نیروهای روس در آذربایجان بعد از جنگ جهانی دوم باعث خروج نیروهای روس از خاک آذربایجان در اواخر سال ۱۹۴۶ شد. بلافاصله بعد از خروج نیروهای روس از آذربایجان، دولت ایران کنترل آذربایجان را دوباره بدست گرفت. پروفسر گری هس در این باره گفته‌است: "در ۱۱ دسامبر نیروهای ایران وارد تبریز شدند و دولت پیشه وری به سرعت فروپاشید. البته آذربایجانی‌ها از ورود نیروهای ایرانی شورمندانه استقبال کردند چون تهران را بر مسکو ترجیح می‌دادند. صرفنظر کردن شوروی از آذربایجان احتمالاً به عوامل گوناگونی بود، از جمله می‌توان به تمایل آذربایجانی‌ها و امتیاز نفت که در دراز مدت برای دولت شوروی باقی می‌ماند نام برد"[۸۹] درحالی که آذربایجانی‌های ایران با اجتماع ایران آمیخته شدند، خویشاوندان آنها در جمهوری آذربایجان پس از ۷۰ سال حاکمیت شوروی به استقلال کوتاهی در سال‌های ۱۹۱۸-۱۹۲۰ رسیدند، آذربایجانی‌های جمهوری آذربایجان در اکتبر ۱۹۹۱ استقلال خود را دوباره باز یافتند و سپس گرفتار جنگ قره باغ با همسایه خود، ارمنستان شدند.

نژاد

مطالعات ژنتیکی نشان داده که آذربایجانی‌های قفقاز هم از نظر میتوکندری دی‌ان‌ای، که فقط از مادر منتقل می‌شود و هم از نظر کروموزوم ایگرگ، که فقط از پدر به ارث می‌رسد، به همسایگان جغرافیایی خود یعنی اقوام قفقازی (گویشوران به زبان‌های قفقازی) شبیه‌ترند تا به خویشان زبانی خود یعنی اقوام ترک‌تبار در نقاط دیگر. مطالعات ژنتیکی دیگر در مورد ارمنی‌ها قوم همسایه هندواروپایی زبان آذربایجانی‌ها هم نشان داده که شباهت ژنتیکی آن‌ها هم در نسب مادری و هم در نسب پدری به همسایگان قفقازی بیشتر از هم‌زبانان هندواروپایی است. خصوصیات ژنتیکی قفقازی‌ها نیز در مجموع چیزی بین اروپائی‌ها و ساکنان خاورمیانه‌است که نسب مادری شباهت بیشتری را به اروپائی‌ها و نسب پدری شباهت بیشتری را به خاورمیانه‌ای‌ها نشان می‌دهد. این نتایج ایده جابجایی زبانی آذربایجانی‌ها را تقویت می‌کند و نشان می‌دهد که گروه‌های مهاجر آن قدر کوچک بوده‌اند که سهم ژنتیکی آن‌ها در جمعیت فعلی قابل مشاهده نیست.[۹۰]

در منابع بسیاری آذربایجانی‌ها به خاطر زبان ترک تبارشان جزوه مردمان ترک‌تبار به حساب می‌آیند.[۹۱][۹۲][۹۳] هرچند باور دانشمندان بر این است که آذربایجانی‌های امروز از نسل آلبانیای قفقاز[۹۴][۹۵] و اقوام ایرانی تباری هستند که در قفقاز و شمال ایران قبل از ترک سازی می‌زیستند. مورخان از جمله ولادیمیر مینورسکی در باره ترک سازی مردمان قفقاز و ایرانی‌ها می‌نویسد: «در اویل قرن یازدهم ورود قبایل اغوز ابتدا به صورت گروه‌های کوچک و سپس در دسته‌های بزرگ در دوران سلجوقیان شروع شد. در نتیجه جمعیت آذربایجان و قفقاز جنوبی ترک شدند و خصوصیاتی همچون ورود اصوات فارسی و عدم رعایت هم آوایی در بعضی کلمات وارد شده غیر ترکی در زبان ترکی آذربایجانی دیده می‌شود.»[۹۶] بنابراین مهاجرت ترک‌ها و ترک سازی باعث بوجود آمدن هویت جدید آذربایجانی‌ها شد.[نیازمند منبع]

اغلب مردم آذربایجان دارای سابقۀ اخیر از نسبت قبیله‌ای (به ایل‌های ترک یا کرد) هستند. از گروه‌های عمدۀ قبایل ترک که هنوز قابل تشخیص هستند، می‌توان به «شاهسون»های مشکین و اردبیل، «افشار»های ارومیه و صائین‌قلعه و «بیات»های ماکو اشاره کرد.[۹۷]

نقش آذری‌ها در شیوع آریایی گرایی در ایران

سرانجام جنبش مشروطه ایران تاسیس سلسهٔ پهلوی بود که چندان سنخیتی با دموکراسی نداشت[۹۸][۹۹] و تاکید آن بر مرکز گرائی افراطی به سرکوب اقلیت‌های قومی منتهی‌ شد.[۱۰۰] معمار اصلی‌ چنین سیاستی میرزا فتحعلی آخوندزاده (آخوندوف)، یکی‌ از روشنفکران آذری بود.[۱۰۱][۱۰۲] آخوندزاده، با تاسی‌ به دیدگاه خاورشناسان مبنی بر برتری‌ نژاد آریایی، امپراتوری‌های پیش از اسلام ایران را به‌عنوان جامعهٔ آرمانی‌ مطرح کرد که با اشاعه اسلام توسط اعراب به قهقرا رفت.[۱۰۳] این ایده‌آلیسم توسط پادشاهان دودمان پهلوی به اجرا گذاشته شد. محمدرضا پهلوی خود را به لقب آریامهر، به معنی‌ خورشید آریایی‌ها، مفتخر کرد،[۱۰۴]، لقبی که سازنده آن صادق رضازاده شفق، که خودش نیز آذری بود. حسن تقی‌زاده، موسس انجمن ایران در برلین، نیز در ایجاد ناسیونالیسم ایرانی‌ نقشی بارز داشت. او، در مقالاتی که بعد از سال ۱۹۱۶ در مجله "کاوه" منتشر می‌کرد، سعی‌ داشت یکی‌ بودن نژاد آلمانی‌ها و ایرانی‌ها را ثابت کند.[۱۰۵][۱۰۶]قابل توجه آنکه، بر مبنای یک مقاله منتشر شده در سال ۲۰۱۳، که مقایسه‌ای است در مورد ساختار ژنتیکی ۳۵۲ ایرانی‌، با وجود اینکه تنوع ژنتیکی کل ایرانیان بسیار بالا است، اما آذری‌های ایرانی نسبتاً قرابت ژنتیکی نزدیکتری با مردم گرجستان در مقایسه با قشقایی‌های ترکزبان و فارسی‌زبانان دارند. این مقاله اشاره می‌کند که آذری‌های ساکن جمهوری آذربایجان، گروه کاملاً مجزایی با آذری‌های ایران تشکیل می‌دهند، و بین فارسی‌زبانان و اهالی ترکیه قرار می‌گیرند.[۱۰۷]

ترک‌سازی

در زمان سلجوقیان اولین اقوام ترک به صورت عمده وارده آذربایجان شدند.[۱۰۸] مهاجرت ترکهای اغوز از ترکمنستان تا زمان حکومت مغولان ادامه یافت به طوری که بسیاری از نیروهای ایلخانان ترک بودند. در زمان صفویان ترکسازی آذربایجان با نفوذ قزلباشها افزایش یافت. واژه آذربایجان از واژه کهن ولایت «آدرباییجان» مشتق شده و بیانگر این است که با تغییر زبان، اسامی محلی هر چند با تغییرات اندکی از ترک سازی جدا ماندند.[۱۰۹]

فرهنگ

آذربایجانی‌ها با سایر مردم ایران از دید فرهنگی نزدیکی دارند، دی‌ان‌ای ساکنین بومی منطقه تفاوتی با یکدیگر ندارد،[۱۱۰][۱۱۱] و مذهب آنان شیعه است که آنان را از دیگر ترک‌زبانان که سنی هستند متمایز می‌گرداند. علاوه بر این به همراه دیگر اقوام ایرانی نوروز، سال نو را با شکوه جشن می‌گیرند.

«عاشیق»، در آذربایجان (هم در ایران و هم در جمهوری آذربایجان)، شاعر و نوازنده‌ای است که همراه با ساز آواز خود را اجرا می‌کند. عاشیق‌ها از دوران قبل از اسلام در بین مردمان ترک‌تبار وجود داشته‌اند. عنوان قدیمی عاشیق‌ها «اوزان» است. علاوه بر قهوه‌خانه‌ها، عاشیق‌ها در عروسی و دیگر مراسم نیز اجرا می‌کنند. از داستان‌های حماسی که عاشیق‌ها نقل می‌کنند، می‌توان به کوراوغلو، و از داستان‌های عاشقانه می‌توان به اصلی و کرم اشاره کرد.[۱۱۲]

آذربایجان موسیقی متفاوتی با دیگر مناطق ایران دارد، بسیاری از رقص‌ها و آوازهای محلی (رقص لزگی،...) همچنان اجرا می‌شوند.[نیازمند منبع]

جدایی قفقاز از ایران

در پی جنگ‌های ایران و روسیه در سده‌های ۱۲ و ۱۳ هجری خورشیدی، مناطقی از ایران در قفقاز (بعضی صرفاً تحت کنترل اسمی) از ایران جدا شده و به امپراتوری روسیه پیوسته شدند[۱۱۳] و این موضوع شامل کشور کنونی جمهوری آذربایجان نیز می‌شود.

عهدنامه‌های گلستان در سال ۱۱۹۲ (۱۸۱۳) و ترکمان‌چای در سال ۱۲۰۷ (۱۸۲۸) سرحد مرز ایران و روسیه را معین کردند. در پی این موضوع و جدایی مردم آذربایجان، مردم جمهوری آذربایجان بیشتر سکولار شدند و مسلمانان مذهبی بیشتر در آذربایجان زندگی می‌کنند. در پی استقلال جمهوری آذربایجان از شوروی در سال ۱۳۷۰، علاقهٔ مردم به مذهب و روابط دوطرفه بیشتر شده‌است.

جمعیت آذربایجانی‌ها

تصاویری از مشاهیر آذربایجان

جستارهای وابسته

منابع

  1. Joshua Project - Azerbaijani People Cluster Great Commission Status
  2. Sela, Avraham (2002). The Continuum Political Encyclopedia of the Middle East. Continuum. p. 197. ISBN 0826414133. "30–31 million" 
  3. http://looklex.com/e.o/iran.peoples.htm
  4. CIA - The World Factbook
  5. http://lcweb2.loc.gov/frd/cs/profiles/Iran.pdf
  6. http://www.terrorfreetomorrow.org/upimagestft/TFT%20Iran%20Survey%20Report%200609.pdf
  7. http://www.britannica.com/EBchecked/topic/46833/Azerbaijani
  8. http://www.ethnologue.com/language/azb
  9. http://www.eurasianet.org/departments/culture/articles/eav041503.shtml
  10. http://www.ethnologue.com/country/IR/status
  11. Azerbaijani Nationalism in Post-Revolutionary Iran.» CENTRAL ASIAN SURVEY]. ۲۷. ۱ (۲۰۰۸): p46. با اشاره به: آمارگیری از وضعیت اجتماعی اقتصادی خانوار، تهران، مرکز آمار ایران، ۱۳۸۲. بنا بر این منبع: در آمارگیری سال ۱۳۸۱/۲۰۰۲ در ایران، ۲۳٫۳ درصد از ایرانیان زبان مادری خود را ترکی آذربایجانی عنوان کردند. جمعیت ایران در آن سال ۶۶٬۶۲۲٬۷۰۴ نفر برآورد شده‌است.داده‌نامه سازمان سیا. که با این حساب شمار آذربایجانی‌زبانان ایران در آن سال ۱۵٬۵۲۳٬۰۹۰ نفر بوده‌است.
  12. "Population by ethnic groups". The State Statistical Committee of the Republic of Azerbaijan. 2012. Retrieved 17 January 2012. 
  13. ۱۳٫۰ ۱۳٫۱ van der Leeuw, Charles (2000). Azerbaijan: a quest for identity: a short history. Palgrave Macmillan. p. 19. ISBN 978-0-312-21903-1. 
  14. Lewis, M. Paul (2009). "Azerbaijani, South". Ethnologue: Languages of the World, Sixteenth edition. SIL International. Retrieved 29 January 2012. 
  15. "Итоги переписи". 2002 census. Russian Federation State Statistics Service. 2004. Retrieved 17 January 2012. 
  16. "Ethnic groups by major administrative-territorial units" (pdf). 2002 census. National Statistics Office of Georgia. Retrieved 17 January 2012. 
  17. "Population by national and/or ethnic group, sex and urban/rural residence (2009 census)". Agency for the Statistics of the Republic of Kazakhstan. Archived from the original on 16 June 2012. Retrieved 15 August 2012. 
  18. "Foreign population on 31.12.2006 by citizenship and selected characteristics". Federal Statistical Office (Destatis). Retrieved 3 February 2012. [پیوند مرده]
  19. "About number and composition population of Ukraine by data All-Ukrainian census of the population 2001". Ukraine Census 2001. State Statistics Committee of Ukraine. Retrieved 17 January 2012. 
  20. "The National Structure of the Republic of Uzbekistan". Umid World. 1989. Retrieved 17 January 2012. 
  21. "Всесоюзная перепись населения ۱۹۸۹ года. Национальный состав населения по республикам СССР". Демоскоп Weekly (in Russian) (493–494). 1–22 January 2012. Retrieved 17 January 2012. 
  22. "The Kingdom of the Netherlands: Bilateral relations: Diaspora" (pdf). Republic of Azerbaijan Ministry of Foreign Affairs. Archived from the original on 6 July 2011. Retrieved 17 January 2012. 
  23. "۵٫۰۱٫۰۰٫۰۳ Национальный состав населения" (pdf) (in Russian). National Statistical Committee of Kyrgyz Republic. 2011. Retrieved 17 January 2012. 
  24. Oguz-Gassanly, Murad (2001). "Azeri Diaspora. The Case of the United Kingdom". Azeri Voice. Retrieved 17 January 2012. 
  25. "Population Census 1999". National Statistical Committee of the Republic of Belarus. Archived from the original on 26 May 2012. Retrieved 18 January 2012. 
  26. "Azerbaijani-American Council partners with U.S. Census Bureau". News.Az. 28 December 2009. Retrieved 2012-07-11. 
  27. http://www.azeris.org/images/proclamations/May28_BrooklynNY_2011.JPG
  28. "Obama, recognize us – St. Louis American: Letters To The Editor". Stlamerican.com. 9 March 2011. Retrieved 2012-07-11. 
  29. "Ethnic origins, 2006 counts, for Canada, provinces and territories - ۲۰٪ sample data". Statistics Canada. 10 June 2010. Retrieved 18 January 2012.  In the 2006 census, 1,480 people indicated 'Azeri'/'Azerbaijani' as a single response and 1,985 as part of multiple origins.
  30. Poleshchuk, Vadim (March 2001). "Accession to the European Union and National Integration in Estonia and Latvia" (pdf). Retrieved 18 January 2012. "232 citizens" 
  31. "The Republic of Austria: Bilateral relations" (pdf). Republic of Azerbaijan Ministry of Foreign Affairs. Retrieved 18 January 2012. 
  32. /I_Databas/Population_census/۰۸Ethnic_nationality._Mother_tongue._Command_of_foreign_languages/&lang=۱ "Population Census of 2000". Statistics Estonia. Retrieved 19 January 2012.  Select "Azerbaijani" under "Ethnic nationality".
  33. "Population by national and/or ethnic group, sex and urban/rural residence". United Nations Statistics Division. Retrieved 17 January 2012. 
  34. «رابطه هویت ملی و قومی در بین دانشجویان آذری، کرد و عرب دانشگاه‌های دولتی ایران». نشریه مطالعات ملی (بازنشر در پایگاه مجلات تخصصی نور)، ۱۳۸۸ - شماره ۳۹. 
  35. «ارزیابی هوش گروهی از کودکان آذری با مقیاس‌های گوداینف- هریس و ماتریس‌های پیشرونده ریون». نشریه روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران (بازنشر در پایگاه مجلات تخصصی نور)، پاییز و زمستان ۱۳۷۹ - شماره ۶۱. 
  36. «سرگذشت نامه‌های آذری ها». پایگاه مجلات تخصصی نور. 
  37. «نوروز در گرجستان». پایگاه مجلات تخصصی نور. «جامعه گرجستان ترکیبی از حدود ۰۷ درصد گرجی و بیش از ۰۳ درصد اقوام آبخازیایی، اوستیایی، آذری، …» 
  38. واشینگنون پست - آذربایجان
  39. Helena Bani-Shoraka. "Language Policy and Language Planning: Some Definitions" in Annika Rabo, Bo Utas. The Role of the State in West Asia, Swedish Research Institute in Istanbul, 2005, ISBN 91-86884-13-1, ۹۷۸۹۱۸۶۸۸۴۱۳۰, p. ۱۴۴
  40. Stephan Thernstrom, Ann Orlov, Oscar Handlin. Harvard Encyclopedia of American ethnic groups, Harvard University Press, 1981, p. ۱۷۱, quote: In their homeland the Azerbaijanis, or Azerbaijani Turks as they are sometimes called...
  41. Robertson, Lawrence R. (2002). Russia & Eurasia Facts & Figures Annual. Academic International Press. p. 210. ISBN 0875691994, 9780875691992 Check |isbn= value (help). 
  42. "ПОСТАНОВЛЕНИЕ ГОССОВЕТА РЕСПУБЛИКИ ДАГЕСТАН ОТ ۱۸٫۱۰٫۲۰۰۰ N ۱۹۱ О КОРЕННЫХ МАЛОЧИСЛЕННЫХ НАРОДАХ РЕСПУБЛИКИ ДАГЕСТАН". lawru.inf. 
  43. "Azerbaijani", Encyclopædia Britannica,Russian suzerainty of Azerbaijan. Retrieved 7 June 2006.
  44. Suny, Ronald G.; Nichol, James; Slider, Darrell L. (1996). Armenia, Azerbaijan, and Georgia. DIANE Publishing. p. 105. ISBN 0788128132, 9780788128134 Check |isbn= value (help). 
  45. سرواژه‌های Turkish ,Azerbaijani ,Turkmen,Uzbek,Kazakh,http://www.lmp.ucla.edu/Profile.aspx?LangID=67&menu=004
  46. دنیس سینیور-مجموعه زبانهای اورال-آلتایی صفحه ۹۰
  47. "Azerbaijan"[پیوند مرده], MSN Encarta. Retrieved 25 January 2007. Archived ۲۰۰۹-۱۰-۳۱.
  48. Sidney Harcave, Russia, a history, Edition: 6, Lippincott, 1968, Page 267
  49. Pirouz Mojtahed-Zadeh, Boundary Politics and International Boundaries of Iran: A Study of the Origin, Evolution, and Implications of the Boundaries of Modern Iran with Its 15 Neighbors in the Middle East...by a Number of Renowned Experts in the Field, Universal-Publishers, 2007, ISBN 1-58112-933-5, ۹۷۸۱۵۸۱۱۲۹۳35, Pages 372
  50. Caferoğlu, A.. “Ādharī”. In Encyclopaedia of Islam. vol. 1, A–B. 2nd ed. Leiden: E. J. Brill, 1986. 192–194. ISBN ‎90-04-08114-3. 
  51. «AZERBAIJAN vi. Population and its Occupations and Culture». Iranica. 
  52. https://www.cia.gov/library/publications/the-world-factbook/geos/ir.html Ethnic groups: Azeri ۱۶٪
  53. اتنولوگ؛ جمعیت آذربایجانیهای ایران
  54. اتنولوگ؛ جمعیت جمهوری آذربایجان شامل تمام گروههای قومی
  55. سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا؛ جمعیت و گروههای قومی در ایران
  56. سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا؛ جمعیت و گروههای قومی جمهوری آذربایجان
  57. Miniature Empires: A Historical Dictionary of the Newly Independent States by James Minahan, published in 2000, page 20
  58. Lendering, Jona. "Atropates (Biography)". Livius.org. Archived from the original on October 29, 2007. Retrieved 2007-12-10. 
  59. Chamoux, Francois. Hellenistic Civilization. Blackwell Publishing, published 2003, page 26
  60. Bosworth, A.B. , and Baynham, E.J. Alexander the Great in Fact and Fiction. Oxford, published 2002, page 92
  61. Encyclopædia Iranica, "Azerbaijan: Pre-Islamic History", K. Shippmann
  62. ۶۲٫۰ ۶۲٫۱ ۶۲٫۲ ۶۲٫۳ ۶۲٫۴ ۶۲٫۵ ۶۲٫۶ ۶۲٫۷ ۶۲٫۸ Historical Dictionary of Azerbaijan by Tadeusz Swietochowski and Brian C. Collins. The Scarecrow Press, Inc. , Lanham, Maryland (1999), ISBN 0-8108-3550-9. Retrieved 7 June 2006.[نیازمند صفحه]
  63. Azerbaijan: ethnicity and the... - Google Books. Books.google.ca. Retrieved 2009-06-29. [نیازمند صفحه]
  64. ۶۴٫۰ ۶۴٫۱ The Azerbaijani Turks: Power and Identity under Russian Rule by Audrey Altstadt. Hoover Institution Press (1992), ISBN 0-8179-9182-4. Retrieved 7 June 2006.[نیازمند صفحه]
  65. "Encyclopaedia Iranica". Iranicaonline.org. Retrieved 2009-03-03. 
  66. "Encyclopaedia Iranica. C. E. Bosworth. Arran". Iranicaonline.org. Archived from the original on March 11, 2008. Retrieved 2009-06-29. 
  67. »“History of the East” (“Transcaucasia in XI-XV centuries” in Rostislav Borisovich Rybakov (editor), History of the East. 6 volumes. v. 2. “East during the Middle Ages: Chapter V. , 2002. – ISBN 5-02-017711-3. http://gumilevica.kulichki.com/HE2/he2510.htm)".
  68. آذری یا زبان باستان آذربایجان، احمد کسروی
  69. The original sedentary population of Azarbayjan consisted of a mass of peasants and at the time of the Arab conquest was compromised under the semi-contemptuous term of Uluj(“non-Arab”)-somewhat similar to the raya(*ri’aya) of the Ottomon empire. The only arms of this peaceful rustic population were slings, see Tabari, II, ۱۳۷۹-۸۹. They spoke a number of dialects (Adhari, Talishi) of which even now there remains some islets surviving amidst the Turkish speaking population. It was this basic population on which Babak leaned in his revolt against the caliphate. V. Minorsky, Studies in Caucasian history, Cambridge University Press, 1957, pg ۱۱۲
  70. Lazard, Gilbert ۱۹۷۵, “The Rise of the New Persian Language” in Frye, R. N. , The Cambridge History of Iran, Vol. ۴, pp. ۵۹۵-۶۳۲, Cambridge: Cambridge University Press. pp 599 Azarbaijan was the domain of Adhari, an important Iranian dialect which Masudi mentions together with Dari and Pahlavi.
  71. برای مطالعهٔ بیش‌تر در این مورد و اطلاع از گستردگی زمانی و جغرافیایی زبان فارسی در آذربایجان به کتاب «مطالعاتی در تاریخ فرهنگ و زبان آذربایجان» اثر فیروز منصوری مراجعه شود.
  72. Azerbaijan, US Library of Congress Country Studies. Retrieved 7 June 2006.
  73. "Armenia-Ancient Period", US Library of Congress Country Studies. Retrieved 23 June 2006.
  74. Strabo, "Geography", Perseus Digital Library, Tufts University. Retrieved 24 June 2006.
  75. "Albania", Encyclopaedia Iranica, p. ۸۰۷. Retrieved 15 June 2006.
  76. "Voices of the Ancients: Heyerdahl Intrigued by Rare Caucasus Albanian Text" by Dr. Zaza Alexidze[پیوند مرده], Azerbaijan International, Summer 2002. Retrieved 7 June 2006.
  77. "Islamic Conquest", Library of Congress...
  78. ۷۸٫۰ ۷۸٫۱ ۷۸٫۲ A History of Islamic Societies by Ira Lapidus, p. ۴۸. Cambridge University Press, Cambridge (1988), ISBN 0-521-77933-2. Retrieved 7 June 2006.
  79. The Prophet and the Age of the Caliphates by Hugh Kennedy, p. ۱۶۶. Longman Group, London (1992), ISBN 0-582-40525-4. Retrieved 7 June 2006.
  80. "Azerbaijan: Early History", Library of Congress...
  81. Turkic Languages: Classification - Encyclopædia Britannica. Retrieved 8 June 2006.
  82. The Safavid Empire, University of Calgary. Retrieved 8 June 2006.
  83. Shi'a: The Safavids[پیوند مرده], Washington State University. Retrieved 8 June 2006.
  84. Safavid Empire ۱۵۰۲–۱۷۳۶, Iran Chamber. Retrieved 19 June 2006.
  85. ۸۵٫۰ ۸۵٫۱ Kathy Sammis, Focus on World History: The First Global Age and the Age of Revolution, pg 39.
  86. "Sattar Khan". Iranchamber.com. Retrieved 2009-06-29. 
  87. Tadeusz Swietochowski, Russia and Azerbaijan: A Borderland in Transition (ISBN 0-231-07068-3)
  88. "New Evidence on the Iran Crisis ۱۹۴۵-۴۶". Cold War International History Project Bullet 12/13. Wilsoncenter.org. p. 309. 
  89. "Gary. R. Hess Political Science Quarterly, Vol. ۸۹, No. 1 (March 1974)" (PDF). Retrieved 2010-05-29. 
  90. http://web.archive.org/web/20041030073607/http://www.eva.mpg.de/genetics/pdf/Y-paper.pdf
  91. "Azerbaijani (people)" Encyclopædia Britannica
  92. An Introduction to the History of the Turkic Peoples by Peter B. Golden. Otto Harrasowitz (1992), ISBN 3-447-03274-X. Retrieved 8 June 2006.
  93. »Turkic Peoples", Encyclopedia Americana, volume 27, page 276. Grolier Inc. , New York (1998) ISBN 0-7172-0130-9. Retrieved 8 June 2006.
  94. Kobishchanov, Yuri et al. Axum. Pennsylvania State University Press, ۱۹۷۹; p. ۸۹
  95. Ronald G. Suny: What Happened in Soviet Armenia? Middle East Report, No. ۱۵۳, Islam and the State. (Jul.  – Aug. , ۱۹۸۸), pp. ۳۷–۴۰.
  96. Minorsky, V. ; Minorsky, V. "(Azarbaijan). Encyclopaedia of Islam. Edited by: P. Bearman, Th. Bianquis, C.E. Bosworth, E. van Donzel and W.P. Heinrichs. Brill
  97. «AZERBAIJAN vi. Population and its Occupations and Culture». Iranica. 
  98. Abrahamian, History of Modern Iran, (2008), p.91
  99. Roger Homan, "The Origins of the Iranian Revolution," International Affairs 56/4 (Autumn 1980): 673–7.
  100. Abrahamian, Ervand (1982). Iran Between Two Revolutions. Princeton, New Jersey: Princeton University Press. pp. 123–163. ISBN 9780691053424. OCLC 7975938. 
  101. Cottam, Richard W. (1979). Nationalism in Iran. Pittsburgh: University of Pittsburgh Press. p 18.
  102. Bayat, Mangol (1991). Iran’s First Revolution: Shi’ism and the Constitutional Revolution of 1905-1909. Oxford & New York: Oxford University Press. p 145.
  103. Adib-Moghaddam, Arshin (2006), "Reflections on Arab and Iranian Ultra-Nationalism", Monthly Review Magazine, 11/06 .
  104. Keddie, Nikki R.; Richard, Yann (2006), Modern Iran: Roots and Results of Revolution, Yale University Press, pp. 178f., ISBN 0-300-12105-9 
  105. بهنام، جمشید (1386). برلنی ها: اندیشمندان ایرانی در برلن 1915-1930. نشر فرزان، تهران.
  106. افشار یزدی، محمود (1338).
  107. Derenko, M., Malyarchuk, B., Bahmanimehr, A., Denisova, G., Perkova, M., Farjadian, S., & Yepiskoposyan, L. (2013). Complete Mitochondrial DNA Diversity in Iranians. PloS one, 8(11), e80673.
  108. An Introduction to the History of the Turkic Peoples pp. ۳۸۵-۶
  109. "The spread of Turkish in Azerbaijan", Encyclopaedia Iranica,. Retrieved 11 June 2006.
  110. «Maziar Ashrafian Bonab»دانشکده ژنتیک کمبریج[پیوند مرده]
  111. «Cambridge بررسی ریشه اقوام ایرانی»خبرگزاری ایسنا,
  112. «ʿĀŠEQ». Iranica. 
  113. «VI History»(فارسی)‎. دانشنامهٔ انکارتا، ۴ مرداد ۱۳۸۷. بازبینی‌شده در ۴ مرداد ۱۳۸۷. 
  114. http://looklex.com/e.o/iran.peoples.htm
  115. CIA - The World Factbook
  116. http://www.britannica.com/EBchecked/topic/46833/Azerbaijani
  117. http://www.ethnologue.com/language/azb
  118. http://www.eurasianet.org/departments/culture/articles/eav041503.shtml
  119. http://www.ethnologue.com/country/IR/status
  120. Azerbaijani Nationalism in Post-Revolutionary Iran.» CENTRAL ASIAN SURVEY]. ۲۷. ۱ (۲۰۰۸): p46. با اشاره به: آمارگیری از وضعیت اجتماعی اقتصادی خانوار، تهران، مرکز آمار ایران، ۱۳۸۲. بنا بر این منبع: در آمارگیری سال ۱۳۸۱/۲۰۰۲ در ایران، ۲۳٫۳ درصد از ایرانیان زبان مادری خود را ترکی آذربایجانی عنوان کردند. جمعیت ایران در آن سال ۶۶٬۶۲۲٬۷۰۴ نفر برآورد شده‌است.داده‌نامه سازمان سیا. که با این حساب شمار آذربایجانی‌زبانان ایران در آن سال ۱۵٬۵۲۳٬۰۹۰ نفر بوده‌است.
  121. Azerbaijani (people) - Britannica Online Encyclopedia
  122. Joshua Project - Great Commission Status of the Adamawa-Ubangi People Cluster
  123. http://www.ethnologue.com/show_country.asp?name=AZ Ethnologue report for Azerbaijan
  124. http://www.perepis-2010.ru/results_of_the_census/tab7.xls
جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ مردم آذری موجود است.