ایستمی خان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو
خاقانات غربی ترک. برای دیدن تصویر بزرگتر روی تصویر کلیک کنید.

ایستمی خان نخستین فرمانروای خاقانات غربی ترک بود. وی جانشین برادرش بومین خان شد. مبداء تاریخی ترکان از سال ۵۴۵ میلادی و شروع فرمانروایی بومین خان است که عنوان ایلخان، یعنی رئیس ایل و سرزمین را داشت. وی به سال ۵۵۵ میلادی بر سراسر ماوراء سیحون دست یافت. از این تاریخ تماس ترکان و ایران در تاریخ ساسانی به ثبت رسیده‌است.

در روزگار فرمانروایی بومین خان، برادر کوچکش ایستمی خان، مأموریت حمله به غرب را یافت. بومین و ایستمی از اقوام اوگر بودند که غیر از ترکان به شمار می‌آمدند. نام ایستمی خود مؤید این نکته است زیرا این نام از ریشهٔ زبان ترکی نیست بلکه از ریشهٔ زبان اوگری است که به معنای روان گذشتگان است.[۱]

در سال ۵۶۰ میلادی ایستمی خان، صلاح کار خود را در این دید که برای از بین بردن هیاطله یا هپتالیان که دشمن مشترک ایران و ترکان بودند، با خسرو انوشیروان اتحاد کند. برای ایرانیان هدف عمده از حمله به هیاطله، گرفتن انتقام مرگ پیروز یکم شاهنشاه ساسانی بود که در جنگ با هیاطله کشته شده بود.

خسرو انوشیروان در ضمن این اتحاد، با دختر ایستمی خان ازدواج کرد. هرمز چهارم ثمرهٔ این ازدواج است.[۲] نخستین شکست به هیاطله در سال ۵۶۲ میلادی وارد آمد و سرانجام هیاطله بدست قوای مشترک ایران و ترکان از بین رفت.

بعد از پیروزی بر هیاطله، اختلاف بین ترکان و ایران بر سر راه ابریشم که تا بحال پنهان مانده بود، آشکار شده و صورتی آشتی ناپذیر بخود گرفت. ایستمی خان نزد امپراتور بیزانس، یوستی نیانوس یکم، فرمانروای سغد را فرستاد و قرار بر این شد که ترکان و رومیان به اتفاق یکدیگر، ایران را مورد حمله و تاخت و تاز قرار بدهند.

سواران ایستمی خان بسرعت از رود آمو گذشتند ولی مواضع و استحکاماتی که ایران در سدهٔ پنجم میلادی برابر هیاطله ایجاد کرده بود به نظر ترکان غیر قابل گذر آمد و حمله به همین جا متوقف ماند.[۳]

انوشیروان در سال ۵۷۱ میلادی سند، بست، رخج، زابلستان، طخارستان و کابلستان را متصرف شد. چغانیان نیز به تبعیت ایران در آمدند اما سرزمین سغد در اختیار ترکان باقی ماند و این به سبب صلحی بود که میان خسرو انوشیروان و ایستمی خان بسته شد.

ایستمی خان در سال ۵۷۶ میلادی فوت کرد و جای خود را به پسرش تاردوش خان داد. به هنگام تدفین ایستمی خان، چهار اسیر جنگی از هون‌ها نیز اعدام و با وی بخاک سپرده شدند تا در آن جهان وی را همراهی کنند.[۴]

پانویس[ویرایش]

  1. رضا، عنایت الله. ایران و ترکان در روزگار ساسانیان. ص ۸۸ تا ۸۹
  2. رضا، عنایت الله. ایران و ترکان در روزگار ساسانیان. ص ۹۱ تا ۹۲
  3. رضا، عنایت الله. ایران و ترکان در روزگار ساسانیان. ص ۹۷
  4. رضا، عنایت الله. ایران و ترکان در روزگار ساسانیان. ص ۳۶

منابع[ویرایش]

رضا، عنایت الله. ایران و ترکان در روزگار ساسانیان. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۵

  • ویکی‌پدیای انگلیسی